جدال سنّت و مُدرنیته در راستای ساختن و برساختن هویّتِ جمعی جوانان در جوامع شبه‌ مُدرن (تبیین جامعه‌شناختی رابطه سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّتِ جمعی تحت‌ِ تأثیر قومیّت)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان.

2 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و پژوهشگر مسائل اجتماعی.

چکیده

جامعه­شناسان براین باورند که هویّت امری اجتماعی-تاریخی است و در طول زمان­ نیروهای متفاوتی در ساخت آن نقش دارند. در جوامع سنّتی مذهب، خانواده و قومیّت از مهم­ترین عوامل مؤثر بر هویّت افراد محسوب می­شدند، امّا در جوامع مُدرن عواملی مانند سرمایه فرهنگی که دستآورد خودِ افراد جامعه است، هویّت آن­ها را بر می­سازد. بنابراین امروزه سرمایه فرهنگی تأثیر زیادی بر شکل­گیری هویّت­های جمعی دارد. پژوهش حاضرتلاشی است در راستای تبیین رابطۀ سرمایه فرهنگی دانشجویان باشکل­گیری ابعاد هویّتِ جمعی تحتِ تأثیر قومیت آن­ها. برای نیل به این هدف چارچوب نظری این پژوهش، به کمک تلفیقی از نظریات کاستلز، گیدنز و تامپسون تدوین گردید. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه کردستان درسال تحصیلی 90–1389 می­باشدکه با استفاده ازفرمول کوکران و روش نمونه­گیری طبقه­ای نسبی 300 نفر از آن­ها انتخاب گردید. نتایج پژوهش گویای آن است که در میان دانشجویان کُرد، سرمایه فرهنگی بیشترین ضریب همبستگی را با هویّت قومی دارد و در میان دانشجویان غیرِ کُرد، بیشترین ضریب همبستگیِ سرمایه فرهنگی در رابطه با هویّت جهانی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Struggle between tradition and modernity in order to build and construct the collective identity of youth in pseudo modern societies (Sociological explanation of the relationship between cultural capital and dimensions of collective identity on the base of ethnicity)

نویسندگان [English]

  • Jamal Mohammadi 1
  • Kamal Khalegpanah 1
  • Fardin Mohammadi 2
چکیده [English]

Social scientists believe that identity is a social-historical issue and at different times different forces involved in making it. In traditional societies, for example, a series of factors such as religion, family and nationality arethe most important that influence individual identity but in societies that have experienced modernity, factors make individuals' identity which are self-achievement such as cultural capital. So today, cultural capital has a great influence on the formation of collective identities. This research is an attempt to explain the relationship between students' cultural capital and the formation of their collective identity.In line with this goal, theoretical framework of the research was developed by the combination of the ideas of Castells, Giddens and Thompson.  The population of the study consisted of the KurdistanUniversity students in the academic year 89-90, that using Cochran formula and relative sampling method 300 of whom were chosen. The results show that there is a meaningful relationship between social capital and dimensions of collective identity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ethnic identity
  • National Identity
  • global identity
  • Cultural capital

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دوم، شماره هشتم، پائیز 1389

ص ص 91 - 77

 

 

 

 

 

جدال سنّت و مُدرنیته در راستای ساختن و  برساختن هویّتِ جمعی
جوانان در جوامع شبه­ مُدرن (تبیین جامعه­شناختی رابطه سرمایه فرهنگی
 و ابعاد هویّتِ جمعی تحت
­ِ تأثیر قومیّت)

دکتر جمال محمدی[1]

دکتر کمال خالق­پناه[2]

فردین محمدی [3]

 

تاریخ دریافت مقاله:7/12/1391       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:9/6/1392

چکیده

جامعه­شناسان براین باورند که هویّت امری اجتماعی-تاریخی است و در طول زمان­ نیروهای متفاوتی در ساخت آن نقش دارند. در جوامع سنّتی مذهب، خانواده و قومیّت از مهم­ترین عوامل مؤثر بر هویّت افراد محسوب می­شدند، امّا در جوامع مُدرن عواملی مانند سرمایه فرهنگی که دستآورد خودِ افراد جامعه است، هویّت آن­ها را بر می­سازد. بنابراین امروزه سرمایه فرهنگی تأثیر زیادی بر شکل­گیری هویّت­های جمعی دارد. پژوهش حاضرتلاشی است در راستای تبیین رابطۀ سرمایه فرهنگی دانشجویان باشکل­گیری ابعاد هویّتِ جمعی تحتِ تأثیر قومیت آن­ها. برای نیل به این هدف چارچوب نظری این پژوهش، به کمک تلفیقی از نظریات کاستلز، گیدنز و تامپسون تدوین گردید. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه کردستان درسال تحصیلی 90–1389 می­باشدکه با استفاده ازفرمول کوکران و روش نمونه­گیری طبقه­ای نسبی 300 نفر از آن­ها انتخاب گردید. نتایج پژوهش گویای آن است که در میان دانشجویان کُرد، سرمایه فرهنگی بیشترین ضریب همبستگی را با هویّت قومی دارد و در میان دانشجویان غیرِ کُرد، بیشترین ضریب همبستگیِ سرمایه فرهنگی در رابطه با هویّت جهانی است.

    واژگان کلیدی: هویّت جمعی، سرمایه فرهنگی، قومیّت.

 

 بیان مسأله

اگر چه سابقه موضوع هویّت و منشاء آن همزاد با انسان است، امّا بروز حوادثِ مختلفِ اجتماعی در
 سال­های اخیر که به طور عمده ناشی از تغییر و تحولاتِ اقتصادی و صنعتی بوده­اند، مشکل­های زیادی برای جوامع پدید آورده است و روندِ روزافزونِ دشواری­های ناشی ازاین دگرگونی­ها، اهمیّت ونقش هویّتِ جمعی را برای برنامه­ریزان اجتماعی و فرهنگی نمایان ساخته است. بدیهی است که دگرگونی­های اقتصادی و صنعتی، دگرگونی­های اجتماعی و فرهنگی گسترده­ای را موجب گردیده و بافتِ اجتماعی را از حالتِ سنّتی به شکل مُدرن وحتّی شبه ­مُدرن (نیمه مُدرن-نیمه سنّتی) درآورده است(بشیریه، 1387: 13). علاوه­ بر آن، این دگرگونی­ها موجب گسترش شهرنشینی، تغییر روحیات و دگرگونی نگرش مردم جامعه نسبت به مسائلِ مختلفِ اجتماعی گردیده است. آسیب­های ناشی از دگرگونی نظامِ فرهنگی و تغییرِ الگوهای سنّتی، پرسش­های بسیاری را برای اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی در رابطه با موضوع هویّتِ جمعی مطرح نموده است(نیازی و دیگری، 1386: 56). در واقع درجامعه امروزی به دلیل تحولاتِ صنعتی و گسترش ارتباطات حوزه مطالعه جدیدی در باب هویّت و مؤلفه­های آن باز شده است. از این رو یکی از ابعاد مورد مطالعه زندگی انسانِ معاصر هویّت و به ویژه هویّتِ جمعی اوست.

