بررسی تاثیر عوامل اجتماعی و اقتصادی بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک‌المنافع

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697-19295 تهران- ایران.

چکیده

بیمه عمر در جهان کنونی، یکی از ابزارهای مهم اقتصادی بوده و استفاده­های متعددی از آن به عمل می­آید و مهم­ترین نقش خود را در تأمین و تضمین آتیه خانواده­ها ایفاء می­کند. هم­چنین بیمه­های عمر به عنوان یکی از منابع سرمایه­های عظیم بوده و نقش پس­اندازی برجسته­تری دارند. هدف این تحقیق، بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی (سطح درآمد سرانه، تورم، نرخ بهره، توسعه مالی، نسبت وابستگی پیر و جوان، تحصیلات و امید به زندگی) بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع طی دوره 2009-2001 با استفاده از روش پنل دیتا می­باشد. یافته­های تحقیق نشان می­­­­­­­­­­­­­­­دهد که سطح درآمد سرانه، نرخ بهره، سطح توسعه مالی، تحصیلات و امید به زندگی از جمله مهم­ترین عوامل موثر بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه می­باشد. در این راستا، نسبت وابستگی جوان رابطه معکوسی با تقاضای بیمه عمر دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Economic and Social Factors on Life Insurance Demand in Iran and Commonwealth of Independent States (CIS)

نویسنده [English]

  • Hedayat Hosseinzadeh
چکیده [English]

 
Nowadays life Insurance is one of the most important economic tools and it has several applications the most important role of it is securing the future of the family. Also life insurance is known as one of the major sources of funds and its saving role is more prominent. The aim of this study was to investigate the effect of social and economic factors (per capita income, inflation, interest rates, financial development, dependency ratio, education and life expectancy) on life insurance demand in Iran and CIS countries over the period 2001-2009 using the Panel data.  Research findings show that per capita income levels, interest rates, the level of financial development, education and life expectancy are the most important factors affecting the demand for life insurance. In this regard, the young dependency ratio has an inverse relationship with the demand for life insurance.

کلیدواژه‌ها [English]

  • : life insurance
  • social and economic factors
  • panel data methods. JEL Classification: G22
  • C23

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     چهارم، شماره سیزدهم، زمستان 1390

   

ص     ص 76-61

   
   

 

 

 

 

 

 

 

      بررسی تاثیر عوامل اجتماعی و اقتصادی بر تقاضای بیمه
عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع

 دکتر هدایت حسین­زاده[1]

تاریخ دریافت مقاله:24/11/1392       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:31/2/1393

چکیده

    بیمه عمر در جهان کنونی، یکی از ابزارهای مهم اقتصادی بوده و استفاده­های متعددی از آن به عمل می­آید و مهم­ترین نقش خود را در تأمین و تضمین آتیه خانواده­ها ایفاء می­کند. هم­چنین بیمه­های عمر به عنوان یکی از منابع سرمایه­های عظیم بوده و نقش پس­اندازی برجسته­تری دارند. هدف این تحقیق، بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی (سطح درآمد سرانه، تورم، نرخ بهره، توسعه مالی، نسبت وابستگی پیر و جوان، تحصیلات و امید به زندگی) بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع طی دوره 2009-2001 با استفاده از روش پنل دیتا می­باشد. یافته­های تحقیق نشان می­­­­­­­­­­­­­­­دهد که سطح درآمد سرانه، نرخ بهره، سطح توسعه مالی، تحصیلات و امید به زندگی از جمله مهم­ترین عوامل موثر بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه می­باشد. در این راستا، نسبت وابستگی جوان رابطه معکوسی با تقاضای بیمه عمر دارد.

واژگان کلیدی: بیمه عمر، عوامل اقتصادی و اجتماعی، روش پنل دیتا.

طبقه­بندی JEL: C23, G22.

 

مقدمه

    بیمه عمر مانند سایر بیمه­ها، پاسخگوی تشویش و نگرانی خاطر افراد یک جامعه است. نگرانی بیمه گذار، ناشی از حوادث غیرمنتظره مثل از کار افتادگی و فوت است و یا از تغییر شرایط درآمدی و اقتصادی خانواده سرچشمه می­گیرد. در این نوع بیمه، بیمه­گذار می­تواند بر حسب شرط دریافت مزایای بیمه­نامه (حیات و یا فوت بیمه­شده )، نحوه دریافت مزایا (یکجا یا به صورت مستمری)، زمان دریافت مزایا و نحوه پرداخت حق بیمه، هر نوع بیمه­نامه­ای را که پاسخگوی نیازهایش باشد خریداری کند. بیمه عمر در جهان کنونی، یکی از ابزارهای مهم اقتصادی بوده و استفاده­های متعددی از آن به عمل می­آید.

 

بیان مسئله

      با توجه به موضوعات نااطمینانی و ریسک و تهدید درآمد خانوارها و بنگاه­ها بر اثر نااطمینانی نسبت به آینده، روی آوردن به صنعت بیمه هر روز شدت بیشتری پیدا می­کند، به طوری که این صنعت علاوه برتامین امنیت فعالیت­های اقتصادی وکاهش نااطمینانی ازطریق ارائه خدمات بیمه­ای؛ نقش بسیار اساسی در تحرک و پویایی بازارهای مالی و تامین وجوه قابل سرمایه­گذاری دارد. بیمه عمر یکی ازخدمات مهم صنعت بیمه تلقی می­شود و مهم­ترین نقش خود را در تعیین و تضمین آتیه خانواده­ها ایفا می­نماید. امروزه مردم کشورهای توسعه یافته درپناه بیمه عمر به موقعیت مطلوبی ازلحاظ خطرهای مرگ و میر سرپرست خانواده و مشکلات اقتصادی ناشی از آن، هم­چنین مشکلات ناشی از پیری و کهولت افراد رسیده­اند. در این کشورها بیمه عمر سهم زیادی از درآمد جامعه را به خود اختصاص داده است و با استفاده از منابع مالی عظیمی که حاصل می­شود؛ خدمات متعددی به افراد جامعه ارائه می­دهد. در کشورهای پیشرفته، شرکت­های بیمه­ای فعال درزمینه بیمه عمر، منابع عظیم مالی را درقسمت­های سودآور اقتصادی سرمایه­گذاری کرده و در مواردی حتی از سود آن نیز به بیمه­گذاران اعطا می­کنند. در برخی کشورهای در حال توسعه به دلیل حجم بالای سرمایه­ها، این صنعت در دست دولت­هاست ومنافع آن به درآمدعمومی اضافه می­شود(پژویان و دیگری، 1382: 2).

     بنا­ به گزارش شرکت بیمه اتکایی سوئیس (سیگما)[2] در سال 2012 بیمه عمر نقش مهمی در اقتصاد بازی می­کند. براساس گزارش فوق، در واقع 8/3 درصد ازتولید ناخالص داخلی جهانی را بیمه عمرتشکیل می­دهد. شرکت­های بیمه عمر، سرمایه­گذاران نهادی مهمی هستند که در حدود 10 درصد از سرمایه­گذاری­های کل جهان را مدیریت  می­کنند.

