بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با میزان مشارکت اجتماعی در بین دبیران زن شاغل در آموزش و پرورش شهرمیاندوآب

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

2 استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

چکیده

هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین سرمایه­ فرهنگی با میزان مشارکت اجتماعی زنان شاغل در آموزش و پرورش شهر میاندوآب بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دبیران زن شاغل در آموزش و پرورش شهر میاندوآب تشکیل می­دهند که تعداد آن­ها 1500 نفر می­باشد با استفاده از روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی و به تناسب جمعیت شاغل آن­ها را درسه مقطع ابتدایی، راهنمایی ومتوسطه طبقه­بندی کرده و با استفاده از تکنیک پرسشنامه محقق­ ساخته اطلاعات لازم گردآوری شد. سپس با استفاده از نرم ­افزارspss  تنظیم و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند و براساس اطلاعات به­ دست ­آمده درمجموع میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن در حد بالایی بوده و میزان سرمایه فرهنگی آنان در حد متوسط می­باشد که سهم دو بعد تجسم یافته و عینیت­ یافته درحد متوسط و سرمایه فرهنگی نهادی کمتر ازحد متوسط است، درنتیجه بین دو متغیر میزان مشارکت اجتماعی و میزان سرمایه فرهنگی همبستگی مستقیم معنی­داری وجود دارد.  

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A study of relation between cultural capital and the rate of social participation among Female teachers of Miandoab

نویسندگان [English]

  • Goshan Rostami 1
  • Hussein Banifatemeh 2
  • Mohammad Bagher Alizadeh Aghdam 3
چکیده [English]

The main objective of this study was to investigate the relation between cultural capital and social participation of Female teachers in Miandoab city. The statistical population included 1500 female teachers. Using a stratified random sampling method, they were classified to primary, guidance and high school proportionally. By using the researcher-made question­­naire technique, required data were collected. By using computer soft wares (SPSS) the data was set out and analyzed and the results are as follows:
According to data the social participation was high and the amount of cultural capital is average also, the contribution of both embodied and objectified aspects is average but the institutional cultural capital is below average. Thus, there is a straight and meaningful relationship between both social participation and cultural capital variables. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural capital
  • social participation
  • female teachers
  • education

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال سوم، شماره نهم، زمستان 1389

ص ص 98 - 87

 

 

 

 

 

          بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با میزان مشارکت اجتماعی در بین
دبیران زن شاغل در آموزش و پرورش شهرمیاندوآب

                                                                                گلشن رستمی1

دکتر حسین بنی­فاطمه2

                 دکتر محمدباقر علیزاده­اقدم3

تاریخ دریافت مقاله:5/12/1391       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:24/7/1392

چکیده

هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین سرمایه­ فرهنگی با میزان مشارکت اجتماعی زنان شاغل در آموزش و پرورش شهر میاندوآب بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دبیران زن شاغل در آموزش و پرورش شهر میاندوآب تشکیل می­دهند که تعداد آن­ها 1500 نفر می­باشد با استفاده از روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی و به تناسب جمعیت شاغل آن­ها را درسه مقطع ابتدایی، راهنمایی ومتوسطه طبقه­بندی کرده و با استفاده از تکنیک پرسشنامه محقق­ ساخته اطلاعات لازم گردآوری شد. سپس با استفاده از نرم ­افزارspss  تنظیم و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند و براساس اطلاعات به­ دست ­آمده درمجموع میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن در حد بالایی بوده و میزان سرمایه فرهنگی آنان در حد متوسط می­باشد که سهم دو بعد تجسم یافته و عینیت­ یافته درحد متوسط و سرمایه فرهنگی نهادی کمتر ازحد متوسط است، درنتیجه بین دو متغیر میزان مشارکت اجتماعی و میزان سرمایه فرهنگی همبستگی مستقیم معنی­داری وجود دارد. 

     واژگان کلیدی:  سرمایه فرهنگی، مشارکت اجتماعی، دبیران زن، آموزش و پرورش.

 

 

مقدمه

از مشارکت تعریف و تفسیرهای بسیاری به عمل آمده است. گستردگی مفهومی و وجود تفسیرهای متعدد یکی ازویژگی­های این مفهوم است. مشارکت ازنظر لغوی بر وزن مفاعله به معنای شرکت دوجانبه و متقابل افراد برای انجام امری می­باشد. فرهنگ آکسفورد مشارکت را، کنش یا واقعیت شرکت داشتن و سهم ­داشتن معنی نموده است. اصطلاح مشارکت را آلن بیرو به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن  و یا در گروهی شرکت جستن  و با آن همکاری داشتن معنی کرده است(بیرو، 1370: 275).

