بررسی جامعه‌شناختی ورود زیست ‌فناوری‌های باروری به مقوله‌ مادری

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، گروه جامعه‌شناسی؛ تهران- ایران (نویسنده مسئول).

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

چکیده

تجربه­ مادری در زنان نابارور، تجربه­ای یکپارچه نیست و می­توان آن­ را به سه گونه مادری اجتماعی، بیولوژیک و ژنتیک تقسیم­بندی کرد که در هریک از روش­های درمان ناباروری، ابعاد یکپارچه این تجربه، مخدوش می­گردد. این­مقاله به ابعاد اجتماعی ورود زیست­فناوری­های کمک باروری به مقوله­ مادری می­پردازد. بدین ترتیب، درمان­هایی­­که در آن شخص سوم به فرآیند درمان وارد می­شوند، واجد ابعاد اجتماعی پیچیده­تری نسبت به درمان­های بدون نیاز به شخص سوم است. در این مقاله به بررسی «زیست­فناوری­های باروری به مثابه­ تجربه درد»، بسط و تحلیل موضوعِ «واسطه­گری در اهدا» و «دلایل و انگیزه­های اهدا و تبعات اجتماعی آن» پرداخته شده است. در پایان این مقاله نتیجه می­گیرد که در درمان­های ناباروری چه با منشا زنانه و چه مردانه، علاوه بر آن ­که بارِ اصلی تبعات جسمانی درمان بر عهده­ زنان است، بار اجتماعی ورود زیست­فناوری­ها به مقوله­ درمان  نیز بیشتر زنان را متاثر می­سازد. بنابراین آن­ چه پدیده­ زنانه­ بودن مادری قلمداد می­شود، در درمان­های ناباروری نیزنمود دارد. بااین وجود باتوجه به کنترلِ بیشتر مردان بر منابعاقتصادی خانواده، در بسیاری موارد، تصمیم­گیری نهایی در خصوص آغاز یا تداوم فرآیند درمان از طریق زیست­فناوری­های باروری، با مردان است.   

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Sociological examination of fertility biotechnologies in maternal issues

نویسندگان [English]

  • Amir Masoud Amir Mazaheri 1
  • Mansore Sharifi 2
چکیده [English]

Motherhood experience is not unified in infertile women and it can be divided to three types of social motherhood, biological motherhood and genetic motherhood. In each of infertility treatments, the unified dimensions of this experience are flawed. This study examines the help of fertility biotechnologies in maternal issue. Thus treatments in which the third person enters to the treatment process, have more complex social dimensions than treatments without the need for the third person. In this study, "fertility biotechnologies as the pain experience" was examined, and "donation intermediary" and "reasons and motivations of donation and its social consequences" were extended and analyzed. The study concludes that in the treatment of infertility whether with feminine or masculine origins, not only the main burden of physical side effects is for women, but also, the social burden of biotechnologies in treatment is affected women. So, what is considered as the motherhood phenomenon is also viewed in infertility treatments. However, due to the men's greater control over the economic resources of the family, in many cases, the final decision on starting or continuing the treatment process through fertility biotechnologies, is made by men.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Biotechnology
  • Infertility
  • motherhood
  • assisted fertility technologies
  • third person treatments

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال سوم، شماره دوازدهم، پائیز 1390

ص ص 105-91

 

 

 

 

 

      بررسی جامعه­شناختی ورود زیست ­فناوری­های باروری به مقوله­ مادری

دکتر امیرمسعود امیرمظاهری[1]

                                                  منصوره شریفی[2]                         

تاریخ دریافت مقاله:8/11/1392       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:20/12/1392

چکیده

تجربه­ مادری در زنان نابارور، تجربه­ای یکپارچه نیست و می­توان آن­ را به سه گونه مادری اجتماعی، بیولوژیک و ژنتیک تقسیم­بندی کرد که در هریک از روش­های درمان ناباروری، ابعاد یکپارچه این تجربه، مخدوش می­گردد. این­مقاله به ابعاد اجتماعی ورود زیست­فناوری­های کمک باروری به مقوله­ مادری می­پردازد. بدین ترتیب، درمان­هایی­­که در آن شخص سوم به فرآیند درمان وارد می­شوند، واجد ابعاد اجتماعی پیچیده­تری نسبت به درمان­های بدون نیاز به شخص سوم است. در این مقاله به بررسی «زیست­فناوری­های باروری به مثابه­ تجربه درد»، بسط و تحلیل موضوعِ «واسطه­گری در اهدا» و «دلایل و انگیزه­های اهدا و تبعات اجتماعی آن» پرداخته شده است. در پایان این مقاله نتیجه می­گیرد که در درمان­های ناباروری چه با منشا زنانه و چه مردانه، علاوه بر آن ­که بارِ اصلی تبعات جسمانی درمان بر عهده­ زنان است، بار اجتماعی ورود زیست­فناوری­ها به مقوله­ درمان  نیز بیشتر زنان را متاثر می­سازد. بنابراین آن­ چه پدیده­ زنانه­ بودن مادری قلمداد می­شود، در درمان­های ناباروری نیزنمود دارد. بااین وجود باتوجه به کنترلِ بیشتر مردان بر منابعاقتصادی خانواده، در بسیاری موارد، تصمیم­گیری نهایی در خصوص آغاز یا تداوم فرآیند درمان از طریق زیست­فناوری­های باروری، با مردان است.  

  واژگان کلیدی: زیست­فناوری، ناباروری، مادری، تکنولوژی­های نوین کمک باروری، درمان­های شخص سوم.

 

 

مقدمه

واژه­ زیست‌فناوری (بیوتکنولوژی)، نخستین بار در سال ۱۹۱۹ از سوی کارل ارکی[3] به مفهوم کاربرد دانش­های پزشکی و زیستی و اثر مقابل آن در فناوری‌های ساخت بشر به کار برده شد. به طور کلی هر گونه کنش هوشمندانه بشر در آفرینش، بهبود و عرضه فرآورده‌های گوناگون با استفاده از جانداران، بویژه از طریق دستکاری آن‌ها در سطح مولکولی در حیطه­ زیست‌فناوری، قرار می‌گیرد. نام این دانش از این رو در ایران با نام "بیوتکنولوژی[4]" شناخته می­شودکه این نام­گذاری در تقریباً تمام کشورهای جهان با همین نام شناخته می­شود.

