بررسی نقش عوامل اجتماعی در گرایش به جرم زنان زندان شهر تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش عوامل اجتماعی در گرایش به جرم زنان زندان شهر تبریز در سال 1388 پرداخته شد. مطالعه حاضر با بهره­گیری ازنظریه‌های کنترل هیرشی، مهار، خنثی­سازی دیوید‌ ماتزا، همنشینی افتراقی ساترلند، آنومی پارسونز، بی‌سازمانی اجتماعی تدوین شده است.
روش پژوهش حاضر به‌صورت غیر آزمایشی و از نوع علمی – مقایسه­ای است. جامعه آماری شامل  100 نفر زنان زندانی موجود در زندان شهر تبریز و 100 نفر زنان عادی شهر تبریز است. حجم نمونه 50 نفر از زنان زندانی موجود در زندان شهر تبریز و 50 نفر از زنان عادی شهر تبریز و شیوه نمونه‌گیری، نمونه‌گیری تصادفی می‌باشد. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوایی و جهت سنجش پایایی پرسشنامه نیز از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شدکه برای همه متغیرها بالای 7/0 به دست آمد و پرسشنامه دارای اعتبار و پایایی قابل قبولی می‌باشد. براساس چارچوب نظری مورد استفاده و نتایج به دست آمده از آزمون t-test مستقل برای فرضیه‌هایی بین میزان تقید مذهبی، نابهنجاری رفتاری دوستان، نابهنجاری رفتاری خانواده زنان زندانی و عادی تفاوت معنی­دار وجود دارد. ولی بین نحوه کنترل خانواده زنان زندانی و عادی تفاوتی وجود ندارد. در واقع، از بین عوامل اجتماعی تاثیرگذار در گرایش به جرم زنان زندان تبریز، پایین بودن تقید مذهبی و بالا بودن نابهنجاری رفتاری دوستان و نابهنجاری رفتاری خانواده نقش به سزایی داشته اند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The role of social factors in women's tendency to crime in Tabriz prison

نویسندگان [English]

  • Mahmood Elmi 1
  • Nematollah Tagavi 2
  • Solmaz Kazemifard 3
چکیده [English]

The present study aims at investigation the role of social factors in the tendency of women to crime in Tabriz prison in 1388. The theories used in this study are: Hirsch's control, David Matzo's inhibition and neutralization, Sutherland's differential companion, Parsonez's Anomy and social non organizational.                                                                                             
The method of the study is non experimental and comparative. The participants are 50 women in Tabriz prison and 50 normal women out of prison which are chosen by random sampling.  The validity of the study is determined by content validity and the reliability was estimated by Cronbach's alpha is more than 0.7 for all of the variables. The obtained results from dependant t-test revealed that, there is a significant difference between religious adherence, behavioral disorders' of friends and behavioral disorders' of family of women in the prison and normal women of the city. But there is no difference in family control methods of women in the prison or in the city. Generally it can be concluded that among the most effective social factors, low religious adherence, high behavioral disorders of friends and family are significant in the tendency of women to crime.             
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Women's crime
  • social factors of women in prison
  • normal women

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال سوم، شماره نهم، زمستان 1389

ص ص 21 - 7

 

 

 

 

 

بررسی نقش عوامل اجتماعی در گرایش به جرم زنان زندان شهر تبریز

دکتر محمود علمی[1]     

دکتر نعمت­الله تقوی2     

سولماز کاظمی­فر3

تاریخ دریافت مقاله:7/10/1391       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:22/6/1392

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش عوامل اجتماعی در گرایش به جرم زنان زندان شهر تبریز در سال 1388 پرداخته شد. مطالعه حاضر با بهره­گیری ازنظریه‌های کنترل هیرشی، مهار، خنثی­سازی دیوید‌ ماتزا، همنشینی افتراقی ساترلند، آنومی پارسونز، بی‌سازمانی اجتماعی تدوین شده است.

روش پژوهش حاضر به‌صورت غیر آزمایشی و از نوع علمی – مقایسه­ای است. جامعه آماری شامل  100 نفر زنان زندانی موجود در زندان شهر تبریز و 100 نفر زنان عادی شهر تبریز است. حجم نمونه 50 نفر از زنان زندانی موجود در زندان شهر تبریز و 50 نفر از زنان عادی شهر تبریز و شیوه نمونه‌گیری، نمونه‌گیری تصادفی می‌باشد. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوایی و جهت سنجش پایایی پرسشنامه نیز از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شدکه برای همه متغیرها بالای 7/0 به دست آمد و پرسشنامه دارای اعتبار و پایایی قابل قبولی می‌باشد. براساس چارچوب نظری مورد استفاده و نتایج به دست آمده از آزمون t-test مستقل برای فرضیه‌هایی بین میزان تقید مذهبی، نابهنجاری رفتاری دوستان، نابهنجاری رفتاری خانواده زنان زندانی و عادی تفاوت معنی­دار وجود دارد. ولی بین نحوه کنترل خانواده زنان زندانی و عادی تفاوتی وجود ندارد. در واقع، از بین عوامل اجتماعی تاثیرگذار در گرایش به جرم زنان زندان تبریز، پایین بودن تقید مذهبی و بالا بودن نابهنجاری رفتاری دوستان و نابهنجاری رفتاری خانواده نقش به سزایی داشته اند.

