بررسی گرایش به باروری و عوامل اجتماعی مرتبط با آن (مطالعه موردی زنان متاهل 50-15 ساله ساکن شهر تبریز)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی.

2 استادیار دانشگاه پیام نور تبریز

چکیده

ایران به عنوان کشوری در حال انتقال از لحاظ ساخت سنی و سطح توسعه­ای، طی دهه­های اخیر کاهش باروری سریعی را تجربه کرده است. باروری و فرزندآوری با دو عامل شرایط بیولوژیک و زیستی انسان، و شرایط اجتماعی در ارتباط است. هدف از انجام این مطالعه شناسایی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به باروری است. با روش تحقیق پیمایش، اطلاعات مورد نیاز از 460 زن متاهل 50-15 ساله شهر تبریز به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای به دست آمده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که میزان گرایش به باروری دربین زنان در حد متوسط به پایین است. تحلیل­های دو متغیره و چند متغیره نشان­دادند باورهای مذهبی مهم­ترین عامل درگرایش به باروری زنان است. به طوری­که باتوجه به یافته­های حاصل از رگرسیون چند متغیره، باورهای مذهبی با 21 درصد بیشترین سهم را در میزان گرایش به باروری زنان دارد و در مجموع 30 درصد گرایش به باروری توسط متغیرهای باورهای مذهبی، فرزند ایده­آل، سرمایه اجتماعی، مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی تبیین می­شود. در تحلیل مسیر، متغیر سن زن بیشترین اثر و متغیر پایگاه اجتماعی کمترین اثر را بر میزان گرایش به باروری زنان داشته است. در نهایت می­توان نظریه­های بونگارت، نوتشتاین، رانگ و بکر، و نیز نظریه­های پایگاه اجتماعی، باورهای مذهبی و سرمایه اجتماعی را جهت تبیین رابطه عوامل اجتماعی با میزان گرایش به باروری مناسب دانست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigation of trends to fertility and the related social factors (A case study of married women 15 to 50 years in Tabriz)

نویسندگان [English]

  • Hamideh Savabi 1
  • FIRUZ RAD 2
2 Assistant professor of payame Noor university of Tabriz
چکیده [English]

Iran as a transferring country from aging and developing points of view has quick fertility decline in recent years. Fertility relates to human’s biologic and social conditions. The aim of this study is the recognition of social factors related to tendency to fertility. Using survey, data are obtained from 460 married women 15 to 50 years in Tabriz with multi-stage cluster sampling.  The results show religious belief is one of the most important factors in women’s tendency to fertility. As shown in the results of multi-stage regression, the major part of tendency to fertility is religious belief (21%) and in total, 30%of tendency to fertility is determined by religious belief, ideal child, social capital, and residence period in Tabriz and social status. The obtained data show that women age has maximum effect on fertility and social status has the minimum effect on it. Finally it can be concluded that Bongart, Noshtein, Rang and Beaker’ s theories and also social status theories , religious beliefs and social capital are appropriate in determining the relationship between social factors and tendency to fertility.

کلیدواژه‌ها [English]

  • : tendency to fertility
  • Social capital
  • religious belief
  • Social status
  • Urbanism
  • demographic factors

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     پنجم، شماره هفدهم، زمستان 1391

   

ص     ص 42-23

   
   

 

 

 

 

 

 

 

      بررسی گرایش به باروری و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

(مطالعه موردی زنان متاهل 50-15 ساله ساکن شهر تبریز)

حمیده ثوابی[1]

دکتر فیروز راد[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/10/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:26/12/1393

چکیده

ایران به عنوان کشوری در حال انتقال از لحاظ ساخت سنی و سطح توسعه­ای، طی دهه­های اخیر کاهش باروری سریعی را تجربه کرده است. باروری و فرزندآوری با دو عامل شرایط بیولوژیک و زیستی انسان، و شرایط اجتماعی در ارتباط است. هدف از انجام این مطالعه شناسایی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به باروری است. با روش تحقیق پیمایش، اطلاعات مورد نیاز از 460 زن متاهل 50-15 ساله شهر تبریز به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای به دست آمده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که میزان گرایش به باروری دربین زنان در حد متوسط به پایین است. تحلیل­های دو متغیره و چند متغیره نشان­دادند باورهای مذهبی مهم­ترین عامل درگرایش به باروری زنان است. به طوری­که باتوجه به یافته­های حاصل از رگرسیون چند متغیره، باورهای مذهبی با 21 درصد بیشترین سهم را در میزان گرایش به باروری زنان دارد و در مجموع 30 درصد گرایش به باروری توسط متغیرهای باورهای مذهبی، فرزند ایده­آل، سرمایه اجتماعی، مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی تبیین می­شود. در تحلیل مسیر، متغیر سن زن بیشترین اثر و متغیر پایگاه اجتماعی کمترین اثر را بر میزان گرایش به باروری زنان داشته است. در نهایت می­توان نظریه­های بونگارت، نوتشتاین، رانگ و بکر، و نیز نظریه­های پایگاه اجتماعی، باورهای مذهبی و سرمایه اجتماعی را جهت تبیین رابطه عوامل اجتماعی با میزان گرایش به باروری مناسب دانست.

واژگان کلیدی: گرایش به باروری، سرمایه اجتماعی، باورهای مذهبی، پایگاه اجتماعی، شهرنشینی، عوامل جمعیت­شناختی. 

مقدمه و طرح مساله

امروزه مدرنیزاسیون و دگرگونی ساخت جامعه ایران، و رواج شهرنشینی و تغییرات اجتماعی، دگرگونی عمیقی درطرز تفکر و روحیه خانواده­ها ایجاد نموده است. اکثر کشورهای درحال گذار به ویژه ایران شاهد تحولات عمیقی در تمامی ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و جمعیتی و گذر از الگوهای سنتی به مدرن هستند در مورد ابعاد جمعیتی هم شاهد کاهش باروری به سطح زیر جانشینی هستیم و جامعه به سمت تحدید موالید پیش می­رود. زمانی که ساختارها و نهادهای اجتماعی تحت تغییر برجسته­ای هستند، شاهد نگرش­های عقلانی و سودجویانه در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی هستیم و نوسازی جامعه در واقع فرایندی است که از هنجارها و آداب و رسوم جامعه گذشته فاصله می­گیرد و نگرش­ها و باورهای جدید تدریجاً جای آن را پر می­کند.

 هم از منظر فردی و هم از منظر اجتماعی هیچ نهادی نیست که همانند نهاد خانواده جهانی و از نظر غایت ثابت پایدار باشد. از این­رو هیچ نهادی نیز همانند آن تحت تاثیر دگرگونی­های اجتماعی قرار نمی­گیرد(میشل، 1354: 137). زمانی که دگرگونی­های ساختاری در سطح کلان (دگرگونی­هایی مانند صنعتی شدن، شهرنشینی، پرولتاریزه شدن و نظایر آن) رخ می­دهد، دگرگونی­های ایدئولوژیکی نیز درسطح کلان به وجود می­آید، در سطح خرد نیز خانواده­ها خود را با دگرگونی­ها در سطح کلان انطباق می­دهند(اعزازی، 1383: 17). در جوامع شهری شده امروزی با تغییر هنجارها و ارزش­های حاکم جامعه، فردگرایی افزایش یافته، سبک زندگی جدیدی به وجود آمده است و پیوند نزدیک افراد به خانوار، زادگاه وآیین و سنت­ها نیز کمتر شده است(ماتزا[3]، 1964: 147). باروری و فرزندآوری به عنوان عامل منحصر به فرد افزایش جمعیت درسطح جهانی، از اهمیت بیشتری برخوردار است و مهم­ترین عاملی­که می­تواند ساختار سنی یک جمعیت را دگرگون سازدسطح باروری زنان است، هم­چنین دسترسی بهینه به شاخص­های اجتماعی نظیر خانواده، ازدواج، باروری و غیره همگی در گرو وضعیت جمعیتی است، همین طور دسترسی به شاخص­های بهتر اقتصادی نیز با جمعیت جامعه در ارتباط است. از این­رو پرداختن به پدیده جمعیت و گرایش به باروری پیش­نیاز هرگونه توسعه اجتماعی- اقتصادی درجامعه است(شیخی، 1380: 110). برطبق اطلاعات آماری، متوسط رشد سالانه جمعیت 9/3 درصدی سال­های 65-1355، طبق آخرین سرشماری 1390 به 29/1 درصدکاهش یافته است. بعد خانوارها نیز در نتیجه کاهش باروری در دهه­های اخیر کاهش یافته است. بر اساس آمارهای رسمی­کشور ایران بیشترین نسبت در شاخص­های باروری را در دوره 65-55 داشته است (1/5) و برای سال 1390 (5/3) نفر به دست آمده است. گفتنی است رشد جمعیت تبریز نیز طی دهه­های اخیر سیرنزولی داشته است، به طوری­که رشد سالانه جمعیت 9/4 درصدی سال­های 75-1365 در سال­های 90-1385 به 35/1 درصد کاهش یافته است(مرکز آمار ایران، 1390). امروزه در تمامی ابعاد جامعه نسبت به دهه­های قبل تغییر و تحولات اجتماعی وجود داشته است و میزان شهرنشینی کشور هم از مرز 70 درصد گذشته است و نهاد خانواده نیز پا به پای تحولات اجتماعی دگرگون شده است بر این اساس تغییرات نظام خویشاوندی و تغییرات باروری نتیجه اجتناب­ناپذیر دگرگونی ساختاری جامعه و هم­چنین دگرگونی­های ایدئولوژیکی است به­گونه­ای­که امروزه خانواده­ها درمورد رفتار باروری نیز باتوجه به ارزیابی­های خود دست به انتخاب می­زنند و این انتخاب باعث­کاهش تعداد فرزند ایده­آل می­شود و درکل سیستم جامعه و ساختارجمعیت اثر می­گذارد. مطالعات نشان می­دهد، تغییرات­باروری طی دهه­های اخیربا ویژگی­های اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی(عباسی­شوازی و همکاران، 1389؛ قدرتی و همکاران، 1390؛ هزارجریبی وهمکاران، 1389) ارتباط دارد. آن­چه درمورد تغییرات باروری طی سال­های اخیرنگاه محققان مقاله را به خود جلب کرده است تغییرات اندیشه­ای و گرایشی زوجین در مورد باروری است که با طیف وسیعی از عوامل اجتماعی ارتباط دارد که باید به شناسایی این عامل­ها پرداخت. بنابراین در این مطالعه علتی که مکانیسم تاثیرپذیری گرایش به باروری افراد را می­رساند عوامل جتماعی تبیین­کننده بر باروری است. با این وجود برای تبیین دقیق­تر، ضروری است که در جامعه مورد تحلیل و تبیین قرار گیرد زیرا باروری یکی از عوامل اصلی تغییرات جمعیتی یک جامعه است. دانستن الگوی تغییرات باروری و سمت و سوی آینده آن در هر جامعه­ای می­تواند از اهمیت بالایی برای برنامه­ریزی­های آن جامعه برخوردار باشد و یکی از جنبه­های جمعیت و جامعه را پوشش دهد.

