رسانه‌های جمعی، هویت‌یابی اجتماعی و سرمایه اجتماعی دانشجویان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات. تهران- ایران.

2 استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات. تهران- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

مقاله حاضر به بررسی رابطه بین بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و هویت‌یابی اجتماعی دانشجویان با میزان سرمایه اجتماعی آنان پرداخته است. با مرور پیشینه نظری و تجربی این دو مفهوم، تعریف هویت بازاندیشانه آنتونی گیدنز از هویت­یابی در دنیای مدرن ملاک تقسیم­بندی هویت اجتماعی سنتی و مدرن و طبقه­بندی استون و هیوز از سرمایه اجتماعی ملاک اندازه­گیری و تقسیم­بندی انواع سرمایه اجتماعی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر که به شیوه پیمایشی انجام گرفته، از دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه­های دولتی تبریز در سال تحصیلی 90-1389، 381 نفر با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای متناسب با حجم هر طبقه (رشته تحصیلی دانشجویان) انتخاب و مورد پرسش قرار گرفته­اند. بر اساس نتایج تحقیق، نسبت دانشجویانی که دارای هویت اجتماعی مدرن بوده و دارای سرمایه اجتماعی متوسط و پایین هستند، بیشتر از کسانی است که از نظر هویت اجتماعی در رده سنتی قرار داشته و از نظر سرمایه اجتماعی در رده متوسط و زیاد قرار دارند. تحلیل داده­های جدول تقاطعی دو متغیر هویت اجتماعی و سرمایه اجتماعی بیان­گر آن است که هرچه دانشجویان از از هویت سنتی فاصله گرفته و در رده مدرن قرار می­گیرند، میزان سرمایه اجتماعی آنان کاهش می­یابد. دانشجویان سنتی‌تر دارای سرمایه اجتماعی بیشتری نسبت به دانشجویان مدرن می‌باشند. دانشجویان شهری از سرمایه اجتماعی نهادی و دانشجویان روستایی از سرمایه اجتماعی فردی بالایی برخوردارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Mass Media, Social Identification and Students’ Social Capital

نویسندگان [English]

  • Davood Ebrahimpour 1
  • Gholamabbas Tavasoli 2
چکیده [English]

 
 
 
This article is an attempt to investigate the relationship between the student’s use of mass media and their social identity and the ratio of their social capitals. Having reviewed the literature of theoretical and experimental concept of these two factors, the study has adapted the definition of "identity" as proposed by Anthony Giddens and the definition of "social capital" as proposed by stone and Hughes. The method of the study is survey in which 381 students have been selected randomly among students studying in different courses in states universities of Tabriz in the educational years of 2010 – 2011. The results reveal that the number of the students who have modern social identity and possessing low and medium social capital exceeds the number of students who have traditional social identity and medium and high social capital. The analysis of data shown in the crosstabs of "social identity" and" social capital" illustrates that, the more the students identically get closer to the modernity,  the more the ratio of their social capital decreases and also, traditional students have more social capital. Urbane students have more institutional social capital and rural students have more individual social capital.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social identity
  • Social capital
  • reflective identity

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     چهارم، شماره پانزدهم، تابستان 1391

   

ص     ص 44-21

   
   

 

 

 

 

 

 

 

    رسانه‌های جمعی، هویت­یابی اجتماعی و سرمایه اجتماعی دانشجویان[1]

داود ابراهیم‌پور[2]

دکتر غلامعباس توسلی [3]

تاریخ دریافت مقاله:2/11/1392       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:3/5/1393

چکیده

مقاله حاضر به بررسی رابطه بین بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و هویت‌یابی اجتماعی دانشجویان با میزان سرمایه اجتماعی آنان پرداخته است. با مرور پیشینه نظری و تجربی این دو مفهوم، تعریف هویت بازاندیشانه آنتونی گیدنز از هویت­یابی در دنیای مدرن ملاک تقسیم­بندی هویت اجتماعی سنتی و مدرن و طبقه­بندی استون و هیوز از سرمایه اجتماعی ملاک اندازه­گیری و تقسیم­بندی انواع سرمایه اجتماعی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر که به شیوه پیمایشی انجام گرفته، از دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه­های دولتی تبریز در سال تحصیلی 90-1389، 381 نفر با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای متناسب با حجم هر طبقه (رشته تحصیلی دانشجویان) انتخاب و مورد پرسش قرار گرفته­اند. بر اساس نتایج تحقیق، نسبت دانشجویانی که دارای هویت اجتماعی مدرن بوده و دارای سرمایه اجتماعی متوسط و پایین هستند، بیشتر از کسانی است که از نظر هویت اجتماعی در رده سنتی قرار داشته و از نظر سرمایه اجتماعی در رده متوسط و زیاد قرار دارند. تحلیل داده­های جدول تقاطعی دو متغیر هویت اجتماعی و سرمایه اجتماعی بیان­گر آن است که هرچه دانشجویان از از هویت سنتی فاصله گرفته و در رده مدرن قرار می­گیرند، میزان سرمایه اجتماعی آنان کاهش می­یابد. دانشجویان سنتی‌تر دارای سرمایه اجتماعی بیشتری نسبت به دانشجویان مدرن می‌باشند. دانشجویان شهری از سرمایه اجتماعی نهادی و دانشجویان روستایی از سرمایه اجتماعی فردی بالایی برخوردارند.

     واژگان کلیدی: رسانه­های جمعی، سرمایه اجتماعی، هویت اجتماعی، هویت بازاندیشانه.

 

مقدمه

تغییرات اجتماعی به­وقوع پیوسته از قرن هفدهم به بعد در تمامی جوامع اروپایی و به تبع آن اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان در زمینه‌های تولید، شهرنشینی، سطح سواد و کیفیت زندگی، ساختارهای جوامع را با تحولات شگرفی مواجه ساخته و اثرات این تغییرات در زمینه­های مختلف روابط اجتماعی (که نمود آن در بحث سرمایه اجتماعی دراین مقاله مورد بررسی قرار گرفته است) و نگرش افراد نسبت به هویت­ اجتماعی خود، از زمینه‌های تحقیقاتی جذاب برای جامعه­شناسی به شمار می‌رود. این مقاله درپی آن است که با استفاده از تئوری‌های رایج در حوزه سرمایه اجتماعی و با استفاده از شاخص‌ها و معرف‌های این مفهوم، به اندازه­گیری میزان سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه های دولتی تبریز پرداخته و آن را با مفهوم هویت اجتماعی در ارتباط قرار دهد تا هویت اجتماعی افراد را به عنوان متغیر مستقلی که می‌تواند در افزایش یا کاهش سرمایه اجتماعی آن­ها اثرگذار باشد، مطرح کند.

مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این سوال است که هویت اجتماعی افراد چگونه می­تواند بر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن مانند اعتماد اجتماعی اثر گذار باشد و وضعیت این دو متغیر در دانشجویان دانشگاه­های دولتی شهر تبریز چگونه است؟

برای پاسخ به این سوال با رجوع به آراء و اندیشه­های برخی جامعه‌شناسان برجسته مانند پی­یر بوردیو، جیمز کلمن، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما، تعاریف و الگوهای مطالعه سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته­ و با استفاده از چارچوب نظری مبتنی بر نظریه آنتونی گیدنز در مورد هویت اجتماعی و مدل ترکیبی سنجش سرمایه اجتماعی، دانشجویان دانشگاه های دولتی تبریز مورد مطالعه قرار گرفته­اند تا معنی­داری رابطه بین میزان مدرن یا سنتی بودن هویت اجتماعی دانشجویان با میزان سرمایه اجتماعی آنان و معنی­داری تفاوت بین گروه­های مختلف دانشجویان از نظر پایگاه اجتماعی- اقتصادی، محل سکونت و زندگی (شهری و روستایی)، رشته تحصیلی و ... به لحاظ هویت اجتماعی و میزان سرمایه اجتماعی، از نظر آماری مورد آزمون قرار گیرد.

هویت اجتماعی افراد بخش مهمی از هستی اجتماعی آن­هاست که در پرتو آن رفتارها و کنش­های اجتماعی آنان معنا و مفهوم یافته و چارچوب­های تعیین گردیده از سوی جامعه برای تنظیم و کنترل این رفتارها در افراد شکل می­گیرد.

سرمایه اجتماعی که پدیده­ای نشات گرفته از شکل و نوع روابط اجتماعی بین کنشگران اجتماعی است، مستقیماً با آن چارچوب­های رفتاری که کنشگران در طول جریان جامعه­پذیری در خود درونی کرده و با الگوگیری از عناصر آن، به ساختن هویت فردی و اجتماعی خویش نائل گشته­اند، ارتباط دارد. بنابراین همه عواملی که در جامعه­پذیر کردن افراد تاثیر دارند، اعم از نهاد خانواده و ساختار روابط اجتماعی حاکم بر آن، نهاد آموزش و پرورش و الگوی تربیتی حاکم بر آن، رسانه­های جمعی و نوع پیام­های ارائه شده به وسیله آن و عوامل دیگری مانند سنت­های اجتماعی و میزان الزام اعمال شده از سوی جامعه بر افراد جهت پیروی از این سنت­ها و میزان آزادی آنان در ابداع و نوآوری در زمینه رفتارهای اجتماعی، محل سکونت ، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی، طبقه اجتماعی- اقتصادی و جنسیت افراد در شکل­گیری و حفظ و تداوم و یا زوال سرمایه اجتماعی می­توانند تاثیر قابل توجهی داشت باشند (Stone, 2001: 45).

اگر ساختار عوامل شکل دهنده به هویت اجتماعی افراد جامعه طوری شکل گرفته باشد که از دل این ساختار هویت­ افراد در یک فرایند متقابل اثرگذاری بین فرد و جامعه از خصلتی بازاندیشانه که در آن افراد ضمن اثرپذیری از عناصر اجتماعی متعلق به ساختارها، از حدی از آزادی عمل در برخورد با این عناصر ساختاری برخوردار بوده و در جریان یک تلفیق بین عاملیت خود و ساختارهای اجتماعی دست به تعریف و بازتعریف از هویت اجتماعی خود بزنند و از هویتی فاصله گرفته از سنت برخوردار گردند، انتظار می­رود که در جامعه­ای که عناصری از مدرنیته و فرهنگ مدرن (هر چند به صورت نامتوازن و اندک) در آن نفوذ کرده است، شکلی از سرمایه اجتماعی را در این جامعه به وجود می­آورد که با آن­چه در یک جامعه سنتی از این مفهوم می­توان سراغ گرفت، متفاوت است. در جامعه سنتی به خاطر نفوذ شدید سنت­ها بر رفتارهای اجتماعی افراد و تسلط ساختارها بر فردیت افراد، سرمایه اجتماعی فردی برجسته­تر بوده و در جامعه مدرن که هویت اجتماعی افراد در آن از حالت سنتی فاصله گرفته است، سرمایه اجتماعی نهادی از میزان بالایی برخوردار است(Stone & Hughes, 2002: 28).

