جهانی شدن صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و راهبردهای فرهنگ مصرف (ایران)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میاندوآب.

2 کارشناس ‌ارشد پژوهش علوم ‌اجتماعی، مدرس ‌دانشگاه آزاد‌اسلامی، واحد‌ ملکان- ایران

3 کارشناس ارشد مدیریت آموزشی.

چکیده

دنیایی­که در آن زندگی می­کنیم هر روزه  درحال تغییر است، جهانی­شدن فناوری­اطلاعات وارتباطات، نقل و انتقال سریع تجربیات، دستاوردهای جوامع و اشاعه­ی فرهنگ خاص مصرف، بررسی جنبه­های مختلف این جهانی­شدن از جمله جنبه­های نرم­افزاری (محتوای)، مصرف­رسانه­ای، جامعه­اطلاعاتی و به خصوص اصلاح الگوهای مصرف حائز اهمیت اساسی است. تاکید جوامع بر استفاده از پتانسیل­های این  فناوری‌های­اطلاعاتی و ارتباطاتی در جهت شتاب­دهی به توسعه­اقتصادی و ارتقای سطح زندگی مردم مهم و قابل توجه می­باشد. این روند با الکترونیکی کردن امور و آنی و سریع سازی انتقال اطلاعات باعث از بین رفتن عامل زمان، مکان و کنترل هزینه­ها شده، که این رشد شتابان نیازمند سازماندهی و فرهنگ­سازی سریع با توجه به نیازهای روز افزون می­باشدکه برای هرچه بهتر بهینه کردن این صنعت ارائه راهکارها مناسب ضروری می­باشد.
بسیج منابع، سرعت، دقت و همه جانبه­نگری در مدیریت این منابع، ضرورت­هایی است که پیش ­روی کارشناسان وعالماناجتماعی قراردارد. بنابراین این مقاله نتیجه پژوهشی است که پس ازشرح ویژگی‌های جهانیشدن با رهیافت اکتشافی، با تکنیک مصاحبه(دلفی) با مطلعان و کارشناساناجتماعی به بررسی بعدی از جهانیشدن فناوریاطلاعات و ارتباطات می­پردازد تا بدین ترتیب با بهره­گیری از نظرات عالماناجتماعی، رهیافت­ها و راهکارهای اساسی درجهت هدایت ومدیریت بهتر این فناوری­ها تعیین، تا قدم­های اساسی برداشته شود، در نهایت با کدگذاری باز بر روی مصاحبه­های انجام شده با اساتید 10 مولفه­ی اساسی و کلیدی با توجه به فرضیات ارائه شد که نتایج در قالب راهبردها ارائه گردید که تمام فرضیات تحقیق مورد تایید قرار گرفت. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Globalization of information and communication technology and consumption culture strategies (Iran)

نویسندگان [English]

  • Iraj Mahmodi 1
  • Hadi Aghaee 2
  • Attaollah Jafari 3
چکیده [English]

The world in which we live is changing every day. Globalization of information and communication technology, fast transferring of experiences and achievements, dissemination of particular consumption culture and also, the examination of various aspects of this globalization such as software (content), media consumption, information society, and particularly consumption patterns reformation are very important. The emphasis of these communities on the potential of ICTs to accelerate the economic development and to improve people's lives is significant. This process causes to eliminate the time, space and to control the costs by making things electronic and data transfer fast. This rapid growth requires organizing and culturizing due to the growing needs and for better optimization offering solutions is essential. Resource mobilization, speed, accuracy, and comprehensive review are the necessities facing the experts and social scientists. So this paper describes the features of globalization with exploratory approach and examines a dimension of globalization by interviewing (Delphi) the social experts, which benefiting the social experts' views the strategies and approaches for better management of these technologies are to be determined. With open coding on interviews of 10 professors, key components of assumptions were presented.The results were presented in the form of strategies that all hypotheses were confirmed. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Globalization
  • Globalization of information and communication technology
  • consumption culture
  • media consumption
  • Information Society

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دوم، شماره هشتم، پائیز 1389

ص ص 127 - 109

 

 

 

 

 

جهانیشدنصنعتفناوریاطلاعاتوارتباطات (ICT)[1]

و راهبردهای فرهنگمصرف (ایران)

  ایرج محمودی2

هادی آقائی3

                عطااله جعفری4

تاریخ دریافت مقاله:25/6/1391       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:9/6/1392

چکیده

دنیایی­که در آن زندگی می­کنیم هر روزه  درحال تغییر است، جهانی­شدن فناوری­اطلاعات وارتباطات، نقل و انتقال سریع تجربیات، دستاوردهای جوامع و اشاعه­ی فرهنگ خاص مصرف، بررسی جنبه­های مختلف این جهانی­شدن از جمله جنبه­های نرم­افزاری (محتوای)، مصرف­رسانه­ای، جامعه­اطلاعاتی و به خصوص اصلاح الگوهای مصرف حائز اهمیت اساسی است. تاکید جوامع بر استفاده از پتانسیل­های این  فناوری‌های­اطلاعاتی و ارتباطاتی در جهت شتاب­دهی به توسعه­اقتصادی و ارتقای سطح زندگی مردم مهم و قابل توجه می­باشد. این روند با الکترونیکی کردن امور و آنی و سریع سازی انتقال اطلاعات باعث از بین رفتن عامل زمان، مکان و کنترل هزینه­ها شده، که این رشد شتابان نیازمند سازماندهی و فرهنگ­سازی سریع با توجه به نیازهای روز افزون می­باشدکه برای هرچه بهتر بهینه کردن این صنعت ارائه راهکارها مناسب ضروری می­باشد.

بسیج منابع، سرعت، دقت و همه جانبه­نگری در مدیریت این منابع، ضرورت­هایی است که پیش ­روی کارشناسان وعالماناجتماعی قراردارد. بنابراین این مقاله نتیجه پژوهشی است که پس ازشرح ویژگی‌های جهانیشدن با رهیافت اکتشافی، با تکنیک مصاحبه(دلفی) با مطلعان و کارشناساناجتماعی به بررسی بعدی از جهانیشدن فناوریاطلاعات و ارتباطات می­پردازد تا بدین ترتیب با بهره­گیری از نظرات عالماناجتماعی، رهیافت­ها و راهکارهای اساسی درجهت هدایت ومدیریت بهتر این فناوری­ها تعیین، تا قدم­های اساسی برداشته شود، در نهایت با کدگذاری باز بر روی مصاحبه­های انجام شده با اساتید 10 مولفه­ی اساسی و کلیدی با توجه به فرضیات ارائه شد که نتایج در قالب راهبردها ارائه گردید که تمام فرضیات تحقیق مورد تایید قرار گرفت.

واژگان کلیدی: جهانیشدن، جهانیشدن فناوری­هایاطلاعاتی و ارتباطی، فرهنگمصرفی، مصرفرسانه­ای، جامعهاطلاعاتی.

 

مقدمه

جهانی­شدن فناوریاطلاعات و ارتباطات با محوریت اندیشه­های بشری و سپردن امور تکراری و خلاق به ماشین و هم­چنین افزایش کارآیی و آزادسازی مهارت­های انسانی در دهه­های اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته است. این فناوری­ها به عنوان محور توسعه و بهبود هزینه­های جوامع حائز اهمیت می­باشد، به طوری­که با عنوان­هایی چون شهر­الکترونیک، دولت­الکترونیک، حکومت­الکترونیک، بانکداری الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، تجارت الکترونیکی جامعه­اطلاعاتی و ... مطرح می­باشد. تکنولوژی اطلاعات، روش کارکرد افراد، سازمان­ها و دولت­ها را دگرگون کرده و امور اقتصادی و اجتماعی و حتی طرز تفکر مردم را تغییر داده است. آموزش، بهداشت، صنعت و تولید، تجارت، بانکداری، خدمات و حتی نحوه گذاران اوقات فراغت و سرگرمی‏ها همه تحت­الشعاع آثار و تغییرات این تکنولوژی قرار گرفته‏اند. تکنولوژی اطلاعات باعث ایجاد مشاغل جدید، صنایع نوین و خلاقیت­های پیاپی شده و تغییرات عمده در روش زندگی پدید آورده است. نزدیکی روز افسون مردم جهان به یکدیگر، تعامل فرهنگ­ها و ... نمونه‏هایی از این پیامدها است. امّا در عرصه جهانی شدن این فناوری­ها تاثیرات فرهنگی خاصی در جهت مصرف و الگوهای مصرفی داشته است. از طرفی جهان امروز در معرض بزرگ­ترین تغییرات تاریخ بشر قرار گرفته است. تغییرات سریعی که فرصت فرهنگ­سازی وهنجاری شدن، جامعه­پذیری و انطباق با شرایط­اجتماعی را فراهم نمی­سازد. تغییرات به قدری سریع است­که به قول بوردیو، شخص فرصت تعامل ذهنی و فکری با آن­ا را ندارد(Bouman, 2002).

تفاوت خطرات امروز با گذشته در ساختگی بودن و ذهنی بودن آن­هاست. به طورکلی این خطرات ناشی از به وجود آمدن ظرفیت­های سخت افزاری و نرم افزاری که انسان در تعامل با آن­ها گرفتار بحران و ناهنجاری می­شود. این جنبه­های سخت افزاری و نرم افزاری فناوری­ها موجب شده که این جنبه سخت افزاری که شامل تمامی اجزای این صنعت از جمله (تلفکس، تلفن، ماهواره، اینترنت و ...) توسط جنبه­های نرم­افزاری آن­که شامل جهانی­شدن مربوط به محتوای مطالب ارائه شده به آن­ها ازجمله مفاهیم فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و ... است بر آن غالب شده و اطلاعات در گردش آن را تشکیل می­دهد که این عصر را وارد مرحله جدیدی از زندگی بشر می­کند.