  بیوتکنولوژی را دریک تعریف کلی بکارگیری فرایندهای زیستی درصنایع تولیدی یاخدماتی دانسته‌اند. تعریف ساده این پدیده نوین عبارت است از دانشی که کاربرد یکپارچه­ فناوری‌های تولید را در سامانه‌های زیستی به دلیل استفاده‌ای که در سرشت بین رشته‌ای علوم دارند، مطالعه می‌کند. زیست­فناوری­ها «با مغشوش کردن تمایز میان آن­چه طبیعی است و آن­چه ساخته­ی آدمی است شکل خاصی از پزشکی شدن تجربه­ی مادری را رقم می­زند»(قاضی­طباطبایی و دیگری: 1387).

در شرایط طبیعی، تجربه­ی مادری، تجربه­ای یکپارچه[5] است اما در زمان بروز ناباروری، چه با منشاء زنانه و چه مردانه، این تجربه واجد یکپارچگی نیست و ابعاد سه گانه­ی آن آشکار می­شود: مادری دارای سه بعداست: مادری ژنتیک، مادری بیولوژیک، مادری­اجتماعی. مادری ژنتیک­حالتی است­که جنین حاصل تخمک زن است. در نتیجه، ژنتیک مادر به فرزند منتقل می­شود. در تخمک اهدایی این ارتباط میان مادر و کودک وجود ندارد.  مادری بیولوژیک، به معنای رشد جنین در رحم مادر است، بنابراین در روش "رحم جایگزین" که در عرف به آن "رحم اجاره­ای" گفته می­شود، ارتباط بیولوژیک مادر با فرزند قطع می­شود. مادری اجتماعی ناظر بر رشد کودک از تولد تا مرگ است.

در اکثر تعاریف، ناباروری را "عدم حاملگی پس از یک­ سال مقاربت بدون جلوگیری" تعریف کرده­اند: «ناباروری[6] به «رخ ندادن حاملگی به ­دنبال یک سال نزدیکی جنسی محافظت نشده (بدون استفاده از روش­های جلوگیری از حاملگی)» گویند(بِرِک و نواک، 2007: 1090). «براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی[7]، ناباروری در سراسر جهان بطور تقریبی در 8 تا 12 درصد زوج­هایی که در سن باروری (15 تا 49 سال) هستند وجود دارد»(ایزدیار: 1390).

روش­های درمان ناباروری مورد بررسی در این پژوهش، در یک تقسم­بندی کلی به دو دسته تقسیم می­شوند:

الف) درمان­های بدون نیاز به شخص سوم شامل:

1. Intra Uterine Insemination (IUI)

  1. In Vitro Fertilization (IVF)
  2. Intra Cytoplasmic injection (Micro Injection)

اگر چه روش­های درمانی محدود به این سه روش نیست اما این سه پر کاربردترین و معمول­ترین روش­هایی است که در ایران کاربرد دارند.

ب) درمان­های شخص سوم شامل:

1. تخمک اهدایی 2. رحم جایگزین 3. جنین اهدایی 4. اسپرم اهدایی.

در هر یک از درمان­های شخص سوم نیز از روش­های فوق استفاده خواهد شد با این تفاوت که در پروسه­ی درمان، از تخمک، جنین، رحم و یا اسپرم شخصی غیر از زوج نابارور استفاده می­شود و از همین رو است که به آن درمان­های شخص سوم می­گویند.

 در بسیاری موارد در بروز ناباروری، مسئولیت ناباروری به زن نسبت داده می­شود و احساس حقارت، گناه و افسردگی و بی­کفایتی غالباً همراه با مفهوم ناباروری است. هنوز هم زنانی هستندکه نخست (پیش از همسرشان)  ناباروری خود را آزمایش می­کنند و حتی در برخی موارد، زنان به دلیل حمایت از شوهر، عامل ناباروری شوهر را درجامعه به خود نسبت می­دهند تا بدین طریق شوهرشان را از انگ­های اجتماعی برهانند. زنی­که نابارور است تحت فشار اجتماعی بسیار شدیدی به خصوص ازجانب خانواده­ی شوهر، قرار دارد تا یا به همسر دومِ شوهرش تن در دهد و یا از وی جدا شود.

بار درمانی، حتی در حالتی که ناباروری دارای عاملی مردانه است، بر روی زنان است. بدین ترتیب، بیشتر بارِ جسمی درمان بر دوش زنان است و عوارض جسمی درمان نیز  دامن آنان را خواهد گرفت. این درحالی است ­که کنترل باروری از طریق ART بیشتر در اختیار مردان قرار دارد. زیرا این درمان­ها عموماً هزینه­ی بالایی دارند و از آن جا که کنترل منابع مالی در خانواده­های ایرانی، بیشتر برعهده مردان است، در نتیجه چندان دور از انتظار نخواهد بود اگر بگوییم کنترل بر درمان تصمیم نهایی در خصوص آغاز یا ادامه­ درمان نیز در اختیار مردان است.

از سوی دیگر، نظام قانونی ایران متاثر از فقه دریافت تخمک و جنین اهدایی را به رسمیت می­شناسد اما دریافت اسپرم را به دلیل ابعاد شرعی موضوع، نمی­پذیرد. بنابراین اگر زن مشکل ناباروری نداشته باشد و شوهرش فاقد اسپرم باشد، به ناچار می­بایست "جنین اهدایی" را بپذیرد. به بیان دیگر، زن در این حالت از حق خود در انتقال ژنتیک محروم است چون اکثر فقها ورود اسپرم مرد دیگری به وی را جایز نمی­دانند اما دریافت جنین، از سوی قانون­گذار به رسمیت شناخته می­شود. بدین ترتیب، در زوجی که زن سالم و مرد نابارور است، زن از حق خود مبنی بر انتقال ژنتیک، محروم خواهد شد.

مساله انتقال ژنتیک زمانی ابعاد جالب­تری به خود می­گیرد که می­بینیم، زنی که فاقد تخمک است، با پذیرش­تخمک اهدایی، موضوع قطع ارتباط ژنتیک باجنین را این­گونه برای خودتوجیه می­کندکه «ژنتیک همسرم منتقل می­شود و از این طریق پذیرش در مواجهه با تخمک اهدایی شکل می­گیرد»(ایزدیار: 1390).

 

مبانی نظری

«نوآوری­های فن­آورانه در حوزه­ی پزشکی و باروری، با ارایه­ی رویکردها و شیوه­های نوین جایگزینی برای باروری طبیعی و فرآیندهای طبیعی مربوط به آن، تعریف دوباره­ای ازمفاهیم، مسایل و تجربیات مهم انسانی و اجتماعی مانند خانواده، ازدواج، خویشاوندی، نژاد و صفات پدری مادری خواهری و برادری ارایه می­دهد و این تعایف را با سنخ­بندی دوباره یا ساخت دوباره­ ]ساخت­بندی مجدد [مفاهیم اجتماعی مواجه می­سازد»(قاضی­طباطبایی و دیگری: 1387).

