بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی برون گروهی و شادی در بین شهروندان تهران در سال 1390

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی؛ گروه رفاه اجتماعی، تهران- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی؛ گروه رفاه اجتماعی، تهران- ایران.

3 کارشناس ارشد علوم اجتماعی (رفاه اجتماعی)؛ دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران- ایران.

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی برون گروهی و شادی در بین شهروندان شهر تهران می­پردازد. یکی از نیازهای ضروری برای انسان معاصر که در برابر فرصت­ها و چالش­های ناشی از  پیشرفت­های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات قرار دارد، مسئله شادی و شادمانی است. در این پژوهش روش تحقیق، از نوع همبستگی است و داده­ها با استفاده از روش کمی (پیمایش) از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق شهروندان ساکن درشهر تهران می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران 412 نفر به­روش نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شده­اند.پس ازجمع­آوری پرسشنامه­ها، اطلاعات لازم توسط نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایجحاکی از آن است که همبستگی بالایی بین سرمایه اجتماعی برون­گروهی و شادی وجود دارد. در این پژوهش فرضیه­های مربوط به تحصیلات، وضعیت تاهل، درآمد، وضعیت اشتغال با شادی رابطه معنی­دار و مثبتی دارند. ولی بین سن و جنسیت با شادی همبستگی وجود نداشت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The review of the relationship between out-group social capital and happiness among the citizens of Tehran in 1390

نویسندگان [English]

  • Mirtaher Mosavi 1
  • Hassan Rafii 2
  • Davood Gasemzadeh 3
چکیده [English]

This research reviews the relationship between out-group social capital and happiness among the citizens of Tehran. Joy and happiness are one of the essential needs of the modern man against the opportunities and challenges resulting from advances in information and communication technologies. The research method is correlation and the data collected through quantitative method and by a questionnaire. The statistical population of the research is the citizens of Tehran and 412 people selected through Cochran formula and multistage cluster sampling method. The collected data were analyzed by SPSS. The results show that there is high correlation between out-group social capital and happiness. Also, there is meaningful and positive relationship between happiness and hypothesis concerning education, marital status, income and employment status. Also, there is no correlation between age and gender and happiness.                                                                                       

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social capital
  • out-group social capital
  • happiness
  • demographic variables

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال سوم، شماره دوازدهم، پائیز 1390

ص ص 137-125

 

 

 

 

 

بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی برون گروهی و
شادی در بین شهروندان تهران در سال 1390

دکتر میرطاهر موسوی1

دکتر حسن رفیعی2

داود قاسم­زاده3

 

تاریخ دریافت مقاله:24/7/1392       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:31/11/1392

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی برون گروهی و شادی در بین شهروندان شهر تهران می­پردازد. یکی از نیازهای ضروری برای انسان معاصر که در برابر فرصت­ها و چالش­های ناشی از  پیشرفت­های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات قرار دارد، مسئله شادی و شادمانی است. در این پژوهش روش تحقیق، از نوع همبستگی است و داده­ها با استفاده از روش کمی (پیمایش) از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق شهروندان ساکن درشهر تهران می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران 412 نفر به­روش نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شده­اند.پس ازجمع­آوری پرسشنامه­ها، اطلاعات لازم توسط نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایجحاکی از آن است که همبستگی بالایی بین سرمایه اجتماعی برون­گروهی و شادی وجود دارد. در این پژوهش فرضیه­های مربوط به تحصیلات، وضعیت تاهل، درآمد، وضعیت اشتغال با شادی رابطه معنی­دار و مثبتی دارند. ولی بین سن و جنسیت با شادی همبستگی وجود نداشت.

     واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی برون­گروهی، شادی، متغیرهای جمعیت­شناختی.

 

 