مشارکت اجتماعی در جهان به مفهوم عمومی آن به معنای سهیم شدن در منافع حاصل از یک کار جمعی با عضویت در گروه خاص و فعالیت در یک عمل گروهی، تاریخی به اندازه زندگی بشر دارد. اما مشارکت اجتماعی به مفهوم خاص آن به نوعی با مفهوم مشارکت سیاسی عجین شده است. مسئله مشارکت اجتماعی درمعنای وسیع کلمه که در برگیرندۀ انواع کنش­های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه است در سال­های اخیر به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است.  مشارکت اجتماعی امروزه به عنوان مولفۀ اصلی توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع انسانی است و مفهوم و موضوع آن بخشی از ادبیات توسعه را تشکیل می­دهد. براین مبنا، نگرش نوین توسعه با تأکید بر اهمیت نقش مردم در فرایند توسعه و با رویکرد توسعه درون­زا، به مردم به عنوان عناصر فعال و خلاق در روند توسعه می­نگرد(نصیری،1389: 15).

از آن­جایی که کشور ما نیز با برنامه­ریزی­های مختلف در صدد طی کردن مراحل توسعه می­باشد باید به مشارکت به عنوان مولفۀ اساسی و تفکیک­ناپذیر توسعه نگریسته شود و اعتقاد به لزوم مشارکت فعال گروه­های وسیع جامعه درتصمیم­گیری سیاسی و اجتماعی مورد تأکید قرار گیرد. وجه دیگرتحقیق سرمایه فرهنگی است. در کنار سرمایه اقتصادی به عنوان مالکیت ثروت­های مادی یا مالی که عنصر مهمی در روابط اجتماعی به خاطر تقابل بالقوه فقرا و ثروت­مندان است، انواع دیگری ازسرمایه وجود دارند نقشی به همان اندازه مهم در پویایی اجتماعی بازی می­کنند. بوردیو همراه با سرمایه اقتصادی انواع دیگری از سرمایه را مشخص می­کند که نقش مهمی در شکل­گیری طبقات، گروه­های اجتماعی و بازتولید اجتماعی دارد. ازجمله این سرمایه­ها، سرمایه فرهنگی است. سرمایه فرهنگی همانا مجموعه­ای ازثروت­های نمادین است که از یک سو به معلومات کسب شده بر می­­گردد و از سوی دیگر به صورت موفقیت­های مادی. این سرمایه به حالت عینیت یافته، میراث فرهنگی به به شکل اموال (تابلوها، کتاب­ها، واژه­نامه­ها و ...) جلوه می­کند و نیز می­تواند به حالت نهادینه شده در جامعه به صورت عناوین، مدارک تحصیلی، موفقیت در مسابقات ورودی وغیره که به استعدادهای فرد عینیت می­بخشد، ظاهر می­شود. سرمایه فرهنگی بدون کوشش شخصی کسب نمی­شود و مستلزم کار طولانی، مداوم و پیگیری یادگیری و فرهنگ­پذیری است
(شویره و دیگری، 1385: 97-96).

مشارکت­اجتماعی تحت تأثیر عوامل زیادی است از جمله مهم­ترین عوامل سرمایه­های اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است. در واقع سرمایه اجتماعی وفرهنگی علاوه براین­که همدیگر را تقویت می­کنند، منجر به بالا رفتن مشارکت افراد یک جامعه هم می­شوند(فرجی و دیگری، 1389: 5).

بدون شک مسیر پیشرفت و توسعه یک کشور نیازمند مشارکت فرد فرد مردم یک جامعه است و این امر امکان­پذیر نیست مگر درجوامعی که سرمایه­های فرهنگی واجتماعی بالایی دارند. مشارکتی که لازمۀ توسعۀ پایدار است مشارکت همۀ اقشار و گروه­ها (اعم از زنان و مردان) است و در این میان تردیدی نیست که نقش زنان، به عنوان نیمی از پیکر جامعه، نقشی بسیار عظیم و نیرومند دارد. به خصوص زنان شاغل در آموزش و پرورش که به عنوان پیشروان تفکر و فرهنگ وظیفه دارند، افراد جامعه را از همان سنین کودکی و نوجوانی با چنین فرهنگی آشنا نمایند. باتوجه به نیروی انسانی عظیم درآموزش و پرورش ازیک سو و الگو بودن معلمان ازلحاظ اخلاق و رفتاری برای دانش­آموزان ازسوی دیگر مشارکت اجتماعی آن­ها می­تواند زمینه­ ساز مشارکت افراد جامعه شده و نهایتاّ بستر مشارکت اجتماعی را در سطح جامعه فراهم کند. با توجه به مطالب بیان شده، مسئله اساسی در این پژوهش این است که آیا افزایش میزان سرمایه فرهنگی می­تواند منجر به افزایش میزان مشارکت اجتماعی زنان شاغل شود؟

 

مبانی نظری

مشارکت اجتماعی

آلموند و پاول ضمن تأکید برتحصیلات، درآمد و رتبه شغلی افراد درتعیین پایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان در خصوص اثرات پایگاه اقتصادی و اجتماعی بر مشارکت سیاسی و اجتماعی افراد بیان می­دارند. بیشتر پژوهش­های صورت گرفته نشان می­دهدکه شهروندان تحصیل­کرده، ثروت­مند وبهره­مند ازمهارت­های حرفه­ای احتمال بیشتری دارد که واجد ایستارهای مشارکت­ جویانه باشند. منابع و مهارت­هایی که این گونه افراد در زندگی خصوصی به دست می­آورند در مواردی وظیفه یا ضرورت حکم کند آن­ها را به سهولت به مشارکت اجتماعی بکشاند. در نتیجه این بررسی­ها، شهروندان مرفه­تر در جامعه معمولاّ در مقایسه با شهروندان کمتر مرفه، در سیاست فعال­ترند(آلموند و دیگری، 1380: 142).

