بررسی رابطه‌ی میزان مصرف رسانه با میزان ناهنجاری رفتاری دانش‌آموزان مدارس متوسطه‌ی شهر میانه در سال‌تحصیلی 92-1391

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، تبریز- ایران

2 استادیا‌ر گروه ‌علوم ‌اجتماعی، ‌دانشگاه‌ پیام نور- صندوق ‌پستی 193953697، تهران- ایران.

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، تبریز- ایران.

چکیده

هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه­ی میزان مصرف رسانه و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهر میانه است. تحقیق از نوع کمی با تکنیک پیمایش است و پرسشنامه ابزار گردآوری اطلاعات بوده است. کل جامعه آماری ما 3703 نفر بود که از این تعداد 349 نفر به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی انتخاب شده­اند. دراین مطالعه، رابطه میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان با برخی از متغیرها مانند میزان مصرف (برنامه شبکه­های خارجی تلویزیون، سایت­های اینترنتی، بازی­های رایانه­ای)، منطقه­ی مسکونی و جنسیت معنی­دار بوده و فرضیات تحقیق در این موارد تأیید شده است. اما رابطه معنی­داری میان متغیر ملاک و متغیرهای پیش­بین هم­چون میزان مصرف (برنامه شبکه­های داخلی تلویزیون، رادیو، سینما، روزنامه، مجله، کتاب) وجود نداشته است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که به ترتیب متغیرهای برنامه شبکه­های خارجی تلویزیون، سایت­های اینترنتی، بازی­های رایانه­ایی، سینما، کتاب) منطقه­ی مسکونی و جنسیت بیشترین تأثیر را در میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان دارند و بیشترین تغییرات متغیر ملاک را تبیین می­کنند و بقیه متغیرها از معادله خارج شده­اند. به طورکلی می­توان نتیجه گرفت که میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان با میزان مصرف رسانه ارتباط  تنگاتنگی دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between media consumption and behavior disorders of high school students in Miyaneh in 1391-92 (educational year)

نویسندگان [English]

  • Ahad Ramazani 1
  • Firouz Rad 2
  • Mohammad Abbaszadeh 3
چکیده [English]

The present research investigates the relationship between media consumption and behavior disorders of high school students in Maraghe. 
The data is collected by questionnaire and in order to analyze the data Pearson correlation coefficient, one way analysis of variance and T-test were used. The research findings show that there is a meaningful relationship between dependent variable (behavioral disorders) and independent variables including the rate of media consumption such as satellite programs, internet http, internet games and different kinds of media like internet http, internet games, cinema, newspaper, magazine, book as well as the residential area.                                                                                                 Also, there is not meaningful relationship betweendependent variable and independent variables including the rate of media consumption like T.V. programs,radio, cinema, newspaper, magazine and book.                                                                              
It is conclude that there is a relationship between media consumption and behavior disorders.                                                                                      

کلیدواژه‌ها [English]

  • The rate behavior disorders
  • Media
  • the rate ofmedia consumption
  • Miyaneh

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دوم، شماره هشتم، پائیز 1389

ص ص 56 - 43

 

 

 

 

 

بررسی رابطه­ی میزان مصرف رسانه با میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان مدارس متوسطه­ی شهر میانه در سال­تحصیلی 92-1391

احد رمضانی[1]

دکتر فیروز راد[2]

دکتر محمد عباس­زاده[3]

تاریخ دریافت مقاله:8/12/1391

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:9/6/1392

چکیده

هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه­ی میزان مصرف رسانه و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهر میانه است. تحقیق از نوع کمی با تکنیک پیمایش است و پرسشنامه ابزار گردآوری اطلاعات بوده است. کل جامعه آماری ما 3703 نفر بود که از این تعداد 349 نفر به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی انتخاب شده­اند. دراین مطالعه، رابطه میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان با برخی از متغیرها مانند میزان مصرف (برنامه شبکه­های خارجی تلویزیون، سایت­های اینترنتی، بازی­های رایانه­ای)، منطقه­ی مسکونی و جنسیت معنی­دار بوده و فرضیات تحقیق در این موارد تأیید شده است. اما رابطه معنی­داری میان متغیر ملاک و متغیرهای پیش­بین هم­چون میزان مصرف (برنامه شبکه­های داخلی تلویزیون، رادیو، سینما، روزنامه، مجله، کتاب) وجود نداشته است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که به ترتیب متغیرهای برنامه شبکه­های خارجی تلویزیون، سایت­های اینترنتی، بازی­های رایانه­ایی، سینما، کتاب) منطقه­ی مسکونی و جنسیت بیشترین تأثیر را در میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان دارند و بیشترین تغییرات متغیر ملاک را تبیین می­کنند و بقیه متغیرها از معادله خارج شده­اند. به طورکلی می­توان نتیجه گرفت که میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان با میزان مصرف رسانه ارتباط  تنگاتنگی دارد.

واژگان کلیدی: میزان ناهنجاری رفتاری، میزان مصرف رسانه، میانه.

مقدمه

برای درک میزان ناهنجاری رفتاری دریک جامعه بهتر است معلوم کنیم که هنجار ومیزان ناهنجاری رفتاری چیست؟ هنجار در اصطلاح لاتین به معنای«گونیا» است و به قانون یا قاعده­ای گفته می­شود که باید به آن رجوع کرد(بیرو، 1377: 248).

درحالی که کژرفتاری پدیده­ای است که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و  بیشتر افراد آن را ناپسند و نادرست می­دانند(ستوده، 1389: 36).

افراد جوان هر جامعه­ای دست­ کم به دلیل داشتن شرایط جسمی و روانی خاص بیش از دیگران مستعد عصیان و سرکشی و بعضاً ناهنجاری­ رفتاری و بزهکاری هستند. رشد سریع اعضا سبب بیداری هوس­ها و احساسات و رؤیاهای گوناگون می­گردد و از درون فشارهایی را بر نوجوان یا جوان تحمیل می­کند که برایش ناشناخته است. این فشارهای ناشناخته، نگرانی­ها و هیجان­هایی را در پی دارد که برای وی تاکنون سابقه نداشته است.