در واقع خطرات یا احساس خطر لزوماً از عوامل طبیعی مثل سیل و زلزله و یا حیوانات وحشی رها شده ناشی نمی­شود. بلکه ساخته عینیت رفتاری و ذهنیت بشری است(Beck, 1992 ). این فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی باعث از میان رفتن فاصله­ها شده و در کنار هم قرار گرفتن کامپیوترها و کاربران و هم­چنین مکانیزه شدن سیستم­های ارتباطی و افزایش سریع ظرفیت­های انتقال اطلاعاتی تاثیرات فرهنگی در مصرف و الگوهای خاصی از مصرف در جوامع داشته است که ارزش­های فرهنگی و اجتماعی درآن­ها را متحول ساخته که این تاثیرات فرهنگی را می­توان باعنوان­هایی چون مصرف­گرایی، نمادگرایی مصرفی، عقلانیت ابزاری، مصرف رسانه­ای، اضطراب دیجیتالی و جهان مجازی و ... مورد بررسی قرار داد، علاوه بر این تاثیرات فرهنگی در ساماندهی هزینه­ها و کنترل زمان و صرفه جویی انرژی دارای تاثیرات مثبتی نیز بوده است.

 

طرح مسئله

فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فناوری­های پیش روی ساکنان کره خاکی، در زمره صنعت سبز در جهت تقویت زیرساخت­های توسعه پایدار و اصلاح و تنظیم سامانه­های هدایت و کنترل نیازهای مختلف جامعه بشری شمرده شده است. این صنعت که پس از انقلاب صنعتی، ‌به عنوان موج چهارم ‌در پیشرفت و توسعه جوامع تلقی می­شود، ‌امروزه در حوزه­های مدیریتی، ‌برنامه­ریزی و ساماندهی و کنترل زیرساخت­های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نقش بسزایی ایفا کرده است. استفاده از پتانسیل­های موجود در نهادهای دولتی و خصوصی در این حوزه، ‌نسبت به استفاده بهینه از قابلیت­های این فناوری در جهت کاهش تقاضاهای بی­رویه درجاهایی که صرفه جویی هوشمندانه صورت نمی­گیرد، ‌اقدام نمود. گستره کاربرد و تاثیرات اطلاعات در ابعاد مختلف زندگی امروزی و آینده جوامع بشری به یکی از مهم­ترین مباحث روز جهان مبدل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است. کشورهای درحال توسعه و ازجمله ایران با موانع ساختاری عمده­ای در همسویی با این تحول دوران ساز قرار دارد.

 جهان امروز جهانی است که دائماً تولیدات خلق­الساعه و فناء و نابودی­های آنی را خصوصاً در حوزه عامه فرهنگ می­پروراند جهانی است که جامعه انسانی را مواجه با دوجهان موازی نموده است. جهان اول جهان واقعی و جهان دوم جهان مجازی، جهان اول جهانی است که در آن زندگی و فعالیت اجتماعی عینی جریان دارد و جهان مجازی جهانی است که انسان را درمواجهه با واقعیت­های مجازی قرار می­دهد در جهان مجازی انسان با سرزمینی به مرز و چند فرهنگی و در عین حال بر خوردار از فضای واحد مواجه است. جهان دوم جهانی است با قاعده­های خاص و در عین حال خالی از هر نوع قانون و ضابطه عقلانی است(عاملی، ­1380­ :171).

هر نوع تغییر در اندیشه و فکر و نظام اجتماعی در الگوی مصرف نشان داده می­شود و دیگر آن­ که مصرف می­تواند الگوهای فکری و نظام­های اجتماعی مربوط به افراد را در زمان و مکان تحت تاثیر قرار دهد. از این رو اگر در الگوهای مصرف افراد تعارض و توافقی وجود داشته باشد بایستی به فرهنگ حاکم بر آن جامعه مراجعه کرد. در واقع بحث این است که افراد برای مثال مصرف کننده کالایی هستند این کالا چگونه و با چه طرز تفکری مصرف می­شود. مصرف کنندگان چگونه­اند؟ آیا برای مصرف کالا در تعارض با هم به سر می­برند یا با هم به طور ضمنی برای مصرف آن به توافق می­رسند و یا این­که وضعیت دیگری به تناسب زمان و مکان برای مصرف این کالا در بین مصرف کنندگان وجود دارد(همان). پس هرکس به تناسب اندیشه و تفکرات حاکم بر اندیشه­های ذهنی درباره مصرف کالایی تصمیم می‌گیرد که این­ها نشان ازتاثیرات جهانی شدن فناوری اطلاعات و ارتباطات برمصرف و الگوهای مصرف می‌باشد که در جوامع بروز پیدا می‌کند و می‌تواند آن­ها را در مسیری معین هدایت کند که در این صورت با نوعی فرهنگ­پذیری در مورد مصرف کالاها روبرو هستیم.

تغییر هر یک از جنبه­های فرهنگی موجب تغییر جنبه­های دیگر فرهنگ می­شود. همان­طور که پرتاب سنگ بر سطح آب راکد، رکود آب را برهم می­زند و امواج حاصل از آن تا جایی که نیروی اولیه برخورد سنگ با آب پایان نیافته پیش می­رود هر عامل تازه وارد فرهنگی نیز اثری موج مانند بر پدیده فرهنگ می­گذارد. البته با این تفاوت که هر نوآوری فقط تا جایی پیش می‌رود و گسترش می‌یابد که تغییرات یا نوآوری­های دیگر، چه خود به خود و چه عامدانه و هدف­مند در مقابل آن قرار نگرفته باشد(فاستر،­1378:­220). که در این حیطه می‌توان به ویژگی­های که از طریق این رسانه­ها در ایجاد فرهنگ مصرف و الگوهای خاص آن پیگیری کرد به طوری که مسئله مصرف رسانه­ای مطرح است نشان از انقباض زمان و مکان و نیز استقرار اقتصاد سرمایه­داری در مقیاسی جهانی دارد که موجب بروز یک بازار جهانی شده است.

در اثر شکل­گیری این بازار، لباسی که می­پوشیم موسیقی­ای که گوش می­کنیم، برنامه­ها و فیلم­های که ازتلویزیون می‌بینیم وسایت­های اینترنتی که ما به آن­ها مراجعه می‌کنیم همه و همه ما را با امرجهانی مواجه می‌سازد. لذا روز به روز از اهمیت مرزهای ملی کاسته می‌شود(استوری، ­1383: ­319).

می‌توان در این زمینه جهانی شدن فناوری­ها به مسئله اضطراب دیجیتالی (مجازی) که توسط دیوید ترند درمورد فرهنگ دیجیتالی آن را مطرح کرده است پرداخت که این مسئله ناشی ازجهانی­شدن فناوری اطلاعات و ارتباطات است که ظهور صنایع مربوط به این تکنولوژی­ها اطلاعاتی تاثیر جدی در روابط اجتماعی و بین فرهنگی و تمدنی و نظام­های سیاسی و اقتصادی ملی داشته است و به قول او تمامی اموری که مربوط به کار و نقش­های شغلی و هم­چنین کیفیت ارتباط انسان با مصرف می­گردد و همه اموری که مربوط به یادگیری و دانش است و همه اموری که مربوط به فهم سیاست و زندگی عمومی می­شود به نوعی با صنعت دیجیتالی پیوند خورده است(Trend, 2001). الگوی مصرف در حقیقت الگوی رفتار ماست، پس برای اصلاح الگوی مصرف نیاز است رفتارمان را تغییر دهیم و این تغییر رفتار را نیز براساس نیاز و دستاوردهای فناوری اطلاعات می­توان کرد و با آهنگ تغییرات جامعه نوین هماهنگ شد‌، چگونگی بهره­مندی ازاین حوزه دارای اهمیت اساسی است. سئوال اساسی تحقیق حاضر این است که آیا جهانی­شدن فناورهای اطلاعاتی و ارتباطی در شکل­دهی به فرهنگ مصرف بومی و تنوع فرهنگ مصرف و هم­چنین بهبود هزینه­های اقتصادی در ایران موثر بوده؟ به عبارت دیگر جهانی شدن فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی برفرهنگ مصرف در ایران تاثیر دارد؟ و با چه راهکارها و راهبردهای اساسی می­توان در مسیردهی مشخص بر فرهنگ مصرف در مواجه با این فناوری­ها داشت؟

 

اهمیت  واهداف  تحقیق

عصرحاضر را باید تلفیقی از ارتباطات دانست عصری که درآن بشر بیش ازگذشته­ی خود را نیازمند به داشتن اطلاعات و برقراری ارتباط برای کسب اطلاعات در مورد جهان پیرامون خود می­داند. در این هزاره جهان باتکنولوژی ارتباطات رایانه، رابطه تنگاتنگی یافته است. از یک طرف پتانسیل فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در جهت شتاب بخشیدن به توسعه اقتصادی و ارتقای سطح زندگی مردم و از سوی دیگر پافشاری جوامع بین‌المللی بر اهمیت بهبود دسترسی به فناوری­های مذکور (به خصوص در کشورهای در حال توسعه) قابل ملاحظه است. صنایع تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطاتی همان­طور که ذکر­شد موجب به وجود آمدن الگوهای خاصی از مصرف در جامعهی جهانی شده است که الگوهای مصرفی بومی را متحول و دگرگون ساخته که می­توان نوعی از مصرف را در این راستا برای جوامع مورد بررسی قرار داد. چگونگی شکل­گیری و هدایت این الگوهای مصرفی بر اساس فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی برای هر­ جامعهای حائز اهمیت فراوانی است. به طوری­که میان توسعه و بهبود وضع اقتصادی جوامع و الگوهای مصرف در جوامع رابطه­ی نزدیکی وجود دارد و نمی­توان اهمیت آن را در توسعه پایدار و کنترل هزینههای اضافی کشورها نادیده گرفت.