 

مبانی نظری و تجربی

ازنظر دورکیم خانواده گروهی طبیعی نیست­که به وسیله والدین بنا شده باشد بلکه نهادیست اجتماعی که عوامل اجتماعی آن را به وجود آوردند. زیرا قاعده دورکیم بر این است که هر عمل اجتماعی به وسیله عوامل اجتماعی دیگر تبیین می­شوند، از این رو خانواده زن و شوهری که مبنای ازدواج زن و شوهری و فرزندآوری است تحت تاثیر این عامل­های اجتماعی قرار می­گیرند(میشل، 1354: 32). گیدنز بر این باور است­که خانواده امروزه دچار دگرگونی­هایی شده است­که درکشورهای غربی و صنعتی شده این دگرگونی­ها پیشروی کرده­اند و به مرور زمان در حال جهانی شدن هستند. از نظر وی امروزه داشتن فرزند نسبت به گذشته، بیشتر تصمیمی عاطفی است و ما در عصری زندگی می­کنیم که می­توان آن را عصر طلایی فرزند یا عصر فرزند عزیز نامید(عنایت و همکاران، 1392: 119-118). از نظر پارسونز، آن­چه که امروزه به عنوان تک علت در کم شدن بعد خانواده اثر دارد صنعتی شدن است. عده­ای تمایل به محدود ساختن تعداد فرزندان را ناشی از بینش اقتصادی و خوشگذرانی و زندگی مرفه می­دانند(صادقی­فسایی و همکاران، 1392: 73). نتایج تحقیق حسینی و همکاران گویای آن است که تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده ملازم با تغییر در نگرش­ها و ایستارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری و در نهایت رفتار و ایده­آل­های باروری است(حسینی و همکاران، 1388: 55). بر مبنای تئوری مبادله افراد گروه­های اجتماعی را فقط به خاطرنفع شخصی­شان شکل­می­دهند. اساسی­ترین پیش­فرض­های نظریه مبادله این است­که گروه­ها صرفاً مجموعه­هایی از افراد هستندکه پیش­بینی وتبیین رفتار آن­ها براساس مطالعه انگیزه­های­شان صورت می­گیرد یعنی افراد محاسبه­گرانی عقلانی درباره سود و هزینه می­باشند(کلانتری و همکاران، 1389: 86). بر مبنای این نظریه می­توان بیان کرد، زمانی که زن و شوهر هزینه­های فرزند را بیشتر از منافع آن (از جمله فرصت­های از دست رفته) ارزیابی می­کنند، به خاطر تقبل هزینه زیاد در طول زندگی، گرایش کمتری به فرزنددار شدن را خواهند داشت.