در این جهان ساختارهای سلطه هم بیکار نمی­نشینند و درشکل­های متنوعی خود را بازتولید می­کنند. دنیای کنونی وارد یک جنگ رسانه­ای تمام عیار شده است وسرعت گردش اطلاعات درآن بسیار سرسام­آور است و هرکس بتواند مدیریت گردش این اطلاعات را به دست بگیرد، به دنیا حاکمیت می­کند. در حقیقت دردنیای امروز، قدرت نرم حرف اول و آخر را می­زند. سلاح­هایی که صاحبان رسانه­ها علیه جوانان استفاده می­کنند در خانه­ی خود جوانان است. اگر نوجوان یا جوان به این نتیجه برسد که خانواده، مدرسه و دوستان به او بی­توجه هستند، ممکن است واکنش­های پرخاشگرانه از خود نشان دهد و یا به جامعه بدبین شده و در زمانی که خود را توانا احساس کند، از آن انتقام بگیرد.

 

بیان مسئله

جستجوی­علل پدیده­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، طبیعی وغیره، کوشش برای آگاهی ازچگونگی وقوع پدیده­ها، تلاش برای چاره­جویی و اجتناب ازپدیده­های نامساعد و تشدید امور مطلوب، از تازگی­های عصر نوین است(شیخاوندی، 1379: 27).

پس، هر جا جمعی از انسان­ها گرد هم می­آیند برای رفع بهتر و آسان­تر نیازهای خود از قبیل امنیت، آسایش و سلامت هنجارهایی ساخته­اند و همه را به تبعیت از آن­ها فرا خوانده­اند. مجموعه هنجارها متفاوت و میزان تبعیت افراد و گروه­ها از این هنجارها متغیر بوده است. در زمان حاضر که برخی هنجار شکنی­ها از جمله سرقت، ناهنجاری اخلاقی، تقلب و اعتیاد به مواد مخدر از حد معمول و آشنای جامعه فراتر رفته و نرخ فزاینده­ای است همه جا این سؤال مطرح است که دلیل اصلی این همه ناهنجاری چیست؟(صدیق­سروستانی، 1386: 33-32).

تا قرن بیستم، رهبری و ارشاد انسان رویارو و بر اساس ارتباط بود، در صورتی­ که در عصر حاضر ارتباطات یک طرفه و از راه دور صورت می­گیرد. به طوری که بین شنونده و گوینده، یا بهتر بگوییم بین مؤثر و متأثر به طور نسبی فاصله زیادی وجود دارد. برخی معتقدند که رسانه­های گروهی دارای چنان قدرتی هستند که می­توانند نسلی تازه در تاریخ بشر پدید آورند، نسلی که با نسل­های پیشین بسیار متفاوت است. داشتن سرمایه­ی فرهنگی بیشتر، که برخلاف سرمایه­ی اقتصادی، کیفیتی منحصراً ذهنی است(گیبینز و بوریمر، 1389: 115).

بنابراین نقش و جایگاه مصرف رسانه­ها در حدی است که نمی­توان زندگی را بی­حضور آن­ها قابل تصور دانست رسانه­ها فقط وسیله­ی سرگرمی نیستند، بلکه در بسیاری از جنبه­های فعالیت اجتماعی و فردی ما دخالت و نقش دارند. هر رسانه­ای اعم از نوشتاری یا دیداری برای محتوای خاصی تولید می­شود و مخاطبان خاصی را نیز دارد(تیگرت، 1974: 201-173).

به نظرگیدنز، کنش­های روزمره به وسیله خود کنشگران به لحاظ ساختاری مقید می­شود وتکنولوژی­های رسانه­ای نیز در این فرآیند دخیل هستند در فرآیند امتداد زمان و مکان، تجربیات رسانه­ای شده قادر به وارد کردن رویدادهای متفاوت به درون آگاهی روزمره است که می­تواند به احساس عدم امنیت و واژگونی واقعیت منجر شود. برای وی، تجربیات رسانه­ای شده، شرط بیرونی کنش هستند که به ما اطلاعاتی درباره­ی دیگران می­دهند و روایتی را که ما درباره­ی دیگران (مردمی که هرگز آن­ها را ندیدیم و نمی­شناسیم) داریم، تغییر می­دهند(مهدی­زاده، 1389: 119).                                             

ما در این عصر شاهد جهش بی­سابقه­ای در تاریخ هستیم. خاستگاه این جهش و خیزش بزرگ را باید در بالندگی شگرف و شتابان علم و فناوری جست. «در این فراشد نوع گسست یا فاصله­ی بین فرهنگ، یعنی آداب و رسوم، پندار، اعتقادات و شیوه­ی کنش و واکنش­ها از یک سو و تکنولوژی از سوی دیگر، پدیدار شده است. در نتیجه انسان در یک وضع نابسامان در یک موقعیت جامعوی متزلزل، پیوسته متغیر، دائماً جوشان و خروشان و پویان، گیر کرده است»(شیخاوندی، 1379 :177).

بنابراین، دراین مقاله درصدد دست­یابی به این پرسش­ اساسی هستیم، چه رابطه­ای بین میزان مصرف رسانه و میزان ناهنجاری رفتاری در میان دانش­آموزان مقطع متوسطه­ی شهر میانه در سال تحصیلی 92-1391 وجود دارد؟

 

پیشینه نظری        

نظریه­ی مهار1

والتر رکلس2 در 1961 نظریه­ی مهار را مطرح کرد. اونیروهایی که افراد را از ارزش­های مرسوم جامعه باز می­دارند و آنان را به طرف بی­نزاکتی سوق می­دهند عبارتند از:

1. فشارهای اجتماعی: مثل شرایط فقر، منزلت گروهی پایین، محرومیت و تضادهای خانوادگی.      2. جذبه­های اجتماعی: که جلوی رفتارهای قابل قبول افراد را می­گیرد، مثل خرده فرهنگ­های بزهکار و جنایت­کار و دوستان بد. 3. فشارهای زیست­شناسی یا روان­شناختی: مثل تنش­های درونی، تنفر وخشونت. 4. شورش ضد اقتدار: که از درون فرد سرچشمه می­گیرد و او را به سمت هنجارهای غیر­قابل قبول در زندگی هدایت می­کند.

بنابراین، نظریه مهار ناظر بر دو نوع مهار است یکی مهار درونی3 و دیگری مهار بیرونی4

مهار بیرونی عبارت است ازفشارهایی که جامعه برای کنترل اعضایش به کارمی­بردکه شامل فرصت­های موفقیت، همبستگی بین اعضای گروه، نظارت مؤثر و راه­ها و وسایل جایگزین برای کسب رضایت می­شود. شرایطی مثل فقر، نابرابری، بیکاری و محرومیت نسبی افراد را از رسیدن به هدف­ها باز می­دارد و احتمال کج­روی را افزایش می­دهد.