 جامعه­شناسان درباره هویت اجتماعی و نحوه شکل­گیری آن در دنیای مدرن و چگونگی فاصله گرفتن افراد از هویت­های سنتی در جامعه مدرن، نظریه­های مختلفی ارائه کرده­اند. برخی جامعه­شناسان دوره­ای را که در آن به سر می­بریم دوره پسامدرن نامیده­اند و برخی نیز آن را دوره متاخر مدرن می­نامند. آنتونی گیدنز ضمن قبول تفاوت­های جدی در نهادهای اجتماعی سنتی و مدرن، در مورد هویت اجتماعی و رابطه آن با اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از شاخص­های سرمایه اجتماعی در دوره مدرن، از واژه «مخاطره» استفاده کرده است(گیدنز، 1380: 37).  او معتقد است واژه مخاطره که جای مفهوم «بخت» یا «سرنوشت» دوره سنتی را گرفته است، به معنای پیامدهای پیش بینی نشده فعالیت­های انسان­ها بوده و مربوط به چشم­داشت­هایی است که می­توانند برآورده نشده و موجب دلسردی در افراد شوند. در این دوره هویت اجتماعی در پرتو مفاهیم اعتماد و مخاطره از خصلتی بازاندیشانه برخوردار می­شود. در اثر این خصلت عملکردهای اجتماعی کنش­گران پیوسته بازسنجی شده و اصلاح می­گردند(همان: 47).

«بازاندیشی در زندگی اجتماعی مدرن در برگیرنده این واقعیت است که عملکرد­های اجتماعی پیوسته بازسنجی می­شوند و در پرتو اطلاعات تازه درباره خود آن­ها اصلاح می­شوند و بدین سان خصلت­شان را به گونه­های اساسی دگرگون می­سازند»(گیدنز، 1377: 47). بنابراین «ویژگی مدرنیته نه استقبال از چیز نو به خاطر نو بودن آن، بلکه فرض بازاندیشی درباره همه چیز است که این بازاندیشی البته، بازاندیشی درباره خود بازاندیشی را نیز در برمی­گیرد»(گیدنز، 1380: 47). 

گیدنز معتقد است که «تجدد چارچوب حفاظتی جامعه سنتی را از جا کنده و آن­ها را با سازمان­های بزرگ­تر و غیر شخصی­تر جایگزین کرده است»(گیدنز، 1385: 58) بنابراین در دنیای تجدد، هویت شخصی و اجتماعی به طرزی متباین با ارتباطات شخصی- اجتماعی جوامع سنتی­تر مسأله­زا می­گردد. اگر مدرنیته را فرایند فشردگی فزاینده زمان و فضا که به واسطه آن مردم دنیا کم و بیش به صورتی نسبتاً آگاهانه در جامعه متجدد و جهانی واحد ادغام می­شوند بدانیم(گل­محمدی، 1381: 56)، می­توان گفت که این جریان با دگرگون کردن شرایط و چارچوب سنتی هویت سازی و تضعیف و انحلال منابع هویت ساز سنتی، فرایند هویت­سازی و هویت­یابی را در جهان کنونی متمایز از قبل می­کند. هر چند دانشمندان بر سر منابع هویت بخش اجماع ندارند ولی دست­کم در این مورد اتفاق نظر وجود دارد که با بسط فرایند مدرنیته منابع سنتی هویت بخش به تدریج رو به اضمحلال و تحلیل رفته است تا حدی که قدرت استیلای خود را بر معنا­دهی به هویت کنش­گران از دست می­دهد. «فضامند کردن زندگی اجتماعی، متحول کردن فضا و زمان و نسبی کردن فرهنگ، هویت­سازی سنتی را بسیار دشوار و حتی ناممکن کرده است و مسئولیت هویت­سازی را برعهده « فرد» گذارده است»(گیدنز، 1380: 82).

تعدد مرجع­های اجتماعی نیز هویت­سازی را دشوار می­کند. در این راستا گیدنز معتقد است که در جوامع سنتی افراد معمولاً در واحدهای اجتماعی کوچک ولی منسجم قرار می­گرفته­اند و در چارچوب آن واحد هویت می­یافتند. ولی با فرایند تجدد و گسترش فضای اجتماعی، امکان هویت­یابی در چارچوب محدود و معین اجتماعی رو به کاهش است. بنابراین در جوامع سنتی فرد معمولاً به شکلی «منفعلانه» هویت می­یافت، این انفعال تا حدود زیادی از محدود و اندک بودن منابع هویت­ساز ناشی می­شد. در این جوامع عرصه­های هویت­ساز چنان توسط نیروهایی مانند سنت، طبیعت، نهادهای دینی و سیاسی و ... اشغال شده بود که فرد نمی­توانست از حداقل خودمختاری و آزادی عمل برخوردار باشد، این نیروها هویت و نظام معنایی معینی برای فرد تعریف و عرضه می­کردند که پذیرش آن از سوی کنش­گر اجتماعی تقریباً گریز­ناپذیر بود ولی فرایند مدرنیته با فضامند کردن زندگی اجتماعی زمینه رهایی فرد از دایره تنگ نهادها و عوامل سنتی هویت­سازی را فراهم آورد(همان: 87).

در جوامع سنتی عوامل متفاوت تلاش داشتند تا اصالت هویت را حفظ کنند «منابع هویتی جدید در جوامع سنتی بسیار اندک بوده و یا حتی وجود نداشتند و در صورت وجود، توسل به آن­ها نیز غیر مشروع بود ولی فرایند تجدد و جهانی شدن با رفع این موانع، بستر مناسبی برای تولید هویت­های ترکیبی و پیوندی فراهم کرده است»(همان: 90).

 با توسعه تجدد و فرایند جهانی شدن، در همه جوامع تدریجاً منابع سنتی هویت­ساز رو به اضمحلال رفته و عوامل سازنده هویت اجتماعی غیرسنتی به منصة ظهور می­آیند. در این حالت کنشگران، به دور از تسلط نهادهای تعین­گر ساختاری، چون سنت­ها، مذاهب و عرف­های رایج در یک فضای اجتماعی تحول یافته، دست به تعریف مجدد موقعیت و هویت اجتماعی خویشتن در جامعه می­زنند. تجدد تغییرات ریشه­ای در کیفیت زندگی روزمره پدید می­آورد و بر خصوصی­ترین وجوه تجربیات افراد تأثیر می­گذارد. با این وصف تغییرات حاصل از نهادهای امروزین به طورمستقیم با زندگی فردی و با «خود» افراد در می­آمیزند. در جامعه مدرن هویت شخصی و اجتماعی چیزی نیست که در نتیجه تداوم کنش­های اجتماعی فرد به او تفویض شده باشد، بلکه نتیجه چیزی است که فرد باید آن را به طور مداوم و روزمره ایجاد کند و در فعالیت­های بازتابی خویش مورد حفاظت و پشتیبانی قرار دهد. بنابراین برکنده شدن ریشه­های هویت اجتماعی از موقعیت­های ساختاری، بخشی از دگرگونی­های کلی­تر فرهنگی است که به تعبیر کلی، آن را فرایند مدرنیته یا مدرن شدن نامیده­اند(گیدنز، 1385: 20). 

 

سرمایه اجتماعی

گسترش اولیه و نظام­مند مفهوم سرمایه اجتماعی توسط بوردیو، جامعه­شناس فرانسوی و کلمن، جامعه‌شناس آمریکایی برای افراد یا گروه­های کوچک انجام گرفت و در این میان این مفهوم به عنوان یکی از بخش­های مهم تحلیل­های اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. این دو جامعه شناس با تفاوتی اندک، بر روی منافعی متمرکز شدند که افراد و خانواده­ها از پیوند با یکدیگر به دست می­آورند. برخورد بوردیو با این مفهوم کاملاً ابزار­انگارانه بود و تا حدی بر این مسأله پافشاری می­کرد که مردم با قصد قبلی و آگاهانه، روابط­شان را بر اساس منافعی که قرار است در آینده به آن ها برسد، تنظیم می­کنند. بوردیو به روابط متقابل میان سرمایه پولی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی اشاره می­کند و سرمایه فرهنگی را عبارت از صلاحیت تحصیلاتی رسمی می­داند که افراد درکنار یکدیگر و با مجموعه بسیار نامحسوسی از ارزش­ها و طرز رفتارها به دست می‌آورند. بینش بنیادین بوردیو این بود که این سرمایه­ها قابل مبادله و تبدیل به یکدیگر هستند(بوردیو، 1381: 144).  به عبارت دیگر آن­ها می­توانند با یکدیگر داد و ستد ماهوی داشته باشند و در واقع رشد و گسترش آن­ها نیز مستلزم این داد و ستد آن­هاست. بنابر این سرمایه اجتماعی به هر معنایی قابل دسترسی نیست مگر این­که در کنار سرمایه­گذاری منابع مادی قرار گیرد و از سوی دیگر، داشتن فضایی فرهنگی که بوردیو از آن تحت عنوان «فرهنگ یگانه­ساز» نام می‌برد، این امکان را برای افراد میسر می­سازد که روابطی را با افراد ارزشمند و معتبر برقرار سازند(همان، 151).

فرض بنیادینی که پشت ایده سرمایه اجتماعی قرار دارد عبارت است از سرمایه­گذاری در روابط اجتماعی با پیوندهای مورد انتظار. این تعریف کلی با تعبیرهای گوناگونی که به­ وسیله صاحب­نظران و پژوهشگران سرمایه اجتماعی بیان شده، سازگار است. افراد برای تولید سود در تعامل­ها و شبکه­های اجتماعی شرکت می‌کنند و منابع موجود در شبکه­های مشارکت، باعث افزایش سود می­شود. تعامل‌ها و شبکه­های مشارکت به چند دلیل منجر به افزایش سود در جامعه می­گردند: شبکه­های اجتماعی جریان گردش و مبادله اطلاعات را تسریع و تسهیل می­کنند و اطلاعات مفیدی در مورد فرصت­ها و گزینه­های مختلف در اختیار فرد قرار می‌دهند و هزینه­ها را به مقدار زیادی در تعامل­های اجتماعی کاهش می­دهند (کلمن، 1377: 486).

