تحلیل‌محتوای مجلات خانوادگی ایران ازنظر فرزندسالاری بین سال‌های 91 و92

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی خلخال- ایران (نویسنده مسئول).

2 دانشگاه پیام نور؛ گروه علوم اجتماعی، تهران 4697- 9395ج- ایران.

چکیده

این تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوی به بررسی جامعه­شناختی"فرزندسالاری در داستان­های مجلات خانوادگی ایران، طی سال­های 91 و 92"می­پردازد. هدف­کلی ازانجام این تحقیق تحلیل محتوی مجلات خانوادگی از نظر فرزندسالاری بین سال­های 91 و 92 و اهداف فرعی شامل بررسی رابطه بین نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان، اختلافات والدین، نگرش ابزاری به والدین، چشمپوشی والدین از نیازهای خود، تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان؛ با فرزندسالاری بوده است. در این راستا با مراجعه به مبانی نظری: نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان ازنظریه کولی و استرایکر، اختلافات والدین از نظریه وبلن و نقش سنتی مادران از نظریه جیمز، نگرش ابزاری به والدین از نظریه استرایکر و وبلن؛ چشمپوشی والدین از نیازهای خود ازنظریه وبلن، تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان از نظریه گروه مرجع (مرتن) به صورت مستقیم یا غیرمستقیم اخذ یا استنباط شده­اند. تحقیق حاضر دردو بخش نظری وعملی انجام شده است. در بخش نظری، اطلاعات لازم با استفاده از روش کتابخانه­ای واسنادی و در بخش عملی، به شیوه تحلیل­محتوا اطلاعات لازم ازطریق مقوله­بندی و فیش­برداری ازنمونه­های آماری جمع­آوری شده­اند. طبق یافته­های تحقیق در داستان­های مجلات خانوادگی ایران، ابعاد فرزندسالاری، به صورت صریح یا ضمنی ترویج شده است. فرزندسالاری در این مجلات، معلول نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان، اختلافات والدین، نگرش ابزاری به والدین، چشمپوشی والدین از نیازهای خود، تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Filo centrism in Iranian family magazines stories between 91 and 92 years

نویسندگان [English]

  • Shahram Esfandyarzadeh Maleki 1
  • Sirous Fakhrayi 2
چکیده [English]

This research using content analysis, studies the “filo centrism in the stories of Iranian family magazines between years91 and”. Secondary objectives of this study included studying relationship between parental concerns about the future of children, parental conflict, instrumental attitude to parents, parents’ ignorance from their needs, parents and children’s different values with filo centrism. In this regard these theoretical basics are used in this study:  parental concerns about the future of children from Cooley and Stryker, parental conflict from Veblen and mothers traditional role from James theory, instrumental attitude to parents from Stryker and Veblen, parents’ ignorance from their needs from Veblen, parents and children’s different values from reference groups (Merton theory). This research is conducted in two parts: theoretical and practical. In terms of theory, the data gathered using the library and documents and in practical way using content analyze the data gathered through categorization and taking notes from samples. According to research findings, filo centrism has been promoted in stories of Iranian family magazines explicitly or implicitly. The main reasons of filo centrism in these magazines are parental concerns about the future of children, parental conflict, instrumental attitude to parents, parents’ ignorance from their needs, parents and children’s different values. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • filo centrism
  • Family magazines
  • Content Analysis
  • Category
  • Index

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال چهارم، شماره چهاردهم، بهار 1391

ص ص 108-89

 

 

 

 

 

تحلیل­محتوای مجلات خانوادگی ایران ازنظر فرزندسالاری بین سال­های 91 و92

شهرام اسفندیارزاده ملکی[1]

 دکتر سیروس فخرایی[2]

تاریخ دریافت مقاله:24/8/1392       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:31/3/1393

چکیده

این تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوی به بررسی جامعه­شناختی"فرزندسالاری در داستان­های مجلات خانوادگی ایران، طی سال­های 91 و 92"می­پردازد. هدف­کلی ازانجام این تحقیق تحلیل محتوی مجلات خانوادگی از نظر فرزندسالاری بین سال­های 91 و 92 و اهداف فرعی شامل بررسی رابطه بین نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان، اختلافات والدین، نگرش ابزاری به والدین، چشمپوشی والدین از نیازهای خود، تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان؛ با فرزندسالاری بوده است. در این راستا با مراجعه به مبانی نظری: نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان ازنظریه کولی و استرایکر، اختلافات والدین از نظریه وبلن و نقش سنتی مادران از نظریه جیمز، نگرش ابزاری به والدین از نظریه استرایکر و وبلن؛ چشمپوشی والدین از نیازهای خود ازنظریه وبلن، تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان از نظریه گروه مرجع (مرتن) به صورت مستقیم یا غیرمستقیم اخذ یا استنباط شده­اند. تحقیق حاضر دردو بخش نظری وعملی انجام شده است. در بخش نظری، اطلاعات لازم با استفاده از روش کتابخانه­ای واسنادی و در بخش عملی، به شیوه تحلیل­محتوا اطلاعات لازم ازطریق مقوله­بندی و فیش­برداری ازنمونه­های آماری جمع­آوری شده­اند. طبق یافته­های تحقیق در داستان­های مجلات خانوادگی ایران، ابعاد فرزندسالاری، به صورت صریح یا ضمنی ترویج شده است. فرزندسالاری در این مجلات، معلول نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان، اختلافات والدین، نگرش ابزاری به والدین، چشمپوشی والدین از نیازهای خود، تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان است.

واژگان کلیدی: فرزندسالاری، مجلات خانوادگی، تحلیل محتوی، مقوله، شاخص.

 

مقدمه

بی­تردید، خانواده و چگونگی روابط میان اعضای خانواده وکیفیت ارتباط والدین با فرزندان در شکل­گیری شخصیت و رشد اجتماعی، عاطفی و عقلانی فرزندان نقش و اهمیت فراوانی دارد. خانواده و نفوذ والدین بر فرزندان به جنبه­های اثری محدود نمی­شود؛ بلکه در تمام ابعاد وجودی فرد نقش مؤثری ایفا می­کند. کودکان از طریق محیط کوچک خانواده با دنیای خارج آشنا می­شوند. طرز معاشرت و روابط اجتماعی با دیگران را می­آموزند و راه رسم زندگی، اخلاق، فلسفه اجتماعی، آداب و رسوم را فرا می­گیرند. درحال حاضر سهل­انگاری روش مناسبی برای فرزندپروری و ارتباط صحیح والد- فرزندی نیست.  لذا نیازمند شیوه جدیدی هستیم که حد فاصل دو روش افراط­گرایی و کنترل در حد اعتدال باشد.

خانواده نهادی اجتماعی است. زیرا همانند آیینه­ای عناصر اصلی جامعه را در خود دارد و انعکاسی از  سلامت یا نابسامان اجتماعی است. علاوه بر این خانواده از مهم­ترین عوامل مؤثر بر جامعه است و هیچ جامعه­ای نمی­تواند به سلامتی دست یابد مگر آن­که خانواده سالمی داشته باشد(ساروخانی، 1375: 136). خانواده اولین کانون درپیوند مستقیم با پرورش فرزندان است. کودکی­که در آغوش خانواده متولد می­شود با تمام نگرش­ها و ارزش­های والدین، برادر، خواهر و سایر بستگان آشنا می­شود و از طریق برقراری ارتباط با این اشخاص است که قسمت اعظم فرهنگ یک ملت به کودک منتقل می شود. انسان­شناسان الگوهای قدرت در خانواده را به چهار نوع تقسیم نموده­اند:

-         پدرسالاری یا پدرشاهی.

- مادرسالاری یا مادرشاهی.

- دایی­سالاری

- فرزندسالاری(مقصودی، 1386: 3).

فرزند­سالاری یعنی وضعیتی که در آن فرزندان مستقیم یا غیر مستقیم محور و اساس تصمیم­گیری­ها، فعالیت­ها و مجموعه امور مختلف خانواده قرار می­گیرند و همه مسائل خانواده، به طور کلی بر اساس نیازها، خواسته­ها و اهداف آنان استوار می­شود(مهدوی، 1381: 89-88). در جامعة امروز ایران و به ویژه در میان اقشار تحصیل کرده و مرفه و شهری، فرزندسالاری، پدیده­ای رواج یافته است که بچه­ها در خانواده زیاده­خواه، پرتوقع، بی­ملاحظه و مخصوصاً بدون احساس مسؤلیت هستند و این امر در سنین بالاتر، یعنی از 15 تا 30 سالگی به مراتب جدی­تر می­شود. با توجه به حجم احتمالاً بالای نارضایتی از رواج این پدیده، می­توان فرزندسالاری را یکی از مسائل اجتماعی ایران به شمار آورد. لذا می­توان گفت که اولاً، بروز فرزندسالاری مثل بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر ناشی از عوامل متعدد و متنوع است و  ثانیاً، این مسأله، به طور مستقیم و غیرمستقیم، با نهادها و جریاناتی مرتبط است که خود متأثر از پدیده­های جامعه­شناختی کلان­اند و در نگاهی سطحی قابل درک نیستند.