   تقاضا برای بیمه عمر تحت تاثیر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی قرار می­گیرد.

الف) عوامل اقتصادی: از جمله عوامل اقتصادی که بر تقاضای بیمه عمر تاثیر می­گذارد عبارتند از: سطح درآمد سرانه، نرخ تورم، نرخ بهره واقعی، سطح توسعه مالی.

ب) عوامل اجتماعی: عواملاجتماعی که بر بیمه عمر تاثیر دارند می­توان به نسبت وابستگی افراد، سطح تحصیلات و امید به زندگی اشاره کرد.

    بنابراین با توجه به مطالب فوق­الذکر، هدف این تحقیق بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع با روش پنل دیتا می­باشد.

 اهداف تحقیق

  تعیین تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع.

 

فرضیه تحقیق

   عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع تاثیر دارد.

 

سوال تحقیق

آیا عوامل اقتصادی و اجتماعی تاثیری بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع دارد؟

 

روش تحقیق

    این مطالعه به لحاظ استفاده از نوع تحقیقات کاربردی بوده و به لحاظ روش تحقیق از نوع علی- تحلیلی می­باشد بطوری که با استفاده از مبانی نظری مطرح شده، مدل مناسب معرفی و سپس با استفاده از روش­های اقتصادسنجی و نرم افزار Eviews به تحلیل داده­ها پرداخته می­شود.

 

روش گردآوری اطلاعات

      در تحقیق حاضر، جهت تهیه طرح تحلیلی تحقیق و مبانی تئوریک اقتصادی موضوع از روش مطالعات کتابخانه­ای استفاده شده است. هم­چنین برای گردآوری داده­ها ازمنابع مختلفی ازجمله؛ اطلاعات منتشره شرکت بیمه اتکایی سوئیس (سیگما)، اطلاعات بانک جهانی (WBI) و اطلاعات منتشره بیمه بین­المللی به صورت سالانه استفاده می­شود.

 

جامعه و نمونه آماری تحقیق

     جامعه آماری مورد بررسی در این تحقیق کل کشورهای جهان می­باشد و نمونه آماری مورد بررسی، ایران و منتخبی از کشورهای مستقل مشترک­المنافع می­باشد که داده­های مورد نیاز برای متغیرهای مدل را طی دوره مورد بررسی دارا می­باشند.

 

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

     برای بررسی تاثیر عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای بیمه عمر بر مبنای مباحث تئوریک و ملاحظات تجربی؛ مدل معرفی شده به روش پنل دیتا تخمین زده می­شود. بدین منظور در تجزیه و تحلیل داده­های سری زمانی از نرم افزار Eviews استفاده می­شود. بنابراین مدل مورد بررسی در این تحقیق به صورت زیر می­باشد:

LIPit = β0 + β1 LIPCit + β2 INFit + β3 LRINRit + β4 LFDit + β5 LDROit + β6 LDRYit  +  β7 LEDUit + β8 LLIFEXit + εit

LIP = بیانگر لگاریتم حق بیمه عمر دریافتی سرانه به دلار آمریکا؛

LIPC = لگاریتم سطح درآمد سرانه؛

INF = نرخ تورم؛

LRINR = لگاریتم نرخ بهره واقعی؛

LFD = لگاریتم سطح توسعه مالی؛

LDRO = لگاریتم نسبت وابستگی پیر؛

LDRY = لگاریتم نسبت وابستگی جوان؛

LEDU = لگاریتم سطح تحصیلات؛

LLIFEX = لگاریتم امید به زندگی.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی تمام متغیرهای تحقیق

    LIP (تقاضای بیمه عمر): حق بیمه عمر دریافتی سرانه به دلار آمریکا که در این تحقیق به عنوان متغیر وابسته انتخاب شد و ارقام و اطلاعات آن از سیگما و کتاب بین­المللی بیمه که هر ساله منتشر می­شود بدست آمد. از آن­جایی که میزان کل حق بیمه­های دریافتی توسط صنعت بیمه در هر کشور از جمله شاخص­ها و معیارهای مهمی است که بیانگر میزان رشد و توسعه صنعت بیمه است بنابراین؛ در این گونه پژوهش­ها از حق بیمه عمر دریافتی سرانه به عنوان متغیر وابسته استفاده می­شود.

IPC   (سطح درآمد سرانه): سطح درآمد به طور قوی بر تقاضای بیمه عمر اثر می­گذارد. هر چه سطح درآمد سرانه بیشتر می­شود حق بیمه عمر هم بیشتر قابل پرداخت است. نکته دیگر آن­که هر چه دستمزد پدر خانواده بیشتر باشد، بیمه عمر هم ضروری­تر است تا بتواند خانواده را در مقابل مشکلات مرگ پدر خانواده حفظ کند)صحت، 1386: 13(.

INF   (نرخ تورم): تورم در اقتصاد اصولا ارزش بیمه عمر را کم می­کند و آن را به خدمتی کم اهمیت تبدیل می­کند و ارزش بیمه­نامه را کمتر می­نماید. هنگامی که قرارداد منعقد می­شود همان مبلغی که قید می­شود بعداً بیمه­گرعیناً همان را می­پردازدکه در شرایطی که نرخ تورم بالاست سبب کاهش ارزش واقعی بیمه می­گردد.  بنابراین در این تحقیق از نرخ تورم که تعدیل کننده GDP است، استفاده می­شود.

RINR    (نرخ بهره واقعی): درمیان انواع گوناگون بیمه، بیمه­های عمر بدلیل دارا بودن خاصیت پس­اندازی مورد توجه بیمه­گذارانی قرار می­گیرند که با دیدگاه سرمایه­گذاری برای خرید بیمه­نامه­ها اقدام می­کنند. جنبه پس­اندازی این نوع بیمه­نامه­ها به دلیل داشتن نرخ بهره­ای است که برای محاسبات بیمه عمر و بازدهی آن مورد استفاده قرارمی­گیرد. عدم­توجه و دقت درتعیین این نرخ می­تواند زیان شرکت­های بیمه­ای را در پی­ داشته باشد. زیرا نرخ بهره بالاتر انواع پس­اندازها سبب می­شود که بیمه­ها به عنوان یک ابزار مالی برای پس انداز، کمتر مورد توجه قرار گیرند)طالب­نیا و دیگری، 1386 : 1).

FD   (سطح توسعه مالی): بعنوان یک عامل تعیین­کننده تقاضای بیمه عمر است. افزایش صدور بیمه­نامه بعنوان سرمایه­گذاری نهادی دربازار عمل می­کند و به بهبود تخصیص سرمایه و تحریک فعالیت­های سرمایه­گذاری کمک می­کند. اوترویل پیشنهاد می­کند برای محاسبه و اندازه­گیری توسعه مالی می­توان نسبت شبه پول (M2-M1) به تعریف گسترده پول (M2) استفاده کردکه شاخصی برای گستردگی ساختار مالی است و در مورد کشورهای درحال توسعه معیار مناسبی است؛ زیرا بخش بانکی، بخش غالب در بازار مالی این کشورهاست)عزیزی، 1385: 5(.

