بررسی رابطه تدین با سلامت (جسمانی، روانی، اجتماعی، معنوی) از طریق متغیرهای تعدیل‌گر حمایت اجتماعی و عزت نفس - مطالعه در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز (نویسنده مسئول).

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. استادیار گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

چکیده

مطالعه حاضر باهدف تعیین اثرمستقیم و غیرمستقیم تدین بر سلامت انجام شده است، متغیر سلامت درچهار بعد جسمانی، روانی، اجتماعی ومعنوی درنظر گرفته شده، اثر غیرمستقیم تدین برسلامت از طریق متغیرهای حمایت اجتماعی و عزت نفس مورد بررسی قرار گرفته است. برای تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه ازنظریه­های دورکیم، آلپورت، ویلکینسن، پارگامنت و کوپر اسمیت استفاده شده است. مطالعه حاضر درچارچوب روش پیمایش انجام گردیده و اطلاعات لازم ازطریق پرسشنامه گردآوری شده است. با استفاده از روش نمونه­گیری کوکران 400 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز به عنوان نمونه­ی تحقیق انتخاب شدند. جهت بررسی فرضیه­های تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان می­دهد که بین متغیرهای تدین، حمایت اجتماعی و عزت نفس با سلامت کل درسطح اطمینان 99 درصد همبستگی معنی­داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می­دهد که متغیرهای مستقل 1/15 درصد تغییرات سلامت کل، 4/9 درصد تغییرات سلامت جسمانی، 2/23 درصد تغییرات سلامت روانی، 7/12 درصد تغییرات سلامت  اجتماعی و 2/40 درصد از تعییرات سلامت معنوی را تبیین می­کنند. هم­چنین نتایج تکنیک تحلیل مسیر بیانگر این مطلب است­که تدین بطور مستقیم ازنظر آماری تاثیر معنی­داری بر روی سلامت کل وسلامت اجتماعی ندارد و تاثیر تدین براین ابعاد صرفاً بصورت غیرمستقیم می­باشد، این یافته­ها دلالت­های نظریه­های کارکردگرا درخصوص اثر مثبت تدین بر حمایت اجتماعی، عزت نفس و سلامت را تایید می­کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examination of the relationship between religiosity and health (physical, mental, social and spiritual) through moderating variables of social support and self-esteem (among the Islamic Azad university of Tabriz students)

نویسندگان [English]

  • Majid Pour Majed 1
  • Samad Sabagh 2
  • Mahmood Elmi 2
چکیده [English]

The present study examines direct and indirect effects of religiosity on health. The health variable is considered in four dimensions of physical, mental, social and spiritual and the indirect effect of religiosity on health is examined through social support and self-esteem. To explain the relationship between variables the theories of Durkheim, Allport, Wilkinson, Pargamnt, and cooper smith have been used. The research method is survey and the data collected through a questionnaire.400 students were selected as the sample of the study using Cochran formula. In order to test the hypotheses Pearson correlation, regression analysis and path analysis were used.
The results of Pearson correlation show that there is 99 percent significant correlation between religiosity, social support and self-esteem and overall health. In addition the results of multivariate regression analysis reveal that these independent variables explain 15.1% of variance of general health, 9.4% of variance of physical health, 23.2% of variance of mental health, 12.7% of variance of social health and 40.2% of variance of spiritual health.   Furthermore the results of path analysis indicate that religiosity doesn't have significant effect on general and social health. Religiosity has also indirect significant effect on these dimensions. These findings confirm the implications

کلیدواژه‌ها [English]

  • religiosity
  • social support
  • self-esteem
  • Health

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     چهارم، شماره سیزدهم، زمستان 1390

   

ص     ص 18-7

   
   

 

 

 

 

 

 

 

بررسی رابطه تدین با سلامت (جسمانی، روانی، اجتماعی، معنوی)
از طریق متغیرهای تعدیل­گر حمایت اجتماعی و عزت نفس -
مطالعه در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

مجید پورماجد[1]

دکتر صمد صباغ[2]

  دکتر محمود علمی[3]

تاریخ دریافت مقاله:24/1/1393        

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:31/3/1393

چکیده

مطالعه حاضر باهدف تعیین اثرمستقیم و غیرمستقیم تدین بر سلامت انجام شده است، متغیر سلامت درچهار بعد جسمانی، روانی، اجتماعی ومعنوی درنظر گرفته شده، اثر غیرمستقیم تدین برسلامت از طریق متغیرهای حمایت اجتماعی و عزت نفس مورد بررسی قرار گرفته است. برای تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه ازنظریه­های دورکیم، آلپورت، ویلکینسن، پارگامنت و کوپر اسمیت استفاده شده است. مطالعه حاضر درچارچوب روش پیمایش انجام گردیده و اطلاعات لازم ازطریق پرسشنامه گردآوری شده است. با استفاده از روش نمونه­گیری کوکران 400 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز به عنوان نمونه­ی تحقیق انتخاب شدند. جهت بررسی فرضیه­های تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان می­دهد که بین متغیرهای تدین، حمایت اجتماعی و عزت نفس با سلامت کل درسطح اطمینان 99 درصد همبستگی معنی­داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می­دهد که متغیرهای مستقل 1/15 درصد تغییرات سلامت کل، 4/9 درصد تغییرات سلامت جسمانی، 2/23 درصد تغییرات سلامت روانی، 7/12 درصد تغییرات سلامت  اجتماعی و 2/40 درصد از تعییرات سلامت معنوی را تبیین می­کنند. هم­چنین نتایج تکنیک تحلیل مسیر بیانگر این مطلب است­که تدین بطور مستقیم ازنظر آماری تاثیر معنی­داری بر روی سلامت کل وسلامت اجتماعی ندارد و تاثیر تدین براین ابعاد صرفاً بصورت غیرمستقیم می­باشد، این یافته­ها دلالت­های نظریه­های کارکردگرا درخصوص اثر مثبت تدین بر حمایت اجتماعی، عزت نفس و سلامت را تایید می­کند.