اینگلهارت که نوسازی اجتماعی و فرهنگی را در غرب مطالعه نموده است افزایش مشارکت در مغرب زمین را با سه عامل ارتقاء سطح تحصیلات و اطلاعات سیاسی، تغییر هنجارهای حاکم بر مشارکت زنان و تغییر در اولویت­های ارزشی که تأکید بر نیازهای آنی داشته و بر حق ابراز نظر تأکید بیشتری می­­ورزند، مورد تبیین قرار داده است(غفاری و دیگری، 1384: 73).

کالینز معتقد است هر فرد به هنگام قرار گرفتن در یک موقعیت اجتماعی متأثر از سه عامل است و آن­چه در این موقعیت روی می­دهد محصول نوعی پیوند است که میان این سه عامل و در روابط رو­ در روی میان افراد شکل می­گیرد. در عین حال او تأکید می­کند که تنها انسان­ها هستند که کاری را انجام می­دهند وساختارهای کلانی چون طبقات اجتماعی و حتی سازمان­ها «هرگزکاری را انجام نمی­دهند پس هرگونه تبیین علّی سرانجام باید به کنش­های افراد واقعی برسد». سه عامل مدنظر کالینز عبارتند از:

1. درک فرصت­های موجود در بازار کنش متقابل 2. سرمایه فرهنگی 3. انرژی احساسی. از نظر کالینز، موقعیت­هایی که در آن افراد بتوانند به قدرت (ظرفیت وادار کردن دیگران به این که چه کار باید بکنند) و موقعیت (ظرفیت دریافت احترام و جاه وجلال) برسند و درنتیجه جبران هزینه­ای باشدکه قبلاّ خرج کرده­اند، موقعیت­های بسیار انرژی­ بخشی هستند. افرادی که ازسرمایۀ فرهنگی بالا برای برخورداری از احترام و اعمال تسلط بر دیگری برخوردارند، شانس بیشتری برای دریافت مثبت­ترین نوع انرژی احساسی برآمده از کنش متقابل با دیگران (مشارکت اجتماعی) خواهند داشت(ریتزر، 1379: 170).

سرمایه فرهنگی

مفهوم سرمایۀ فرهنگی از نظر بوردیو را تنها هنگامی می­توان به خوبی درک کرد که آن را در قالب نظری وی در نظر بگیریم. محرک اصلی نظریۀ بوردیو، علاقه­اش به از میان برداشتن آن چیزی است که خودش ضدیت کاذب میان عینیت­گرایی و ذهنیت­گرایی و یا به تعبیر او ضدیت بیهوده میان فرد و جامعه می­انگارد. وی به جای مفاهیم سنتی جامعه­شناسی مثل ساختار و عاملیت مفاهیم میدان و عادت­واره را به کار می­برد. به عقیدۀ وی میان میدان و عادت­واره رابطۀ دیالکتیکی وجود دارد و درحالی که عادت­واره در ذهن کنشگر وجود دارد، میدان در خارج از ذهن آن­ها جای دارد(ریتزر، 1379: 720). مفهوم سرمایه و مخصوصاّ سرمایۀ فرهنگی تنها در کنار مفهوم میدان معنی می­یابد. میدان عرصه­ای اجتماعی است که مبارزه­ها یا تکاپوها بر سر منابع و منافع معین و دسترسی به آن­ها در آن صورت می­پذیرد. میدان نظام ساخت­­یافتۀ موقعیت­هایی است­که توسط افراد یا نهادها اشغال می­شودکه ماهیت آن تعریف­کنندۀ وضعیت برای دارندگان این موقعیت­هاست(جنکینز، 1385: 136). سه منبع عمدۀ سرمایۀ فرهنگی از نظر بوردیو عبارتند از­: پرورش خانوادگی، آموزش رسمی و فرهنگ شغلی. انباشت سرمایۀ فرهنگی در افراد از طریق این سه منبع سبب بروز تفاوت­هایی در دارندگان سرمایۀ فرهنگی و کسانی که فاقد آن هستند، می­شود. انواع سرمایۀ فرهنگی: از نظر بوردیو سرمایۀ فرهنگی می­تواند به سه شکل وجود داشته باشد: در حالت متجسد، یعنی به شکل خصائل دیرپای فکری وجسمی، درحالت عینیت­یافتگی به شکل­کالاهای فرهنگی (تصاویر، کتاب­ها، لغت­نامه­ها، ادوات، ماشین­آلات و غیره) که ردپا یا تحقق نظریه­ها یا نقد این نظریه­ها و غیره است؛ و بالاخره، درحالت نهادینه ­شده، یعنی شکلی از عینیت ­یافتگی، که باید حسابش را جدا کرد، زیرا خواص اصلی خود را یکسره به سرمایۀ فرهنگی، که بنا به فرض ضمانت­کنندۀ آن است، واگذار می­کند(بوردیو، 1384: 137).

