گفتمان‌های ارتباطات انسانی در خانواده ایرانی از منظر تئوری دانش

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، گروه جامعه‌شناسی؛ تهران- ایران.

2 استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات؛ تهران- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

مقاله حاضر بر گفتمان­های ارتباطات انسانی در خانواده متمرکز گردیده است. در این مقاله سعی شده است تا بر روی گفتمان­های ارتباطی خانواده متمرکز شود. هر تئوری دربارۀ ارتباطات خانواده می­بایستی شامل هم موضوعات درون ذهنی و هم تعاملی باشد. از طریق موضوعات تعاملی افراد خانواده با یکدیگر ارتباط برقرار می­نمایند. به طور معمول خانواده از دو نوع گرایش ارتباطاتی پیروی می­کند: انطباقی و محاوره­ای. چهار الگوی ارتباطات خانواده به وجود می­آید: خانواده­های مبتنی بر رضایت طرفین، کثرت­گرایانه، حمایتی و با آزادی مطلق. در این پژوهش از روش تئوری زمینه­ای استفاده شده است. برای تحلیل داده­های جمع­آوری شده از خانواده­های مناطق 22گانه تهران از روش تحلیل کمی داده­ها (تحلیل عاملی) برای دسته­بندی و تائید مقوله­سازی­ها و ساختن قضایای تئوری زمینه­ای استفاده گردیده است. نتیجه آن­که متغیرهایی­که برارتباطات درون خانواده تأثیر می­گذارند عامل ایجاد چنین تفاوت­هایی هستند. هرکسی­که سرمایه بیشتری دارد، اجازه تحرک بیشتری به اعضای خانواده درحیطۀ بدست آوردن سرمایه­ها می­دهد. هم­چنین افرادی که سرمایه بیشتری دارند، درمحیط خانواده ارتباطات مذاکره­ای را اتخاذ می­نمایند. افرادی که سرمایه کمتری دارند، در محیط خانواده ارتباطات انطباقی را اتخاذ می­کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Discussions of Human Communication in an Iranian Family Through Knowledge Theory

نویسندگان [English]

  • Benita Salek Azad 1
  • Bagher Sarokhani 2
چکیده [English]

 
This paper focuses on the discussions of human communication in families in Tehran, and it has been tried to focus on the communicative discourse of family. Any theory about family communication should include both subjective and internal issues. Through internal issues, family members communicate with each other. Generally, family follows two types of communication orientation: Adaptive and interactive and in this regard, four patterns of family communication rose: consensual, Pluralist, supportive families with freedom.  In this study, background theory is used. To analyze the data that are collected from families of the 22 districts of Tehran, quantitative analysis method (factor analysis) has been used. And For classification and approval of the propositions, background theory is used. For classification and approval of the propositions and theorem buildings, grounded theory is used.  The variables that affect communications in the family are the cause of such differences. Anyone who has more capital, allows greater mobility to family members to obtain more capital. Also, people who have more capital pursue the conversational communication in family environment. People who have less capital pursue the adaptive communication in family environment.

کلیدواژه‌ها [English]

  • : human communication in family
  • economic capital
  • Social capital
  • Cultural capital
  • Symbolic capital
  • knowledge theory
  • discussion
  • background Theory

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     چهارم، شماره پانزدهم، تابستان 1391

   

ص     ص 59-45

   
   

 

 

 

 

 

 

 

گفتمان‌های ارتباطات انسانی در خانواده ایرانی از منظر تئوریدانش[1]

بنیتا سالک­آزاد[2]

دکتر باقر ساروخانی[3]

تاریخ دریافت مقاله:15/6/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:27/8/1393

چکیده

مقاله حاضر بر گفتمان­های ارتباطات انسانی در خانواده متمرکز گردیده است. در این مقاله سعی شده است تا بر روی گفتمان­های ارتباطی خانواده متمرکز شود. هر تئوری دربارۀ ارتباطات خانواده می­بایستی شامل هم موضوعات درون ذهنی و هم تعاملی باشد. از طریق موضوعات تعاملی افراد خانواده با یکدیگر ارتباط برقرار می­نمایند. به طور معمول خانواده از دو نوع گرایش ارتباطاتی پیروی می­کند: انطباقی و محاوره­ای. چهار الگوی ارتباطات خانواده به وجود می­آید: خانواده­های مبتنی بر رضایت طرفین، کثرت­گرایانه، حمایتی و با آزادی مطلق. در این پژوهش از روش تئوری زمینه­ای استفاده شده است. برای تحلیل داده­های جمع­آوری شده از خانواده­های مناطق 22گانه تهران از روش تحلیل کمی داده­ها (تحلیل عاملی) برای دسته­بندی و تائید مقوله­سازی­ها و ساختن قضایای تئوری زمینه­ای استفاده گردیده است. نتیجه آن­که متغیرهایی­که برارتباطات درون خانواده تأثیر می­گذارند عامل ایجاد چنین تفاوت­هایی هستند. هرکسی­که سرمایه بیشتری دارد، اجازه تحرک بیشتری به اعضای خانواده درحیطۀ بدست آوردن سرمایه­ها می­دهد. هم­چنین افرادی که سرمایه بیشتری دارند، درمحیط خانواده ارتباطات مذاکره­ای را اتخاذ می­نمایند. افرادی که سرمایه کمتری دارند، در محیط خانواده ارتباطات انطباقی را اتخاذ می­کنند.

واژگان کلیدی: ارتباطات انسانی در خانواده، سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سرمایه نمادین، تئوری دانش، گفتمان، تئوری زمینه­ای.

 

مقدمه

در این برهة زمانی در ایران، تغییرات بسیار زیادی در تمامی سطوح جامعه از کلان تا خرد، درحال رخ ­دادن است که باعث گردیده است که آشفتگی­های بسیاری در جامعه مشاهده گردد. جامعه­ای که در حال گذار از سنت­ها به مدرنیسم بوده و سنت­ها در مقابل آداب جامعة مدرن به شدت عکس­العمل نشان می­دهند. در این بین تغییر در ارزش­ها، هنجارها و رویه­های تکرار شونده رفتار بسیار مشهود بوده و در هم ریختگی اجتماعی بسیاری را ایجاد نموده است. تغییرات در سطح کلان باعث به وجود  آمدن آسیب­های بسیاری در سطح خرد شده و متقابلاً اثرات ناشی از آسیب­های کنش باعث تغییرات بنیادی بسیاری در ساختارها ونهادهای جامعه گردیده است. بدیهی است توجه به تغییرات اساسی درجامعة بین­المللی و نحوة ارتباطات نوین را نیز نمی­توان از نظر دور داشت. دنیای مجازی جدید و شیوه­های ارتباطات الکترونیکی و از راه دور و فضای جدید اجتماعی در دنیا نیز بی­تاثیر نمی­باشد. استفادة ابزاری انسان­ها از یکدیگر در جامعة امروز ایران و پیروی هر چه فزاینده­تر در جهت کسب منافع و آشفتگی­های ایجاد شده در اثر این روابط، انگیزة اصلی این پژوهش بوده است. تغییرات ایجاد شده در معنای متعارف از گفتمان جدید در جامعه مدرن و پست مدرن باعث گردیده است تا زمینه­های ساخت کنش ارتباطی و فراخور آن ارتباطات انسانی دچار تغییرات عمده­ای گردد.