      واژگان کلیدی: تدین، حمایت اجتماعی، عزت نفس، سلامت.

 

مقدمه

یکی از عمده مسائلی که ذهن آدمی را از ابتدای تاریخ تاکنون به خود مشغول کرده و کنجکاوی وی را برانگیخته، شناخت عوامل موثر در ایجاد بیماری و راه­های حصول سلامت بوده است. که در این راستا با توجه به رشد فکری بشر در دوره­های مختلف نظریات متعددی مطرح شده است که از این میان نقش اعتقادات ماورایی و متافیزیکی که بیماری را به خشم خداوند و حلول روح شیطان نسبت می­دهد از دیگر عوامل پر رنگ­تر می­نماید، به طوری که اپیدمی­ها تا هزاران سال مکافات تبهکاری بشر قلمداد می­شدند و افراد این بیماری­های همه­گیر را بلیه آسمانی می‌پنداشتندکه خداوند جهت ریشه­کن کردن حکام مستبد و گروه مفسدین بر مردم نازل می­کرد، که دراین میان به عنوان نمونه می­توان از وبا یاد کرد که از شایع­ترین این اپیدمی­ها در جغرافیای تاریخی ما بود، به طوری که برای مدت­های طولانی گروهی از مردم مشرق زمین بازگشت به معنویت و خوردن سودهُ یاقوت (به عنوان نمادی ازمعنویت) را تنها راه درمان آن می دانستند(صائبی، 1368: 52).

در واقع می­توان گفت که پزشکی نخستین علت و چگونگی ایجاد بیماری و درمان آن را به تبعیت از شامانیزم اولیه در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و متافیزیکی قبیله­ای جستجو می­کرد و "افراد هنگامی خود را بیمار می­پنداشتند که خواسته یا ناخواسته به قواعد اجتماعی قبیله بی­احترامی کرده باشند"(متین، 1389: 27). در واقع این نگاه کل­گرا همه­ی عوامل اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و محیطی دخیل در ایجاد بیماری و حصول سلامت را در نظر می­گرفت؛ اما از زمانی که ذهن منفک­گرای غربی میان عینیت مادی و ذهنیت ذاتی انسان حجابی قائل شد و تن فردی انسان را از تن اجتماعی­اش جدا ساخت و ماهیت وجودی بشر، دردها، رنج­ها و نیازهایش را دردایرۀ تنگ نظری عاملیت فردی محدود کرد، دوران استیلای پاردایم طب­زدگی و علم­زدگی در حوزه درمان و سلامت انسان آغاز گردید، به طوری که در یک دوره تاریخی، هرنوع عامل اجتماعی، فرهنگی، رفتاری و متافیزیکی دخیل در درمان بیماری، یکسره در فلسفه تنگ­نظری طب­زدگی مستحیل شد. هرچند در سایه حرکت این جاگرنائوت جدید انسان متمدن توانست به پیشرفت­های چشمگیری درحوزه درمان وسلامت دست یازد، اما نگاه یک­جانبه آن ازمنظر فیزیولوژیک و پاتافیزیولوژیک به بیماری باعث گردید که توجه اصلی این رویکرد بر سلامتی موجودی به نام انسان متمرکز نباشد، دیگرسلامتی فرد بیمار به خودی خود مهم نبود، بلکه آن­چه از اهم موضوعات بود تن­های بیمار شده بود، "در اساس پزشکی نوین دچار تخفیف­گرایی شدیدی شده بود که بدن را از غیر بدن مجزا می­کرد و انسان درعصر صنعت به نمایی از ماشین تعبیر شد که بدون تاثیرپذیری­ از ساختارهای اجتماعی و عوامل محیطی گاه نیاز به تعمیر و معاینه دارد و این دیدگاه تا جایی رشد کرد که عنوان پزشکی تکنوکراتیک را به خود اختصاص داد"(همان: 28).

بروز مسائلی از این دست و عدم توفیق در تبیین بیماری­های مزمن، پزشکی نوین را بر آن داشت تا با اعتراف به نگاه تنگ­نظرانه خود مبنی برنادیده گرفتن تعیین کننده­های غیر بیولوژیک سلامت، شاخه­ی جدیدی از پزشکی را تحت عنوان اپیدمیولوژی بیماری­های مزمن1بنیان نهد(رضائیان، 1389: 27). بر خلاف روزگاران گذشته­ که اپیدمی­ها و پاندمی­های وحشتناک بیماری­های عفونی هم­چون وبا، طاعون، سل و بیماری­های روده­ای که با کشتار فراوان ترکیب جمعیتی جامعه را دست­خوش دگرگونی می­­کردند، امروزه بیشترین علل مرگ و میر در جوامع توسعه ­یافته ­و ­­‌‌در حال توسعه بیماری­های غیر واگیری مانند ناراحتی­های قلبی- عروفی، سرطان، دیابت و اختلالات روانی می­باشند که به طور سرسام­آوری قربانی می­گیرند، تغییر فاز این چنین بیماری­های بشری از امراض عفونی به بیماری­های مزمن را تحول اپیدمیولوژیک2 نامیده­اند. به طوری که امروزه به دنبال تغییر ماهیت بیماری و شتاخت تاثیرات ساختار اجتماعی بر بیماری­های بشری، نقش تعیین کننده­های اجتماعی سلامت بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. عواملی­که همه­ی آن­ها بیانگر این حقیقت­اند­که سلامت ما تنها نتیجه­ چگونه زندگی کردن ما نیست بلکه از جهان اجتماعی که در آن زندگی می­کنیم نیز متاثر است، در واقع بیماری صرفاً محصول یک اختلال فیزیولوژیک نیست بلکه انواع مشکلات اجتماعی، ناامنی اقتصادی، درماندگی سیاسی و احساس رضایت از زندگی در ایجاد آن نقش دارند. از سویی بنا به استدلال ویلکینسن عوامل اجتماعی از قبیل حمایت اجتماعی ازاصلی­ترین تعیین­کننده­های سلامتی نسبی یک­جامعه هستند(گیدنز، 220:1386).