خانواده و مسائل مربوط به آن از جمله مقولاتی هستند که در طول تاریخ دستخوش تحولات عظیمی در عرصه‌های مختلف از جمله ابعاد، نقش و کارکرد شده‌اند؛ چنان­چه امروز بخش گسترده‌ای از وظایف و نقش‌های خانواده‌ به عهده نهادها و سازمان‌های دیگر گذاشته شده است. از جمله دستاوردهای تحولات‌ فوق و جابجایی نقش‌های خانواده پیدایش وضعیت جدیدی است­که در آن، فرزندان‌ محور اصلی فعالیت‌ها و مسائل خانواده قرارگرفته‌اند. امروزه شیوه­های تربیتی فرزندان نسبت به گذشته تغییر زیادی کرده است. درحال حاضر، والدین انتظار ندارند فرزندشان چشم وگوش بسته از دستورهای آنان اطاعت­کنند و برای به کرسی نشاندن عقاید و نظرات خود، دیگر به تنبیه و توبیخ متوسل نمی­شوند، بلکه از ترس این­که بچه­ها عقده­ای نشوند، آنان را در انجام بسیاری از کارها آزاد می­گذارند و گاهی در این راه به حدی دچار افراط می­شوند ه فرزندان از نرمش و ملاطفت آنان سوء استفاده می­کنند و فرزند­سالاری بر خانواده حاکم می­شود(مهدوی، 1374: 46). آژانس­ها یا عوامل مختلفی در اشاعه پدیده فرزندسالاری در جامعه ایرانی موثرندکه وسایل ارتباط­ جمعی یکی از این عوامل است. وحدت و همدلی اعضای خانواده، بر اثر استفاده بیش ازحد از رسانه­ها، به سبب­کاهش روابط و کم شدن زمان گفت وگو، کمرنگ و آسیب­پذیر شده است. براثر افزایش دامنة فعالیت رسانه­های جمعی، به ویژه تلویزیون و مطبوعات، و جذابیت برنامه­های آن­ها برای جوانان و مخاطب قرارگرفتن آن­ها از جانب اکثر تولیدکنندگان برنامه­ها، چنین به نظر می­رسد که جوانان ارزش­های مصرف­گرایی و زیاده­خواهی و بسیاری ارزش­های کاذب دیگر، نظیر رسیدن به  ثروت و شهرت در کوتاه مدت، را از این رسانه­ها کسب کرده­اند؛ و چون هجوم این رسانه­ها اجتناب­ناپذیر است، پس تأثیر آن­ها نیز گریزناپذیر است. در میان این رسانه­ها، مطبوعات و به ویژه مجلات خانوادگی نیز به نوبه خود توجه مردم را به خود جلب کرده است. اعضای خانواده مدرن، غرق در انبوه اطلاعات است و رسانه­ها با وارد کردن حجم وسیعی از اطلاعات به خانه­ها، افراد را مستعد پذیرش ارزش­های مورد نظر خویش می­سازند و یکی از این ارزش­ها فرزندسالاری است(بافکار، 1391: 12). به همین علت، در این تحقیق به بررسی و تحلیل محتوای مجلات خانوادگی که طی سال­های 91 و 92 در داستان­های­شان به صورت آشکار یا نهان مسئله فرزندسالاری را ترویج می­کنند، خواهیم پرداخت.

جامعه‌ ما نیز به ‌مانند بسیاری از جوامع دیگر، دستخوش تحولات و دگرگونی‌های عمیقی شده است. این تحولات با پیروزی انقلاب اسلامی بارزتر و چشمگیرتر شدند. به این معنی که کل نظام اجتماعی دستخوش تحول و دگرگونی شد و به تبع آن نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی عمیقاً تغییر یافت. این تحولات، نظام ارزشی و تربیتی را هم تغییر داد. از این رو، روابط درونی خانواده (نگرش اعضای خانواده به یکدیگر و مسائل اجتماعی و مناسبات میان اعضا) تغییرات فاحشی داشته که شناخت این تغییرات و منشأ آن­ها بسیار حائز اهمیت است. این تحقیق به پدیده فرزندسالاری در قرن حاضر می­پردازد. مسئله­ای که متاسفانه همه­گیر شده است و دیگر کمتر خانواده­ای را می­توان یافت که از این معضل رها باشد.

هدف کلی که در این تحقیق به دنبال آن هستیم "تحلیل محتوی مجلات خانوادگی از نظر فرزندسالاری بین سال­های 91 و 92" و اهداف جزیی این مقاله: بررسی رابطه بین نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان و فرزندسالاری، بررسی رابطه بین اختلافات والدین و فرزندسالاری، بررسی رابطه بین نگرش ابزاری به والدین و فرزندسالاری، بررسی رابطه بین چشمپوشی والدین از نیازهای خود و فرزندسالاری می­باشد.

نظریه­هایی­ که در این مقاله از آن­ها استفاده نمودیم نظریه کنش ­متقابل، نظریه خود آینه­سان، گروه مرجع و نظریه نقش سنتی مادران می­باشد. نظریه‌ کنش ­متقابل مبتنی است بریک اصل طبیعی و آن این است که: "انسان موجودی است اجتماعی". یعنی ناگزیر از زندگی دسته‌ جمعی است، و بین انسان‌هایی که به طور دسته‌جمعی زندگی می‌کنند قطعاً روابط و مناسباتی وجود دارد. جامعه‌شناسان به این روابط و مناسبات که همیشه وجود دارند، "کنش متقابل" می‌گویند. یکی از فرایندهای حیاتی در کنش­ متقابل، اجتماعی­شدن است. منظور از اجتماعی ­شدن آن است که افراد یاد بگیرند چگونه در موقعیت‌های متفاوت رفتار کنندکه رفتارشان با نُرم‌های اجتماعی مطابقت داشته باشد و نابهنجار تلقی­نشود. فرد درموقعیت‌های متفاوت رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهد. او وقتی در مقابل فرزند خود قرار می‌گیرد به عنوان یک پدر طرز رفتار خاصی دارد و وقتی به عنوان یک فرزند در مقابل والدین خود قرار بگیرد طرز برخورد دیگری دارد. نظریه کنش ­متقابل چگونگی این برخوردها ومناسبات را تعیین می‌کند و به فرد می‌گویدکه در فلان شرایط چطور باید رفتار کند. انسان‌ها این توانایی ذهنی را دارند که پیوسته خود را با یکدیگر و موقعیت موجود تطبیق دهند و به این ترتیب معنای یک ارزش یا هنجارخاص را دریابند. حال فرایند تطبیق معانی و ارزش‌ها را در روابط و مناسبات خانواده در نظر می‌گیریم. اگر انعطاف‌پذیریِ مقولات ذهنی و فرایند تطابق معانی ازطرف والدین باشد، یک جریان یک‌سویه حاصل خواهد شدکه در آن فرزندان شکل‌ دهنده‌ معانی و مقولات ذهنی والدین خواهند بود. به این ترتیب، می‌بینیم که امروزه درفرایند شکل دادن معانی، فرزندان بیشتر فاعل هستند و والدین مفعول. به این معنی که امروزه فرزندان بیشتر از گذشته بر ارزش‌ها، هنجارها والگوها ومعیارهای ذهنی والدین تأثیر می‌گذارند وکمتر ازسابق از ارزش‌های آنان الگو می‌پذیرند (ریتزر، 1374: 329-325).

منظور چارلز هورتن کولی از نظریه "خود آینه‌سان" همان ظرفیتی است­که انسان دارد تا خود خویش را به گونه‌ای بنگرد که هر پدیده‌ی اجتماعی دیگر را می‌بیند. این مفهوم را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:

- این تصور که در ذهن دیگران چگونه ظاهر می‌شویم.

- این تصور که آن­ها درباره‌ ظاهر ما چه قضاوتی می‌توانند داشته باشند.

- این­که در نتیجه‌ تصوری که از قضاوت دیگران درباره‌ خود داریم، احساسی از غرور یا سرافکندگی را درباره‌ خویش می‌پرورانیم(همان: 338).

بنابراین، هرگاه فرزندان در فرایند کنش‌های متقابل، احساس کنند که والدین و به طور کلی دیگران، جایگاهی بیش از حد لازم برای آنان قائلند، آن‌گاه بر اساس آن نوع تصویری که دیگران از آنان به دست می‌دهند، عمل خواهندکرد. درمناسبات بین افراد همیشه ­کسانی هستندکه هنجارفرست هستند: طرزلباس پوشیدن، تکیه‌کلام‌ها و عقاید این افراد روی بقیه تأثیر دارد؛ مثل هنرپیشه‌های بنام، ورزشکاران یا بعضی دوستان. این افراد توانایی آن را دارند که رفتارهای خود را برای دیگران الگوی رفتاری کنند. استرایکر نیز که از نظریه‌پردازان کنش متقابل است، می­افزایدکه انسان‌ها ازطریق کنش­متقابل یاد می­گیرندکه دیگران انتظار چه نوع رفتاری از آنان را دارند. تصویری که دیگران از فرد به او می‌دهند، بر کنش‌های او تأثیر می‌گذارد. هرگاه فرزندان طی فرایندهای کنش ­متقابل احساس کنند والدین جایگاهی بیش از پیش برای آنان قائلند، براساس همان نوع تصویر که به او می‌دهند عمل خواهند کرد(آرون، 1372: 86-82). ویلفردو پارتو در طبقه‌بندی عواطف دو دسته عواطف را مطرح می‌کند: خویشتن‌پرست و جامعه‌پذیری.