مهار درونی نیز از ویژگی­ها و شخصیت فرد نشأت می­گیرد. اگر عواملی مانند خود پنداره­ی مثبت، وجدان آگاه، احساس مسئولیت و قدرت تحمل بالا در فردی وجود داشته باشد، احتمال بزهکاری او کاهش می­یابد؛ برعکس عواملی مثل بی­قراری، نارضایتی، اضطراب و خصومت احتمال ارتکاب جرم را افزایش می­دهد. رکلس معتقد است که مهار درونی مهم­تر از مهار بیرونی است، زیرا افرادی که از وجدان آگاهی برخوردارند، پیش از ارتکاب جرم، احساس گناه می­کنند و از آن اجتناب می­ورزند(وینفری و ابادینسکی، 2000: 206-205).

 

نظریه­ی تلفیقی الیوت5                                                                                                                      

دلبرت الیوت و همکاران­اش ابعادی از نظریه­ی فشار، نظریه­ی یادگیری اجتماعی و نظریه­های کنترل را در مدل نظری منفردی ترکیب می­کنند. نظریه الیوت را می­توان چنین خلاصه کرد:

1.نوجوانانی که در مناطق نابسامان اجتماعی زندگی می­کنند، 2. به نحو نامناسبی در خانه جامعه­پذیر شده­اند، 3.به میزان زیادی در معرض فشارند، 4.درک فشار منجر به ضعیف شدن پیوندشان با گروه­ها، فعالیت­ها و هنجارهای مرسوم می­شود، 5.تضعیف پیوندهای مرسوم و سطح بالای فشار دریافت شده سبب آن می­شود که بعضی از جوانان ارزش­های اجتماعی مرسوم را رد کنند، 6.در جست و جوی پیوستن به گروه­های همالان منحرف هستند، 7.این گروه­های انحرفی، رفتار بزهکارانه را شدیداً تقویت می­کنند(گروه­های همالان منحرف الگوهای نقشی را برای رفتار ضداجتماعی فراهم می­آورند، 8.پیوستن به گروه­های منحرف هنگامی رخ می­دهد که ارتباط با گروه­ها و هنجارهای مرسوم تضعیف شود؛ این امر به نوبه­ی خود باعث بروز سطح بالای رفتار بزه­کارانه و مصرف مواد مخدر می­شود(حسینی­نثار و دیگری، 1390: 146).

 

نظریه­ی عمومی جرم6

این نظریه را تراویس هیرشی و میشل گات فردسون7 در سال 1990 در تعدیل و بازسازی نظریه­ی کنترل اجتماعی هیرشی مطرح کردند. این نظریه مفاهیم نظریه­ی کنترل را با دیدگاه­های زیست اجتماعی، روان­شناختی، فعالیت­های روزمره و نظریه­های انتخاب عقلانی ترکیب می­کند. 

هیرشی وگات فردسون معتقدند «جرم موجد ارضای خاطر سریع و آسان فرد کجرفتار می­شود وکسی مرتکب جرم می­شود که به دنبال ارضای خاطر سریع است و هدف­های کوتاه مدتی در زندگی دارد و این گونه افراد، برخلاف همنوایان، خود کنترلی ضعیفی دارند و علاوه براین که احتمال کج ­رفتاری­شان بیشتر است، تمایل بیشتری به مصرف الکل، سیگار و ... نیز دارند. از نظر آنان، منشأ خود کنترلی ضعیف را باید در خانواده و ناکارآمدی جامعه­پذیری فرد در دوران کودکی یافت، خواه پیوند اجتماعی قوی یا ضعیف باشد(گات فردسون و هیرشی، 1990: 97-90).

 

سه پارادایم کلی استوری

استوری8 (1999) درکتاب «مصرف فرهنگی9 و زندگی روزمره» مصرف فرهنگی به مثابه­ی دستکاری را از مصرف فرهنگی به مثابه­ی ارتباط تمییز داده است و نظریه­های مختلف مصرف را ذیل دو پارادایم بحث کرده است. در این­جا ما به سه پارادایم کلی در باب مطالعات مصرف اشاره می­کنیم و آن­چه بر دیدگاه استوری می­افزائیم رویکرد ابداعی به مصرف است. همان­طور که گفته شد:

 

مصرف انفعالی

نظریه­هایی­را شامل می­شودکه مصرف­کننده را منفعل فرض می­کنند ومصرف­کننده رانوعی دستکاری ازناحیه­ی قدرت ­می­پندارند. برای پیگیری ریشه­های­تحلیل فرهنگی مصرف بایدبه نظریه­های­مارکسیستی به عنوان یکی از اولین تحلیل­ها اشاره کنیم. از نظر مارکس و انگلس، گذار از فئودالیسم به سرمایه­داری به معنای گذار ازتولید مبتنی برنیاز به تولید مبتنی برسود است. تولید کالا توسط کارگران نه برای مصرف شخصی بلکه برای فروش و سود سرمایه­داری است. «کارگر هر چه بیشتر تولید می­کند، کمتر صاحب آن می­شود وبیشتر زیرنفوذ محصول خود یعنی سرمایه قرارمی­گیرد»(مارکس، 1382: 126). 

 

مصرف ارتباطی

دردسته­ی دوم نگاه به مصرف به­عنوان رسانه­ای برای برقراری ارتباط فرض می­شود. مصرف­فرهنگی دراین دید نوعی هم چشمی، رقابت و ایجاد ارتباط است. مصرف همین ­طور تولیدکننده­ی معانی اجتماعی است(کاظمی، 1387: 152).

 

 

مصرف ابداعی

در رویکرد سوم، مصرف خود نوعی تولید ثانویه فرض می­گردد. مصرف­کننده با کردار مصرف دست به ابداعاتی می­زند که می­توان از آن باعنوان «تولید ثانویه» یاد کرد. پس مصرف ابداعی، مصرف تولیدی است. مصرف­کننده در این­جا تولید­کننده است.                                                 

مصرف کردن ازنگاه دوسرتو یعنی«ساختن» و ساختن نیز خود نوعی تولید پنهان است. این نوع تولید که مصرف­کننده می­آفریند حول قلمروهایی که به واسطه نظام­های تولید (مثلاً تلویزیون و توسعه شهری و ...) تعریف و محدود شده­اند پراکنده است(دوسرتو، 1998: 484).