مقدمه

سرمایه اجتماعی شامل­ارزش­ها و رسوم مشترک برای هدایت اجتماعی است­که روابط خصوصی افراد، اعتماد و یک عقل جمعی مسئولیت «مدنی» ظاهر می­شود، و جامعه را به چیزی بیشتر از مجموعه افراد تبدیل­می­کند(نصیری، 1378: 2).تقسیم­بندی­های مختلفی روی سرمایه اجتماعی انجام شده­است­که یکی از آن­ها تقسیم­بندی به سرمایه اجتماعی درون ­گروهی و برون ­گروهی می­باشد. سرمایه اجتماعی درون گروهی ازپیوندهای قوی بین خانواده، همسایه، هم ­قوم و هم­ مذهب بوجود می­آید. ولی سرمایه اجتماعی برون ­­گروهی ازپیوند با افراد وگروه­های غیرهمسان بوجودمی­آید(Chau, 2002: 4). سرمایه اجتماعی برون­ گروهی، برروابط و پیوند­های ضعیف میان اعضای جامعه مبتنی است. دراین نوع از سرمایه اجتماعی و ویژگی­های همسان، افراد را به هم نزدیک نمی­کند. در میان مردمی که ناهمگن هستند و هویت­های متفاوتی دارند، پیوندهای اجتماعی ضعیف به چشم می­خورد. البته وقتی در این نوع از سرمایه اجتماعی از پیونداجتماعی ضعیف سخن­گفته می­شود، بدان معنی نیست­که این­ یک ویژگی منفی­ است، بلکه این­شکل ازپیوند اجتماعی، عامل قوت سرمایه اجتماعی برون ­گروهی محسوب می­شودکه روابط اجتماعی در آن باز و داوطلبانه است. این سرمایه، اعتماد عام را تولید می­کند و روابط میان افراد مختلف را تسهیل می­بخشد و به نظر می­رسد که این نوع از سرمایه اجتماعی با شادی مردم بیشترین ارتباط را داشته باشد. برای این­که زمینه تعاملات و ارتباطات را در بیرون از دایره محدود خانواده و خویشاوند به وجود می­آورد موجبات گشایش خاطر را برای افراد فراهم می­آورد زمینه­ساز شادی و نشاط آن­ها می­باشد.کاتارزینا گروویک[1] مقاله­ای تحت­ عنوان «تاثیر سرمایه اجتماعی درون ­­گروهی و برون­ گروهی در بهزیستی و شادی» انجام داده است. که بریک بررسی مقطعی دربین مردم کشورهای اروپای مرکزی و شرقی اجرا شده است. نتایج نشان دادند سرمایه اجتماعی برون­گروهی و اعتماد بیشتر بطور معنی­داری موجبات شادی وبهزیستی آنان را فراهم می­کند(Growiec, 2010: 56). قدسی (1388) در کتاب خود با عنوان شادی بی­نهایت تاثیرگذار بودن شادی در زندگی و ایجاد آرامش درمحیط، بهبود روابط وضوابط و تاثیر مثبت براحساسات و عواطف و محیط  و اجتماع را بیان می­کند. در پژوهش حاضر رابطه بین سرمایه اجتماعی برون گروهی با شادی که یکی از خلقیات اساسی در زندگی فرد است و نقش مهمی در چارچوب حیات روانی- اجتماعی انسان بازی می­کند، مطمح نظرمی­باشد. ایجاد ارتباط نزدیک و صمیمی با اطرافیان و احساس تعلق و همدلی با آن­ها و هم­چنین جلب حمایت و اعتماد دیگری موجبات بهزیستی و شادی فرد را فراهم می­سازد.

در هر جامعه­ای علاوه بر سرمایه­های اقتصادی، فیزیکی، سیاسی و فرهنگی، انواع سرمایه اجتماعی هم وجود دارندکه رابطه تنگاتنگی باهم دارند. سرمایه اجتماعی در جوامع سنتی بیشتر جنبه درون­ گروهی توام با اعتماد خاص و محدود می­باشد ولی در جوامع مدرن بیشتر جنبه برون ­گروهی توام با اعتماد عام می­باشد(موسوی، 1385: 196). باتوجه به این­که کشور ایران با جوانی جمعیت مواجه می­باشد و قشرجوان نیاز بیشتری به شادی و ابراز آن دارند و از طرف دیگر با توجه به رتبه پایین ایران در رتبه­بندی جهانی شادی (96 دربین 187 کشور)(تنهایی، 1387: 23). لذا بررسی ومطالعه در رابطه با شادی را ضروری می­نماید. برخی شادی را هدف وجود انسان می­دانند، اما تنها چیزی که در این میان متفاوت است، ابزارهای متفاوتی است­که آن­ها برای رسیدن به این هدف به کارمی­گیرند. در واقع، از دیر باز تا به امروزشادی یک میل انسانی بنیادی به شمار می­رفته است(پاسکال، 1999: 45؛ به نقل پناهی و همکاران، 1391: 5).

پژوهش حاضر درکلان شهرتهران به دلیل این­که شهری است که از پهنه­های متفاوت سنتی و مدرن برخوردارمی­باشد لذا با ترکیب ناموزونی ازسرمایه اجتماعی سنتی ومدرن باتوجه به تنوع قومی ومهاجرپذیر بودن رو به رو می­باشد. بدین معنی­که سرمایه اجتماعی سنتی درمواردی جان سختی کرده و فرایند تبدیل به مدرن را طی نکرده است و یا سرمایه اجتماعی مدرن (برون ­گروهی) درمواردی بدون لحاظ کردن ساز و کارهای مفید سنتی به طور مستقل و بی­ارتباط با آن شکل گرفته است. لذا در پژوهش حاضر رابطه بین سرمایه اجتماعی درون ­گروهی و شادی مطرح شده است.

 

چارچوب نظری

قدرت پیوندهای ضعیف (گرانووتر)