 

فرضیه‌های تحقیق

  1. بین میزان سرمایه فرهنگی و میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.
  2. بین میزان سرمایه فرهنگی تجسم ­یافته و میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.
  3. بین میزان سرمایه فرهنگی عینیت ­یافته و  میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.
  4. بین میزان سرمایه فرهنگی نهادی و میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.

 

ابزار و روش

تحقیق حاضر از لحاظ محتوای کاری از نوع پیمایش و در میان انواع پژوهش­های پیمایشی از نوع همبستگی است. از نظر معیار اجرایی، تحقیقی کاربردی و چون در یک مقطع زمانی معین صورت گرفته یک مطالعه مقطعی بوده و ازآن­جا که روی یک جمعیت نمونه معرف انجام می­گیرد تا قدرت تعمیم­پذیری داده­ها فراهم شود یک تحقیق پهنانگر می­باشد.

   این پژوهش­ را کلیه دبیران زن شاغل در آموزش وپرورش شهر میاندوآب تشکیل می­دهند که تعداد آن­ها 1500 نفر می­باشد

   پژوهش حاضر بر اساس فرمول نمونه­گیری کوکران 306 نفر برآورد شده است.

 

جدول شماره (1): توصیف نمونه

مقاطع

تعداد شاغلین

تعداد نمونه

ابتدایی

750

153

راهنمایی

450

92

متوسطه

300

61

 

    در این تحقیق از روش­نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی استفاده شد با توجه به این­که زنان در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه مشغول به کار هستند، به تناسب جمعیت شاغل در هرکدام از مقاطع نمونه­گیری انجام شد.

   برای گردآوری داده­ها به صورت پیمایشی از ابزار اندازه­گیری پرسشنامه محقق­ ساخته استفاده شدکه از نظر نوع سؤالات به ­صورت بسته پاسخ طراحی گردیده است. برای سؤالات پرسشنامه از طیف لیکرت استفاده گردید.

   در این پژوهش برای تأمین اعتبار پژوهش از دو روش ­ارجاع پرسشنامه به اساتید و ­از تحلیل عاملی به منظورتعیین اعتبارسوالات وتفکیک ابعاد سرمایه فرهنگی استفاده شده است. هم­چنین متغیرهای پیش­بین و ملاک مطابق جدول شماره (2) از پایایی مناسبی برخوردار بودند. پایایی سوالات پرسشنامه بر اساس آزمون آلفای کرونباخ تعیین شد مقدارآلفا در دامنۀ صفر ویک است به طوری که از این ضریب به پایداری درونی گویه­ها پی برده می‌شود.

جدول شماره (2): پایایی گویه‌های پرسشنامه

متغیرها

مقدار پایایی محاسبه شده

تعداد سوالات یا گویه‌ها

سرمایه فرهنگی

9016/0

14

سرمایه فرهنگی تجسم یافته

862/0

10

سرمایه فرهنگی عینیت یافته

8090/0

4

مشارکت اجتماعی

8613/0

26

 

     پردازش داده­ها با استفاده از نرم­افزار spss  انجام شده است. برای خلاصه کردن داده­ها و توصیف ویژگی‌های نمونه آماری و پاسخ‌های آن­ها با توجه به سطوح اندازه­گیری متغیرها از روش­های توصیفی (درصد فراوانی و توزیع پراکندگی) استفاده شد و برای آزمون فرضیه­ها با توجه به سطوح اندازه­گیری متغیرها از آزمون­هایی چون F و r  پیرسون استفاده گردید و برای تبیین متغیر ملاک (مشارکت اجتماعی) با توجه به متغیرهای پیش­بین تحقیق از روش­های پیشرفته‌ای چون رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.

 

یافته­ها

یافته­های توصیفی

    وضعیت تأهل: براساس نتایج به دست آمده در این پژوهش6/84 درصد از دبیران زن مورد مطالعه در این پژوهش متأهل و 4/14 درصد مجرد بوده‌اند و تنها 1 درصد از آن­ها مطلقه بودند.

    سطح تحصیلات: براساس نتایج به دست آمده در این پژوهش 6/24 درصد از دبیران زن مورد مطالعه دارای تحصیلات فوق دیپلم، 2/68 درصد لیسانس و 2/7 درصد از دبیران نیز دارای تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر می‌باشند.

     رشته تحصیلی: بر اساس نتایج به دست آمده در این پژوهش 8/25 درصد از دبیران زن مورد مطالعه در این تحقیق رشته تحصیلی شان علوم پایه، و 2/58 درصد علوم انسانی، 7/12 درصد فنی و مهندسی، 3/3 درصد نیز از رشته هنر بوده‌اند.

    مقطع تدریس: بر اساس نتایج به دست آمده در این پژوهش 50 درصد از دبیران زن مورد مطالعه در مقطع ابتدایی، 1/30 درصد راهنمایی و 9/19 درصد در مقطع متوسطه تدریس می‌کردند.