 

نظریه ژان بودریار

ژان بودریار10 معروف­ترین وجنجالی­ترین نظریه­پرداز پست­­مدرنیته است. وی استدلال می­کندکه جوامع پست­ مدرن از تکنولوژی­های اطلاعات اشباع به عصر وانمایی (شبیه­سازی) وارد شده­اند. به نظر بودریار، طلیعه فرهنگ­های مصرف اساساً مرزبندی­های معمول بین هنر والا و هنر نازل، امور عمیق و امور سطحی، فرهنگ و کالا، دال و مدلول و نفس ایده نیازهای انسانی را برای برآورده ساختن آن­ها در ورطه تردید افکنده است. ولی از طریق تحلیلی که رویکرد پساصنعتی آشکارتری به خود گرفته است، استدلال می­کند که روابط واقعی تولید و مصرف، جای خود را به یک نظام نشانه­ای داده­اند(مهدی­زاده، 1389: 277-276).

درپژوهش حاضر، ما با دومفهوم اساسی میزان ناهنجاری رفتاری ومیزان مصرف رسانه سروکار داریم. برای فهمیدن میزان ناهنجاری رفتاری باید معنای ناهنجاری رفتاری را از بین ادبیات نظری پیدا کنیم، چنان­که در بخش ادبیات نظری گذشت، در دوره قدیم و قبل از رواج یافتن تفکر علمی، ناهنجاری رفتاری امری ذاتی و سرشتی تلقی می­شد و متفکران قدیم معتقد بودند افراد همان­طور که خصوصیات جسمانی مثل رنگ مو، چشم و غیره را از والدین خود به ارث می­برند، به همان ترتیب رفتارهای خود را نیز از والدین دریافت می­کند. این تفکر سنتی با آغاز مطالعات علمی و بررسی­های گوناگون در این زمینه از ابتدا مورد توجه بشر بوده است. اندیشمندان و متفکران اجتماعی بعد از گذشت زمان به منظور اصلاح و پیشگیری، ناهنجاری رفتاری را بیش از پیش مورد بحث و بررسی قرار دادند. اگر نیک بنگریم در عصر ما تحقیقات و بررسی­ها در زمینه ناهنجاری رفتاری مورد بحث دانشمندان رشته­های مختلف است. از  نظر دورکیم ناهنجاری رفتاری یک پدیده عادی جامعه محسوب می­شود. تنها بهنگامی که تعداد ناهنجاری رفتاری از یک نسبت معین تجاوز می­کند می­توان گفت که«اخلاق» جامعه متزلزل شده، یک بیماری جامعوی پدید آمده است و آن وقت پدیده مربوط را می­توان «غیرعادی» تلقی کرد. از نظر مرتن دلیل ناهنجاری رفتاری، درون افراد وجود ندارد، بلکه در تناقضات ساختار اجتماعی و فرهنگی (هنجارهای پذیرفته شده با واقعیت اجتماعی در ستیزند) است. از نظر آلبرت کوهن ناهنجاری رفتاری جوانان طبقه­ی پایین در واقع اعتراض علیه هنجارها و ارزش­های فرهنگ طبقه­ی متوسط است، زیرا شرایط اجتماعی آنان را از رسیدن قانونی­شان به موفقیت جلوگیری می­کند. جوانان طبقه­ی پایین شکلی از فرهنگ تضاد را تجربه می­کنندکه کوهن آن­را «ناکامی منزلتی» می­نامد. ازنظر ادوین سادرلند ناهنجاری رفتاری همانند رفتارهای دیگر از طریق ارتباط با دیگران که حامل هنجارهای تبهکارانه­اند، آموخته می­شود. از نظر والتر رکلس شرایطی مثل فقر، نابرابری، بیکاری و محرومیت نسبی افراد را از رسیدن به هدف­ها باز می­دارد و احتمال میزان ناهنجاری رفتاری را افزایش می­دهد. از نظر تراویس هیرشی هر چه افراد کمتر وابسته، متعهد، مشغول و معتقد باشند پیوندشان با جامعه سست­تر است و احتمال ناهنجاری رفتاری­شان بیشتر خواهد بود.

بنابراین در بحث میزان ناهنجاری رفتاری، ناهنجاری رفتاری مطروحه در این تحقیق را با پشتوانه­ی نظری این اندیشمندان بررسی می­کنیم اما تأکید اصلی نظریه­ی تلفیقی الیوت، نظریه عمومی جرم و نظریه مهار می­باشد اما از سایر نظریه­پردازان نیز مثل دورکیم، مرتن، کوهن، سادرلند و هیرشی استفاده می­کنیم. بنابراین در بحث و تحلیل میزان ناهنجاری رفتاری با تأکید اصلی بر نظریه­ی تلفیقی الیوت، نظریه عمومی جرم و نظریه مهار سعی می­شود به تمام جنبه­های میزان ناهنجاری رفتاری توجه شود. اما دربحث رسانه­ها و تأثیر آن­ها در جوامع امروزی نظریات زیادی مطرح شده است مثلاً استوری سه پارادایم کلی در باب مصرف رسانه (مصرف انفعالی، ارتباطی و ابداعی) اشاره می­کند. از نظر فیسک در جوامع سرمایه­داری متأخر، هر شخصی مصرف­کننده است. مصرف تنها شیوه­ی کسب منبع برای زندگی است. مصرف کردن از نگاه دوسرتو یعنی «ساختن» و ساختن نیز خود نوعی تولید پنهان است. این نوع تولید که مصرف­کننده می­آفریند حول قلمروهایی که به واسطه نظام­های تولید (مثلاً تلویزیون و توسعه شهری و ...) تعریف و محدود شده­اند پراکنده است. همین گسترش بی­رویه و روز افزون نظام­های تولید است که مانع می­شود مصرف­کننده آزادانه تولیدات این نظام­ها را به کار گیرد و آن­گونه که خود می­خواهد با آن رفتار کند. این تولید که ما آن را با عنوان «مصرف» می­شناسیم فریب­کارانه عمل می­کند «چرا که به پراکنده بودن، خودش را همه جا به طور ضمنی نشان می­دهد. خاموش و نامرئی است به این دلیل که به­ واسطه محصولاتش آشکار نمی­شود بلکه بیشتر ازطریق «شیوه­های کاربرد» محصولاتی که به واسطه نظم اقتصادی مسلط تحمیل می­شود خودرا به نمایش می­گذارد». ژان بودریار به نقش تکنولوژی رسانه­ها در ایجاد نشانه­ها و ساختن «فرا­ واقعیت» تأکید دارد. به نظر او فرا واقعیت نتیجه کاربرد تکنولوژی­های پیشرفته و رمزگذاری­هاست. رمزها امکان بازتولید پدیده­ها را همزمان با نادیده گرفتن واقعیت فراهم می­کنند، علاوه بر این رسانه­ها و نرم افزارهای کامپیوتری، نظام آنالوگی را بر پا می­کنند که از معروف­ترین عوامل ایجاد فرا واقعیت­ها هستند. برای مثال جنگ خلیج فارس، فرا واقعیتی بود که توسط رسانه­ها و برنامه­ریزی­های کامپیوتری ترتیب داده شده بود. از نظر بودریار، هر انسانی شبیه یک فضانورد در داخل کپسول، درکنترل یک ماهواره کوچک درمدار است و نه به عنوان کنشگر. انسان همانندیک پایانه شبکه­های چند­گانه زندگی می­کند. تلویزیون عالی­ترین تجسم این رخداد است و هر چیزی را از یک قالب دور کنترل می­کند.