  بر مبنای تئوری انتقال جمعیتی، استدلال صاحب­نظران این نظریه در اصل در چارچوب نظریه­های کلان است، جامعه ها در مسیر حرکت به توسعه اقتصادی- اجتماعی و نوگرایی انتقال جمعیتی را تجربه می­کنند. هر چه توسعه یافتگی در جامعه­ای بالاتر باشد انتظار می­رودکه میزان باروری درآن جامعه پایین­تر باشد(عباسی­شوازی، 1383: 11). نوتشتاین در این رابطه باور دارد که در سایه مدرنیزاسیون بسیاری از ارزش­ها و هنجارهای خانواده­ها نسبت به شکل­گیری خانواده وفرزندآوری تغییر پیداکرده است. به عبارتی شهرنشینی وصنعتی شدن باعث ایجاد سبکی از زندگی می­شود که گرایش به فرزندآوری و پرورش بچه­ها را هزینه­آور می­سازد و به تدریج ارزش­های مربوط به داشتن فرزند زیاد را از بین می­برد(سازمان ملل[4]، 1990: 8-5). نتایج حاصل از تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران نشان داد، زوج­هایی­که در محیط شهر پرورش یافتند، زنانی که از سطوح بالاتر تحصیلی برخوردارند، و زنانی که در سنین بالاتر ازدواج می­کنند، تعداد فرزندان کمتری دارند، به هنگام ازدواج باروری ایده­آل پایین­تری داشتند(عباسی­شوازی، 1384: 62). به عقیده بیلی رام کاهش باروری و تحولات اجتماعی طی سال­های اخیر در جوامع صنعتی و جوامع در حال صنعتی شدن نشان می­دهد که توجه اصلی روی بحث سطح الگوها و سن بارداری است که روی تحولات اجتماعی از سه طریق عمده تاثیر دارد، این سه عامل عبارتند از: کاهش رشد اجتماعی، تغییرات ساختارهای سنی و تحولات نظام خانوادگی می­باشند(رام[5]، 2003: 297). رویکرد اقتصادی از باروری تاکید بر درآمد و هزینه والدین برای فرزندآوردن دارد. این رویکرد شمار فرزندان دلخواه زوجین و کیفیت فرزندان را تحت تاثیر قرار می­دهد وتاکید برهزینه رشد و تربیت، فرصت­های ازدست رفته (اشتغال زنان)، و سطح درآمد خانواده دارد(بکر و بارو[6]، 1986: 69). لیبنشتاین بر اساس مسئله هزینه و منفعت بر این باور است که والدین سبک- سنگین می­کنند داشتن فرزند چه قدر هزینه و یا منفعت می­تواند داشته باشد. اگر منافع اقتصادی حاصل از فرزند بیشتر از هزینه­های دوگانه آن باشد، خانوار و مادر انگیزه پیدا می­کند که فرزندان بیشتری داشته باشد. در نتیجه تقاضا برای فرزند تابعی از میزان نفع شخصی حاصل از فرزندآوری، سلایق و علایق خانواده و فرد (مادر) است(عنایت وهمکاران، 1392: 117). ازنظر بونگارت به موازات توسعه، متوسط سن در اولین ازدواج افزایش می­یابد. نتیجه این تغییر کاهش درصد زنان در وصلت جنسی، منجر به تغییرات در رفتار باروری می­شود. هم­چنین به عقیده وی نگرش­ها نسبت به اندازه ایده­آل خانواده ممکن است باروری را تحت تاثیر قرار دهند(حسینی، 1390: 117-83). به عقیده مک­دونالد در کشورهای در حال توسعه که زنان برابری جنسیتی بیشتری کسب می­کنند و به واسطه تحصیلات و کسب شغل، عرصه اجتماعی را بیشتر تجربه می­کنند و به تبع آن به دنبال تحقق انتظارات و آمال و آرزوهای فردی خود می­روند، از باروری خود می­کاهند چون فرزندآوری و پرورش فرزندان که در جامعه سنتی، وظیفه اصلی زن تلقی شده است مانع دست­یابی به آرزوها و اهداف فردی زنان است(مک­دونالد[7]، 2000). از آن­جا که باروری نمی­تواند تنها از طریق شرایط اقتصادی تبیین شود، ارزیابی ارزش­ها و نگرش­های غیر اقتصادی نیز اهمیت دارد. گرایش به باروری می­تواند به عنوان مجموعه چیزهای خوبی که والدین با داشتن فرزند دریافت می­کنند، تعریف ­شود. چارچوبی که سعی در ادغام تمامی ابعاد ارزش فرزند در این رویکرد دارد؛ شامل منافع و هزینه­های اقتصادی، هزینه­های مربوط به فرصت از دست رفته، هزینه ها و منافع احساسی و روان­شناختی، و هزینه­ها و منافع جامعه­ای را دارد(لوکاس و میر، 1383: 110). یکی از بسط­های اخیر نظریه انتخاب عقلانی­که به منظور لحاظ کردن یک انگیزه غیرابزاری برای تصمیم­گیری در مورد داشتن فرزند صورت پذیرفت، نتیجه تلاش فریدمن و همکاران اوست در جوامع پیشرفته، مقوله­هایی چون تازگی، هیجان و سرگرمی، خلاقیت، کامل شدن و نظایر آن علایق جدی والدین برای فرزنددار شدن را آشکار می­سازند(منصوریان، 1385: 135). نتایج حاصل از تجربیات دوران کودکی و نگرش به شکل­گیری خانواده نشان داده است، در گرایش به فرزندآوری، نگرش نسل­های قبل از سال 1350 با بعد از 1365 (فرزندان خوشی و سرور را به زندگی والدین می­آورند) و نسل­های انقلاب با جنگ (فرزندان باعث ایجاد فشار روحی و روانی برای والدین می­شوند) نزدیک­تر است. درصد موافقت با سقط جنین به عنوان یکی از راه­های جلوگیری از بارداری و نیز تک­ فرزندی در نسل­های جدید بیشتر از قدیمی است(قاسمی­اردهائی وهمکاران، 1393). هم­چنین یکی ازعوامل مرتبط با باروری باورهای مذهبی است، به عقیده دورکیم مذهب نظام یکپارچه­ای از باورداشت­ها و عملکردهای مرتبط با چیزهای مقدس است. این باورداشت­ها و عملکردها همه کسانی را که به آن­ها عمل می­کنند در یک اجتماع اخلاقی واحد همبسته می­کند(همیلتون، 1390: 29). وی بیان می­داردکه در خانواده­های گسترده، مذهب باعث وفاداری زوجین به یکدیگر بوده و امروزه با روی­آوردن به روابط شخصی به جای وفاداری به خانواده­های گسترده، مذهب تا حدی از زندگی مردم کنار رفته است(اسکاچ[8]، 2006). وبر کمتر به تبیین مذهب به عنوان یک پدیده کلی توجه می­کند، بلکه نظر او بیشتر معطوف به اثر باورهای دینی بر زندگی اجتماعی است. برای وی مفهوم نظم ماوراء طبیعی که در همه جوامع شناخته شده وجود دارد، جزء اصلی دین است(سراج­ زاده و همکاران، 1388). وی مذهب را به عنوان یک نظام اعتقادی تعریف می­کند که طبیعت نیروها را شکل می­دهد. ایشان مذهب را به عنوان یک متغیر مستقل تاثیرگذار بر امور اجتماعی می­داند(کلانتری و همکاران، 1389: 86). به عقیده مک­گایلن مذهب باید هنجارهای رفتاری را با رفتارهای باروری پوشش دهد. باورهای مذهبی ارزش­ها و هنجارهایی هستند که رفتار مشروع را مستقیماً به ابعاد تخمین زده شده در زمینه باروری ارتباط می­دهند. یعنی قواعد و هنجارهایی که در تنظیم خانواده نقش دارند(فرجیکا و وستوف[9]، 2006: 10). نتایج تحقیقی که برمن و همکارانش در سال 2003 از بنگلادش، اندونزی، نیجریه انجام داده­اند نشان داد که میزان باروری و باورهای مذهبی در بسیاری از این کشورها به جهت تحصیل و تغییر در جمعیت به شهرنشینی و فردگرایی کاهش یافته است(گافمن[10]، 2009: 23). چنان­چه ملاحظه می­شود وقتی در جامعه­ای از نفوذ اعتقادات مذهبی کاسته می­شود، میزان باروری که علاقه به آن جزء موارد مهم و قابل توجه در مذاهب اسلامی است، کاسته خواهد شد. باورهای مذهبی از طریق ویژگی­های جمعیتی بر باروری تاثیر می­گذارد.   

عامل مرتبط دیگر در گرایش به باروری، پایگاه اجتماعی است، که از طریق تئوری­های مختلفی قابل تفسیر است. از نظر گیدنز پایگاه به تفاوت­های میان گروه­های اجتماعی از نظر احترام یا اعتبار اجتماعی که دیگران برای آن­ها قائل می­شوند اطلاق می­گردد. تمایزات پایگاهی اغلب ازتقسیمات طبقه­ای مستقل است. هم­چنین از نظر وی داشتن درآمد بالا معمولاً پایگاه والایی نصیب شخص می­کند(گیدنز، 1378: 226). به عقیده مندراس و گوریچ در جامعه صنعتی امروز فرد تعداد زیادی نقش­های متفاوتی بر عهده دارد و همین ترکیب نقش­های متفاوت اجتماعی یک فرد یا ترکیب تصوری موقعیت­های او را پایگاه وی می­نامند. عوامل متعددی مانند نیاکان یا اصل و نسب، وضع تمکن، مفید بودن از لحاظ شغلی، میزان و نوع تحصیلات و غیره در چگونگی پایگاه اجتماعی افراد موثر است(ملک، 1386: 21). از نظر وارنر مبنای پایگاه اجتماعی افراد شاخص­هایی مانند درآمد، تحصیلات، شغل، محل سکونت و غیره می­تواند باشد(همان). از نظر بکر والدین تحصیل کرده­ای که رتبه شغلی آنها بالا و هزینه فرصت­هایشان نیز زیاد است و نیز والدینی که به دلیل برخورداری از درآمد بیشتر، دسترسی آسانتری به ابزارهای کنترل باروری دارند، خواستار فرزندان کمتری هستند و متقابلا والدین کم درآمد، دارای مشاغل پایین و فاقد امکان دسترسی به روش­های کنترل باروری، در عمل فرزندان بیشتری خواهند داشت(منصوریان و همکاران، 1385: 134). تحقیقات قرن بیستم کشور ایتالیا نشان داد که رابطه منفی بین باروری و طبقه شغلی، درآمد و سطح تحصیلات وجود دارد به طوری­که با بالا رفتن پایگاه اجتماعی و ثروت افراد نسبت باروری کاهش می­یابد(اسکیربک، 2008: 146). همان طورکه ملاحظه می­شود میزان باروری هرخانوار بستگی به جایگاه و پایگاه اجتماعی والدین دارد به گونه­ای که خانواده­ها با توجه به پیشرفت و ترقی حاصل شده در جامعه و موقعیتی که به عنوان یک عضو دارا می­باشند به باروری و فرزندآوری می­­اندیشند. عامل دیگر سرمایه اجتماعی است ازنظر بوردیو سرمایه اجتماعی به معنای روابط فرد درگروه­ها و شبکه­های اجتماعی است و دسترسی افراد را به فرصت­ها، اطلاعات، منابع مادی و موقعیت اجتماعی را میسر می­سازد و بر جایگاهی که فرد در فضای اجتماعی اشغال می­کند تاثیر می­گذارد(بوردیو، 1380: 35-34). از نظر وی سرمایه اجتماعی از دو مولفه اصلی تشکیل شده است. نخستین عنصر سرمایه اجتماعی ساختاری مانند شبکه­ها، انجمن­ها، نهادها و غیره نام دارد. دومین نوع سرمایه اجتماعی شناختی- ذهنی نام دارد و شامل عناصر غیر ملموس و ذهنی مانند طرز تلقی­ها و هنجارهای رفتاری، ارزش­های مشترک، اعتماد و هنجارهای معامله متقابل و غیره می­شود(جاوید و همکاران، 1389: 107). از نظر کلمن سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشکر اجازه می­دهد تا با استفاده از آن به منافع خود دست یابد. روابط اجتماعی هنگامی به وجود می­آیندکه افراد کوشش می­کنند ازمنافع فردی خود بهترین استفاده را به عمل آورند و نباید تنها به­عنوان اجزاء ساختارهای اجتماعی درنظر گرفته شوند. آن­ها را می­توان به عنوان منابعی برای افراد نیز در نظر گرفت به اعتقاد وی سرمایه اجتماعی، شبکه­های گسترده ارتباطات، اعتماد و ارزش­های مشترک سروکار دارد(کلمن، 1377: 458). پاتنام سرمایه اجتماعی را مجموعه­ای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه­ها می­داند که موجب ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آن را تامین خواهدکرد(اخترمحقق، 1385: 54). به اعتقاد وی اعتماد حاصل پیش­بینی­پذیری رفتار دیگران است که در یک جامعه کوچک از راه آشنایی نزدیک با دیگران حاصل می­شود اما درجوامع بزرگ­تر نیاز به نوعی اعتماد غیرشخصی­تر ضرورت پیدا می­کند(پاتنام، 1384: 292). فوکویاما به نوبه خود بر تاثیرات اعتماد تاکید دارد و نه بر ارزش­های هنجاری آن، اعتماد وقتی حاصل می­شود که افراد دارای ارزش­های مشترک صداقت و رفتار متقابل باشند و بنابراین بتوانند با یکدیگر همکاری کنند (تونکیس، 1387: 105). به عقیده لوکوه و وندرمیچ دریافت حمایت و اطلاعات از شبکه­ها می­تواند بسته به آمال و آرزوهای زنان ومحتوای برنامه­ها موجب تشویق به باروری یا کنترل آن­گردد(قدرتی وهمکاران، 1390: 84). بر اساس تحقیق انجام شده در لهستان در سال 2001، تاثیر سرمایه اجتماعی بر اساس تعداد افرادی­که از روابط تبادل حمایت وکمک استفاده می­کنند، سنجیده می­شود. نتایج گزارش­شده ازتحقیقات، ارتباط مستقیم و مثبت بین تعداد روابط تبادل کمک و حمایت و میل به فرزند دوم آوردن را نشان می­دهد(بوهلر و فرتزک[11]، 2004: 2). هم­چنین نتایج حاصل از یافته­های تحقیق بوهلر و فلیپوف درباره رابطه سرمایه اجتماعی و باروری دربلغارستان نشان داده است­که حمایت از روابط بین فردی یکی ازعوامل مهم در تمایل به باروری در جوامع اروپای شرقی و مرکزی به­حساب می­آید(بوهلر و فلیپوف[12]، 2005: 53). بر این اساس ملاحظه می­شود سرمایه اجتماعی دلالت بر دارایی­های جمعی می­کند که کنش را تسهیل می­کنند و افراد را در دست­یابی به اهداف خود یاری می­دهند. سرمایه اجتماعی می­تواند هم­چون واسطه­ای عمل کند که افراد از طریق آن­ها چیزهای زیادی در مورد رفتارهای جمعیتی فرا می­گیرند. سرمایه اجتماعی نوعی منابع ارزش­مند در زندگی برای افراد به وجود می­آورد و با وجود محیط اجتماعی حمایتی نوعی سرمایه اجتماعی در رابطه با باروری به وجود می­آید. به طوری که می­توان عنوان کرد وجود روابط تبادل کمک و حمایت گرایش به فرزندآوری را افزایش می­دهد. همان طور که ملاحظه گردید هر یک از تئوری­های مربوط به فاکتورها، گرایش به باروری را تبیین می­کنند. از آن جا که انسان موجودی کنشگر و دارای اراده نسبی است و می­تواند بنا به سلیقه خود دست به انتخاب بزند و در این میان گرایش­ها و ارزیابی­های انسان­ها می­تواند باگرایش به باروری رابطه داشته باشد، و این­گرایش به باروری شمارفرزندان را در خانواده­ها مشخص می­کند. گفتنی است کاهش باروری به ­طور کلی بازتابی از نظم اخلاقی در حال تغییر در جامعه است که موجب تغییر در ارزش­ها و هنجارها، و در نتیجه گرایش­های افراد شده است و مفاهیمی مانند پایگاه اجتماعی، باورهای مذهبی و شهرنشینی و سرمایه اجتماعی و غیره رفتار باروری را تبیین می­کنند. می­توان اظهار کرد، امروزه با دگرگونی ساختار جامعه و در نتیجه تغییر ساختار و کارکرد خانواده­ها، منجر به تغییراتی در رفتار باروری شده است. بعبارتی صنعتی شدن و شهرنشینی با مجموعه­ای از تقسیم­کار در همه بخش­های زندگی و هم­چنین میزان­هایی بالایی از تحرک اجتماعی و مکانی همراه بوده است و این امر به طور اجتناب­ناپذیری منجر به رشد عقل­گرایی و کاهش نفوذ نیروهای سنتی شده است و دگرگونی عمیقی در طرز تفکر و روحیه افراد به وجود آمده است. درنتیجه خانواده نیز همانند سایر نهادها دچار تحول شده است و انگیزه­ها و گرایشات افراد به ویژه در مورد رفتار باروری تغییر پیدا کرده است. با توجه به رویکردهای نظری استفاده شده می­توان مدل تحلیلی را در قالب تصویر زیر ارائه نمود.