    سن دبیران: متوسط سن دبیران زن برابر 04/7±38/38 محاسبه گردیده که حداقل سن 21 و حداکثر 55 می­باشد و ضریب کجی (چولگی) 1/0=sk است که بیانگر مثبت بودن توزیع داده­هاست. به طوری­که 25% پاسخگویان میزان سن­شان کمتر از 33 سال، 25% بین 37-33، 25% بین 44-37 و 25% از دبیران نیز سن­شان بیش از 44 سال بوده است.

    3/1 درصد ازدبیران زن مورد مطالعه فاقد سرمایه­نهادی بودند، 5/8 درصد ازدبیران سرمایه نهادی‌شان درحد خیلی پایین، 17 درصد پایین، 9/23 درصد متوسط، 5/25 درصدبالا و در 9/23 درصد ازپاسخگویان نیز سرمایه نهادی در حد بالایی بوده است.

    براساس اطلاعات جدول شماره (3) متوسط میزان مشارکت اجتماعی دبیران زن مورد مطالعه برابر 47/13±12/63، سرمایه­ فرهنگی 11/17±80/48، سرمایه فرهنگی­تجسم ­یافته 71/17±99/50 وسرمایه­ فرهنگی­ عینیت ­یافته 25/22±51 به دست آمده است که توضیحات آن درجدول ذیل گزارش شده است.

 

جدول شمار (3): توزیع پراکندگی میزان متغیرهای ملاک و پیش­بین

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

واریانس

ضریب کجی

حداقل

حداکثر

مشارکت اجتماعی

306

12/63

47/13

44/181

605/0-

20

100

سرمایه فرهنگی

306

80/48

11/17

89/292

183/0

33/13

67/98

سرمایه فرهنگی تجسم ­یافته

306

99/50

71/17

64/313

355/0

14

100

سرمایه فرهنگی عینیت ­یافته

306

51

25/22

06/495

061/0

10

100

 

یافته­های استنباطی

فرضیه اصلی: بین میزان سرمایه ­فرهنگی و میزان مشارکت­ اجتماعی زنان شاغل در اداره آموزش پرورش شهر میاندوآب رابطه وجود دارد.

باتوجه به این­که میزان مشارکت اجتماعی و میزان سرمایه فرهنگی هردو درمقیاس فاصله­ای سنجیده شده­اند، بنابراین برای سنجش رابطۀ بین آن­ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. مقدار r پیرسون برابر  188/0 و سطح معنی­داری 001/0 به دست آمده است. شدت همبستگی بین دو متغیر فوق درحد ضعیف می­باشد. در نتیجه می­توان گفت که بین دو متغیر میزان مشارکت اجتماعی و سرمایه فرهنگی همبستگی مستقیم معنی­داری وجود دارد و فرضیه تحقیق تأیید می­شود.

فرضیه اول: بین میزان سرمایه ­فرهنگی­ تجسم ‌یافته و میزان مشارکت ­اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.

با توجه به این که میزان مشارکت اجتماعی و میزان سرمایه فرهنگی تجسم ­یافته هر دو درمقیاس فاصله­ای سنجیده شده­اند، بنابراین برای سنجش رابطه بین آن­ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. مقدار r پیرسون برابر 384/0 وسطح معنی­داری000/0 به دست آمده است. شدت همبستگی بین دو متغیر فوق در حد ضعیف می­باشد. در نتیجه می­توان گفت که بین دو متغیر مشارکت اجتماعی و میزان سرمایه فرهنگی تجسم­ یافته همبستگی مستقیم معنی­داری وجود دارد و فرضیه تحقیق تأیید می­شود.

 فرضیه دوم: بین میزان سرمایه ­فرهنگی­ عینیت ‌یافته و میزان مشارکت ­اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.

باتوجه به این­که میزان مشارکت اجتماعی وسرمایه فرهنگی عینیت­یافته هردو درمقیاس فاصله­ای سنجیده شده­اند، بنابراین برای سنجش رابطه بین آن­ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. مقدار r پیرسون برابر 29/0 و سطح معنی­داری 000/0 به دست آمده است. شدت همبستگی بین دو متغیر فوق در حد ضعیف می­باشد. درنتیجه می­توان گفت­که بین دو متغیر میزان مشارکت اجتماعی ومیزان سرمایه فرهنگی عینیت­ یافته همبستگی مستقیم معنی­داری وجود دارد و فرضیه تحقیق تأیید می­شود.

 

جدول شماره (4): نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین سرمایه فرهنگی و ابعاد آن با مشارکت اجتماعی

همبستگی پیرسون

تعداد

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

تأیید یا رد فرضیه

مشارکت اجتماعی و سرمایه فرهنگی

306

188/0

001/0

تأیید

مشارکت اجتماعی و سرمایه فرهنگی تجسم­ یافته

306

384/0

000/0

تأیید

مشارکت اجتماعی و سرمایه فرهنگی عینیت ­یافته

306

299/0

000/0

تأیید

 

فرضیه سوم: بین میزان سرمایه­ فرهنگی ­نهادی ومیزان مشارکت ­اجتماعی دبیران زن رابطه وجود دارد.