حال با این توضیحات اگر بخواهیم چارچوب نظری اصلی پژوهش را طرح کنیم باید بگوییم این پژوهش ضمن اثرپذیری از نظریات اندیشمندان و جامعه­شناسانی چون دورکیم، مرتن، کوهن، سادرلند و هیرشی درمورد میزان ناهنجاری رفتاری درچارچوب نظری تأکید بیشتر برنظریات نظریه­ی تلفیقی الیوت، نظریه عمومی جرم و نظریه مهارمی­باشد؛ و در زمینه میزان مصرف رسانه ازنظریات و پارادایم­های مطرح شده تأثیر می­پذیرد و سعی دارد به بررسی رابطه بین میزان مصرف رسانه و میزان ناهنجاری رفتاری بپردازد تا با به تجربه گذاشتن نظرات دو حوزه متفاوت مطرح در مورد رسانه­ها در یک جامعه­ای به نام دانش­آموزان و قلمرو مکانی شهر میانه، مشخص نماید که کدام گروه از نظریات میزان مصرف رسانه، در این فضا قدرت تحلیل بهتری دارند.

 

فرضیه­های تحقیق

1.بین میزان مصرف تلویزیون و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

2.بین میزان مصرف ماهواره و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

3.بین میزان مصرف اینترنت و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

4.بین میزان مصرف بازی­های رایانه­ای و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

5.بین میزان مصرف رادیو و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

6.بین میزان مصرف سینما و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

7. بین میزان مصرف روزنامه و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

8. بین میزان مصرف مجله و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

9.بین میزان مصرف کتاب با میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

10.میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان بر حسب منطقه­ی مسکونی آن­ها متفاوت است.

11.میزان ناهنجاری دانش­آموزان بر حسب جنسیت آن­ها متفاوت است.

 

روش تحقیق، جامعه آماری و حجم نمونه

 تحقیق حاضر توصیفی- همبستگی است. روش اجرای تحقیق از نوع کمی با تکنیک پیمایش است که در طبقه­ی تحقیقات کاربردی قرار می­گیرد. این تحقیق شامل یک متغیرملاک (میزان ناهنجاری رفتاری) و چندین متغیر پیش­بین است. هم­چنین از لحاظ زمانی نیز مقطعی است. جامعه­ی آماری این تحقیق کلیه­ی دانش­آموزان پسر و دختر دبیرستان­های متوسطه شهر میانه در سال تحصیلی 92-1391 می­باشد. مجموع دانش­آموزانی که جامعه آماری ما را تشکیل می­دهند 3703  نفرمی­باشد که از این تعداد 1800 نفر پسر و 1903 نفر دختر می­باشند. روش نمونه­گیری تحقیق نیز با استفاده از روش نمونه­گیری سهمیه­ای- تصادفی می­باشد که ازبین دانش­آموزان دختر و پسر انتخاب شده است. در این پژوهش حجم نمونه براساس فرمول کوکران 349 نفر به عنوان نمونه برای تکمیل پرسشنامه محاسبه گردید. هم­چنین برای تعیین واحدهای نمونه از هر گروه از نمونه­گیری تصادفی ساده استفاده شده است.

 

روش­های آماری تجزیه و تحلیل داده­ها

برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه­ی 19 استفاده شد. روش­های آماری مورد استفاده در سطح توصیفی و استنباطی می­باشد. از آمارهای توصیفی مثل فراوانی و میانگین برای طبقه­بندی، توصیف داده­ها و رسم نمودارها استفاده شد. برای آزمون فرضیه­ها و تعیین سطوح معنی­داری متغیرهای پیش­بین بامتغیر ملاک از آمارهای استنباطی استفاده شد. از آن­جا که متغیر وابسته یعنی میزان ناهنجاری رفتاری در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفته، برای بررسی رابطه بین متغیر ملاک با متغیرهای پیش­بین در سطح سنجش فاصله­ای از ضریب همبستگی پیرسون، در سطح سنجش اسمی دوگانه از آزمونT  و در سطح اسمی چند­گانه از تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چند متغیره استفاده شد.

 

خلاصه یافته­ها

همان­طور که ذکر شد، از کل نمونه مورد بررسی یعنی 349 نفر دانش­آموز، 3/51 درصد دانش­آموز دختر و 7/48 درصد دانش­آموز پسر هستند. محل سکونت 6/10 درصد روستایی و 4/89 درصد شهری هستند. از شهرنشین­ها 4/34 درصد در منطقه بالا، 1/34 درصد در منطقه متوسط و 5/31 درصد در منطقه پایین سکونت دارند.

میانگین میزان مصرف تلویزیون برابر 44/3، کمترین مقدار برابر 15/1 و بیشترین مقدار برابر 62/5 است. میانگین میزان مصرف ماهواره برابر 73/2، کمترین مقدار برابر 1 و بیشترین مقدار برابر 6 است. میانگین میزان مصرف اینترنت برابر 28/2، کمترین مقدار برابر 1 و بیشترین مقدار برابر 71/5 است. میانگین میزان مصرف بازی­های رایانه­ای برابر 44/3، کمترین مقدار برابر 1 و  بیشترین مقدار برابر 6 است. میانگین میزان مصرف رادیو برابر 0/2، کمترین مقدار برابر 1 و بیشترین مقدار برابر 08/5 است. میانگین میزان مصرف سینما برابر 53/3، کمترین مقدار برابر 2/1 و بیشترین مقدار برابر 4/5 است. میانگین میزان مصرف روزنامه برابر 60/2، کمترین مقدار برابر 1 و بیشترین مقدار برابر 89/5 است. میانگین میزان مصرف مجله برابر 69/2، کمترین مقدار برابر 1 و  بیشترین مقدار برابر 9/5 است. میانگین میزان مصرف کتاب برابر 22/3، کمترین مقدار برابر 1 و بیشترین مقدار برابر 67/5 است. میانگین میزان وقت صرف شده والدین برای فرزندان برابر 72/2، کمترین مقدار برابر 1 و بیشترین مقدار برابر 75/5 است. براین مبنا، در فرضیه­های (1)، (5)، (6)، (7)، (8) و (9) با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی پیرسون، سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تر از 05/0 است. یعنی بین میزان مصرف شبکه­های داخلی تلویزیون، رادیو، سینما، روزنامه، مجله، کتاب و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد. ولی فرضیه­های (2)، (3) و (4) با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی پیرسون، سطح معنی‌داری آزمون پیرسون کوچک­تر از 05/0 است. یعنی بین میزان مصرف شبکه­های خارجی تلویزیون، سایت­های اینترنتی، بازی­های رایانه­ای و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود دارد. در این میان فرضیه­های (10) و (11) با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون آنالیز واریانس، آزمون t و آزمون پیرسون سطح معنی‌داری آزمون کوچک­تر از 05/0 است. یعنی بین منطقه مسکونی، جنسیت و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی LSD برای فرضیه (10) نشان می‌دهد که میزان ناهنجاری رفتاری در منطقه مسکونی پایین کمتر از منطقه متوسط و بالا است. میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان پسر به طور معنی‌داری بیشتر از دانش‌آموزان دختر است. به هر صورت، میانگین میزان ناهنجاری رفتاری برابر 22/2، کمترین مقدار برابر 16/1 و بیشترین مقدار برابر 77/3 است.