واژه هویّت دریک معنا به ویژگی یکتایی(فردیت)، یعنی تفاوت­های اساسی که شخصی را از اشخاص دیگر متمایز می­کند، اشاره دارد(فکوهی وپارساپژوه، 1381: 128؛ به نقل از Byron, 1998). هویّتِ جمعی نیز شناسه­ی آن قلمرویی از زندگی اجتماعی است که ضمیرِ «ما» خود را متعلق به آن می­داند و در برابر آن احساسِ تعهد و تکلیف می­کند. مثل ما کُردها، ما ایرانیان، ما انسان­ها و غیره. این که ما در مرحله­ی اوّل خود را با کدام یک از این هویّت­ها معرفی می­کنیم و در برابر آن احساسِ تعهد و تکلیف می­کنیم، هویّتِ جمعی ما را نشان می­دهد. این هویّتِ جمعی را می­توان درسطحی کوچک و خاص به بزرگ و عام دسته­بندی کرد. مانند قوم، کشور، جهان و هم­نوع(توسلی و دیگری، 1381: 9).

اندیشمندانِ علوم اجتماعی بر این باورند که محتوای هویّت افراد بسته به این که تحت شرایط زمانی و مکانی زاییده چه مکانیسم­هایی باشد، تغییرپذیر است. به عنوان مثال در جوامع سنّتی عواملی مانند مذهب، خانواده، ملیّت، نژاد و قومیّت ازمهم­ترین عوامل مؤثر برهویّت افراد محسوب می­شدند، امّا جوامعی که مدرنیته یافرآیندهای مربوط به آن را تجربه کرده­اند، هویّت افراد را دستاوردهای خود آن­ها برمی­سازد. بنابراین هویّت امری اجتماعی- تاریخی است و درطول زمان نیروهای متفاوتی در ساخت آن نقش دارند (Tajfel, 1981: 2). افراد این هویّت جمعی را در فرآیند اجتماعی شدن و زندگی در جامعه کسب می­کنند و نوع و مختصات آن به ویژگی­های جامعه، خودِ فرد و کم و کیفِ روابط متقابل بین فرد و جامعه بستگی دارد. لذا باتغییر وتحولات اجتماعی است­که هویّت­های جمعی نیز تغییر وتحوّل می­یابند(عبداللهی، 1374: 65). به این ترتیب با وضعیت ایجاد شده در دنیای امروزی، دیگر نمی­توان هویّتِ جمعی افراد را تنها به کمک مفاهیم ساختاری و کلان تبیین کرد، بلکه برای بررسی و ارائه الگویی از مؤلفه­های هویّتِ جمعی جوانان لازم است ازمفاهیمی هم­چون سرمایه فرهنگی کمک گرفت، زیرا تغییرات به وجود آمده درعرصه فرهنگی درچند دهه­ی اخیر، سبب گسترش آموزش­های­تخصصی در زمینه­های مختلف و ورود حجم زیاد کالاهای فرهنگی از قبیل کتاب، فیلم، موسیقی و مطبوعات در تیراژها و عناوین مختلف در بازارهای مصرفی شده است­که مخاطبان اصلی این کالاهای فرهنگی، جوانان می­باشند. به­همین دلیل اندیشمندان بر این باورند که امروزه عناصر فرهنگی به ویژه سرمایه فرهنگی به اقشار مختلف جامعه از جمله جوانان هویّت می­بخشند(ابراهیمی و دیگری، 1389: 12).

با توجّه به تاریخ اجتماعی کشورمان و تحولاتِ آن می­توان گفت جامعه ایرانی در دهه­های اخیر، فرآیندهای مدرنیته را تجربه کرده ومدرنیزاسیون اکثر حوزه­ها را تحت تأثیر قرارداده و ارزش­های جدیدی مثل علم­آموزی، تخصص، مهارت، هنر، زبان­آموزی و بازدید از مکان­های تاریخی و تفریحی را رواج داده است و این ارزش­های مُدرن موجب تکثرِ ارزش­ها و تمایزگذاری و شکل­گیری هویّتِ افراد بر حسب ملاک­های امروزی هم­چون سرمایه فرهنگی شده است. بنابراین می­توان گفت که امروزه درجوامعِ مُدرن یا جوامعی مثل ایران که فرآیندهای مربوط به آن را تجربه کرده­اند وجامعه­ای نیمه مدُرن - نیمه سنّتی به شمار می­آیند، اشکال جدید سرمایه به ویژه سرمایه فرهنگی بر تولید و بازتولید هویّت­های جمعی تأثیر به سزایی دارد و هویّت جمعی امروزِ جوانان متأثر از عناصر فرهنگی نوّین از جمله سرمایه فرهنگی است. بدین ترتیب با تغییر ملاک­های هویّت­بخش در بین افراد جامعه به ویژه جوانان، تحقیق حاضر در جستجوی آن است که به بررسی تجربیِ همبستگی بین سرمایه فرهنگی و ابعاد مختلفِ هویّتِ جمعی بپردازد. به عبارت دیگر، بخشی از مسأله پژوهش بررسی میزان سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّتِ جمعی و سنجش همبستگی بین سرمایه فرهنگی و هویّت­های قومی، ملّی و جهانی جوانان است.

بخش دیگر تحقیق مربوط به این مسأله است که در کشوری مانند ایران که متشکل از چند قوم متفاوت است و هنوز برجستگی قومی در میان برخی از این قومیّت­ها (مانند قوم کُرد) به چشم می­خورد، تأثیرِ سرمایه فرهنگی بر هویّتِ جمعی این قومیّت­ها چگونه است؟ یکسان است یا متفاوت؟ به عبارت دیگر، تأثیر سرمایه فرهنگی بر هویّتِ جمعی کُردها که یکی از بزرگ­ترین بلوک­های قومی خاورمیانه به شمار می­آیند و به دلایلی مانند پیشینه سیاسی- تاریخی، جمعیّت زیاد، حضورِ منسجم در چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه، قدمتِ نشانگرهای فرهنگی، داشتن شبکه­های تلویزیون ماهواره­ای کُردی،
شکل­گیری اجتماعاتِ مجازی قومی، داشتن دولت خودمختاری در عراق و بین­المللی شدن مسأله کُرد نسبت به سایر اقوام ایرانی دارای برجستگیِ قومی هستند(قادرزاده، 1388) و هنوز هم این برجستگیِ قومی در مناطق کُردنشین احساس می­شود، چگونه است؟ آیا تأثیر سرمایه فرهنگی بر هویّتِ جمعی کُردها همانند تأثیر سرمایه فرهنگی بر هویّتِ جمعی سایر افرادی است که در آن­ها و در مناطق آن­ها برجستگیِ قومی ملموس نیست؟ آیا افرادی که سرمایه فرهنگی بالایی دارند و برجستگی قومی در مناطق آن­ها ملموس است (مانند دانشجویان کُرد) با افرادی که سرمایه فرهنگی بالایی دارند، ولّی برجستگی قومی در مناطق آن­ها ملموس نیست مانند دانشجویان تهرانی، اصفهانی، شیرازی، سمنانی، به لحاظ داشتن سطوح و ابعاد هویّتِ جمعی با هم تفاوت دارند؟ و در صورت داشتن تفاوت، کدام  بُعد هویّتِ جمعی در هر کدام از این گروه­ها غالب است؟ بنابراین پژوهش حاضر علاوه­ بر سنجش میزان سرمایه فرهنگی، ابعاد هویّتِ جمعی وهمبستگی میان آن دو، به بررسی نقشِ «برجستگیِ قومی افراد» بر «رابطه تأثیر سرمایه فرهنگی بر هویّتِ جمعی آن­ها» می­پردازد و نقشِ قومیت را به عنوان یک متغیر مداخله­گر در این رابطه مورد بررسی قرار می­دهد. لازم به ذکر است که بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی (به مثابه منبع هویّتی جامعه مُدرن) بر هویّتِ جمعی افراد و بررسی نقش برجستگی قومی (به مثابه منبع هویّتی جامعه سنّتی) در رابطه مذکور در جامعه­ای مانند ایران، به معنای جدال سنّت و مّدرنیته در راستای ساختن و بر ساختن هویّتِ افراد در جوامعِ شبه­مُدرن (نیمه مُدرن - نیمه سنّتی) است(بشیریه، 1387: 13).