سازش و اعتدال میان عواطف خویشتن‌پرستانه و خیر مشترک، نفع جمعی یا رفاه عامه، لازمه‌ حفظ حیات اجتماعی است. فرد اصولاً مایل به ارضای نیازهای خود است و لذت را مورد توجه قرار می‌دهد. لذا اگر نظارت وکنترلی بر رفتار فرد نباشد، یا برعکس، کنش‌های متقابل اجتماعی به گونه‌ای باشندکه فرد را در توجه بیشتر به امیال و لذات ترغیب کنند، یا آن­ها را برای او مشروع جلوه‌گر نمایند، بدیهی است که تعادل لازم میان این عواطف از دست می‌رود و با نوعی خویشتن‌پرستی جایگزین می‌شود. زیمل در بحث درباره‌ فرهنگ نوین آورده است: تعداد حلقه‌های تعلقات خانوادگی فردِ نوین، از تعداد حلقه‌های فعالیت‌های شغلی و مذهبی او جدایند. به این معناکه هر فرد در شبکه‌ای ازحلقه‌های به‌هم‌ متصل زندگی می‌کند. روابط او با گروه­های مختلف، او را به آنان پیوند می‌دهد. درگذشته این حلقه‌ها برای هر فرد فقط به یک نوع محدود می‌شد و آن نوع هم حلقه‌های خویشاوندی بود. فرد بین خویشاوندان بزرگ می‌شد، نزد پدرحرفه‌ی او را می‌آموخت وکار آباء و اجدادی خود را پیش می‌گرفت. یعنی همکار و دوست و آشنای او خویشان او بودند، و در نهایت بین خویشاوندان خود ازدواج می­کرد. امروزه، با گذشت زمان، حلقه‌های فعالیت‌های فرد در گروه‌های دیگر (مدرسه، دانشگاه و ...) نیز منشعب شده است. و وابستگی چندگانه به انواع حلقه‌های اجتماعی به خودآگاهی بیشتر فرد منجر شده است. همین که فرد از حلقه‌ کوچکی که شخصیتش را درچهارچوب محدوده‌هایش اسیرکرده است رهایی می‌یابد، یک نوع رهایی را درک می‌کند. انشعاب حلقه‌های تعلق گروهی، یک نوع احساس یاری شدن و آزادی را بیدار می‌سازد. وجود شبکه حلقه‌های اجتماعی، پیش‌شرط پیدایش فردگرایی است(کوزر، 1368: 264-263).

درجهان نوین، صورت‌های فرماندهی و فرمانبری نیز خصلت تازه‌ای به خود می‌گیرند. در این­جا دیگر هیچ فردی تحت چیرگی تام دیگران درنمی‌آید. فرزندان با عضویت و پیوستن به گروه‌های متعدد دیگر، و بالا رفتن آگاهی‌های­شان، از حلقه‌ی خانواده و والدین و تسلط آن قدری رهایی می‌یابند. این­جاست که نقش حلقه‌های دیگر در چگونگی کنش‌ها و شکل دادن مناسبات از اهمیت برخوردار می‌شود. تورشتاین وبلن که به بحث کالبدشکافی عادات فکری و شیوه‌های رفتار حاکم بر روابط کنشگران اجتماعی می‌پردازد، در مورد سرچشمه‌های اجتماعی رقابت در امور بشری می‌گوید: "حرمت نفس" همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قائل می‌شوند. از این رو، اگر فرد به خاطر عدم توفیق در رقابت‌های مورد پسند جامعه، چنین حرمتی را به دست نیاورد، از فقدان حرمت نفس رنج خواهد برد. وبلن ریشه‌ انگیزه‌ی تلاش وقفه‌ناپذیر در یک فرهنگ رقابت‌آمیز را، هراس فرد در از دست دادن حرمت نفس می‌داند. اگر فرد از سطح استاندارد لیاقت یا مالکیت‌های مادی پذیرفته‌شده در جامعه‌ خود کم بیاورد، در چشم اعضای دیگر اجتماع احترامش را از دست می‌دهد و در احترام به خودش نیز دچار کمبود می‌شود، زیرا مبنای معمولی احترام به نفس، همان احترامی است که دیگران برای او قائل می‌شوند. بدین ترتیب، هرگاه­ که تملک دارایی مبنای حرمت همگانی می‌شود، ثروت رضایت خاطری برای دارنده‌ آن ایجاد می‌کند که همان احترام به نفس خوانده می‌شود. در یک فرهنگ رقابتی که انسان‌ها ارزش خود را در مقایسه با ارزش دیگران می‌سنجند، هر کس پیوسته در تلاش است که از دیگران پیشی بگیرد تا از نظر ارزش­مند بودن از دیگران کم نیاورد و تب چشم و هم­چشمی همگان را فرا می‌گیرد. به نظر وبلن مصرف چشمگیر، تن‌آسایی چشمگیر و نمایش چشمگیر و وجود مقام‌ها، ارزش‌ها و وسایلی که عنوان بلندپایگی را با خود دارند، وسایلی هستند که انسان‌ها با آن­ها می‌کوشند تا در چشم اطرافیان­شان برتر جلوه کنند و در ضمن برای خودشان نیز ارزش بیشتری قائل می‌شوند(همان: 362). تلاش انسان برای رهایی از محرومیت، بر چگونگی شکل‌گیری معانی و مناسبات و روابط (کنش متقابل) تأثیر قابل توجهی می‌گذارد. وقتی یک رفتار یا طرز تفکر تبدیل به ارزش شود، افراد برای دست­یابی به این ارزش جدید حاضرند هزینه‌های متفاوتی را متحمل شوند و حتی دست به تغییرات اساسی در خانواده (ساختاری و نقشی) بزنند. مثلاً در گذشته فرزند و مخصوصاً پسر به منزله‌ نان‌آور بود، چه کشاورز و دامدار و چه کاسب. پسرها از بچگی نزد پدر کار می­کردند و اصولاً این­که بچه‌ای برای خانواده‌ خود خرج داشته باشد، پذیرفته نبود. از نظر همه، بچه نیروی کار خانواده بود و بچه‌ای خوب بود که بیشتر کار کند. اما امروزه والدین حاضرند برای این­که فرزندان­شان ادامه‌ تحصیل دهند، فشار مالی زیادی را متحمل شوند و مادر در خارج از منزل مشغول به کار شود تا از هزینه‌ کلاس زبان بچه‌ها گرفته تا دیگر هزینه‌های بالای کلاس‌های کنکور آنان تأمین شود و در صورت امکان، او را به خارج بفرستند.

بین گروه‌هایی که شخص به آن­ها تعلق دارد، برخی مهم‌تر از دیگر گروه‌ها هستند. این­ها گروه‌هایی هستندکه فرد هویت خود را بر اساس آن گروه تعریف می‌کند و معیارهای رفتاری خود را از آن گروه اخذ می­کند، و به اعتبار همین تعریف است­که پنداشت ازخود در افراد شکل می‌گیرد. گروه‌های مرجع آن­هایی هستندکه فرد معیارهای آن­ها را به عنوان مبنای نیات مهم زندگی‌اش ارزیابی کند(جابری، 1375: 13). از نظر مِرتن، انسان‌ها معیارهای دیگرانِ مهم را به منزله مبنای ارزیابی ازخود به کار می‌برند. یعنی چنان­چه خانواده کارکرد کمتری در اجتماع داشته باشد، گروه همسالان نیرومندتر می‌شود و جای خانواده را پر می‌کند(همان: 14). به بیان دیگر، هر گاه و به هر نسبت فرد گروه مرجع و دیگرانِ مهمِ خارج از خانواده داشته باشد و در عین حال خانواده کارکرد خود را حفظ کند، حلقه‌ اتصال و پیوستگی میان فرد با خانواده سست‌تر و با دیگر گروه‌ها محکم‌تر می‌شود. در این خصوص باید گفت: والدینی در اجتماعی کردن موفق بوده‌اند که فرزندانی هم‌ جهت با ارزش‌های خود تربیت کرده باشند. در صورت عدم موفقیت والدین، می‌توان گفت که فرزندان آن­ها در جریان نسل‌ها به جایی رسیده‌اند که با ارزش‌های آنان همسو نبوده است. در خصوص گروه مرجع و دیگرانِ مهم، به نکته‌ دیگری می‌توان اشاره کرد. افراد حساس هنگامی احساس ارزش­مندی می‌کنندکه ارزیابی دیگران ازآنان مثبت باشد، یعنی انعکاس ارزیابی دیگران، احساس ارزش­مند بودن را در آنان بیافریند. مثلاً اگر دیگران یک جایگاه بالای اجتماعی (مثلاً مدیرکل یک وزارتخانه) را در حد توان و لیاقت او ارزیابی کنند، بر اساس ارزیابی مذکور، او نیز ارزیابی مثبت از خود را توسعه خواهد داد و بدین‌گونه شخص متقاعد می‌شود که او واقعاً سزاوار کسب آن موضع اجتماعی مساعد بوده است و آن را حق خود می‌پندارد.