کنجکاوی این مطالعه بر روی علل و عوامل پیدایی چنین شرایطی بنا گردیده است. مسئلة مهم این است که در این تحقیق بررسی شود که به مخاطره افتادن مفهوم اعتماد در ایجاد ارتباطات انسانی میان افراد و شبکة روابط اعم ازخویشاوندی، نزدیکان، دوستان نزدیک و ایجاد ارتباط ازطریق دیگران، نه دراثر فرو ریختگی کامل نظام اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی است بلکه ناشی از بازاندیشی مجدد گفتمان در اجتماع و ارتباطات انسانی می­باشد. این بازاندیشی سبب گردیده است تا مفهوم هویت درجامعه دستخوش تغییر و دگرگونی گردد. و این تغییر مفهوم در هویت باعث تغییرات بسیاری در نظام اجتماعی، قوانین و هنجارها و شیوه­های بوروکراسی و تأثیر متقابل این شاخص­ها بر روی نهادها و سازمان­ها که عینی شده نهادها می­باشند، گردیده است.

بدیهی است­که مفهوم اعتماد در ارتباطات انسانی از زمینه­های ایجاد سرمایة­اجتماعی می­باشدکه توان ایجاد تغییرات عمده درکنش ارتباطی هدف را درجامعه­ای شبکه­ای فراهم می­آورد. بنابراین تغییر درفضای مفهومی گفتمان جدید، تغییرات بسیار زیادی را در ارتباطات انسانی پدید آورده است ­که این تغییرات به شدت از سوی سنت­ها مورد حمله قرار می­گیرد. و سنت­ها جنبه­های منفی و فروپاشی نظام اجتماعی را می­بینند. در صورتی­ که بازسازی فضای عینی شده ناشی از تغییر فضای گفتمانی در جامعه ایجاد انواعی دیگر از ارتباطات انسانی را باعث گردیده است­که از دیدگاه فضای برداری شاخص­های تعیین­کننده دراین زمینه می­تواند منفی نباشد.

بنابراین در گفتمان قبلی جامعه در عصر صنعتی، به وضوح نشان می­دهد که ارتباطات میان انسان­ها و روابط ارتباطی وکنترل آن،که وظیفة آن را قبل ازآن گروه­های نخستین داشتند، حال توسط ساختارهای کلان جامعه دیکته می­شوند و افراد ملزم به رعایت آن می­شوند. فرآیند ارتباطات مستمر و همیشه درحال تغییر است. این فرآیند تعاملی ­است یعنی مردم در برقراری ارتباط، تأثیر دوجانبه­ای بر یکدیگر خواهند داشت. این تأثیر می­تواند درون­فردی، بین فردی، درون گروه، یا در دنیای بیرونی باشد. ارتباطات می­تواند شفاهی یا نوشتاری، رسمی یا غیر رسمی، زبانی یا غیر زبانی باشد.

چون ارتباطات نقش اصلی را در خانواده ایفا می نماید، کوئرنر و فیتز پاتریک(2002) پیشنهاد کردند که هر تئوری دربارۀ ارتباطات خانواده می­بایستی شامل هم موضوعات درون ذهنی و هم تعاملی باشد. موضوعات درون ذهنی عاملی از ارتباطات است که طی آن به اشتراک­گذاری معنا صورت می­گیرد. زمانی­که افراد مختلف در هنگام فرآیند ارتباطات در حال تعامل می­باشند، درک معنا از طریق پیام­ها، کلید ایجاد پیامد موفق این فرآیند است. افراد درون سیستم خانواده برای فعالیت­های خودشان روش­های یکتایی جهت رمزگذاری و رمزگشایی فراهم می­آورند. اگرچه واحدهای خانواده کلمات و مضامینی را که برای رمزگذاری و رمزگشایی به عنوان مرجع استفاده می­کنند را با یکدیگر به اشتراک می­گذارند. از طریق موضوعات تعاملی افراد خانواده با یکدیگر ارتباط برقرار می­نمایند. چگونگی این که افراد خانواده با یکدیگر تعامل می­کنند با ایجاد پیام­هایی است که بر موضوعات تعاملی تمرکز دارد. هر دو این موضوعات برای درک ضروری هستند چون آن­ها در یک زمان در درون خانواده رخ می­دهند.

ارتباطات محور اصلی کارکرد خانواده است چون از طریق ارتباطات است که افراد قادر به بنا نهادن واقعیت اجتماعی می­شوند(باکستر و بریت ویت، 2002). به علاوه، اعضای خانواده در این فرآیند مشارکت می­کنند زیرا تمرکز بر ساخت ارتباط و نگهداری آن به جای تمرکز بر مشارکت­های انفرادی است. فرآیند رمزگذاری و رمزگشایی متأثر از تعداد زیادی از عوامل است، و تعداد زیادی از متغیرهایی که موجب می­شوند تا پیام به طور صحیح درک نشود. این درک شدن­های ناصحیح در فیلترها و تحریف کننده­ها یافت می­شود. فیلترها متقاعد می­کنند فرستنده و گیرنده را که پیام درشکل صحیح آن مورد نظر نبوده است. او به راستی چنین منظوری نداشت. تحریف­ کننده­ها متقاعد می­کنند فرستنده و یا دریافت کننده را که پیام یک معنای پنهان دارد. او چه منظوری از آن لحن صدا یا انتخاب آن کلمات داشت؟ فیلترهای متداول فرهنگ و تفکرات آرزومندانه هستند. اگر یک زن یک پست الکترونیک با فحوای جنسی از رئیس مرد خودش دریافت کند، او و دیگران ممکن است آن را بعنوان این­که یک مرد آن را بیان کرده، از ذهن خود بزدایند و نه این­که قصد و نیت خاصی از آن داشته­است. اگر یکی از والدین یک یادداشت از بچه­شان که در یک اردو است دریافت کنند به این مضمون "من از این­جا بودن متنفرم"، پدر یا مادر ممکن چنین تفسیر کنند که، او هنوز نتوانسته­است که خودش را با آن مکان وفق دهد، اما به این بدی هم نیست. یک مثال از تفکر آزمندانه جسارت متداول نوجوانان است. آن­ها ممکن است برای نشان دادن علاقه­ای که به من دارند، من را به شدت بفشارند.

تحریف کننده­های متعارف ممکن است که میان دو جنس متفاوت برداشت­های متفاوتی را نتیجه دهند. انتظارات و واکنش های مردان و زنان در رابطه با ارتباطات متفاوت است. تانن(1990) در مورد اینکه مردان بطور کلی از صحبت کردن به شیوۀ گزارشی، که به این معنی است­که تمایل دارند اطلاعاتی را نقل کنند، استفاده می­کنند و در عوض زنان شیوۀ صحبت کردن به شکل سازگارانه، که به این معنی است که می­خواهند صمیمیت را تحکیم بخشند، استفاده می­نمایند، را مطرح ساخت. با استفاده از مدل تانن، ادواردز و هامیلتون(2004)  بیان کردندکه درمورد این­که جنسیت علت مشکلاتی در زمینۀ ارتباطات است را نیافتند، اما تفاوت­هایی میان مردان و زنان دربارۀ نقش جنسیت در تسلط و پرورش تشخیص داده شد. برای روشن شدن کار اولیۀ تانن، آن­ها معتقد بودند که ویژگی­های پرورش به سمت همکاری هدایت می­کند، که در واقع دشواری ارتباطات میان جنس­ها را کاهش می­دهد. استرانگ، دی والت و ساید (1998)، گزارش نمودندکه درمحاورات جایی که تعارض خودش را نشان می­دهد، زنان به ارسال پیام­های واضح­تری به شوهران­شان گرایش دارند تا شوهران­شان به آن­ها. زنان اغلب حساس­تر و واکنشی­تر به پیام­های رسیده از طرف همسران­شان هستند. شوهران گرایش به ارسال پیام­های با مضمون خنثی یا صرف نظر کردن از محاوره را دارند. در مشاجرات، زنان لحن احساسی، تشدید­کنندگی تعارض را با پیام­های منفی زبانی و غیرزبانی و کاهش تشدید­کنندگی با ایجاد فضای توافق را دارند. زنان گرایش به استفاده از التماس­ها و تهدیدهای احساسی را بیشتر از شوهران­شان دارند، و گرایش آنان بیشتر به طلب کنندگی مصالحه و تلاش برای به تعویق انداختن یا به پایان رساندن یک مشاجره است(همان: 253-252).