شبکه­ها، پیوندهای اجتماعی را تقویت کرده و منجر به انباشت قدرت اجتماعی می­شوند. این امر نقش مهمی در تصمیم­ها و گزینش خط­مشی بازیگران اجتماعی دارد. بعضی از پیوندهای اجتماعی به واسطه موقعیت­های استراتژیک خود در بردارنده منابع با ارزشی هستند که قدرت تصمیم­گیری و تاثیرگذاری فرد را افزایش می­دهند. شبکه­های اجتماعی از فرد در مقابل تهاجم­ها و تجاوزها دفاع کرده و شناخت فرد را تقویت می­کنند. دسترسی افراد به منابع، از طریق شبکه­ها امکان پذیر است و فرد به وسیله پیوندهای اجتماعی شایستگی خود را تقویت می­کند(پاتنام، 1380).

پی­یر بوردیو از سه شکل سرمایه نام می برد که عبارتند از از سرمایه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی. شکل اقتصادی سرمایه قابل تبدیل به پول است مانند دارایی­های منقول و ثابت یک سازمان . سرمایه فرهنگی نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تحصیلات عالی اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و سرانجام شکل دیگر سرمایه، سرمایه اجتماعی است که به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می­تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه­های اقتصادی باشد(الوانی و دیگری، 1381: 5).

 از دیدگاه بوردیو سرمایه اقتصادی شکل غالب سرمایه­گذاری است و انواع دیگر سرمایه که شامل سرمایه فرهنگی و اجتماعی است، به عنوان ابزاری برای دستیابی به سرمایه اقتصادی مفهوم پیدا می ­کند. از نظر بوردیو سرمایه اجتماعی در جوامع سرمایه­داری به عنوان ابزاری برای تقویت و تثبیت جایگاه اقتصادی افراد به­شمار می­رود. در این جوامع، سرمایه اقتصادی سرمایه پایه محسوب شده و سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری برای تحقق آن محسوب می شود. می­توان گفت که دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه اجتماعی یک دیدگاه ابزاری صرف است یعنی اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود، کاربردی نخواهد داشت(رحمانی و دیگری، 1387: 41).

جیمز کلمن از واژه­های مختلفی برای تعریف سرمایه اجتماعی کمک گرفته است. وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرده است. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفته و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داده است. بر این اساس «سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آن­ها شامل جنبه­ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش­های معین افرادی را که که در درون ساختار هستند تسهیل می­کنند. سرمایه اجتماعی مانند شکل­های دیگر سرمایه مولد است و دست­یابی به هدف­های معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان­پذیر می­سازد. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و انسانی کاملاً تعویض­پذیر نیست، اما نسبت به فعالیت­های بخصوصی تعویض­پذیر است. شکل معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنش­های معینی ارزش­مند است ممکن است برای کنش­های دیگر بی فایده یا حتی زیان مند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید بلکه در روابط اجتماعی افراد قرار دارد(کلمن، 1377: 462).  تعاریف بوردیو و کلمن تا حدودی شبیه به هم هستند. هم بوردیو و هم کلمن قائل به مشارکت و عضویت فرد در گروه بوده و نتیجه آن را به عنوان سرمایه تلقی نموده­اند. بوردیو برای این مفهوم از واژه «چسبندگی» و کلمن از واژه «ساختار اجتماعی» کمک گرفته است. بر خلاف بوردیو که سرمایه اقتصادی را به عنوان هدف نهایی در نظر گرفت، کلمن سرمایه انسانی را به عنوان هدف نهایی مطرح و سرمایه اجتماعی را به عنوان ابزاری برای حصول به سرمایه انسانی به کار می­برد. کلمن با استفاده مفهوم سرمایه اجتماعی سعی در شناخت نقش هنجارها در داخل خانواده یا شبکه­های اجتماعی داشت تا از این طریق بتواند موجب تقویت سرمایه­های انسانی شود (رحمانی و دیگری، 1387: 42).

کلمن در پرداختن به سرمایه اجتماعی نگران تباهی و فروپاشی آن چه که او پیوندهای اجتماعی ابتدایی می‌خواند بود. این پیوندهای ابتدایی، مراعات هنجارهای اجتماعی را تضمین می­کند. تمامی اشکال مختلف بیماری­های اجتماعی، این پیوندها را نقض می­کنند، این بیماری­ها از جرم و ناامنی در خیابان­ها، تا رفتارهای انحرافی دانش­آموزان در مدارس را شامل می­شود. او در پیدا کردن راهی برای معالجه این نوع بیماری­های اجتماعی دو پیشنهاد ارائه می­کند. در ابتدا او به دفاع از پیوندهای اجتماعی که باید در جای مناسب خود قرار گیرند می­پردازد و سپس از جایگزین شدن ساختارهای اجتماعی ابتدایی دفاع  می­کند، ساختارهایی که به خاطر سازمان­های تصنعی بنا شده در جامعه مدرن، از بین رفته­اند. این سازمان­ها فهرستی از انگیزه­ها را در جایگاه سرمایه اجتماعی رو به زوال قرار می‌دهند(فیلد، 1386: 48). کلمن با طرح این نکته که خانواده­های از هم پاشیده به عنوان نمونه­هایی از ساختارهایی که پیوندهای اجتماعی آن­ها تضعیف گردیده و بنابراین بنیان آموزش و پرورش را تضعیف می­کنند، معتقد است «کسانی که بچه­های خود را درست تربیت نمی­کنند، نه تنها در هدر دادن اندیشه­های آن­ها بلکه در ایجاد آینده­ای آکنده از جرم و مواد مخدر، برونی­هایی را بر جامعه تحمیل می‌کنند»(فاین، 1385: 138).

رابرت پاتنام که از نظریه­پردازان اخیر سرمایه اجتماعی است، تاکید عمده­ای  بر نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم­های سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف دارد. پاتنام سرمایه اجتماعی را مجموعه­ای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه­ها می­داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین می­کند(پاتنام، 1380: 285). از نظر وی اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه به عنوان منابعی هستند که در کنش­های اعضای جامعه موجود است(همان: 291). پاتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله­ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم­های مختلف سیاسی می‌داند. تاکید عمده  وی بر مفهوم اعتماد است. از نظر پاتنام همین عامل است که می­تواند با جلب اعتماد میان مردم و دولت­مردان و نخبگان سیاسی موجب توسعه سیاسی شود. بنابراین اعتماد منبع با ارزشی از سرمایه محسوب می­شود که اگر در حکومتی به میزان زیاد وجود داشته باشد به همان اندازه از رشد سیاسی و توسعه اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود(همان: 292).

فرانسیس فوکویاما از متفکرین معاصر، بر وجود هنجارها و ارزش­های غیررسمی در یک گروه معتقد بوده وسرمایه اجتماعی را چنین تعریف­کرده است: «سرمایه اجتماعی را به سادگی می­توان بعنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان­شان مجاز است، در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزش­ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی­گردد، چرا که این ارزش­ها ممکن است ارزش­های منفی باشند»(فوکویاما، 1379: 11-10). او اعتقاد دارد که در ارتباط با سرمایه اجتماعی باید دو نکته را مد نظر داشت: 1. سرمایه اجتماعی، سرمایه انسان­ها نیست چرا که این سرمایه متعلق به گروه­هاست و نه به افراد، هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می­دهند و در صورتی معنی دارد که بیش از یک فرد در آن سهیم باشد. 2. سرمایه اجتماعی با توجه به علم سیاست و علم اقتصاد لزوماً چیز خوبی نیست. در این علوم همکاری و همیاری برای تمام فعالیت­های اجتماعی خواه خوب یا بد، ضروری است»(همان: 13). همه این اندیشمندان در نگرش خود به سرمایه اجتماعی در دنیای مدرن امروز به دنبال ریشه­های حفظ و یا زوال سرمایه اجتماعی بوده و هر کدام بر یک یا چند عنصر که می­تواند به عنوان متغیرهایی اثرگذار، میزان سرمایه اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد، متمرکز بوده­اند. در این تحقیق با استفاده از ایده بنیادین گیدنز در مورد تغییرات به وقوع پیوسته در دنیای مدرن در زمینه تعریف و باز تعریف انسان­ها از خود و هویت اجتماعی شان به عنوان عوامل اساسی اثرگذار بر کنش­های اجتماعی و عناصر مرکزی آن مانند اعتماد و مشارکت اجتماعی، آثار آن بر نوع و میزان سرمایه اجتماعی افراد مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.

 

چارچوب نظری

در جامعه سنتی، منابعی که هویت افراد را تعریف می‌کنند، محدود بوده و در عین حال از حالتی تعین بخش برخوردار می‌باشند، بنابراین ساختارها و نهادهای اجتماعی از قبیل خانواده، دین و نظام سیاسی، در همه ابعاد،  برداشت افراد از خود را تحت سیطره دارند و افراد در چنین حالتی، نقشی انفعالی در هویت­یابی خود دارند. منابع سنتی هویت ساز در این جامعه حالت مسلط دارند ولی درجامعه مدرن اولاً منابع سنتی هویت­یابی قدرت و تسلط خود  را از دست داده­اند و ثانیاً در کنار سایر منابع مدرن، نقش کم­رنگ­تری ایفا می‌کنند چرا که با گسترش فضای اجتماعی و افزایش ارتباطات اجتماعی به واسطه گسترش جهان اجتماعی افراد در اثر وسعت تعامل‌های اجتماعی روزانه و نیز استفاده از رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون­های داخلی و کانال­های تلویزیونی ماهواره­ای و شبکه‌های اجتماعی مجازی در فضای اینترنت، مراجع متعددی در هویت‌یابی افراد اثرگذار می‌شوند و این امر باعث خارج شدن هویت افراد از حالت سنتی ‌شده و آن ها را به سوی هویت‌یابی مدرن رهنمون می‌گردد. در این حالت که افراد در جوامع مدرن از هویت‌هایی متکثر و ترکیبی برخوردارند، می‌توانند در روابط اجتماعی خود با دیگران، هم میزان بالایی از اعتماد اجتماعی، احساس تعهد و تعلق اجتماعی را ازخود به نمایش بگذارند و در این حالت جامعه از میزان بالایی ازسرمایه اجتماعی برخوردار شود و هم با عدم همخوانی هویتی افراد جامعه با یکدیگر، به دلیل تفاوت در تعلق آن­ها به زمینه­های اجتماعی مختلف و نیز برخورداری­های نایکسان آن­ها از فضاهای رسانه­ای و در نتیجه بروز شکل و حالتی از جدا­ افتادگی میان آنان و بروز حالت­هایی از انزوای اجتماعی، میزان پایینی از اعتماد و احساس تعهد و تعلق اجتماعی را نشان دهند که نتیجه آن، میزان پایین سرمایه اجتماعی خواهد بود. به نظر می‌رسد سرمایه اجتماعی در جامعه­ای می‌تواند به میزان بالایی شکل بگیرد که هویت‌های اجتماعی افراد با هم اختلاف عمیقی نداشته باشد و همه افراد جامعه با توسل به منابع واحد هویت بخش، خود را به شیوه‌هایی یکسان درک کرده و بشناسند و به این وسیله رشته‌های مشترک عمیقی افراد را به هم متصل نماید. خواه این رشته‌های متصل کننده افراد به هم، از منابع سنتی تغذیه شده باشند، خواه از منابع مدرن مانند رسانه­های جمعی. مهم وجود میزان بالایی از همخوانی هویتی است که می‌تواند سرمایه اجتماعی را تقویت نماید.