 

پیشینه تحقیق

خوشبختانه در سال­های اخیر در زمینه عوامل مؤثر بر هویّتِ جمعی به ویژه رابطه سرمایه فرهنگی و هویّت جمعی پژوهش­هایی صورت گرفته است، امّا ­پیش­فرض اصلی این پژوهش­ها بر این مبنا بوده که جامعه ایران به لحاظ قومیّتی جامعه یکنواخت است و مدرنیته را به صورت کامل تجربه نموده و
 مؤلفه­های جامعه سنتّی در آن زدوده شده است، در صورتی که جامعه ایران جامعه­ای در حال گذار است که به طور همزمان مؤلفه­های جامعه سنتی و مُدرن در آن وجود دارد(همان). در ذیل به تعدادی از این پژوهش­­ها اشاره می­شود. حسین­زاده (1388) درتحقیقی با عنوان «بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و هویّت اجتماعی در بین دانشجویان» با استفاده از روش پیمایشی به بررسی رابطه ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی و هویّت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز پرداخت. نتایج این پژوهش نشان داد که بین سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّت جمعی، همبستگی مثبت وجود دارد. بیشترین همبستگی سرمایه فرهنگی با هویّت ملّی، قومی، دینی و فردی است و کم­ترین همبستگی آن با هویّت جهانی است.

در تحقیقی دیگر، ابراهیمی و بهنوئی (1389)، رابطه بین سرمایه فرهنگی جوانان و مؤلفه­های هویّت اجتماعی فردی و جمعی آنان را با استفاده از روش پیمایش مورد بررسی قرار دادند. نتایج به دست آمده بیانگر وجود همبستگی بین سرمایه فرهنگی جوانان و مؤلفه­های هویّتی آن­ها بود و بیشترین ضریب همبستگی سرمایه فرهنگی با مؤلفه­های هویّت شخصی وگروهی و کم­ترین میزان ضریب همبستگی نیز با مؤلفه­های هویّت ملّی، خانوادگی و مذهبی بود. شارع­پور و خوش­فر (1381) نیز در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و هویّت اجتماعی جوانان» رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی را با نحوه تعریف افراد از خویشتن بررسی و همبستگی سرمایه فرهنگی را با برجستگی هویّت­های مختلف اجتماعی مورد مطالعه قرار دادند و برای سنجش متغیر وابسته (هویّت اجتماعی) در این تحقیق از آزمون TST استفاده نمودند. نتایج تحقیق گویای آن بود که بین سرمایه فرهنگی و برجستگی انواع چهارگانه هویّت همبستگی مثبت وجود دارد. نیازی و کارکنان (1386)، نیز در تحقیقی با استفاده از روش پیمایشی به مطالعه و بررسی رابطه ابعاد نظری سرمایه فرهنگی و هویّت اجتماعی در بین دانشجویانِ شاغل دانشگاه کاشان پرداختند. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از وجود رابطه معنادار بین دو متغیر سرمایه فرهنگی و هویّت اجتماعی در سطح 95 درصد اطمینان بود.

 

ادبیات و چارچوب نظری

واژه هویّت (Identity) به لحاظ لغوی از واژه identitas مشتق شده و در دو معنای ظاهراً متناقض به کار می­رود: 1. همسانی و یکنواختی مطلق 2. تمایز. اگر چه دو معنای ذکر ­شده متناقض و متضاد به نظر می­آیند، ولّی در اصل به دوجنبه اصلی و مکمل هویّت معطوف هستند(گل­محمدی، 1381: 222). جامعه­شناسان بر این باورند که هویّت به واسطه دیالکتیک میان فرد و جامعه شکل می­گیرد. آن­ها معتقدند که هویّت اگرچه در نگرش­ها و احساسات افراد نمود یافته، ولّی بستر شکل­گیری آن زندگی جمعی است. هویّتِ جمعیِ نمودیافته درشخصیت، کاملاًبه صورت اجتماعی وبه واسطه مراحل مختلف اجتماعی ساخته می­شود(همان: 223). ریشة عمدة بحث­های مربوط به هویّت در جامعه­شناسی را می­توان به نظریاتی نسبت داد که در چارچوب دیدگاه کنش متقابل نمادین در مورد «خود» مطرح گردید. مید به عنوان صاحب­نظر این دیدگاه معتقد است که «خود» در جریان کنش متقابل اجتماعی و در فرایند جامعه­پذیری تکوین می­یابد. در این فرایند کودک به واسطة تعامل با دیگران، به ویژه با اعضای خانواده، همبازی­ها، دوستان و معلّمان و شرکت در بازی­های فردی و جمعی، به تدریج می­آموزد که در نقش دیگران قرار گیرد و از نگاه آن­ها به اعمال خود نگاه کند(عبداللهی، 1374). از نظر مید خود هم شناسا است و هم شناخته، زیراکه دارای دوبخش فاعلی ومفعولی است. «من­فاعلی» همان واکنش ارگانیسم به رویکردهای دیگران است، امّا «من مفعولی»، مجموعة سازمان­یافته­ای از رویکرد دیگران است که فرد پذیرفته است. رویکرد دیگران من مفعولی را می­سازد و سپس شخص به عنوان یک منِ فاعلی نسبت به آن واکنش نشان می­دهد. شخص با درکِ من مفعولی­اش، به وجود خودش به عنوان یک شناخته آگاهی می­یابد (کوزر، 1377: 446). در نظریه اجتماعی مید، فرد و جامعه در تقابل با هم تعریف نمی­شوند؛ جامعه همان مناسبات اجتماعی میان افراد است و افراد نیز خارج از همین مناسبات اجتماعی نمی­توانند وجود داشته باشند و «خود» یک امر تکوینی است و در جریان تعاملات و مناسبات اجتماعی با دیگران شکل می­گیرد و زمینه اجتماعی نقش مهمی در شکل­گیری آن دارد(دیلینی، 1387: 270). کنشگرایان نمادین بر خلاف ساختارگرایان هویّت را پدیده­ای در حال ایجاد شدن و جدید می­دانند که در هیچ زمان و مکانی ثابت نخواهد بود و همواره در حال شکل­گیری و تغییر است.