 

                       

نمودار شماره (1): مدل تحلیل رابطه عوامل اجتماعی با میزان گرایش به باروری

 

روش تحقیق

روش مطالعه پیمایشی است و برای گردآوری داده­ها از تکنیک پرسشنامه استفاده شده است. جامعه­آماری زنان 50-15 ساله متاهل ساکن در شهر تبریز است که بر اساس اطلاعات سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390 حدود 463395 نفر است. بر اساس فرمول کوکران و برآورد واریانس 3/0 پس از آزمون مقدماتی، حدود 460 نفر نمونه انتخاب شدند و بر اساس نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای به مناطق ده­گانه تبریز اختصاص یافتند. بدین ترتیب جمعیت زنان 50-15 ساله مناطق ده­گانه شهر تبریز بر اساس سرشماری سال 1390 به تفکیک استخراج، سپس متناسب با جمعیت زنان هر منطقه و نسبت آن با جمعیت کل، نمونه­ها برای هر منطقه اختصاص یافتند. سپس محلات به صورت تصادفی از حوزه­ها انتخاب شدند، و در نهایت نمونه­ای از زنان به صورت تصادفی از محلات انتخاب شده است.

جدول شماره (1): تعداد و نمونه­ تخصیص یافته به نسبت مناطق ده­گانه شهرداری تبریز

مناطق­شهرداری تبریز

تعداد   جمعیت ­زنان50-15 ساله متاهل

نمونه­اختصاص­یافته

درصد

خوشه­های   انتخابی

منطقه   یک

69002

68

8/14

یوسف­آباد، ایده­لو، سیلاب.

منطقه   دو

54822

54

7/11

زعفرانیه، ولیعصر، آبرسان.

منطقه   سه

71605

71

4/15

منظریه، ابوریحان، قطران.

منطقه   چهار

100458

99

5/21

آخونی، استاد جعفری، نصف­راه، کوچه باغ.

منطقه   پنج

30358

30

5/6

باغمیشه، آذربایجان.

منطقه   شش

28684

28

1/6

بهار، منجم.

منطقه   هفت

45450

45

6/9

شهرک اندیشه، شهرک سهند.

منطقه   هشت

8234

8

7/1

تربیت، بازار.

منطقه   نه

96

09/0

2/0

خاوران.

منطقه   ده

57967

57

4/12

شمس تبریزی، ارم، منبع.

جمع

466676

460

100

25

 

        اعتبار و پایایی

در این پژوهش اعتبار وسیله اندازه­گیری صوری است که همراه با اعتبار نمونه­گیری اعتبار محتوایی را تشکیل می­دهد. برای بررسی پایایی گویه­های موجود در وسیله اندازه­گیری از ضریب آلفای کرونباخ(با اجرای پیش­آزمون به تعداد 30 نفر) استفاده شده است. نتایج تحلیل پایایی متغیرهای پیش­بین و ملاک را جدول زیر نشان می­دهد.

جدول شماره (2): نتایج تحلیل پایایی متغیرها به روش آلفای کرونباخ

متغیر

ضریب   پایایی

پایگاه   اجتماعی

796/0

باورهای   مذهبی

701/0

سرمایه   اجتماعی

879/0

گرایش به   باروری

716/0

 

 

 

 

 

یافته­ها

مطابق با جدول3، میانگین گرایش به باروری زنان برابر با 65/55 با انحراف استاندارد 23/11، حداقل نمره 20 و حداکثر 96 است. با توجه به ضریب کجی 007/0- به دست­آمده، گرایش به باروری در بین زنان متوسط به پایین است. بر اساس آماره­های پراکندگی، میانگین باورهای مذهبی برابر با 44/101 و انحراف استاندارد 95/13 در دو سطح فاصله­ای (نمره­ای بین 47 الی 129) است. هم­چنین میانگین پایگاه اجتماعی برابر با 60/11 و انحراف استاندارد 77/2 در دو سطح فاصله­ای (نمره­ای بین 6  الی 18)، و نیز متغیر سرمایه اجتماعی با میانگین 56/113 و انحراف استاندارد77/18، در دو سطح فاصله­ای نمره­ای بین 63 الی 181 است. گفتنی است میانگین سن زنان33 سال، میانگین مدت اقامت زنان در شهر تبریز 24 سال، و میانگین سن ازدواج زنان نزدیک 22 سال است. هم­چنین میانگین تعداد فرزند ایده­آل درنزد آن­ها 1/2 و میانگین تعداد فرزند زنان 50/1، حداقل تعداد فرزند صفر و حداکثر 8 فرزند است. 6/44% پاسخگویان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده، 2/39% نیز تحصیلات متوسطه و دیپلم دارند و تحصیلات بی­سواد، ابتدائی و راهنمایی با 2/16% در مرتبه بعدی قرار گرفته است و توزیع نسبی تحصیلات همسر پاسخگویان تقریبا شبیه الگوی به دست آمده برای خود زنان است. 26% زنان شاغل هستند و بقیه را خانه­دارها شامل می­شود. از شغل زنان 2/76% متعلق به مشاغل کم ­مرتبه، 1/22% مشاغل بلند ­مرتبه و 7/1% مربوط به مشاغل بلند مرتبه است در حالی­که 9/28% از سطح شغل همسر پاسخگویان متعلق به مشاغل کم­ مرتبه، 6/63% متعلق به مشاغل میان­ مرتبه و 5/7% متعلق به مشاغل بلند­ مرتبه است. میانگین درآمد ماهیانه خانوار حدود (1460829)، 7/18% از زنان مورد بررسی طبقه اظهاری خود را متعلق به طبقه پایین، 7/61% متوسط و 6/19% نیز متعلق به طبقه پایین بیان کرده­اند.