هویت فردی و اجتماعی افراد در یک جامعه تحت تأثیر برداشت‌های افراد از خودشان و منابعی که در هویت­یابی آنان نقش مسلط‌تری دارد، می‌باشد. تصور هر فرد از خود، با آن­که به نظر امری فردی می‌آید، ولی مطابق نظر جرج هربرت مید شکل­گیری «خود» در افراد، امری اجتماعی است و بدون وجود انعکاسی از دیگری تعمیم یافته، خود اجتماعی افراد و برداشت روشنی از خود، در آنان شکل نخواهد گرفت. از طرف دیگر نهادهای اجتماعی نیز در شکل دادن به این تصورات و انعکاس­ها نقش مهمی دارند و بنا به میزان تسلط این نهادها بر فرایند معنایابی کنش­های اجتماعی و میزان سنتی یا مدرن عمل کردن این نهادها از نظر این که تا چه حد به کنش­های فردی و انتخاب­های آزادانه افراد اجازه بروز و ظهور بدهند، انواع متفاوتی از هویت­های اجتماعی می­تواند در افراد جامعه شکل بگیرد که می­توان آن را در یک طیف که در یک طرف آن هویت­های اجتماعی مبتنی بر منابع سنتی قرار دارند و در طرف دیگر هویت­های اجتماعی مبتنی بر منابع مدرن، ملاحظه کرد. بنابراین نهادها و ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، دین، نظام آموزشی و رسانه های جمعی و … همگی در شکل­گیری برداشت‌های افراد از خود فردی و اجتماعی­شان (هویت اجتماعی­شان) موثر بوده و می‌توان گفت هویت اجتماعی افراد دریک دیالکتیک بین خود افراد و جامعه امکان ظهور و بروز پیدا می‌کند.

هویت شکل گرفته در افراد بنا به ریشه‌های قوام دهنده آن می‌تواند سنتی یا مدرن باشد ولی بدون توجه به مدرن یا سنتی بودن هویت اجتماعی افراد یک جامعه، این هویت می‌تواند حاوی درجه بالایی از میزان اعتماد اجتماعی، احساس تعهد اجتماعی و احساس تعلق اجتماعی باشد و یا فاقد این ویژگی­ها باشد. چنان چه هویت اجتماعی فرد در برگیرنده این شاخص‌ها باشد، نشان دهنده میزان بالای برخورداری از سرمایه اجتماعی بوده و درصورت فقدان آن، عدم شکل­گیری یا ضعف در میزان سرمایه اجتماعی در جامعه را نشان می‌دهد.

از طرف دیگر تصور می­شود منابع سنتی هویت­یابی اجتماعی، امکان بروز و ظهور بیشتری برای سرمایه اجتماعی فردی (که ناظر بر روابط اجتماعی بین فردی توام با درجه بالایی از اعتماد فردی و مشارکت­های اجتماعی در گروه­های محدود و ... را شامل می­شود) به وجود می‌آورند درحالی که منابع مدرن هویت­یابی که در جوامع مدرن امروزی تسلط بیشتری بر شکل‌گیری هویت‌های اجتماعی دارند، سرمایه اجتماعی نهادی (مشارکت اجتماعی و سیاسی در سطح امور کلان و اعتماد به افراد ناشناس یا نهادهای اجتماعی و افراد شاغل در آن و ... را شامل می­شود) به وجود می‌آورند. بنابراین مدرن شدن هویت­های اجتماعی ارتباط مستقیمی با تغییر در نوع سرمایه اجتماعی در جوامع جدید دارد.

با توجه به این که زنان و دختران و نیز افرادی که در روستاها سکونت دارند در جوامع سنتی و نیز جوامعی که تازه قدم در راه مدرن شدن گذارده و فضا برای کنش اجتماعی فارغ از قید و بندهای سنت­ها در این جوامع برای این قشر، محدودتر می­باشد، انتظار می­رود هویت اجتماعی دختران دانشجو و ساکنین روستاها در مقایسه با پسران و ساکنین شهرها، سنتی­تر بوده و نیز از سرمایه اجتماعی فردی بالاتری در مقایسه با سرمایه اجتماعی نهادی برخوردار باشند.

به نظر می­رسد دانشجویانی که در رشته­هایی تحصیل می­کنند که از حالت تجربی بیشتری برخوردار می‌باشند در مقایسه با دانشجویان رشته­های علوم انسانی از توانایی انتقادی کمتری در مواجهه با پدیده­های اجتماعی و بنابراین از توانایی بالاتری در بازاندیشی و ساختن هویت اجتماعی خود برخوردار بوده و به همین ترتیب از سرمایه اجتماعی نهادی بالاتری در مقایسه با دانشجویان رشته­های فنی و علوم پایه برخوردار باشند. 

 

 

 

 

فرضیه­ها

فرضیه اصلی: بین نوع هویت اجتماعی دانشجویان (از نظر میزان اتکاء به منابع سنتی یا مدرن در هویت‌یابی) و میزان و نوع سرمایه اجتماعی آنان (از نظر فردی و یا نهادی بودن سرمایه اجتماعی) رابطه وجود دارد.

فرضیه اول: بین نوع هویت اجتماعی دانشجویان (از نظر میزان متکی بودن هویت آنان به منابع سنتی) و میزان سرمایه اجتماعی آنان رابطه معنی­داری وجود دارد. (اتکا هویت اجتماعی دانشجویان به منابع سنتی، میزان بالایی از سرمایه اجتماعی فردی را در آنان ایجاد می­کند و اتکا هویت اجتماعی دانشجویان به منابع مدرن، میزان بالایی از سرمایه اجتماعی نهادی را در آنان ایجاد می­کند).

فرضیه دوم: بین نوع هویت اجتماعی دانشجویان و نوع سرمایه اجتماعی آنان (از نظر برجستگی سرمایه اجتماعی فردی یا سرمایه اجتماعی نهادی) تفاوت معنی­داری وجود دارد.

فرضیه سوم: نوع هویت اجتماعی غالب (سنتی، بینابین و مدرن) در میان دانشجویان متعلق به طبقات اقتصادی - اجتماعی مختلف، متفاوت است.

فرضیه چهارم: نوع سرمایه اجتماعی غالب (فردی و نهادی) در میان دانشجویان متعلق به طبقات اقتصادی - اجتماعی مختلف، متفاوت است.

فرضیه پنجم:  نوع هویت اجتماعی غالب (سنتی، بینابین و مدرن) در میان دانشجویان شهری و روستایی متفاوت است.

فرضیه ششم: نوع سرمایه اجتماعی غالب (فردی و نهادی) در میان دانشجویان شهری و روستایی متفاوت است.

فرضیه هفتم: نوع هویت اجتماعی غالب (سنتی، بینابین و مدرن) در میان دانشجویان رشته­های تحصیلی مختلف، متفاوت است.

فرضیه هشتم: نوع سرمایه اجتماعی غالب (فردی و نهادی) در میان دانشجویان رشته­های تحصیلی مختلف، متفاوت است.

فرضیه نهم: نوع هویت اجتماعی غالب (سنتی، بینابین و مدرن) در میان دانشجویان دختر و پسر متفاوت است.

فرضیه دهم: نوع سرمایه اجتماعی غالب (فردی و نهادی) در میان دانشجویان دختر و پسر متفاوت است.

روش پژوهش

در انجام تحقیق حاضر از روش پیمایشی و برای گرد­آوری داده­های این تحقیق از ابزار پرسشنامه استفاده گردیده است. پرسشنامه مورد استفاده در تحقیق حاضر دو مقیاس محقق ساخته است که با استفاده از مولفه­ها و شاخص­های مطرح در چارچوب نظری حاکم بر تحقیق در موضوع هویت اجتماعی و سرمایه اجتماعی، برای سنجش این دو متغیر اساسی تحقیق طراحی گردیده­اند. در پرسشنامه سنجش هویت اجتماعی، از سه منظر به بررسی و سنجش نوع هویت اجتماعی دانشجویان پرداخته شده است. با توجه به این­که در این تحقیق هدف اصلی از مطالعه هویت اجتماعی دانشجویان شناخت میزان سنتی یا مدرن بودن هویت افراد مدنظر بوده است، سه بعد و مولفه اساسی که می­توان از روی شاخص­های آن­ها، پی به میزان سنتی یا مدرن بودن هویت افراد برد، مورد استفاده قرار گرفته است. بعد اول میزان استفاده از رسانه­های جمعی در زندگی روزمره است. بعد دوم میزان تأثیرپذیری از افکار و عقاید والدین و اعضای خانواده و بعد سوم میزان امکان تغییر در افکار و عقاید سنتی مرسوم در جامعه و بازاندیشی فرد در مورد این عقاید است. ازنظر سنخ­شناسی هویت، پاسخگویان به سه رده سنتی مدرن و بینابین تقسیم گردیده­اند تا رابطه بین نوع هویت اجتماعی و نوع سرمایه اجتماعی موجود در روابط اجتماعی آن­ها مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به نوع نمره­دهی به جواب­های سوالات مربوط به هویت اجتماعی که در آن نمرات بالاتر بیانگر مدرن بودن و نمرات پایین بیانگر سنتی بودن هویت اجتماعی پاسخگویان می­باشد، با ایجاد نقاط برش 33/33 درصدی و 66/66 درصدی و 100 درصدی بر روی توزیع داده­های این متغیر در میان پاسخگویان و تعیین حداکثر نمرات مربوط به هویت سنتی و بینابین، افراد واقع در هر یک از این طبقات سه گانه، از نظر نوع هویت اجتماعی واجدین انواع سه­گانه این متغیر تقسیم­بندی گردیدند.