بر اساس نظریه نقش سنتی مادران، هر چقدر مادران وقت بیشتری در منزل به سر ببرند، بر آینده‌ فرزندان تأثیر بیشتری خواهند داشت. هم­چنین میزان رابطه‌ اجتماعی والدین با کودک، به ویژه مادر، در جهت‌گیری ارزشی آن­ها مؤثر است. بدین ترتیب، مادران شاغل تأثیر کمتری بر فرزندان خود دارند. به عبارت دیگر، هنگامی که مادر با عدم حضور خود در منزل نقش خود را در فرآیند اجتماع‌پذیری فرزندان از دست می‌دهد، عاملان دیگر این نقش را ایفا می‌کنند و کارکرد خود را دارند. از این رو، هرچه والدین و فرزندان وقت بیشتری را در برقراری رابطه‌ اجتماعی و صحبت با یکدیگر صرف کنند، نفوذ خانواده بر کودک بیشتر می‌شود و والدین قابلیت کنترل بیشتری بر نفوذ خود پیدا می‌کنند. از این نظر، مادرانی که درخارج از منزل کار می‌کنند، نفوذ کمتری بر کودکان خود دارند، زیرا کودک به ویژه در دوره‌ رو به جوانی نیاز بیشتری به ارتباط با والدین خود دارد و این در حالی است که مادر خارج از منزل در بازار کار مشارکت دارد. گروهی دیگر از صاحب‌نظران آورده‌اند که مشارکت بیشتر مادران در بازار کار، به منزله‌ وقت کمتر برای حضور در منزل، به معنای بی‌‌ثباتی بیشتر در جامعه‌پذیری کودکان است(همان: 19-17). اگر فرزندان به اولیای­شان احساس نزدیکی نکنند، اگر والدین قادر نباشند که بر کار بچه‌ها نظارت داشته باشند، نفوذ والدین تحلیل خواهد رفت. والدینی که ساعت‌ها بیرون منزل به سر می‌برند، وقت کمتری را صرف فرزندان می‌کنند و اقتدارشان در منزل و تسلط­شان بر فرزندان زیر سؤال می‌رود.

کودکان نازپرورده مردمانی می‌شوند مستبد و خودرأی، با حس اجتماعی پرورش‌نیافته و رشدنکرده. این افراد انتظار دارندکه اجتماع خود را با خواهش‌های خودپسندانه‌ آن­ها موافق کند و سازش دهد. بدیهی است فردی که در دوران جامعه‌پذیری و در خانواده، پیوسته نیازهایش ارضا شده باشد، چنین تصور و انتظار دارد که والدین نیز آن ‌طور که او می‌خواهد باشند و به تعبیر دیگر، ابزاری در جهت تأمین منافع او باشند. نکته‌ دیگری که باید در خصوص تعلیم و تربیت به آن اشاره کرد این است که "آ. ساپتکو" معتقد است: کودکِ خانواده بهتر است منحصر به‌ فرد نباشد، چرا که خیلی زود مرکز توجه خانواده می‌شود. در خانواده‌ای­که چند کودک وجود دارند، محبت به طور مساوی بین همه تقسیم می‌‌شود. در خانواده‌هایی که تعداد فرزندان زیاد است طفل ازهمان سنین کودکی به تعاون اجتماعی خو می‌گیرد(محسنی، 1379: 12). اگر رابطه‌ دوستانه‌ی والدین با فرزندان از حدود خود خارج شود، عمل تربیت دچار نقصان می‌گردد. بدین ترتیب، کودکان شروع به تربیت کردن والدین می‌کنند و دیگر صحبتی از اطاعت و حرف‌ شنوی در بین نخواهد بود. اگر فرزند عادت کند که خواسته‌ها و احتیاجات خود را ارضا نماید و توجهی به خواسته‌ها و احتیاجات سایر اعضای خانواده نداشته باشد موجودی تکرو بار خواهد آمد(همان: 55). والدینی که به بهانه‌ معنی بخشیدن به زندگی خود یا حفظ سعادت خانوادگی هیچ چیز را از فرزندان خویش دریغ نمی‌کنند و از ترس آزردن فرزند و از دست دادن محبت وی حتی حکومت خانه را به آنان می‌سپارند، باعث می‌شوند که این قبیل کودکان با علم به تشنگی والدین به محبت کردن پیوسته، از این عطش، سوء استفاده ‌کنند و به صورت ستمگران مستبدی در‌آیند که همه‌ افراد خانواده باید غلام حلقه ‌به‌گوش آنان شوند(حییم، 1374: 129).

در سال 1983، تحقیقی با عنوان "آیا فرزندان خیلی زودتر به مفهوم خود دست پیدا می‌کنند؟" توسط وایت، اشپایزمن وکاستوس انجام گرفته است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است­که، دست­یابی به مفهوم "خود" برای فرزندان، 2 تا 3 سال زودتر در مقایسه با نسل قبل حاصل می‌شود و خود این دست­یابی به مفهوم خود، معلول جدایی و استقلال زودتر و زود هنگام‌تر فرزندان از والدین است. این تحقیق بیش از آن که جامعه­شناختی باشد، روان­شناختی است. اما چون به روش کیفی انجام یافته است نتایجش قابلیت اعتماد بالایی دارد.

در تحقیق دیگری که در سال 1984 توسط باکسر صورت پذیرفته، آمده است، درگیری والدین باعث می‌شود که بچه‌ها زودتر جدا شوند و این جدایی بهره‌ مثبتی به نام استقلال دارد، اما بدون تبعات منفی برای فرزندان نیست و این امکان وجود دارد که رشد عاطفی آن­ها را با اشکالاتی مواجه کند. امروزه این شیوه تربیتی، یعنی شیوه‌ تربیتی "فرزندمدارانه" و "کودک‌مدارانه" بیشتر در بین اقشار متوسط معمول شده است. امروزه فرزندان می‌توانند از طریق بحث و گفت‌ و گو نیازهای خود را ابراز کنند و به خواسته‌های خود نزد والدین مشروعیت و مقبولیت ببخشند.

گینزبرگ در تحقیقی با عنوان "ارزش‌ها و ایده‌آل‌های جوانان امریکایی" اظهار می‌دارد: والدین تحمل زیادی در برابر خواسته‌ها و تمایلات فرزندان از خود نشان می‌دهند؛ به این معنا که اجازه می‌دهند فرزندان­شان با آزادی کامل حرف‌های دل خودشان را بیان کنند. یکی دیگر از مشخصه‌های خانواده‌های فرزندمدار به نظر گینزبرگ این است که نوع تنبیهات به‌ کلی تغییر یافته و به جای تنبیه بدنی سعی شده است­ که با نرمی و آرامش و حوصله صحبت شود و آن­ها را به وجدان و باطن خودشان ارجاع دهند و از آن­ها بخواهند که خودشان درباره‌ این موضوع بیندیشند و سعی کنند که راه صحیح و درست را برگزینند. به طور کلی، می‌توان گفت که امروزه الگوهای تربیتی سنتی که رکن اصلی‌اش تربیت استبدادی و نظام تربیتی مستبدانه بود و اطاعت و فرودستی را از بچه‌ها طلب می‌کرد، به‌کلی دگرگون شده و جایش را به شیوه‌ تربیتی مدرن داده است.

ایران­منش و مصطفوی(1389) در تحقیقی باعنوان "رابطه فرزندسالاری با آسیب­­های اجتماعی" فرزندسالاری را پدیده نوینی تعریف کرده­اندکه آثار و تبعاتی خطرناک دارد و متاسفانه امروزه صدا و سیما،  رسانه­ها، مسئولین، روان­شناسان، جامعه­شناسان، اساتید و صاحب­نظران از آثار آن غافل مانده­اند و این پدیده­ای است که در جامعه امروزی ما رایج و عادی شده است و روز به روز بدتر می­شود. پدیده فرزندسالاری را چنین می­توان تعریف کرد که خانواده­ها فرزندان را کمتر درگیر مسئولیت­ها و سختی­های زندگی می­کنند و سطح رفاه آنان را تا آن­جا که توانسته­اند بالا برده­اند.

امیرحسین محمدپناه(1387) در پایان­نامه کارشناسی­ارشد خود با عنوان "تحلیل جامعه­شناختی فرزندسالاری درجوامع شهری" نتیجه­گیری می­کند والدین، انتظارات، توقعات و خواسته­های به حق و حتی نابجای فرزندان را به سهولت فراهم می­نمایند و فرزندان در طول مدت زندگی خود با خانواده، بدون هرگونه دغدغه و سختی و قبول مسئولیت، کار و تلاش بزرگ می­شوند و ارتباط کمتری با جامعه دارند و این روش­ها پدیده خطرناک فرزند­سالاری را ایجادکرده است وباعث رواج روز به روز آن می­شود. فرزندان این خانواده­ها خصوصیات مشترکی دارند، از جمله: لوس بودن، خودخواهی، نامحتاط بودن و خواسته­های بی­شمار که باید برآورده شود. آن­ها بسیار بی­حوصله و ناشکیبا هستند و برای حل مشکل خود از راه خشونت وارد می­شوند و ناکامی خود را درباره اهداف خود پذیرا نمی­باشند.