DR    (نسبت وابستگی افراد): طبق تعریف سازمان ملل این نرخ دو دسته است: 1. نسبت وابستگی جوان که ازنسبت افراد زیر 15 ساله­که کارنمی­کنند به افراد بین 15 تا 64 ساله­که جمعیت فعال به حساب می­آیند به دست می­آید 2. نسبت وابستگی پیر که از نسبت افراد بالای 64 ساله به افراد بین 15 تا 64 ساله به دست می­آیند.

EDU   (سطح تحصیل): به نظر می­رسد سطح تحصیلات دارای اثر مثبتی بر تقاضای بیمه عمر داشته باشد. استدلال برای چنین بیانیه­ای این است که وقتی سطح تحصیلات بالا می­رود توانایی یک فرد برای درک اهمیت و مزایای پس انداز از طریق بیمه عمر و حفاظت از خطر مرگ و میر (ریسک­ گریزی افراد) افزایش می­یابد)بک و دیگری، 2002 : 4(.

LIFEX   (امید به زندگی): هنگامی­که احتمال مرگ و میر بالا می­رود، خرید بیمه بالا عمر می­رود. لذا، از آن­جایی که امید به زندگی می­تواند بر تقاضای بیمه عمر تاثیر داشته باشد، از این شاخص در این تحقیق استفاده می­شود. در مدل فوق­الذکر، تقاضای بیمه عمر متغیر وابسته و بقیه متغیرها، متغیرهای مستقل تحقیق هستند.

 

مبانی نظری تقاضا برای بیمه عمر

      اکثر مطالعات نظری جدید در زمینه تقاضای بیمه عمر مطالعه یاری[3]  را به عنوان نقطة شروع کار خود قرار داده اند. تقاضای سرپرست خانواده برای بیمه عمر، به تعداد افراد خانواده بستگی دارد. لوئیس[4]، این ارتباط را، با توسعه ساختار نظری بیمه عمر، و  یاری  با در نظر گرفتن ترجیحات دیگر اعضای خانواده، مورد بررسی قرارداد. در این حالت، بیمه عمر، توسط افراد تحت تکفل شخص که در طول عمر نیز با درآمد نامطمئنی مواجه اند، تقاضا می­شود. تقاضای آن­ها برای بیمه عمر، براساس طول عمر سرپرست خانواده، بر پایه مدل چرخه ز ندگی استوار است که در آن به دلیل نا اطمینانی  درباره طول عمر سرپرست خانواده، درآمد نیز نامطمئن است.

یاری، در مفهوم مدل چرخه زندگی با طول عمر نامطمئن، نشان می­دهد که یک شخص مطلوب بودن انتظاری خود را با خرید بیمه عمر و دریافت مستمری سالانه، افزایش می­دهد. روش لوئیس، به این دلیل متمایز است که او، تقاضای بیمه عمر را از دید وارثان مورد بحث قرار می­دهد. به عبارت دیگر، بیمة عمر،  به منظور حداکثرکردن مطلوبیت انتظاری وارثان، تقاضا می­شود(مهرآرا و دیگری، 1384).

     شروع مطالعات قبلی در زمینه تقاضای بیمه­های عمر به بررسی یاری در سال 1965 باز می­گردد که تقاضای بیمه عمر را در قالب الگوی مطلوبیت انتظاری مورد مطالعه قرار داد. بررسی های پیشین، اثر عوامل مختلف را بر تقاضای بیمه­های عمر بررسی کرده اند. نتایج مطالعات نشان می­دهد، بیمه­های عمر برای جبران سرمایه انسانی از دست رفته یا تامین آینده مالی بازماندگان بعد از
فوت سرپرست خانوار مورد تقاضای افراد قرار می­گیرند. عواملی مانند سطح درآمد و میزان تحصیلات اثر مثبت و مستقیم بر روی خرید بیمه­های عمر از سوی افراد دارند. بار تکفل نیز می­تواند با خرید بیمه­های عمر رابطه مستقیم داشته باشد. هم­چنین تقاضای بیمه­های عمر ازعاملی مانند تورم انتظاری به صورت منفی ومعکوس اثرمی­پذیرد. به علاوه، تقاضای این نوع بیمه می­تواند براساس سرمایه انسانی از دست رفته در هنگام فوت سرپرست خانوار باشد(پژویان و دیگری، 1382).

    براساس تئوری درآمد دائمی فریدمن، الگوی مصرف فرد نه تنها از درآمد جاری بلکه از انتظارات درآمدی او هم تأثیر می­گیرد. هم­چنین، افراد براساس انتظارات بلند مدت­شان ازجریان درآمد آتی خود، در مورد مصرف و پس­انداز تصمیم می­گیرند. افراد انتظار تغییرات درآمد جاری خود را دارند و مصرف آن­ها نسبت ثابتی از درآمد ثابت انتظاری­شان است. براساس تئوری درآمد دائمی، انتظار می­رود که بعد از بازنشستگی، درآمد افراد کاهش یابد. بنابراین، مصرف کننده برای این­که در طول زمان بازنشستگی، الگوی مصرف خود را ثابت نگه دارد، نیاز دارد تا قبل از زمان بازنشستگی پس­انداز لازم را فراهم کند. بنابراین، مردم برای تامین مالی خود و افراد تحت سرپرستی­شان در مقابل مشکلات مالی احتمالی، انگیزه لازم برای خرید بیمه عمر را دارند. منافع حاصل از بیمه عمر می­تواند منبع مالی مناسبی برای ذی­نفعان باشد. هم­چنین، در هنگام بازنشستگی برای افراد به عنوان یک منبع مالی کمکی عمل نماید.

    درآمد دائمی براساس ارزش حال دارایی­های فیزیکی مانند املاک، سهام و اوراق قرضه و هم­چنین عواید ناشی ازسرمایه انسانی در شکل درآمد آتی به عنوان نتیجه حاصل از تحصیل و تجربه کاری اندازه­گیری می­شود. این اعتقاد وجود دارد که مصرف کننده بر اساس این دارایی­ها می­تواند برآوردی از درآمد انتظاریش در طول زندگی داشته باشد. پس می­توان، پرداختی حاصل از خرید بیمه عمر را جایگزینی برای ارزش حال دستمزد سرمایه انسانی فرد برشمرد. به این معنا که در هنگام فوت سرپرست خانوار، پرداختی یک­جای بیمه عمر می­تواند بیانگر ارزش سرمایه انسانی وی برای بازماندگان باشد. بنابراین، منطقی است فرض نماییم که مشخصه­های سرمایه انسانی مانند تحصیلات و وضعیت اشتغال می­توانند خرید بیمه عمر را تحت تاثیر قرار دهند(باصری و همکاران، 1390).