گرانووتر میان پیوندهای قوی (یعنی پیوند میان دوستان نزدیک وصمیمی) و پیوندهای ضعیف یا سست    (یعنی پیوند میان آشنایان دورتر) تمایز قائل می­شود. او مطرح می­کند که «معمولاً در جامعه­شناسی بر پیوندهای قوی تاکید می­شود و ارتباطات میان آشنایان دورتر (پیوندهای ضعیف) کم اهمیت شمرده می­شود. ولی وی بیان می­دارد که این­ گونه نیست و پیوندهای ضعیف نیز می­توانند مهم باشند». اهمیت پیوندهای ضعیف در فهم این قضیه است که آن­ها بسیار بیشتر از پیوندهای قوی می­توانند به عنوان پلی میان گروه­های مختلف عمل کنند. در حالی که شبکه­های بسته، کنش­های متقابل همسان­گرایانه و پیوندهای قوی ممکن است به نحو موثری منابع موجود را حفظ نمایند، پیوندهای ضعیف می­توانند افراد را در دست­یابی به اطلاعات خارج از گروه یاری کنند(Perna ­& Ttitus, 2005: 485). به اعتقاد گرانووتر انسجام گروه­های مختلف در یک نظام اجتماعی به پیوندهای ضعیف آن بستگی دارد نه پیوندهای قوی. زیرا پیوندهای اجتماعی ضعیف، حلقه­های آشنایی را در جامعه گسترش داده و موجبات تعامل گروه­های مختلف با یکدیگر را فراهم می­آورند. براین اساس، گرانووتر (1983) استدلال می­کندکه پیوندهای ضعیف برای انسجام افراد درجامعه مدرن اهمیت حیاتی دارند. به اعتقاد وی مجموعه افرادی­که به­عنوان آشنایان، پیرامون یک فرد جمع می­شوند یک شبکه سست را تشکیل می­دهند؛ درحالی که مجموعه­هایی­که شامل فرد و دوستان نزدیک او می­شود با تراکم و شدت زیادی به هم می­پیوندند و شبکه­ای را تشکیل می­دهند که بیشتر خطوط رابطه­ای آن آشکار است. این بدین معناست که پیوندهای اجتماعی در یک شبکه بسته، محدود و مشخص است و از این رو فقدان پیوندهای اجتماعی ضعیف،گستره شبکه را محدود کرده و افراد داخل آن­را به انزوا می­کشاند. وجود پیوندهای ضعیف، هم درسطح خرد و هم درسطح کلان، تاثیرات عمده­ای به دنبال دارد: از نقطه نظر فردی، این پیوندها منبع مهمی برای تحرک اجتماعی هستند؛ و اما از جنبه کلان­بینانه می­توان چنین استنباط کردکه نظام­های اجتماعی فاقدپیوندهای ضعیف­گرایش به تجزیه و ازهم گسیختگی دارند. ازاین نظر، پیوندهای­ضعیف برای ایجادانسجام وهمبستگی اجتماعی مهم هستند (ادیبی­سده و همکاران، 1389: 201).

 

آنتونی گیدنز

گیدنز در نظریه خود که در خصوص مدرنیته و پیامدهای آن است، عنوان می­کند که مدرنیته احتمال خطر را در بعضی حوزه­ها کاهش داده است، اما در عین حال خطرها و ناامنی­های دیگری را جایگزین ساخته است. از جمله عوامل تهدیدکننده شادمانی از نظر گیدنز عبارتند از: تهدیدهای خشونت­آمیز ناشی از صنعتی شدن جنگ، متزلزل شدن ریشه­های اعتماد به نظام­های انتزاعی و احساس ناامنی و اضطراب وجودی. هم­چنین، از جمله عوامل تامین کننده شادمانی از نظر گیدنز را می­توان اعتماد همراه با احتیاط نسبت به نظام­های انتزاعی، اعتماد و واگذاری امور زندگی به دست نظام­های تخصصی، و دگردیسی صمیمیت و شکل­گیری رابطه ناب دانست(چلبی و دیگری، 1387: 38).

 

 مازلو

مازلو انسان سالم را خواستار خود شکوفایی[2] می­داند. شرط نایل شدن به خود­ شکوفایی از نظر وی تامین نیاز­هایی است که به ترتیب از نیاز­های جسمانی یا فیزیولوژیک شروع می­شود و به نیاز­های ایمنی، محبت، احساس تعلق خاطر و در نهایت نیاز به خود شکوفایی می­رسد. به نظر مازلو درجه­ تامین نیاز­های اساسی با درجه سلامت روانی همبستگی مثبتی دارد و ناتوانی در تامین نیاز­ها و توانایی­ها موجب بیماری افراد می­شود. انسان سالم کسی است که به بالاترین سطح نیازها دست یابد. مازلو ویژگی­هایی برای افراد سالم (خواستاران خودشکوفایی) برشمرده است­که بعضی از آن­ها عبارتنداز: واقعیات را به خوبی درک می­کنند و قادرند شرایط مبهم را تحمل کنند، خود و دیگران را همان طور که هستند قبول می کنند، بسیار خلاق­اند و به سادگی هم رنگ جماعت نمی­شوند، اما عمدتاً نیز علیه آداب و رسوم رفتار نمی­کنند. با همه­ انسان­ها عمیقاً احساس همدلی و محبت می­کنند و به شادکامی آن­ها علاقه­مندند، بیشتر مساله­مدارند تا خودمدار، به رضایت دیگران متکی نیستند وتوانایی مقابله با فشار­های اجتماعی را دارند، اما این به معنایی طغیان یا نادیده انگاشتن قوانین اجتماعی نیست(کامران و همکاران، 1387: 65).

فرانکل

فرانکل داشتن معنایی برای زندگی را به عنوان معیاری برای سنجش سلامت روان فرد می­داند. افراد سالم همواره برای رسیدن به این معنا تلاش می­کنند. در توجیه این مطلب فرانکل اضافه می­کند که هر چه بیشتر بتوانیم ازخود فراتر برویم و خود را در راه چیزی یاکسی ایثار کنیم، انسان­تر می­شویم. این معیار نهایی رشد و پرورش شخصیت سالم است. فرانکل نبودن انگیزه و معناجویی در تعدادی از بیماران را به نداشتن مسوولیت شخصی، نداشتن آزادی انتخاب و فرا نرفتن ازخویشتن ربط می­دهد(همان: 66).