اساساً «نسبت به این تکنولوژی­ها دو رویکرد وجود دارد: در رویکرد خوش­بینانه گریگوری استاک (2002) که پیشنهاد می­کند به جای پرداختن به نگرانی­های ناشی از این علم- فناوری­ها، از قابلیت­های آن برای خلق دنیایی بهتر و جمعیتی سالم­تر و بارورتر استفاده کنیم.

و دررویکرد دیگر، فرانسیس فوکویاما (2002)، یورگن هابرماس (2003) و رفکین (1998) به دلالت­ها و مسایل معرفت­شناختی، هستی­شناختی، اخلاقی، ایدئولوژیک و سیاسیِ علم فناوری­های نوین پزشکی از جمله زیست­فناوری پرداخته­اند. فوکویاما در کتاب "آینده­ی پسا انسانی ما" (2002) می­نویسد کاربرد این فناوری­ها به شکلی ریشه­ای سرشت انسان را تغییر خواهد داد و ما را وارد دوره­ یا مرحله­های جدیدی از تاریخ خواهد کرد. هابرماس نیز در کتاب "آینده سرشت انسان" (2003) براهمیت اخلاقی و فلسفی علم- فناوری­ها تاکید دارد. از نظر وی، پیشرفت زیست­فناوری تمایز بین آن­چه طبیعی است و آن­چه انسان­ها خود خلق کرده­اند را مغشوش کرده است»(همان).

تکنولوژی­های باروری، در میان فمینیست­ها نیز موافق و مخالف دارد:

دسته نخست کسانی هستند که «باروری را علت ستم بر زنان می­دانند. شولامیث فایرستون[8] در کتاب "دیالکتیک جنس" مدعی شد مردسالاری ازنابرابری زیست­شناختی میان زن و مرد سرچشمه گرفته است (تانگ، 1387: 121). فایرستون معتقد بود «هر گاه زنان و مردان در نمایش تولید مثل، بازیگر نقش­­های ماهوی متفاوتی­نباشند، امکان محوتمامی نقش­های جنسی فراهم خواهدشد»(تانگ، 1387: 124). بنابراین او معتقدبود «آزادسازی زنان مستلزم انقلابی زیست­شناختی است ... و آن­چه این انقلاب را امکان­پذیرمی­کند، فناوری است. هنگامی­ که فایرستون کتاب دیالکتیک جنس را نوشت، تنها فناوری­های موجود برای مهار باروری­که کاربرد گسترده­ای داشت، پیشگیری ازبارداری، عقیم سازی وسقط جنین بود(همان: 123).

امروزه با گسترش زیست­فناوری­های کمک باروری، امکان مورد نظر فایرستون هرچند به ظاهر فراهم آمده است. درهمین راستا، «مارج پیرسی[9] یکی ازنویسندگان رادیکال فمینیست دررمان علمی تخیلی خود، «زن در لبه­ زمان»[10] روایت آرمانشهر خود را درقالب قصه زندگی غم­انگیز کانی راموس بیان می­کند(همان: 126). او به دنیایی در آینده به نام ماتوپوی­سِت رهسپار می­شود. در این دنیای آینده، تولید مثلِ مصنوعی وجود دارد: « نوزادان ازچیزی موسوم به "بچه­ساز" متولد می­شوند. تخمک­های بارور شده با اسپرم مرد در آزمایشگاه (که برای تولید طیف کامل تیپ­های نژادی و قومی و شخصیتی انتخاب شده­اند) در جفتی مصنوعی شروع به رشد می­کند ... او (کانی راموس) ابتدا ازبچه­ساز متنفر می­شود ... این جنین­ها را، انسان درست و حسابی نمی­داند و حتی برای آن­ها دل می­سوزاند چون هیچ زنی آن­ قدر دوست­شان ندارد که آن­ها را در زهدان خود حمل کند و با خون و اشک و عرق به دنیا آورد(همان: 127). این زن سرخ پوستِ قصه پیرسی، سرانجام تغییر عقیده می­دهد و متاثر از آن­چه در دنیای ماتوپوی­ست رخ می­دهد در می­یابد «بهایی­که باید برای محو تبعیض­های جنسی ونژادی وطبقاتی پرداخت، دست کشیدن ازتولید مثل طبیعی است»(همان: 127). دنیای این داستانِ پیرسی ونظریات فایرستون درحقیقت، نه تنها عاری ازنگاه انتقادی به زیست­فناوری­هایی است که یک دهه­ی بعد اختراع می­شوند، بلکه آن را عاملِ رهایی زنان از انقیاد مردسالاری می­پندارد.

گروه دوم، مخالفین و منتقدان ART هستند. در مواجهه­ با زیست­ فناوری­های کمک باروری و البته در مخالفت با فایرستون و پیرسی، تنها مذهبی­ها، محافظه­کارها وسایر گروه­های فمینیستی، حاضر نبودند؛ در درون فمینیسم رادیکال نیز، جریان­هایی به نقد آن پرداختند.

اینان معتقدند «طبیعت زنانه به خودی خود علت ستم بر زنان نیست بلکه این ستم، بیشتر معلول مهار این طبیعت بدست مردان­است. مهاری­که می‌تواند برحسب نحوه پیشرفت فناوری‌های باروری به وابستگی کامل بدل شود»(همان: 131). عزیزه­الحبیری[11] می­گوید «بعید است ستم بر زنان، با دست کشیدن از تنها منبع وابستگی مردان به ایشان پایان یابد ... فناوری باروری نه تنها به زنان آزادی نمی­بخشد بلکه برسلطه­ مردان بر آنان می­فزاید»(همان: 129). مری اوبرین[12] از فمنیست‌هایی است که به شدت به فناوری باروری خرده می‌گیرد. اومدعی بود «زنی­که بخواهد خود را ازقید کنترل مردبرهاند، باید این را بفهمدکه سرچشمه‌ ستم بر او در اصل همان چیزی است که منبع آزادی او نیز به شمار می‌آید. فرآیند تولیدمثل به رغم آن­که برای زن دام رنج­آوری بوده است، آزادی و امکانات دست نخورده‌ای را برای او درخود دارد»(همان: 130). این گروه از رادیکال فمنیست‌ها، براین عقیده‌اندکه «فناوری تولیدمثل، باقی­مانده قدرتی را که زنان هنوز در اختیار دارند به شدت تهدید می‌کند و نباید از مادریت طبیعی به سود مادریت مصنوعی دست کشید» (همان: 134).