لوکمان و برگر نیز بر این باورند که هویّت در برگیرنده نقش­ها و گرایش­هایی است که فرد در طول مدّت جامعه­پذیری درونی کرده است. بنابراین هویّت در جریان فرآیند جامعه­پذیری شکل می­گیرد، باقی
می­ماند، تغییر می­کند و از نو شکل می­گیرد. با توجّه با این رویکرد هویّت حاصل دیالکتیک واقعیت ذهنی و عینی است که دربرابر ساختارهای اجتماعی معین واکنش نشان داده و موجب حفظ، تغییر یا شکل­گیری مجدد ساختارهای اجتماعی می­شود(برگر و دیگری، 1387: 236). امانوئل کاستلز نیز به عنوان یکی از اندیشمندان بزرگِ حوزه هویّت، بر این باور است که تمام هویّت­ها برساخته می­شوند و برای برساختن هویّت­ها ازمواد و مصالحی نظیر تاریخ، جغرافیا، زیست­شناسی، رؤیاهای شخصی، دستگاه قدرت و الهامات دینی استفاده می­شود، امّا افراد این مواد خام را می­پرورانند و معنای آن­ها را مطابق با نیروهای اجتماعی و پروژه­های فرهنگی­ای که ریشه درساخت اجتماعی و چارچوب زمانی- مکانی آن­ها دارد، از نو تنظیم می­کنند. وی با اذعان به این که ساخت اجتماعی هویّت همیشه در بستر روابط قدرت صورت می­پذیرد، بین سه صورت و منشأ برساختن هویّت تمایز قائل می­شود: نخست، هویّتِ مشروعیت­بخش، که توسط نهادهای غالب جامعه ایجاد می­شود تا سلطه­ی آن­ها را برکنشگران اجتماعی گسترش دهد وعقلانی کند. دوم، هویّتِ مقاومت که به دست کنشگرانی ایجاد می­شود که در شرایطی قرار دارند که از طرف منطقِ سلّطه بی­ارزش دانسته می­شود یا داغ ننگ بر آن زده می­شود و سوم، هویّتِ برنامه­دار که کنشگران اجتماعی آن را با استفاده از مواد و مصالح فرهنگی موجود ساخته و با توسّل به آن موقعیت­شان را در جامعه از نو تعریف می­کنند(کاستلز، 1380: 28-26). نظریات گیدنز نیز در راستای هویّت تلاشی است در جهت حذف شکافِ میان فرد و جامعه و کنش و ساختار. به نظر او فرآیندهای هویّت­یابی و هویّت­سازی در دوران مُدرن را فقط با درنظر گرفتن تأثیرات دو سویه افراد و ساختارهای اجتماعی می­توان تبیین کرد. گیدنز بر این باور است، هویّتِ انسان در کنش متقابل با دیگران ایجاد می­شود و در جریان زندگی پیوسته تغییر می­کند و هیچ کس هویّت ثابتی ندارد. هویّت همواره در حال ایجاد و عوض شدن است(گیدنز،  1378: 15). جان تامپسون از دیگر نظریه­پردازان این حوزه معتقد است با تحوّل جوامع مُدرن فرایند خود شکل­پذیری بازتابی­تر و بازتر می­شود، بدان معنا که افراد برای ساختن هویّتی منسجم، بیش از پیش به منابع شخصی خودشان باز می­گردند. در عین حال، فرایند خود شکل­پذیری به گونه­ای فزاینده با مواد نمادین رسانه­ای تغذیه شده و دامنه­ی گزینش­ها را برای افراد بسیار وسعت بخشیده است(تامپسون، 1380: 260-253). درنهایت گروهی ازجامعه­شناسان بر این باورند که هویّت پدیده­ای تاریخی- اجتماعی است که در زمان­های متفاوت نیروهای متفاوتی در برساختن آن نقش دارند(گل­محمدی، 1381: 222). بنابراین در این پژوهش، با رجوع به اغلب دیدگاه­های نظری برای تحلیل جامعه­شناختی هویّتِ جمعی در میان دانشجویان، چارچوب نظری ازتلفیقی ازنظریات برساخت­گرایی هویّت مانند کاستلز، گیدنز وتامپسون تدوین و تنظیم گردیده است. باتوجّه به این چارچوب نظری، هویّت پدیده­ای تاریخی- اجتماعی است که در زمان­های متفاوت نیروهای متفاوتی در برساختن آن نقش دارند و در عصر مُدرن افراد جهت برساختن هویّتی منسجم، به منابع شخصی خودشان بازمی­گردند وبا استفاده ازمواد و مصالح فرهنگی موجود هویّت خود را برساخته و با توسّل به آن، موقعیت­شان را در جامعه ازنو تعریف می­کنند، امّا در جوامعی مانند ایران به دلیل وجود همزمان مؤلفه­های جامعه سنتّی و مُدرن، منابع هویّتی متفاوتی مانند سرمایه فرهنگی (به مثابه منبع هویّتی جامعه مُدرن) و برجستگی قومی (به مثابه منبع هویّتی جامعه سنّتی) بر فرآیند شکل­گیری هویّت جمعی افراد تأثیرگذار هستند که این امر منجر می­گردد بُعد غالب هویت جمعی افراد در این جوامع متفاوت باشد.

 

فرضیه­های تحقیق

  1. بین میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان کُرد و هویّت قومی آن­ها تفاوت وجود دارد.
  2. بین میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان کُرد و هویّت ملّی آن­ها تفاوت وجود دارد.
  3. بین میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان کُرد و هویّت جهانی آن­ها تفاوت وجود دارد.
  4. بین میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان غیرِ کُرد و هویّت قومی آن­ها تفاوت وجود دارد.
  5. بین میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان غیرِ کُرد و هویّت ملّی آن­ها تفاوت وجود دارد.
  6. بین میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان غیر ِکُرد و هویّت جهانی آن­ها تفاوت وجود دارد.
  7. بین متغیّرهای زمینه­ای نظیر (جنسیت، سن و تأهل) و هویّت جمعی تفاوت وجود دارد.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی

سرمایه فرهنگی: از نظر بوردیو سرمایه فرهنگی در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است، یعنی شامل گرایش­ها و عاداتی است که در طی فرآیند جامعه­پذیری حاصل می­شوند و مواردی مانند کالاهای فرهنگی، مهارت­ها و انواع دانش مشروعه را شامل می­شود.(Burdieu, 1986: 47) بوردیو سرمایه فرهنگی را دارای سه بُعد می­داند: الف) سرمایه فرهنگی تجسم ­یافته: مانند مهارت هنری یک دانشجو. ب) سرمایه فرهنگی عینیت ­یافته: مانند آثار هنری، کتاب و آلات موسیقی ج) سرمایه فرهنگی نهادی و ضابطه­ای: مانند مدرک تحصیلی و تصدیق حرفه کار(Ibid). سرمایه فرهنگی بر اساس مطالعات تجربی خارجی و داخلی و منابع موجود به صورت عادت­واره فرهنگی، مالکیت کالاهای فرهنگی، مهارت هنری- فرهنگی، مدرک تحصیلی، مدارک آموزشی و هنری شاخص­سازی و عملّیاتی شده است(غائب، 1386؛ Burdieu&paaeron, 1990, Nakhaie & Curtis, 1998, Sulivan, 2001, Burdieu, 1986).

 

هویّتِ جمعی و ابعاد آن

هویّتِ جمعی تعریفی است که افراد بر مبنای عضویت در گروه­های اجتماعی از خویشتن دارند. تمامی ویژگی­ها و رفتارهایی که تمایزی میان ما و دیگران می­گذارند، مؤلفه­های مفهوم هویّت جمعی به شمار
می­روند. مثل زبان، نژاد، دین، قوم، آداب و رسوم، طبقه و شغل(علیزاده­اقدم و دیگران، 1389: 185). هویّت جمعی دارای سه بُعد قومی، ملّی و جهانی است. هویّت جهانی ترکیبی از گرایش­ها و احساسات و وابستگی­های فرد نسبت به عناصر و ارزش­های جهانی است که موجب وحدت و انسجام جهانی می­شود. هویّت ملّی به معنای احساس تعلق و وفاداری به عناصر و نمادهای مشترک در اجتماع ملّی است. هویّت قومی نیز ترکیبی از گرایش­ها و احساسات و وابستگی­های فرد نسبت به عناصر و ارزش­های قومی در نظر گرفته می­شود(حبی و دیگران، 1389: 108).

 هویّت جمعی بر اساس بررسی­های تجربی خارجی و داخلی و منابع موجود به صورت انتخاب همسر، دوست­یابی، ارجحیت نام فرزند، افتخار به مشاهیر، افتخار به سرود ملّی، تعلق به سرزمین، ارجحیت موسیقی، زبان و لباس عملّیاتی شده است(قادرزاده، 1388؛ علیزاده­اقدم و دیگران، 1389؛ حبی و دیگران، 1389؛ نیازی و کارکنان، 1386).