با توجه به این­که میزان مشارکت اجتماعی در مقیاس فاصله‌ای و میزان سرمایه فرهنگی نهادی در مقیاس رتبه‌ای سنجیده شده­اند، بنابراین برای سنجش رابطه بین­آن­ها از آزمون ­ناپارامتریک ضریب­همبستگی­ اسپیرمن استفاده شد. مقدار r اسپیرمن برابر 128/0 و سطح معنی­داری 02/0 به دست آمده است. شدت همبستگی بین دو متغیر فوق در حد خیلی ضعیف می‌باشد در نتیجه می‌توان گفت که بین دو متغیر میزان مشارکت اجتماعی و میزان سرمایه فرهنگی نهادی همبستگی مستقیم معنی­داری وجود دارد و فرضیه تحقیق تایید می­شود.

 

جدول شماره (5): نتیجه آزمون همبستگی اسپیرمن بین سرمایه فرهنگی نهادی و مشارکت اجتماعی

همبستگی پیرسون

تعداد

ضریب همبستگی اسپیرمن

سطح معنی‌داری

تأیید یا رد فرضیه

مشارکت اجتماعی و سرمایه فرهنگی نهادی

306

128/0

025/0

تأیید

 

تبیین مشارکت اجتماعی دبیران زن براساس متغیرهای سرمایه فرهنگی و ابعاد سه گانه آن:

در پژوهش حاضر با استفاده از رگرسیون چند متغیره، به تبیین واریانس متغیر ملاک از طریق برآورد سهم هر متغیر به منظور تبیین میزان مشارکت اجتماعی بر اساس متغیرهای پیش­بین از رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده کرده است. نتایج تحلیل رگرسیونی عوامل تبیین­کننده مشارکت اجتماعی در بین دبیران زن نشان می­دهد که از میان متغیرهای وارد شده در معادله، متغیرهای (سرمایه فرهنگی تجسم­ یافته، و سرمایه فرهنگی عینیت­ یافته) در مدل نهایی مانده­اند که این سه متغیر 16 درصد از واریانس متغیر ملاک را تبیین می­کنند. نتایج تحلیل واریانس در جدول شماره (6) نشان می‌دهد که رابطه بین متغیرهای پیش­بین وملاک ضمن این­که معنی­دار بوده خطی هم بوده است. نتایج حاصله ازتحلیل رگرسیونی چندگانه متغیرهای موجود در مدل را می­توان به ­صورت استاندارد شده در معادلۀ زیر نشان داد:

Y=ß1.z1+ ß2.z2+…bkxk+e

 

جدول شماره (6): ضریب همبستگی چندگانه برای تبیین میزان مشارکت اجتماعی

شکل

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تبیین

ضریب تبیین اصلاح شده

اشتباه معیار برآورد

دوربین واتسون

1

404/0

163/0

158/0

37/12

72/1

 

جدول شماره (7): تحلیل واریانس برای آزمون معنی‌داری شکل رگرسیونی

شکل

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی‌داری

رگرسیون

باقی‌مانده

کل

122/9039

788/46374

910/55413

2

303

305

561/4519

052/153

 

530/29

000/0

 

درمجموع طبق اطلاعات جدول شماره(7) و باتوجه به ضرایب بتاهای استاندارد نشده ملاحظه می­شود که مقدارثابت (α) برابر 56/46، سرمایه فرهنگی تجسم یافته با بتای 238/0=β، وسرمایه فرهنگی عینیت یافته با بتای 087/0=β در تبیین میزان مشارکت اجتماعی سهم معنی­داری دارند. در نهایت با حذف مقدار ثابت آلفا (α) ازطریق استاندارد کردن مقادیر متغیرهای پیش­بین ملاحظه می­شودکه به ترتیب سرمایه فرهنگی تجسم­ یافته با بتای 313/0=β و سرمایه فرهنگی عینیت یافته با بتای 143/0=β بیشترین تأثیر مثبت را در پیش­بینی مشارکت اجتماعی دبیران زن مورد مطالعه دارند.

 

جدول شماره (8): ضرایب متغیرهای پیش بین باقی­مانده در شکل رگرسیونی به روش گام به گام

سطح معنی­داری

t

ضرایب استانداردشده

    ضرایب خام

ترتیب ورود متغیرهای پیش­بین در شکل

Beta

Std.Error

B

000/0

53/20

 

268/2

56/46

مقدار ثابت

000/0

158/5

313/0

046/0

238/0

سرمایه فرهنگی تجسم یافته

019/0

354/2

143/0

037/0

087/0

سرمایه فرهنگی عینیت یافته

 

 

 