 

روش

داده­های پژوهش از دو طریق گردآوری شده­اند: 1. روش اسنادی- کتابخانه­ای 2. روش دلفی. شیوه نمونه­گیری (در بخش دلفی) این تحقیق روش گلوله ­برفی[13] بوده و حجم نمونه شامل: 3 نفر مددکار اجتماعی حوزه­ ناباروری، 1 نفر ارولوژیست، 1 نفر متخصص زنان و زایمان، 1 نفر پرستار اتاق عمل، 1 نفر محقق جامعه­شناس در حوزه­ ناباروری و 1 نفر روان­شناس حوزه­ ناباروری، بوده است.

 

یافته­ها

1. زیست­فناوری­های باروری به مثابه­ی تجربه­ی «درد»

- تحمل درد برای مادر شدن:

اصولاً در جریان درمان ناباروری، انواعی از درد وجود دارد: «درد به دلیل عوارض ناشی از داروهای هورمونی، درد به دلیل عوارض ناشی از تحریک بیش از حد تخمدان ... و سایر دردهایی که بعضاً تنها به اندازه­ یک معاینه­ی مرسوم زنان می­تواند دردناک باشد. اما دردی که به دلیل شدت، برای آن از بی­هوشی سبک (حدود 20 دقیقه)» (مشارکت­ کننده شماره 6) استفاده می­شود، «درد ناشی ازفرآیند دریافت تخمک است» (مشارکت ­کننده شماره 3). «مادرانی که ناچار به تحمل این درد هستند شامل موارد زیر می­باشند:

  1. زنانی که روش درمانی آن­هاIVF  است.
  2. زنانی که روش درمانی آن­ها Micro است.
  3. زنانی که از روش رحم جایگزین استفاده می­کنند: این زنان نیز بدلیل استفاده از یکی از دو روش فوق­الذکر، شامل کسانی هستند این درد را تجربه می­کنند» (مشارکت ­کننده شماره 3).

بنابراین «استفاده از IUI، تخمک اهدایی و جنین اهدایی موجب بروز این درد، برای مادر نمی­شود» (مشارکت­ کننده شماره 3). نکته در این است که «با وجود مقادیر قابل توجه جنین فریز شده در ایران و جهان، هم­چنان استفاده از روش­های دردناک مذکور، شایع است در حالی که [به فرض در نظر نگرفتن سایر عوامل اجتماعی] می­توان از آن جنین­ها به عنوان جایگزینی برای روش­های IVF و Micro استفاده کرد» (مشارکت­ کننده شماره 8).

 برخی درمان­خواهان درخصوص علت تحمل این وضعیت، «احساس کمبود زن بودن را بعنوان انگیزه خود عنوان می­کنند ومعتقدند این درد، برای جبران این احساس کمبود است: "حقمه دردبکشم"، "عذاب وجدانم بابت این­که زن نیستم کم می­شه"» (مشارکت­ کننده شماره 3). از آن­جا که «در باور فرهنگی برخی، درد کشیدن موجب پاکی می­شود» (مشارکت­ کننده شماره 2)، «بندرت کسی به خاطر درد پروسه درمان را متوقف می­کند و یا منصرف می­شود» (مشارکت­ کننده شماره 3).

 

- تحمل درد، به جای مادرِ غیر ژنتیک:

این­که «زنی برای دست­یابی به کودک رویاهای خود» (مشارکت کننده شماره 1) حاضربه تحمل درد باشد، یک چیز است و «این­که زنی برای دست یافتن زن دیگری به کودک رویاهایش، درد و عوارض آن ­را تحمل کند» (مشارکت ­کننده شماره 2)، یک موضوعِ دیگر است. تحمل درد ناشی از روش­های IVF یا Micro در اهدا کنندگان تخمک، رخ می­دهد. این موضوع، می­تواند دو انگیزه داشته باشد:

  1. ایثار در اهدا کننده­ی شناس: دوست، خواهر یا ... کسانی که می­خواهند مادری را به آرزوی مادر شدنش برسانند (مشارکت ­کننده شماره 1 و 2).
  2. دریافت پول در اهدا کننده­ی ناشناس: «مبلغ دریافتی این زنان بابت اهدای تخمک، مبلغی بین 000/500 تا 000/750 تومان است. البته مشروط برآن­که واسطه­ای درمیان نباشد...»(مشارکت­ کننده شماره 2).
  3. اهدای تخمک به مثابه­ تجربه­ای متفاوت: این مورد بندرت رخ می­دهد اما توسط یکی از مشارکت ­کنندگان، گزارش شده است (مشارکت ­کننده شماره 1).

 

- تجربه درد پدران در درمان­های کمک باروری:

تمرکز این پژوهش بر مادری است اما اشاره به ابعاد پدر شدن از طریق روش­های درمان پیشرفته ناباروری، می­تواند بیانگر تفاوت دو جنس در تجربه­ی درد باشد. «در هیچ­ یک از روش­های درمانی، مرد دردی را متحمل نمی­شود. مگر در حالتی که عمل نمونه­برداری از بافت بیضه در کسانی ­که میزان اسپرم آنان صفر (آزو اسپرم) باشد» (مشارکت ­کننده­ شماره 4).

بنابراین، «درمان­های پیشرفته باروری، معمولاً درد جسمانی برای مردان به همراه ندارد. تنها بار مالی این درمان­ها را برای آنان به همراه دارد» (مشارکت­ کننده شماره 2).

 

2. واسطه­گری در اهدا

- حوزه­ی فعالیت واسطه­ها:

«در ایران واسطه­گری یا دلالی رسمی وجود ندارد» (مشارکت ­کننده شماره 3). این بدان معناست که «شرکت­ها یا موسساتی که آشکارا و رسمی فعالیت خود را واسطه­گری در درمان ناباروری تعریف کنند، دیده نمی­شود» (مشارکت­ کننده شماره 3). اما کارشناسان مشارکت ­کننده در پژوهش، از «وجود شبکه­هایی ازدلالان» (مشارکت­ کننده شماره 5 و 3)، پیرامون مراکزدرمانی سخن می­گویند. «باتوجه به فزونی تقاضای اهدا بر عرضه، در این ­دو حوزه­ درمانی، واسطه­گری رواج یافته است» (مشارکت ­کننده شماره 2):

  1. تخمک اهدایی: «یافتن اهدا کننده­ تخمک  باتوجه به پیامدهای جسمی و دشواری­های آن، برای گیرندگان چندان آسان نیست»(مشارکت ­کننده شماره 1). «برخی موسسات­درمانی ترجیح می­دهند، گیرنده خود اقدام به معرفی اهدا کننده نمایند (مشارکت­ کننده شماره 3). «اما در صورتی که گیرنده، تمایل به استفاده از تخمک اهدا کننده­ ناشناس داشته باشد و یا خود کسی را برای این منظور در دسترس نداشته باشد، ناچار است در انتظار معرفی اهدا کننده از سوی موسسه­ی درمان ناباروری باشد. متقاضیان دریافت اهدا، گاه سال­ها در نوبت دریافت تخمک باقی می­مانند» (مشارکت­ کننده شماره 1) ... در این ­جاست که واسطه­ها نقش­آفرینی می­کنند.
  2. رحم جایگزین: یافتن «حامل» از اهدا کننده­ی تخمک نیز دشوارتر است زیرا به علت دردسرها و مشکلات ناشی از بارداری تعداد کمتری از زنان حاضر به پذیرش  آن هستند(مشارکت ­کننده شماره 3).