 

جدول شماره (3):آماره­های توصیفی متغیرهای تحقیق در سطح سنجش فاصله­ای

متغیر

میانگین

انحراف   استاندارد

حداقل

حداکثر

ضریب   کجی

گرایش به باروری

65/55

23/11

20

96

007/0-

باورهای مذهبی

44/101

95/13

47

129

895/0

پایگاه اجتماعی

60/11

77/2

6

18

092/0

سرمایه اجتماعی

56/113

77/18

63

181

0180/0-

سن زن

16/33

81/7

17

50

329/0

مدت اقامت در شهر تبریز

73/24

72/12

1

50

129/0-

سن ازدواج زن

72/21

26/4

13

35

313/0

تعداد فرزند ایده­آل

1/2

14/1

0

7

013/1

تعداد فرزند

50/1

23/1

0

8

366/1

          

مطابق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شده در جدول 4، ملاحظه می­شود که بین باورهای مذهبی و میزان گرایش به باروری شدت همبستگی برابر با 465/0=r با سطح معنی­داری 000/0=p بین باورهای مذهبی و میزان گرایش به باروری همبستگی بالا و رابطه مستقیم وجود دارد. یعنی زنانی که دارای باورهای مذهبی­بالایی بودند، علاقمندی بیشتری به فرزندآوری داشته­اند و زنانی­که دارای باورهای مذهبی پایینی بودند، میزان گرایش به باروری دربین آن­ها کمتر دیده می­شود. می­توان استنباط کرد وجود باورهای خاص مذهبی نظامی از ارزش­ها و هنجارها را در زمینه سن­ ازدواج، فرزندآوری و بعد خانوار و غیره را تحت تاثیر قرار می­دهد و تشویق به ازدواج زود هنگام و در نتیجه گرایش به باروری در بین خانواده­ها افزایش می­یابد. ضریب همبستگی بین پایگاه اجتماعی و میزان گرایش به باروری 231/0- =r با سطح معنی­داری 000/0=p نشان می­دهد بین متغیرهای ذکر شده همبستگی متوسط و رابطه معکوس وجود دارد، به طوری­که با بالا رفتن پایگاه اجتماعی افراد میزان گرایش به باروری کاهش پیدا می­کند. هم­چنین ضریب همبستگی بین سرمایه اجتماعی و میزان گرایش به باروری 300/0=r با سطح معنی­داری 000/0=p نشان می­دهد بین دو متغیر همبستگی متوسط و رابطه مستقیم وجود دارد. به طوری که با افزایش سرمایه اجتماعی میزان گرایش به باروری نیز افزایش می­یابد. به نظر می­رسد حمایت از روابط بین فردی یکی ازعوامل مهم درگرایش به باروری است. باوجود تعاملات اجتماعی یا شبکه­های اجتماعی و نیز اعتماد و انسجام که در کل شاخص­های اصلی سرمایه اجتماعی هستند، افراد به آمال و آرزوهای خود دست می­یابند و درنتیجه همه این عوامل در گرایش به باروری افراد نقش تعیین­کننده­ای دارند. هم­چنین نتایج به دست­آمده از ضریب همبستگی پیرسون بین مدت اقامت در شهر تبریز و میزان گرایش به باروری 136/0- =r با سطح معنی­داری 004/0=p نشان می­دهد، بین دو متغیر رابطه معکوس وجود دارد. می­توان این گونه تبیین کرد، شهرنشینی باعث ایجاد سبکی از زندگی می­شود که پرورش بچه­ها را هزینه­آور می­سازد و به تدریج ارزش­های مربوط به داشتن فرزند زیاد را از بین می­برد و افراد تحت تاثیر عوامل فردگرایی و افزایش خواسته­های زندگی شهری و صنعتی قرار می­گیرد. از میان متغیرهای مستقل میانی رابطه متغیرهای سن ازدواج و تعداد فرزند ایده­آل با میزان گرایش به باروری معنی­دار است. به طوری­که با افزایش سن ازدواج میزان گرایش به باروری کاهش می­یابد. هم­چنین بین تعداد فرزند ایده­آل و میزان گرایش به باروری رابطه مستقیم ومثبت وجود دارد و با افزایش تعداد فرزند ایده­آل میزان گرایش به باروری افزایش می­یابد. گفتنی است بین متغیر سن زن و تعداد فرزند با میزان گرایش به باروری رابطه وجود ندارد. می­توان بیان کرد دلیل این امر وجود تعداد فرزند کم در بین خانواده­هاست و امروزه زوجین خواهان فرزند ایده­آل کمتری هستند. از نگاه دیگر می­توان گفت امروزه والدین مانند دهه­های قبل چندان به داشتن فرزند مذکر به عنوان تکیه­گاه و عصای دست پیری پدر و مادر و کمک به درآمد خانواده در آینده و یا ازجنس دیگر بودن و داشتن فرزند بیشتر اهمیت نمی­دهند. بنابراین می­توان این گونه بیان کرد که امروزه زوجین در تعیین شمار فرزندان به یک همگرایی رسیده­اند.

 

 

 

 

              جدول شماره (4):آزمون همبستگی بین متغیرهای پیش­بین با متغیر ملاک (میزان گرایش به باروری)      

متغیرهای   مستقل

گرایش   به باروری

سطح   معناداری

باورهای مذهبی

465/0

000/0

پایگاه اجتماعی

231/0-

000/0

سرمایه اجتماعی

300/0

000/0

سن زن

007/0-

889/0

مدت اقامت در شهر تبریز

136/0-

004/0

سن ازدواج

134/0-

004/0

تعداد فرزند ایده­آل

215/0

000/0

تعداد فرزند

062/0

194/0

                  

 چنان چه جدول (5) نشان می­دهد، با تفاوت43/3 میانگین میزان گرایش به باروری بین افرادی که دوران زندگی خود را قبل از ازدواج در شهر سپری کردند، با افرادی که در روستا سپری کردند از لحاظ آماری رابطه معنی­دار وجود دارد. ملاحظه می­شود، زنانی که قبل از ازدواج دوران زندگی خود را در روستا سپری کرده­اند، گرایش به باروری بیشتری از زنانی دارند که دوران زندگی خود را قبل از ازدواج در شهر سپری کرده­اند. به نظر می­رسد خاستگاه شهری و روستایی فرد بر نگرش­ها، افکار، سطح و الگوی باروری تاثیر بسزایی دارد، به ­گونه­ای که زنانی که قبل از ازدواج دوران زندگی خود را درشهر سپری می­کنند بیشتر در معرض تحرک اجتماعی قرار می­گیرند. زنان شهری بیشتر به افزایش سطح تحصیلات و مشارکت در بازار کار توجه دارند و فردگراتر هستند.

 

جدول شماره (5): تفاوت میانگین میزان گرایش به باروری به تفکیک گذران دوران زندگی قبل از ازدواج در شهر یا روستا

گذران   دوران زندگی قبل از ازدواج

تعداد   مشاهدات

میانگین

مقدار   T

سطح   معناداری

شهر

406

30/55

971/1-

049/0

روستا

46

73/58

 

پیش­بینی تاثیر همزمان متغیرهای مستقل بر میزان گرایش به باروری

جهت بررسی همزمان متغیرهای مستقل بر میزان گرایش به باروری از معادله رگرسیون خطی گام به گام استفاده شده است. با توجه به مقدار F و سطح معنی­داری، سه متغیر باورهای مذهبی، سرمایه اجتماعی، تعداد فرزندایده­آل رابطه معنی­داری 001/0، متغیر مدت اقامت در شهر تبریز رابطه معنی­داری 01/0 و پایگاه اجتماعی درسطح 05/0 معنی­دار شدند. ضریب­همبستگی چندگانه 55/0 نشان ازهمبستگی بالا بین متغیرهای موجود در معادله رگرسیون است. با توجه به ضریب تعیین تصحیح شده ملاحظه می­شود که حدود 30 درصد میزان گرایش به باروری توسط پنج متغیر باورهای مذهبی، تعداد فرزند ایده­آل، سرمایه اجتماعی، مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی تبیین می­شود. در بین متغیرهای مستقل در معادله رگرسیون باورهای مذهبی با 21 درصد بیشترین سهم را در میزان گرایش به باروری زنان دارد. بر اساس ضریب بتاهای به دست­ آمده رابطه باورهای مذهبی، تعداد فرزند ایده­آل، سرمایه اجتماعی با میزان گرایش به باروری مستقیم و از طرف دیگر مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی رابطه معکوس با میزان گرایش به باروری دارد.