در کنار فاکتورهای اجتماعی ذکر شده، یکی از عمده عوامل تاثیرگذار بر سلامت اعضای یک جامعه، میزان پذیرش و ارزیابی مثبت افراد از خود می­باشد، به طوری که قضاوت مثبت فرد در مورد خویشتن­اش را می­توان به عنوان عاملی حیاتی در ارتقاء سلامت قلمداد کرد، چگونگی حصول عزت نفس حاصله از این قضاوت رابطه تنگاتنگی با عوامل پیرامونی فرد دارد، شبکه­های اجتماعی که شخص در آنها به ایفای نقش می­پردازد و نحوه گذران زندگی از سوی وی می­تواند بر تعریف فرد از خویشتن­اش اثربخش باشد و به عنوان عاملی حیاتی در ارتقاء سلامت افراد نقش بازی کند.

اعتقادات ماورایی انسان که امروزه تحت عنوان دین از آن یاد می­شود، از دیگر عواملی است که تاثیر به سزایی در سلامت افراد دارد. از سال­های پایانی قرن نوزدهم دین به عنوان یک موضوع مهم و اساسی مورد توجه جامعه­شناسان و روان­شناسان قرار گرفته است، درطی یک قرن اخیر تاثیر مذهب بر سلامت از سوی نظریه­پردازانی چون آلپورت، مازلو، جیمز، یونگ، کاتریک و کوینگ مورد مطالعه قرار گرفته و بر اثر مثبت تدین برسلامت تاکید شده است. باتوجه به مطالب ارائه شده رسالت اساسی ­مطالعه حاضربه بررسی اهمیت نقش تدین در میزان سلامت دانشجویان اختصاص یافته است، هرچند تحقیقات بسیاری از وجود رابطه­ای مستحکم و مثبت میان این دو پرده برداشته­اند، ولی فقدان کنترل و عدم وجود طرحی مناسب در بسیاری از مطالعات انجام شده در این حوزه، درک این رابطه را به شدت محدود کرده است. که در مقاله حاضر به بررسی چگونگی این رابطه پرداخته شده است، به طوری که سعی در یافتن پاسخی به این اندیشه خواهیم بود که آیا تدین فرد می­تواند به عنوان عاملی تاثیرگذار بر شبکه­های اجتماعی پیرامونی وی مطرح شود و فرد با جذب حمایت­های اجتماعی بر چگونگی تعریف خود از خویشتن­اش اثرگذار باشد و آیا این­که این پروسه در نهایت می­تواند به ارتقا سلامت شخص منجر گردد؟

 

اهداف تحقیق

-          تعیین اثر مستقیم وغیرمستقیم تدین برسلامت دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحد تبریز

-          تعیین اثر تدین بر حمایت اجتماعی دریافتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز 

-           تعیین اثرتدین بر عزت نفس دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز 

-           تعیین اثر حمایت­های اجتماعی بر سلامت دانشجویان  دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز 

-          تعیین اثر عزت نفس بر سلامت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز 

-          تعیین اثر حمایت اجتماعی بر عزت نفس دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

 

     پیشینهتحقیق

برخی از محققان درمطالعات خود رابطه­ مثبتی بین تدین و بهزیستی مشاهده کرده­اند، به این ترتیب که تدین افراد با ایجاد برخی از نگرش­ها و رفتارهای خاص در پیروان خود ممکن است باعث شادکامی، رضایت از زندگی و بهزیستی کلی آنان گردد، یکی از تحقیقات تجربی موجود در این زمینه کار فرانسیس و کالدور3 (2003) است که رابطه­ بین تدین و سلامت معنوی را در بین 989 مسیحی سنجیده­اند؛ در این تحقیق متغیرتدین ازطریق شاخص­های ایمان به خدا، نماز خواندن وحضور درکلیسا سنجیده شد، محققان پس از تجزیه و تحلیل داده­ها ضمن کنترل اثرمتغیر جنسیت و پایگاه اقتصادی- اجتماعی به این نتیجه رسیدند که هرسه شاخص تدین تبیین­گر بهزیستی عمومی پاسخگویان می­باشند.

برخی از محققان به صورت نظری و تجربی اثر تدین برسلامت جسمانی را مورد توجه قرار داده­اند، طبق نظریه ی رابین، تدین افراد می­تواند نقش مثبتی در کاهش ابتلا به بیماری­های قلبی- عروقی ایفا کند. وی که رابطه­ بین استرس،هورمون­ها، بیماری­های قلبی و تدین را به طور مفصل مطالعه کرد معتقد است که تدین از طریق کاهش استرس، در مقابل ابتلا به بیماری­های قلبی نقش محافظتی دارد(Rabin, 1999؛ به نقل از: Benjamins & Finlayson, 2007). پژوهش­های متعدد صورت گرفته در چند دهه اخیر نقش وجایگاه ویژه­ای برای مذهب و باورهای دینی و ارتقا سلامت روانی قائل شده­اند بطوری که بررسی نشان می­دهند تدین با سلامت روانی همبستگی مثبت بالایی دارد(برای نمونه: Vest, 2000؛Pargament, 1997؛ Stark, 1994: به نقل از ماهانی، 1385). تحقیقات گسترده­ای (Bercman, 1993؛ Amberson, 1998؛Ren, 1999 ؛ به نقل از Sheldon, 2004)، اثر مثبت حمایت اجتماعی و خانوادگی بر سلامت را نشان داده­اند. طبق نتایج این تحقیقات، کسانی که از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند در مقایسه با کسانی که از حمایت اجتماعی کمتری برخوردارند، از سلامت روانی، جسمانی و اجتماعی بیشتری برخورداند.