در مقیاس سنجش میزان سرمایه اجتماعی افراد از چهار بعد به سنجش و اندازه گیری سرمایه اجتماعی افراد و پاسخگویان پرداخته شده است. بعد اول اعتماد اجتماعی فردی است. براساس این بعد از اعتماد به عنوان یکی از مولفه­های اصلی سرمایه اجتماعی، میزان اعتماد فردی موجود در روابط وکنش­های اجتماعی افراد مورد سئوال و سنجش قرار گرفته است. بعد دوم میزان تعامل­های اجتماعی و میزان انسجام اجتماعی در روابط و کنش­های اجتماعی و درجه پیوستگی آن­ها را مورد اندازه­گیری قرار داده است. بعد سوم میزان اعتماد پاسخگویان به نهادهای اجتماعی و سیاسی و افراد شاغل در این نهادها را مورد اندازه­گیری قرار داده و بعد چهارم میزان مشارکت اجتماعی پاسخگویان در عرصه­های مختلف دانشگاهی را (با توجه به این­که پاسخگویان تحقیق دانشجویان می­باشند) مورد سنجش و اندازه­گیری قرار داده است.

برای شناخت این که چه نوع سرمایه اجتماعی در روابط اجتماعی دانشجویان حالت برجسته­تری دارد، دو بعد جدید از ترکیب ابعاد چهارگانه مورد بحث ساخته و ترکیب شده­اند. سرمایه اجتماعی فردی و سرمایه اجتماعی نهادی. سرمایه اجتماعی فردی از ترکیب ابعاد اعتماد فردی و تعامل و انسجام اجتماعی، ترکیب و ساخته شده است و حالت خرد دارد. سرمایه اجتماعی نهادی از ترکیب ابعاد اعتماد به نهادهای اجتماعی و سیاسی و میزان مشارکت اجتماعی ساخته وشده است چرا که از رابطه بین کنش­های اجتماعی با ساختارهای کلان تأثیر بیشتری گرفته و حالت کلان دارد. به نظر می­رسد افرادی که سنتی­تر بوده و با ساختارهای اجتماعی پهن­دامنه و کلان روابط و مناسبات کمتری دارند، اعتمادشان و در نتیجه مشارکت­شان در این ساختارها کم بوده و سرمایه اجتماعی نهادی­شان پایین­تر باشد و برعکس افراد مدرن یعنی آن­هایی که علاوه بر سطوح خرد با سطوح کلان ساختار اجتماعی نیز به دلیل وجود اعتماد نهادی و مشارکت اجتماعی بالا، تعامل­های اجتماعی زیادی دارند دارای سرمایه اجتماعی نهادی بیشتری باشند. میزان سرمایه اجتماعی افراد از طریق ترکیب همه ابعاد سرمایه اجتماعی (ابعاد چهارگانه اعتماد به افراد و نهادهای اجتماعی، مشارکت اجتماعی و میزان تعامل و انسجام اجتماعی) ساخته شده است تا رابطه آن با هویت اجتماعی مورد تحلیل قرار گیرد.

برای تعیین اعتبار ابزار اندازه­گیری داده­ها از روش سنجش اعتبار صوری، روش بازآزمایی و استفاده از سنجه­های تثبیت شده استفاده گردیده است. برای آزمون پایایی ابزار اندازه­گیری، از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. براساس این آزمون، پایایی پرسشنامه سرمایه اجتماعی 852/0 و پرسشنامه هویت اجتماعی 793/0 بدست آمد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه­های دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی90- 1389 می­باشد. نمونه آماری پژوهش شامل381 نفر از این دانشجویان می­باشد که به روش تصادفی طبقه­ای متناسب با حجم هر یک از طبقات (تعداد دانشجویان هر رشته و مقطع تحصیلی) انتخاب گردیده است. پس از مشخص شدن تعداد دانشجویان دانشگاه­های مورد بررسی به تفکیک دانشکده­ها و مقطع تحصیلی و جنسیت دانشجویان، با استفاده از جدول برنامه­های درسی دانشکده­های انتخاب گردیده در مرحله اول نمونه­گیری، به روش تصادفی ساده، تعدادی از کلاس­های مربوط به رشته­های تحصیلی مورد بررسی انتخاب و از میان دانشجویان این کلاس­ها، تعدادی از دانشجویان به پرسشنامه­های تحقیق پاسخ دادند. حجم نمونه آماری مورد نیاز برای انجام این تحقیق بر اساس پیش برآورد واریانس متغیر سرمایه اجتماعی محاسبه گردیده است.

 

یافته­ها

195 نفر (2/51 درصد) از پاسخگویان تحقیق را دانشجویان دختر و 186 نفر (8/48 درصد) را دانشجویان پسر تشکیل داده­اند. رشته تحصیلی 253 نفر از دانشجویان (4/66 درصد) علوم انسانی، 14 نفر (6/3 درصد) علوم پایه و 114 نفر (30 درصد) فنی و مهندسی بوده است. محل سکونت 305 نفر (80 درصد) از دانشجویان شهر و 76 نفر (20درصد) روستا بوده است. از نظر تعلق طبقاتی، 62 نفر از دانشجویان مورد بررسی (3/16 درصد) خود و خانواده­شان را متعلق به طبقه پایین اقتصادی- اجتماعی، 281 نفر (7/73 درصد) طبقه متوسط، 38 نفر (10 درصد) به طبقه بالا دانسته­اند. 

بر اساس نتایج آزمون فرضیه اول تحقیق، درصد دانشجویانی که از نظر هویت اجتماعی در رده بینابین و مدرن قرار داشته و از نظر سرمایه اجتماعی در رده کم متوسط هستند بیشتر از کسانی است که از نظر هویت اجتماعی در رده سنتی قرار داشته و از نظر سرمایه اجتماعی در رده متوسط و زیاد قرار دارند. تحلیل داده­های جدول تقاطعی دو متغیر هویت اجتماعی و سرمایه اجتماعی بیان­گر آن است که هر چه دانشجویان از نظر هویت اجتماعی به مدرن شدن (فاصله گرفتن از هویت سنتی و قرار گرفتن در حد بینابین تا قرار گرفتن در حد مدرن) نزدیک­تر می­شوند میزان سرمایه اجتماعی­شان کاهش یافته و دانشجویان سنتی­تر در روابط اجتماعی خود دارای سرمایه اجتماعی بیشتری می باشند.

 

جدول شماره (1): جدول تقاطعی نوع هویت اجتماعی و میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان

 

میزان   سرمایه اجتماعی

کل

کم

متوسط

زیاد

نوع هویت اجتماعی

سنتی

 

55

5/14%

47

3/12%

26

8/6%

128

6/33%

بینابین

47

3/12%

76

20%

48

7/12%

171

45%

مدرن

31

2/8%

49

7/12%

2

5/0%

82

4/21

 

کل

133

35%

172

45%

76

20%

381

100%

 

 

ارزش

درجه   آزادی

سطح   معنی­داری

همبستگی   مربع- خی

تعداد

594/17

381

4

1

001/0

 

جدول توصیفی مربوط به میزان کل سرمایه اجتماعی در دانشجویان مورد مطالعه بیانگر آن است که میزان سرمایه اجتماعی 35 درصد از دانشجویان در حد کم، 45 درصد در حد متوسط و 20 درصد در حد زیاد است. با توجه به این که حدود 21 درصد از کل دانشجویان مورد بررسی ازنظر هویت اجتماعی مدرن محسوب می­شوند و حدود 34 درصد سنتی و 45 درصد نیز در بین این دو گروه (بینابین) قرار می­گیرند و حدود 7 درصد دانشجویان دارای هویت اجتماعی سنتی، دارای میزان بالای سرمایه اجتماعی می­باشند در حالی ­که 5/0 درصد دانشجویان دارای هویت اجتماعی مدرن، دارای میزان بالای سرمایه اجتماعی می­باشند. 

از 133 نفری که دارای سرمایه اجتماعی کم می­باشند، 55 نفر از نظر هویت اجتماعی، سنتی محسوب می­شوند. 47 نفر دارای هویت اجتماعی بینابین بوده و 31 نفر دارای هویت اجتماعی مدرن می­باشند. بیشتر دانشجویان دارای هویت اجتماعی سنتی، دارای سرمایه اجتماعی پایین بوده و دانشجویان دارای هویت اجتماعی مدرن و بینابین، دارای سرمایه اجتماعی متوسط می­باشند.

از 171 نفری که دارای هویت اجتماعی بینابین می­باشند، 47 نفر دارای سرمایه اجتماعی کم، 76 نفر دارای سرمایه اجتماعی متوسط و 48 نفر دارای سرمایه اجتماعی زیاد می­باشند. با توجه به این­که اکثر دانشجویان دارای هویت اجتماعی بینابین، از نظر میزان سرمایه اجتماعی نیز در حد متوسط قرار دارند، می­توان نتیجه گرفت که میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان با میزان دور شدن از هویت اجتماعی­ سنتی تا حدودی افزایش می­یابد و به موازات گرایش بیشتر به هویت بینابین و مدرن، میزان سرمایه اجتماعی افراد تاحدی افزایش می‌یابد ولی این افزایش در میان دانشجویان دارای هویت اجتماعی بینابین بیش از دانشجویان دارای هویت اجتماعی مدرن می­باشد.

بر اساس نتایج آزمون فرضیه دوم و نتایج آزمون t همبسته برای مقایسه میانگین سرمایه اجتماعی فردی با سرمایه اجتماعی نهادی در میان سه گروه از دانشجویان دارای هویت سنتی، بینابین و مدرن، در هیچ یک از گروه­های سه­گانه مورد بررسی، شکل خاصی از دو نوع سرمایه اجتماعی(فردی و نهادی) برجستگی ندارد. یعنی دانشجویان سنتی، بینابین و مدرن از نظر هویت اجتماعی از نظر سرمایه اجتماعی فردی و سرمایه اجتماعی نهادی و میانگین این دو متغیر مانند هم بوده و تفاوت معنی­داری از نظر آماری بین  آن­ها وجود ندارد.