بحث و نتایج

 مشارکت اجتماعی را می­توان فرآیند سازمان­یافته­ای دانست­که افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف­های معین و مشخص، که منجر به سهیم ­شدن در منابع قدرت می­گردد، تعریف کرد. نمود این وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن­ها، گروه­ها، ­سازمان­های ­محلی و غیردولتی هستند(ازکیا­ و دیگری، 1380: 16). مشارکت اجتماعی تحت تاثیر عوامل گوناگون درسطوح مختلف می­باشد. در این تحقیق مشارکت اجتماعی دبیران زن با عامل سرمایه فرهنگی آنان در سطح خرد مورد بررسی قرار گرفت. اگرچه وجود مشارکت به لحاظ انتزاعی و نظری بسیار مهم و اساسی است ولی عملی کردن و به ­اجرا در آوردن مشارکت به سادگی میسر نیست. شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم برجامعه، نوع دید و نگاه مسئولان و برنامه‌ریزان، خلقیات و روحیات مردم، تجربیات و واقعیات گذشته جامعه بر پذیرش یا عدم پذیرش یا نحوه اجرای مشارکت موثرند. بر این اساس مشارکت (متغیر ملاک) به عنوان کنش اجتماعی از منظر نظریه­های آلموند و پاول، کالینز و اینگلهارت بررسی شد. بر ای بررسی متغیر (پیش­بین) سرمایه فرهنگی که یکی از اجزای سرمایه اجتماعی است تئوری سرمایه فرهنگی پیر بوردیو مورد استفاده قرارگرفته است، بوردیو سرمایه فرهنگی را به سه بعد سرمایه فرهنگی تجسد یافته، عینیت یافته و نهادی تقسیم می‌کند. نتایج آزمون هرسه فرضیه که رابطه ابعاد سرمایه فرهنگی با مشارکت اجتماعی را سنجیده حاکی ازهمبستگی مستقیم ومعنی­داربین متغیرها می­باشد یکی ازشاخص‌های سرمایه فرهنگی تحصیلات افراد است، هرچه تحصیلات افراد و منزلت اجتماعی‌ آن­ها بالاتر باشد، میزان مشارکت آن­ها نیز افزایش می‌یابد. این یافته‌ها با نظرات آلموند و پاول و اینگلهارت که معتقدند هر چه تحصیلات افراد بالا باشد گرایش آن­ها به مشارکت بیشتر خواهدبود، منطبق است. هم­چنین این نتایج همسو با نتایج به دست آمده از تحقیقات خدامرادی (1382)، صمدیان (1386) می­باشد. از نظر کالینز، افرادی که از سرمایه­ی­فرهنگی بالا برای برخورداری از احترام و اعمال تسلط بر دیگری برخوردارند، شانس بیشتری برای دریافت مثبت­ترین نوع انرژی احساسی برآمده از کنش متقابل با دیگران (مشارکت اجتماعی) خواهند داشت. به عقیده بوردیو سرمایه­فرهنگی ازطریق انباشت سرمایه ارزش­ها ونمودهای فرهنگی، صلاحیت­های تحصیلی وتمایلات و عادات دیرینی که در فرایند جامعه­پذیری فرد وجود دارد، بر مشارکت تأثیرگذار است. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای سنجش رابطه بین سرمایه فرهنگی و میزان مشارکت اجتماعی، نشان می­دهد بین این دو متغیر همبستگی مستقیم و معنی­داری وجود دارد و این نشان از تأثیر‌پذیری میزان مشارکت ازسرمایه فرهنگی می­باشد. افزایش سرمایه فرهنگی بر ذائقه­های فرهنگی افراد تأثیر گذاشته و سبب فعال شدن شبکه­های اجتماعی می­شودکه تقویت عضویت­های فرد را در پی خواهد داشت. هرچه در فرایند جامعه­پذیری ارزش­های مشارکتی در فرد تقویت شود، مشارکت او نیز در جامعه تقویت خواهد شد. نتایج به دست آمده همسو با یافته­های خواجه­نوری (1385)، فرجی (1389) است.

با توجه به نتایج به دست آمده ازتحقیق اگر خانواده تلاش کند تا امکاناتی را فراهم نمایدکه فرد در موقعیت بهتری قرار گیرد تا از پیرامون خود شناخت بیشتری پیدا کند. و از فرصت­های موجود در جامعه آگاه شود، این شناخت وآگاهی به فرد کمک می­کند تاحضور بیشتری دراجتماع داشته و به این ترتیب در    موقعیت­های مختلف از جمله سازمان­های دولتی مثل آموزش و پرورش فعالیت بیشتری داشته باشد. بالا رفتن پایگاه اجتماعی نیز به افزایش مشارکت منجر خواهد شد. افزایش پایگاه اجتماعی با فراهم آوردن امکانات مالی بیشتر برای فرد امکان بیشتری را برای فعالیت­های داوطلبانه به ­وجود می­آورد. به این ترتیب هرچه سرمایه فرهنگی افراد بیشتر باشد، میزان مشارکت آن­ها نیز بیشتر خواهد بود.