از جمله اهداف اساسی مورد نظر:

  1. ارائه راهکارهای درست در زمینه­ی مدیریت فرهنگ مصرف در مواجه با این فناوری­ها در ایران.
  2. توجه جامع، کامل به تمام جوانب و برنامه­ریزی­های صحیح مرتبط با جهانی شدن  فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی در ایران .
  3. لزوم اهمّیت دادن به فرهنگ بومی و زیرساخت­های موجود در استفاده از این فناوری­ها.
  4. شناخت نکته نظرهای عالمان اجتماعی درگیر در این حوزه و شناخت راهکارهای انطباق و سازگار شدن با شرایط جهانی شدن که در این حوزه بروز پیدا کرده.
  5. فراهم آوردن شرایط و محیط ­آموزشی، در جهت شناخت و استفاده درست از فناوری­های موجود.

 

پیشینه تجربی

      لزوم توجه به روند­های جهانی شدن درمسائل­اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی درتحقیقات بی­شماری مورد توجه بسیاری از محققان قرارگرفته که با عناوینی چون جهانی­شدن و ایران، جهانی شدن در کشورهای در حال توسعه، رویکردهای جهانی شدن یا اهمیت جهانی شدن و ... مورد تاکید قرار­گرفته. اما تحقیقی که با این محتوا یعنی جهانی شدن فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی در خصوص ایران باشد یافت نشد به این خاطر محدودیتی در پیشینه تجربی تحقیق وجود دارد، اما با این وجود تلاش در این بوده که­ تاحد امکان از تحقیقات میان رشته­ای مرتبط با موضوع مورد استفاده قرار گیرد.       

 

فرضیه­های تحقیق

  1. جهانی شدن فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی بر فرهنگ مصرف در ایران تاثیر دارد.
  2. بین جهانی شدن فناوری­های اطلاعاتی و میزان الگوهای مصرف متنوع جوامع رابطه وجود دارد.
  3. بین جهانی­شدن فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی و کنترل هزینه­های اقتصادی رابطه وجود دارد.
  4. بین جهانی­شدن فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی و عملکرد جوامع در مدیریت بومی این فناوری­ها رابطه وجود دارد.

جهانی شدن

همان­طور­که واترز (Waters, 1995) اشاره کرده لغت جهانی ازچهارصد سال پیش تاکنون مورداستفاده محققان با دیدگاه­های متفاوت بوده است. اگر چه  لفظ جهانی­شدن از حدود 1960 استفاده شده است. فرهنگ لغات وبستر در سال 1961 نخستین لغت­نامه­ای است که در­ آن لفظ جهانی شدن را تعریف کرده است. اما مفهوم جهانی­شدن از نیمه دهه 1980 به مثابه یک بحث علمی جدی مورد توجه و مطالعه محققان قرار گرفته است(Robertson, 1992 ). واترز در تعریف جهانی­شدن می­نویسد: ­«جهانی شدن فرآیندی اجتماعی است که منجر به ضعیف شدن قید­ها و مرزهای جغرافیایی و اجتماعی و قرار دادهای فرهنگی می­شود به حیثی که مردم نسبت به این ضعیف شدن مرزهای آگاهی بیشتری پیدا می­کنند».

محوشدن مرزهای جدا کننده جهان و حرکت تدریجی جهان به ‌سوی نوعی همگنی یا همگونگی، بیشتر درعرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی که در واقع می‌توان آن‌را نوعی حرکت ازکثرت به وحدت دانست، جهانی‌شدن گفته می‌شود(شجاعی زنده، ­1382: ­30).

دیلنتی معتقد است که جهانی­ شدن اشاره به روند انتقال فضا دارد که از پیامدهای دوره مدرنیته محسوب می­شود. مفهومی است که به منظور توجیه دگرگونی بنیادی ارزش­های اجتماعی و تغییرات سیاسی و فرهنگی به کار می­رود. جهانی ­شدن ترکیبی از جریان­های مختلف از قبیل تعامل فضایی فعالیت­های اقتصادی، حرکت­سرمایه، مهاجرت، افزایش توسعه فنی و نیز تغییر در­ الگوهای ارزشی و هنجاری بخش­های مختلف مردم جهان می­‌باشد. جهانی­شدن فرایندی از انتقال تکنولوژی، تجارت، جا به جایی رو به توسعه، و توجه به کنترل­های اقتصادی و نیز کاهش نقش مداخله­گرانه دولت در سطح دولت­های ملی را شامل می­شود(Sassen, 1990­). به طور­کلی جهانی ­شدن به معنای جهان­گیر شدن مقوله­های مادی و معنوی است که درقلمروهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معنای متفاوتی پیدا می­کند. اگر­چه جهانی ­شدن در عالم نظریه­های فلسفی و اجتماعی و تاریخ کهنی دارد که مباحث آن در جهان شهرهای افلاطون و مدینه فاضله فارابی نیز می­توان پی گرفت جهانی شدن در مفهوم جدید محصول ظهور صنعت ارتباط جهانی است که منعکس کننده ارتباطات همزمان جهانی است.

 

چهارچوب نظری

عصرتکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی مجموع وسیع ومتنوعی از فناوری­هاست که برای برقراری ارتباط بین انسان­ها و نیز تولید، انتشار، نگهداری و بازیابی اطلاعات به کار می­رود. این تکنولوژی ترکیبی از سخت افزار و نرم افزار رسانه­ها و حتی سیستم­های پخش و توزیع اطلاعات و محتوا را شامل می­شود((Unesco, 1999. تکنولوژی­های فوق با رواج دستگاهایی نظیرتلویزیون، رادیو، کامپیوتر شخصی­، تلفن­، ماهواره­های ارتباطی و مخابراتی و اینترنت را شامل می­شود که با ترکیب این­ها با هم در عصر کنونی به دیجیتالیزه شدن این تکنو­لوژی­ها انجامیده است. صنایع­، بازار­های جهانی سخت ­افزاری و نرم افزاری در سایه تغییر سیاست­های خود به گسترش جغرافیایی محصولات خود دست می­زنند با اتصال دستگاهای ارسال و دریافت به یکدیگر، جوامع را به شبکه­هایی فرامرزی و درهم تنیده از تولید ­کنندگان، توزیع ­کنندگان و مصرف ­کنندگان اطلاعات و خدمات و محتوای ارتباطی تبدیل می­کنند.

ظهور تکنولوژی پیشرفته­ی ارتباطات نقش اصلی را در به وجود آوردن جامعه شبکه­ای جهانی داشته است گویی یکی از نتایج مهم شبکه­ای شدن ارتباطات اجتماعی در مقیاس محلی و جهانی تحول مفهوم زمان و مکان است. بر این اساس مهم نیست که یک فرد در کجا زندگی می­کند کل جامعه انسانی در حیطه قلمرو صنعت جهانی ارتباطات می­باشد(عاملی، ­1380:­ 171).

در این راستا نظریه­پردازیه­های اجتماعی متنوعی در خصوص اشاعه­ی مصرف­رسانه­ا­ی توسط این تکنولوژی­ها در جهت منافع گروه یا شبکه خاصی ارائه شده است. در نظریه­پردازی­ها و سناریو سازی­های دانشگاهی و علمی نیز حضوری تاثیرگذار دارد. همانند هر نوآوری بنیادین فنی و فکری دیگر در طول تاریخ بشر نگرش­های جاری به این تکنولوژی­ها را می­توان بر روی طیفی قرارداد که ازخوش­بینی، واقع­گرایی تا بدبینی در نوسان است(منتظرقائم، 1381:­ 19).

برخی از نظریه­پردازان این تکنولوژی­ها را عامل ایجاد یک یوتوپیایی دیجیتالی می­دانند که درآن تمام انواع سرکوب استعدادهای انسانی از بین می­رود و آزادی­ خواهی مجازی به تقویت دموکراسی واقعی (مشارکتی و مستقیم­) منجر می­شود(Becker, and Slaton, 2000). در سوی دیگر برخی بر این باورند که این تکنولوژی­ها امکان نظارت و کنترل صاحبان قدرت بر اعمال و حتی افکار و باورهای مردم را افزایش داده و کابوس جامعه وحشت دیستوپیایی را در قالب کامل­ترین نظام تمامیت­خواه متجلی می­کند(همان). در این راستا اشاره به برخی نظریه­پردازان کلاسیک و معاصر ضرورت اساسی دارد تا شناختی جامع نسبت به روندهای گسترشی و افزایشی استفاده از این فناوری­ها را مورد توجه قرار دهیم:

"مک‌لوهان" در مورد نقش رسانه‌ها و وسایل­ارتباطی در جهانی‌شدن، معتقد است که ارتباطات الکترونیک، جهان را هم چون یک رشته اعصاب به ‌هم پیوند داده است. وی بر آن است که پیشرفت وسایل ­ارتباطی به انفجار اطلاعات انجامیده و مدارهای الکتریکی نظام مکان و زمان را در هم نوردیده‌ و امور مربوط به سایر افراد بشر را به‌ طور مستمر و همزمان در پیش دیدگاه ما قرار داده است. این پدیده، گفت‌ و گو در مقیاس‌ جهانی را ممکن کرده و به ‌تدریج فواصل فرهنگی موجود را رفع می‌کند. عبارت معروف وی "دهکده­جهانی" این ایده را به ذهن می­رساند که رسانه­های جمعی از طریق تأثیرات فرهنگی فراگیرشان جهان را به اندازه­ی یک دهکده تقلیل داده­اند. محیطی که می­توان آن را یک  "دهکده­ی­ جهانی­" ­نام­گذاری کرد. یک دهکده­ی بزرگ جهانی که خصوصّیات قبیله­ای را در مقیاسی وسیع­تر محفوظ می­دارد(رشیدپور، 1352: ­25).