جدول شماره (2): آزمون t همبسته برای بررسی تفاوت سرمایه اجتماعی فردی و نهادی

در بین دانشجویان دارای هویت اجتماعی سنتی، بینابین و مدرن

نوع   سرمایه اجتماعی

نوع   هویت اجتماعی

میانگین

تعداد

انحراف

استاندارد

خطای   انحراف

میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی سنتی

سرمایه   اجتماعی نهادی

78/32

77/30

128

128

031/7

197/6

817/0

720/0

سرمایه   اجتماعی فردی بینابین

سرمایه   اجتماعی نهادی

11/32

22/31

171

171

619/6

830/5

665/0

586/0

سرمایه   اجتماعی فردی مدرن

سرمایه   اجتماعی نهادی

79/30

85/31

82

82

226/7

295/7

054/1

044/1

 

 

نوع   سرمایه اجتماعی

نوع   هویت اجتماعی

 

درجه

آزادی

 

مقدار   t

 

سطح   معنی­داری

دو   دامنه­ای

تفاوت­های   جفت­ها

خطای   انحراف میانگین

انحراف

استاندارد

میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی سنتی

سرمایه   اجتماعی نهادی

127

692/1

095/0

190/1

239/10

014/2

سرمایه   اجتماعی فردی بینابین

سرمایه   اجتماعی نهادی

170

164/1

247/0

764/0

600/7

889/0

سرمایه   اجتماعی فردی مدرن

سرمایه   اجتماعی نهادی

81

703/0-

485/0

370/10

370/10

064/1-

 

بر اساس نتایج آزمون فرضیه سوم، در گروه دانشجویان متعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی پایین، میانگین هویت اجتماعی سنتی 666/29 بوده و میانگین هویت اجتماعی مدرن 26 می­باشد. در گروه دانشجویان متعلق به طبقه اقتصادی– متوسط، میانگین هویت اجتماعی سنتی 222/27 بوده و میانگین هویت اجتماعی مدرن 363/22 می­باشد. در گروه دانشجویان متعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی بالا، میانگین هویت اجتماعی سنتی 666/22 بوده و میانگین هویت اجتماعی مدرن 333/25 می­باشد.  بنابراین در طبقه­های اجتماعی- اقتصادی پایین و متوسط میانگین­های مربوط به هویت اجتماعی سنتی بزرگ­تر از میانگین­های مربوط به هویت اجتماعی مدرن می­باشد ولی در طبقه اجتماعی- اقتصادی بالا، عکس آن مشاهده می­گردد. این امر بیانگر آن است که هویت اجتماعی دانشجویان متعلق به طبقه­های اجتماعی- اقتصادی پایین و متوسط از حالتی سنتی­تر برخوردار است و تعلق دانشجویان به طبقه­های پایین یا متوسط جامعه تأثیری در شکل­گیری هویت­های اجتماعی مدرن در آنان ندارد ولی تعلق داشتن به طبقه اجتماعی- اقتصادی بالا می­تواند منجر به مدرن شدن هویت اجتماعی افراد گردد. بنابراین می­توان گفت تعلق دانشجویان به طبقه­های اقتصادی- اجتماعی پایین و متوسط در شکل‌گیری هویت اجتماعی مدرن (که در ارتباط با نوع خاصی از روابط اجتماعی در خانواده یا میزان استفاده از رسانه­های جمعی و یا بازاندیشی در مورد افکار و عقاید اجتماعی باشد) در دانشجویان نقش موثری نداشته ولی تعلق به طبقه اقتصادی– اجتماعی بالا می‌تواند منجر به شکل­گیری هویت اجتماعی مدرن گردد.

بر اساس نتایج آزمون فرضیه چهارم ، دانشجویان متعلق به طبقات اقتصادی– اجتماعی پایین، متوسط و بالا از نظر دارا بودن سرمایه اجتماعی فردی و سرمایه اجتماعی نهادی مانند هم بوده و تفاوت معنی­داری از نظر آماری بین آن­ها وجود ندارد.

 

جدول شماره (3): آزمونt همبسته برای بررسی تفاوت سرمایه اجتماعی فردی و نهادی در بین دانشجویان طبقات اجتماعی مختلف

نوع   سرمایه اجتماعی            

طبقه   اقتصادی اجتماعی

میانگین

تعداد

انحراف

 استاندارد

خطای   انحراف

 میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی                   طبقه   پایین سرمایه اجتماعی نهادی

666/29

26

62

62

659/4

794/6

776/0

132/1

سرمایه   اجتماعی فردی طبقه متوسط

سرمایه   اجتماعی نهادی

222/27

469/24

281

281

052/4

542/5

318/0

435/0

سرمایه   اجتماعی فردی طبقه بالا

سرمایه   اجتماعی نهادی

454/26

363/22

38

38

389/6

076/5

362/1

082/1

 

نوع   سرمایه اجتماعی

طبقه   اقتصادی – اجتماعی

 

درجه

آزادی

 

مقدار   t

 

سطح   معنی­داری

تفاوت­های   جفت­ها

خطای   انحراف میانگین

انحراف

استاندارد

میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی طبقه پایین

سرمایه   اجتماعی نهادی

61

102/3

004/0

181/1

091/7

666/3

سرمایه   اجتماعی فردی طبقه متوسط

سرمایه   اجتماعی نهادی

280

785/5

000/0

475/0

056/6

753/2

سرمایه   اجتماعی فردی طبقه بالا

سرمایه   اجتماعی نهادی

37

023/4

001/0

016/1

770/4

090/4

 

بر اساس نتایج آزمون فرضیه پنجم، در گروه دانشجویان شهری، میانگین هویت اجتماعی سنتی 431/27 و میانگین هویت اجتماعی مدرن 250/24 می­باشد. در گروه دانشجویان روستایی، میانگین هویت اجتماعی سنتی 28 و میانگین هویت اجتماعی 545/25 می­باشد. بنابراین در هر دو گروه مورد بررسی (دانشجویانی که خانواده آن­ها ساکن شهر بوده و دانشجویانی که خانواده آن­ها ساکن روستا می­باشند)، میانگین هویت اجتماعی سنتی بالاتر از میانگین هویت اجتماعی مدرن می­باشند و این امر بیانگر آن است که هویت اجتماعی دانشجویان شهری و روستایی از حالت سنتی­تری برخوردار بوده و تعلق آنان به خانواده­های شهری و روستایی تاثیر زیادی در شکل­گیری هویت­های اجتماعی مدرن در آنان ندارد.

 

جدول شماره (4): آزمون t همبسته برای بررسی تفاوت هویت اجتماعی سنتی و مدرن در بین دانشجویان شهری و روستایی

نوع   هویت اجتماعی            

  محل سکونت خانواده

میانگین

تعداد

انحراف

 استاندارد

خطای   انحراف

 میانگین

هویت   اجتماعی سنتی شهر

هویت   اجتماعی مدرن

431/27

250/24

305

305

486/4

846/5

338/0

440/0

هویت   اجتماعی سنتی روستا

هویت   اجتماعی مدرن

28

545/25

76

76

655/4

384/5

701/0

811/0

 

نوع   هویت اجتماعی            

 

محل   سکونت خانواده

 

درجه

آزادی

 

مقدار   t

 

سطح   معنی­داری

 دو دامنه­ای

تفاوت­های   جفت­ها

خطای   انحراف میانگین

انحراف

استاندارد

میانگین

هویت   اجتماعی سنتی شهر

هویت   اجتماعی مدرن

304

596/6

000/0

482/0

399/6

181/3

هویت   اجتماعی سنتی روستا

هویت   اجتماعی مدرن

75

358/3

002/0

730/0

848/4

454/2

 

بر این اساس نمی­توان دانشجویان شهری و روستایی را از نظر هویت اجتماعی غالب آن­ها تفکیک کرده و در هر یک از این دو گروه، نوع متفاوتی از هویت اجتماعی را ملاحظه نمود.

بر اساس نتایج آزمون فرضیه ششم، در گروه دانشجویان شهری، سرمایه اجتماعی فردی با میانگین 12/32 نسبت به سرمایه اجتماعی نهادی با میانگین 98/30، از میانگین بالاتری برخوردار است ولی با توجه به سطح معنی­داری آماری، این تفاوت از نظر آماری معنی­دار نیست. در گروه دانشجویان روستایی نیز با این که سرمایه اجتماعی نهادی با میانگین 09/32 نسبت به سرمایه اجتماعی فردی با میانگین 77/31 از وضعیت میانگین بالاتری برخوردار است ولی با توجه به سطح معنی­داری آماری (813/0) این تفاوت از نظر آماری معنی­دار نیست. بنابراین می­توان گفت دانشجویان شهری از میانگین سرمایه اجتماعی فردی بالاتر و دانشجویان روستایی از میانگین سرمایه اجتماعی نهادی بالاتری برخوردارند ولی تفاوت مشاهده شده بین این میانگین­ها از نظر آماری معنی­دار نیست.

 

جدول شماره (5): آزمون t همبسته برای بررسی تفاوت سرمایه اجتماعی فردی و نهادی در بین دانشجویان شهری و روستایی

 

  محل سکونت خانواده

میانگین

تعداد

انحراف

 استاندارد

خطای   انحراف

 میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی شهر

سرمایه   اجتماعی نهادی

12/32

98/30

305

305

029/7

561/6

530/0

495/0

سرمایه   اجتماعی فردی روستا

سرمایه   اجتماعی نهادی

77/31

09/32

76

76

412/6

917/4

967/0

741/0

 

نوع   سرمایه اجتماعی   

        

 محل سکونت خانواده دانشجویان

درجه

آزادی

مقدار   t

سطح   معنی­داری

 دو دامنه­ای

تفاوت­های   جفت­ها

خطای   انحراف میانگین

انحراف

استاندارد

میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی شهر

سرمایه   اجتماعی نهادی

304

633/1

104/0

699/0

278/9

142/1

سرمایه   اجتماعی فردی روستا

سرمایه   اجتماعی نهادی

75

238/0-

813/0

339/1

884/8

318/0-

بر اساس نتایج آزمون فرضیه هفتم، در گروه دانشجویان رشته علوم انسانی، هویت اجتماعی سنتی با میانگین 465/27 نسبت به هویت اجتماعی مدرن با میانگین 274/24 دارای میانگین بالاتری است. در گروه دانشجویان رشته علوم پایه، میانگین هویت اجتماعی سنتی 5/25 و میانگین هویت اجتماعی مدرن 21 می­باشد. درگروه دانشجویان فنی و مهندسی میانگین هویت اجتماعی سنتی 969/27 و میانیگن هویت اجتماعی مدرن 454/25 می­باشد. در هر گروه از دانشجویان رشته­های تحصیلی مختلف هویت اجتماعی سنتی دارای میانگین­های بالاتری نسبت به هویت اجتماعی مدرن قرار می­باشد و تحصیل دانشجویان در رشته­های تحصیلی مختلف تأثیری در مدرن شدن هویت اجتماعی آنان ندارد. با مقایسه میانگین­های مربوط به هویت اجتماعی مدرن در سه گروه تحصیلی (رشته­های تحصیلی سه‌گانه)، دانشجویان رشته­های فنی و مهندسی با میانگین 454/25 در رتبه اول، دانشجویان رشته­های علوم انسانی با میانگین 274/24 در رتبه دوم و دانشجویان رشته­های علوم پایه با میانگین 21 در رتبه سوم قرار می­گیرند.