 

روش تحقیق

تحقیق حاضر به لحاظ روش از نوع پیمایشی است، از نظر بُعد زمانی از نوع مقطعی، به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر دامنه از نوع خُرد می­باشد، زیرا واحد تحلیل فرد (دانشجویان دانشگاه کردستان)
 می­باشد. در این پژوهش برای سنجش متغیّرهای مستقل و وابسته از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. برای تهیه پرسشنامه تحقیق شاخص­های مربوط به هرکدام ازمتغیرها، با توجّه به مبانی نظری وپژوهش­های قبلی استخراج و هرشاخص متناسب با سطح سنجش و با استفاده از طیف خاصی مورد سنجش قرار گرفته­اند. جامعه آماری تحقیق نیز شامل دانشجویان دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 90-1389 می­باشد که به صورت تقریبی 10800 نفر می­باشند. جهت برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران  استفاده گردید که 300 نفر برآورد شد و برای انتخاب نمونه­ها روش نمونه­گیری طبقه­ای نسبی به کاربرده شد. برهمین اساس درتحقیق حاضر برای انتخاب نمونه طبقه­ای از دانشجویان، جمعیّت بر حسب دانشکده­ها سازمان داده شد، سپس تعداد متناسبی از زن و مرد را انتخاب نمودیم. به دلیل آن که هدف تحقیق، تبیین رابطه سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّت جمعی بین دو گروه دانشجویان کُرد و غیرِ کُرد می­باشد، فرآیند نمونه­گیری به طوری طراحی گردید که حجم متناسبی به هر گروه اختصاص یابد. سپس اطلاعات گردآوری شده از گروه­ها (با مشورت اساتید رشته آمار) به تفکیک وارد نرم افزار آماری spss شده و بعد از انجام آزمون­های آماری متعدد، نتایج به دست آمده مورد مقایسه قرار گرفتند و با انجام این مقایسه، نتایج اصلی تحقیق در راستای پاسخ به مسأله تحقیق به دست آمد.

 

اعتبار و پایایی پرسشنامه

دراین تحقیق برای تعیین اعتبار ابزار اندازه­گیری از اعتبار صوری استفاده شده است. برای این منظور، پس از آزمون مقدماتی و ایراد اصلاحات، پرسشنامه در اختیار جمعی از اساتید ومحققان علوم اجتماعی که دارای دانش نظری و پژوهشی در زمینه مربوطه بودند، قرار گرفت. برای تعیین پایایی نیز به دلیل آن که غالباً طرح سؤالاتِ یکسان از پاسخگویان ثابت در دو مقطع زمانی امکان­پذیر نبود، از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید، زیرا این روش سازگاری درونی سؤالات پرسشنامه را مورد بررسی قرار می­دهد. جهت سنجش پایایی ابزار گردآوری داده­ها در مرحله اول پیش­آزمون به عمل آمد و پرسشنامه اولیّه در میان 30 نفر زن و مرد (10 درصد از کل پاسخگویان) توزیع شد و پس از گردآوری داده­ها با استفاده از نرم افزار SPSS آلفای کرونباخ آن محاسبه گردید. نتایج پایایی شاخص­های تحقیق به شرح ذیل است.

 

جدول شماره (1):  ضریب آلفای کرونباخ متغیّرهای مستقل و وابسته

 نام متغیر

تعداد گویه­ها

تعداد مشاهده

آلفای کرونباخ

   وضعیت روایی

سرمایه فرهنگی

12

30

720/0

دارای روایی (7/0 <α)

هویّتِ قومی

13

29

758/0

دارای روایی(7/0 <α)

هویّتِ ملّی

13

29

807/0

دارای روایی(7/0 <α)

هویّتِ جهانی

12

29

861/0

دارای روایی(7/0 <α)

 

بررسی توصیفی متغیرهای زمینه­ای

در بررسی توصیفی متغیرهای زمینه­ای از میان پاسخگویان، 47 درصد مرد و 53 درصد زن می­باشند. به لحاظ تأهل نیز 87 درصد مجرد و 13 درصد متأهل هستند. از نظر مقطع­ تحصیلی، 4 درصد دکتری، 79 درصد کارشناسی، 17 درصد کارشناسی ارشد و به لحاظ قومیتی نیز 58 درصد پاسخگویان کُرد و 42 درصد غیرِ کُرد می­باشند. دامنه سنی جمعیّت نمونه بین سنِّ 19 تا 31 سال می­باشد که بیشترین افراد در گروه سنی 23 قرار دارند. هم­چنین میانگین سنی پاسخگویان سن 24 سالگی می­باشد.

 

بررسی توصیفی متغیرهای اصلی تحقیق به تفکیک دو گروهدانشجویان کُرد و غیرِ کُرد

نتایج توصیفی متغیر مستقل (سرمایه فرهنگی) و متغیر وابسته (هویّت جمعی) درمیان دانشجویان کُرد و غیرِ کُرد حاکی از آن است که در 58 درصد دانشجویان کُرد، میزان هویّت قومی زیاد، 28 درصد در حد متوسط و 14 درصد ضعیف می­باشد. به لحاظ هویّت ملّی نیز، سطح هویّتی 67 درصد کُردها ضعیف، 22 درصد متوسط و 11 درصد سطح زیاد می­باشد. به لحاظ هویّت جهانی، 42 درصد سطح زیاد، 37 درصد متوسط و 21 درصد ضعیف می­باشد. به لحاظ سرمایه فرهنگی نیز 41 درصد دانشجویان کُرد دارای سرمایه فرهنگی زیاد، 33 درصد سطح متوسط و 26 درصد دارای سرمایه فرهنگی ضعیف می­باشند.

درباره دانشجویان غیرِ کُرد نیز بایستی گفت با توجّه به نتایج به دست آمده هویّت قومی در میان دانشجویان غیرِکُرد ، 22 درصد درسطح زیاد، 22 درصد درسطح متوسط و 56 درصد درسطح ضعیف می­باشد. به لحاظ هویّت ملّی نیز، سطح هویّتی 14 درصد غیرِ کُردها ضعیف، 32 درصد متوسط و 44 درصد سطح زیاد می­باشد. به لحاظ هویّت جهانی، 60 درصد سطح زیاد، 24 درصد متوسط و 16 درصد ضعیف هستند. به لحاظ متغیر مستقل (سرمایه فرهنگی) نیز 50 درصد دانشجویان غیرِ کُرد دارای سرمایه فرهنگی زیاد، 36 درصد سطح متوسط و 14 درصد دارای سرمایه فرهنگی ضعیف می­باشند.

 

آزمون فرضیه­های تحقیق

ارزیابی فرضیه­های­تحقیق مهم­ترین بخش فرآیند تحقیق است. این تحقیق شامل هفت فرضیه اصلی است که در مورد رابطه دو متغیر مستقل «سرمایه فرهنگی» و «متغیرهای زمینه­ای» با متغیر وابسته «ابعاد هویّت جمعی» است. در این بخش فرضیه­ها را به کمک روش­های آماری مورد بررسی و آزمون قرار داده­ شده­اند. فرضیات اوّل تا سوم تحقیق درمورد رابطه بین متغیر مستقل«سرمایه فرهنگی» و متغیر وابسته «ابعاد هویّت جمعی» در میان دانشجویان کُرد می­باشد. ازآن­جا که هر دو متغیر در سطح فاصله­ای می­باشند برای ارزیابی رابطه­ آن­ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.