 

مبانی نظری

نظریه­های گوناگونی که درباب دین بحث کرده­اند که هرکدام به نحوی در روشن کردن شناخت ما از دین نقش داشته­اند. اما به نظر می­رسد که دین پدیده­ای است که ماهیتی بسیار پیچیده­تر از آن چیزی دارد که بتوان با هریک ازاین رهیافت­ها به شناخت آن دست یافت. بنابراین نظریه­ای فراگیر و چند بعدی لازم است تا بتواند بینش­های این رهیافت­ها را تلفیق کرده وتاثیر متقابل و پیچیده عوامل مختلف ازجمله عوامل جامعه­شناختی و روان­شناختی را بازگو کند. همان طور که همیلتون(200:1387) بیان می­کند "نظریه­های کارکردگرایانه­ی جدیدتر تا اندازه­ای دراین جهت حرکت کرده­اند به عبارت دیگر این نظریات با آن که بر کارکردهای اجتماعی دین تاکید دارند ولی همزمان کارکردهای روان­شناختی آن را هم مورد توجه قرار می­دهند". در مجموع برطبق رویکرد این نظریه­پردازان، دین جامعه را متحد، همبستگی اجتماعی را تقویت و انسجام اجتماعی راحفظ می­کند. دین هم­چنین یگانگی افراد جامعه را با همدیگر تقویت کرده و جدایی آنان را از اعضای دیگر گروه­ها تشدید می­کند، دین می­تواند زمینه­های انسجام گروهی را فراهم آورده و افراد را در قالب هم کیشانی معتقد به جهان­بینی و ایدئولوژی خاصی را در برابر سایر اجتماعات متناظر دسته­بندی نماید. دین با ایجاد یک روح جمعی، شور و شوق مذهبی و گسترش احساسات همگانی از طریق مناسک و مراسم جمعی می­تواند زمینه­های لازم برای پیوند میان اعضا و انسجام اجتماعی افراد را فراهم آورده و افراد را در ذیل یک چتر حمایتی واحد گرد هم آورد.

از این رو با اتکا به استدلال­های موجود درباره کارکرد دین، فرضیه­ زیرکاملاً پذیرفتنی به نظر می­رسد که تدین رابطه مثبتی باسلامت دارد؛ در مورد چگونگی تاثیر تدین برسلامت و تشریح مکانیسم این رابطه برخی از نویسندگان با مطرح کردن حمایت اجتماعی از آن به عنوان یکی از مهم­ترین دلایل ارتباط بین دین و سلامت یاد می­کنند، حمایت اجتماعی یکی از قوی­ترین پیش­بینی کننده­های احساس بهزیستی روان­شناختی است، از این روی منطقی به نظر می­رسد که شرکت در فعالیت­های دینی همراه  با جمعیتی هم عقیده، منبعی از رضایت باشد، همراه بودن با افراد دیگر در یک بافت دینی حمایتگر و یاری­رسان  می­تواند عاملی مهمی در ارتقای سلامت افراد قلمداد شود که با توجه بر تاثیر منفی حمایت اجتماعی بر تنش­های روانی وسیستم ایمنی این مسئله چندان دور ازانتظار به نظر نمی­رسد، احساس حمایت اجتماعی مبتنی بر دین، برخلاف سایر اشکال حمایت اجتماعی می تواند تا آن­جا افزایش یابدکه بسیاری آن را منبع عالی­ترین روابط حمایتی یعنی ارتباط با خدا تلقی کنند، ملوین پولنر درباره اهمیت این ارتباط این چنین استدلال می­نماید که باور به دوست داشته شدن از سوی خداوند و دریافت حمایت معنوی ازاین طریق به افزایش عزت نفس افراد منجر می­شود و باعث ارتقا سلامت آنان می­شود(Helgcston ,2003).

از طرفی ویلکینسن که پیوندهای میان همبستگی اجتماعی و سلامت را مورد بررسی قرار داده، معتقد است افرادی­که همبستگی اجتماعی پایینی باجامعه خود دارند توان مقابله بامخاطره­ها وچالش­ها را ندارند. افزایش انزوای اجتماعی و ناتوانی درتحمل فشارها سلامتی افراد را تحت تاثیر قرارمی­دهد. استدلال هیتر گراهام در این مورد این­گونه است: افرادی­که به شبکه­های اجتماعی دسترسی­کمی دارند زمانی­که با فشار عصبی حاصل از ناملایمات زندگی مواجه می­شوند برای کنار آمدن با اوضاع و شرایط دشوار خود به انجام رفتارهای پرخطری مانند استعمال مواد مخدر ومشروبات الکلی روی می­آورندکه در دراز مدت عزت نفس افراد را به چالش می­کشاند وسلامتی افراد را دچارمخاطره می­کند. درمقابل افرادی­که شبکه­های گسترده­تری درجامعه دارند با برخورداری از اعتماد به نفس گرایش کمتری به انجام رفتارهای پر خطر داشته و در نتیجه سالم­تر هستند(گیدنز، 1386).

از این رو با توجه به استدلال­های جامعه­شناسان که مورد بررسی قرار گرفت می­توان گفت که اولاً تدین با تاثیر مثبت بر حمایت اجتماعی می­تواند موجب ارتقا سلامت گردد، ثانیاً تدین از طریق حمایت اجتماعی تاثیری مثبت بر چگونگی زندگی افراد و به تبع آن بر عزت نفس آنان دارد و از این طریق باعث ارتقا سلامت افراد دین­دار می­گردد.

 

روش­شناسی

روش مورد استفاده در این مطالعه پیمایش بوده و جهت گردآوری داده­ها از پرسشنامه­های کلاک و استارک، نوربک، ویر و کوپر اسمیت استفاده شده­ است. حجم نمونه آماری بااستفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران بدست آمده است، دراین فرمول جامعه آماری 27037 نفر، دقت احتمالی حدود 5 درصد وبا فرض بیشترین پراکندگی صفات مورد مطالعه، حجم نمونه برابر 386 نفر برآورد شده است. با پیش­بینی خطای برآورد و ریزش احتمالی نمونه حدود 6 درصد به اندازه نمونه افزوده شد و نهایتاً 400 نفر به عنوان نمونه اصلی پژوهش تعیین گردید. بنا بر اقتضای جمعیت مورد مطالعه از روش نمونه­گیری طبقه­ای متناسب (منطبق) استفاده شده است.