بر اساس نتایج آزمون فرضیه هشتم، در گروه دانشجویان رشته­های علوم انسانی میانگین سرمایه اجتماعی فردی 38/32 و میانگین سرمایه اجتماعی نهادی 77/30 می­باشد. در گروه دانشجویان رشته­های علوم پایه میانگین سرمایه اجتماعی فردی 25/36 و میانگین سرمایه اجتماعی نهادی 25/31 می­باشد. در هردو گروه مذکور سرمایه اجتماعی فردی از میانگین بالاتری برخوردار می­باشد.

در گروه دانشجویان رشته­های فنی و مهندسی تفاوت بین میانگین­های این دو متغیر از نظر آماری معنی­دار نمی­باشد. به عبارتی در گروه دانشجویان رشته­های علوم پایه هیچ یک از انواع سرمایه اجتماعی از حالت غالب برخوردار نبوده و رشته تحصیلی دانشجویان موجب تفاوت در برخورداری از نوع خاصی از سرمایه اجتماعی در گروه دانشجویان رشته­های فنی و مهندسی نمی­شود.

 

جدول شماره (6): آزمون t همبسته برای بررسی تفاوت سرمایه اجتماعی فردی و نهادی در بین دانشجویان رشته­های تحصیلی مختلف

رشته   تحصیلی دانشجویان

میانگین

تعداد

انحراف

 استاندارد

خطای   انحراف

 میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی علوم انسانی

سرمایه   اجتماعی نهادی

38/32

77/30

253

253

653/6

912/5

551/0

489/0

سرمایه   اجتماعی فردی علوم پایه

سرمایه   اجتماعی نهادی

25/36

25/31

14

14

418/2

421/7

916/1

624/2

سرمایه   اجتماعی فردی فنی و مهندسی

سرمایه   اجتماعی نهادی

82/30

45/25

114

114

378/7

876/6

908/0

846/0

 

نوع   سرمایه اجتماعی              

رشته   تحصیلی دانشجویان

 

درجه

آزادی

 

مقدار   t

سطح   معنی­داری

دو   دامنه­ای

تفاوت­های   جفت­ها

خطای   انحراف میانگین

انحراف

استاندارد

میانگین

سرمایه   اجتماعی فردی علوم انسانی

سرمایه   اجتماعی نهادی

252

311/2

022/0

7/0

453/8

616/1

سرمایه   اجتماعی فردی علوم پایه

سرمایه   اجتماعی نهادی

13

641/5

001/0

886/0

507/2

5

سرمایه   اجتماعی فردی فنی ومهندسی

سرمایه   اجتماعی نهادی

113

014/1-

314/0

33/1

802/10

348/1-

 

بر اساس نتایج آزمون فرضیه نهم، در گروه دانشجویان دختر میانگین هویت اجتماعی سنتی 682/26 و میانگین هویت اجتماعی مدرن 17/25 می­باشد. در گروه دانشجویان پسر، میانگین هویت اجتماعی سنتی 058/28 و میانگین هویت اجتماعی مدرن 115/24 می­باشد. مقایسه میانگین­های مربوط به نوع هویت اجتماعی (سنتی و مدرن) دو گروه از دانشجویان دختر و پسر نشان دهنده این است که در هر گروه دانشجویان دختر و پسر هویت اجتماعی سنتی از میانگین بالاتری نسبت به هویت اجتماعی مدرن برخوردار می­باشد.  بنابراین می‌توان گفت که همه دانشجویان (دختر و پسر) از نظر هویت اجتماعی سنتی بوده و جنسیت آنان تأثیری در میزان گرایش آنان به هویت اجتماعی مدرن ندارد. بر این اساس نمی­توان دانشجویان دختر و پسر را از نظر نوع هویت اجتماعی غالب تفکیک کرد و در هر کدام از این دو گروه، نوع خاص و متفاوتی از هویت اجتماعی قابل مشاهده نیست.

براساس نتایج آزمون فرضیه دهم، در گروه دانشجویان پسر سطح معنی­داری آماری آزمون t همبسته برای مقایسه دو نوع سرمایه اجتماعی (فردی و نهادی) بیانگر آن است که هر دو نوع سرمایه اجتماعی نزد دانشجویان پسر از میزان یکسانی برخوردار بوده و نزد این دانشجویان هیچ یک از اشکال سرمایه اجتماعی از حالت غالب برخوردار نمی­باشند.

 

نتیجه‌گیری

بر اساس نتایج پژوهش حاضر، دانشجویان مورد مطالعه با توجه با شاخص­هایی که برای تعیین و تشخیص سنتی یا مدرن بودن هویت اجتماعی آنان مورد استفاده قرار گرفته است، حدود 33 درصد دارای هویت اجتماعی سنتی، 4/21 درصد دارای هویت اجتماعی مدرن و 45 درصد دارای هویت اجتماعی بینابین محسوب می­شوند. بنابراین با توجه به این­که اکثریت نمونه آماری در بین دو طبقه اصلی هویتی قرار دارند، می­توان نوعی بلاتکلیفی را در دانشجویان مورد مطالعه در زمینه تعلق به زمینه­های فکری سنتی و مدرن شکل دهنده هویت اجتماعی مشاهده کرد. این امر بیان­گر آن است که فضای فرهنگی حاکم بر جامعه مورد مطالعه تا حدود زیادی پایبندی به سنت های فرهنگی و اجتماعی را از افراد طلبیده و در این مسیر تا حدی توانسته است موفق عمل نماید و نیروهای اجتماعی مدرن هنوز نتوانسته­اند در قالب نهادها، افکار، اندیشه­ها و رویه­های مدرن فکری و هویت­یابی در جریان بازاندیشی فکری و هویتی جوانان این جامعه جای در خور توجهی برای خود باز کنند که این امر ضمن تایید پافشاری افراد، نهادها و ساختارهای گذشته­گرای مسلط جامعه به حفظ قالب­های فکری و هنجاری جهت شکل­دهی به الگوهای فکری و رفتاری نسل جوان مطابق با الزامات سنتی و ذائقه­های فرهنگی خود، در راستای نظریه گیدنز که معتقد است سنت در بازترکیب با «رخوت عادت» حتی در مدرن­ترین جوامع می­تواند هم چنان نقش بازی کند(گیدنز، 1377: 25)، در جامعه ایران به نظر می­رسد که سنت توانسته است این نقش را در جامعه دانشجویی نیز به خوبی ایفا کند.

به نظر می­رسد فرایند مدرنیته که می­تواند به زعم گیدنز با ترکیب عناصر سنتی و مدرن زندگی اجتماعی، زمینه رهایی فرد از دایره تنگ نهادها و عوامل سنتی هویت ساز را فراهم آورد، در حدی متوسط توانسته است چنین زمینه­ای را برای حرکت مطلوب به سوی مدرن شدن فراهم نماید و تعلق­های هویتی افراد را از زمینه­های کاملاً سنتی به سوی عناصر مدرن هدایت کند. نتایج تحقیق حاضر نیز با توجه به این که اکثر دانشجویان مورد بررسی از نظر هویت اجتماعی در حالت بینابین قرار داشته و تعداد افراد دارای هویت اجتماعی مدرن نیز در حد متوسط می­باشد، بیانگر حرکت عناصر مهم هویت­یابی جوانان جامعه ایران به سمت تلفیق عناصر ملی و بومی با عناصر مدرن می­باشد.

با توجه به این­که دانشجویان شهری و روستایی هر دو از هویت اجتماعی سنتی بالاتری برخوردار بوده و تفاوت در محل سکونت آنان موجب تفاوت در نوع هویت اجتماعی آنان نگردیده است. می­توان نتیجه گرفت که یا عناصر مدرن اثرگذار بر طرز فکر دانشجویان در محیط­های شهری از درجه بالای تاثیر برخوردار نیستند و یا این عناصر در محیط­های روستایی نیز به اندازه محیط­های شهری بر آنان تاثیر گذاشته و تفاوت­های ناشی از سکونت در مناطق شهری و روستایی را تضعیف کرده است. در زمینه برجستگی اشکال مختلف سرمایه اجتماعی (فردی و نهادی) در دو محیط شهری و روستایی نیز که انتظار می­رود شکل فردی آن در محیط­های روستایی که از بافتی سنتی برخودارند، برجسته باشد و شکل نهادی آن در محیط­های شهری که از عناصر مدرن تاثیرپذیری بیشتری دارند، از حالت مسلط­تری برخوردار باشد نیز همین وضعیت مشاهده می‌گردد.

تحصیل دانشجویان در رشته­های مختلف تحصیلی تاثیری بر گرایش بیشتر آنان به هویت اجتماعی مدرن نداشته و در هر سه گروه دانشجویان رشته­های علوم انسانی، علوم پایه و فنی و مهندسی، هویت اجتماعی دانشجویان از حالتی بینابین (بین سنتی و مدرن) برخوردار می­باشد در حالی که انتظار می­رود دانشجویان علوم انسانی با توجه به آشنایی با مبانی فلسفی این علوم و برخورداری از توانایی تفکر انتقادی، در مقایسه با دانشجویان سایر رشته­ها از افق دید بازتری برخوردار بوده و آمادگی پذیرش بیشتری برای جذب عناصر مدرن تاثیرگذار بر هویت اجتماعی خود داشته باشند. به نظر می­رسد دلیل این امر یا به فضای کلی معرفتی حاکم بر دانشگاه که بنابر ملاحظات هستی­شناختی علوم انسانی و عدم انطباق این ملاحظات با اقتضائات خاص جامعه ایران، نتوانسته است فضای نقد واقعی را در میان دانشجویان علوم انسانی ایجاد کند، بر می­گردد و یا این­که اصولاً در جوامعی که تحصیلات دانشگاهی عاملی برای تفکیک عالمان تحصیل کرده درحوزه­های مختلف دانش نیست، نباید انتظار داشت که دانشجویان به طور اعم و دانشجویان علوم انسانی به طور اخص در مواجهه با عناصر شکل دهنده هویت اجتماعی و نیز عناصر اثرگذار بر شکل روابط اجتماعی که سرمایه اجتماعی یکی از جلوه­های آن است، به طور معنی­داری متفاوت از دیگران باشند. با این حال اگرچه در تحقیق حاضر عناصر مدرنیته اثر عمیقی بر متغیرهای اساسی مورد بررسی نشان نمی­دهند، با این حال بر اساس تئوری­های رایج در ادبیات این مفاهیم، خط سیر مطرح شده در چارچوب نظری تحقیق به خوبی گویای این اثرگذاری می­باشند. بنابراین به نظر می­رسد جهت هدایت فکری دانشجویان در مسیر مطابقت با پیش­نیازهای مدرنیته و حرکت در مسیر تجدد که از نیازهای جامعه ایران در شرایط کنونی است (چرا که این جریان با هر تعبیری که از آن بشود، در جامعه ما شروع گردیده و مسیر خود را علیرغم مخالفت­هایی که از طرف گروه­های مختلف اجتماعی در مقابل آن ابراز گردیده و مقاومت­هایی که در برابر آن شده است، هرچند با افت و خیزهای حتی شدید، پیموده است) بایستی جریان مدرنیته و عناصر اجتماعی آن از سوی روشنفکران ایرانی در حوزه­های مختلف اندیشگی به خوبی بازشناسی گردیده و با نقد نکات مغایر با فرهنگ جامعه ایران، الزامات جهانی آن با فرهنگ اسلامی- ایرانی جامعه ما بازیابی گردیده و به جامعه دانشگاهی معرفی گردد تا زمینه علمی و عملی برای تلفیق عناصر سنتی جامعه ایران با نمودهای مدرنیت در عرصه­های اجتماعی مختلف فراهم گردیده و شاهد هم­افزایی این عناصر در کنار هم در سطح رفتارها و کنش­های اجتماعی افراد جامعه باشیم.