 

نظریه شادی و خوشبختی

در نظریه شادی و خوشبختی، سیلگمن سه منبع برای نشاط بیان می­کند که: 1. لذایذ زندگی
2. دلبستگی­های زندگی 3. کارهای مفید و هدف­مند، خوشبختی واقعی زمانی حاصل می­شود که فرد به این سه منبع شادی دست یافته باشند( 175:Seligman, 2003). نظریه امید که توسط شو ارائه شده است یکی از زمینه­های اصلی و مهم در به وجود آوردن شادی را، وجود امید نسبت به خود، زندگی و آینده می­داند. ونظریه خوش­بینی که توسط پلی­آنا معرفی شد افرادی­که به جنبه مثبت قضایا نگاه می­کنند، امور خوب را به یاد می­آورند، شادی بیشتری را تجربه می­کنند(Matline, 1979: 85).

 

پیشینه تجربی

کریستین بجنسکو (2008) تحقیقی در رابطه با «سرمایه اجتماعی و شادی در ایالات متحده» انجام داد که در این مقاله وی به ارتباط بین سرمایه اجتماعی و میانگین شادی در ایالات متحده پرداخته است که سرمایه اجتماعی را با ابعاد اعتماد اجتماعی، همدلی و معاشرت­پذیری مورد سنجش قرار داده است. داده­ها به صورت پانل از نه سرشماری ایالات متحده درطول 1983 تا 1998 و از 48 ایالت به دست آمده است­که نتایج حاکی از آن است­که اعتماد اجتماعی بطورمثبت وقوی با شادی مرتبط است. اگرچه تاثیرات بالقوه معاشرت­پذیری و همدلی در سطوح جامعه رابطه معنی­داری را در برآورد­های منطقه­ای بدست داده است. یافته­ها اهمیت زیادی را به اعتماد اجتماعی در ارتباط با شادی می­دهد.

داینر و همکاران (1999) در پژوهشی در رابطه با جنسیت و شادمانی به این نتیجه رسیدند که میزان شادمانی زنان و مردان برابر است، اما هنگامی­که افسردگی را درنظر می­گیریم، موضوع تا حدودی پیچیده می­شود. به این صورت که با وجود شادی یکسان زنان و مردان، افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. توضیح این امر توسط داینر و همکاران این است­که زنان نسبت به مردان هم عاطفه منفی بیشتری و هم عاطفه مثبت بیشتری را تجربه می­کنند و برآیند این دو عاطفه، شادی زنان و مردان را یکسان می­سازد.

کووما و همکاران در سال (2004) تحقیقی را در رابطه با رشد عواطف مثبت انجام دادند و به این نتیجه رسیدندکه رابطه با دوستان وایجاد فضای توام بامحبت، تجارب موفق ومحیط کار و فضای فیزیکی مناسب می­تواند در رشد عواطف وبخصوص شادی مهم­ باشد. هم­چنین تمرین ورزشی واحساس موفقیت، روابط سالم درمحیط کار، بها دادن به پرسنل و دخالت دادن آن­ها در امور مربوط به کار وسازمان می­تواند در اثربخشی عواطف مثبت اثرگذار باشد(نصرآبادی و همکاران، 1388: 32).

کلارک و اسوالد (1994) درزمینه وضعیت اقتصادی­کشور­ها ومیزان شادمانی­مردم آن­ها گزارش کردند که شواهدی وجود دارد که تولید ناخالص ملی سرانه با میزان شادمانی افراد جامعه رابطه مستقیم دارد و افزایش درآمد ملی شادمانی مردم را افزایش می­دهد(میرشاه­جعفری، 1381: 5).

کشاورز و همکارانش (1387) تحقیقی با عنوان «رابطه بین سر زندگی و ویژگی­های جمعیت­شناختی با شادکامی در مردم شهر اصفهان» انجام دادند. این تحقیق در قالب طرح پژوهشی از نوع همبستگی از 160 نفر در بین مردم اصفهان به انجام رسیده است که یافته­­های این پژوهش حاکی از آن است که بین شادکامی و سر زندگی ارتباط مثبت و معنی­دار و بین شادکامی و تعداد اعضا خانواده ارتباط منفی و معنی­دار وجود دارد و بین شادکامی و وضعیت تاهل، سن و جنسیت و تحصیلات تفاوت معنی­داری وجود ندارد (کشاورز و همکاران، 1387: 4).

کامان[3] و فلت[4] سال 1983 در پژوهشی در رابطه با شادی و ارتباط مثبت با دیگران به این نتیجه رسیدند که مردم شاد احساس نزدیکی بیشتری با دیگران دارند، احساس اعتماد و مورد علاقه بودن می­کنند، بیشتر علاقمندند با دیگران باشند و احساس تنهایی نمی­کنند. مردم شاد نه تنها تعامل اجتماعی بیشتری با دیگران دارند، بلکه کیفیت ارتباطات آن­ها بهتر است. نتایج چندین مطالعه نشان داده است که مردم شاد همدیگر را بیشتردوست دارند وبیشتر به وسیله دیگران دوست داشته می­شوند وکسانی که وقت بیشتری را با آن­ها می­گذرانند، می­گویند بازهم دوست دارند آن­ها را ملاقات کنند. افراد شاد به احتمال بیشتری تن به ازدواج می دهند و از کودکان­شان بهتر نگهداری می­کنند(آرگایل، 1386: 237).

 

فرضیه­های تحقیق

 - بین سرمایه اجتماعی برون گروهی و شادی رابطه وجود دارد.

- بین سن و شادی رابطه وجود دارد.

- میانگین شادی برحسب جنسیت در بین شهروندان تهران متفاوت می­باشد.