 

نتیجه­گیری

همان­طورکه ازعنوان برمی­آید، این پژوش سعی کردرابطه بین میزان مصرف رسانه بامیزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان را با پشتوانه­ی نظریات مطرح در دو حوزه به محک تجربه بگذارد. از نظر ادوین سادرلند ناهنجاری رفتاری همانند رفتارهای دیگر از طریق ارتباط با دیگران که حامل هنجارهای تبهکارانه­اند، آموخته می­شود. از نظر والتر رکلس شرایطی مثل فقر، نابرابری، بیکاری و محرومیت نسبی افراد را از رسیدن به هدف­ها باز می­دارد و احتمال میزان ناهنجاری رفتاری را افزایش می­دهد. از نظر تراویس هیرشی هرچه افراد کمتر وابسته، متعهد، مشغول و معتقد باشند پیوندشان با جامعه سست­تر است و احتمال ناهنجاری رفتاری­شان بیشتر خواهد بود. ازنظر فیسک درجوامع سرمایه­داری متأخر، هر شخصی مصرف­کننده است. مصرف تنها شیوه­ی کسب منبع برای زندگی است. مصرف کردن ازنگاه دوسرتو یعنی «ساختن» و ساختن نیز خود نوعی تولید پنهان است. این نوع تولید که مصرف­کننده می­آفریند حول قلمروهایی که به واسطه نظام­های تولید (مثلاً تلویزیون و توسعه شهری و ...) تعریف و محدود شده­اند پراکنده است. همین گسترش بی­رویه و روز افزون نظام­های تولید است که مانع می­شود مصرف­کننده آزادانه تولیدات این نظام­ها را به کار گیرد و آن گونه که خود می­خواهد با آن رفتار کند. این تولید که ما آن را با عنوان «مصرف» می­شناسیم فریب­کارانه عمل می­کند «چرا که به پراکنده بودن، خودش را همه جا به طور ضمنی نشان می­دهد. خاموش و نامرئی است به این دلیل که به­ واسطه محصولاتش آشکار نمی­شود بلکه بیشتر از طریق «شیوه­های کاربرد» محصولاتی که به واسطه نظم اقتصادی مسلط تحمیل می­شود خود را به نمایش می­گذارد». ژان بودریار به نقش تکنولوژی رسانه­ها در ایجاد نشانه­ها و ساختن «فرا واقعیت» تأکید دارد. به نظر او فرا واقعیت نتیجه کاربرد تکنولوژی­های پیشرفته و رمزگذاری­هاست. رمزها امکان بازتولید پدیده­ها را همزمان با نادیده گرفتن واقعیت فراهم می­کنند، علاوه بر این رسانه­ها و نرم افزارهای کامپیوتری، نظام آنالوگی را بر پا می­کنند که از معروف­ترین عوامل ایجاد فرا واقعیت­ها هستند. برای مثال جنگ خلیج فارس، فرا واقعیتی بود که توسط رسانه­ها و برنامه­ریزی­های کامپیوتری ترتیب داده شده بود. از نظر بودریار، هر انسانی شبیه یک فضانورد در داخل کپسول، در کنترل یک ماهواره کوچک در مدار است و نه به عنوان کنشگر. انسان همانند یک پایانه شبکه­های چند­گانه زندگی می­کند. تلویزیون عالی­ترین تجسم این رخداد است و هر چیزی را از یک قالب دور کنترل می­کند. به نظر مک کوئیل، «نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید و توزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجع­هایی معنی­دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت ما را توانا می­سازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافت­های ما از این تجربه نظم و نسق می­دهد و ما را یاری می­کند تا معرفت­های گذشته را محفوظ نگه­ داریم  به درک امروزین خود استمرار بخشیم». والدهال از فرار بودن محتوای ارتباطی صحبت می­کند، عاملی که احتمال تأثیر ارتباطات را کاهش می­دهد به این ترتیب که اثرات دراز مدت بیش از اثرات کوتاه مدت مورد توجه قرار می­گیرد. حتی کلاپر معتقد است اگر یک پیام به طور طولانی مدت استفاده شود تأثیر آن بیشتر است. از نظر هایبرت وسایل ارتباط جمعی نقش بسیار مهمی در ارائه و شکل­گیری عقاید و هم­چنین آشنا ساختن ما با دنیایی که امکان آن را به نوع دیگری نداریم ایفا می­کند. لاسول جامعه­شناس و نظریه­پرداز ارتباطی امریکایی معتقد است رسانه­ها در حکم انتقال­دهنده فرهنگ برای انتقال اطلاعات، ارزش­ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. بوردیو با طرح ایده «سرمایه نمادین» و «خشونت نمادین» به طور ضمنی جایگاه بسیار برجسته­ای را برای رسانه در نظر می­گیرد؛ زیرا رسانه­های ارتباط جمعی ابزار مهمی برای ایجاد سرمایه نمادین و یا اعمال چنین خشونتی هستند. به نظر می­رسد رسانه­ها در اعمال خشونت نمادین (قدرت­نرم) نقش مهمی­دارند. برمبنای مختصات چارچوب تئوریک، نتایج به دست آمده ازفرضیه­ها به شرح ذیل است:

1. بین میزان مصرف تلویزیون و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. ضریب همبستگی پیرسون برابر 098/0 و سطح معنی‌داری آزمون 067/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف تلویزیون و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد. دلیل عمده تبعیت از آداب دینی و اخلاقی در چارچوب شریعت و مصالح ملی، انتقادپذیری و احترام بر مطالعه­های نقادانه غیر­مغرضانه و استدلال طلبی و حق محوری مدیران ارجمند رسانه ملی است.