مک­لوهان با مقایسۀ دهکد­ه­ی فرضی خود با دهکده­ی سنتی می­گفت «همان­گونه که در این دهکده­ی سنتی، روابط انسان­ها بیشتر حالت بین فردی دارد، در دهکده­ی­ جهانی نیز با وجود رسانه­های جدید، روابط بین انسان­ها در همه جا حالت رابطه­ای بین فردی خواهد یافت و در حد روابط افراد یک دهکده­ی ­کوچک خواهد بود»(­مک­لوهان، 1377: ­298­).

امانوئل­کاستلز تعریف جامعی از تکنولوژی­ارتباطی و اطلاعاتی ارائه داده­ است «تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی، مجموعه­های، همگرا از تکنولوژی­ها در میکرو الکترونیک­ها، کامپیوتینگ (شامل ماشین­ها و نرم افزارها) ارتباطات راه­ دور،­ مخابره و پخش و الکترونیک­های نوری هستند­­. تکنولوژی­های ارتباطی و اطلاعاتی جدید از دو بخش تکنولوژی­ارتباطی ­(اعم از جدید و قدیمی مثل تلفن، فکس، تکنولوژی­های پخش، ماهواره، تلویزیون­کابلی، کابل­های نوری پهن باند و غیره) و تکنولوژی­های اطلاعاتی ­(کامپیوترها، نرم افزارها و ...) تشکیل شده است. هم­چنین کاستلز ویژگی‌های عصر اطلاعات‏گرایی و وضعیت جوامع، مناسبات وتولید روابط انسانی را در این عصر با چندین رویکرد زیر بررسی می­کند: اطلاعات‏گرایی، جوامع­اطلاعاتی، اقتصاد­اطلاعاتی، اقتصاد­جهانی، کار در اقتصاد ­اطلاعاتی، اشتغال­در اقتصاد ­اطلاعاتی، مکان در عصر ­اطلاعات‏گرایی و زمان در عصر ­اطلاعات‏گرایی.

"دانیل­بل" جامعه‏شناس امریکایی، از جمله کسانی است که با ارائه نظریه­­ی "فرا صنعت‏گرایی"­ نوع جدیدی از جوامع جدید یعنی ­"جامعه ­اطلاعاتی"­ را پیش‏بینی کرده است. او که در اواخر دهه 1950 اصطلاح "پسا­ صنعت‏گرایی" را ابداع کرد، طی دو دهه بعدی، واژه‏های­"اطلاعات"­ و­ "آگاهی"­ را به‌ عنوان پیشوند به اصطلاح "پسا صنعتی" افزود تا با مطرح کردن­"جامعه پسا صنعتی"­ همواره بر نقش اصلی اطلاعات و آگاهی تأکید کرده باشد. طبق این دیدگاه، فرا­ صنعت‏گرایی، ساختارهای ­اجتماعی اصلی در ایالات متحده، اروپای غربی، ژاپن و روسیه طی قرن بیست و یکم را تشکیل می‏دهد. بل جامعه فرا صنعتی را یک جامعه اطلاعاتی قلمداد می‏کند. در جامعه ماقبل­صنعتی، زندگی ­"بازی با طبیعت"­ است؛ یعنی افراد با نیروی عضلانی غیر ماهر کار می‏کنند. در عصر صنعتی، آن­جا که ماشین حاکم است، به شکلی تکنیکی و معقول زندگی "بازی با مصنوعات" است. بر عکس این دوره، زندگی در یک جامعه فرا صنعتی که بر خدمات نهاده شده ­"بازی میان اشخاص"­ است. در این ­جا آن­چه به حساب می‏آید، نیروی عضلانی غیرماهر یا انرژی نیست، بلکه اطلاعات است. جامعه­ اطلاعاتی را به هر نامی‏که بنامیم (پسا صنعتی، پسا­ مدرنیسم و ­...) با تأیید نظر دانــیل بل پایه آن را خلاقیت، نوآوری و کارآفریــنی تشکیل می‏دهد و رایانه‏ها تأثیر زیادی در پیشرفت‏های آینده خواهند داشت. ­همگرایی و پیوند رایانه‏ها و مخابرات در تمام ارکان زندگی و در تمام زوایای حیات ­اجتماعی و در ابعاد جهانی وسعت می‏یابد و به کارگیری تجارت ­الکترونیک، دولت ­الکترونیک، آموزش­مجازی و بانکداری ­الکترونیکی از علائم جوامع اطلاعاتی است­(Samiullah & Srinivasa, 2002).

آنتونی­گیدنز در کتاب خود به نام «دولت – ملت و خشونت» به دو جنبه وابسته به مدرنیته که به وسیله اندیشمندان کلاسیک به بازی گرفته نشده­اند تاکید می‌کند: 1. ­اهمیت نظارت گسترده در پیدایش مدرنیته؛ 2. تاثیر خشونت، جنگ و دولت- ملــت در تـوسعه دنیای معاصر( Giddens, 1985­). گیدنز معتقد است که گام نهادن در عرصه نظارت برامور مردم، نباید موجب تعجب ما شود­ از سرشماری گرفته تا رسیدگی به صورت هزینه­ها، ازصورت حساب بانکی گرفته تا مدارک درسی همگی در جهت همکاری با سازمان­های اجتماعی رشدیافته است(Giddens, 1990).

"دانیل‏لرنر" را می‏توان راهگشای بررسی نقش ارتباطات در توسعه دانست. انتشار کتاب ­"گذر از جامعه­ی سنتی، نوسازی خاورمیانه"­ در سال 1958 را می‏توان آغاز بررسی‏های توسعه به حساب آورد. دیدگاه لرنر از دو جنبه با اهمیت و قابل بررسی است: نخست آن­که این نظریه از جامع‏ترین نظریه‏های ارتباطی توسعه محسوب می‏شود و دیگر آن­که تقریباً بر همه کسانی که پس از لرنر، به کار در این زمینه پرداخته‏اند، تأثیرگذاشته و بسیاری از پیش­فرض‌های آن­ها را شکل داده است. پژوهش لرنر، اولین تلاش برای فرمولی کردن الگوی جهانی نوسازی است که ازطریق یک پژوهش میدانی درشش کشور خاورمیانه مورد محک قرار گرفت. لرنر در این پژوهش، به‌ دنبال شیوه‏ای است که جوامع با استفاده از آن، به مرحله­ گذار و سپس به نوگرایی می‏رسند.­ «الگوی علیتی لرنر، برتوالی تحول­های نهادی استواراست، تحول­های که به رشد خود توان و نوگرایی منجر می‏شود: شهرنشینی، سوادآموزی، گسترش رسانه‏های جمعی، درآمد­ سرانه بیشتر و مشارکت سیاسی. بر این اساس، هرجا شهرنشینی افزایش یافته، به رشد سوادآموزی منجر شده و رشد سوادآموزی باعث شده تا مردم از رسانه‏ها بیشتر استفاده کنند و هرگاه مردم بیشتر از همیشه تحت پوشش رسانه‏ها قرار گرفته‏اند، مشارکت­اقتصادی ­(درآمد سرانه)­ و مشارکت سیاسی (رأی دادن) اوج گرفته است»­(همان).

"هربرت شیلر" از جمله اندیشمندانی است که ضمن پذیرفتن اهمیت فزاینده اطلاعات ­(انفجار اطلاعات) به عنوان جنبه پر اهمیت زندگی معاصر، به‌ عنوان یکی ازمنتقدان جامعه اطلاعاتی، معتقد است اطلاعات و ارتباطات، عناصر بنیادی نظام سرمایه‏داری را تشکیل می‏دهد. دیدگاه او از سه مشخصه کلیدی برخوردار است:

تأکید بر پشتوانه‏های ساختاری­اطلاعات: یعنی به جای توجه به مطالب و محتوای رسانه‏ها، جنبه‏های ساختاری رسانه مورد توجه قرارمی‏گیرد، مانندجنبه‏های اقتصادی شامل مالکیت ومنابع درآمد از آگهی‏های بازرگانی و مخاطبان است که تولیدات را مصرف می‏کنند. به زعم وی، این عناصر ساختاری، مانعی جدی بر سر راه تولید آزادانه مطالب و برنامه‏های رسانه‏ای­اند.

رهیافت‌های ­"اقتصاد سیاسی": این رهیافت‌ها به تحلیل‏های نظام‏مند ارتباطات و اطلاعات منجر می‏شود. یعنی باید نحوه عملیات نظام سرمایه‏داری برای تعیین اهمیت قلمرو اطلاعات، مورد تحلیل قرار گیرد؛ مانند این­که به یک ایستگاه تلویزیون کابلی به عنوان یک ­نظام­اجتماعی­- ­اقتصادی توجه می‏شود.

تأکید بر تاریخ و دوره‏ای بودن روندها و پیشرفت‏ها: نقطه آغازین برای شیلر آن است که در سرمایه‏داری کنونی، اطلاعات و ارتباطات اهمیتی فراوان دارند.