 

جدول شماره (6):پیش­بینی میزان گرایش به باروری بر حسب متغیرهای تشکیل دهنده عوامل اجتماعی

 

          * معنی­داری در سطح 05/0>P>01/0      **معنی‏داری روابط در سطح 01/0 >P

با توجه به مقادیر B، میزان تاثیرگذاری متغیرهای مستقل  بر میزان گرایش به باروری را می­توان به شکل معادله زیر نوشت:   

میزان گرایش به باروری=63/15 + 311/0 (میزان باورهای مذهبی) 890/1+ 105/0 + (تعداد فرزند ایده­آل)  (تعداد فرزند ایده­آل) 113/0- (مدت اقامت در شهر تبریز) 399/0-  +(پایگاه اجتماعی- اقتصادی) e

 

برازش مدل تحلیلی

در بخش همبستگی بین متغیرها، روابط ترسیم شده در مدل نظری به صورت دو به دو مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج آماره­های مورد استفاده، رابطه بین متغیرهای موجود در مدل تحلیلی تایید گردید. در این بخش با به کارگیری تکنیک­های آماری رگرسیون چندمتغیری و تحلیل مسیر، سعی بر آن است تا مسیرهای تاثیرگذاری (مستقیم و غیرمستقیم) متغیرهای پیش­بین برمتغیر ملاک موردبررسی قرار گیرد. با توجه به مدل تحلیل پژوهش، علاوه بر متغیر وابسته نهائی (میزان گرایش به باروری) سه متغیر وابسته میانی (سن ازدواج زن، تعداد فرزند ایده­آل، تعداد فرزند) هم وجود دارد. بنابراین رگرسیون چند متغیری برای هر یک از این متغیرهای وابسته به طور جداگانه انجام گرفته است. برای پیوند دادن محاسبات مختلف رگرسیون (در رابطه عوامل اجتماعی و میزان گرایش به باروری) و برازش مدل تحلیل پژوهش، از تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است. با مشخص شدن ضرایب مسیر برای هر مرحله، می­توان از طریق ترکیب نمودارها اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای پیش­بین را بر متغیر وابسته نهایی به دست آورد. ضرایب این مسیرها در نمودار شماره 2 ارائه شده است.

 

نمودار شماره (2): مسیرهای تاثیرگذاری متغیرهای پیش­بین بر میزان گرایش به باروری

 

باتوجه به مدل به دست آمده ازتحلیل مسیر، می­توان تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم هریک از متغیرها بر میزان گرایش به باروری را محاسبه نمود. تاثیرهای مستقیم، غیرمستقیم و کلی متغیرهای پیش­بین تحقیق بر میزان گرایش به باروری به شرح جدول زیر است.

 

جدول شماره (6): مجموع تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم و کلی متغیرهای پیش­بین بر متغیر ملاک (میزان گرایش به باروری)

متغیرهای پیش بین

اثر   مستقیم

اثر   غیر مستقیم

اثر   کلی

سن زن

-

689/0

689/0

مدت اقامت در شهر تبریز

133/0-

-

133/0-

گذران دوران زندگی قبل از ازدواج در روستا

-

133/0

133/0

پایگاه اجتماعی

108/0-

-

108/0-

باورهای مذهبی

380/0

           -

380/0

سرمایه اجتماعی

177/0

           -

177/0

تعداد فرزند ایده­آل

214/0

-

214/0

مطابق با جدول (7)، موثرترین متغیرها بر میزان گرایش به باروری به ترتیب عبارتند از: سن زن، باورهای مذهبی، تعداد فرزند ایده­آل، سرمایه اجتماعی، گذران دوران زندگی قبل از ازدواج در روستا، مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی است. متغیرهای سن زن، گذران دوران زندگی قبل از ازدواج در روستا، باورهای مذهبی، سرمایه اجتماعی و تعداد فرزندایده­آل تاثیرمثبت بر میزان گرایش به باروری دارد، در مقابل متغیرهای مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی تاثیر منفی در میزان گرایش به باروری زنان دارند. سن زن، گذران دوران زندگی قبل از ازدواج در روستا به طور غیر مستقیم از طریق تحت تاثیر قرار دادن تعداد فرزند ایده­آل، بر میزان گرایش به باروری تاثیر دارد. هم­چنین باورهای مذهبی، سرمایه اجتماعی و مدت اقامت درشهر تبریز ، تعداد فرزند ایده­آل و پایگاه اجتماعی تاثیر مستقیم برمیزان گرایش به باروری افراد دارد. شایان ذکر است از میان این متغیرها، متغیر سن زن بیشترین اثر و پایگاه اجتماعی کمترین اثر را بر میزان گرایش به باروری زنان داشته است.

 

بحث و نتیجه­گیری

در چند دهه اخیر جامعه ایران تحولات جمعیتی چشمگیری را تجربه کرده است. به طوری که ساختار جمعیت کشور گویای این تغییرات است. تفاوت­های گرایش به باروری در مناطق و زیر گروه­های جمعیتی تحت تاثیر عوامل اجتماعی متفاوتی تبیین می­شود و عوامل اجتماعی یکی از مفروض­های مهم و اساسی در مطالعات باروری می­تواند مطرح باشد زیرا تمایلات و اراده افراد نسبت به رفتار باروری بعد از شرایط زیستی و بیولوژیک به شرایط اجتماعی بستگی دارد. پرسش محوری مقاله حاضر این است که عوامل اجتماعی (متغیرهای فردی و جمعیت­شناختی، باورهای مذهبی، سرمایه اجتماعی و پایگاه اجتماعی) چه رابطه­ای می­تواند با گرایش به باروری افراد داشته باشد؟