 

- انواع واسطه­ها:

چهار گونه دلالی در زمینه­ی اهدای تخمک و یافتن حامل، قابل تفکیک است:

1. واسطه­گری سازمان یافته: همان­گونه­که عنوان شد، «هیچ شرکت یا موسسه­ای رسماً فعالیت خود را واسطه­گری در درمان ناباروری و یافتن اهدا کننده معرفی نمی­کند» (مشارکت­کننده شماره 3). اما «گروه­هایی هستند که به طور غیر رسمی، فعالیت سازمان ­یافته­ خود را معطوف به این تجارت نموده­اند. تمرکز این گروه بر طرف تقاضاست. یعنی آنان در تلاش­اند متقاضیانِ اهدا را بیابند» (مشارکت­ کننده شماره 2).

الف) مراکز درمان: «برخی مراکز ناباروری، خود با اهدا کننده طرف حساب هستند. این بدان معناست که آنان درصدی از محلِ واسطه­گری دریافت خواهند کرد» (مشارکت ­کننده شماره 2). «در ایران، مراکز درمان ناباروری، ترجیح می­دهند به صورت مستقیم درگیر این تجارت (واسطه­گری) نشوند زیرا علاوه بر پیامدهای قانونی احتمالی، حیثیت حرفه­ای آنان را به مخاطره می­اندازد» (مشارکت ­کننده شماره 3).

ب) واسطه­هایی­که برای موسسات درمانی اهدا کننده می­یابند: تفاوت این گروه با گروه نخست در آن است که تمرکز آنان برمراجعین به مراکزدرمانی است به بیان دیگر، این گروه خود اقدام به یافتن متقاضی نمی­کنند، بلکه تجارت خود را مبتنی بر معرفیِ اهدا کننده تخمک- حامل برای موسسات درمانی تعریف نموده­اند.

ج) واسطه­های غیر رسمی در قالب موسسات درمان ناباروری: «در برخی موسسات درمان ناباروری، کارکنانی هستند که اقدام به واسطه­گری می­نمایند» (مشارکت ­کننده شماره 3). اگرچه این عبارت، نباید اتهام­ زنی به خیل ­عظیم کارکنانِ شریف موسسات ناباروری تلقی گردد، اما هدف محقق آن است­که همه­ راه­های واسطه­گری را در این بخش، برشمارد. 

د) واسطه­های سازمان­نیافته: «این­گروه ازواسطه­ها، قابل مشاهده­ترین نوع دلالان هستند» (مشارکت­ کننده شماره 2). به طور مثال «گروهی واسطه در اطراف بیمارستان «خ» وجود دارند که زوجین متقاضی را می­یابند»(مشارکت­ کننده شماره 3). تفاوت این­گروه با گرو نخست، درمیزان و حجم تجارت آنان است. این گروه را می­توان «دست­فروشان خدمات واسطه­گری در اهدا» (مشارکت ­کننده شماره 2) نامید.

 آمار دقیقی از درصد دریافتی واسطه از اهدا کننده تخمک و حامل وجود ندارد اما «نرخ­هایی در حدود 30-40% در معرفی اهدا کننده و 25% در معرفی حامل» (مشارکت ­کننده شماره 3)، عنوان شده است. البته بدیهی است درصد یاد شده بسته به نوعِ توافقِ میان واسطه و اهدا کننده متغیر است.

 

3. دلایل و انگیزه­های اهداو تبعات اجتماعی آن

اهدا، از بحث­انگیز­ترین مسایل مربوط به زیست­فناوری­های باروری است. موضوعاتی از قبیل تعیین نسب و ارث، تعیین دایره­ی محارم و نیز حق مالکیت زوجین گیرنده و نیز شخص اهدا کننده بر فرزند، موجب پیچیدگی ابعاد اهدا می­گردد. ازسویِ دیگر، وجود ابعاد شرعی خودِ اهدا، از آن جهت که اهدا کننده در چه نسبتی با گیرنده قرار می­گیرد بر حساسیت موضوع می­افزاید.

 

اهدای اسپرم

  اطلاعات دقیقی درخصوص اهدا کنندگان اسپرم درایران وجود ندارد زیرا اهدای اسپرم ازسوی اکثریت مراجع (به جز آیت­الله خامنه­ای) غیر شرعی دانسته شده و برخی «موسسات درمان ناباروری در هنگام دریافت اسپرم، نظارت زیادی بر این­ که اسپرم­گیری لزوماً از شوهر باشد، انجام می­دهند» (مشارکت­ کننده شماره 1). اگر­چه برخی­ظاهراً برخی دیگر ازموسسات، «دارای بانک اسپرم هستند» (مشارکت کننده شماره7) که این می­تواند به معنای انجام آن باشد. یکی از مشارکت ­کنندگان سخن از «اهدای اسپرم توسط­کارکنان موسسات درمان­ناباروری» (مشارکت­­کننده شماره 3) و یکی دیگراز آنان از دریافت «مبلغی در حدود دویست هزار تومان برای اهدای اسپرم» (مشارکت­ کننده شماره 1) را عنوان می­کند.

 درنهایت می­توان نظرات کارشناسان مشارکت ­کننده در این پژوهش را درخصوص انگیزه­های اهدای اسپرم در ایران را ذیل تقسیم­بندی زیر، صورت­بندی کرد:

  1. اهدا در مقابل پول.
  2. اهدا توسط آشنایان: ظاهراً «اهدای برادر برای برادر، از شایع­ترین انواع اهدا» (مشارکت ­کننده شماره3) می­باشد. از آن­جا که خصوصیات ژنتیک دو برادر شباهت زیادی به یکدیگر دارد، این نوع اهدا در صورت وقوع معمول­ترین آن محسوب می­شود.