    در خصوص تقاضای بیمه عمر تحقیقات متعددی صورت گرفته است ولی نظریه واحد و منحصر به فردی درباره­ی تقاضای بیمه عمر که مورد اجماع همه محققان باشد وجود ندارد. اوترویل معتقد است تقریباً تمام مطالعات تئوریک درباره­ی تقاضای بیمه عمر در چارچوب مطالعه­ی یاری قرار دارد که در آن تقاضا برای بیمه عمر در فرآیند تخصیص طول عمر هر فرد در نظر گرفته می­شود. از میان تحقیقات تجربی خارجی و داخلی انجام شده در این زمینه می­توان به تحقیقات زیر اشاره کرد:

 

سابقه تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

    کجوسوسکی (2012)، به بررسی عوامل موثر برتقاضای بیمه­ عمر در 14 کشوراروپای مرکزی وجنوب شرقی بااستفاده از روش اثرات ثابت (مدل­پنل دیتا) طی دوره 1998 تا 2010 پرداخت. نتایج این تحقیقات نشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه، تورم، مخارج سلامت، سطح تحصیلات و نقش قانون قوی­ترین پیش­بینی برای استفاده ازبیمه عمر است. نرخ بهره واقعی، کنترل فساد و اثربخشی دولت به نظر نمی­رسد که خیلی اثرگذار بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای اروپای مرکزی و جنوب شرقی باشد.

فی­ین و همکاران (2011)،در مطالعه خود به بررسی عوامل تعیین کننده حق بیمه عمر و غیر عمر در 90 کشور در حال توسعه و توسعه یافته طی دوره 2000 تا 2008 پرداختند. نتایج نشان داد که درآمد سرانه، تعداد جمعیت و ساختار جمعیتی، توزیع درآمد، سیستم بازنشستگی، مالکیت دولتی شرکت­های بیمه، در دسترس بودن اعتبار خصوصی و مذهب بر بیمه عمر تاثیر دارد و بخش غیر عمر به وسیله این متغیرها و متغیرهای دیگرتحت تاثیر قرار می­گیرد. هم­چنین نتایج نشان می­دهدکه تعدادی از متغیرهای سیاستی نیز بر توسعه بیمه عمر تاثیر دارد.

لی و همکاران (2007)،به تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر تقاضای بیمه عمر در 30 کشور OECD طی دوره 1993 تا 2000 پرداختند. نتایج آن­ها نشان دادکه درآمد، سطح تحصیلات ودرجه رقابت رابطه مثبتی با تقاضای بیمه عمر دارد. مخارج تامین اجتماعی، تورم، نرخ بهره واقعی تقاضا برای بیمه عمر را در کشورهای OECD کاهش می­دهد.

هوانگ و گرین فورد (2005)،به بررسی تعیین­کنندگان تقاضا برای بیمه عمر در کشورهای چین، هنگ کنگ و تایوان پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد که درآمد، تحصیلات و توسعه اقتصادی عوامل موثر بر تقاضای بیمه عمر هستند. ساختار اجتماعی و سیاست­ها تاثیر منفی بر تقاضای بیمه عمر دارند و امنیت اجتماعی و قیمت اثر معناداری بر تقاضای بیمه عمر ندارند.

بک و وب (2002)،در تحقیقی به بررسی این پرسش که چه چیزی باعث واریانس در تقاضای بیمه عمر در بین 68 کشور طی دوره 1961 تا 2000 می­شود، پرداختند. آن­ها ازچهار شاخص مختلف برای تقاضای بیمه عمر و ترکیب عوامل مختلف اقتصادی و جمعیتی و سازمانی در تحقیقات خود استفاده کردند. نتایج مطالعه آن­ها نشان داد که در کشورهایی با سطح درآمد سرانه بالاتر، بخش بانکی توسعه یافته و تورم پایین­تر (ثبات قیمت) باعث تقاضای بیشتر برای بیمه عمر می­شود.

 

سابقه تحقیقات انجام شده در داخل کشور

باصری و همکاران (1390)،در پژوهشی براساس مشخصه­های سرمایه انسانی، عوامل اجتماعی و عوامل روان­شناختی، الگویی را برای تقاضای بیمه عمرارائه کردند. به منظور انجام این پژوهش، اطلاعات مورد نیاز با نمونه­گیری تصادفی درشهر تهران، در قالب پرسشنامه درسال 1389، جمع­آوری گردید. یافته­های پژوهش براساس الگوی دو مرحله­ای نشان داد، احتمال خرید بیمه عمر در میان زنان بیشتر ازمردان است. هم­چنین، وضعیت سلامتی افراد با تمایل به خرید بیمه عمر ارتباط منفی و معنی­داری دارد. اما متغیرهای سرپرستی وشناخت بیمه عمر درتمایل به خرید بیمه عمر افراد تاثیر مثبتی داشته است. افزایش سن و وجود فرزند کمتر از 18 سال موجب خرید بیمه عمر کمتری توسط افراد شده است. متغیرهای درآمد، امید به زندگی و انگیزه ترک ارث با سطح بیمه عمر خریداری شده رابطه مثبتی داشته است.

سجادی و دیگری (1386)،با استفاده از روش OLS به بررسی رابطه میان متغیرهای کلان اقتصادی وتقاضا برای بیمه عمر درایران پرداختند. اساسی­ترین یافته­های این­مطالعه نشان می­دهدکه تولید ناخالص داخلی و هم­چنین تورم پیش­بینی شده، رابطه موثری با تقاضای بیمه عمر دارند. نتیجه جالب، رابطه مثبت تقاضا با نرخ بیمه است­که متناقض به نظر می­رسد. ضمن آن­که متغیر امید به زندگی کاملاً موثر بر تقاضا و با ضریب مثبت ارزیابی شده است.

عزیزی (1385)،درمقاله­ی خودبه بررسی رابطه میان متغیرهای­کلان اقتصادی وتقاضا برای بیمه عمر در ایران طی دوره زمانی 1383-1369 پرداخت. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که نرخ سپرده­های بلند مدت، قیمت بیمه، درآمد، بازده سهام بورس اوراق بهادار و امید به زندگی از جمله مهم­ترین عوامل موثر بر تقاضا برای بیمه عمر در ایران می­باشد. در این راستا قیمت بیمه رابطه معکوس قوی و مهمی با تقاضا برای بیمه عمر دارد.

مهرآرا و دیگری (1384)،در مطالعه­ی خود، تابع تقاضای بیمه عمر را با استفاده از داده­های سری زمانی ایران طی دوره 1382-1345، مبتنی بر رویکرد ARDL و هم­چنین داده­های پنل برای کشورهای صادرکننده نفت با درآمد متوسط برای دوره 2002-1998 برآورد کردند. بر طبق نتایج این مطالعه، عمده­ترین عوامل تعیین­کننده تقاضای بیمه عمر در ایران، درآمد، میزانتحصیلات و بار تکفل­اند. هم­چنین درآمد، احتمال مرگ سرپرست خانواده و تحصیلات، از مهم­ترین عوامل موثر بر تقاضای بیمه­های عمر در کشورهای نفت خیز با درآمد متوسط می­باشند. کشش­های درآمدی تابع تقاضای بیمه عمر نشان می­دهند که این محصول، در کشورهای نفت خیز با درآمد متوسط، لوکس و در ایران ضروری است. در واقع، افزایش درآمد، نقش اساسی­تری درگسترش و تحولات بیمه­های عمر در سایر کشورهای صادرکننده نفت نسبت به ایران داشته است.