بر این اساس مسئولین و برنامه­ریزان فرهنگی و دانشگاهی برای تقویت هویت اجتماعی دانشجویان در مسیر پیوند با الزامات و پس‌زمینه­های مدرنیته، همزمان با کمک به حفظ عناصر غیر قابل چشم­پوشی میراث سنتی و پیوندیافته با عناصر فرهنگی دیرپای جامعه ایران و کمک به مسیریابی صحیح جریان بازاندیشانه هویت اجتماعی، متناسب با شرایط اجتماعی جدید و نوشونده مداوم این جامعه و نیز برای تقویت سرمایه اجتماعی از این رهگذر در این قشر تاثیرگذار در جامعه ایران می­بایست:

- با ایجاد و گسترش زمینه برای فعالیت دانشجویان در تشکل­های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دانشجویی، متناسب با شان اجتماعی و علمی این قشر، زمینه مناسب را برای مشارکت همه­جانبه دانشجویان در این تشکل­ها فراهم آورند تا از این طریق ضمن بالا بردن میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان، بسترهای لازم را برای ورود آنان به عرصه­های مختلف اجتماعی در آینده فراهم نمایند.

- با بسط و گسترش روحیه تفاهم و همکاری متقابل و تمرکز بر منافع اجتماعی در کنار منافع شخصی، زمینه را برای گسترش  اعتماد اجتماعی بین دانشجویان فراهم نموده و از این طریق روحیه تقدم مصالح و منافع جمعی بر منافع فردی را ترویج نمایند.

- با آموزش های مداوم و بهسازی سازمانی و نیروی انسانی در مجموعه دانشگاه (از حیث آموزش­های علمی و آکادمیک و مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی، احساس رضایت از کارکنان و اعتماد اجتماعی متقابل بین دانشجویان و کارکنان دانشگاه را تقویت کرده و از این طریق و با بالا بردن سطح اعتماد اجتماعی نهادی، دست­یابی به اهداف سازمانی و آموزشی را تسهیل نمایند.

- با ایجاد و گسترش زمینه و بسترهای لازم برای استفاده هر چه بیشتر دانشجویان از وسایل ارتباط جمعی و بهره­گیری از فضای اینترنت و امکانات موجود در آن و به ویژه شبکه­های اجتماعی در فضای مجازی و منابع مکتوب معتبر مانند کتاب، نشریات علمی- پژوهشی معتبر، روزنامه و اینترنت و ... در فضایی مناسب در دانشگاه و بیرون از آن، دانشجویان را در معرض یافته­های نوین علمی و اجتماعی و سیاسی قرار دهند تا از این طریق اطلاعات، آگاهی و دانش عمومی و تخصصی دانشجویان به روزتر شده و در بازاندیشی افکار و عقاید مختلف مربوط به زندگی اجتماعی­شان و ساختن هویت اجتماعی متناسب با فرهنگ جامعه، از آن بهره‌مند گردند.

 

منابع

آشوری، د. (1377). ما و مدرنیته. تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.

احمدلو، ح؛ و دیگری. (1381). رابطه هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز. تهران: نشریه مطالعات ملی. شماره 13.

احمدی، ح. (1383). ایران: هویت، ملیت، قومیت (مجموعه مقالات). تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.

الوانی، س، م؛ و دیگری. (1381). سرمایه اجتماعی، مفاهیم و نظریه­ها. تهران: فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 33 و34.

برمن، م. (1381). تجربه مدرنیته. ترجمه: م، فرهادپور. تهران: طرح نو.

بوردیو، پ. (1381). نظریه کنش. ترجمه: م، مردیها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

پاتنام، ر. (1380). دموکراسی و سنت­های مدنی. ترجمه: م، ت، دلفروز. تهران: انتشارات روزنامه سلام.

توسلی، غ. (1370). نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات سمت.

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی. ترجمه: ت، یار­احمدی. تهران: نشر شیرازه.

ریتزر، ج. (1374).  نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

رحمانی، م؛ و دیگری. (1387). اندازه­گیری و مقایسه سرمایه اجتماعی در بخش­های دولتی و خصوصی. تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.

ساروخانی، ب. (1385). جامعه­شناسی ارتباطات. تهران: انتشارات اطلاعات.

سی­کرین، و. (1370). پیشگامان روان­شناسی رشد. ترجمه: ف، فدایی. تهران: انتشارات اطلاعات.

عبداللهی، م. (1380). هویت جمعی؛ دینامیسم و مکانیسم تحول آن در ایران. تهران: انجمن جامعه­شناسی ایران، دفتر اول.

فاین، ب. (1385). سرمایه اجتماعی و نظریه اجتماعی. ترجمه: م، ک، سروریان. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

فوکویاما، ف. (1385). پایان نظم: «سرمایه اجتماعی و حفظ آن». ترجمه: غ، توسلی. تهران: انتشارات حکایت قلم نوین.

کلمن، ج. (1377). بنیادهای نظریه اجتماعی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گل­محمدی، ا. (1381). جهانی شدن، فرهنگ و هویت. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1376). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1380). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.

گیدنز، آ. (1385). تجدد و تشخّص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

Giddens, A. (1994). The consequences of modernity. Stanford. Cliff, Stanford University Press.

 Stone, W. (2001). Measuring Social Capital: Towards a Theoretically Informed Measurement Framework for Researching Social Capital in Family and Community Life. Research Paper No. 24, Australian Institute of Family Studies, Melbourne, available at http://www.aifs.gov.au/institute/pubs/stone.html.

Stone, W. & Hughes. J. (2002). Social Capital: Empirical Meaning and Measurement Validity. Research Paper 27, Australian Institute of Family Studies, Melbourne, available at http://www.aifs.gov.au/institute/pubs/stone2.html.

 



1. مقاله حاضر بر اساس گزارش نهایی رساله دکتری جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران که در سال 1390 تحت عنوان «تحلیل اثرات رسانه­های جمعی بر سرمایه اجتماعی جوانان با تاکید بر تلویزیون و ماهواره» انجام یافته است؛ تدوین و ارائه گردیده است.

[2]. دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات. تهران- ایران.

[3]. استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات. تهران- ایران (نویسنده مسئول).

آشوری، د. (1377). ما و مدرنیته. تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.

احمدلو، ح؛ و دیگری. (1381). رابطه هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز. تهران: نشریه مطالعات ملی. شماره 13.

احمدی، ح. (1383). ایران: هویت، ملیت، قومیت (مجموعه مقالات). تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.

الوانی، س، م؛ و دیگری. (1381). سرمایه اجتماعی، مفاهیم و نظریه­ها. تهران: فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 33 و34.

برمن، م. (1381). تجربه مدرنیته. ترجمه: م، فرهادپور. تهران: طرح نو.

بوردیو، پ. (1381). نظریه کنش. ترجمه: م، مردیها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

پاتنام، ر. (1380). دموکراسی و سنت­های مدنی. ترجمه: م، ت، دلفروز. تهران: انتشارات روزنامه سلام.

توسلی، غ. (1370). نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات سمت.

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی. ترجمه: ت، یار­احمدی. تهران: نشر شیرازه.

ریتزر، ج. (1374).  نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

رحمانی، م؛ و دیگری. (1387). اندازه­گیری و مقایسه سرمایه اجتماعی در بخش­های دولتی و خصوصی. تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.

ساروخانی، ب. (1385). جامعه­شناسی ارتباطات. تهران: انتشارات اطلاعات.

سی­کرین، و. (1370). پیشگامان روان­شناسی رشد. ترجمه: ف، فدایی. تهران: انتشارات اطلاعات.

عبداللهی، م. (1380). هویت جمعی؛ دینامیسم و مکانیسم تحول آن در ایران. تهران: انجمن جامعه­شناسی ایران، دفتر اول.

فاین، ب. (1385). سرمایه اجتماعی و نظریه اجتماعی. ترجمه: م، ک، سروریان. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

فوکویاما، ف. (1385). پایان نظم: «سرمایه اجتماعی و حفظ آن». ترجمه: غ، توسلی. تهران: انتشارات حکایت قلم نوین.

کلمن، ج. (1377). بنیادهای نظریه اجتماعی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گل­محمدی، ا. (1381). جهانی شدن، فرهنگ و هویت. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1376). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1380). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.

گیدنز، آ. (1385). تجدد و تشخّص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

Giddens, A. (1994). The consequences of modernity. Stanford. Cliff, Stanford University Press.

 Stone, W. (2001). Measuring Social Capital: Towards a Theoretically Informed Measurement Framework for Researching Social Capital in Family and Community Life. Research Paper No. 24, Australian Institute of Family Studies, Melbourne, available at http://www.aifs.gov.au/institute/pubs/stone.html.

Stone, W. & Hughes. J. (2002). Social Capital: Empirical Meaning and Measurement Validity. Research Paper 27, Australian Institute of Family Studies, Melbourne, available at http://www.aifs.gov.au/institute/pubs/stone2.html.