تفاوت­جهان­بینی هم ممکن­است یک تحریف­کنندۀ متداول درارتباطات باشد. فرهنگ­ها دراصطلاحات بالا و پائین زمینه متفاوت­اند. در ایالات متحده که گرایش دارد به کارگیری در زمینۀ سطح پائین، جایی است که کلمات بیشترین معنا را در محاورات با خودشان حمل می­کنند. در کشوری با زمینۀ سطح بالا، اجازه داده می­شود که زبان بدن و دیگر رفتارها معنای برابری داشته باشند، و اگر سطح بالا نباشد، کلمات در معنای واقعی خودشان مستفاد می­شوند.

 

الگوهای ارتباطات خانواده

خانواده به طور معمول از دو نوع گرایش ارتباطاتی پیروی می­کند: انطباقی و محاوره­ای(کوئرنر و فیتز پاتریک، 1997). اگرچه خانواده معمولاً در داخل یکی از نوع دیگر گرایش بیان شده قرار می­گیرد، بعضی از خانواده­ها ملغمه­ای از این گرایش­ها را دارا می­باشند. خانواده­ای که گرایش انطباقی دارد، خانواده­ای است که نگرش­ها، اعتقادات، و ارزش­های معمول از آن انتظار می­رود. این خانواده توسط تصمیماتی که به وسیلۀ والدین و اعضای بزرگ­تر خانواده گرفته می­شود در مقابل تعارض و پذیرش استرس مقاومت می­کند. گرایش محاوره­ای اجازه می­دهد که اعضای خانواده در همه سنین آزادی بیان نظرات خودشان را آشکارا و آزادانه داشته باشند. از این دو گرایش، چهار الگوی ارتباطات خانواده به وجود می­آید(نگاه کنید به جدول شماره 1؛ فیتزپاتریک و ریتچی، 1994). خانواده­های مبتنی بر رضایت طرفین هم در محاوره­ای و هم در انطباقی بالا هستند. یک خانواده مبتنی بر رضایت طرفین قادر است که با هر یک از اعضاء ارتباط برقرار کند و مایل به توافق است(همان: 255). خانوادۀ کثرت­گرایانه شکلی از خانواده است که در محاوره بالا باشند، اما پائین در انطباق. این خانواده­ها در برقراری ارتباطات بسیار خوب هستند، اما انتظار ندارند که همه افراد موافق باشند(همان: 255). خانوادۀ حمایتی درمحاوره پائین است و در انطباق بالا است. این خانواده انتظار دارد که هر فردی از قواعد پیروی کند، و هیچ نیازی به ارتباطات دربارۀ آن­ها نیست(همان: 256). خانواده با آزادی مطلق هم در محاوره و هم در انطباق پائین است. این خانواده ارتباطات زیادی افراد با یکدیگر ندارند، و اعضای خانواده اغلب زندگی خودشان را خارج از فضای خانواده برای خودشان دارند(همان: 256).

 

استانداردهای ارتباطات خانواده

افراد اغلب مجموعه­ای از استانداردها و عقاید دربارۀ این که ارتباط ایده­آل باید شامل چه چیزهایی

جدول شماره (1): الگوهای ارتباطات خانواده در برابر انواع خانواده

 

          انواع خانواده

الگوهای   ارتباطات خانواده

گرایش   محاوره­ای بالا

گرایش   محاوره­ای پائین

گرایش   انطباقی بالا

مبتنی   بر رضایت طرفین

حمایتی

گرایش   انطباقی پائین

کثرت­گرایانه

آزادی   مطلق

منابع: (همان: 255)، فیتز پاتریک و ریتچی(1994)، کوئرنر و فیتز پاتریک(1997)، و گالوین، بیلاند، و برومل(2004).

 

باشد ، دارند. بسیاری از استانداردها، ارتباطات را درگیر می­کند. بعضی از افراد ممکن است اعتقاد داشته باشند که یک ارتباط خوب شامل بی­پردگی کامل است و بایستی که هر یک از همسران هر چه که در گذشته داشته است را بیان کند. دیگران ممکن است که اعتقاد داشته باشند که لازم است که اطلاعاتی که می­تواند بالقوه به همسرشان آسیب برساند را از یکدیگر پنهان کنند. ارتباطات به شکل گسترده­ای در میان خانواده­ها متفاوت است چون همه خانواده­ها متفاوت هستند. تفاوت­ها میان نسل­ها، بین فرهنگ­ها، و حتی درجه نزدیکی درون خانواده می­تواند راه­های ارتباطات خانواده را دگرگون کند. بعضی از این تفاوت­ها در خانواده­ها به این شکل است که در بعضی صحبت کردن بسیار کم است، و در دیگران محاورات در خانواده­های صمیمی مداوماً جای خودش را بیشتر باز می­کند. این تفاوت­ها می­تواند باعث مشکلاتی برای زوجینی که تازه خانواده­های جدید را تشکیل می­دهند به وجود بیاورد. کاگلین (2003) 10 استاندارد متفاوت ارتباطات خانواده را مشخص کرد(نگاه کنید به جدول شماره 2). قدرت هنوز یک عامل مهم نافذ در ارتباطات خانواده است. توانایی این که یکی از اعضای خانواده قدرت خودش را بر دیگر اعضای خانواده اعمال کند می­تواند به اشکال مختلفی بیان بشود(همان: 257).

 

ابزار و  روش

اجزای عمده تشکیل­دهنده تحقیق کیفی در این پژوهش شامل سه بخش عمده می­باشد:

 بخش اول شامل داده­هاست، داده­ها از منابع مختلف گردآوری شده­اند. مصاحبه و مشاهده، تحقیقات قبلی و اسناد. بخش دوم شامل روش­های تحلیلی و تعبیر و تفسیری است که برای رسیدن به یافته­ها یا نظریه­ها به کار رفته است. این روش­ها شامل شیوه­های مفهوم­پردازی از داده­ها است. این مرحله همان مرحله کدگذاری است. شیوه­های دیگری نیز بخشی از مرحلۀ تحلیلی­اند، این­ها نمونه­گیری غیرآماری، یادداشت­برداری و نمایش روابط مفهومی بصورت دیاگرام را در بر می­گیرد، در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته­اند(استراس و کوربین، 1385: 20). پس از آن نظریه­پردازی است که مبتنی بر سه بخش قبلی است: "نظریه­پردازی بنا به طبیعت­اش مستلزم تعبیر داده­ها است، زیرا که داده­ها باید به صورت مفاهیم درآیند و مفاهیم به یکدیگر مربوط شوند تا ترجمانی نظری از حقیقت به ­شمار آیند (حقیقت در اصل قابل شناسایی نیست، و باید همیشه تعبیر و تفسیر گردد). نظم نظری که از این طریق به دست می­آید، نه تنها وسیله­ای برای توضیح و تبیین حقیقت است، بلکه چهارچوبی برای عمل نیز به دست می­دهد(همان: 22).

 

جدول شماره (2): استانداردهای ارتباطات خانواده کوگلین (به ترتیب فراوانی)

استاندارد ارتباطات

شرح

افشای صمیمانه

توانایی بحث­کردن در مورد مباحث صمیمانه نظیر احساسات،   مواد مخدر، و مسائل جنسی.