 

اهدای تخمک

 در بحث اهدای تخمک، دو گونه اهدا از هم تفکیک شده­اند: اهدای شناس و اهدای ناشناس. در این بخش به انگیزه­های اهدا کنندگان در هر یک از حالات مذکور اشاره می­شود:

  1.  اهدا کنندگان شناس: اهداکنندگان شناس می­توانند هم از آشنایان، اقوام ودوستان زوج نابارور باشند، و هم این حالت را در بربگیرد که زوج به هر واسطه­ایی با اهدا کننده­ای که پیش از این نمی­شناختند، با اهدا کننده در ارتباط مستقیم قرار بگیرند. در حالت نخست «اهدای تخمک از خواهر به دلیل تشابه ژنتیک» (مشارکت ­کننده شماره 1) و نیز «ارتباط نزدیک خواهر به خواهر و این ­که به لحاظ فرهنگی، در نبود مادر، خاله نقش مادرانه ایفا می­کند» (مشارکت ­کننده شماره 2)، می­تواند دلایل دریافت تخمک از خواهر باشد. بنابراین دلایل و انگیزه­های اهدا کنندگان شناس شامل موارد زیر است:

الف) اهدای تخمک در ازای دریافت پول.

ب) «رفع نقیصه­ی خواهرانه: از خود گذشتگی برای خواهر» (مشارکت ­کننده شماره 2).

ج) ایثار و لطف در حق زوج بارورخواه.

  1. اهدا کنندگان ناشناس: ازآن­جا­که «دریافت تخمک از اهدا کننده­ نا­شناس، مشکلات و دشواری­های کمتری دارد» (مشارکت ­کننده شماره 1)، دریافت تخمک به صورتِ ناشناس، رواج یافته است. از جمله­ی این دشواری­ها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:
  2.  دشواری یافتن اهدا کننده­ درمیان آشنایان: «اهدای تخمک به دلیل تبعات جسمی واجتماعیِ آن، به سادگی برای زوج بارورخواه امکان­پذیر نیست» (مشارکت ­کننده شماره 2).
  3. نگرانی ازافشای راز تولد کودک برای او(ایزدیار، 1390). مادر از ضربه­ روحی احتمالی به فرزند نگران است.
  4. نگرانی از این ­که فرزند پس از دانستن راز تولد، به دنبال مادر ژنتیک­اش بگردد.
  5. نگرانی از نقض محرمانگی دریافت تخمک(همان). این ­که دیگران بدانند فرزندشان حاصل تخمک اهدایی است.
  6. نگرانی از دست دادن کودک در آینده(همان). نگرانی از این­­که مادر ژنتیک به دنبال باز پس­گیری فرزند خود باشد.
  7. نگرانی از ورود شخص سوم (زنِ اهدا کننده) به زندگی گیرنده(همان).

بنابر دلایل یادشده «اهدا کننده­ ناشناس، دارای مشکلات کمتری نسبت به اهدا کننده­ی شناس می­باشد»(مشارکت ­کننده شماره 1). به نظرمی­رسد انگیزه­های اهداکنندگان ناشناس را می­توان سه مورد زیر دانست:

الف) اهدای تخمک در ازای دریافت پول: این دلیل، شایع­ترین انگیزه­ اهدا کنندگان به شمار می­رود.

ب) «تجربه­ی اهدا به مثابه­ی تجربه­ای متفاوت» (مشارکت ­کننده شماره1). درمورد این انگیزه، نشانه­ بارزی از نیاز مالی دیده نمی­شود و شخص اهدا کننده، بیشتر تجربه­ی متفاوتی را تعقیب می­کند.

ج) «بخشیدن زندگی و تحقق آرزوی مادری به یک زنِ دیگر» (مشارکت ­کننده شماره1): اگرچه این انگیزه می­تواند توام با مورد الف یعنی دریافت پول باشد، اما برخی اهدا کنندگان به انگیزه­های غیر مادی اهدا به عنوان یک انگیزه­ی انسانی نیز می­نگرد.

 

در اختیار قراردادن رحم

رحم جایگزین در میان درمان­های شخص سوم، ابعاد پیچیده­تری دارد. در این روش، به دلیل این­که حامل (اهدا کننده یا اجاره دهنده­ی رحم)، بارداری را تجربه می­کند، از چند جهت با سایر روش­ها متفاوت است:

«اولین تفاوت در این است ­که برخلاف اهدای تخمک، جنین و اسپرم، حمل جنین را نمی­توان مخفی نگه داشت.» (مشارکت­کننده شماره 3) «فرآیند رحم جایگزین به­علت تغییرات فیزیکی بدن زن دردروران حاملگی، امری نیست که بتوان به سادگی از دیگران پنهان داشت»(گرمارودی، 1386: 311).

«زنِ حامل با فشار اجتماعی زیادی از سوی خانواده، محیط اجتماعی و سایر اطرافیان مواجه است به خصوص زنانی که مجرد هستند: او ازچه کسی باردار شده است؟ دومین تفاوت، ریسک بالا برای سلامتی حامل، ناشی از بارداری است؛ شخص سوم همانند سایرمادران طبیعی با ریسک­هایی از قبیل سقط جنین، خونریزی، عوارض دوران بارداری و زایمان و حتی خطر مرگ مواجه است» (مشارکت کننده شماره 3). «فقدان حمایت اجتماعی از رحم جایگزین که ناشی از نگرش عامه مردم است، می­تواند زمینه­ را برای آسیب­پذیری­های بعدی، فراهم کند»(قربانی و دیگری، 1386: 225).

این روش بیشتر در ازای پول انجام می­پذیرد. کیارش آزمایش، دوگونه جایگزینی را تفکیک می­کند: «جایگزینی تجاری و جایگزینی نوع دوستانه[14]»(آزمایش، 1386: 173). «مبلغ دستمزد در ازای حمل، در حدود 11-10 میلیون تومان» (مشارکت­ کننده­ شماره 3) عنوان شده است. اما گاه برخی اعضای خانواده و سایر آشنایان، حاضر به قبولِ حمل می­شوند. گرمارودی (1386) درپژوهش خود به دو زن اشاره می­­کند که از آشنایان و اقوام یکدیگرند. زن نابارور، ضمن کلاس تعلیم رانندگی برای معلمش که از اقوام اوست، به مشکل خود اشاره می­کند. معلم می­پذیرد حامل وی باشد، شوهرش را راضی به انجام این عمل در راه رضای خدا می­کند و این ­دوجهت حفظ رازشان با یکدیگر برنامه­ریزی می­نمایند(گرمارودی، 1386: 311). گرمارودی (1386) هم­چنین به حامل شدن خواهر برای خواهر اشاره می­کند: شوهرِ خواهر حامل، پسر خاله­ی آن ­دو است.