با توجه به نتیجه پژوهش و اهمیت سرمایه ­فرهنگی درجوامع که یکی از مهم­ترین سرمایه­ها درجهت توسعه به شمار می­رود، باید هم از لحاظ نظری و هم عملی، بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد. و این را می­توان در سطح دانشگاه­ها با اضافه کردن فصلی به دروس دانشجویان ارائه کرد. در سطح مدارس نیز به خصوص در مقطع متوسطه، باید به آموزش معلمان دربارۀ چیستی سرمایه فرهنگی و اهمیت و فوائد آن پرداخته شود تا آن­ها نیز متقابلاّ توانایی ارائه آن برای دانش­آموزان و آشنایی هر چه بیشتر آن­ها را فراهم کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  منابع

ازکیا، م؛ و دیگری. (1380). بررسی رابطۀ بین انسجام اجتماعی و مشارکت اجتمتاعی سازمان ­یافتۀ روستـائیان در نواحـی روستـایی شهـر کاشـان. مجلۀ اقتصاد کشاورزی و توسعه. شماره 36، سال نهم.

آلموند، ج؛ و دیگری. (1380). مشارکت و حضور سیاسی شهروندان. ترجمۀ: ع، طیب. اطلاعات سیاسی- اقتصادی. تهران، شماره 164-163.

بوردیو، پ. (1384). شکل­های سرمایه، در سرمایه اجتماعی: اعتماد؛ دموکراسی و توسعه. ترجمه: افشین خاکیاز و دیگری. تهران: نشر شیرازه.

بیرو، آ. (1370). فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه: ب، ساروخانی. تهران: نشر کیهان.

جنکینز، ر. (1385). پیر بوردیو. ترجمۀ: ل، جو­افشانی و دیگری. تهران: نشرنی.

خدامرادی، ح. (1382). عوامل مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی زنان تکنوکرات. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

خواجه­نوری، ب. (1385). بررسی رابطه مؤلفه­های جهانی شده و مشارکت اجتماعی زنان. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه شیراز.

ریتزر، ج. (1379). نظریه­های جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران:  انتشارات علمی.

شویره، ک؛ و دیگری. (1385). واژگان بوردیو. ترجمه: م، کتبی. تهران: نشر نی.

صمدیان، ف. (1386). بررسی عوامل موثر بر میزان مشارکت اجتماعی زنان. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه کرمان.

غفاری، غ؛ و دیگری. (1384). تبیین مشارکت اجتماعی و فرهنگی دانشجویان علوم پژشکی تهران. مجلۀ جامعه­شناسی ایران. دوره 6، شماره 1.

فرجی، ل؛ و دیگری. (1389). بررسی تأثیر سرمایه­های اجتماعی و فرهنگی بر میزان مشارکت زنان در سازمان­های غیردولتی. فصلنامه برنامه­ریزی رفاه و توسعه اجتماعی. 1389، دوره 6، شماره 4، ص 31-24.

نصیری، م. (1389). بررسی میزان مشارکت اجتماعی معلمان دبیرستان­های شهر تکاب و عوامل اجتماعی مرتبط با آن. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.



1. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

 E-mail: golshan.rostami@yahoo.com

2. استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

3. دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

                            

 

ازکیا، م؛ و دیگری. (1380). بررسی رابطۀ بین انسجام اجتماعی و مشارکت اجتمتاعی سازمان ­یافتۀ روستـائیان در نواحـی روستـایی شهـر کاشـان. مجلۀ اقتصاد کشاورزی و توسعه. شماره 36، سال نهم.

آلموند، ج؛ و دیگری. (1380). مشارکت و حضور سیاسی شهروندان. ترجمۀ: ع، طیب. اطلاعات سیاسی- اقتصادی. تهران، شماره 164-163.

بوردیو، پ. (1384). شکل­های سرمایه، در سرمایه اجتماعی: اعتماد؛ دموکراسی و توسعه. ترجمه: افشین خاکیاز و دیگری. تهران: نشر شیرازه.

بیرو، آ. (1370). فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه: ب، ساروخانی. تهران: نشر کیهان.

جنکینز، ر. (1385). پیر بوردیو. ترجمۀ: ل، جو­افشانی و دیگری. تهران: نشرنی.

خدامرادی، ح. (1382). عوامل مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی زنان تکنوکرات. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

خواجه­نوری، ب. (1385). بررسی رابطه مؤلفه­های جهانی شده و مشارکت اجتماعی زنان. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه شیراز.

ریتزر، ج. (1379). نظریه­های جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران:  انتشارات علمی.

شویره، ک؛ و دیگری. (1385). واژگان بوردیو. ترجمه: م، کتبی. تهران: نشر نی.

صمدیان، ف. (1386). بررسی عوامل موثر بر میزان مشارکت اجتماعی زنان. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه کرمان.

غفاری، غ؛ و دیگری. (1384). تبیین مشارکت اجتماعی و فرهنگی دانشجویان علوم پژشکی تهران. مجلۀ جامعه­شناسی ایران. دوره 6، شماره 1.

فرجی، ل؛ و دیگری. (1389). بررسی تأثیر سرمایه­های اجتماعی و فرهنگی بر میزان مشارکت زنان در سازمان­های غیردولتی. فصلنامه برنامه­ریزی رفاه و توسعه اجتماعی. 1389، دوره 6، شماره 4، ص 31-24.

نصیری، م. (1389). بررسی میزان مشارکت اجتماعی معلمان دبیرستان­های شهر تکاب و عوامل اجتماعی مرتبط با آن. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.