منفی نگری/ تعارض

گرایش یک خانواده به متعهد­کردن در رفتارهای متعارضانه   اصلی نظیر انتقاد، فریاد زدن و ناسزا گفتن.

احترام

نشان دادن احترام برای دیگر اعضای خانواده به وسیله بی­ادبی   نکردن، ناسزا نگفتن و پشت سر صحبت نکردن.

تماس عادی

گپ­زدن، نگهداری از دیگر اعضای خانواده، اهمیت کنترل شدن   توسط دیگران، اهمیت پرسیدن از دیگران دربارۀ منظورشان به جای توانایی داشتن برای   ذهن­خوانی.

خلق/ اثبات پیوستگی

اهمیت نزدیک بودن اعضای خانواده یا ارتباط برقرار کردن   برای پیوسته­شدن با دیگران.

تلقی برابرانه از یکدیگر

هر فردی می­تواند حرف بزند، والدین صحبت می­کنند با بچه­ها   به عنوان هم­تراز و برابر (بجز نوزادان که نمی­توانند صحبت کنند)، بچه­ها می­توانند   نظرات خودشان را برای تصمیمات مهم بیان کنند.

آزادی دربارۀ مشکلات

انتظارات دربارۀ این­که اعضای خانواده می­توانند به طور   آزادانه درباره موضوعات دردسرساز بالقوه، مشکلات یا عدم توافق­ها صحبت کنند.

ادب

توسعۀ ارتباطات خانواده به عنوان یک مسئله شایسته و رسمی   تلقی بشود (به جای این­که فرد نسبت به آن بی­تفاوت باشد).

 

این نوع دسته­بندی مقولات و قضایا و سپس نظریه­سازی از استفاده از روش نظریۀ زمینه­ای[4] حاصل گردیده است. دراین پژوهش از رویکرد نظریۀ زمینه­ای برای تحلیل­مسئله استفاده شده­است. برای استفاده از روش نظریۀ زمینه­ای بایستی به موارد ذیل توجه­نمود، به این دلیل ­که توسط این روش می­توان یک استراتژی استقرایی برای پژوهش در نظر گرفت و از جزء به کل رسید. "تئوری مفهوم­سازی بنیادی یکی از استراتژی­های پژوهش محسوب می­شودکه از طریق آن تئوری برمبنای مفاهیم اصلی حاصل از داده­ها، شکل می­گیرد. این استراتژی ازنوعی رویکرد استقرایی بهره می­گیرد، یعنی روند شکل­گیری تئوری دراین استراتژی حرکت از جز به کل است. این استراتژی پژوهش به سه عنصر مفاهیم، مقوله­ها (طبقه­ها) و قضیه­ها یا آن­چه­که از ابتدا فرضیه­ها نامیده می­شد، استوار است. درعین حال مفاهیم عناصرکلیدی تحلیل هستند زیرا تئوری از مفهوم­سازی داده­ها و نه جمع داده­های عینی حاصل می­شود."(استراس و کوربین، 1385). برای استفاده از نظریۀ زمینه­ای بایستی مفاهیم پایه­ای آن را مشخص کنیم:

1. مفاهیم عبارتند از: برچسب­های ذهنی جداگانه به وقایع، حوادث و دیگر موارد پدیده­ها.

2. مقوله­ها عبارتند از: طبقه­بندی مفاهیم. وقتی­که مفاهیم با یکدیگر مقایسه شوند و به نظر برسند که به پدیده­های مشابه مربوط­اند این­ مقولات کشف می­شوند. بدین ترتیب مفاهیم درنظمی بالاتر دسته­بندی می­شوند. مقوله مفهومی است­که ازسایر مفاهیم انتزاعی­تراست. این مرحله شامل انجام عملیات کدگذاری (بایستی مصاحبه­ها نیمه ساختاریافته را کدگذاری نمود تاتجزیه وتحلیل داده­ها را تسهیل­نماید.) یادداشت­های کدگذاری شده (دستاوردهای کدگذاری شده. این­ها نوعی از یادداشت است­ که درهر یک از مراحل مصاحبه­ها، مطالعۀ نظامند در خصوص موضوع تحقیق، در مطالب علمی بایستی از این یادداشت­های کدگذاری­شده استفاده نمود.). کدگذاری باز (روند خردکردن، مقایسه­کردن،  مفهوم­پردازی­کردن و  مقوله­بندی کردن داده­ها، را کدگذاری باز می­نامند، که از کدگذاری باز در مرحلۀ تشکیل قضایا از مقوله­ها سود جست.) خصوصیات (ویژگی­ها یا خصیصه­هایی­که به هرمقوله مربوط می­شود، را در مرحله کدگذاری می­بایستی مشخص نمود تا بتوان تجزیه و تحلیل مسئله را انجام داد.) ابعاد (محل خصوصیات در امتداد یک طیف پیوسته، که یک مقوله درآن جای می­گیرد و مختصات آن مقوله در آن ابعاد مشخص می­شود.) و بعدپردازی (روند خرد کردن خصیصه­ای و مشخص کردن ابعاد آن، بعدپردازی نامیده می­شود) می­باشد. 

3. قضایا: زمانی­که توجه محقق به مفاهیم معطوف گردید، سوال­ کردن و بررسی دربارۀ آن­ها آغاز می­گردد. این قبیل سوالات نه تنها بیانگر این است­که ما چه می­بینیم، بلکه آن­ها در قالب قضایا (فرضیه­ها) نشانۀ این است که پدیده­ها چگونه ممکن است به یکدیگر مربوط باشند. قضایا اجازه می­دهند که ما به استدلال قیاسی دست بزنیم که به نوبۀ خود ما را به گردآوری اطلاعات راهنمایی می­کند و بیشتر ما را به طرف استقرا و آزمون اولیه قضایا هدایت می­کند. این امکان با مشخص کردن مفاهیم و روابط آن­ها که به شکل قضایا ارائه می­شوند، صورت می­گیرد(همان).

4. رویه­ها: دو رویه تحلیلی در روند کد­گذاری اصولی به ­شمار می­روند، اگر چه چگونگی آن با هر نوع کدگذاری تغییر می­کند. اولی به انجام مقایسه­ها و دیگری به پرسش سوالات مربوط می­شود. در حقیقت در متون اغلب به نظریۀ زمینه­ای (مبنایی) به عنوان روش «تجزیه و تحلیل مقایسه­ای مدام» ارجاع می­شود. این دو رویه کمک می­کند تا مفاهیم در نظریۀ مبنایی دقیق و مشخص شوند.

5. برچسب زدن به پدیده­ها: شمارش داده­های خام آسان است اما درک و اظهار ­نظر دربارۀ آن­ها کار آسانی نیست. بنابراین مفهوم­پردازی از داده­ها اولین قدم در تجزیه و تحلیل به شمار می­رود. منظور از خردکردن و مفهوم­پردازی کردن این است که مورد مشاهده­ای، جمله­ای یا پاراگرافی را برمی­داریم و به اجزایی تقسیم می­کنیم و به هر کدام از حوادث، ایده­ها یا رخدادها نامی می­دهیم، برچسبی که یا نشانۀ آن پدیده است یا بجای آن می­نشیند. این کار را با طرح سوالاتی نظیر این چیست؟ و یا نمایانگر چیست؟ انجام می­دهیم و حوادث را ضمن کار مقایسه می­کنیم و به آن­هایی­که مشابه­اند یک اسم می­دهیم. درغیر این صورت اسامی بیش از اندازه خواهیم داشت که باعث سردرگمی می­شوند.