2. بین میزان مصرف ماهواره و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد ضریب همبستگی پیرسون برابر 248/0 و سطح معنی‌داری آزمون 000/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون کمتر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد می‌شود. یعنی بین میزان مصرف ماهواره و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه مستقیم معنی‌داری وجود دارد. جان فوت معتقد است؛ چگونه تغییرات در محیط می­تواند بر مصرف و مشارکت فرهنگی تأثیر گذارد و مخاطبان آثار فرهنگی را به گروه­های متعدد تقسیم نماید.

بنابراین پیشاپیش خلاء در تحقیقات نوین فرهنگی، دسته­بندی­های اجتماعی در سایه اقتصاد، تبلیغات زیبا­شناختی، میزان وقت صرف شده والدین برای فرزندان و انفعال مصرف کنندگان را به طور خاص مورد توجه قرار می­دهیم.

3. بین میزان مصرف اینترنت و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد ضریب همبستگی پیرسون برابر 41/0 و سطح معنی‌داری آزمون 000/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون­پیرسون کمتراز 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها ردمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف اینترنت و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه مستقیم معنی‌داری وجود دارد.

 4. بین میزان مصرف بازی­های رایانه­ای و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد ضریب همبستگی پیرسون برابر 353/0 و سطح معنی‌داری آزمون 000/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون کمتر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد می‌شود. یعنی بین میزان مصرف بازی­های رایانه­ای و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه مستقیم معنی‌داری وجود دارد.

5. بین میزان مصرف رادیو و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد ضریب همبستگی پیرسون برابر 088/0 و سطح معنی‌داری آزمون 1/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تراز 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف رادیو و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد. توسعه تکنولوژی­های ارتباطی از یک سو و ضعف امواج ارسال شده در برخی مناطق و کاهش تمایل به رادیو دلیل معنی دار نبودن این فرضیه است.

6. بین میزان مصرف سینما و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد ضریب همبستگی پیرسون برابر 081/0 و سطح معنی‌داری آزمون 13/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف سینما و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد. برخی دلایل بحران تعطیلی سالن­های سینما به خاطر عوارض بالا از یک طرف و عدم اشغال صندلی­ها از جانب مخاطب به خاطر هزینه بلیط­ها، ساخت فیلم مطابق میل خارجی­ها صرفاً جهت کسب جایزه و شهرت، چند منظوره شدن برخی سینماها، بی­محتوایی و اعطای نقش بر کسانی که حنای بازیگری (غیر متخصص) را یدک می­کشند در فیلم­های اکران شده بر پرده سینماها، پیشرفت تکنولوژی­های ارتباطی، تمایل بر رفتار احساسی در برهه­های زمانی خاص و عدم جذابیت تیزرهای تبلیغاتی سر در سینماها در چارچوب فرهنگ، نبود اتاق فکر تحت نظر وزارت ارشاد برای کارگردان، تهیه کننده و سیمنادار متخصص در این زمینه است.

7.بین میزان مصرف روزنامه و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد، ضریب همبستگی پیرسون برابر 022/0 و سطح معنی‌داری آزمون 686/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف روزنامه و ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

8. بین میزان مصرف مجله و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد، ضریب همبستگی پیرسون برابر 003/0 و سطح معنی‌داری آزمون 961/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف مجله و ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

9.بین میزان مصرف کتاب با میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد، نشان دهنده­ی عدم رابطه ­بین دو متغیر می­باشد؛ ضریب همبستگی پیرسون برابر 1/0- و سطح معنی‌داری آزمون 061/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگ­تر از 05/0 است فرض مستقل بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان مصرف کتاب و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

10. بین منطقه­ی مسکونی و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. نتایجی که در تحقیق به دست آمد سطح معنی‌داری آنالیز واریانس برابر 043/0 است. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون که کمتر از 05/0 است فرض صفر رد می‌شود. در نتیجه بین منطقه مسکونی و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی LSD نشان می‌دهد که میزان ناهنجاری رفتاری در منطقه مسکونی پایین کمتر از منطقه متوسط و  بالا است.

11. میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان بر حسب جنسیت آن­ها متفاوت است. با توجه به نتایج میانگین میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان پسر برابر 45/2 و دانش­آموزان دختر برابر 0/2 و سطح معنی‌داری برابر 000/0 است. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون t که کمتر از 05/0 است فرض صفر رد می‌شود. در نتیجه میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان پسر به طور معنی‌داری بیشتر از دانش‌آموزان دختر است.

 

 

زیرنویس­ها

1. Containment Theory           2. Walter Reckless            3. Inner Containment      4. Outer Containment   5. Elliots Integrated Theory      6. General Theory               7. Michael Gottfredson       8. John Storey             9. Cultural Consumption          10. J. Baudrillard                    

منابع

احمدی، ح. (1387). نظریه­های انحرافات اجتماعی. شیراز: انتشارات رز. 

احمدی، ح. (1387). جامعه­شناسی انحراف. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها - انتشارات سمت. 

بهرامی­کمیل، ن. (1388). نظریه رسانه­ها، جامعه­شناسی ارتباطات. تهران: انتشارات کویر.

جعفری­نیا، غ. (1388).رابطه استفاده از رسانه­های جمعی با سرمایه  اجتماعی سرپرستان خانوار در شهر خورموج. فصلنامه رفاه اجتماعی. سال دهم، شماره 38.

جهانگیر، م. (1379). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر دوران.

حسینی­نثار، م؛ و دیگری. (1390). نظریه­های انحراف اجتماعی. تهران: پژواک.

دان، ر. ج. (1385). نقد اجتماعی پست ­مدرنیته: بحران­های هویت. ترجمه­ی: صالح نجفی، تهران: انتشارات پردیس دانش.

ستوده، ه. (1389). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات). تهران: انتشارات آوای نور.

ستوده، ه؛ و دیگری. (1383)، جامعه­شناسی. تهران: نشر ندای آریانا. چاپ دوم.

شیخاوندی، د. (1379). جامعه­شناسی انحرافات و مسائل جامعوی. مشهد: نشر مرندیز. 

شیخاوندی، د. (1384). جامعه­شناسی انحرافات و مسائل جامعه­ی ایران. تهران: نشر قطره. 