فرزندسالاری در این پژوهش با نمود صریح یا ضمنی مقوله­هایی: 1. نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان 2. نقش فرزندان در هدایت اختلافات والدین 3. نگرش ابزاری فرزندان به والدین 4. چشمپوشی والدین از نیازهای خود جهت برآورده کردن نیازهای فرزندان 5. ارجحیت جایگاه فرزندان بر والدین در خانواده­های هسته­ای و ارجحیت جایگاه فرزندان بر والدین در خانواده­های دموکراتیک، در داستان­های مجلات خانوادگی منتشر شده در داخل ایران بین سال­های91 و 92 تعریف می­شود.

نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان: این مقوله در این پژوهش با شاخص­های: 1. ثبت نام فرزندان در کلاس­های تقویتی و فوق برنامه 2. اعزام فرزندان به خارج از کشور جهت ادامه تحصیل 3. افتتاح حساب پس­انداز وتقویت مستمر آن به نام فرزندان 4. زندگی بدون علاقه با یکدیگر صرفاً به خاطر داشتن فرزند، در داستان­های مجلات خانوادگی منتشر شده در داخل ایران بین سال­های 91 و 92 تعریف می­شود.

هدایت اختلافات والدین: این مقوله در این پژوهش باشاخص­هایی: 1. نقش میانجی­گری فرزندان در اختلافات والدین و 2. جانب­داری فرزند یا فرزندان از یکی از والدین و برتری ائتلاف ایشان در اختلافات والدین، در داستان­های مجلات خانوادگی منتشر شده در داخل ایران بین سال­های 91 و 92 تعریف می­شود.

نگرش ابزاری به والدین: این مقوله در این پژوهش با شاخص­های: 1. موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین پول توجیبی کافی 2. موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین مخارج تحصیل 3. موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین جهیزیه و مسکن و 4. موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین ارثیه کافی، در داستان­های مجلات خانوادگی منتشر شده در داخل ایران بین سال­های 91 و 92 تعریف می­شود.

چشمپوشی والدین از نیازهای خود: این مقوله در این پژوهش با شاخص­های: 1. ارجحیت تامین پوشاک مناسب و به ­روز برای فرزندان نسبت به خودشان 2. ارجحیت تامین امکانات الکترونیکی (کامپیوتر، موبایل و ...) برای فرزندان نسبت به خودشان 3. ارجحیت تامین امکانات ادامه تحصیل برای فرزندان نسبت به خودشان 4. ارجحیت تامین سلامت جسمی و روانی برای فرزندان نسبت به خودشان، در داستان­های مجلات خانوادگی منتشر شده در داخل ایران بین سال­های 91 و 92 تعریف می­شود.

تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان: این مقوله در این پژوهش با شاخص­های: 1. ارجحیت ارزش­های مورد نظر فرزندان در ارزش­های درون خانواده نسبت به خودشان و 2. ارجحیت ارزش­های فرزندان در مسائل اجتماعی نسبت به خودشان، در داستان­های مجلات خانوادگی منتشر شده در داخل ایران بین سال­های 91 و 92 تعریف می­شود.

 

ابزار وروش

تحقیق حاضر در دو بخش نظری و عملی انجام شده است. در بخش نظری، اطلاعات لازم با استفاده از روش کتابخانه­ای و اسنادی جمع­آوری شده­اند. و در بخش عملی، به شیوه تحلیل محتوا اطلاعات لازم از طریق مقوله­بندی و فیش­برداری از نمونه­های آماری (مجلات خانوادگی منتخب) جمع­آوری شده­اند؛ و بر اساس آن­ها به بررسی تاثیر متغیرها بر حسب مورد پرداخته شده و تجزیه و تحلیل اطلاعات صورت گرفته است. جامعه­آماری این تحقیق مجلات خانوادگی منتشر شده درداخل ایران بین سال­های 91 و 92 می­باشد. جمعیت جامعه آماری این تحقیق 26 مجله می باشد. از آن­جا که بررسی تمامی جامعه آماری امکان­پذیر نمی­باشد ناگزیر از گزینش تعدادی از مجلات به عنوان نمونه می­باشیم تا بتوان آن را در محدوده­ای قابل مطالعه بررسی کرد. در این ارتباط با استفاده از فرمول "حجم نمونه کوکران" حجم نهایی نمونه که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت 4 مجله می­باشد. روش نمونه­گیری این مقاله، نمونه­گیری تصادفی­ساده می­باشد. مجلات را ازشماره 1 تا 26 شماره­­گذاری نموده و با انتخاب تصادفی 4 مورد را انتخاب نموده ایم. در چهار مجله مذکور (مجله خانواده، خانواده سبز، راه زندگی و زندگی ایده­آل) طی سال­های 1391 و 1392 در مجموع در 182 شماره، 321 داستان خانوادگی وجود داشت. از این 321 داستان، 252 داستان به رابطه فرزندان و والدین مربوط می­شود. ازاین تعداد نیز 204 داستان نشان دهنده رابطه­ای سالارانه (والدین­سالاری یا فرزندسالاری) است. در نهایت از 204 داستان نیز 148 داستان در محتوای خود مقوله­ها و شاخص­هایی از فرزندسالاری دارند.

برای اعتبار و روایی تحلیل محتوا از متخصصان علوم اجتماعی نظرخواهی شد و بعد از محاسبه ضریب روایی، کار تحلیل محتوا با روایی بالا (95%) با شاخص­های مورد نظر صورت گرفت. اعتبار ابزار این آزمون از نوع اعتبار صوری است. واحد تحلیل در این تحقیق عبارت است از داستان­های مجلات خانوادگی ایران طی سال­های 91 و92 شمسی­که مقوله­ها (شاخص­های) فرزندسالاری را می­توان از آن­ها استنباط و تحلیل نمود. در این تحقیق برای استخراج اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن­ها از برنامه SPSS استفاده شده است.

یافته­ها

فراوانی­های هرمقوله و شاخص­هایش دردو جدول ارائه شده­اند: یک جدول (جدول نمود صریح) نشان دهنده این است که هریک از شاخص­های آن مقوله چند بار به­ صورت مستقیم و صریح در داستان­های خانوادگی هریک از مجلات تکرار شده­اند. جدول دیگر (جدول نمود ضمنی) نشان دهنده این است که هریک از شاخص­های آن مقوله چند بار به­ صورت غیرمستقیم و ضمنی (با استنباط و تحلیل خواننده) از داستان­های خانوادگی هریک از مجلات قابل استنباط است.

 

جدول شماره (1): نمود صریح شاخصه­های مقوله نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان  درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله1 فرزندسالاری

(نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده­آل

کل

ثبت نام فرزندان در

کلاس­های تقویتی و

فوق برنامه

تعداد

3

3

2

1

9

درصد افقی

3/33

3/33

2/22

1/11

100

درصد کل

6/17

25

20

20

4/20

اعزام فرزندان به خارج ازکشورجهت ادامه تحصیل

تعداد

3

3

3

1

10

درصد افقی

30

30

30

10

100

درصد کل

6/17

25

30

20

7/22

افتتاح حساب

پس اندازوتقویت مستمر

آن به نام فرزندان

تعداد

2

2

2

1

7

درصد افقی

5/28

5/28

5/28

2/14

100

درصد کل

7/11

6/16

20

5/.

9/15

زندگی بدون علاقه بایکدیگرصرفابه

خاطرداشتن فرزند

تعداد

9

4

3

2

18

درصد افقی

50

2/22

6/16

1/11

100

درصد کل

9/52

3/33

30

40

9/40

کل

تعداد

17

12

10

5

44

درصد کل

6/38

2/27

7/22

4/11

100

 

همان­طورکه درجدول مشاهده می­شود در کل 44 داستان در 4 مجله به صورت صریح نمایانگر مقوله 1 فرزندسالاری (نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان) و 4 شاخصه تعریف شده برای آن در این تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز شاخص زندگی بدون علاقه با یکدیگر صرفاً به خاطر داشتن فرزندان 9/40 درصد، بیشترین و افتتاح حساب پس­انداز و تقویت مستمر آن به نام فرزندان با 9/15 درصد، کمترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (2): نمود ضمنی شاخصه­های مقوله نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله1 فرزندسالاری

( نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

ثبت نام فرزندان

درکلاس­های تقویتی

 وفوق برنامه

تعداد

4

3

2

1

10

درصد افقی

40

30

20

10

100

درصد کل

7/13

1/11

3/13

1/11

5/12

اعزام فرزندان به

 خارج ازکشورجهت

ادامه تحصیل

تعداد

3

2

4

1

10

درصد افقی

30

20

40

10

100

درصد کل

3/10

4/7

6/26

1/11

5/12

افتتاح حساب

 پس اندازوتقویت مستمر

آن به نام فرزندان

تعداد

3

2

1

2

8

درصد افقی

5/37

25

5/12

25

100

درصد کل

3/10

4/7

6/6

2/22

10

زندگی بدون علاقه بایکدیگرصرفابه

 خاطرداشتن فرزند

تعداد

19

20

8

5

52

درصد افقی

5/36

4/38

3/15

6/9

100

درصد کل

5/65

74

3/53

5/55

65

کل

تعداد

29

27

15

9

80

درصد کل

2/36

7/33

7/18

2/11

100

 

همان­طورکه در جدول مشاهده می­شود درکل 80 داستان در 4 مجله به صورت ضمنی نمایانگر مقوله 1 فرزندسالاری (نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان) و 4 شاخصه تعریف شده برای آن در این تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز شاخص زندگی بدون علاقه با یکدیگر صرفاً به خاطرداشتن فرزند با 65 درصد، بیشترین و افتتاح حساب پس­انداز و تقویت مستمر آن به نام فرزندان با 10 درصد، کمترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (3):  نمود صریح شاخصه­های مقوله نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان) درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله 2 فرزندسالاری

(نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان

 به تامین پول توجیبی کافی

تعداد

4

5

2

1

12

درصد افقی

3/33

1/40

6/16

3/8

100

درصد کل

7/30

5/55

5/28

20

2/35

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان

به تامین مخارج تحصیل

تعداد

4

2

3

2

11

درصد افقی

3/36

1/18

2/27

1/18

100

درصد کل

7/30

2/22

8/42

40

3/32

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان

به تامین جهیزیه ومسکن

تعداد

2

1

1

1

5

درصد افقی

40

20

20

20

100

درصد کل

3/15

1/11

2/14

20

7/14

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان

 به تامین ارثیه کافی

تعداد

3

1

1

1

6

درصد افقی

50

6/16

6/16

6/16

100

درصد کل

23

1/11

2/14

20

6/17

کل

تعداد

13

9

7

5

34

درصد کل

2/38

4/26

5/20

7/14

100

 

همان­طور که درجدول مشاهده می­شود درکل 34 داستان در 4 مجله به صورت صریح نمایانگر مقوله 2 فرزندسالاری (نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان) و 4 شاخصه تعریف شده برای آن در این تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز شاخص موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین پول توجیبی کافی با 2/35 درصد، بیشترین و موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین جهیزیه و مسکن با 7/14 درصد، کمترین داستان­ها را در این مقوله به خوداختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (4): نمود ضمنی شاخصه­های مقوله نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله 2 فرزندسالاری

(نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان به تامین پول توجیبی کافی

تعداد

7

9

4

3

23

درصد افقی

4/30

1/39

3/17

13

100

درصد کل

8/31

9/40

7/30

2/27

8/33

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان به تامین مخارج تحصیل

تعداد

5

6

5

3

19

درصد افقی

2/26

5/31

3/26

7/15

100

درصد کل

7/22

2/27

4/38

2/27

9/27

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان به تامین جهیزیه ومسکن

تعداد

6

5

2

2

15

درصد افقی

40

3/33

3/13

3/13

100

درصد کل

2/27

7/22

3/15

1/18

22

موظف دانستن والدین به ویژه پدرازسوی فرزندان

 به تامین ارثیه کافی

تعداد

4

2

2

3

11

درصد افقی

3/36

1/18

1/18

2/27

100

درصد کل

1/18

9

3/15

2/27

1/16

کل

تعداد

22

22

13

11

68

درصد کل

3/32

3/32

1/19

1/16

100

 

همان­طورکه درجدول مشاهده می­شود درکل 68 داستان در 4 مجله به صورت ضمنی نمایانگر مقوله 2 فرزندسالاری (نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان) و 4 شاخصه تعریف شده برای آن در این تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز شاخص موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین پول توجیبی کافی با 8/33 درصد بیشترین و موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین ارثیه کافی با 1/16 درصد کمترین داستان­ها را در این مقوله به خوداختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (5): نمود صریح شاخصه­های مقوله چشمپوشی والدین ازنیازهای خود درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله3 فرزندسالاری

(چشمپوشی والدین ازنیازهای خود)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

ارجحیت تامین پوشاک مناسب وبه روزبرای فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

5

4

2

1

12

درصد افقی

6/41

3/33

6/16

3/8

100

درصد کل

8/23

39/17

2/22

25

9/17

ارجحیت تامین امکانات الکترونیکی برای فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

7

8

3

1

19

درصد افقی

8/36

1/42

7/15

2/5

100

درصد کل

33.3

34.7

33.3

25

29.8

ارجحیت تامین امکانات ادامه تحصیل برای فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

7

9

3

1

20

درصد افقی

35

45

15

5

100

درصد کل

33.3

39.1

33.3

25

29.8

ارجحیت تامین سلامت جسمی وروانی برای فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

2

2

1

1

6

درصد افقی

3/33

3/33

6/16

6/16

100

درصد کل

5/9

6/8

1/11

25

9/8

کل

تعداد

21

23

9

4

67

درصد کل

3/31

3/34

4/13

9/5

100

 

همان­طورکه در جدول مشاهده می­شود درکل 34 داستان در 4 مجله به صورت صریح نمایانگر مقوله 3 فرزندسالاری (چشمپوشی والدین از نیازهای خود) و 4 شاخصه تعریف شده برای آن در این تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز ارجحیت تامین امکانات الکترونیکی برای فرزندان نسبت به خودشان با 8/29 درصد بیشترین و ارجحیت تامین سلامت جسمی و روانی برای فرزندان نسبت به خودشان 9/8 درصدکمترین داستان­ها را به خوداختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (6): نمود ضمنی شاخصه­های مقوله چشمپوشی والدین ازنیازهای خود درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله3 فرزندسالاری (چشمپوشی والدین ازنیازهای خود)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

ارجحیت تامین پوشاک مناسب وبه روزبرای

 فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

6

6

3

2

17

درصد افقی

2/35

2/35

6/17

7/11

100

درصد کل

25

5/37

2/27

25

8/28

ارجحیت تامین امکانات الکترونیکی برای فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

9

4

2

2

17

درصد افقی

9/52

5/23

7/11

7/11

100

درصد کل

5/37

25

1/18

25

8/30

ارجحیت تامین امکانات

 ادامه تحصیل برای فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

8

5

4

3

20

درصد افقی

20

25

20

15

100

درصد کل

3/33

2/31

3/36

5/37

3/3

ارجحیت تامین سلامت جسمی وروانی برای

 فرزندان نسبت به خودشان

تعداد

1

1

2

1

5

درصد افقی

20

20

10

20

100

درصد کل

1/4

2/6

1/18

5/12

4/8

کل

تعداد

24

16

11

8

59

درصد کل

6/40

1/27

6/18

5/13

100

 

همان­طورکه در جدول مشاهده می­شود درکل 59 داستان در 4 مجله به صورت ضمنی نمایانگر مقوله 3 فرزندسالاری (چشمپوشی والدین از نیازهای خود) و 4 شاخصه تعریف شده برای آن در این تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز شاخص ارجحیت تامین امکانات الکترونیکی برای فرزندان نسبت به خودشان با 8/30 درصد بیشترین و ارجحیت تامین سلامت جسمی و روانی برای فرزندان نسبت به خودشان 4/8 درصد کمترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (7): نمود صریح شاخصه­های مقوله هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله 4 فرزندسالاری (هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

نقش میانجی گری فرزندان دراختلافات والدین

تعداد

4

1

2

1

9

درصد افقی

4/44

1/11

2/22

1/11

100

درصد کل

4/44

20

40

3/33

41

جانبداری فرزندیافرزندان

 ازیکی ازوالدین

تعداد

5

4

3

2

13

درصد افقی

4/38

7/30

23

3/15

100

درصد کل

5/55

80

60

6/66

59

کل

تعداد

9

5

5

3

22

درصد کل

40

7/22

7/22

6/13

100

 

همان­طورکه در جدول مشاهده می­شود درکل 22 داستان در 4 مجله به صورت صریح نمایانگر مقوله 5 فرزندسالاری (هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان) و2 شاخصه تعریف شده برای آن دراین تحقیق می­باشد. ازمیان شاخص­ها نیزشاخص جانب­داری فرزند یا فرزندان ازیکی از والدین با 59 درصد، بیشترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده است.

جدول شماره (8): نمودضمنی شاخصه­های مقوله هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله 4 فرزندسالاری

(هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

نقش میانجی گری فرزندان دراختلافات والدین

تعداد

5

7

5

4

21

درصد افقی

8/23

3/33

8/23

19

100

درصد کل

4/45

3/58

5/55

6/66

44.7

جانبداری فرزندیافرزندان

 ازیکی ازوالدین

تعداد

8

6

6

3

23

درصد افقی

5/54

4/39

5/39

7/11

100

درصد کل

5/54

6/4

4/44

3/33

55.3

کل

تعداد

11

12

9

6

38

درصد کل

9/28

5/31

6/23

7/15

100

 

همان­طور که درجدول مشاهده می­شود درکل 38 داستان در 4 مجله به صورت ضمنی نمایانگر مقوله 5 فرزندسالاری (هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان) و2 شاخصه تعریف شده برای آن دراین تحقیق می­باشد. از میان شاخص­ها نیز شاخص جانب­داری فرزندیا فرزندان از یکی از والدین با 3/55 درصد، بیشترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده است.