جامعه آماری مورد مطالعه خانواده­های ساکن در شهر تهران می­باشند و از روش نمونه­گیری نظری متناسب باروش نظریۀ زمینه­ای استفاده شده­است. که این روش نمونه­گیری، نمونه­گیری­ای است برمبنای مفاهیمی که ارتباط نظری آن­ها با نظریۀ در حال تکوین، به اثبات رسیده است. مناسبت نظری اثبات شده به این معنا است که مفاهیم لزوماً معنی­دار و مهم­اند زیرا درجریان مقایسه حوادثی که به تکرار روی می­دهند، بارها حضور یا عدم حضور خود را نشان داده­اند، و اهمیت آن­ها به قدری است که می­توان آن­ها را در مرتبۀ مقولات قرار داد. مرحله اول که در این مرحله از هر یک از مناطق تهران، یک نمونه خانواده انتخاب گردید. (22 منطقۀ تهران) نمونۀ مرحله اول 50 نمونه برای مصاحبه­های اولیه مشخص گردید. لازم به ذکر است که تعداد خانوار در تهران 2267892 (بر اساس سرشماری سال 1385 مرکز آمار ایران) می­باشد. درمرحله دوم، نمونه­گیری نسبی (ارتباطی) و متنوع: با کدگذاری محوری ارتباط دارد. هدف آن به حداکثر رساندن تفاوت­های دریافت شده در سطح بُعدی است. در این مرحله، مصاحبه و مشاهده­های کیفی به تعدادکل 440 خانواده، به ازای هریک از مناطق تهران 20 خانواده انجام گردید. هدف از این مصاحبه و مشاهده­ها تایید هریک از مقوله­های یافت شده در هر یک از ابعاد مورد تحقیق بوده­است. و در نهایت درمرحله سوم، نمونه­گیری گزینشی (تمیز ­دهنده): این نوع نمونه­گیری با کدگذاری انتخابی مرتبط است، که از نظریه­های اندیشمندان جامعه­شناسی استفاده گردیده است. هدف از آن این بوده­که فرصت تأیید وتصویب رشتۀ حکایت (داستان اصلی) و ارتباط بین مقولات را به حداکثر برسانیم و خلأهای موجود در مقولات ضعیف و نارسا را پرسازیم.

در این مرحله مقولات به ­دست آمده در مرحله قبل کدگذاری گردیده و مفاهیم از بین آن­ها بیرون کشیده شدند. در این مرحله مفاهیم دریافت ­شده با نمونه­گیری مرحله دوم تائید گردید. هم­چنین در این مرحله مفاهیم بدست آمده به توسط تحقیقات مختلفی­که به نوعی مرتبط باموضوع نیز بودند مورد بررسی قرارگرفت. به منظور بالابردن ضریب اطمینان ازتئوری­های مرتبط با چهارچوب تئوریکی پژوهش بعنوان تاییدیه استفاده گردیده ­است. در این پژوهش از روش نمونه­گیری نظری فزاینده استفاده شده است. این امر به این دلیل است­که مفاهیم و روابط آن­ها به خاطر تأثیر متقابل­گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل روی یکدیگر، نیز فزاینده­اند. هم­چنین عمق و تمرکز نمونه­گیری نیز افزایش می­یابد.

نمونه­گیری نظری به شیوۀ هدف­مند با رویکرد توجه به مفاهیم، مقولات و فرضیه­های پژوهش انجام گرفته است: تعداد مصاحبه و مشاهده رو در رو و ژرفانگر مرحله اولیه: تعداد 50 نفر. مشاهده­های کیفی به تعداد کل 440 خانواده، به ازای هریک از مناطق 22گانه تهران 20 خانواده. تعداد مطالعات و تحقیقات انجام شده کارشناسی­ارشد و دکتری: 10 پایان­نامه. آنهیک سخنرانی به منظور بررسی ابعاد ونظر اندیشمندان مطالعات خانواده. نمونه­گیری تئوریک از تئوری­هایی که روایی و اعتبار هر یک از مقوله­بندی­ها و ساختن قضایا را فراهم می­نمایند.

روش‌های اصلی برای جمع­آوری داده­ها شامل مشاهدات مشارکتی، تحلیل نتایج تحقیقات، نشست­ها و مصاحبه­های شبه­ساختاری با اعضای خانواده­ها و گروه­هایی­ که اعضای خانواده­ها در آن­ها مشارکت اجتماعی داشته­اند، بوده است. دفتر گزارشات این تحقیق برای ثبت مشاهدات، نشست­ها و مصاحبه­های مختلف مورد استفاده قرار گرفت. هر ارتباط در این دفتر گزارشات با ساختار از پیش تعریف­شده به منظور تسهیل شناسایی کنشگران و رخدادها ثبت گردیده است. سوالات راهنما در هر مصاحبه شامل موارد زیر بوده است اول چه افرادی، درچه کنش­ها و رخدادهایی دخیل هستند. و دوم مسئلۀ اصلی نگرش هر کدام از کنشگران چیست؟ هم­چنین تعاملات و پاسخ­های جمع­آوری شده دوره­ای نیز ثبت گردیدند. این مسئله باعث تمرکز یافتن بر شفافیت سوالات و عناصر چهارچوب اصلی  تحقیق گردید. مخصوصاً طراحی نیمه ساختاری مصاحبه­ها در خصوص گفتمان­های خانواده بسیار به این موضوع کمک نمود.

"یک نظریۀ زمینه­ای (مبنایی) که به نحو احسن ساخته و پرداخته شده ­باشد چهارمعیار قضاوت دربارۀ عملی و منطبق بودن نظریه به پدیده­ای را برآورده کند: انطباق، قابل فهم، عمومیت و کنترل. اگر نظریه به حقایق روزمره­که از زمینه­ای مستقل نشأت گرفته­است وفادار بماند واستنتاجی دقیق ازداده­های مختلف به­ دست دهد، آن وقت آن باید با زمینۀ مستقل منطبق باشد."(همان، 1385: 23). در این جدول نتیجه آزمون بارتلت که تقریبی از آماره کای­دو است، نشان داده شده است. مقدار معناداری آزمون بارتلت، صفر است­که از 0.05 کوچک­تر است­که نشان می­دهد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار، مدل­عاملی مناسب است و فرض شناخته شده بودن ماتریس همبستگی رد می­شود. هم­چنین شاخصKMO  برابر 0.708 می­باشد که چون مقدار آن نزدیک به یک است، تعداد نمونه (تعداد پاسخگویان) برای تحلیل عاملی کافی می­باشد.

جدول شماره (3):  آزمونKMO و بارتلت

صحت   اندازه نمونه

0.708

آزمون بارتلت – کای دو

E4 1.067

درجه آزادی

153

معناداری

0.000

 

معتبر ساختن روابط: در این پژوهش در ضمن کدگذاری محوری، الگوی خاص (روابط مکرر بین خصوصیات و ابعاد مقولات) پدیدار گردید. هم­چنین در ضمن ساختن و پرداختن مقولات در کدگذاری محوری، میزان خاصی از ادغام به طور طبیعی صورت گرفت. به عبارت دیگر رشته­های به هم پیوسته­ای، یعنی شبکه­ای از روابط مفهومی، گرچه آن­ها تا حدی شل و در هم تنیده­اند روشن گردید که در ضمن کدگذاری انتخابی آن­ها مرتب شدند. این الگوها شناسایی شدند و داده­ها بنا بر آن­ها دسته­بندی گردیدند. بنابراین نظریه معتبر گردید.