پژویان و دیگری (1382)،در مقاله خود تابع تقاضای بیمه عمر در ایران را با استفاده از داده­های سری زمانی طی دوره 1380-1345 برآورد و سپس میزان تقاضای آن را با بهره­گیری از الگوی VAR تا پایان سال 1383 پیش­بینی کردند. این مطالعه نشان می­دهدکه مهم­ترین عوامل تعیین­کننده تقاضای بیمه عمر در ایران درآمد، میزان تحصیلات، بار تکفل و تورم انتظاری می­باشد. طبق نتایج به دست آمده، کشش تقاضای بیمه عمر نسبت به درآمد و تورم انتظاری به ترتیب 41/0 درصد و 23/0 درصد است که کم کشش بودن تقاضای بیمه عمر نسبت به متغیرهای مذکور را نشان می­دهد. هم­چنین کشش تقاضای بیمه عمر نسبت به بار تکفل و میزان تحصیلات به ترتیب 85/1 و 78/7 درصد محاسبه شده که حاکی از با کشش بودن تقاضا نسبت به متغیرهای فوق دلالت دارد.

 

آزمون پایایی متغیرها

     آزمون پایایی عمدتاً به منظور جلوگیری از رگرسیون­های کاذب انجام می­گیرد. چنان­چه سری زمانی ناپایا باشند، برآورد ضرایب به یک رگرسیون کاذب می­انجامد. بنابراین پیش از برآورد مدل، لازم است پایایی تمام متغیرهای مورد استفاده در تخمین­ها مورد آزمون قرار گیرد. برخلاف آن­چه که در مورد داده­های سری زمانی مرسوم است، در مورد داده­های تابلویی نمی­توان برای آزمون پایایی از آزمون­های دیکی­فولر و دیکی­فولر تعمیم یافته بهره جست، بلکه لازم است به نحوی پایایی جمعی متغیرها آزمون شود. برای این منظور، از آزمون­های ریشه واحد داده­های ترکیبی استفاده می­شود. لوین و لین نشان دادند که در داده­های ترکیبی، استفاده از آزمون ریشه واحد برای ترکیب داده­ها، دارای قدرت بیشتری نسبت به استفاده از آزمون ریشه واحد برای هر مقطع به صورت جداگانه است.

   در این آزمون فرضیه صفر، مبنی بر وجود ریشه واحد و ناپایایی متغیرها می­باشد. بررسی مقادیر آماره­های محاسبه شده و احتمال پذیرش آن­ها نشان می­دهدکه فرضیه صفر مبنی بر ناپایایی متغیرها درسطح اطمینان 99 درصد رد می­شود. جدول شماره (1) نتایج آزمون ریشه واحد جمعی لوین و لین را بر روی متغیرهای مورد استفاده در بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه را نشان می­دهد. همان طوری که نتایج آزمون پایایی متغیرها نشان می­دهد، تمام متغیرهای مورد استفاده در مدل در سطح و با عرض از مبدا و روند پایا می­باشند. به عبارت دیگر، تمام متغیرها انباشته از مرتبه I(0) هستند.

 

جدول شماره (1): نتایج بررسی پایایی متغیرها با استفاده از آزمون لوین و لین

وضعیت   پایایی

Prob

آماره   لوین و لین

فرآیند   آزمون

متغیرها

پایا

0000/0

48/6-

با   عرض از مبدا و روند

LIP

پایا

03/0

85/1-

با   عرض از مبدا و روند

LIPC

پایا

0000/0

61/8-

با   عرض از مبدا و روند

INF

پایا

0000/0

40/10-

با   عرض از مبدا و روند

LRINR

پایا

0000/0

17/9-

با   عرض از مبدا و روند

LFD

پایا

004/0

59/2-

با   عرض از مبدا و روند

LDRO

پایا

0000/0

56/21-

با   عرض از مبدا و روند

LDRY

پایا

0000/0

29/7-

با   عرض از مبدا و روند

LEDU

پایا

0000/0

84/9-

با   عرض از مبدا و روند

LLIFEX

منبع: محاسبات تحقیق

تخمین مدل به روش پنل دیتا

       تجزیه و تحلیل پنل­دیتا یکی از موضوع­های جدید و کاربردی در اقتصاد سنجی می­باشد، چرا که پنل­دیتا یک محیط بسیار غنی از اطلاعات را برای گسترش دادن تکنیک­های تخمین و نتایج تئوریک فراهم می­آورد. در بسیاری از موارد محققین می­توانند از پنل­دیتا برای مواردی که مسائل را نمی­توان فقط به صورت سری زمانی یا فقط به صورت مقطعی بررسی کرد، استفاده می­کنند.

       مزیت استفاده از این روش در افزایش قدرت آماری ضرایب نسبت به استفاده از تجزیه و تحلیل مجزای داده­های آماری به صورت سری زمانی یا مقطعی است. در این روش با در نظر گرفتن تغییرات متغیرها در هر مقطع و در هر زمان به صورت مشترک، از تمامی داده­های در دسترس استفاده می­شود و بنابراین خطای مشاهدات کمتر می­شود. هر چند در تجزیه و تحلیل داده­های آماری مقطعی دامنه­ی آمار گسترده­­تر است، اما در روش بررسی داده­های ترکیبی، از اطلاعات به مراتب بیشتری، استفاده می­شود. بنابراین، با افزایش دامنه­ی آمار و اطلاعات، درجه­ی آزادی افزایش می­یابد و برآوردهای صورت گرفته درباره­ی جامعه آماری، برآوردها به مراتب کاراتر خواهد بود. از دیگر مزیت های کاربرد داده­های ترکیبی، حل مشکل­تورش برآوردهای معادلات مقطعی است. تورش معادلات مقطعی بدلیل لحاظ نکردن بسیاری از متغیرهای توضیح دهنده­ی مدل و خطای اندازه­گیری متغیرها پدیدار می­شود. استفاده از این روش به دلیل افزایش درجه­ی آزادی و بررسی متغیرها در طول زمان، می­تواند تورش معادلات را کاهش دهد. هم­چنین، با استفاده از روش داده­های ترکیبی، پویایی متغیرها در طول زمان قابل برآورد است، در حالی که در مطالعات مقطعی به دلیل لحاظ نکردن زمان در برآوردها، این امر میسر نیست.