 

تعریف مفاهیم

تدین4

تدین عبارت است از التزام فرد به دین مورد قبول خویش، این التزام در مجموعه­ای از اعتقادات، احساسات، اعمال فردی و جمعی­ که حول خداوند (امر قدسی) و رابطه ایمانی با او دور می­زند سامان می­پذیرد(طالبان، 1380: 90). در مطالعه حاضر برای عملیاتی و سنجش تدین از پرسشنامۀ مستخرج از مدل کلارک و استارک استفاده شده و با قواعد اسلام منطبق شده است، مدل مذکور دارای ابعاد پنچ­گانه اعتقادی، مناسکی، پیامدی، احساسی و شناختی است که در 16 گویه عنوان شده است. ضریب پایایی محاسبه شده برای مقیاس تدین براساس ضریب آلفای­کرونباخ برابربا 85/0 بوده است­که بیانگر همسازی درونی بسیار مناسب بین گویه های مطرح شده در مقاس مذکور می­باشد.

حمایت اجتماعی5

حمایت اجتماعی را می­توان به عنوان تعاملات یا ارتباطات اجتماعی تعیین کرد که کمک واقعی یا احساس دلبستگی به شخص یا گروهی را فراهم می­کند(Yap & Devilly, 2004). برای سنجش میزان حمایت اجتماعی، تلفیقی از مقیاس چند بعدی حمایت ادراک شده6 زیمنت، مقیاس حمایت اجتماعی نوربک و هم­چنین مقیاس سنجش دوک به­کار رفته است­که شامل سه بعدحمایت عاطفی، حمایت ابزاری، حمایتارزشی می­گردد. ضریب پایایی محاسبه شده برای مقیاس سنجش میزان حمایت اجتماعی برابر با    79/0 می­باشد که بیانگر همسازی درونی مناسب بین گویه­های طرح شده در مقیاس مذکور می­باشد.

عزت نفس7

عزت نفس عبارت است از مقدار ارزشی که فرد به خود نسبت می­دهد یا این­که مقدار ارزشی است که فرد فکر می­کند دیگران برای او قائلند(شاملو، 1368). در واقع عزت نفس بطور کلی به ارزیابی و قضاوت شخص ازخصوصیات خودش اطلاق می­شود(پاول ودیگران، 1368). درمطالعه حاضر برای عملیاتی کردن و سنجش میزان عزت نفس از مقیاس کوپر اسمیت استفاده شده است، ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس درمطالعه حاضر معادل 86/0 بدست آمده است­که بیانگر همسازی درونی بسیار مناسب بین گویه­های مطرح شده می­باشد.

سلامت

سلامت عبارتست ازحالت رفاه کامل جسمانی، روانی واجتماعی و نه فقط عدم­ حضور بیماری(WHO, 1948). که در مطالعه حاضر علاوه بر این ابعاد، سلامت معنوی نیز به این طیف افزوده شده است. برای عملیاتی کردن ابعاد جسمانی و روانی سلامت از پرسشنامه فرم کوتاه 36 سوالی پژوهش سلامت ویر8 استفاده شده است. بعد جسمانی این مقیاس دارای چهار مولفه سلامت عمومی، عملکرد جسمانی، نقشجسمانی و دردبدنی در نظر گرفته شده است، میزان پایایی به دست آمده برای بعد جسمانی سلامت برابر با 69/0 می­باشدکه بیانگر همسازی درونی نسبتاًمناسب گویه­های طرح شده ­است. برای بعدروانی سلامت نیز درپرسشنامه ویر چهار مولفه عاطفی، سر زندگی، نقش هیجانی و عملکرد اجتماعی در نظر گرفته شده است، ضریب آلفای­کرونباخ برای بعدروانی سلامت برابربا 74/0 می­باشدکه نشان دهنده همسازی مناسب بین گویه­های مطرح شده است. بعد اجتماعی سلامت نیز با شاخص­هایی مانند نحوه­ی ارتباط فرد با دیگران، واکنش­هایی که فرد در قبال دیگران دارد و به طور کلی چگونگی ارتباطات و تعاملات اجتماعی عملیاتی شده است، آلفای کرونباخ به دست آمده برای بعد اجتماعی سلامت در این تحقیق برابر با 79/0 می­باشد که بیانگر همسازی بسیار مناسب بین گویه­های مطرح شده است. با در نظر گرفتن تئوری­های مطرح شده(Boivin 1999)، ازسوی اندیشمندان، بعدمعنوی سلامت ازطریق دو چشم­انداز سلامت مذهبی و سلامت وجودی عملیاتی شده است­که بر چگونگی درک افراد از سلامتی­شان به هنگام ارتباط با قدرتی برتر و هم­چنین بر میزان سازگاری افراد با محیط، جامعه و خود فرد تاکید دارد. میزان آلفای محاسبه شده برای این بعد از سلامت برابر 82/0 می­باشد که حاکی از پایایی مناسب گویه­های این بعد می­باشد. در مطالعه حاضر میزان پایایی نهایی مقیاس سلامت درحالت کل برابربا  85/0 که حاکی ازهمبستگی درونی بالای گویه­های طرح  شده است.

 

یافته­ها

- بین میزان تدین افراد و میزان حمایت اجتماعی کسب شده از سوی اطرافیان رابطه وجود دارد.

مطابق اطلاعات جدول همبستگی، ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای تدین وحمایت اجتماعی برابر با 427/0 می­باشد که درسطح اطمینان بالاتر از 99 درصد معنی­دار است، بنابراین فرضیه اول مطالعه حاضر مبنی بروجود رابطه میان تدین و حمایت اجتماعی مورد تائید قرارمی­گیرد و فرض صفر رد می­شود، در واقع با افزایش میزان تدین میزان برخورداری از حمایت­های اجتماعی نیز افزایش می­یابد.

- بین میزان تدین افراد و میزان عزت نفس آن­ها رابطه وجود دارد.

بررسی­های نتایج بدست آمده جدول ضریب همبستگی پیرسون برای دومتغیر فاصله­ای تدین و عزت نفس حاکی از این امر است که همبستگی معنی­داری بین این دو متغیر (تدین کل و عزت نفس) وجود ندارد. بنابراین فرضیه دوم مطالعه حاضر رد شده و فرضیه صفر مورد تایید قرار می­گیرد.