براساس نتایج به دست­آمده میانگین گرایش به باروری در زنان 50-15 ساله متاهل شهر تبریز تقریباً 55 درصد و متوسط به پایین است و این امر با نتایج پژوهش­های پیشین در ایران(عنایت و همکاران، 1392؛ کلانتری و همکاران، 1389) همسو است. در نظر لیبنشتاین به موازات شهرنشینی و صنعتی شدن جوامع، مشاغل کمتری برای کودکان در دسترس است و تقاضاهای فزاینده آموزشی نیز زمانی را که کودکان می­توانند صرف کار کنند کاهش می­دهد و درنتیجه با افزایش هزینه­های تربیت فرزندان، مزایای اقتصادی فرزندان کاهش می­یابد(حسینی، 1390). در تحقیق پیش رو نیز متغیر مدت اقامت در شهر تبریز رابطه­ای معکوس با میزان گرایش به باروری دارد. می­توان این گونه استدلال کرد، شهرنشینی و صنعتی شدن باعث ایجاد سبکی از زندگی می­شود که گرایش به باروری و فرزندآوری و پرورش بچه­ها را هزینه­آور می­سازد و به تدریج ارزش­های مربوط به فرزند زیاد را از بین می­برد. از این رو شهرنشینی یکی از بسترهای مناسب برای توسعه دگرگونی در ابعاد زندگی انسان است و این یافته با یافته­های منصوریان و همکاران(1385) همسو است. نکته قابل تامل، مدت اقامت در شهر تبریز در تحلیل چند متغیره (تحلیل مسیر) گرایش به باروری را به­ طور مستقیم تحت تاثیر قرار داده است. همل براین نظر تاکید دارد وجود و عدم وجود باورهای خاص مذهبی درباره پیشگیری از حاملگی و سقط جنین و بعد خانوار، نگرش­ها و رفتارهای باروری افراد را تحت تاثیر قرار می­دهد(حسینی، 1390). یافته­های دو متغیره تحقیق حاضر نیز رابطه مستقیم بین باورهای مذهبی و میزان گرایش به باروری را نشان داد و این یافته نیز با یافته­های کلانتری و همکاران(1389) همسو است و در تحلیل چند متغیره نیز بین متغیرهای یاد شده با میزان گرایش به باروری رابطه مستقیم وجود دارد و این نشان­ دهنده این امر است که باورهای مذهبی هنجارها و ارزش­هایی هستند که مستقیماً با رفتار باروری ارتباط دارند. بر مبنای نظریه لوکوه و وندرمیچ دریافت حمایت و اطلاعات از شبکه­ها می­تواند بسته به آمال و آرزوهای زنان و محتوای برنامه­ها موجب تشویق به باروری یا کنترل آن گردد(قدرتی و همکاران، 1390).  چنان­چه یافته­ها نشان داد، سرمایه اجتماعی هم در تحلیل دو متغیره و هم در تحلیل چند متغیره رابطه­ای مستقیم و مثبت با گرایش به باروری دارد. می­توان گفت سرمایه اجتماعی نوعی منابع ارزش­مند در زندگی برای افراد به وجود می­آورد و با وجود محیط اجتماعی حمایتی نوعی سرمایه اجتماعی دررابطه با باروری به وجود می­آید. به طوری­که می­توان استنباط کرد وجود روابط تبادل کمک و حمایت گرایش به فرزندآوری را افزایش می­دهد. یافته­های قدرتی و همکاران در رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتار باروری نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و رفتار باروری رابطه مستقیم وجود دارد(همان). هم­چنین یافته­های بوهلر و فرتزک حاکی از ارتباط مستقیم بین تعداد روابط تبادل کمک و حمایت  و میل به فرزند دوم آوردن را نشان داد(بوهلر و فرتزک، 2004).  بر اساس نظریه بونگارت سن ازدواج، تعداد فرزند، تعداد فرزند ایده­آل) رفتار باروری را تحت تاثیر قرار می­دهد و به موازات توسعه، سن ازدواج افزایش می­یابد و نتیجه آن تغییر کاهش درصد زنان در وصلت جنسی است که این امر نیز به نوبه خود منجر به افزایش سن اولین بارداری وتعداد فرزند می­شود. هم­چنین به عقیده وی نگرش­ها نسبت به اندازه ایده­آل خانواده ممکن است رفتار  باروری را تحت تاثیر قرار دهد(حسینی، 1390). در پژوهش پیش ­رو نیز بین سن ازدواج و گرایش به باروری رابطه معکوس وجود دارد ولی در تحلیل چند متغیره (تحلیل مسیر) رابطه­ای بین متغیرهای ذکر شده با میزان گرایش به باروری مشاهده نگردید. یافته­ها نشان داد بین تعداد فرزند ایده­آل خانواده و گرایش به رفتار باروری رابطه مستقیم وجود دارد، از این رو این یافته­ها نیز با پژوهش­های پیشین در ایران(کلانتری و همکاران، 1389؛ اکابری و همکاران، 1387) همسو است. هم­چنین یافته­های تحقیق حاضر حکایت از این امر دارد بین تعداد فرزند و گرایش به رفتار باروری رابطه معنی­دار وجود ندارد بنابراین می­توان این گونه تبیین کرد که زوجین در تعیین شمار فرزندان به یک همگرایی رسیده­اند. بین زنانی که دوران زندگی خود را قبل از ازدواج در شهر گذرانده­اند با زنانی که دوران زندگی خود را در روستا گذرانده­اند در میزان گرایش به باروری تفاوت معنی­دار وجود دارد. می­توان بیان کرد، ارزش­ها و هنجارها و ترجیحات زنانی که دوران زندگی خود را قبل از ازدواج بیشتر در شهر گذرانده­اند متفاوت از زنان روستایی است و این نیز به نوبه خود بر سن ازدواج، سن اولین بارداری، تعداد فرزند و درنهایت گرایش به باروری آنان تاثیرگذار است نکته قابل توجه، دریافته­های چند متغیره گذران دوران زندگی قبل از ازدواج در روستا به طور غیرمستقیم و از طریق تحت تاثیر قرار دادن تعداد فرزند ایده­آل، رابطه مثبت با میزان گرایش به باروری دارد. یافته­های کلانتری و همکاران (1384) نشان داد زنانی که در محیط شهری پرورش یافتند، در مقایسه با سایر زنان احتمالاً انطباق بیشتری با الگوهای مدرن باروری از خود نشان خواهند داد. دارندگان چنین ویژگی­هایی، تعداد فرزندان کمتری دارند و به هنگام ازدواج باروری ایده­آل پایین­تری داشتند. 

 بین پایگاه اجتماعی افراد با گرایش به باروری رابطه معنی­دار آماری وجود دارد، افرادی که از پایگاه اجتماعی بالاتری برخوردارند از استانداردهای زندگی بالاتری نیز برخوردارند. افزایش سطح توقعات زندگی و هدف استانداردهای زندگی بالاتر و در نهایت انتظار افزایش تحصیلات فرزندان بر تصمیم­گیری افراد برای داشتن خانواده­ای کوچک تاثیر می­گذارد، زیرا والدین با تاکید بر کیفیت فرزندان تلاش خواهند نمود تا منابع بیشتری برای هر بچه اختصاص دهند. از این رو این یافته با تحقیقات قبلی(اسکیربک، 2008) همسو است و تحلیل روابط چند متغیره نیز این رابطه را تایید می­کند. در کل نتایج به دست آمده برای تحلیل­های دو متغیره و چند متغیره نشان دهنده تبیین نظری مناسب مدل تحلیل توسط نظریه­های بونگارت، نوتشتاین، رانگ و بکر و نیز نظریه­های پایگاه اجتماعی، باورهای مذهبی و سرمایه اجتماعی جهت تبیین رابطه عوامل اجتماعی بامیزان گرایش به باروری است. طبق نظریه­های فوق­عوامل اجتماعی رابطه بسزایی با گرایش به باروری افراد دارد، هم­چنین متغیرهای سن ازدواج، تعداد فرزند، تعداد فرزند ایده­آل به عنوان متغیرهای میانی با گرایش به باروری ارتباط دارند. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد، از میان متغیرهای موجود در معادله، به ترتیب پنج متغیر باورهای مذهبی، فرزندایده­آل، سرمایه اجتماعی، مدت اقامت در شهر تبریز و پایگاه اجتماعی برای تبیین متغیر ملاک وارد معادله شدند و در مجموع 30 درصد از گرایش به باروری را تبیین کردند و در تحلیل مسیر نیز متغیر سن زن بیشترین اثر و متغیر پایگاه اجتماعی کمترین اثر را بر میزان گرایش به باروری زنان داشته است. در کل می­توان چنین عنوان کرد هر یک از عامل­های اجتماعی با گرایش به باروری افراد رابطه دارد و چنان­چه متغیرها چه در سطح خرد و چه در سطح کلان نشان دادند، در جوامع در حال توسعه تغییر ساختار جامعه و تحولات اجتماعی گرایش­های افراد را در زمینه­های مختلف از جمله گرایش به باروری تغییر داده است. توجه به نکات فوق­الذکر به سیاست­گذران جمعیتی این امکان را فراهم می­سازد تا با مدنظر قرار دادن این متغیرها مسائل مربوط به باروری بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

 

 

منابع

اخترمحققی، م. (1358). سرمایه اجتماعی.تهران: ناشر محققی.

اعزازی، ش. (1387). جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دروران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

 پاتنام، ر. (1384). دموکراسی و سنت­های مدنی.ترجمه: م. دلنوازان. تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور.

تونکیس، ف؛ و همکاران. (1387). اعتماد و سرمایه اجتماعی. مترجم: م، دلفروز. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

جاوید، م؛ و دیگری. (1389). سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران.تهران: پژوهشکده فرهنگی اجتماعی.

حسینی، ح؛ و دیگری. (1388). تغییرات اندیشه­ای و تاثیر آن بر رفتار و ایده­آل­های باروری زنان کرد و ترک. فصلنامه پژوهش زنان. دوره هفتم، شماره 2، صص 84-55.

حسینی، ح. (1390). درآمدی بر جمعیت­شناسی اقتصادی- اجتماعی و تنظیم ­خانواده. همدان: دانشگاه بوعلی ­سینا.

سراج­زاده، ح؛ و دیگری. (1387). دین و نظم اجتماعی: بررسی رابطه دین­داری با احساس آنومی و کجروری در میان نمونه­ای از دانشجویان. مسایل اجتماعی ایران. دوره 16، شماره 63، صص 105-72.

صادقی­فسایی،س؛ و دیگری. (1392). تحلیل جامعه­شناختی تاثیرات مدرن شدن بر خانواده ایرانی و ضرورت تدوین الگوی ایرانی اسلامی. زن در فرهنگ و هنر. دوره پنجم، شماره 1، صص 84-63.

عباسی­شوازی، م. (1383). تحولات باروری در ایران. تهران: وزارت بهداشت­ درمان و آموزش پزشکی.

عباسی­شوازی، م؛ و دیگری. (1384). تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران. نامه علوم اجتماعی. شماره 25، صص 75-25.

عنایت، ح؛ و دیگری. (1392). مطالعه رابطه جهانی شدن فرهنگی و گرایش به باروری. فصلنامه زن و جامعه. دوره چهارم، شماره 2، صص 136-109.

 قدرتی، ح؛ و دیگران. (1390). تحلیل سرمایه اجتماعی و باروری زنان در مناطق شهری سبزوار. مطالعات جغرافیایی مناطق خشک.  سال اول، شماره 4، صص 94-79.