"آرمان ماتلار"­ یکی از منتقدان موضوع جوامع ­اطلاعاتی به شمار می‏رود. او معتقد است که مطرح شدن جوامع اطلاعاتی، همان بازتولید دوره‏ای سیاست‏های استعماری و امپریالیستی گذشته برای کنترل و اعمال هژمونی بر هنجارها و نظام‏های ارتباطی در سطح جهان است. ماتلار اعتقاد دارد فعالیت‌های کشورهای پیشرفته در طراحی نرم ‏افزاری و سخت‏ افزاری بزرگ­راه‌های اطلاعاتی، جهانی سازی و تدارک دیدن انواع کنفرانس‌های بین‏المللی در مورد جامعه اطلاعاتی، همگی برای رهبری و هدایت کنسرت جهانی در مورد صنایع بزرگ دیداری و شنیداری، تله ­ماتیک و تکنولوژی‏های اطلاعاتی و ارتباطی است(آقاجانی، ­1375­: ­75).

شون ­مک براید: این نظام‌ها، ابتدا از طریق الکتریکی کردن اطلاعات، یک ­دست شده و سپس با پیشرفت‌های روزافزون تکنولوژی‌ها از راه دیجیتالی کردن آن­ها توانسته است بر عوامل فضا، زمان و مکان غلبه کند. به­ دنبالِ این فرایند،­ اطلاعات به عنوان نماد و دست­مایه توسعه همه جانبه وپایدار جوامع ­مدرن شناخته شده و دیگر بدون دسترسی به آن هیچ ‌گونه تحول چشمگیری قابل پیش‌بینی و میسر نیست.

از نظر­ ویلیام ملودی «اولین ویژگی جامعه­ اطلاعاتی، تلاش در جهت دست­یابی به تصویری عام از تکنولوژی‌‌های ارتباطی در تمام سطوح اجتماعی است. برخلاف دوران گذشته که اطلاعات تکنولوژیکی در اختیار متخصصان و صاحب‌نظران فن و صنایع قرار داشت و مشروعیت آن نیز به تأیید و تصدیق آن­ها مرتبط بود، در جامعه جدید، اطلاعات تکنولوژیست‌ها، علمای ­اجتماعی و مردم معمولی نیز مرتبط با تکنولوژی‌ اطلاعاتی قرار گرفته‌ و بخشی از زندگی روزمره آنان شده است».

نظریه­پردازان جدیدی نیز وجود دارد که معتقدند «ما در عصر دوم رسانه­ها هستیم که این عصر با ظهور نوعی جدید ازجامعه همراه است». درواقع برخلاف عصر اول رسانه­ها که باتکنولوژی ارتباطی فیلم، رادیو، و تلویزیون و ویدئو شناخته می­شود، عصر دوم رسانه­ها از طریق ادغام تکنولوژی‌های جدید ارتباطی ماهواره‌ای با رایانه، تلویزیون و تلفن ظاهر شده است. در اثر چنین ادغامی، جانشین‌های تازه‌ای برای نظام قبلی که محدودیت‌های فنی جدی داشت به وجود آمده و این احتمال بسیار قوت می‌گیرد که نظامی مشترک از تولید کنندگان، توزیع ‌کنندگان و مصرف ‌کنندگان به وجود آید. چنین وضعی سبب شده که درسال‌های اخیر محققان و دانشمندان، همه‌جا از انفجار اطلاعات انقلاب تکنولوژی‌های ارتباطی عصر رایانه، عصر ماهواره و از همه مهم‌تر عصر الکترونیک یا عصر رسانه‌های الکترونیک سخن به میان آورند و عصر جدید را با این تعابیر تعریف کنند. بر این اساس توجه به نظریه­های جدید نیز حائز اهمیت فراوانی است.

مارک پاستر: از نظریه‌پردازان پست‌ مدرنیسم معتقد است «­دیگر قدرت رسانه­ای در دست معدودی نخواهد بود تکنولوژی‌های جدید ارتباطی در حال از بین بردن عقیده ارتباط عده‌ای معدود با افراد بی‌شمار است. برخی از مرتبطان همواره قدرت­مند‌تر از دیگران خواهند بود».

پل­لوینسون­ به شکل­گیری رسانه­های جدیدتر از جدید می­پردازد تا فرآیند تحولات ارتباطات نوین را پیگیری­کند. تعداد کاربران و میزان نفوذ رسانه‌های جدیدتر از جدید، یعنی رسانه‌های جدیدتر از رسانه‌های جدید، مانند توییتر، فیس‌بوک و یوتیوب هستند که مصرف ‌کنندگان را به تولید کنندگان تبدیل می‌کنند و آثارشان به‌ طور رایگان در دسترس همه قرار می­گیرد.

بر اساس نظریه نشر نوآوری: بر این اساس پذیرش یا رد نوآوری به آگاهی مصرف کنندگان ازنوآوری بستگی دارد، زیرا نوآوری یک ایده و موضوعی است که از نظر دیگران واحد پذیرش نوین است و نشر روشی است که نوآوری از طریق کانال­های مشخص در طول زمان در اعضای نظام ­اجتماعی منتقل می­شود. ­از این منظر انتشار نوآوری نوعی ارتباط است که در آن پیام از یک شخص به دیگر در نظام اجتماعی منتقل می­شود(یو و تاو­، ­2009 :­21).

مدل پذیرش فناوری را دیویس و همکاران­ ارائه داده­اند. اساس این الگو بر این عقیده استوار است برداشت ذهنی افراد از فناوری بر نگرش آن­ها نسبت به فناوری تاثیر می‌گذارد(لی و­ کیم، ­2009 :­8). این مدل بر این نظر است که استفاده از این فناوری­ها توسط میل به رفتار تعیین می­شود، که این تمایل توسط دو اعتقاد برداشت ذهنی از مفید بودن، یعنی فرد استفاده کننده معتقد است استفاده از یک فناوری خاص عملکرد وی را بهبود خواهد داد و هم­چنین برداشت ذهنی از آسانی استفاده، یعنی فرد استفاده کننده معتقد است که استفاده از یک رسانه برای وی راحت­تر می­باشد.

نظریه رفتار هدایت شده یا رفتار برنامه‌ریزی شده یک الگوی عمومی است که در بسیاری از زمینه‌ها از جمله پذیرش فناوریاطلاعات و ارتباطات به کار گرفته شده است. در این نظریه از عوامل انگیزشی برای پیش‌بینی انجام یک رفتار ویژه استفاده می‌شود و فرض بر آن است که تمایل، انعکاسی از انگیزه یک شخص برای انجام یک رفتار مشخص است(نیگ،لیپکی و مادوک، ­2009 :­27).

بر اساس نظریه مذکور تمایل به رفتار حاصل سه عامل نگرش، هنجار ذهنی و برداشت ذهنی از کنترل رفتار است. فرض بر آن است که رفتار یک فرد توسط تمایل به رفتار تحریک می‌شود که این تمایل به ترتیب توسط نگرش به رفتار، هنجار ذهنی و این که آیا فرد قادر خواهدبود به طور موفقیت آمیز از عهده رفتار مورد نظر برآید، تعیین می‌شود. نگرش به رفتار یک احساس مطلوب یا نامطلوب برای انجام رفتار است که توسط اعتقادات فرد و با در نظر گرفتن پیامدهای ناشی از رفتار و ارزشیابی مطلوبیت این پیامدها حاصل می‌شود. به طورکلی هر چه قدر نگرش و هنجار ذهنی برای انجام رفتار مورد نظر مثبت‌تر باشد، تمایل فرد برای انجام رفتار قوی‌تر خواهد بود. به همینترتیب، هرچه قدر برداشت ذهنی از کنترل رفتار بیشتر باشد، تمایل فرد برای انجام رفتار افزایش خواهد یافت.

 

تعریفمتغیرها

جهانی­شدن: محوشدن مرزهای جدا کننده جهان و حرکت تدریجی جهان به ‌سوی نوعی همگنی یا همگونگی، بیشتر در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که در واقع می‌توان آن ‌را  نوعی حرکت از کثرت به وحدت دانست، جهانی‌ شدن گفته می‌شود و این از پیامدهای مدرنیته ناشی از تکنولوژِی­های ارتباطی و اطلاعاتی است(گل­محمدی، ­1382: ­98).

بومی­سازی: بومی­سازی در این پژوهش به معنای استفاده از توان علمی و تجارب خارجی و تلفیق آن با ظرفیت­ها و پتانسیل­های موجود در داخل نظام استفاده شده است. در حالت­کلی، شاخص­های مندرج در الگوهای خارجی، با در نظر گرفتن رفتارها و خطوط قرمز و ظرفیت­های داخلی درصورتی یک مدل موفق را به وجود خواهد آورد که شناختی دقیق از محیط خود و نیز بررسی همه جانبه مسائل پیرامونی داشته باشیم.

فرهنگ­ مصرف: شیوه­ها و نحوه استفاده از تکنولوزی­ها در جهت کاهش هزینه­ها و نوع الهام و تاثیرپذیری در مواجه با این تکنولوژی­های اطلاعاتی و ارتباطی مورد نظر است(فرخ­پور، 1388: ­12).