 

جدول شماره (9): نمودصریح شاخصه­های مقوله تفاوت ارزش­های والدین وفرزندان درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله 5 فرزندسالاری

(تفاوت ارزش­های والدین وفرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

ارجحیت ارزش­های موردنظر

فرزندان برارزش­های درون

 خانواده نسبت به خودشان

تعداد

2

2

1

2

7

درصد افقی

28.5

28.5

14.2

28.5

100

درصد کل

50

33.3

33.3

66.6

43.7

ارجحیت جایگاه فرزندان بروالدین درخانواده­های ناقص(تک والد)

تعداد

2

4

2

1

9

درصد افقی

22.2

44.4

22.2

11.1

100

درصد کل

50

66.6

66.6

66.6

33.3

کل

تعداد

4

6

3

3

16

درصد کل

25

37.5

18.7

18.7

100

 

همان­طورکه در جدول مشاهده می­شود درکل 16 داستان در 4 مجله به صورت صریح نمایانگر مقوله 6 فرزندسالاری (تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان) و 2 شاخصه تعریف شده برای آن دراین تحقیق می­باشد. ازمیان شاخص­ها نیز شاخص ارجحیت ارزش­های مورد نظر فرزندان بر ارزش­های درون خانواده نسبت به خودشان با 43.7 درصد، بیشترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده است.

 

 

جدول شماره (10): نمودضمنی شاخصه­های مقوله تفاوت ارزش­های والدین وفرزندان درداستان­های مجلات خانوادگی

شاخصه­های مقوله 5 فرزندسالاری

(تفاوت ارزش­های والدین وفرزندان)

فراوانی

مجله خانواده

خانواده سبز

راه زندگی

زندگی ایده آل

کل

ارجحیت ارزش­های موردنظر

فرزندان برارزش­های درون

 خانواده نسبت به خودشان

تعداد

6

4

3

2

15

درصدافقی

40

26.6

20

13.3

100

درصد کل

60

57.1

60

50

57.6

ارجحیت جایگاه فرزندان بروالدین درخانواده­های ناقص(تک والد)

تعداد

4

3

2

2

11

درصدافقی

36.3

27.2

18.1

18.1

100

درصد کل

40

42.8

40

50

42.3

کل

تعداد

10

7

5

4

26

درصد کل

38.4

26.9

19.2

15.3

100

همان­طورکه در جدول مشاهده می­شود درکل 16 داستان در 4 مجله به صورت ضمنی نمایانگر مقوله 6 فرزندسالاری (تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان) و 2 شاخصه تعریف شده برای آن دراین تحقیق می­باشد. ازمیان شاخص­ها نیز شاخص ارجحیت ارزش­های مورد نظر فرزندان بر ارزش­های درون خانواده نسبت به خودشان با57.6 درصد، بیشترین داستان­ها را در این مقوله به خوداختصاص داده است.

 

بحث ونتیجه­گیری

- در بین شاخصه­های مقوله 1 فرزندسالاری (نگرانی والدین نسبت به آینده فرزندان)، شاخصه زندگی بدون علاقه با یکدیگرصرفاً به خاطر داشتن فرزند، بیشترین و افتتاح حساب پس­انداز و تقویت مستمر آن به نام فرزندان، کمترین تعداد را به خود اختصاص داده­اند.

- در بین شاخصه­های مقوله 2 فرزندسالاری (نگرش ابزاری به والدین توسط فرزندان)، شاخصه موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین پول توجیبی کافی، بیشترین و موظف دانستن والدین به ویژه پدر از سوی فرزندان به تامین ارثیه کافی، کمترین تعداد را به خود اختصاص داده­اند.

- در بین شاخصه­های مقوله 3 فرزندسالاری (چشمپوشی والدین از نیازهای خود)، شاخص ارجحیت تامین امکانات الکترونیکی برای فرزندان نسبت به خودشان، بیشترین و ارجحیت تامین سلامت جسمی و روانی برای فرزندان نسبت به خودشان، کمترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده­اند.

- در بین شاخصه­های مقوله 5 فرزندسالاری (هدایت اختلافات والدین توسط فرزندان)، شاخص جانب­داری فرزند یا فرزندان از یکی از والدین، بیشترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده است.

- در بین شاخصه­های مقوله 6 فرزندسالاری (تفاوت ارزش­های والدین و فرزندان)، شاخص ارجحیت ارزش­های مورد نظر فرزندان بر ارزش­های درون خانواده نسبت به خودشان، بیشترین داستان­ها را در این مقوله به خود اختصاص داده است.

- استرایکر می­گوید که انسان‌ها از طریق کنش­متقابل یاد می‌گیرند که دیگران انتظار چه نوع رفتاری از آنان را دارند. تصویری­که دیگران از فرد به او می‌دهند، برکنش‌های او تأثیر می‌گذارد. هرگاه فرزندان طی فرایندهای کنش متقابل احساس کنند والدین جایگاهی بیش از پیش برای آنان قائلند و نگرانی ویژه و بیش از حدی در مورد آینده آنان دارند، بر اساس همان نوع تصویر که به او می‌دهند عمل خواهند کرد. طبق نظر استرایکر و وبلن اگر رابطه‌ دوستانه‌ی والدین با فرزندان از حدود خود خارج شود، عمل تربیت دچار نقصان می‌گردد. بدین ترتیب، کودکان شروع به تربیت کردن والدین می‌کنند و دیگر صحبتی از اطاعت و حرف ‌شنوی در بین نخواهد بود. اگر فرزند عادت کند که خواسته‌ها و احتیاجات خود را ارضا نماید و توجهی به خواسته‌ها و احتیاجات سایر اعضای خانواده نداشته باشد موجودی تکرو بار خواهد آمد.  والدینی­که به بهانه معنی بخشیدن به زندگی خود یا حفظ سعادت خانوادگی هیچ چیز را ازفرزندان خویش دریغ نمی­کنند و ازترس آزردن فرزند و از دست دادن محبت وی حتی حکومت خانه را به آنان می‌سپارند، باعث می‌شوندکه این قبیل کودکان با علم به تشنگی والدین به محبت کردن پیوسته، از این عطش، سوء استفاده ‌کنند و به صورت ستمگران مستبدی در ‌آیند که همه‌ افراد خانواده باید غلام حلقه‌ به ‌گوش آنان شوند به زعم وبلن؛ آن­چه که انسان امروزی را به جنبش وا می‌دارد، وابستگی او به پس‌انداز و داد و ستد نیست، بلکه میل به پیشی گرفتن از دیگران، او را به تکاپو وامی‌دارد. تلاش انسان برای رهایی ازمحرومیت، بر چگونگی شکل‌گیری معانی ومناسبات و روابط (کنش­متقابل) تأثیر قابل توجهی می­گذارد. وقتی یک رفتار یا طرز تفکر تبدیل به ارزش شود، افراد برای دست­یابی به این ارزش جدید حاضرند هزینه‌های متفاوتی را متحمل شوند و حتی دست به تغییرات اساسی در خانواده (ساختاری و نقشی) بزنند. مثلاً در گذشته فرزند و مخصوصاً پسر به منزله‌ نان‌آور بود، چه کشاورز و دامدار و چه کاسب. پسرها از بچگی نزد پدر کار می­کردند و اصولاً این­که بچه‌ای برای خانواده خود خرج داشته باشد، پذیرفته نبود. از نظر همه، بچه نیروی کارخانواده بود و بچه‌ای خوب بودکه بیشتر کارکند. اما امروزه والدین حاضرند برای این­که فرزندان­شان ادامه‌ تحصیل دهند، فشار مالی زیادی را متحمل شوند و مادر درخارج ازمنزل مشغول به کار شود تا از هزینه‌ کلاس زبان بچه‌ها گرفته تا دیگر هزینه‌های بالای کلاس‌های کنکور آنان تأمین شود و در صورت امکان، او را به خارج بفرستند.