     بنابراین مدل معرفی شده در این مقاله، با استفاده از روش پنل دیتا طی دوره 2009-2001 تخمین زده می­شود. بدین منظور ابتدا برای تعیین وجود (عدم وجود) عرض از مبدا جداگانه برای هریک از کشورها از آزمون F استفاده می­شود. با توجه به اینکه prob این آزمون کمتر از 01/0 است، لذا با سطح اطمینان بالای 99 درصد فرضیه صفر آزمون مبنی بر استفاده از روش حداقل مربعات معمولی رد می­شود و در نتیجه رگرسیون مقید (روش حداقل مربعات معمولی) دارای اعتبار نمی­باشد و باید عرض از مبدأهای مختلفی (روش اثرات ثابت یا تصادفی) را در مدل لحاظ نمود. سپس برای تعیین استفاده از مدل اثر ثابت در مقابل مدل اثر تصادفی، از آزمون هاسمن استفاده می­شود. به عبارتی دیگر، رایج ترین آزمون برای تعیین نوع مدل داده­های ترکیبی، آزمون هاسمن است. آزمون هاسمن بر پایه­ی وجود یا عدم وجود ارتباط بین خطای رگرسیون تخمین زده شده و متغیرهای مستقل مدل شکل گرفته است. اگر چنین ارتباطی وجود داشته باشد، مدل اثر تصادفی و اگر این ارتباط وجود نداشته باشد، مدل اثر ثابت کاربرد خواهد داشت. فرضیه Hoنشان دهنده­ی عدم ارتباط متغیرهای مستقل و خطای تخمین و فرضیه H1 نشان دهنده­ی وجود ارتباط است. بر طبق نتیجه آزمون هاسمن، فرض صفر مبتنی بر استفاده از روش اثرات تصادفی رد شده است. لذا روش اثرات ثابت برای تخمین مدل تایید شده که نتایج مربوط به آزمون F و هاسمن در جدول شماره 2 ارائه شده است.

جدول شماره (2): نتایج آزمون F و هاسمن

prob

آماره   ها

آزمون   ها

0000/0

9/1417

آزمون F

0041/0

4/22

آزمون   هاسمن

منبع: محاسبات تحقیق

 

جدول شماره (3) نتایج نهایی مربوط به تخمین مدل به روش پنل دیتا با اثرات ثابت را نشان می­دهد.

 

جدول شماره (3): نتایج حاصل از بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی
 بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه به روش پنل دیتا

آماره t

انحراف معیار

ضرایب

متغیرها

16/5-

13/3

18/16- *

C

44/8

05/0

49/0 *

LIPC

71/1

008/0

014/0 ***

LRINR

95/3

010/0

043/0 *

LFD

27/9

001/0

016/0 *

INF

67/6

242/0

62/1 *

LDRO

18/13-

189/0

5/2- *

LDRY

75/4

147/0

701/0 *

LEDU

98/5

846/0

06/5 *

LLIFEX

 

99/0

R2

46/1

D. W

منبع: محاسبات تحقیق

* معناداری در سطح 99 درصد و *** معناداری در سطح 95 درصد را نشان می­دهد.

       همان­گونه که نتایج تخمین نشان می­دهد، سطح درآمد سرانه به طور قوی بر تقاضای بیمه عمر اثر می­گذارد. به این معنا که برای مردم، بیمه عمر با افزایش درآمد امکان­پذیر می­شود. یافته­های اکثر مطالعات انجام شده در این زمینه همگی بر تاثیر مثبت درآمد بر تقاضای بیمه عمر تاکید دارند. بنابراین بین سطح درآمد و تقاضای بیمه عمر رابطه مستقیمی وجود دارد. از دیگر متغیرهای اقتصادی تاثیرگذار بر تقاضای بیمه عمر، نرخ بهره واقعی است. یافته­های به دست آمده از رابطه میان نرخ بهره و تقاضای بیمه عمر بسیار متفاوت است و برخی اختلاف نظر بر سر اثرات آن بر خرید بیمه عمر وجود دارد. طبق نتایج تخمین، تاثیر نرخ بهره واقعی بر تقاضای بیمه عمر مثبت بوده و از لحاظ آماری در سطح 90 درصد معنادار است. ضریب این متغیر نسبت به بقیه متغیرها اندک بوده است.

    سطح توسعه مالی به عنوان یک عامل تعیین کننده تقاضا­ی بیمه عمر است و اکثر تحقیقات انجام شده در این زمینه، به یک رابطه مثبت بین توسعه مالی و تقاضای بیمه عمر رسیده­اند. طبق نتایج تخمین، سطح توسعه مالی در کشورهای مورد مطالعه نیز تاثیر مثبت و معناداری بر تقاضای بیمه عمر در طی دوره مورد بررسی داشته است. از دیگر متغیرهای اقتصادی تاثیرگذار بر تقاضای بیمه عمر، نرخ تورم است. در مطالعات گذشته، تاثیر منفی تورم بر تقاضای بیمه عمر به چشم می­خورد. در این مطالعه، بر خلاف انتظار، تورم تاثیر مثبتی بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه داشته است. شاید علت این امر، ارزش بالای بیمه عمر و آینده نگری و بی­توجهی مردم به پدیده تورم در کشورهای مورد مطالعه باشد.

    از متغیرهای اجتماعی در نظر گرفته شده، نسبت وابستگی افراد می­باشد. در مطالعات مقطعی بین کشورها، تاثیرهای مختلفی از نسبت وابستگی افراد بر تقاضای بیمه عمر به چشم می­خورد و این اثر مبهم است. طبق نتایج تخمین نسبت وابستگی پیر، مثبت و معنادار و نسبت وابستگی جوان تاثیر منفی و معنادار بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه داشته است که دقیقاً این نتیجه با نتایج مطالعه کجوسوسکی (2012) سازگار است. می­توان اظهار کرد که در نتیجه­ی افزایش تعداد افراد تحت تکفل تأمین نیازهای تمام افراد خانواده دشوارتر شده، ضرورت زیادی برای خرید بیمه عمر احساس نمی­شود. با افزایش تعداد فرزندان، سرپرست خانواده بیشتر به فکرتأمین نیازهای مصرفی وضروری روزمره آن­ها بوده و بیمه­ی عمر برای آن­ها به عنوان یک کالای لوکس تلقی می­گردد.

   به نظر می­رسد سطح تحصیلات اثر مثبتی بر تقاضای بیمه عمر داشته باشد. علاوه بر این تحصیلات بالای افراد، آن­ها را با انواعی از ریسک آشنا کرده و تقاضای خود را برای بیمه عمر افزایش می­دهند. در اکثر مطالعات انجام شده، تاثیر مثبت تحصیلات بر تقاضای بیمه عمر تایید شده است. طبق نتایج تخمین، تحصیلات تاثیر مثبت و معناداری بر تقاضای بیمه عمر دارد. دیگر متغیر اجتماعی در نظر گرفته شده، امید به زندگی است. رابطه امید به زندگی و تقاضای بیمه عمر در مطالعات قبلی؛ مبهم است. طبق نتایج تخمین، رابطه مثبت و معناداری بین امید به زندگی و تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه وجود دارد که این نتیجه با نتایج مطالعات اخیر از جمله وارد و زوربروگ (2000)، لیم و هابرمن (2003)، لی و همکاران (2007)، سن (2008)، فی ین و همکاران (2011) سازگار است.