قاسمی­اردهائی؛ و دیگران. (1393). بررسی تطبیقی نگرش زنان متعلق به نسل­های مختلف در زمینه سن ­ازدواج و ترکیب خانواده. مطالعات زن و خانواده. سال دوم، شماره 1، صص 71-53.

کریمی، ی. (1373). روان­شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.

کلانتری، ص؛ و دیگران. (1389).بررسی جامعه­شناختی گرایش به فرزندآوری و برخی عوامل مرتبط با آن، مطالعه جوانان متاهل شهر تبریز. جامعه­شناسی کاربردی. دوره 21، شماره 37، صص 104-83..

کلمن، ج. (1377). بنیادهای نظریه اجتماعی.ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1378)جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

لوکاس، د؛ و دیگری. (1381). درآمدی بر مطالعات جمعیتی. ترجمه: ح، محمودیان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

میشل، آ. (1354). جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: انتشارات دانشکده علوم اجتماعی و تعاون.

مرکز آمار ایران. بررسی و تحلیل ویژگی­های جمعیتی کشور و استان ها بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن1390، www.amar.org.ir.

منصوریان، م؛ و دیگری. (1385). ترجیحات جنسی و گرایش زنان همسردار به رفتار باروری: مطالعه موردی شهر تهران. ویژه­نامه جمعیت و توسعه. دوره بیست و چهارم، شماره 2، صص 146-129.

ملک، ح. (1386). جامعه شناسی قشرها و نابرابری­های اجتماعی.تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.

هملیتون، م. (1377). جامعه­شناسی دین. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات تبیان.

Becker, G. and Barro, R. (1986).Altruism and the Economic Theory of Fertility. population and Development Review. (12), P.p. 69-79.

Buhler, ch; Fratczak, E. (2004). Social Capital and Fertility Intentions: The Case of poland. Maxplanck Institute for Demographic research. 4 (3), P.p. 1-42.

Buhler, ch; philipov, D. (2005).Social Capital Related to Fertility: Theoretical Foundations and Empirical Evidence from Bulgaria.Vienna Yearbook of population Research, P.p. 53-81.

Ferjika, T; Westoff, ch. (2006).Religion, Religiousness and Fertility in the u. s and in Europe. Maxplanck Institute for Demographic research. 4 (3), P.p. 10-25.

Kaufmann, E. (2009).Islamism, Religiosity and Fertility in the Muslim World.Harvard university, New Yourk. 

Matza, D. (1964). Sociological Mainstream Theories.Major Sociological Theoretical Approaches in Criminology, New York.

Mc Donald, P. (2000). Gender Eguity, Social Institutions and the Future of Fertility. Journal of Population Research. 17 (1), P.p. 1-15.

 Ram, B. (2003). Fertility Decline and Social Change: New Trends and Challenges. Canadian Studies in population. 30 (2), P.p.  297-326.

Skaggs, S. (2006). Relation Marriages: Exploring the Relationship and Family Mascow.Russia.

United nation. (1990).Socio- economic development and fertility.V. 102: P.p. 3-8.        

 

 



1. کارشناسی ارشد جامعه­شناسی.                                                                        savabi333@yahoo.comE- mail:

[2]. استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697-19395، تهران- ایران (نویسنده مسئول).

  rad-291@yahoo.com  E- mail:

 

1. Matza                                                                                                                                                                                        

1. United nation                                                                                                                                                              2. Ram         

3. Becker and Barro                                                                                                                                                                                       

                                                                                                                                                                    

1. Macdonald                                                                                                                                                                               

1. Skaggs                                                                                                                                                                         2. Ferjika and Westoff           

3. Gafman                                                                                                                                                                                    

                                                                                                                                                            

 

 

1. Buhler and Fratczak                                                                                                                2. Buhler and Philipov                                              

                                                                                                                                                               

اخترمحققی، م. (1358). سرمایه اجتماعی.تهران: ناشر محققی.

اعزازی، ش. (1387). جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دروران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

 پاتنام، ر. (1384). دموکراسی و سنت­های مدنی.ترجمه: م. دلنوازان. تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور.

تونکیس، ف؛ و همکاران. (1387). اعتماد و سرمایه اجتماعی. مترجم: م، دلفروز. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

جاوید، م؛ و دیگری. (1389). سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران.تهران: پژوهشکده فرهنگی اجتماعی.

حسینی، ح؛ و دیگری. (1388). تغییرات اندیشه­ای و تاثیر آن بر رفتار و ایده­آل­های باروری زنان کرد و ترک. فصلنامه پژوهش زنان. دوره هفتم، شماره 2، صص 84-55.

حسینی، ح. (1390). درآمدی بر جمعیت­شناسی اقتصادی- اجتماعی و تنظیم ­خانواده. همدان: دانشگاه بوعلی ­سینا.

سراج­زاده، ح؛ و دیگری. (1387). دین و نظم اجتماعی: بررسی رابطه دین­داری با احساس آنومی و کجروری در میان نمونه­ای از دانشجویان. مسایل اجتماعی ایران. دوره 16، شماره 63، صص 105-72.

صادقی­فسایی،س؛ و دیگری. (1392). تحلیل جامعه­شناختی تاثیرات مدرن شدن بر خانواده ایرانی و ضرورت تدوین الگوی ایرانی اسلامی. زن در فرهنگ و هنر. دوره پنجم، شماره 1، صص 84-63.

عباسی­شوازی، م. (1383). تحولات باروری در ایران. تهران: وزارت بهداشت­ درمان و آموزش پزشکی.

عباسی­شوازی، م؛ و دیگری. (1384). تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران. نامه علوم اجتماعی. شماره 25، صص 75-25.

عنایت، ح؛ و دیگری. (1392). مطالعه رابطه جهانی شدن فرهنگی و گرایش به باروری. فصلنامه زن و جامعه. دوره چهارم، شماره 2، صص 136-109.

 قدرتی، ح؛ و دیگران. (1390). تحلیل سرمایه اجتماعی و باروری زنان در مناطق شهری سبزوار. مطالعات جغرافیایی مناطق خشک.  سال اول، شماره 4، صص 94-79.

قاسمی­اردهائی؛ و دیگران. (1393). بررسی تطبیقی نگرش زنان متعلق به نسل­های مختلف در زمینه سن ­ازدواج و ترکیب خانواده. مطالعات زن و خانواده. سال دوم، شماره 1، صص 71-53.

کریمی، ی. (1373). روان­شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.

کلانتری، ص؛ و دیگران. (1389).بررسی جامعه­شناختی گرایش به فرزندآوری و برخی عوامل مرتبط با آن، مطالعه جوانان متاهل شهر تبریز. جامعه­شناسی کاربردی. دوره 21، شماره 37، صص 104-83..

کلمن، ج. (1377). بنیادهای نظریه اجتماعی.ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1378)جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

لوکاس، د؛ و دیگری. (1381). درآمدی بر مطالعات جمعیتی. ترجمه: ح، محمودیان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

میشل، آ. (1354). جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: انتشارات دانشکده علوم اجتماعی و تعاون.

مرکز آمار ایران. بررسی و تحلیل ویژگی­های جمعیتی کشور و استان ها بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن1390، www.amar.org.ir.

منصوریان، م؛ و دیگری. (1385). ترجیحات جنسی و گرایش زنان همسردار به رفتار باروری: مطالعه موردی شهر تهران. ویژه­نامه جمعیت و توسعه. دوره بیست و چهارم، شماره 2، صص 146-129.

ملک، ح. (1386). جامعه شناسی قشرها و نابرابری­های اجتماعی.تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.

هملیتون، م. (1377). جامعه­شناسی دین. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات تبیان.

Becker, G. and Barro, R. (1986).Altruism and the Economic Theory of Fertility. population and Development Review. (12), P.p. 69-79.

Buhler, ch; Fratczak, E. (2004). Social Capital and Fertility Intentions: The Case of poland. Maxplanck Institute for Demographic research. 4 (3), P.p. 1-42.

Buhler, ch; philipov, D. (2005).Social Capital Related to Fertility: Theoretical Foundations and Empirical Evidence from Bulgaria.Vienna Yearbook of population Research, P.p. 53-81.

Ferjika, T; Westoff, ch. (2006).Religion, Religiousness and Fertility in the u. s and in Europe. Maxplanck Institute for Demographic research. 4 (3), P.p. 10-25.

Kaufmann, E. (2009).Islamism, Religiosity and Fertility in the Muslim World.Harvard university, New Yourk. 

Matza, D. (1964). Sociological Mainstream Theories.Major Sociological Theoretical Approaches in Criminology, New York.

Mc Donald, P. (2000). Gender Eguity, Social Institutions and the Future of Fertility. Journal of Population Research. 17 (1), P.p. 1-15.

 Ram, B. (2003). Fertility Decline and Social Change: New Trends and Challenges. Canadian Studies in population. 30 (2), P.p.  297-326.

Skaggs, S. (2006). Relation Marriages: Exploring the Relationship and Family Mascow.Russia.

United nation. (1990).Socio- economic development and fertility.V. 102: P.p. 3-8.