 منظم کردن و یکپارچگی ارتباطات: برای نظم بخشیدن به ارتباط دادن­ها بین مقولات و یکپارچگی از تلفیقی از تفکر استقرایی و قیاس بهره گرفته شد، که در آن مرتباً بین پرسش سوال، ارائۀ فرضیه و مقایسه کردن­ها در حرکت و رفت و آمد شد. بنابراین در این پژوهش زمینه عبارت است از مجموعه­ای از  ویژگی­های خاص مرتبط با پدیده ها، شرایط، که در آن کنش  ارتباطی خانواده جای دارد. هم­چنین زمینه در حقیقت نوعی مرتب کردن است، که همان مرتب­ کردن خصوصیات کلی پدیده می­باشدکه به صورت­های مختلف و در راستای طیف بُعدی­شان جور می­شوند تا الگوهایی را تشکیل دهند. راه­هایی که چنین ترکیب­هایی پیدا می­شوند: ترکیب­ها به سادگی در ضمن تجزیه و تحلیل پدید آمدند. پس از ماه­ها غوطه خوردن در داده­ها به طور ناخودآگاه تفاوت­ها و الگوها خود پدیدار شدند. از آن­جا که از دید نظری به این تغییر حساسیت ایجاد شده ­بود، و برای یافتن شواهد این الگوها، به داده­ها توجه گردید، به سوالات خاصی مثل چرا، چگونه و مانند آن پرداخته ­شد.

الف) دسته­بندی مقولات: وقتی که تفاوت­ها در زمینه شناسایی شد، توان دسته­بندی مقولات را با نظم آغاز گردید. آن­ها در طول طیف بُعدی خصوصیات­شان متناسب با الگوهای یافته­شده دسته­بندی شدند. این دسته­بندی باز هم از طریق طرح سوال و انجام مقایسه­ها صورت گرفت.

ب) مبنایی­کردن نظریه: معتبر ساختن نظریه در تقابل با داده­ها، مبنایی کردن آن را تکمیل نمود. این کار با طرح کردن نظریه در یادداشت­ها به طور نموداری یا روایتی صورت گرفت. سپس اظهارات مربوط به روابط مقولات با شرایط زمینه­ای متفاوت بسط  یافت و در نهایت در تقابل با داده­ها معتبر گردیدند.

ج) ارائۀ اظهاراتی دربارۀ روابط و معتبر ساختن آن­ها: وقتی که جنبه­های مختلف نظریه به شکل یادداشتی، چه به صورت نموداری یا روایتی آماده شد اظهاراتی راجع به روابط را ارائه و آن­ها  با داده­ها معتبر گردید. این اظهارات باید به روابط بین هرکدام از مقولات فوق و باتوجه به تغییرات آن­ها به تناسب زمینه دلالت می­نمود. روابط با داده­ها هم برای تایید اظهارات و هم برای اثبات تفاوت­های بین زمینه­ها در سطح بُعدی، مورد مقابله قرار گرفت.

 

یافته­های پژوهش

تشکیل مقوله­های انواع سرمایه

فرضیه 1: متغیرهایی که بر ارتباطات درون خانواده تأثیر می­گذارند عامل ایجاد چنین تفاوت­هایی هستند. این متغیرها عبارتنداز: سن، جنس، تحصیلات، نژاد، طبقه، انگیزه، جاذبه­های ارتباطی، شایستگی­های ارتباطی، رمزگذاری و رمزگشایی و آگاهی از دیگران.

فرضیه 2: تحصیلات و طبقه اجتماعی دیگر متغیرها را تحت تأثیر قرار می­دهد یعنی علت به وجود آمدن چنین تفاوت­هایی تحصیلات بالاتر و طبقه اجتماعی بالاتر می­باشد.

فرضیه 3: فرد دارندۀ (مثلاً تحصیلات بالاتر)، سرمایه­ای داردکه باعث به وجود آمدن نوعی مقتضیات رفتاری می­شود. بنابراین داشتن نسبتی از هر یک از این متغیرها برای دارندگان آن­ها سرمایه محسوب می­شود. به عنوان مثال فردی­که سن بیشتری دارد، نوعی از سرمایه برای آن فرد فراهم می­سازد که می­توان از آن به مقتضیات زمان و مکان بهره ببرد. مانند این که در اتوبوس افراد دیگر برای افراد مسن­تر از روی صندلی بلند می­شوند و جای خود را به آن­ها می­دهند.

 

نتایج استخراجی از تحلیل عاملی در مرحله اول

در این مرحله کلیه متغیرهای این مرحله در تحلیل عاملی شرکت کردند که با توجه به این که تمامی مقدار اولیهInitial  آن­ها یک می­باشد، همه متغیرها در تحلیل عاملی شرکت خواهند نمود. همان گونه که در جدول زیر- جدول اشتراکات تحلیل عاملی- انواع سرمایه مشاهده می­شود مقدار استخراج شده Extraction هیچ یک از متغیرها کوچک­تر از 0.50 نمی­باشد. بنابراین تمامی متغیرها در تحلیل عاملی شرکت خواهند نمود. ازجدول زیر- جدول تحلیل واریانس­کل، انواع سرمایه مشاهده می­شودکه در تحلیل عاملی انجام شده، متغیرها به 5 عامل دسته­بندی گردیدند. جدولKMO  و بارتلت تست نشان می­دهد که نمونه گرفته شده برای تحلیل عاملی در این بخش مناسب می­باشد. سطح معناداری کمتر از 0.05 می­باشد که نشان دهنده معنادار بودن اندازه نمونه در این  تحلیل  می­باشد. بر اساس تحلیل عاملی انجام یافته می­توان دسته­بندی عوامل حاصل ازتحلیل عاملی براساس نظریه­های پژوهش را به­ترتیب زیر انجام داد. هم­چنین در این مرحله نام­گذاری بر روی دسته­بندی­ها نیز انجام گردید.

                       

نمودار شماره (1): دسته­بندی متغیرها درون 5 دسته اصلی– انواع سرمایه

 

جدول شماره (4): تفکیک عوامل و نام­گذاری دسته­ها انواع سرمایه

عامل 1

(سرمایه نمادین)

عامل 2

(سرمایه فرهنگی)

عامل 3

(سرمایه اجتماعی)

عامل 4و 5

(سرمایه اقتصادی)

عضویت در انجمن­ها

جاذبۀ ارتباطی

 میزان شرکت در مراسم   دینی

تحصیلات پدر

عضویت در کتابخانه­ها

رمزگذاری عبارات

میزان شرکت در هیئت­ها

وضعیت اقتصادی

نوآوری در کارها

رمزگشایی عبارات

فعالیت در سایت­های اجتماعی

شغل پدر

مستند سازی و تالیف

شایستگی ارتباطی

ارتباطات اجتماعی با پست الکترونیک

منطقه سکونت

ترجمه متون

آگاهی از دیگران

ارتباطات اجتماعی با Messengers

 

فعالیت­های هنری

میزان ارتباطات فامیلی

 

 

 

عوامل 4 و 5 که بر اساس تحلیل عاملی دو دسته جدا از هم قرار گرفته بودند، با توجه به شباهت ماهیتی­شان در یک دسته قرار گرفتند. به نظر می­رسید که براساس مبانی نظری تحصیلات پدر می­توانست در سرمایه فرهنگی جزء دسته­بندی بهتری باشد ولی با توجه به داده­ها، چون وضعیت اقتصادی و شغل پدر و منطقه سکونت ارتباط مستقیم با تحصیلات پدر دارند، در این دسته­بندی قرار گرفتند.

 

مقوله­سازی: انواع ارتباطات درون خانواده

نتایج استخراج تحلیل عاملی در این مرحله در جدول زیر- جدول اشتراکات تحلیل عاملی- انواع ارتباطات خانواده نشان داده­ شده ­است. همان گونه که مشاهده می­شود ارتباطات فامیلی به دلیل این که مقدارExtraction  آن از 0.50 کمتر است از تحلیل عاملی حذف خواهد شد. طبق جدول تحلیل واریانس کل، انواع ارتباطات خانواده، عوامل به 5 گروه اصلی تقسیم می­شوند.