- بین میزان تدین افراد و میزان سلامتی آن­ها رابطه وجود دارد.

نتایج آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه تدین با سلامت کل بیانگر این امر است که بین تدین و سلامت کل همبستگی مثبت معنی­داری وجود دارد، بطوری که ضریب همبستگی پیرسون برای تدین و سلامت کل برابر 205/0 می­باشد که در سطح اطمینان بالاتر از 99 درصد معنی­دار است. بنابراین می­توان گفت فرضیه سوم بررسی حاضر که حاکی از رابطه میان تدین و سلامت می­باشد مورد تایید قرار می­گیرد.

- بین میزان حمایت اجتماعی کسب شده و میزان سلامتی افراد رابطه وجود دارد.

مطابق اطلاعات جدول همبستگی، ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای سلامت کل و حمایت اجتماعی برابر با 378/0 می­باشد که در سطح اطمینان بالاتر از 99 درصد معنی­دار است، بنابراین فرضیه چهارم مطالعه حاضر مبنی بر وجود رابطه میان سلامت و حمایت اجتماعی مورد تائید قرارمی­گیرد و فرض صفر رد می­شود، در واقع با افزایش میزان حمایت اجتماعی جذب شده، میزان سلامت افراد نیز ارتقا می­یابد. هم­چنین حمایت اجتماعی در بین ابعاد سلامت بیشترین همبستگی را با سلامت معنوی دارد.

- بین میزان حمایت اجتماعی کسب شده و میزان عزت نفس افراد رابطه وجود دارد.

نتایج آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه میزان حمایت اجتماعی کسب شده و میزان عزت نفس بیانگر این امر است که بین حمایت اجتماعی و عزت نفس همبستگی مثبت معنی­داری وجود دارد، به طوری که ضریب همبستگی پیرسون برای حمایت اجتماعی و عزت نفس ­کل برابر 103/0 می­باشدکه در سطح اطمینان بالاتر از 95 درصد معنی­دار است. بنابراین می­توان گفت فرضیه پنجم مطالعه حاضر که مبنی بر رابطه میان حمایت اجتماعی و عزت نفس می­باشد مورد تایید قرار می­گیرد. در واقع با افزایش میزان حمایت اجتماعی جذب شده میزان عزت نفس افراد افزایش می­یابد.

- بین میزان عزت نفس افراد و میزان سلامتی آن­ها رابطه وجود دارد.

مطابق اطلاعات جدول همبستگی، ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای عزت نفس و سلامت کل برابر با 149/0 می­باشد که در سطح اطمینان بالاتر از 99 درصد معنی­دار است، بنابراین فرضیه ششم مطالعه حاضر مبنی بر وجود رابطه میان سلامت و عزت نفس مورد تائید قرار می­گیرد و فرض صفر رد می­شود، در واقع با افزایش میزان عزت نفس، میزان سلامت افراد نیز ارتقا می­یابد. هم­چنین عزت نفس در بین ابعاد سلامت بیشترین همبستگی را با سلامت اجتماعی دارا می­باشد.

 

تحلیل مسیر

علی­رغم این که نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان از همبستگی مثبت معنی­دار و مستحکم تدین با سلامت و ابعاد آن دارد اما زمانی که این متغیر (تدین) همراه با متغیرهای مستقل دیگر (حمایت اجتماعی و عزت نفس) در معادله­ی رگرسیون وارد شد نقش آن بسیار ضعیف و از نظر آماری غیر معنی­دار شدکه بیانگر تاثیر غیرمستقیم تدین برسلامت می­باشد. نتایج تکنیک تحلیل مسیر این فرضیه را تائید می­کند که بخش قابل توجهی از اثرات تدین بر روی سلامت به طور غیر مستقیم و از طریق متغیرهای حمایت اجتماعی و عزت نفس ایجاد می­شود. جدول شماره­ی (1) اثرات مستقیم و غیر مستقیم تدین و دیگر متغیرهای مستقل را بر سلامت کل نشان می­دهد.

 

جدول شماره (1):  مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل برسلامت کل

متغیر مستقل

اثر مستقیم

اثرغیرمستقیم

مجموع­اثرات­ مستقیم و غیرمستقیم

تدین (x1)

119/0

2293/0

3483/0

حمایت اجتماعی   (x2)

073/0

2729/0

3459/0

عزت نفس(x3)