هم­چنین ازنظر مِرتن، انسان‌ها معیارهای دیگرانِ مهم را به منزله‌ مبنای ارزیابی ازخود به کار می‌برند. چنان­چه خانواده کارکرد کمتری در اجتماع داشته باشد، گروه همسالان نیرومندتر می‌شود و جای خانواده را پر می‌کند. به بیان دیگر، هر گاه و به هر نسبت فرد گروه مرجع و دیگرانِ مهمِ خارج از خانواده داشته باشد و در عین حال خانواده کارکرد خود را حفظ کند، حلقه‌ی اتصال و پیوستگی میان فرد با خانواده سست‌تر و با دیگر گروه‌ها محکم‌تر می‌شود. والدینی در اجتماعی کردن موفق بوده‌اند که فرزندانی هم‌جهت با ارزش‌های خود تربیت­ کرده باشند. در صورت عدم موفقیت والدین، می‌توان گفت ­که فرزندان آن­ها در جریان نسل‌ها به جایی رسیده‌اند که با ارزش‌های آنان همسو نبوده است. در خصوص گروه مرجع و دیگرانِ مهم، به نکته‌ دیگری می‌توان اشاره کرد. افراد حساس هنگامی احساس ارزش­مندی می‌کنند که ارزیابی دیگران از آنان مثبت باشد، یعنی انعکاس ارزیابی دیگران، احساس ارزش­مند بودن را در آنان بیافریند. مثلاً اگر دیگران یک جایگاه بالای اجتماعی (مثلاً مدیر کل یک وزارتخانه) را در حد توان و لیاقت او ارزیابی کنند، بر اساس ارزیابی مذکور، او نیز ارزیابی مثبت از خود را توسعه خواهد داد و بدین‌گونه شخص متقاعد می‌شود که او واقعاً سزاوار کسب آن موضع اجتماعی مساعد بوده است و آن را حق خود می‌پندارد. در نهایت دلایل زیر را می­توان به عنوان  مهم­ترین دلائل بروز این پدیده در این مقاله عنوان نمود:جوابگویی نامناسب به نیازهای بچه­ها، برون­ریزی خواسته­های سرکوب شده، مشغلهٌ زیاد والدین، الگوبرداری بچه­ها از والدین، دگرگونی ارزش­ها و مجموعه عوامل، نابرابری سطح تحصیلات والدین با فرزندان، ضعف اخلاقی در درون خانواده.

- کالاهای جدید و لوکس اکثرا مورد توجه و علاقه نسل جوان (فرزندان) قرار می­گیرد تا والدین. به نظر وبلن مصرف چشمگیر، تن‌آسایی چشمگیر و نمایش چشمگیر و وجود مقام‌ها، ارزش‌ها و وسایلی­که عنوان بلندپایگی را با خود دارند، وسایلی هستند که انسان‌ها با آن­ها می‌کوشند تا در چشم اطرافیان­شان برتر جلوه کنند و در ضمن برای خودشان نیز ارزش بیشتری قائل می‌شوند. بنابراین برای رونق دادن به بازار مصرف، بایستی تقاضای نسل جوان را بالاتر برد و چون نسل جوان اکثرا از لحاظ مالی وابسته به والدینند، درصورتی می­توانند متقاضی کالاهای لوکس باشند که قدرت خارج نمودن پول از کیف والدین و سرازیر نمودن آن به بازار را داشته باشند. این کار موقعی امکان­پذیرتر است­که فرزندان­سالاری بیشتری بر والدین داشته باشند. به همین علت فرزندسالاری در رسانه­ها و مجلات ترویج می­شود، زیرا از سوی دیگر همان کالاها توسط همین مجلات با اخذ کارمزد قابل توجهی تبلیغ می­شوند.

- باتوجه به این­که مخاطبان عمده مجلات، نوجوانان و جوانان می­باشند و بازار تقاضای این مجلات رابطه مستقیمی با رضایت این گروه­های سنی دارد، بایستی مطالبی تهیه و ارائه شود که خوشایند این گروه­ها بوده و تقاضا برای خرید مجلات را بالاببرد.

- داستان­های سریالی دربعضی ازمجلات رابطه مستقیمی باافزودن برمیزان تقاضا نزد مخاطبان دارد. زیرا مخاطبان برای اطلاع از نتیجه داستان مجبور هستند هفته­های متوالی آن را خریداری نمایند.

- شاید بتوان گفت بیش از آن­که اشاعه فرزندسالاری هدفی در جهت تغییرات اجتماعی باشد اهدافی اقتصادی را دنبال می­کند.

- صرف­نظر از هر نیتی­که پشت پرده وجود داشته باشد، بطورکلی می­توان­گفت: در داستان­های مجلات خانوادگی ایران، به ویژه مجلات منتشر شده بین سال­های 1391 و 1392، ابعاد فرزندسالاری، به صورت صریح یا ضمنی ترویج شده است. فرزندسالاری در این مجلات البته همانند بسیاری از رسانه­ها و عوامل اثرگذار دیگر معلول تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.

- این تحقیق وتحقیقات مشابه می­توانند با شناخت جامعه مورد مطالعه، مخصوصاَ ارزش­ها و توقعات و انتظارات نسل جوان، مسئولین فرهنگی و اجرایی را در فراهم نمودن امکانات لازم در جهت برنامه ریزی­های مناسب برای این قشر ازجامعه یاری نمایند. مسلماً ارزش­ها و معیارهای نسل جوان در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی انسان می­توانند نقش زیادی در حل تعارضات فرزندان و والدین داشته باشند.

- گسترش مراکز اوقات فراغت ­که در آن­ها جوانان و بزرگسالان بتوانند در کنار یکدیگر به گذران اوقات بیکاری پرداخته و در تعامل با یکدیگر به فعالیت­های گوناگون ورزشی تفریحی، هنری و فرهنگی بپردازند، می­تواند موجب تقریب افکار و عقاید آن­ها شود و تفاهم و درک متقابل ارزش­ها و خواسته­های آن­هارابه همراه داشته باشد.

- استفاده هرچه بیشتر از رسانه­ها به ویژه تلویزیون به عنوان رسانه­ای فراگیر درتهیه و اجرای برنامه­های گفتگو و مناظره بین دونسل والدین و فرزندان می­تواند در این زمینه بسیار تأثیرگذار باشد.

- بالا رفتن سطح معلومات و دانش والدین در حدی که بتوانند با فرزندان خود در مسایل درگیر، با منطق و استدلال سخن بگویند و حداقل یافته­ها و نظرات تجربه شده خویش را با زبانی قابل قبول و مناسب با آنان در میان بگذارند، کمک بسیاری به تحکیم موقعیت آنان نزد فرزندان خواهد کرد.

- تحلیل محتوای رسانه­ها (به ویژه مجلات) زمینه­ای تقریباً بکر و قابل تامل جامعه­شناختی می­باشند و می­توان با تحلیل آن­ها اطلاعات سودمندی به دست آورده و در اختیار مخاطبان تخصصی و حتی عمومی شان قرارداد.

- این تحقیق، ابعاد فرزندسالاری را فقط در داستان­های خانوادگی مجلات مورد تحلیل قرار داده است. می­توان همین تحلیل را در مورد آگهی­های تبلیغاتی، مقالات و ... یا کل محتوای همان مجلات نیز انجام داد.

- این تحقیق، صرفاً ابعاد فرزندسالاری را مورد تحلیل قرارداده است. می­توان همین تحقیق را در مورد عوامل یا میزان  فرزندسالاری در جوامع آماری گوناگون نیز انجام داد.

 

منابع

آرون، ر­ .(1372). مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه­شناسی. ترجمه: ب، پرهام. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.

بافکار، ح. (1391). پدیده فرزندسالاری و رسانه. تهران: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.

جابری، م. (1375). آموزش و امید به تحرک اجتماعی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد.

حییم، س. (1374). فرهنگ لغت یک جلدی. انتشارات فرهنگ معاصر.

ریتزر، ج. (1379). نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: علمی.

 ساروخانی، ب. (1375). دایره­المعارف علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان. چاپ اول.

 کوزر، ل. (1368). زندگی و اندیشه‌ بزرگان جامعه‌شناسی. م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

 محسنی، م. (1379). بررسی آگاهی­ها و نگرش­ها و رفتارهای اجتماعی در تهران. انتشارات زهد.

 مقصودی، م. (1386). انسان­شناسیخانوادهوخویشاوندی. تهران: شیرازه.

 مهدوی، م، ص. (1374). عوامل مؤثر بر روابط خانوادگی. انتشارات مبتکران.



1. دانش­آموخته کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی خلخال- ایران (نویسنده مسئول).

 E-mail: sh.esfandyarzadeh@gmail.com          

2. دانشگاه پیام نور؛ گروه علوم اجتماعی، تهران 4697- 9395ج- ایران.                              E-mail: sfakhraei@pnu.ac.ir                                                                                                                        

        

آرون، ر­ .(1372). مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه­شناسی. ترجمه: ب، پرهام. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.

بافکار، ح. (1391). پدیده فرزندسالاری و رسانه. تهران: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.

جابری، م. (1375). آموزش و امید به تحرک اجتماعی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد.

حییم، س. (1374). فرهنگ لغت یک جلدی. انتشارات فرهنگ معاصر.

ریتزر، ج. (1379). نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: علمی.

 ساروخانی، ب. (1375). دایره­المعارف علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان. چاپ اول.

 کوزر، ل. (1368). زندگی و اندیشه‌ بزرگان جامعه‌شناسی. م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

 محسنی، م. (1379). بررسی آگاهی­ها و نگرش­ها و رفتارهای اجتماعی در تهران. انتشارات زهد.

 مقصودی، م. (1386). انسان­شناسیخانوادهوخویشاوندی. تهران: شیرازه.

 مهدوی، م، ص. (1374). عوامل مؤثر بر روابط خانوادگی. انتشارات مبتکران.