 

 

نمودار شماره (2): دسته­بندی متغیرها درون 5 دسته اصلی ارتباطات خانواده

 

جدولKMO  و بارتلت تست نشان می­دهد که نمونه گرفته شده برای تحلیل عاملی در این بخش مناسب می­باشد. سطح  معناداری کمتر از 0.05 می­باشد که نشان­دهنده معنادار بودن اندازه  نمونه در این تحلیل می­باشد. فرضیه­های این مرحله عبارتند از:

-        هر کسی که سرمایه بیشتری دارد، اجازه تحرک بیشتری به اعضای خانواده در حیطۀ به دست آوردن سرمایه­ها را می­دهد. اگر پدر یا مادر تحصیلات بالاتری داشته باشند، به بچه­ها کمک می­کنند تا سرمایه­های دیگری را به دست آورند.

-        افرادی که سرمایه بیشتری دارند، در محیط خانواده ارتباطات مذاکره­ای را اتخاذ می­نمایند.

-        افرادی که سرمایه کمتری دارند، در محیط خانواده ارتباطات انطباقی را اتخاذ می­کنند.

بر اساس تحلیل عاملی انجام یافته و همان­گونه که در جدول شماره 5 ماتریس دوران یافته مولفه­ها- ارتباطات خانواده مشاهده می­شود، می­توان دسته­بندی عوامل حاصل از تحلیل عاملی براساس نظریه­های پژوهش را به ترتیب زیر انجام داد. هم­چنین دراین مرحله نام­گذاری بر روی دسته­بندی­ها نیزانجام گردید.

 

جدول شماره (5): تفکیک عوامل و نام گذاری دسته­ها- ارتباطات خانواده

عامل 1

ارتباط مبتنی بر رضایت طرفین

عامل 2

ارتباط مبتنی بر آزادی مطلق

عامل 3

ارتباط مبتنی بر حمایت و هنجارمند

عامل 4و 5

روابط کثرت­گرایانه

احترام به بزرگترها

تعارض  

روابط پدرسالارانه

تعامل   با دیگران

اثربخشی جلسات خانوادگی

احترام   به دیگران

الزام به غذا خوردن با خانواده و رعایت هنجارها

آزادی   در حل مشکلات شخصی

تواتر جلسات خانوادگی

ارتباط   عادی

تفاوت قائل شدن بین دختر و پسر

مشاوره   با دیگران

مشارکت در حل مشکلات با دیگران

توسعه ارتباطات

ممنوعیت در شکستن هنجارها

حقوق   برابر با دیگران

بحث گروهی با دیگر اعضای خانواده

 

 

احساس   پیوستگی با خانواده

مذاکره با دیگران

 

 

 

 

سرمایه اقتصادی بالا موجب می­شود که با قدرت پدید آمده از این راه، نگرش­ها، باورها، هنجارها و اعتقادات شالوده­شکنی شود و به زیر سوال برده­ شود. این مسئله حائز اهمیت است که در این شرایط سرمایه­های دیگر در حداقل  قرار دارند و تحت تأثیر قدرت این سرمایه قرار می­گیرند. بنابراین در این  شرایط به دلیل آزادی­هایی­که در اثر ورود سرمایه اقتصادی به­ درون خانواده انجام می­شود، ارتباطات خانواده بر محوریت این سرمایه شکل خواهد گرفت. بدیهی است که در این شرایط خانواده با ارتباطات درونی آزادی مطلق شکل خواهد گرفت.

 

بحث و نتایج

متغیرهایی­که برارتباطات درون خانواده تأثیر می­گذارند عامل ایجاد چنین تفاوت­هایی هستند. این متغیرها عبارتند از: سن، جنس، تحصیلات، نژاد، طبقه، انگیزه، جاذبه­های ارتباطی، شایستگی­های ارتباطی، رمزگذاری و رمزگشایی و آگاهی از دیگران. تحصیلات و طبقه اجتماعی دیگر متغیرها را تحت تأثیر  قرار می­دهد یعنی علت به وجود آمدن چنین تفاوت­هایی تحصیلات بالاتر و طبقه اجتماعی بالاتر می­باشد. فرد دارندۀ (مثلاً تحصیلات بالاتر)، سرمایه­ای دارد که باعث به وجود آمدن نوعی مقتضیات رفتاری می­شود. بنابراین داشتن نسبتی از هر یک از این متغیرها برای دارندگان آن­ها سرمایه محسوب می­شود. به عنوان مثال فردی که سن بیشتری دارد، نوعی از سرمایه  برای آن فرد فراهم می­سازد که می­توان از آن به مقتضیات زمان و مکان بهره ببرد. هر کسی که سرمایه بیشتری دارد، اجازه تحرک بیشتری به اعضای خانواده در حیطۀ به دست آوردن سرمایه­ها را می­دهد. اگر پدر یا مادر تحصیلات بالاتری داشته باشند، به بچه­ها کمک می­کنند تا سرمایه­های دیگری را به دست آورند. هم­چنین افرادی که سرمایه بیشتری دارند، در محیط خانواده ارتباطات مذاکره­ای را اتخاذ می­نمایند. افرادی­که سرمایه کمتری دارند، درمحیط خانواده ارتباطات انطباقی را اتخاذ می­کنند. بنابراین می­توان مدل زیر را برای نشان دادن ارتباط میان سرمایه و نوع ارتباطات درون خانواده ارائه نمود:

                                                           

                                            انواع سرمایه که اعضای خانواده دارا می­باشند                                                     

نوع ارتباطات خانواده

                           

    
    

+

    
    

                          

    
    

+           

    
    

                          

    
    

+

    
    

                          

    
    

+

    
    

                          

    
    

+

    
    

                          

    
    

+

    
    

                                   

     
     

سرمایه اقتصادی

     
     

                                    

     
     

خانواده با آزادی مطلق

     
     

                                    

     
     

خانواده حمایتی

     
     

                                    

     
     

خانواده کثرت­گرایانه

     
     

                                    

     
     

خانواده مبتنی بر رضایت طرفین

     
     

                                    

     
     

سرمایه اقتصادی

     
     

                                    

     
     

سرمایه اقتصادی

     
     

                                    

     
     

سرمایه اقتصادی

     
     

                                    

     
     

سرمایه فرهنگی

     
     

                                    

     
     

سرمایه اجتماعی

     
     

                                    

     
     

سرمایه فرهنگی

     
     

                                    

     
     

سرمایه نمادین

     
     

                                    

     
     

سرمایه اجتماعی

     
     

                                    

     
     

سرمایه فرهنگی

     
     

                                   

 

 

 

 

                       

 

 

 

نمودار شماره (3): ارتباط انواع ارتباطات خانواده و سرمایه­ها

منابع

استراس، آ؛ و   دیگری. (1385). اصول روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی (رویه­ها و شیوه­ها).   پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران.

برناردز، ج.   (1388). درآمدی به مطالعات خانواده. ترجمه: ح، قاضیان. نشر نی. تهران.

بوردیو، پ.   (1380). نظریه کنش، دلایل عقلی و انتخاب عقلانی. ترجمه: م، مردیها.   انتشارات نقش و نگار. تهران. 

بهنام، ج. (1383).   تحولات خانواده، پویایی خانواده در حوزه­های فرهنگی گوناگون. ترجمه: م، ج،   پوینده. نشر ماهی.

تاجیک، م، ر.   (1379). گفتمان و تحلیل گفتمانی (مجموعه مقالات). انتشارات فرهنگ گفتمان.   تهران.

ریتزر، ج. (1384).   نظریۀ جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. انتشارات علمی. تهران.

ساروخانی، ب.   (1386). جامعه­شناسی ارتباطات. انتشارات اطلاعات. تهران.