 

نتیجه­گیری

      بیمه عمر از شاخه­های مهم و مطرح در صنعت بیمه است. رشد و توسعه در این زمینه می­تواند سهم بسزایی در عملکرد و سازماندهی شرکت­های بیمه و هم­چنین بهبود و رشد وضعیت اقتصادی کشور داشته باشد. بیمه­های عمر همانند سایر بیمه­ها، پاسخگوی تشویش و نگرانی خاطر افراد یک جامعه است که دارای دو ویژگی عمده می­باشد. نخست آن­که فقط به پیشامدهای مستقیم مربوط به سرنوشت انسان ارتباط می­یابد و دوم آن­که پیشامدهای موردنظر تنها جنبه خسارتی ندارند زیرا با زنده ماندن بیمه شده در پایان مدت معین نیز تعهد بیمه­گر جاری است. بنابراین بیمه­های عمر بر خلاف بیمه­های اموال و مسئولیت، پیرو اصل غرامت نمی­باشند و موضوع این بیمه­ها ارائه تامین به اشخاص علاقه­مند در برابر هزینه­های احتمالی یا بار مالی ناشی از وقوع یک ریسک فردی مشخص است. این بار مالی به صورت مقطوع، دارای عدم قابلیت ترمیم و جبران و عدم بازیافت از مسئول حادثه است. به عبارت دیگر، بیمه عمر قراردادی است که به موجب آن بیمه­گر در مقابل دریافت حق بیمه، متعهد می­شود که در صورت فوت بیمه شده یا در صورت زنده ماندن وی در موعد مقرر در قرارداد، سرمایه تعهد شده در بیمه­نامه را به بیمه­گذار، بیمه شده و یا استفاده کننده معین از سوی او بپردازد.

    تقاضا برای بیمه عمر تحت تاثیر عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی قرار می­گیرد. با توجه به ادبیات موضوع و تحقیقات گذشته یک سری متغیرهای اقتصادی و اجتماعی گزینش شدند. از جمله عوامل اقتصادی که بر تقاضای بیمه عمر تاثیر می­گذارند عبارتند از: سطح درآمد سرانه، نرخ تورم، نرخ بهره واقعی و سطح توسعه مالی.

   هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی مذکور بر تقاضای بیمه عمر در ایران و کشورهای مستقل مشترک­المنافع در طی دوره 2009-2001 بوده است. بدین منظور، ابتدا به بررسی پایایی متغیرها با استفاده از آزمون ریشه واحد جمعی لوین و لین پرداخته شد. سپس با استفاده از روش پنل دیتا، مدل مورد نظر تخمین زده شد.

           نتایج تخمین به روش پنل دیتا نشان می­دهد که سطح درآمد سرانه به طور قوی بر تقاضای بیمه عمر اثر می­گذارد. به این معنا که برای مردم، بیمه عمر با افزایش درآمد امکان پذیر می­شود. از دیگر متغیرهای اقتصادی تاثیرگذار بر تقاضای بیمه عمر، نرخ بهره واقعی است. یافته­های به دست آمده از رابطه میان نرخ بهره و تقاضای بیمه عمر بسیار متفاوت است و برخی اختلاف نظر بر سر اثرات آن بر خرید بیمه عمر وجود دارد. طبق نتایج تخمین، تاثیر نرخ بهره واقعی بر تقاضای بیمه عمر مثبت بوده و از لحاظ آماری در سطح 90 درصد معنادار است. ضریب این متغیر نسبت به بقیه متغیرها اندک بوده است.

بر اساس نتایج تخمین، سطح توسعه مالی در کشورهای مورد مطالعه نیز تاثیر مثبت و معناداری بر تقاضای بیمه عمر در طی دوره مورد بررسی داشته است. از دیگر متغیرهای اقتصادی تاثیرگذار بر تقاضای بیمه عمر، نرخ تورم است. در مطالعات گذشته، تاثیر منفی تورم بر تقاضای بیمه عمر به چشم می­خورد. از متغیرهای اجتماعی در نظر گرفته شده، نسبت وابستگی افراد می­باشد. در مطالعات مقطعی بین کشورها، تاثیرهای مختلفی از نسبت وابستگی افراد بر تقاضای بیمه عمر به چشم می­خورد و این اثر مبهم است. طبق نتایج تخمین نسبت وابستگی پیر، مثبت و معنادار و نسبت وابستگی جوان تاثیر منفی و معنادار بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه داشته است که دقیقا این نتیجه با نتایج مطالعه قبلی سازگار است.

همچنین نتایج تخمین مدل نشان می­دهد که تحصیلات تاثیر مثبت و معناداری بر تقاضای بیمه عمر دارد. دیگر متغیر اجتماعی در نظر گرفته شده، امید به زندگی است. رابطه امید به زندگی و تقاضای بیمه عمر در مطالعات قبلی؛ مبهم است. طبق نتایج تخمین، رابطه مثبت و معناداری بین امید به زندگی و تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد مطالعه وجود دارد.

 

راهکارهای توسعه بیمه­های عمر

با توجه به نتایج تخمین، راهکارهای سیاست­گذاری زیر توصیه می­شود:

1) از آن­جایی که سطح درآمد سرانه به طور قوی برتقاضای بیمه عمر اثر می­گذارد، بنابراین تغییر فرهنگ به نفع اختصاص بخشی از درآمد خانوارها به خرید بیمه عمر ضروری به نظر می­رسد. این امر باید به صورت اصولی و برای بلند مدت و به طور مستمر صورت گیرد تا آحاد ملت، افرادی محتاط، ریسک­گریز و آینده­نگر باشند. ضمناً آموزش خانواده باید به نحوی باشد که والدین برای پس از مرگ خود هم در جهت تأمین رفاه فرزندان خویش برنامه­ریزی نمایند.

2) از آن­جایی که تحصیلات بالای افراد، آن­ها را با انواعی از ریسک آشنا کرده و تقاضای خود را برای بیمه عمر افزایش می­دهند و نیز رابطه مثبت میان تحصیلات و تقاضای بیمه عمر، بیانگر آن است که توجه به آموزش و تحصیلات می­تواند کاربرد مهمی در سیاست­گذاری­ها و تدوین استراتژی صنعت بیمه داشته باشد. بنابراین، اطلاع رسانی در مورد بیمه­های عمر و آشنایی با شیوه­های پس­انداز از طریق این بیمه­ها و آگاهی دادن به مردم در مورد خطر فوت سرپرست خانواده و عدم تأمین خانواده و یا ایام کهولت و پیری و ناتوانی از طریق رسانه­های گروهی، مجلات، نشریات و یا آموزش­های درون سازمان­ها و موسسه­ها به کارمندان و کارگران ضروری به نظر می­رسد.

3) از آن­جایی که سطح توسعه مالی به عنوان یک عامل تعیین­کننده تقاضا­ی بیمه عمر است و با توجه به عدم محدودیت بانک­ها و موسسات مالی و اعتباری در سرمایه­گذاری و تبلیغات و هم­چنین اعتماد بالاتر افراد به نظام بانکی در خرید بیمه­نامه و گسترش فیزیکی و دسترسی بالای بیمه­شدگان به سیستم مذکور می­توان با کاهش هزینه کارمزد و تبلیغات و توسعه بیمه­نامه­های عمر طراحی شده برای فروش در نظام بانکی، بیمه­نامه­های ارزان­تری را به مردم عرضه نمود. ضمناً بیمه­گران بازرگانی می­توانند به عنوان بیمه­گران اتکایی در این زمینه نیز فعالیت نمایند.