صدیق­سروستانی، ر. (1386). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی). تهران: انتشارات سمت.

طباطبایی، ص. (1378). نقش رسانه­های تصویری در زوال دوران کودکی. تهران: انتشارات اطلاعات. چاپ اول.

قاسمیان، ر. (1388). رسانه­های گروهی  نوع­آوری. تهران: مهر نیوشا.

گروسین، ر؛ و دیگری. (1388). منطق تحول رسانه­ای. ترجمه­ی: رحیم قاسمیان. تهران: مهر نیوشا.

گیبینز، ج. آ. ب. (1389). سیاست پست مدرنیته. ترجمه­ی: منصور انصاری. تهران: گام نو.

گیدنز، آ. (1367). جامعه­شناسی ارتباطات. ترجمه­ی: منوچهر صبوری. تهران: نی.

مارکس، ک. (1382). دست نوشته­های اقتصادی و فلسفی. ترجمه­ی: حسن مرتضوی. تهران: نشرآگاه.

محسنی، م. (1386). جامعه­شناسی جامعه­ی اطلاعاتی. تهران: نشر دیدار.

معتمدنژاد، ک. (1355). وسایل ارتباط جمعی. تهران: انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی.

مهدی­زاده، س. م. (1389). نظریه­های رسانه: اندیشه­های رایج و دیدگاه­های انتقادی. تهران: انتشارات همشهری.

De Certeau M. (1998). The Practice of Everyday Life.  in  John  Storey, Cultural Theory and Popular Caltuler, London: Prentice Hall.

Gottfredson. Michael R, Hirschi.Travis. (1990). A General theory of crime. standford,CA: Standford, CA: Standford, university press.   

Hagan, John and Bill.Ms carthy. ( 1992 ). Street Life and delinquency. British   journal sociology, 43, n4, PP.533-562.    

Hagan, John. (1988). Modern Criminology. New York: Mc  Graw-Hill.          

Knulst, wim. Anderias van den Broek. (2003). Lifestyle and Consumption: Consequences of Stratification. Poetics31,p 213-233,internet .

Storey, John. (1999). Cultural Consumption and Everyday Life. Oxford. University press.

Tigert, Douglas.J. (1974). Lifestyle Analysis as a Basis for media. in Life Style and psychographics, American Marketing Assouiation, PP.167-181.         

Winfree. L. Thomas, Abadinsky, Howard. (2003). Under standing crime: theory and practice. USA. Wadsworth.

      



1. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، تبریز- ایران.

2. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور؛ صندوق پستی 3697- 19395، تهران- ایران.

         E-mail: rad_291@yahoo.com

3. دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، تبریز- ایران.

احمدی، ح. (1387). نظریه­های انحرافات اجتماعی. شیراز: انتشارات رز. 

احمدی، ح. (1387). جامعه­شناسی انحراف. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها - انتشارات سمت. 

بهرامی­کمیل، ن. (1388). نظریه رسانه­ها، جامعه­شناسی ارتباطات. تهران: انتشارات کویر.

جعفری­نیا، غ. (1388).رابطه استفاده از رسانه­های جمعی با سرمایه  اجتماعی سرپرستان خانوار در شهر خورموج. فصلنامه رفاه اجتماعی. سال دهم، شماره 38.

جهانگیر، م. (1379). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر دوران.

حسینی­نثار، م؛ و دیگری. (1390). نظریه­های انحراف اجتماعی. تهران: پژواک.

دان، ر. ج. (1385). نقد اجتماعی پست ­مدرنیته: بحران­های هویت. ترجمه­ی: صالح نجفی، تهران: انتشارات پردیس دانش.

ستوده، ه. (1389). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات). تهران: انتشارات آوای نور.

ستوده، ه؛ و دیگری. (1383)، جامعه­شناسی. تهران: نشر ندای آریانا. چاپ دوم.

شیخاوندی، د. (1379). جامعه­شناسی انحرافات و مسائل جامعوی. مشهد: نشر مرندیز. 

شیخاوندی، د. (1384). جامعه­شناسی انحرافات و مسائل جامعه­ی ایران. تهران: نشر قطره. 

صدیق­سروستانی، ر. (1386). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی). تهران: انتشارات سمت.

طباطبایی، ص. (1378). نقش رسانه­های تصویری در زوال دوران کودکی. تهران: انتشارات اطلاعات. چاپ اول.

قاسمیان، ر. (1388). رسانه­های گروهی  نوع­آوری. تهران: مهر نیوشا.

گروسین، ر؛ و دیگری. (1388). منطق تحول رسانه­ای. ترجمه­ی: رحیم قاسمیان. تهران: مهر نیوشا.

گیبینز، ج. آ. ب. (1389). سیاست پست مدرنیته. ترجمه­ی: منصور انصاری. تهران: گام نو.

گیدنز، آ. (1367). جامعه­شناسی ارتباطات. ترجمه­ی: منوچهر صبوری. تهران: نی.

مارکس، ک. (1382). دست نوشته­های اقتصادی و فلسفی. ترجمه­ی: حسن مرتضوی. تهران: نشرآگاه.

محسنی، م. (1386). جامعه­شناسی جامعه­ی اطلاعاتی. تهران: نشر دیدار.

معتمدنژاد، ک. (1355). وسایل ارتباط جمعی. تهران: انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی.

مهدی­زاده، س. م. (1389). نظریه­های رسانه: اندیشه­های رایج و دیدگاه­های انتقادی. تهران: انتشارات همشهری.

De Certeau M. (1998). The Practice of Everyday Life.  in  John  Storey, Cultural Theory and Popular Caltuler, London: Prentice Hall.

Gottfredson. Michael R, Hirschi.Travis. (1990). A General theory of crime. standford,CA: Standford, CA: Standford, university press.   

Hagan, John and Bill.Ms carthy. ( 1992 ). Street Life and delinquency. British   journal sociology, 43, n4, PP.533-562.    

Hagan, John. (1988). Modern Criminology. New York: Mc  Graw-Hill.          

Knulst, wim. Anderias van den Broek. (2003). Lifestyle and Consumption: Consequences of Stratification. Poetics31,p 213-233,internet .

Storey, John. (1999). Cultural Consumption and Everyday Life. Oxford. University press.

Tigert, Douglas.J. (1974). Lifestyle Analysis as a Basis for media. in Life Style and psychographics, American Marketing Assouiation, PP.167-181.         

Winfree. L. Thomas, Abadinsky, Howard. (2003). Under standing crime: theory and practice. USA. Wadsworth.