فرضیه اول تحقیق در مورد وجود تفاوت بین سرمایه فرهنگی و هویّت قومی درمیان دانشجویان کُرد می­باشد. با توجّه به نتایج به دست آمده به دلیل آن­که سطح معناداری کمتر از (05/0) است، وجود رابطه سرمایه فرهنگی وهویّت قومی درمیان دانشجویان کُرد تأیید می­گردد. ضریب همبستگی این دو متغیر نیز برابر با (64/0) می­باشد که بیانگر همبستگی مثبت و شدّتِ رابطه قوی بین این دو متغیر است. بدان معنا که با افزایش سرمایه فرهنگی در میان دانشجویان کُرد، هویّتِ قومی آن­ها نیز افزایش می­یابد. بنابراین رابطه خطی مثبت بین سرمایه فرهنگی و هویّت قومی در میان دانشجویان کُرد تأیید می­گردد.

دومین فرضیه تحقیق در مورد وجود تفاوت بین سرمایه فرهنگی و هویّت ملّی دانشجویان کُرد است. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بین این دو متغیر تفاوت وجود دارد، زیرا سطح معناداری این دو متغیر کمتر از (05/0) است. در این راستا باید گفت که مقدار همبستگی سرمایه فرهنگی و هویّت ملّی برابر با (23/0) می­باشد که بیانگر رابطه خطی مثبت است، البته شدّت این رابطه ضعیف می­باشد.

نتایج آزمون رابطه سرمایه فرهنگی وهویّت جهانی درمیان دانشجویان کُرد (فرضیه سوم) بیانگر وجود تفاوت و رابطه معنادار و مستقیم بین این دو متغیر می­باشد. ضریب همبستگی این دو متغیر نیز برابر با (49/0) می­باشد که بیانگر همبستگی مثبت و شدّتِ رابطه قوی آن­ها است.

جدول شماره (2): نتایج ضریب همبستگی سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّت جمعی دانشجویان کُرد و  غیرِ کُرد

 متغیّرها

دانشجویان کُرد

دانشجویان غیرِ کُرد

مستقل

   وابسته

همبستگی

معناداری

نتیجه

همبستگی

معناداری

نتیجه

سرمایه فرهنگی

هویّت قومی

64/0

000/0

تأیید

14/0

000/0

تأیید

هویّت ملّی

23/0

000/0

تأیید

42/0

002/0

تأیید

هویّت جهانی

49/0

001/0

تأیید

68/0

000/0

تأیید

 

چهارمین فرضیه تحقیق در مورد وجود تفاوت بین سرمایه فرهنگی و هویّت قومی دانشجویان غیرِ کُرد است. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بین این دومتغیر تفاوت وجود دارد، زیرا سطح معناداری این دو متغیر کمتر از (05/0) است و ضریب همبستگی این دو متغیر نیز (16/0) می­باشد که بیانگر رابطه خطی مثبت وشدّت رابطه ضعیف می­باشد فرضیه پنجم تحقیق در مورد وجود تفاوت بین سرمایه فرهنگی و هویّت ملّی در میان دانشجویان غیرِ کُرد است. نتایج به دست آمده مؤید وجود تفاوت بین سرمایه فرهنگی و هویّت ملّی در میان این گروه از دانشجویان می­باشد. ضریب همبستگی این دو متغیر نیز برابر با (42/0) است که بیانگر همبستگی مثبت بین این دو متغیر است. نتایج آزمون رابطه سرمایه فرهنگی و هویّت جهانی دانشجویان غیرِ کُرد (فرضیه ششم) نیز بیانگر وجود تفاوت و رابطه معنادار و مستقیم این دو متغیر با شدت رابطه قوی (68/0) می­باشد.

آزمون تفاوت میانگین ابعاد هویّت جمعی بر حسب جنسیت

هدف از بررسی رابطه جنسیت دانشجویان با ابعاد هویّت جمعی، مقایسه میانگین متغیر وابسته در سطوح مختلف جنسیت است، یعنی می­خواهیم میانگین ابعاد هویّت جمعی دانشجویان زن و مرد را با هم مقایسه کنیم. نتایج آزمون t نشان می­دهد که میانگین نمره­ی دختران و پسران در این متغیرها با هم تفاوت ندارد و با توجّه به سطح معناداری می­توان گفت، رابطه معناداری بین ابعاد هویّت جمعی و جنسیت وجود ندارد.

جدول شماره (3): آزمون تفاوت میانگین ابعاد هویّت جمعی بر حسب جنسیت

متغیر

مقوله

میانگین

آماره t

درجه آزادی

سطح معناداری

هویّت قومی

دختر

12/40

36/1

1/281

241/0

پسر

96/40

هویّت ملّی

دختر

12/39

75/1

7/275

312/0

پسر

96/38

هویّت جهانی

دختر

48/40

63/1

5/287

065/0

پسر

87/40

 

 

آزمون تفاوت میانگین ابعاد هویت جمعی بر حسب وضعیت تأهل

نتایج آزمون تفاوت میانگین ابعاد هویّت جمعی دانشجویان مجرد و متأهل بیانگر آن است که بین میانگین ابعاد هویّت جمعی پاسخگویان مجرد و میانگین ابعاد هویّت جمعی پاسخگویان متأهل تفاوت وجود ندارد. بنابراین رابطه میان ابعاد هویّت جمعی دانشجویان با وضعیت تأهل آن­ها تأیید نمی­گردد.

 

جدول شماره (4): آزمون تفاوت میانگین ابعاد هویّت جمعی بر حسب تأهل

متغیر

مقوله

میانگین

آماره  t

درجه آزادی

سطح معناداری

هویّت قومی

مجرد

24/39

96/1

2/311

086/0

متأهل

76/39

هویّت ملّی

مجرد

11/41

126/2

5/308

092/0

متأهل

63/41

هویّت جهانی

مجرد

05/41

852/1

9/303

189/0

متأهل

85/40

 

آزمون رابطه  ابعاد هویت جمعی بر حسب سن

برای سنجش میزان همبستگی دو متغیر سن و ابعاد هویت جمعی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید، زیرا سطح سنجش هر دو متغیر در سطح فاصله­ای می­باشد. نتایج آزمون مذکور حاکی از آن است که میان دو متغیر تفاوت و رابطه معناداری وجود ندارد.

 

جدول شماره (5): نتایج ضریب همبستگی سن و ابعاد هویّت جمعی دانشجویان

متغیّرها

ضریب همبستگی پیرسون

نتیجه ارزیابی

مستقل

وابسته

مقدار

سطح معناداری

سن

هویّت قومی

05/0

164/0

عدم تأیید رابطه

هویّت ملّی

011/0

279/0

عدم تأیید رابطه

هویّت جهانی

12/0

069/0

عدم تأیید رابطه

 

تحلیل رگرسیون ساده

در این تحقیق برای یافتن مدل و الگوی مناسبی که بر مبنای آن بتوان با توجّه به مقادیر متغیرهای مستقل اقدام به پیشگویی متغیر وابسته نمود، از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است، زیرا دقّت و توانایی
 اندازه­گیری این روش بسیار بالا است و استفاده از این تکنیک در مقام داوری میزان عینیت را افزایش  می­دهد(غیاثوند، 1387: 153). جدول شماره (6) ضریب تعیین رگرسیونی مربوط به متغیر مستقل با متغیرهای وابسته را نشان می­دهد. با توجّه به ضریب تعیین به دست آمده، در مورد متغیر مستقل سرمایه فرهنگی و هویّت قومی در میان دانشجویان کُرد می­توان گفت حدود 7/38 درصد از اطلاعات هویّت قومی در شاخص سرمایه فرهنگی نهفته است. به بیان دیگر، متغیر سرمایه فرهنگی به تنهایی، البته بدون کنترل کردن سایر متغیرها، حدود 39 درصد از تغییرات متغیر هویت قومی کُردها را تبیین می­کند. نتایج رگرسیون ساده سرمایه فرهنگی و هویت ملّی کُردها نیز بیانگر آن است که متغیر سرمایه فرهنگی به تنهایی حدود 5 درصد از تغییرات متغیر هویت ملّی را تبیین می­کند. نتایج رگرسیونی متغیر سرمایه فرهنگی و هویّت جهانی کُردها نیز بیانگر آن است که حدود 9/22 درصد از اطلاعات هویّت جهانی این قوم در شاخص سرمایه فرهنگی نهفته است.