 

روش تحقیق

روش تحقیق دراین پژوهش روش اکتشافی است. به دلیل نبود آثار مشخص و دقیق دراین حیطه که بتوان آن را توصیف کرد و مورد بررسی قرار داد، با این روش به بررسی و مطالعه موضوع تحقیق پرداخته شد. مصاحبه اکتشافی برای یافتن زمینه­های تفکر و ایده­ها و فرضیه­های تحقیق به کار می­رود و صرفه جویی در وقت و هزینه می­شود. هدف از تحقیقات اکتشافی، تعیین، شناخت و تعریف پدیده­ای است که تاکنون شناخته نشده یا اطلاعات کلی از آن در دست است و یا در گذشته، تحقیق درمورد آن انجام نشده است(ظهوری، ­1378: ­20).  این نوع تحقیقات­ها با هدف کشف مجهول­های مورد علاقه­ی پژوهشگر و پیش بردن مرزهای دانش بشری انجام می­گیرد(ازکیا­ و­ دیگری، ­1382 :­288). بنابراین، این تحقیقات به منظور کسب دانش و دسترسی به اصول ریشه­ای پدیده­ها و حقایق قابل کشف صورت می­گیرد. در این نوع تحقیق، پژوهشگر به کشف و شناسایی پدیده­های اصلی و مهمی می­پردازد. داده­ها در این پژوهش از طریق مصاحبه با تکنیک دلفی صورت گرفته است. مصاحبه ابزاری است که امکان بررسی موضوع­های پیچیده پیگیری پاسخ­ها یا پیدا کردن علل آن و اطمینان یافتن از درک سوال از سوی آزمودنی را فراهم می­سازد. «مصاحبه روشی است که در آن اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق ارتباط مستقیم بین پرسشگر یا محقق با پاسخگو گردآوری می­شود. در واقع، مصاحبه یک مکالمه دو طرفه است که با طرح سوال مصاحبه­گر به منظور کسب اطلاعات مربوط به تحقیق آغاز می­شود. این امر می­تواند به صورت رو در رو یا برقراری ارتباط تلفنی انجام پذیرد.»(حافظ­نیا، 1387 :­199). در واقع این تکنینک زمانی مورد استفاده قرار می­گیرد تا اتفاق نظر یک گروه صاحب­نظر در مورد مسئله­ای را مورد توجه قرار دهیم.

 

نمونه­گیری و تحلیل ­اطلاعات

منظور از متخصصان «افرادی هستند که در موضوع مورد مطالعه تخصص ویژه­ای دارند و در فرآیند نظرات و دانش آن­ها مکررا مورد بررسی قرار می­گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر، استادان و ­کارشناسان و صاحب­نظران رشته ارتباطات و جامعه­شناسی می­باشند». پژوهشگر با استفاده از روش نمونه­گیری هدف­مند تعداد 15 تن ازکارشناسان را انتخاب و به سوال­های باز پژوهشگر با روش مصاحبه عمقی پاسخ دادند.

  دو شرط ذیل برای انتخاب ­شوندگان، مورد توجه قرار گرفته است به این دلیل که پاسخگویان باید دید جامع و کلانی نسبت به کارگیری این فناوری­ها داشته باشند.

الف) شرایط و موقعیت ایران در عرصه این فناوری­ها.

ب) آشنایی با نحوه به کارگیری این فناوری­های اطلاعات و ارتباطی و درک و تحلیل تاثیرا­ت این فناوری­ها در عرصه جامعه داشته باشند.

محقق تلاش کرده با رعایت شرایط ذیل پایائی و روایی ابزار سنجش را مورد توجه قرار دهد:

الف) تعریف کردن اصطلاحات ب) توجیه پاسخ­ دهندگان ج) تجانس و همگونی پاسخگویان          ­د) برقراری شرایط و زمینه­های اجرای پرسشگری.

پس ازپایان گردآوری داده­ها، شاخص­های اصلی پرسشنامه­ها استخراج شدند وبا استفاده از روش­های تحلیل کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده­ها با روش کدگذاری باز و سپس کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی صورت گرفته که طی آن در کدگذاری باز سعی شده است تا داده­ها و پدیده­ها در قالب مفاهیم درآیند و این امر به صورت تقطیع و مجزا نمودن داده­ها انجام گرفت. درمرحله بعد به پالایش و تفکیک مقوله­های به دست آمده ازکدگذاری باز پرداخته شد. یعنی در کدگذاری محوری آن دسته از مقولات را که با پرسش تحقیق بیشترین ارتباط را داشتند، از میان کدهای به دست آمده از مصاحبه­ها انتخاب شدند و در نهایت بعد از این دو نوع کدگذاری جهت تدوین کدگذاری گزینشی استفاده شد و طی آن موضوع اصلی مطالعه در قالب نکاتی کلیدی مورد بررسی قرار گرفت.

 

نتایج تحقیق

نتایج حاصله به شرح زیر قابل طبقه­بندی و بررسی است: آن­چه که امروز در ایران با عنوان تاثیرات و کاربردهای این فناوری­ها نام­ برده می­شود، صرفاً به کارگیری برخی از ابزارهای فناوری ­اطلاعات درتعداد محدودی از فرایندهای اجرای و فرهنگی است. نکته قابل توجه آن است که اولاً آیا این ابزارها به درستی مورد استفاده قرار می­گیرند یا خیر و ثانیاً فرایندهای سنتی که با این فناوری­ها مدرن می­شوند­، آیا در بستر جامعه در بهبود فرایند­های مصرفی وجبران هزینه­ها فرایندی کارآ و قابل قبولی خواهند بود­ یا­ نه­. که بتوان الگوهای مصرفی جامعه را در یک مسیر معین هدایت کرد­. به علاوه در کشور ما به دلیل دولتی بودن بسیاری از سازمان­ها و مرزهای بسته و قوانین پیچیده و دست و پا گیر، مفاهیم کنترل هزینه­ها و اصلاح الگوهای مصرف که اهمیت بیشتری می­یابد، کم رنگ­تر دیده می­شود. با این حال یافته­هایی که در این تحقیق بدان­ها دست یافته شده که در شکل­دهی و مسیردهی بهینه فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی مهم است به شرح زیر بیان می­شود:

  1. بهینه­کردن الگو­های مصرف­: با توجه به اقداماتی که در سطح جهانی با صنایع مربوط به فناوری­های اطلاعاتی وارتباطاتی صورت­گرفته شده درجهت بهینه کردن الگو­های مصرف، می‌توان این فناوری­ها را درجهت استفاده ملی تبدیل به تکنولوژی­های کردکه درجهت  بومی واجتماعی خاص خود و ارزش­های فرهنگی آن هدایت کرد تا بتوان با فرهنگ­سازی در جهت چگونه بهره­مندی و استفاده از این صنایع درجهت بهبود الگوهای مصرف تلاش کرد و این شامل اقداماتی اساسی در زمینه­های مختلف می­باشدکه می­تواند با استفاده ازکارشناسان این فناوری­ها و عالمان­اجتماعی و به خصوص جامعه­شناسان فرهنگی­، اقتصادی، ارتباطی ­و ... در جهت هرچه بهتر عملی کردن آن تلاش کرد و درباره این که چه­ طور می­توان از پیچ و خم­های زندگی مردم با فن­آوری اطلاعات گذشت و آن­ها را در مسیری آسوده قرار داد و به راه حل­های صحیح رسید.
  2. رویکرد برنامه­ریزان و دولت­: تا زمانی که دقیقاً برای ما مشخص نشود از فناوری ­اطلاعات برای چه منظوری در کشور استفاده می­کنیم، ممکن است سرمایه­گذاری­های فعلی ما مانعی برای حرکت­های بعدی باشد. در کشور ما رویکرد برنامه­ریزان و مدیران از به کارگیری فناوری ­اطلاعات عمدتاً با هدف افزایش بهره­وری و ماشینی شدن کارها و کاهش هزینه­ها و زمان­، بهره­وری، کاهش خطاها­، اشتباهات ­و افزایش سرعت باید صورت گیرد که در این میان در عرصه رقابت جهانی از فناوری ­اطلاعات به عنوان اهرمی برای کسب مزیت رقابتی پایدار استفاده می­شود.
  3. ناهماهنگی بین سرمایه­گذاری­های فناوری ­اطلاعات در سازمان­ها: به دلیل فقدان استانداردها و زیرساخت مشترک و هم­چنین نبود رویکرد استراتژیک برای طراحی نظام اطلاعاتی منسجم بین سازمانی، باعث شده است که هر سازمانی تلاش کرده، سخت­ افزار و نرم ­افزار خود را در این زمینه طراحی و اجرا کند. لذا امکان بالقوه ایجاد هماهنگی میان نظام­های مورداستفاده در شرکت­ها نادیده انگاشته شده است. بنابراین، علاوه بر این­که بسیاری از سرمایه­گذاری­ها به هدر رفته، هزینه­های جدیدی نیز برای ایجاد یکپارچگی مورد نیاز است.
  4. توسعه سواد ­عمومی و اطلاعاتی: با توجه به اهمیتی که کشورهای جهان برای موضوع اطلاعات قائل هستند امروزه یک نهضت و حرکت جهانی برای برون رفت از بن بست اطلاعاتی حاصل از شکاف دیجیتالی شکل گرفته است که کشورهای جهان سوم که از رتبه نازلی در جدول شاخص­های توسعه فناوری ­اطلاعات برخوردارند باید با توجه جدی خود را در این روند قرار دهند برای قرار گرفتن در این جریان باید تمرین و تلاش خود را در سطح ملی برای همگانى شدن اطلاعات متمرکز کنیم به گونه­ای که با تغییر ذائقه ­اطلاعاتی مردم جامعه زیرساخت فرهنگی و تکنولوژیکی آن­ها را نسبت به فرایندهای تولید اطلاعات و تهیه اطلاعات تغییردهیم. نمود تضاد درونی جامعه ما در عدم یکنواختی نشر و دسترسی اطلاعات در فاصله بسیار روستاها و شهرهای کشور جلوه گر شده است و برای این ­که بتوانیم با فرهنگ جهانی جامعه ­اطلاعاتی همگام شویم باید آموزه­های عمومی و اطلاعاتی را برای رسیدن به حد مطلوبی از سواد گسترش دهیم چرا که توسعه سواد ­عمومی و اطلاعاتی می­تواند به عنوان یک سرمایه­گذاری زیرساختی در حوزه ­جامعه اطلاعاتی به شمار رود تا از این طریق فرایندهای آتی که مهم­ترین آن ایجاد تحول فرهنگی با توجه به چهارچوب­های جامعه ­اطلاعاتی است ممکن و تسهیل گردد.
  5. استراتژی فناوری ­اطلاعات: در شرکت­های داخلی مفهوم راهبرد و برنامه­ریزی راهبردی بسیار دور از ذهن است. و اکثر شرکت­هایی که به برنامه­ریزی راهبردی روی آورده­اند نه برای نیاز به آن، بلکه صرف داشتن چنین سندی در برابر سهام­داران اقدام به تدوین آن کرده­اند. راهبرد فناوری اطلاعات نیز باید با توجه به راهبرد سازمانی شرکت تدوین شود.
  6. بهره­وری نیروی­کار و رشد ­اقتصادی: واضح است که قیمت‌های کاهنده فن‌آوری ­اطلاعات و ارتباطات، منجر به افزایش تشویق سازمان‌ها به جانشینی فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات به جای نیروی کار و سایر اشکال سرمایه، همانند کارخانه، ماشین‌آلات و یا تجهیزات شده است. سرمایه‌گذاری در حوزه فن‌آوری ­اطلاعات و ارتباطات، تأثیر عمده‌ای بر بهره‌وری نیروی کار و رشد ­اقتصادی درسطح کلان داشته است. با ظهور اینترنت فضای جدید بزرگ و استانداردی ایجاد شده که برای همگان قابل دسترس است. این فضا به طور رایگان در اختیار مردم قرار می­گیرد و بنابراین خلاقیت و ایجاد کسب ‌و کارهای جدید بسیار آسان­تر و کم هزینه­تر است. اینترنت باعث شده پایگاه­های مختلف داده­ها که قبلاً به طور پراکنده در اختیار سازمان­های خاصی قرار داشت درهمه دنیا قابل دسترس باشد و این موضوع با توجه به جمعیت جوان کشور فرصتی برای ایجاد کسب کارهای جدید است، که باید مورد حمایت قرار گیرد.
  7. تغییر ساختار­صنایع: ساختار بعضی از صنایع آینده را فناوری­اطلاعات تعیین می­کند. خصوصاً صنایعی که اطلاعات­بر، هستند. (مانند بانک، بیمه و ...) بنابراین، نقش فناوری ­اطلاعـــات در ایجاد ساختارصنایع جدید اهمیت بسیاری می­یابد. درکشور ما تغییر ساختارها دراثر به کارگیری فناوری اطلاعات کمتر به چشم می‌خورد و بیشتر فناوری اطلاعات ساختارهای سنتی و قدیمی را همراه با خود به یدک می­کشد.
  8. نبود بسترهای مناسب: نبود بسترها و تجهیزات شبکه‏ای و ارتباطی لازم برای دسترسی سریع و آسان مردم به اینترنت به طوری­که پرداخت الکترونیک یکی از مهم­ترین عوامل پیشروی درجهت هدف­مند کردن هزینه­ها و کنترل زمان است. پرداخت الکترونیکی روشی است که برای پرداخت سفارش­های خرید در شبکه اینترنت مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این ­جاست که مقوله فناوری­ کارت­های هوشمند و دیگر فناوری­های مربوط به حفاظت داده­ها از اهمیت ویژه­ای برخوردار می­گردد.
  9. مسایل فرهنگی: این تکنولوژی­ها محصول جامعه بشری است و از این رو میزان بهره­گیری از آن­ها نیازمندآگاهی­های فردی و جمعی وساختار­های فرهنگی و سیاسی و سطح توسعه انسانی و اقتصادی می‌باشد. این فناوری­ها نیازمندی­های فرهنگی خاص خود را می­طلبد. که اگر این الزامات رعایت نشده یا تغییر داده نشود، ممکن است آسیب­های فرهنگی و اقتصادی به همراه داشته باشد.
  10.  حقوق مصرف­ کنندگان: در رویکرد سنتی کشور مفهوم مشتری مداری و توجه و اهمیت به خواسته و نیاز وی به تازگی در برخی صنایع نفوذ کرده و به عنوان عاملی برای موفقیت در بازار شناخته شده است. درحالی که در این عرصه بی­توجهی به نیاز وخواسته مشتری امکان حضور در بازارهای جهانی را نمی­دهد. توجه به حقوق مصرف ­کننده و عملیاتی کردن چگونگی احقاق آن، وظیفه دولت است. تجارت ­الکترونیک موجب می­شود مصرف­ کنندگان در هرجایی که باشند از آخرین و بهترین خدمات و محصولات جدید وفناوری­های روز آگاهی یابند و این موضوع موجب می­شودکه رفتار مشتریان پیچیده­تر شود. لذا پاسخ به نیازهای این­گونه مشتریان درقالب اقتصاد دولتی و با زیرساخت­های نامناسب تجاری آن هم از طریق تجارت ­الکترونیک امری است که باید مورد تأمل قرار گیرد.

 

نتیجه­گیری

فرض اساسی این مقاله این بوده که جهانی شدن ­طلاعات و ارتباطات موجب بروز تنوع مصرف در جوامع می­شود که کل جهان معاصر را دربرگرفته است و این تکنولوژی­ها چه درجهت اطلاع رسانی و چه در جهت الکترونیکی کردن امور حائز اهمیت فراوان می­باشد و نقش آنی و سریع بودن این نقل و انتقال فناوری­ها موجب ازبین رفتن نسبی عامل زمان شده ومفهوم همزمانی به طورجدّی تحقق پیدا کرده است که این رشد سریع نیازمند فرهنگ­سازی سریع در جامعه با توجه به نیاز­های روز افزون و ارتقاع سطح فرهنگی برای هرچه بهتر بهینه کردن این امکانات و فناوری­ها­ی اطلاعاتی و ارتباطی می­باشد. در این راستا شناخت راهکارها و مسیردهی به این صنعت مهم دارای ضرورت اساسی می­باشد. در کشورهای در حال توسعه، در پیش گرفتن یک راهبرد مشخص در زمینه صنعت ­اطلاعات، امری ضروری است؛ زیرا اولاً این صنعت اهمیت راهبردی دارد، ثانیاً نیازمند زیربناهای‏ مشخصی است. این صنعت درحال حاضر از ارزش افزوده‏ بالایی برخوردار است و از صنایعی به شمار می‏آید که تاکنون‏ در سطح جهانی به رشد سریعی دست یافته است. فناوری‏ الکترونیک و به ویژه فناوری ­اطلاعات، امروزه در صدر همه­ فناوری­ها قرار دارند و پیش‏بینی می‏شود که درآینده نیز جزو صنایع پیشرو باشند. پس، ایجاد ظرفیت­های فنی در این صنعت راهبردی، و نیز در حوزه­ی الکترونیک و نرم ‏افزار، در ساختار صنایع بومی تأثیر تعین کننده‏ای بر جای خواهد نهاد.

پاسخ­دهندگان اعتقاد داشتند، آن­چه که امروز از آن به عنوان فناوری­های اطلاعات و ارتباطی درایران نام­ برده می­شود صرفاً به ‌کارگیری بعضی از ویژگی­های اینترنت در بعضی از فرایندها است که آن هم به طور ناقص به کار برده می‌شود. به عنوان مثال، بسیاری از شرکت­های تجاری دارای وب­ سایت هستند. اما به راستی چه مقدار ازاطلاعات آن به روز است وتا چه حداز آن به­عنوان اهرمی برای رضایت مشتریان استفاده می­شود. بسیاری از این شرکت­ها صندوق پستی ­الکترونیک خود را به طور دائم چک نکرده و فرایندهای اداری آن­ها فرصت پـــاسخ­گویی به پست ­الکترونیک را نمی­دهد. کارشناسان این فناوری­ها را موجب می­دانند که همه آحاد را در برگرفته و همه قصد دارند به نوعی از طریق آن خود را نسبت به همتایان خویش برتر نشان دهند. اما مولفه­های اساسی که در خصوص نتایج این تحقیق درجامعه ایران و در مقایسه باسایر کشورها با توجه به یافته­های تحقیق می­توان ارائه داد به صورت زیر قابل اشاره است:

 بومی­­سازی: دراین پژوهش به معنای استفاده ازتوان علمی و تجارب خارجی و تلفیق آن با ظرفیت­ها و پتانسیل­های موجود در داخل نظام استفاده شده است. درحالت­ کلی، شاخص­های مندرج در الگوهای خارجی با درنظر گرفتن رفتارها و خطوط قرمز و ظرفیت­های داخلی درصورتی یک مدل موفق را به وجود خواهد آورد که شناختی دقیق از محیط خود و نیز بررسی همه جانبه مسائل پیرامونی داشته باشیم.

آموزش شهروندان و توسعه سواد­عمومی: در این میان، تأکید بر آموزش و تربیت نیروی انسانی که به‏ توسعه، پایدار فناوری­اطلاعات و اجرای راهبردها کمک مؤثر می‏کند، ضروری است. فناوری اطلاعات در مقایسه با سایر صنایع، خیلی سرمایه­بر نیست و بیشتر به مهارت­های فنی نیروی انسانی متکی است و در صورت اجرای سیاست­های صحیح توسعه منابع انسانی، اختلاف درآمدها را نیز کاهش خواهد داد. توسعه سواد­ عمومی و اطلاعاتی می­تواند درجه پذیرش فرهنگ را در شهروندان جامعه اطلاعاتی بالا ببرد.

رویکرد دولت در تحکیم زیرساخت­های ملی اطلاعات، ارتقای فناوری اطلاعات، اشاعه فناوری اطلاعات در صنعت و خدمات دولت­ها از طریق تدوین استاندارد، مقررات ارتباطات راه دور و سیاست­های تقسیم منابع اطلاعات عمومی و چارچوب­های حقوقی‏ برای مالکیت معنوی، خرید و فروش نرم‏ افزار و ... می‏توانند الگوی مناسبی درصنایع تکنولوژی اطلاعات، به ویژه در راه‏ درست آن باشند،­ اما مشکل اساسی آن است که دولت­های این‏ کشورها در زمینه‏های یاد شده چندان فعال نیستند.