- میانگین شادی برحسب وضعیت تاهل در بین شهروندان تهران متفاوت می­باشد.

- میانگین شادی بر حسب تحصیلات در بین شهروندان تهران متفاوت می­باشد.

- میانگین شادی برحسب وضعیت اشتغال در بین شهروندان تهران متفاوت می­باشد.

- میانگین شادی برحسب درآمد خانواده ها در بین شهروندان تهران متفاوت می­باشد.

ابزار وروش

روش تحقیق پژوهش پیمایشی می­باشد. ابزار گردآوری داده­ها، از ابزار پرسشنامه استاندارد به صورت بسته پاسخ در قالب سوال­ها و گویه­هایی عمدتاً در سطح سنجش رتبه­ای و در قالب طیف لیکرت استفاده شد.

 

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری اولیه این تحقیق شهروندان بالای 18 سال تهران می­باشد که با توجه به وسعت جامعه آماری و دغدغه تحقیق مبنی بر معرف بودن نمونه آماری با توجه به تحقیقات قبلی هم­چون تحقیق فیروزآبادی و همکاران­که تهران را به سه پهنه بالا، متوسط و پایین تقسیم­بندی­کرده­اند، درپژوهش حاضر به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای از هر پهنه یک منطقه به صورت تصادفی ساده انتخاب شد که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 412 نفر به دست آمد، و سپس سهم هرمنطقه با نمونه­گیری متناسب با حجم مشخص گردید و سپس بعد از انتخاب بلوک­ها از طریق پرسشنامه به جمع­آوری داده­ها پرداخته شد.

 

جدول شماره (1): جامعه آماری

 

طبقه­بندی مناطق

مناطق در جامعه

منطقه در نمونه

1

پهنه توسعه­ای بالا

1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 22

4

 

2

پهنه توسعه­ای متوسط

7 ، 8 ، 11 ، 13 ، 14 ، 15 ، 20 ، 21

11

 

3

پهنه توسعه­ای پایین

9 ، 10 ، 12 ، 16 ، 17 ، 18 ، 19

16

 

               

 

بدین ترتیب جامعه آماری ما در این تحقیق جمعیت 3 منطقه ازمناطق 22 گانه شهرداری تهران می­باشد که مجموع جمعیت این مناطق 1508699 نفر می­باشد.

 n= 141508699أ— 3/8416 أ— 0.1721508699 أ— 0.0016 + 3/8416 أ—0.172 "> =412

 n= 14996880.702414.57">  =412

پایایی

به منظور بررسی پایایی اولیه پژوهش حاضر یک پیش­آزمون اجرا کردیم که 30 پاسخگو را شامل می­شد بدین ترتیب پرسشنامه سرمایه اجتماعی برون ­گروهی و شادی در اختیار جامعه آماری مورد نظر قرار گرفت. که ضریب آلفای کرونباخ برای سرمایه اجتماعی برون­گروهی 812/0 برای شادی 798/0 به دست آمد که قابل قبول بودن پایایی متغیرها را نشان می­دهد.

 

یافته­ها

یکی از متغیر­های جمعیت­شناختی در پژوهش حاضر، جنسیت می­باشد که از 415 نفر نمونه آماری (3/44) درصد را زنان و (6/55) درصد را مردان تشکیل می­دهند. در رابطه با متغیر تحصیلات­ که درسطح رتبه­ای اندازه­گیری شده است­که بی­سواد (17 نفر)، دیپلم (89 نفر)، کاردانی (92 نفر) مدرک­ کارشناسی (163 نفر)، کارشناسی ارشد (51 نفر) و دکتری (3 نفر) بودند. در رابطه با وضعیت تاهل (5/37) درصد را مجردین و (4/62) درصد را متاهلین تشکیل می­دهند. در رابطه با سن پاسخگویان بیشترین سهم را بازه سنی 18 تا 30 سال تشکیل می­دهند.

همان ­طوری­ که در جدول مشاهده می­شود با توجه به ضریب­ همبستگی و سطح معنی­داری کمتر از (05/0) رابطه بین سرمایه اجتماعی برون گروهی با شادی رابطه مستقیم و معنی­دار می­باشد. بدین معنی که با افزایش و کاهش سرمایه اجتماعی برون­گروهی، شادی هم افزایش یا کاهش می­یابد. ولی بین سن و شادی با توجه به ضریب معنی­داری بیشتر از (0.05) رابطه­ای وجود ندارد و این فرضیه تایید نمی­شود.

 

                                     جدول شماره (2):  ضریب همبستگی بین سرمایه برون گروهی، سن  با  شادی

فرضیه

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

تعداد مشاهدات

سرمایه اجتماعی برون گروهی

44/0

000/0

378

سن و شادی

010/0

848/0

378

 

- بین درآمد و شادی رابطه وجود دارد.

در رابطه با این فرضیه نیز متغیر پیش بین و پاسخ هر دو در سطح فاصله­ای اندازه­گیری شده­اند و لذا می­توان از ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین این دو متغیر استفاده کنیم. با توجه به این که سطح معنی­داری کمتر از (05/0) می­باشد لذا نتیجه می­گیریم که متغیر درآمد با شادی ارتباط دارد. بدین معنی که افرادی که درآمد بالاتری دارند، شادی بیشتری را تجربه می­کنند. و کسانی که درآمد کمتری دارند، شادی کمتری را تجربه می­کنند.