261/0

-

261/0

نتیجه­گیری

امروزه با توجه به شناخت تعیین کننده­های اجتماعی سلامت، عوامل اجتماعی دخیل در ایجاد بیماری و یا حصول سلامت بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است که در این راستا در مطالعه حاضر به بررسی اثرمتغیرهای تدین، حمایت اجتماعی و عزت نفس بر روی سلامت پرداخته شده است تا چگونگی این رابطه را آشکار نماید. نتایج به دست آمده پیرامون میزان سلامت افراد نمونه آماری نشان می­دهد که میانگین سلامت دانشجویان برابر با 27/4 (از 6) می­باشدکه در حد نسبتاً مطلوبی قرار دارد که این یافته با نتیجه برخی ازمطالعات قبلی همخوانی دارد(برای نمونه: شریفی وهمکاران، 1383). درمیان ابعاد سلامت، بعد معنوی بیشترین و بعد روانی کمترین میزان میانگین را به خود اختصاص داده است، به طوری که میانگین سلامت روانی برابر با 30/3 می­باشد که بیانگر وضعیت نسبتاً نامناسب سلامت روان در میان دانشجویان است. ازطرفی بررسی میانگین تدین در میان دانشجویان نشان می­دهد که میانگین این متغیر برابربا 72/4 می­باشدکه نشان دهنده وضعیت مطلوب این متغیرمی­باشد، درمیان ابعاد تدین، تدین اعتقادی با میانگین 28/5 بیشترین و تدین پیامدی با میانگین 65/3 کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است که این یافته با نتایج تحقیقات سراج­زاده و پویافر(1386) همخوانی دارد. هم­چنین بررسی­ میانگین دیگر متغیرهای مستقل (حمایت اجتماعی و عزت نفس) حاکی از مطلوب بودن میانگین وضعیت این دو متغیر است بطوری­که این مقادیر به ترتیب برابربا 49/4 و 71/4 می­باشد. مقایسه تطبیقی یافته­های این تحقیق با مطالعات معتبر انجام شده نشان می­دهد که بین نتایج همخوانی­های بسیاری وجود دارد و نتایج تحقیق حاضر تقریباً همسو با مطالعات قبلی می­باشد. اما نکته­ای­که دراین میان قابل ذکر می­نماید عدم همخوانی نتایج این مطالعه پیرامون رابطه تدین و عزت نفس با بررسی­های قبلی انجام شده است، به طوری که در اکثرمطالعات انجام شده(مانند: Pargamert, 2001)، تدین رابطه مثبت و معنی­دار مستحکمی باعزت نفس دارد، اما در مطالعه حاضر چنین رابطه­ای مشاهده نشد. هر چند دلایل متعددی می­تواند باعث رقم خوردن این تفاوت باشد، اما از نظر نگارنده وجود جهت­گیری بیرونی در انجام کنش­های دینی در بین دانشجویان باعث شده است که از دین بعنوان یک وسیله و پل ارتباطی جهت نیل به اهداف شخصی هم­چون کسب منزلت اجتماعی استفاده شود، که این نوع نگرش به هیج عنوان نمی­تواند با لایه­های درونی فرد ارتباط برقرار کند و به افزایش عزت نفس منجر گردد. که این نتایج را می­توان در ذیل نظریه آلپورت (1966) تبیین کرد، به طوری که وی معتقد است تنها دین درونی شده و انجام کنش­های دینی صرفاً برای ارتباط با خداوند (و یا هر قدرت برتر دیگری) می­تواند به ارتقای عزت نفس منجر شود.

دین به عنوان نظامی از بایدها و نبایدها نقش بسیار موثری در تمام جنبه­های زندگی افراد متدین ایفا می­کند بطوری­که می­تواند با ایجاد گروه­های هم عقیده، شخص متدین را درمعرض حمایت­های اجتماعی درون گروهی قرار دهد و به افزایش عزت نفس و ارتقای سلامت وی منجر شود که نتایج تکنیک تحلیل مسیر این فرضیه را به طور کامل تائید می­کند. به عبارت بهتر تدین علی­رغم این­که با سلامت کل رابطه مثبت معنی­داری در سطح اطمینان بالاتر از 99 درصد داشت، اما در تحلیل رگرسیون نقش آن ضعیف و ازنظر آماری غیر معنی­دار گردید. با توجه به این­که کم شدن اثر متغیر تدین برسلامت و ابعاد آن می­تواند در نتیجه تاثیر غیرمستقیم آن برسلامت از طریق متغیرهای حمایت اجتماعی و عزت نفس باشد. با تجزیه و تحلیل نتایج تحلیل مسیر و بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر سلامت و ابعاد آن مشخص گردید که اولاً: تدین بیشترین اثر را بر سلامت معنوی می­گذارد، از طرفی تدین رابطه مستقیمی با سلامت روانی و سلامت جسمانی ندارد، از سویی تاثیر نهایی تدین بر سلامت اجتماعی ناچیز می­باشد ثانیاً: بامقایسه­ اثرات مستقیم وغیرمستقیم تدین در می­یابیم که درمورد سلامت معنوی وسلامت اجتماعی اثر مستقیم تدین بیشتر از اثر غیرمستقیم آن می باشد. اما درمورد سلامت کل اثر مستقیم تدین کمتر از اثر غیرمستقیم آن است و بالاخره این که: از بین متغیرهای مستقل مورد مطالعه در این تحقیق، حمایت اجتماعی بهترین پیش­بینی کننده­ی سلامت کل، سلامت جسمانی و سلامت روانی بوده است، در مورد سلامت اجتماعی بهترین پیش­بین کننده­ متغیر عزت نفس می­باشد و در مورد سلامت معنوی تدین به عنوان بهترین پیش­بینی کننده مطرح می­باشد.

 

زیرنویس­ها

1. Chromic diease epidemiology         2. Epidemiologic transition          3. Francis & Kaldor            4. Religiosity

5. Social support               6. Multidimensional scale of perceived social support              7. Self-esteem

8. Sf-36 health survey ware(sf-36)

 

منابع

آدام، ف. (1385). جامعه­شناسی بیماری و پزشکی. ترجمۀ: ل، کتبی. تهران: نشر نی.

پاول، ه. (1368). رشد شخصیت کودکان. تهران: نشر مرکز.

تورس، ک. (1386). معنویت، دین و بهداشت. مجله­ی نقد و نظر. سال 9، شماره های 1 و 2، صص 215-167.

رضائیان، م. (1389). فقر و سلامت. کرمان: نشر نویسنده.

سراج­زاده، ح. (1378). نگرش­ها و رفتارهای دین نوجوانان تهران و دلالت­های آن برای نظریه سکولار شدن. فصلنامه­ی نمایه­ی پژوهش. سال دوم، شماره­ی 8 و 9، بهار و تابستان.

سراج­زاده، ح. (1386). مقایسه تجربی سنجه­های دین­داری: دلالت­های روش­شناسانه کاربرد سه سنجه در یک جمعیت. مجله جامعه­شناسی ایران. دوره هشتم، شماره 4، صص 73-71.

شاملو، س. (1379). روان­شناسی بالینی. تهران: نشر رشد.

شریفی، ط. (1383). نگرش دینی، سلامت عمومی و شکیبایی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز. مجله­ی اندیشه و رفتار. سال 11، شماره­ی 1، صص 99-89.

صائبی، م. (1368). بیماری­های عفونی در ایران. نشر: انتشارات دانشگاه تهران.

طالبان، م. (1377). سنجش دین­داری جوانان. فصلنامه پژوهش. شماره 7 و 8.

گنجی، ح. (1376). روان­شناسی تجربی کاربردی. تهران: انتشارات بعثت.