سرمایه­گذاری در زیر­ساخت­ها: سرمایه‏گذاری در ایجاد تأسیسات و زیر­ساخت­هایی‏ چون خدمات پشتیبانی رایانه‏ای، شبکه‏های همکاری، ارتباطات راه دور و مشاوره‏های محلی مهم است. زیرا اولاً فناوری اطلاعات خود یک صنعت راهبردی‏ است و یکی از سودآورترین صنایع جهان به شمار می‏آید ثانیاً، فناوری ­اطلاعات یک فناوری عام و کلیدی است و در همه‏ صنایع جهان و خدمات کاربرد دارد. ثالثاً، فناوری ­اطلاعات‏ زیربنایی اساسی است که همه شرکت­ها و مؤسسات و واحدهای‏ اقتصادی را قادر می‏سازد در استفاده از دانش بشری ونیز در انتقال آن سهیم شوند، در فضای­اطلاعاتی مناسب خود تنفس‏ کنند، هزینه‏های خود را کاهش و بهره‏وری و کیفیت محصول­شان‏ را افزایش دهند.

ایجاد هماهنگی برای استفاده از فناوری­ها‏ و حمایت از آن و برنامه­ریزی در خصوص به کارگیری مشارکت کلیه سازمان­های دولتی و خصوصی در اجرای طرح­ها: راهبرد ملی فناوری اطلاعات باید بستر مناسبی برای استفادة مؤثر از اشاعه وسیع فناوری ­اطلاعات داشته باشد یا آن را فراهم‏ آورد.

 

منابع

آقاجانی، س. (1375). حرکتایرانبهسویجامعهاطلاعاتی. تهران: نشر آگه.

ازکیا، م؛ و دیگری. (1382). روش­های کاربردی تحقیق. جلد اول، تهران: انتشارات کیهان.

استوری، ج. (1383). جهانی­شدن و فرهنگ عامه. ترجمه: ح. پاینده. فصلنامه ارغنون. شماره 24، 301–319.

حافظ­نیا، م. (1387). مقدمه­ایی بر روش تحقیق در علوم انسانی. تهران: انتشارات سمت. چاپ چهاردهم.

فاستر، ج. م.(1378). جوامع سنتی و تغییرات فنی. ترجمه: س، م، ثریا. تهران: نشرکتافزا.

فرخ­پور، م. (1388). بررسی و نقش فرهنگ سازمانی در اصلاح الگوی مصرف. سایت آفتاب.

شجاعی­زند، ع. (1382). جهانیشدنودینومتدهاوچالشها (مجموعهمقالات). قم: دبیرخانه دین‌پژوهان کشور، چاپ اول، ص30.

ظهوری، ق. (1378). کاربرد روش­های تحقیق علوم اجتماعی در مدیریت. تهران: موسسه انتشارایی میر.

 گل‌محمدی، ا. (1382). جهانیشدنودینفرصتهاوچالشها. پیشین، ص107.

گیدنز، آ. (1373). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشرنی.

رشیدپور، ا. (1352). آیینه­هایجیبیآقایمک­لوهان. تهران: دفتر انتشارات رادیو تلویزیون ملی ایران.

عاملی، س. (1380). فصلنامهعلوماجتماعی. دانشگاه تهران، شماره 21، 171.

منتظرقائم، م. (1381). فصلنامه علوم اجتماعی. دانشگاه تهران، شماره 19.

مک­لوهان، م. (1377). برایدرکرسانه­ها. تهران: مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه­ای صدا سیمای جمهوری اسلامی ایران.

وبستر، ف. (1380). نظریههایجامعهاطلاعاتی. ترجمه: ا. قدیمی. تهران: نشر قصیده‏سرا. ص 164.

   Beck, U. (1992).Risk society. Towards a New Modernity. London: sage.

   Beck, U. (1999). World risk society. Cambridge: polity press.

   Becker, T. and Slaton, C.D. (2000). the future of Teledemocracy. Westport. Conan: Praeger Publishers

   Bouman, Z. (2002). Society under Siege. Cambridge: polity press.

    Nigg, Claudio R., Lippke, Sonia. & Maddock, Jason E. (2009). Factorialinvariance of the theory of planned behavior applied to physical activity acrossgender, age and ethnic groups. Psychology of Sport and Exercise. 219-225, 10.

   Lee, Sangjae. & Kim, Byung Gon. (2009). Factors affecting the usage ofintranet: A confirmatory study. Computers in Human Behavior. 191-201, 25.

   Robertson, R. (1992). Globaliztion. London: sage.

   Samiullah, Yusof & Rao Srinivasa. (2002). Role of ICT, in Urban and Rural Poverty Reduction. Available in: http://www.teri.res.in/icteap/present.session4/sami.doc.

   Sassen. (1990). Burgers and EngberenT. (1996) van Kempen and Macusc (1998).

   Unesco. (1999). World Communication Report: The Media and challenges of The New Technologies. Paris : NNESCO.

   Unesco. (1997). World Communication & Information Report. Paris: NNESCO.

   Trend, D. (2001). Reading Digital Culture. Oxford: Blackwell Publishers.

   Waters, M. (1995). Globaliztion. London :Routledge.

   Yu, Chian-Son&  Tao, Yu-Hui. (2009). Understanding business- levelinnovation technology adoption. Technovation. 92-109, 29.

 



1. Information &  Communication Technology

2. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میاندوآب.                                  E-mail: arash.mahmodi@yahoo.com

3. کارشناس ­ارشد پژوهش علوم ­اجتماعی، مدرس ­دانشگاه آزاد­اسلامی، واحد­ ملکان- ایران.

hadi.aghaei64@gmail.com E-mail:

4. کارشناس ارشد مدیریت آموزشی.

 

آقاجانی، س. (1375). حرکتایرانبهسویجامعهاطلاعاتی. تهران: نشر آگه.

ازکیا، م؛ و دیگری. (1382). روش­های کاربردی تحقیق. جلد اول، تهران: انتشارات کیهان.

استوری، ج. (1383). جهانی­شدن و فرهنگ عامه. ترجمه: ح. پاینده. فصلنامه ارغنون. شماره 24، 301–319.

حافظ­نیا، م. (1387). مقدمه­ایی بر روش تحقیق در علوم انسانی. تهران: انتشارات سمت. چاپ چهاردهم.

فاستر، ج. م.(1378). جوامع سنتی و تغییرات فنی. ترجمه: س، م، ثریا. تهران: نشرکتافزا.

فرخ­پور، م. (1388). بررسی و نقش فرهنگ سازمانی در اصلاح الگوی مصرف. سایت آفتاب.

شجاعی­زند، ع. (1382). جهانیشدنودینومتدهاوچالشها (مجموعهمقالات). قم: دبیرخانه دین‌پژوهان کشور، چاپ اول، ص30.

ظهوری، ق. (1378). کاربرد روش­های تحقیق علوم اجتماعی در مدیریت. تهران: موسسه انتشارایی میر.

 گل‌محمدی، ا. (1382). جهانیشدنودینفرصتهاوچالشها. پیشین، ص107.

گیدنز، آ. (1373). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشرنی.

رشیدپور، ا. (1352). آیینه­هایجیبیآقایمک­لوهان. تهران: دفتر انتشارات رادیو تلویزیون ملی ایران.

عاملی، س. (1380). فصلنامهعلوماجتماعی. دانشگاه تهران، شماره 21، 171.

منتظرقائم، م. (1381). فصلنامه علوم اجتماعی. دانشگاه تهران، شماره 19.

مک­لوهان، م. (1377). برایدرکرسانه­ها. تهران: مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه­ای صدا سیمای جمهوری اسلامی ایران.

وبستر، ف. (1380). نظریههایجامعهاطلاعاتی. ترجمه: ا. قدیمی. تهران: نشر قصیده‏سرا. ص 164.

   Beck, U. (1992).Risk society. Towards a New Modernity. London: sage.

   Beck, U. (1999). World risk society. Cambridge: polity press.

   Becker, T. and Slaton, C.D. (2000). the future of Teledemocracy. Westport. Conan: Praeger Publishers

   Bouman, Z. (2002). Society under Siege. Cambridge: polity press.

    Nigg, Claudio R., Lippke, Sonia. & Maddock, Jason E. (2009). Factorialinvariance of the theory of planned behavior applied to physical activity acrossgender, age and ethnic groups. Psychology of Sport and Exercise. 219-225, 10.

   Lee, Sangjae. & Kim, Byung Gon. (2009). Factors affecting the usage ofintranet: A confirmatory study. Computers in Human Behavior. 191-201, 25.

   Robertson, R. (1992). Globaliztion. London: sage.

   Samiullah, Yusof & Rao Srinivasa. (2002). Role of ICT, in Urban and Rural Poverty Reduction. Available in: http://www.teri.res.in/icteap/present.session4/sami.doc.

   Sassen. (1990). Burgers and EngberenT. (1996) van Kempen and Macusc (1998).

   Unesco. (1999). World Communication Report: The Media and challenges of The New Technologies. Paris : NNESCO.

   Unesco. (1997). World Communication & Information Report. Paris: NNESCO.

   Trend, D. (2001). Reading Digital Culture. Oxford: Blackwell Publishers.

   Waters, M. (1995). Globaliztion. London :Routledge.

   Yu, Chian-Son&  Tao, Yu-Hui. (2009). Understanding business- levelinnovation technology adoption. Technovation. 92-109, 29.