 

                                                           جدول شماره (3): ضریب همبستگی درآمد و شادی

 

شادی

درآمد خانواده

ضریب همبستگی

392/0

سطح معنی­داری

028/0

تعداد مشاهدات

378

 

در ارتباط با فرضیه رابطه بین جنسیت و شادی با توجه با این­که جنسیت در سطح اسمی دو حالته و شادی در سطح فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفته است، لذا از آزمونT  استفاده می­شود. که با توجه به غیر معنادار بودن این آزمون فرضیه رابطه بین جنسیت و شادی تایید نمی­شود، بدین معنی که میانگین شادی در بین مردان و زنان تفاوت معنی داری ندارد.

 

  جدول شماره (4): جدول ضرایب مربوط به آزمون t   شادی

 

آزمون لیونز

آزمون T برای مقایسه میانگین دو گروه

 

 

 

F

معناداری

T

درجه آزادی

معناداری

انحراف از میانگین

خطای استاندارد میانگین

شادی

با فرض برابری واریانس

16/0

168/0

90/0-

367

365/0

97/0-

07/1

 

 

 

 

 

 

 

 

با فرض نابرابری واریانس

 

 

90/0-

342

365/0

97/0-

08/1

 

 

 

 

 

 

 

 

در رابطه با فرضیه وضعیت تاهل و شادی هم از آزمون  Tاستفاده شده است. لذا با دقت در جدول (5) در می­یابیم که با توجه به معناداری کمتر از (0.05) این فرضیه مورد تایید قرار می­گیرد و نتیجه می­گیریم که شادی بین مجردین ومتاهلین تفاوت معنی­داری دارد. نتایج نشان می­دهدکه متاهلین بیشتر از مجردها میزان شادی را تجربه می­کنند.

   جدول شماره (5): ضرایب مربوط به آزمون t شادی

 

آزمون لیونز

آزمون T برای مقایسه میانگین دو گروه

 

 

 

F

معناداری

T

درجه آزادی

معناداری

انحراف از میانگین

خطای استاندارد میانگین

شادی

 

با فرض برابری واریانس

28/0

   000/0

 75/2 

367

023/0

85/1

72/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با فرض نابرابری واریانس 

 

 

  75/2

356

023/0

85/1

72/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                     

در رابطه بین دو فرضیه رابطه بین تحصیلات و شادی و همچنین رابطه بین وضعیت اشتغال و شادی  از آزمون F استفاده شده است که با توجه مقدارآماره F و معنی­داری آن رابطه بین این دو متغیر با شادی مورد تایید قرار می­گیرد.

    جدول شماره (6): ضرایب فرضیه سطح تحصیلات و شادی

 

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی­داری

میان گروهی

439

4

87

55/2

038/0

درون گروهی

39042

372

104

کل

39482

376

 

 

 

 

 

جدول شماره (7): آنوا مربوط به متغیر شغل و شادی

 

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی­داری

میان گروهی

1176

3

13/392

83/3

010/0

درون گروهی

38130

373

22/102

کل

39307

376

 

 

 

 

جدول شماره (8): ضرایب مربوط به آزمون تعقیبی  LSD

طبقات

 

انحراف از میانگین

خطای استاندارد

معناداری

بیکار

کارمند دولتی

57/3-

30/1

006/0

بازاری

94/4-

77/1

005/0

شغل آزاد

53/3-

47/1

017/0

کارمند دولتی

بیکار

57/3

30/1

006/0

بازاری

37/1-

70/1

980/0

شغل آزاد

034/0

39/1

042/0

بازاری

بیکار

94/4

77/1

005/0

کارمند دولتی

37/1

70/1

421/0

شغل آزاد

40/1

1.83

044/0

شغل آزاد

بیکار

53/3

47/1

017/0

 

کارمند دولتی

034/0-

39/1

098/0

 

بازاری

40/1-

83/1

044/0

 

همان­طور که در جدول فوق مشخص است زیر­گروه­های مربوط به شغل­ها نشان می­دهد که  بدلیل  سطح ­معناداری کمتر از 05/0، تفاوت معناداری در شادی را تجربه می­کنند.

 

تحلیل رگرسیون چندمتغیری بین متغیرهای مستقل و وابسته

 

جدول شماره (9): جدول تحلیل واریانس

مدل

مجموع مربعات[5]

درجه آزادی

میانگین مربعات[6]

آماره F

معناداری

رگرسیون[7]

27/4443

12

27/370

60/4

000/0

باقی­مانده[8]

70/11180

139

43/80

 

 

کل

97/15623

151

 

 

 

 

جدول مربوط به تحلیل واریانس با توجه به معناداری­کمتر از (05/0) حاکی از این است که مدل مورد نظر قابل قبول بوده و مدل قابلیت تبیین واریانس متغیر وابسته را دارد.

جدول (10) نشان می­دهد که متغیرهای سرمایه اجتماعی برون­ گروهی، تحصیلات، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال و درآمد در پیش­بینی متغیر وابسته نقش بسزایی دارند و آن را تبیین می­کنند.