مساله­ حایز اهمیت، رضایت خانواده­ی اهدا کنندگان است، «درصورتی که حامل متاهل باشد، پذیرش این مساله برای شوهر و فرزندان چندان آسان نیست» (مشارکت ­کننده­ شماره 3). «معمولا در چنین مواردی زمان­بارداری، دیرتر برای دیگران اعلام عمومی می­شود و پس ازحمل، عنوان می­کنندکه به علت زایمان زودرس، جنین، مرده به دنیا آمده است»(مشارکت کننده­ شماره 3). نکته­ جالب توجه در خصوص حامل­های دارای شوهر، «خرج کردن درآمد حاصله، برای مشکلات مالی خانواده است. این موضوع از سوی بسیاری از حامل­های متاهل عنوان می­شود که می­خواهند پول حاصل از حمل را خرج هزینه­های خانواده کنند» (مشارکت ­کننده­ شماره 3).

مساله­ی دیگری که بر پیچیدگی ابعادِ رحم جایگزین می­افزاید، «علایق ایجاد شده در دوران 9 ماه بارداری است؛ جنس این مراتب بیشتر از اهدای تخمک است. از سویِ دیگر، پذیرش رشد جنین به مثابه­ "دیگری درونِ من" چندان برای این زنان آسان نیست» (مشارکت­ کننده­ شماره 2). بنابراین «در میانِ اهدا کنندگان، حامل­ها، آسیب­پذیرترین زنان به شمار می­روند» (مشارکت ­کننده­ شماره 2).

گرمارودی (1386) در پژوهش خود به بررسی انگیزه­های عنوان شده از سوی حامل­ها می­پردازد. وی «انگیزه­ی نیاز مالی را اصلی­ترین انگیزه و کمک به خویشان و یا دوستانی که قادر به حمل جنین در رحم خود نیستند را عامل دوم می­داند اما تاکید می­کند، هر دو گروه به انگیزه­های انسان­ دوستانه و کمک به شخص یا خانواده­ ثالثی که ازمعضل ناباروری رنج می­برند نیز اشاره شده است»(گرمارودی، 1386: 304).

 

 

اهدای جنین

اهدای جنین مانند اهدای تخمک و در اختیار قرار دادن رحم نیست؛ هم «از این جهت که عوارض جسمانی برای اهدا کننده ندارد و هم این­ که این اهدا معمولاً در ازای پول نیست. بنابراین، اگر قرار باشد کلمه­ اهدا به معنای واقعی درخصوص یک روش صادق باشد، اهدای جنین، انسانی­ترین اهداست» (مشارکت ­کننده شماره 2).

«پس از آن­ که پروسه­ی درمانیِ زوجی منجر به تولد فرزند آنان می­شود، سرنوشت جنین­های اضافیِ فریز شده یکی از سه حالت زیر است:

  1. برای بارداری­های بعدیِ همان زوج مورد استفاده قرار می­گیرند. در این حالت، زوج تمایل دارند، در ازای پرداخت مبلغی در حدود 000/180 تومان در سال، جنین­های فریز شده را حفظ نمایند.
  2. جنین­ها دور ریخته می­شوند. باتوجه به ابعاد قانونی وشرعیِ اهدای­جنین، برخی زوجین ترجیح می­دهند جنین­های اضافیِ فریز شده را دور بریزند.
  3. اهدای جنین به زوج بارورخواهِ دیگر: این اهدا نیز مانندِ اهدای تخمک به دو صورت شناس و ناشناس انجام می­شود. با توجه به این­ که زوج دریافت ­کننده­ جنین، هیچ­ گونه ارتباط ژنتیک با فرزند حاصل از آن ندارند، نگرانی­های زیادی از سویِ گیرندگان جنین اهدایی، در خصوص مالکیت بر فرزندشان وجود دارد. بنابراین روشِ اهدای ناشناس دارای محاسن بیشتری برای دو طرف است» (مشارکت ­کننده شماره 3).

«اهدا کنندگان جنین دلایل زیر را به عنوان انگیزه­های خود عنوان می­کنند:

  1.  ادای دِین به پروردگار که به آنان فرزندی اعطا کرده است.
  2.  بخشیدن زندگی به زوجِ بارورخواه دیگری که از نعمت داشتن فرزند محرومند.
  3.  درک متقابل بارورخواهانِ دیگری که فاقد فرزند هستند؛ آنان نیز این تجربه را پیش از این داشته­اند»(مشارکت ­کننده شماره 3). در این­جا نکته­ی ظریفی وجود دارد که فهم آن می­تواند مبین انگیزه­ی سوم باشد: «بارورخواهان اذعان می­کنند که تجربه­ی ناباروری، تجربه­ای است که تا وقتی آن­ را تجربه نکرده باشید، نمی­توانید آن را درک کنید» (مشارکت­ کننده 1 و 2).  بدین ترتیب آنان احساس همدردی بیشتری با سایر ناباروران دارند.

 

 

 

بحث و نتیجه­گیری

پدیده­ی ناباروری، تنها واجد ابعاد پزشکی نیست و ورود زیست­فناوری­های باروری به زندگی درمان­خواهان ناباروری و اهدا کنندگان موجب تغییر در «جریان زندگی روزمره» می­گردد. در این میان، درمان­های شخص سوم، واجد ابعاد اجتماعی پیچیده­تری نسبت به درمان­های بدون نیاز به شخص سوم است.

از آن­جا که انسان­ موجودی بدن­مند است، تجربه­ درد در درمان­های ناباروری، چه برای اهدا کنندگان وچه برای­گیرندگان، تجربه­ا­ی متفاوت ازمادری را رقم می­زند؛ تجربه­ای­که مادربودن را تجربه­ای دردناک­تر از وضعیت طبیعی (بارداری بدون نیاز به زیست­فناوری) می­سازد. بدین ترتیب، این تجربه برخلاف آن چه شولامیث فایرستون بدان قایل بود، نه راه­ حلی رهایی­بخش برای زنان، بلکه مسیری است­که طی آن زنان گیرنده، بخشی از «بار درمان» را که عمدتاً بر دوش زنان است از طریق کمک­ نوع­ دوستانه و یا به دلیل داشتن نسبت فامیلی (بدون دریافت پول)، و یا از طریق پرداخت پول، به اشخاص اهدا کننده منتقل می­کنند.