ساروخانی، ب.   (1384). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده. انتشارات سروش. تهران.

سیلورمن، د.   (1381). روش تحقیق کیفی در جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. موسسه فرهنگی   انتشاراتی تبیان. تهران.

فرهنگی، ع، ا.   (1386). ارتباطات انسانی. جلد اول  و جلد دوم. موسسه خدمات   فرهنگی رسا. تهران.

فوکو، م . (1386).   اراده به دانستن. ترجمه: ن، سرخوش؛ و دیگری. نشر نی. تهران.

گرنفل، م. (1389).   مفاهیم کلیدی پیر بوردیو. ترجمه: م، م، لبیبی. نشر افکار. تهران.

گیدنز، آ. (1383).   تجدد و تشخص، جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. نشر نی.   تهران.

گیدنز، آ. (1384).   سیاست، جامعه­شناسی و نظریۀ اجتماعی. ترجمه: م، صبوری. نشر نی. تهران.

محمدپور، ا.   (1390). روش تحقیق کیفی، ضد روش. جلد اول و جلد دوم. انتشارات جامعه­شناسان.   تهران.

مک دانل، د.   (1380). مقدمه­ای بر نظریه های گفتمان. ترجمه: ح، ع، نوذری. نشر فرهنگ   گفتمان. تهران.

میلر، پ. (1384). سوژه،   استیلا و قدرت. ترجمه: ن، سرخوش؛ و دیگری. نشر نی. تهران.

نیکومرام، ه؛ و   دیگران. (1387). سرمایه اجتماعی. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی علوم و   تحقیقات تهران. تهران.

یارمحمدی، ل، ا.   (1385). ارتباطات از منظر گفتمان­شناسی انتقادی. نشر هرمس. تهران.

 

Forte, J. (2007). Human Behavior and The Social Environment.   Thomson Books/Cole. US.

Giddens, A. (1990). Sociology. Second Edition. Macmillan Education   publication. London.

Hamilton, p. (1983). Talcott Parsons. Ellis Horwood publication.   London.

Hill, A. Watson, J. Rivers. D. Joyce, M. (2007). Key Themes in   Interpersonal Communication. McGraw-Hill. London.

Moore, J. T, M. Asay, S. (2008). Family Resource Management. SAGE   Publication. London.

Motley, Michael, T. (2008). Studies in Applied Interpersonal   Communication. SAGE Publication. London.

Motley, Michael, T. (2008).  Studies   in Applied Interpersonal Communication. SAGE. London.

Newman, D. (2009). Families, A Sociological Perspective.   McGraw-Hill. United state.

Sales, A. Fournier, M. (2007). Knowledge Communication &   Creativity. SAGE Publication.    London.

Schroeder, E. (2008). Family and Personal Relationships.   McGraw-Hill. United state.

Scott, J.  And others. (2007). The   Sociology of Families.  Blackwell   Publishing. Australia.

 



[1]. مقالهحاضربراساسگزارشنهاییرسالهدکتری جامعه­شناسیدانشگاهآزاداسلامیواحدعلوموتحقیقات تهرانکهتحتعنوان "تحلیل جامعه­شناختی گفتمان‌های ارتباطات انسانی در خانواده ایرانی به منظور ارائه مدل فراگفتمانی ارتباطات انسانی در تهران" انجامیافتهاست؛تدوینوارائهگردیدهاست.

[2]. دانشجویدکتریجامعه­شناسی،دانشگاهآزاداسلامیواحدعلوموتحقیقات،گروه جامعه­شناسی؛ تهران-ایران.

  E- mail:salek_benita@hotmail.com                                                                                                                

[3]. استادگروهجامعه­شناسی،دانشکدهعلومانسانی،دانشگاهآزاداسلامیواحدعلوموتحقیقات؛تهران-ایران (نویسنده مسئول).

1. Grounded Theory

استراس، آ؛ و   دیگری. (1385). اصول روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی (رویه­ها و شیوه­ها).   پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران.

برناردز، ج.   (1388). درآمدی به مطالعات خانواده. ترجمه: ح، قاضیان. نشر نی. تهران.

بوردیو، پ.   (1380). نظریه کنش، دلایل عقلی و انتخاب عقلانی. ترجمه: م، مردیها.   انتشارات نقش و نگار. تهران. 

بهنام، ج. (1383).   تحولات خانواده، پویایی خانواده در حوزه­های فرهنگی گوناگون. ترجمه: م، ج،   پوینده. نشر ماهی.

تاجیک، م، ر.   (1379). گفتمان و تحلیل گفتمانی (مجموعه مقالات). انتشارات فرهنگ گفتمان.   تهران.

ریتزر، ج. (1384).   نظریۀ جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. انتشارات علمی. تهران.

ساروخانی، ب.   (1386). جامعه­شناسی ارتباطات. انتشارات اطلاعات. تهران.

ساروخانی، ب.   (1384). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده. انتشارات سروش. تهران.

سیلورمن، د.   (1381). روش تحقیق کیفی در جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. موسسه فرهنگی   انتشاراتی تبیان. تهران.

فرهنگی، ع، ا.   (1386). ارتباطات انسانی. جلد اول  و جلد دوم. موسسه خدمات   فرهنگی رسا. تهران.

فوکو، م . (1386).   اراده به دانستن. ترجمه: ن، سرخوش؛ و دیگری. نشر نی. تهران.

گرنفل، م. (1389).   مفاهیم کلیدی پیر بوردیو. ترجمه: م، م، لبیبی. نشر افکار. تهران.

گیدنز، آ. (1383).   تجدد و تشخص، جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. نشر نی.   تهران.

گیدنز، آ. (1384).   سیاست، جامعه­شناسی و نظریۀ اجتماعی. ترجمه: م، صبوری. نشر نی. تهران.

محمدپور، ا.   (1390). روش تحقیق کیفی، ضد روش. جلد اول و جلد دوم. انتشارات جامعه­شناسان.   تهران.

مک دانل، د.   (1380). مقدمه­ای بر نظریه های گفتمان. ترجمه: ح، ع، نوذری. نشر فرهنگ   گفتمان. تهران.

میلر، پ. (1384). سوژه،   استیلا و قدرت. ترجمه: ن، سرخوش؛ و دیگری. نشر نی. تهران.

نیکومرام، ه؛ و   دیگران. (1387). سرمایه اجتماعی. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی علوم و   تحقیقات تهران. تهران.

یارمحمدی، ل، ا.   (1385). ارتباطات از منظر گفتمان­شناسی انتقادی. نشر هرمس. تهران.

 

Forte, J. (2007). Human Behavior and The Social Environment.   Thomson Books/Cole. US.

Giddens, A. (1990). Sociology. Second Edition. Macmillan Education   publication. London.

Hamilton, p. (1983). Talcott Parsons. Ellis Horwood publication.   London.

Hill, A. Watson, J. Rivers. D. Joyce, M. (2007). Key Themes in   Interpersonal Communication. McGraw-Hill. London.

Moore, J. T, M. Asay, S. (2008). Family Resource Management. SAGE   Publication. London.

Motley, Michael, T. (2008). Studies in Applied Interpersonal   Communication. SAGE Publication. London.

Motley, Michael, T. (2008).  Studies   in Applied Interpersonal Communication. SAGE. London.

Newman, D. (2009). Families, A Sociological Perspective.   McGraw-Hill. United state.

Sales, A. Fournier, M. (2007). Knowledge Communication &   Creativity. SAGE Publication.    London.

Schroeder, E. (2008). Family and Personal Relationships.   McGraw-Hill. United state.

Scott, J.  And others. (2007). The   Sociology of Families.  Blackwell   Publishing. Australia.