 

جدول شماره (10): ضرایب رگرسیونی  متغیر های مستقل بر متغیر وابسته

متغیرهای مستقل

ضریب رگرسیون

استاندارد نشده [1]

ضریب رگرسیون استاندارد شده[1]

آماره T

معناداری

B

STD.ERROR

BETA

عدد ثابت [1]

61/89

77/12

 

01/7

000/0

سرمایه اجتماعی برون گروهی

14/0

11/0

10/0

24/1

037/0

سن

17/0-

10/0

0.19-

71/1-

67/0

جنسیت

18/3

70/1

15/0

87/1

64/0

تحصیلات

25/0

79/0

28/0

32/0

027/0

وضعیت تاهل

85/2

36/2

13/0

20/1

023/0

وضعیت اشتغال

96/0

85/0

10/0

13/1

025/0

درآمد

85/6

000/0

05/0

63/0

012/0

 

بحث و نتیجه­گیری

هدف ما درپژوهش حاضر بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی برون­گروهی و شادی دربین شهروندان تهران می­باشد. سرمایه اجتماعی جامعه، مقوله­ای است که مستقیم یا غیر مستقیم، خواسته یا ناخواسته با نگرش­ها و دیدگاه­های افراد جامعه ارتباط دارد. براین اساس مطالعه سرمایه اجتماعی در یک جامعه می­تواند درثبات و نگهداشت نظام اجتماعی­کشور موثر و مفید باشد و ازطرفی برطبق مطالعات زیادی سرمایه اجتماعی از نوع برون­ گروهی آن در ایجاد شادی و نشاط در بین مردم نقش بسزایی را دارد. یافته­های پژوهش حاضر نشان می­دهندکه سرمایه اجتماعی برون ­گروهی باشادی رابطه مستقیم و مثبت داردکه با مطالعه کاتارزینا گرویک، کووما و همکارانش، کامان و فلت همخوانی دارد. در توجیه این همبستگی می­توان­ گفت که سرمایه اجتماعی برون ­گروهی از طریق به وجود آوردن اعتماد عام خارج از حوزه خانواده و خویشاوندی، ارتباط مثبت وسازنده با دیگران، احساس نزدیکی بیشتر با دیگران بسترهای فراوانی را برای شادی و نشاط مردم فراهم می­سازد. یافته­های پژوهش حاضر هم­چنین نشان می­دهد که سن با شادی و نشاط شهروندان تهران رابطه­ای ندارد، که با یافته­های مطالعات کشاورز و همکارانش همخوانی دارد. در یافته­ای دیگرشادی دربین مرد و زن از پاسخگویان این پژوهش تفاوتی را نشان ندادکه با یافته­های داینر و همکاران همخوانی دارد. در این پژوهش بین وضعیت تاهل و شادی رابطه معنی­دار و مثبت وجود دارد که با یافته­های­کشاورز و همکارانش همخوانی ندارد. در توجیه این ارتباط می­توان گفت که افراد با ازدواج در واقع پلی را بین خانواده خود و خانواده و خویشاوندان همسرخود ارتباط صمیمی برقرار می­کند و این ارتباط توام با محبت در به وجودآوردن شادی ونشاط برای افراد نقش بسزایی را بازی می­کند. در ارتباط با فرضیه وضعیت اشتغال و شادی پژوهش حاضر معنی­داری مثبتی را نشان می­دهد که با یافته­های کشاورز همسویی ندارد. به نظر می­رسد که اشتغال به عنوان یک تضمین برای آرامش و رفاه اجتماعی افراد عمل می­کند و در واقع اشتغال زمینه­های ارتباط موثر را در  محیط کاری به وجود می­آورد و همین امر موجبات گشایش خاطر را برای افراد فراهم می­کندکه درشادی پاسخگویان تاثیر زیادی دارد. ما در رابطه با فرضیه تحصیلات و شادی هم رابطه معنی­داری را می­بینیم که با یافته­های کشاورز و همکارانش همسویی ندارد. روشن است که افراد با حضور در دانشگاه و کسب علم و دانش به نوعی به رفاه و آسایش خاطر می­رسد و در واقع، واضح هم است که افراد با کسب دانش به بهترین وجهی در کسب سرمایه اجتماعی برون گروهی گام بر می­دارد و از این طریق موجبات شادی و نشاط خود را ازطریق ارتباط بیرون ازحلقه محدود و آشنای خودشان و با پل زدن بین افراد با قومیت­ها و نژادهای مختلف فراهم می­سازد. در این پژوهش درآمد با شادی رابطه معنی­دار و مثبت را نشان می­دهد که با یافته­های کلارک و اسوالد همخوانی دارد. از آن­جا که درآمد دسترسی به منابع بیشتر را برای افراد فراهم می­سازد واعتماد به نفس را دربرقراری ارتباط با دیگران میسر می­کند، می­تواند موجد شادمانی برای آن­ها هم باشد. در خصوص نتایج پژوهش حاضر پیشنهادهایی به ترتیب زیر ارائه می­شود.

-        تنظیم برنامه­های شادی آفرین درتهران برمبنای تنوع فرهنگی و هنجاری تهران مثلاً تولید انواع برنامه­ها متناسب با سلایق فرهنگی و قومی تهران در قالبی همساز با سرمایه اجتماعی برون گروهی، دولت و نهادهای مسئول می­توانند ازطریق تسهیلات اوقات وفراغت و آموزش خصوصاً برای طبقات پایین به کاهش بیکاری و افزایش رضایت شغلی به منظور افزایش و بسط شادی و احساس شادمانی در بین مردم گام­هایی بردارد.

 

منابع

آرگایل، م. (1382). روان­شناسی شادی.  ترجمه: ف، بهرامی و دیگری. اصفهان، انتشارات جهاد دانشگاهی.