بدین ترتیب فرآیند مادری از طریق زیست­فناوری­های کمک باروری، در بخش قابل توجهی از موارد که در آن با پدیده­ «اهدا در برابر پول» مواجه­­ایم، منجر به شکل­گیری یک «بازار» می­گردد که به علت فزونی­تقاضا برعرضه، پیدایی پدیده­­ «واسطه­گری» را موجب شده است. پدیده­ای­که قابل مقایسه با فروش اعضای بدن (مانند کلیه) است و با توجه به غیر قانونی نبودن آن در ایران، رواج دارد. بدین ترتیب، اهدا کنندگانی­که عمدتاً به دلیل مشکلات عدیده اقتصادی، جهت کسب درآمد به اهدا روی می­آورند، بخشی از درآمد حاصله را به شبکه اشخاصِ واسطه می­پردازند.

اما ابعاد اجتماعی­اهدا، تنها محدود به واسطه­گری نیست. باتوجه به تابوهای اجتماعی­مربوط به باروری و زایمان، اهدا کنندگان و گیرندگان عمدتاً تلاش می­کنند، کل فرآیند درمان ناباروری را بصورت یک راز نگه دارند. ازیک ­سو، اهدا کنندگان (زن) مجرد، در زمان بارداری (دررحم جایگزین)، با فشاراجتماعی قابل توجهی از سوی اطرافیانی رو ­به رو که در زمان مواجهه با بارداری آنان از طریق زیست­فناوری­ها، شائبه­ی مربوط به روابط­جنسی­ نامشروع را پشت سر وحتی درحضور وی مطرح می­کنند. تجربه این فشار اجتماعی می­تواند برای آنان انگ، ننگ و طرد اجتماعی را به همراه داشته باشد. ازسوی دیگر، اهدا کنندگان متاهل (تخمک و رحم)، نیزبا واکنش­های همسرخود مواجه­اند. بدین ترتیب توبوبودگی مساله­ باروری موجب بروز انواعی از فشارهای روانی- اجتماعی برای اهدا کنندگان است. 

درطرفِ دیگر این مساله نیز با گیرندگانی مواجه­ایم که عمدتاً درتلاش­ هستند علاوه بر ناباروری، نوع درمان خود را نیز پنهان کنند. در این میان تخمک اهدایی، جنین اهدایی و اسپرم اهدایی، واجد امکان­های بیشتری جهت پنهان­سازی راز تولد فرزندهستند حال آن­که نگه ­داشتن این راز در رحم جایگزین، به دلیل نمود خارجی عوارض دوران بارداری (مانند شکم برآمده)، به مراتب دشوارتر است.

بدین ترتیب درمان­های ناباروری چه با منشا زنانه وچه مردانه علاوه برآن­که بار اصلی تبعات جسمانی درمان بر عهده­ زنان است، بار اجتماعی ورود زیست فناوری­ها به مقوله درمان  نیز بیش­تر زنان را متاثر می­سازد. بنابراین آن ­چه پدیده­ زنانه بودن مادری قلمداد می­شود، در درمان­های ناباروری نیز نمود دارد. با این وجود با توجه به کنترلِ بیشتر مردان بر منابع اقتصادی خانواده، در بسیاری موارد، تصمیم­گیری نهایی در خصوص آغاز یا تداوم فرآیند درمان از طریق زیست­فناوری­های باروری، با مردان است. 

 

منابع

ایزدیار، ن. (1390). بررسی جامعه­شناختی تجربه زیسته گیرندگان تخمک اهدایی مراجعه کننده به پژوهشگاه رویان در سال 1389. پایان­نامه کارشناسی ارشد مطالعات زنان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران.

شریفی­نویس، م. (1391). ابعاد جامعه­شناختی ورود تکنولوژی­های ناباروری(ART) به مقوله­ی مادری. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

آرامش، ک. (1386). بررسی اخلاقی رابطه­ی پولی در رحم جایگزین. مجموعه مقالات: رحم جایگزین. تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

قاضی­طباطبایی، م؛ و دیگری. (1387). رحم جایگزین- تاملی ساخت­گرایانه بر پزشکی شدن مادری. فصل­نامه باروری و ناباروری. تابستان 1387، صص 144-164.

گرمارودی، ش. (1386). بازاندیشی خویشاوندی، سخنی درباره­ی رحم جایگزین در ایران. مجموعه مقالات: رحم جایگزین، تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

برک، ا، ج. (1386). بیماری­های زنان برک و نواک. ترجمه: بهرام قاضی­جهانی و دیگران. جلد دوم، تهران: انتشارات گلبان.

تانگ، ر. (1387). درآمدی بر نظریه­های فمینیستی. ترجمه: منیژه نجم­عراقی. تهران: نشر نی. چاپ اول.

 

 

 

 

 

 



1. عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، گروه جامعه­شناسی؛ تهران- ایران (نویسنده مسئول).

E-mail: a.amirmazaheri@gmail.com                                                                                           

2. دانش­آموخته کارشناسی ارشدجامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.                                  

E-mail: mansoureh.sharifi.n@gmail.com                                                                                                         

[3]. Karl Ereky

[4]. Bio Technology

[5]. Integrated

[6]. Infertility

[7]. WHO

1. Shulamith Firestone

1. Marge Piercy

2. Woman on the Edge of Time

3. Azizah al-Hibri

4. Mary Obrien

1. Snow ball

1. Altruistic 

ایزدیار، ن. (1390). بررسی جامعه­شناختی تجربه زیسته گیرندگان تخمک اهدایی مراجعه کننده به پژوهشگاه رویان در سال 1389. پایان­نامه کارشناسی ارشد مطالعات زنان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران.

شریفی­نویس، م. (1391). ابعاد جامعه­شناختی ورود تکنولوژی­های ناباروری(ART) به مقوله­ی مادری. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

آرامش، ک. (1386). بررسی اخلاقی رابطه­ی پولی در رحم جایگزین. مجموعه مقالات: رحم جایگزین. تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

قاضی­طباطبایی، م؛ و دیگری. (1387). رحم جایگزین- تاملی ساخت­گرایانه بر پزشکی شدن مادری. فصل­نامه باروری و ناباروری. تابستان 1387، صص 144-164.

گرمارودی، ش. (1386). بازاندیشی خویشاوندی، سخنی درباره­ی رحم جایگزین در ایران. مجموعه مقالات: رحم جایگزین، تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

برک، ا، ج. (1386). بیماری­های زنان برک و نواک. ترجمه: بهرام قاضی­جهانی و دیگران. جلد دوم، تهران: انتشارات گلبان.

تانگ، ر. (1387). درآمدی بر نظریه­های فمینیستی. ترجمه: منیژه نجم­عراقی. تهران: نشر نی. چاپ اول.