 

جدول شماره (6): نتایج رگرسیون ساده سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّت جمعی دانشجویان کُرد و غیرِ کُرد

  متغیّرها

دانشجویان کُرد

دانشجویان غیرِکُرد

مستقل

  وابسته

ضریب تعیین

سطح معناداری

ضریب تعیین

سطح معناداری

سرمایه فرهنگی

هویّت قومی

387/0

000/0

019/0

000/0

هویّت ملّی

047/0

000/0

16/0

000/0

هویّت جهانی

229/0

000/0

45/0

000/0

 

نتایج رگرسیون ساده متغیر سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّت جمعی در بین دانشجویان غیرِ کُرد نیز حاکی از آن است که حدود 9/1 درصد از اطلاعات هویّت قومی دانشجویان غیرِ کُرد در شاخص سرمایه فرهنگی آن­ها نهفته است. به بیان دیگر، متغیر سرمایه فرهنگی به تنهایی حدود 2 درصد از تغییرات متغیر هویّت قومی را تبیین می­کند. نتایج رگرسیون ساده سرمایه فرهنگی و هویت ملّی غیرِکُردها نیز بیانگر آن است که متغیر سرمایه فرهنگی بدون کنترل کردن سایر متغیرها، حدود 16 درصد از تغییرات متغیر هویت ملّی را تبیین می­کند. در مورد متغیر مستقل سرمایه فرهنگی و هویّت جهانی غیرِ کُردها نیز می­توان گفت متغیر سرمایه فرهنگی حدود 45 درصد از تغییرات متغیر هویّت جهانی را تبیین می­کند. نکته قابل توجّه آن است که در میان متغیرهای وابسته­ای که متغیر مستقل «سرمایه فرهنگی» با آن­ها رابطه همبستگی دارد، متغیر سرمایه فرهنگی با متغیر هویّت قومی کُردها و هویّت جهانی غیرِ کُردها دارای بیشترین ضریب­تعیین می­باشد. به طوری که هویّت جهانی غیرِکُردها، هویّت قومی کُردها و هویّت جهانی کُردها به ترتیب به ضرایب تعیین (45)، (7/38) و (9/22) در رتبه­های اوّل، دوم و سوم قرار دارند.

 

نتایج تحقیق

نتایج توصیفی بیانگر آن است که بُعد غالبِ هویّتِ جمعی در میان دانشجویان کُرد، هویّتِ قومی، سپس هویّتِ جهانی است و در میان دانشجویان غیرِ کُرد، هویّتِ جهانی بُعد غالبِ هویّتِ جمعی می­باشد و در هر دو گروه هویّتِ ملّی در سلسله مراتب ترجیحات هویّتی در جایگاه نازلی قرار دارد. نتایج آزمون فرضیه­ها بیانگر وجود رابطه معنادار و مثبت میان سرمایه فرهنگی و ابعاد هویّتِ جمعی است که مؤید نظریه آن دسته از اندیشمندانِ علوم اجتماعی است که  بر این باورند محتوای هویّتِ هر فرد تحت شرایط زمانی و مکانی تغییرپذیر است و هویّت امری اجتماعی - تاریخی است و در زمان­های متفاوت نیروهای متفاوتی در ساخت آن نقش دارند(Tajfel, 1981: 2).

هم­چنین آزمون همبستگی و رگرسیون نشان داد که در میان دانشجویان کُرد، سرمایه فرهنگی بیشترین ضریب همبستگی و قدرتِ پیش­بینی را با هویّت قومی دارد و در میان دانشجویان غیرِ کُرد، بیشترین ضریب همبستگی و قدرتِ پیش­بینیِ سرمایه فرهنگی در رابطه با هویّت جهانی است. بنابراین نتایج تحقیق بیانگر آن است که در کشوری مانند ایران که با تنوّع قومی وسیع و تلفیقی از مؤلفه­های جامعه سنتّی و مُدرن، تأثیر سرمایه فرهنگی تحت­الشعاع متغیر قومیّت (برجستگی قومی) قرار دارد و این امر سبب گردیده که اقوام متفاوت (یعنی افرادی که در مناطقی زندگی می­کنند که برجستگی قومیّتی در آن­جا ملموس است و مناطقی که چنین شرایطی ندارند)، به لحاظ بُعد هویّتِ جمعی، متفاوت باشند. به طوری که هویّتِ جمعیِ غالبِ دانشجویانی که سرمایه فرهنگی بالایی دارند، ولّی کُرد می­باشند، هویّتِ قومی است و هویّتِ جمعیِ غالبِ دانشجویانی که سرمایه فرهنگی بالایی دارند، ولّی غیرِ کُرد می­باشند، هویّت جهانی است. این نتیجه بیانگرآن است که درجامعه نیمه سنّتی- نیمه مُدرنِ ایرانی، به دلیل حضور همزمان مؤلفه­های جامعه سنتّی و مُدرن، نه تنها تأثیر سرمایه فرهنگی بر ابعاد هویت جمعی در همه گروه­ها یکسان نیست و تحت تأثیر قومیت می­باشد، بلکه مؤلفه­های جامعه سنتّی و مُدرن در راستای ساخت و برساخت هویّت در جدال و رقابتی تنگاتنگ با همدیگر هستند و منابع هویّتی چندگانه­ی سنّت و مُدرن هویّت افراد چنین جامعه­ای را شکل می­دهند. از سوی دیگر، نتایج تحقیق حاضر از آن جنبه که بیانگر آن است که بین سرمایه فرهنگی و ابعاد هویت جمعی تفاوت و رابطه معنادار مثبت وجود دارد، مؤید نتایج تحقیقات ابراهیمی و بهنویی (1389)، شارع­پور و خوش­فر (1381) و نیازی و کارکنان (1386) می­باشد، امّا از آن جنبه که بیانگر آن است که تأثیر سرمایه فرهنگی بر ابعاد هویت جمعی در جامعه ایران تحت تأثیر قومیت متفاوت می­باشد، یک دستآورد جدید تلقی می­گردد که سایر تحقیقات پیشین به آن دست نیافته­اند.

 هم­چنین  نتایج تحقیق حاضر بیانگر و مؤید این موضوع است که به دلیل وجود تنوّع قومی از یک سو، و فرآیندها و پیامدهای جهانی­شدن از سوی دیگر، هویّتِ ملّی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و هویّت قومی و هویّت جهانی از آن پیشی گرفته­اند و درسلسله مراتب ترجیحات هویّتی درجایگاه نازلی قرار دارد. بنابراین دولت­مردان بایستی جهت حفظ ثبات کشور، یکپارچگی ملّت و دست­یابی به مراحل عالی توسعه با تدوین برنامه­های فرهنگی و اجتماعی مناسب سعی در تقویّت هویّت ملّی در کنار هویّت قومی نمایند.