ادیبی­سده؛ و دیگری. (1389). سنجش سرمایه اجتماعی میان گروهی (طیف سام). فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال دهم، شماره 38.

تنهایی، ا؛ و دیگری. (1387). مطالعه جامعه­شناختی شادی در نظریه رفتار جمعی و جنبش اجتماعی هربرت بلومر. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان، سال 4، شماره 3.

کامران، ف؛ و همکاران. (1387).  بررسی رابطه سرمایه اجتماعی شبکه و سلامت روان. فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال دوم، شماره 3.

 کشاورز، ا؛ و دیگری. (1387). رابطه بین سرزندگی و ویژگی­های جمعیت­شناختی با شادکامی در مردم شهر اصفهان. مطالعات روان­شناختی. دوره 4، شماره 4.

موسوی، م؛ و دیگری. (1385). طرح پژوهشی سرمایه اجتماعی در ایران، وضعیت موجود دور نمای آینده و امکان­شناسی گذار (چالش­ها و چاره­ها).  تهران: سازمان ملی جوانان.

میرشاه­جعفری، ا. (1381). شادمانی و عوامل موثر بر آن. تازه­های علوم­شناختی. سال 4، شماره 3.

نصرآبادی، ب؛ و دیگری. (1388). بررسی سطح شادی در کارکنان دانشکده­های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. فصلنامه سلامت کارایران. دوره 6، شماره 3.

نصیری، م. (1387). سرمایه اجتماعی و تاثیر آن بر سیاست­گذاری. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

Argyle, M. & Furnham, A. (1983). Sources of satisfaction and conflict in long- term relationship. Journal of marriage, and family. 45, pp: 481-491.

Bjornskov, ch. (2008). Social capital and happiness in the united states. Applied research quality of life. department of  economics, 3:43-62.

Chau, yuan, K. (2002). Modeling social capital and growth. University Melbourne, Research paper Number 865.

Campbell, A. (1981). The sense of well-being in America.New York, MCGrow – Hill.

Perna, L. W. & Titus, M. A. (2005). The Relationship between parental involvement as social capital and college Enrollment: An independent Relationship. American sociological Review.Vol. 67, No. 5, pp. 485.

Diener, E, Lucas, R. (1999). Personality and subjective well-being.

Matlin, M, & Garon, v, j. (1979). Individual differences in Pollyannaism. Journal of personality Assesment, 43, 471-412.

 

 



1. عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی؛ گروه رفاه اجتماعی، تهران- ایران.

E-mail: tr_mousavi@yahoo.com

2. عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی؛ گروه رفاه اجتماعی، تهران- ایران.

3. کارشناس ارشد علوم اجتماعی (رفاه اجتماعی)؛ دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران- ایران.

E-mail: davood.qasemzade@gmail.com

1. Growiec

1. Self- actualization

1. Kamman 

2. Flett

[5]. Sum of squares

[6]. Mean squares

[7]. Regression

[8]. Residual

آرگایل، م. (1382). روان­شناسی شادی.  ترجمه: ف، بهرامی و دیگری. اصفهان، انتشارات جهاد دانشگاهی.

ادیبی­سده؛ و دیگری. (1389). سنجش سرمایه اجتماعی میان گروهی (طیف سام). فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال دهم، شماره 38.

تنهایی، ا؛ و دیگری. (1387). مطالعه جامعه­شناختی شادی در نظریه رفتار جمعی و جنبش اجتماعی هربرت بلومر. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان، سال 4، شماره 3.

کامران، ف؛ و همکاران. (1387).  بررسی رابطه سرمایه اجتماعی شبکه و سلامت روان. فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال دوم، شماره 3.

 کشاورز، ا؛ و دیگری. (1387). رابطه بین سرزندگی و ویژگی­های جمعیت­شناختی با شادکامی در مردم شهر اصفهان. مطالعات روان­شناختی. دوره 4، شماره 4.

موسوی، م؛ و دیگری. (1385). طرح پژوهشی سرمایه اجتماعی در ایران، وضعیت موجود دور نمای آینده و امکان­شناسی گذار (چالش­ها و چاره­ها).  تهران: سازمان ملی جوانان.

میرشاه­جعفری، ا. (1381). شادمانی و عوامل موثر بر آن. تازه­های علوم­شناختی. سال 4، شماره 3.

نصرآبادی، ب؛ و دیگری. (1388). بررسی سطح شادی در کارکنان دانشکده­های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. فصلنامه سلامت کارایران. دوره 6، شماره 3.

نصیری، م. (1387). سرمایه اجتماعی و تاثیر آن بر سیاست­گذاری. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

Argyle, M. & Furnham, A. (1983). Sources of satisfaction and conflict in long- term relationship. Journal of marriage, and family. 45, pp: 481-491.

Bjornskov, ch. (2008). Social capital and happiness in the united states. Applied research quality of life. department of  economics, 3:43-62.

Chau, yuan, K. (2002). Modeling social capital and growth. University Melbourne, Research paper Number 865.

Campbell, A. (1981). The sense of well-being in America.New York, MCGrow – Hill.

Perna, L. W. & Titus, M. A. (2005). The Relationship between parental involvement as social capital and college Enrollment: An independent Relationship. American sociological Review.Vol. 67, No. 5, pp. 485.

Diener, E, Lucas, R. (1999). Personality and subjective well-being.

Matlin, M, & Garon, v, j. (1979). Individual differences in Pollyannaism. Journal of personality Assesment, 43, 471-412.