گیدنز، آ. (1386). جامعه­شناسی. ترجمه: حسن چاوشیان. تهران: نشر نی.

ماهانی، ک. (1385). نقش دین در ارتقاء سلامت روانی. مجموعه مقالات سومین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان.

متین، پ. (1389). انسان­شناسی در پزشکی. انتشارات سفیر اردهال.

ویکلینسون، ر. (1383). تعیین کننده­های اجتماعی سلامت: حقایق مسلم. ترجمه: ف، راهروی. انتشارات سیمین­دخت.

همیلتون، م. (1387). جامعه­شناسی دین. ترجمه: م، ثلاتی. تهران: نشر ثالث.

Allport, G, W. (1966). The religion context of prejudice. Journal for the sciertific study of religion. 5, 447-457.

Benjamins, M. R., Finlayson, M. (2007). Using religion services to I,prove health. Journal of Aging and Health. 19 (3): 537-553, sage publications.

Bercman, L. F., vaccarino, V. Seman, T. (1993). gender differences in cardio vascular morbidity and mortahity: the contribution of social networks and social support. Annals of behavior all medicine. 15, 112-118.

Boivin, MJ. (1999). Spiritual well- being scale. Measures of religiosity. Birmin gham, religion education press, pp: 382-385.

Francias, L. J., Kaldor, p. (2002). The relationship between Psychological Well-bing and Chrisitian Faith and Practice in an Australian Population sample. journal for the scientific stady of religion. 41 (1): 179-184.

Helgcston, v. s. (2003). Social support and quality of life. Quality of life research. 12 (1): 25-31.

Koeing, HG & Mccullough, L. (2001). Hand book of religion and health. Oxford press.

Pargamert, K. L (2001). religiouse predictor of morality among medically. elderly patient journal of psychiatry. Vol, 161: 1881-1885.

Sheldon, C. (2004). Social relationship and Health. American psychologist. 59: 676-684.

Ware, J. (2000). SF-36 health survey update, Spiner. 25: 3130-3139.

Yap, M. Devilly, G. (2004). The role of perceived social support in crime victimization clinical phychology reviow. 24: 1-14.

 



1. کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز (نویسنده مسئول). 

2. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. استادیار گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

3. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. استادیار گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

 

آدام، ف. (1385). جامعه­شناسی بیماری و پزشکی. ترجمۀ: ل، کتبی. تهران: نشر نی.

پاول، ه. (1368). رشد شخصیت کودکان. تهران: نشر مرکز.

تورس، ک. (1386). معنویت، دین و بهداشت. مجله­ی نقد و نظر. سال 9، شماره های 1 و 2، صص 215-167.

رضائیان، م. (1389). فقر و سلامت. کرمان: نشر نویسنده.

سراج­زاده، ح. (1378). نگرش­ها و رفتارهای دین نوجوانان تهران و دلالت­های آن برای نظریه سکولار شدن. فصلنامه­ی نمایه­ی پژوهش. سال دوم، شماره­ی 8 و 9، بهار و تابستان.

سراج­زاده، ح. (1386). مقایسه تجربی سنجه­های دین­داری: دلالت­های روش­شناسانه کاربرد سه سنجه در یک جمعیت. مجله جامعه­شناسی ایران. دوره هشتم، شماره 4، صص 73-71.

شاملو، س. (1379). روان­شناسی بالینی. تهران: نشر رشد.

شریفی، ط. (1383). نگرش دینی، سلامت عمومی و شکیبایی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز. مجله­ی اندیشه و رفتار. سال 11، شماره­ی 1، صص 99-89.

صائبی، م. (1368). بیماری­های عفونی در ایران. نشر: انتشارات دانشگاه تهران.

طالبان، م. (1377). سنجش دین­داری جوانان. فصلنامه پژوهش. شماره 7 و 8.

گنجی، ح. (1376). روان­شناسی تجربی کاربردی. تهران: انتشارات بعثت.

گیدنز، آ. (1386). جامعه­شناسی. ترجمه: حسن چاوشیان. تهران: نشر نی.

ماهانی، ک. (1385). نقش دین در ارتقاء سلامت روانی. مجموعه مقالات سومین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان.

متین، پ. (1389). انسان­شناسی در پزشکی. انتشارات سفیر اردهال.

ویکلینسون، ر. (1383). تعیین کننده­های اجتماعی سلامت: حقایق مسلم. ترجمه: ف، راهروی. انتشارات سیمین­دخت.

همیلتون، م. (1387). جامعه­شناسی دین. ترجمه: م، ثلاتی. تهران: نشر ثالث.

Allport, G, W. (1966). The religion context of prejudice. Journal for the sciertific study of religion. 5, 447-457.

Benjamins, M. R., Finlayson, M. (2007). Using religion services to I,prove health. Journal of Aging and Health. 19 (3): 537-553, sage publications.

Bercman, L. F., vaccarino, V. Seman, T. (1993). gender differences in cardio vascular morbidity and mortahity: the contribution of social networks and social support. Annals of behavior all medicine. 15, 112-118.

Boivin, MJ. (1999). Spiritual well- being scale. Measures of religiosity. Birmin gham, religion education press, pp: 382-385.

Francias, L. J., Kaldor, p. (2002). The relationship between Psychological Well-bing and Chrisitian Faith and Practice in an Australian Population sample. journal for the scientific stady of religion. 41 (1): 179-184.

Helgcston, v. s. (2003). Social support and quality of life. Quality of life research. 12 (1): 25-31.

Koeing, HG & Mccullough, L. (2001). Hand book of religion and health. Oxford press.

Pargamert, K. L (2001). religiouse predictor of morality among medically. elderly patient journal of psychiatry. Vol, 161: 1881-1885.

Sheldon, C. (2004). Social relationship and Health. American psychologist. 59: 676-684.

Ware, J. (2000). SF-36 health survey update, Spiner. 25: 3130-3139.

Yap, M. Devilly, G. (2004). The role of perceived social support in crime victimization clinical phychology reviow. 24: 1-14.