 

  منابع

ابراهیمی، ق؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه سرمایه فرهنگی، هویّت اجتماعی فردی و جمعی جوانان. مجله جامعه­شناسی. سال اول، پیش شماره سوم، ناشر: انجمن جامعه­شناسی ایران.

برگر، پ؛ و دیگری. (1387). ساخت اجتماعی واقعیت. ترجمه­: ف، مجیدی. تهران:  انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم.

بشیریه، ح. (1387). دیباچه­ای بر جامعه­شناسی سیاسی ایران دوره جمهوری اسلامی. تهران: انتشارات نگاه معاصر.

تامپسون، ج. (1380). رسانه­ها و مدرنیته. ترجمه­: م، اوحدی. تهران:  انتشارات سروش.

توسلی، غ؛ و دیگری (1381). مناسبات قومی و رابطه­ی آن با تحول هویت جمعی. مجله جامعه­شناسی ایران. دوره­ی چهارم، شماره3، ناشر: انجمن جامعه­شناسی ایران.

حبی، ا و دیگران. (1389). جهانی شدن و هویّت­های محلی و جهانی دانشجویان. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره 2، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزرات علوم.

حسین­زاده، م. (1388). بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و هویت اجتماعی در بین دانشجویان تبریز. فصلنامه مطالعات ملّی. شماره 10.

دیلینی، ت. (1387). نظریه­های کلاسیک جامعه­شناسی.ترجمه: ب، صدیقی و دیگری. تهران: نشر نی. چاپ اول.

شارع­پور، م؛ و دیگری. (1381). رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان. نامه علوم اجتماعی. شماره دوم، ناشر: انجمن جامعه شناسی ایران.

عبداللهی، م. (1374). بحران هویت، هویت جمعی، دینامیسم و مکانیسم تحول آن در ایران. نامه علوم اجتماعی. شماره اول، ناشر: انجمن جامعه­شناسی ایران.

علیزاده­اقدم، م و دیگران. (1389). نقش آموزش در ارتقا شاخص­های هویت ملی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره 9، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم.

فکوهی، ن؛ و دیگری. (1381). بررسی مردم­شناسانه شکل­گیری هویت جمعی در میان دختران نوجوان ساکن اسلام آباد کرج. نامه انسان­شناسی. دوره اول، صص 145-123.

قادرزاده، اُ. (1388). هویت جمعی غالب کُردها در کشورهای ایران و عراق. رساله­ی دکتری جامعه­­شناسی. تهران: دانشکده­ی علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی.

کارکنان، م؛ و دیگری. (1386). تبیین جامعه­شناختی رابطه سرمایه فرهنگی خانواده با هویّت اجتماعی جوانان. فصلنامه مطالعات ملّی. سال هشتم، شماره3.

کاستلز، اِ. (1380). عصر اطلاعات، قدرت هویت. ترجمه­: ح، چاوشیان. تهران: انتشارات طرح نو.

گل­محمدی، ا. (1386). جهانی­شدن، فرهنگ، هویّت. تهران: نشر نی. چاپ اول.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص. ترجمه­: ن، موفقیان. تهران: نشر نی. چاپ اول.

Bourdieu, P, Passero, Geancloude. (1990). Reproduction in education society and culture. Sage publication.

Bourdieu, P. (1986) .The forms of capital. in j. G. Richardson, handbook of theory and research for sociology of education, greenwood press, new York

Nakhaie, raze, Curtis, James (1998). Effects of class positions of parents and educational  attainment daughters and sons. The Canadian review of sociology and anthropology. N;4

Sullivan. A. (2001). Cultural capital and educational attainment

Tajfel, Henry. (1981). Human group and social categories. Cambridge: Cambridge.



1. استادیار گروه جامعه­شناسی دانشگاه کردستان.

2. استادیار گروه جامعه­شناسی دانشگاه کردستان.

3. کارشناس ارشد جامعه­شناسی و پژوهشگر مسائل اجتماعی.                                   E-mail: fsheta.fardin@gmail.com

ابراهیمی، ق؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه سرمایه فرهنگی، هویّت اجتماعی فردی و جمعی جوانان. مجله جامعه­شناسی. سال اول، پیش شماره سوم، ناشر: انجمن جامعه­شناسی ایران.

برگر، پ؛ و دیگری. (1387). ساخت اجتماعی واقعیت. ترجمه­: ف، مجیدی. تهران:  انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم.

بشیریه، ح. (1387). دیباچه­ای بر جامعه­شناسی سیاسی ایران دوره جمهوری اسلامی. تهران: انتشارات نگاه معاصر.

تامپسون، ج. (1380). رسانه­ها و مدرنیته. ترجمه­: م، اوحدی. تهران:  انتشارات سروش.

توسلی، غ؛ و دیگری (1381). مناسبات قومی و رابطه­ی آن با تحول هویت جمعی. مجله جامعه­شناسی ایران. دوره­ی چهارم، شماره3، ناشر: انجمن جامعه­شناسی ایران.

حبی، ا و دیگران. (1389). جهانی شدن و هویّت­های محلی و جهانی دانشجویان. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره 2، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزرات علوم.

حسین­زاده، م. (1388). بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و هویت اجتماعی در بین دانشجویان تبریز. فصلنامه مطالعات ملّی. شماره 10.

دیلینی، ت. (1387). نظریه­های کلاسیک جامعه­شناسی.ترجمه: ب، صدیقی و دیگری. تهران: نشر نی. چاپ اول.

شارع­پور، م؛ و دیگری. (1381). رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان. نامه علوم اجتماعی. شماره دوم، ناشر: انجمن جامعه شناسی ایران.

عبداللهی، م. (1374). بحران هویت، هویت جمعی، دینامیسم و مکانیسم تحول آن در ایران. نامه علوم اجتماعی. شماره اول، ناشر: انجمن جامعه­شناسی ایران.

علیزاده­اقدم، م و دیگران. (1389). نقش آموزش در ارتقا شاخص­های هویت ملی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره 9، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم.

فکوهی، ن؛ و دیگری. (1381). بررسی مردم­شناسانه شکل­گیری هویت جمعی در میان دختران نوجوان ساکن اسلام آباد کرج. نامه انسان­شناسی. دوره اول، صص 145-123.

قادرزاده، اُ. (1388). هویت جمعی غالب کُردها در کشورهای ایران و عراق. رساله­ی دکتری جامعه­­شناسی. تهران: دانشکده­ی علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی.

کارکنان، م؛ و دیگری. (1386). تبیین جامعه­شناختی رابطه سرمایه فرهنگی خانواده با هویّت اجتماعی جوانان. فصلنامه مطالعات ملّی. سال هشتم، شماره3.

کاستلز، اِ. (1380). عصر اطلاعات، قدرت هویت. ترجمه­: ح، چاوشیان. تهران: انتشارات طرح نو.

گل­محمدی، ا. (1386). جهانی­شدن، فرهنگ، هویّت. تهران: نشر نی. چاپ اول.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص. ترجمه­: ن، موفقیان. تهران: نشر نی. چاپ اول.

Bourdieu, P, Passero, Geancloude. (1990). Reproduction in education society and culture. Sage publication.

Bourdieu, P. (1986) .The forms of capital. in j. G. Richardson, handbook of theory and research for sociology of education, greenwood press, new York

Nakhaie, raze, Curtis, James (1998). Effects of class positions of parents and educational  attainment daughters and sons. The Canadian review of sociology and anthropology. N;4

Sullivan. A. (2001). Cultural capital and educational attainment

Tajfel, Henry. (1981). Human group and social categories. Cambridge: Cambridge.