4) رفع محدویت سنی برای بهره­مندی از مزایای پوشش بیمه­های عمر: در حال حاضر افراد بین 15 تا 65 ساله می­توانند از این پوشش­ها بهره­گیرند که پیشنهاد می­شود این محدوده سنی بین 1 تا 85 سالگی گسترش یابد.

5) از آن­جایی که بیمه­های غیر عمر بیشتر در کاهش عدم اطمینان از آینده و ریسک­پذیری افراد موثر است و بیمه­های عمر نقش پس­اندازی برجسته­تری دارند، بنابراین شرکت­های بیمه با فروش بیمه­های عمر و پس­انداز به منابع مالی فراوانی دست می­یابند که با سرمایه­گذاری در پروژه­های پربازده می­توانند سود فراوانی کسب کنند. مشارکت دادن بیمه­گذاران در منافع حاصل از سرمایه­گذاری، انگیزه موثری در جهت جلب رضایت مردم است به ویژه آن که بسیاری از افراد نمی­دانند نقدینگی خود را در چه مواردی سرمایه­گذاری کنند.

 

   منابع

باصری، ب.؛ و همکاران. (1390). عوامل موثر بر خرید بیمه عمر (مطالعه موردی شهر تهران). پژوهشنامه بیمه. سال بیست و ششم، شماره 1، صفحات 29-1.

پژویان، ج.؛ و دیگری. (1382). تخمین تابع تقاضای بیمه عمر و پیش­بینی آن. فصلنامه صنعت بیمه. سال هیجدهم، شماره 1، صفحات 28-5.

سجادی، س. ج.؛ و دیگری. (1386). بررسی تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر تقاضای بیمه عمر. فصلنامه صنعت بیمه. سال بیست و دوم، شماره 2، صفحات 28-3.

صحت، س. (1386). تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بازار بیمه عمر. همایش ملی بیمه.

طالب­نیا، ق. و دیگری. (1386). بررسی تاثیرات تغییر نرخ سود بانکی بر بازدهی بیمه های عمر در صنعت بیمه ایران. فصلنامه صنعت بیمه. سال بیست و دوم، شماره 2، صفحات 121-105.

عزیزی، ف. (1385). رابطه میان متغیرهای کلان اقتصادی و تقاضا برای بیمه عمر در ایران (1383-1369). فصلنامه مدرس علوم انسانی. دوره 10، شماره 4، صفحات 149-135.

مهرآرا، م.؛ و دیگری. 1384. تقاضا برای بیمه عمر در ایران و کشورهای صادر کننده نفت. مجله تحقیقات اقتصادی. شماره 74، صفحات 81-57.

Beck, T., and other. (2003). Economic, demographic, and institutional determinants of life insurance consumption across countries. World Bank Economic Review, 17(1): 51- 88.

Feyen, E., and others. (2011). What Drives the Development of the Insurance Sector. Policy Research Working Paper no 5572, World Bank, Washington.

Hwang, T. and others. (2005). A Cross-Section Analysis of The Determinants of Life Insurance Consumption in Mainland China, Hongkong and Taiwan. Journal of Risk Management and Insurance Review, 8 (1): 103-125.

Kjosevski, J. (2012). The Determinants of Life Insurance Demand In Central and Southeastern Europe. International journal of Economics and Finance,  4 (3): 237-247.

Lee, C. C.  and others. (2011).  How Does the Development of the Life Insurance Market Affect Economic Growth?. Some International Evidence. Journal of International Development, Forthcoming.

Lee, S.J., and other. (2010). Determinants of Household Demand for Insurance: The Case of Korea. Geneva Papers on Risk and Insurance, 35: S82-S91.

Sigma. (2012). World Insurance in 2012. Swiss Reinsurance Company Economic Research & Consulting, Zurich.

Yaari, M. (1964). On the Consumer's Lifetime Allocation Process. International Economic Review, 5 (3): 304-317.

Yaari, M. (1965). Uncertain Lifetime, Life Insurance and the Theory of the Consumer. Review of Economic Studies, 32 (2): 137-150.

 



.[1] استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697-19295 تهران- ایران.

[2]. Sigma, Swiss Reinsurance Company

[3]. Yaari

[4]. Lewis

باصری، ب.؛ و همکاران. (1390). عوامل موثر بر خرید بیمه عمر (مطالعه موردی شهر تهران). پژوهشنامه بیمه. سال بیست و ششم، شماره 1، صفحات 29-1.

پژویان، ج.؛ و دیگری. (1382). تخمین تابع تقاضای بیمه عمر و پیش­بینی آن. فصلنامه صنعت بیمه. سال هیجدهم، شماره 1، صفحات 28-5.

سجادی، س. ج.؛ و دیگری. (1386). بررسی تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر تقاضای بیمه عمر. فصلنامه صنعت بیمه. سال بیست و دوم، شماره 2، صفحات 28-3.

صحت، س. (1386). تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بازار بیمه عمر. همایش ملی بیمه.

طالب­نیا، ق. و دیگری. (1386). بررسی تاثیرات تغییر نرخ سود بانکی بر بازدهی بیمه های عمر در صنعت بیمه ایران. فصلنامه صنعت بیمه. سال بیست و دوم، شماره 2، صفحات 121-105.

عزیزی، ف. (1385). رابطه میان متغیرهای کلان اقتصادی و تقاضا برای بیمه عمر در ایران (1383-1369). فصلنامه مدرس علوم انسانی. دوره 10، شماره 4، صفحات 149-135.

مهرآرا، م.؛ و دیگری. 1384. تقاضا برای بیمه عمر در ایران و کشورهای صادر کننده نفت. مجله تحقیقات اقتصادی. شماره 74، صفحات 81-57.

Beck, T., and other. (2003). Economic, demographic, and institutional determinants of life insurance consumption across countries. World Bank Economic Review, 17(1): 51- 88.

Feyen, E., and others. (2011). What Drives the Development of the Insurance Sector. Policy Research Working Paper no 5572, World Bank, Washington.

Hwang, T. and others. (2005). A Cross-Section Analysis of The Determinants of Life Insurance Consumption in Mainland China, Hongkong and Taiwan. Journal of Risk Management and Insurance Review, 8 (1): 103-125.

Kjosevski, J. (2012). The Determinants of Life Insurance Demand In Central and Southeastern Europe. International journal of Economics and Finance,  4 (3): 237-247.

Lee, C. C.  and others. (2011).  How Does the Development of the Life Insurance Market Affect Economic Growth?. Some International Evidence. Journal of International Development, Forthcoming.

Lee, S.J., and other. (2010). Determinants of Household Demand for Insurance: The Case of Korea. Geneva Papers on Risk and Insurance, 35: S82-S91.

Sigma. (2012). World Insurance in 2012. Swiss Reinsurance Company Economic Research & Consulting, Zurich.

Yaari, M. (1964). On the Consumer's Lifetime Allocation Process. International Economic Review, 5 (3): 304-317.

Yaari, M. (1965). Uncertain Lifetime, Life Insurance and the Theory of the Consumer. Review of Economic Studies, 32 (2): 137-150.