   واژگان کلیدی: جرم زنان، عوامل اجتماعی، زنان زندانی، زنان عادی.

 

مقدمه

مطالعه علل ‌و عوامل وقوع جرایم در جامعه همواره از مشغله‌های ذهنی- علمی پژوهشگران آسیب­شناسی اجتماعی بوده است. با کشف اولیه این عوامل، کوشش در طبقه­بندی آن‌ها دومین گام جامعه­شناسان می‌باشد. در این‌میان پدیده‌ی مهم مطالعه در حوزه‌ی آسیب­شناسی جنسیت مجرمان زن همیشه در پرده‌ای از راز و حریم عفت­آلود نهفته است که خود باعث نوعی عدم شناخت و دامن زدن به پاره‌ای از کج اندیشی‌ها و تحلیل‌های غرض­آلود برضد جنسیت زن از قدیم‌الایام بوده است. یکی از مفاهیم نزدیک به انحراف، مفهوم نا‌بهنجاری است. فرد نابهنجار کسی است که فاقد سازگاری با ساخت کلی یک نظام باشد یا درکارآیی یک نظام مضر یا انتظار وتوقع مردم نا‌همخوانی و یا از آن‌چه که معمول متداول، طبیعی شمرده می‌شود متمایز باشد. رفتار نابهنجار، انحراف و آسیب تلقی می‌شود که حاوی انحرافات گسترده‌ای از معیارهای اجتماعی می‌باشد از منظر جامعه‌شناسی مشروعیت و بهنجار بودن یک رفتار از نوع دیدگاه و انتظار یک جامعه با هر‌گروه اجتماعی ناشی می‌شود و در‌ صورتی انحراف تلقی می‌شود که هنجارهای مکرر و در حدی گسترده نادیده گرفته شود(محمدی، 1383: 22). هر‌ جامعه برای تحقق اهداف خویش ملاک‌ها ومعیارهایی برای تشخیص رفتار بهنجار و نابهنجار انتخاب وتعیین می‌کندکه به وسیله آیین‌های دینی و اخلاقی، قوانین جاری، قواعد گروهی و سازمانی و مقررات خانوادگی نظارت می­گردد. این ملاک­ها و معیارها که از ارزش­ها ناشی می‌شوند، مبین هنجار‌های جامعه، سازمان، گروه­ها و خانواده می­باشند. هنگامی­که فرد با هنجارهای خانوادگی یا اجتماعی انطباق نداشته باشد و یا انطباق او کافی به‌ نظر نرسد، درچنین وضعیتی مساله‌دار قلمداد می‌شود و ممکن است مشکلش به صورت‌های کژسازگاری، ناسازگاری، خطا‌کاری و بزهکاری جلوه‌گر شود(کرباسی و دیگری، 1386: 40-39).

در مکتب اسلام عوامل زیستی و روانی و اجتماعی نقش عمده‌ای به عنوان ریشه جرایم دارند که باید با دقت ارزیابی کرده و هدایت­های ترجیحی و تربیتی خود را در جهت پیشگیری از جرایم و خطاها ارائه نمود. در آموزه­های دینی و مکتب اسلام پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح و درمان مجرم با استفاده از تدابیر پیشگیرانه واقدام‌های تامینی و تربیتی از اهمیت فوق­العاده‌ای برخوردار است. اکثر افرادی که دارای رفتار نابهنجار هستند دربسیاری از زمینه­ها رفتار طبیعی و معمولی دارند. با توجه به این امر رفتار نابهنجار رفتاری است که به میزان قابل توجهی از یک معیار فرهنگی یا هنجار گروهی دور شده‌باشد. برخی نابهنجاری‌ها عبارتند‌ از: فرار از منزل، صدمه زدن به اشخاص و اشیا، نوع پوشش، اعتیاد، دزدی، رابطه جنسی نامشروع(همان: 39). در جامعه‌ای که اساس آن بر پایه اعتقادهای مذهبی و دینی ریخته ‌شده و وجود مراکز قمار، فحشا، عرضه مشروبات ‌الکلی و لجام گسیختگی نفسانی ممنوع است، شیوع مفسده آشکار و پنهان افزایش قابل توجه نابهنجاری و کجرفتاری از آلودگی به مواد مخدر در میان زنان امری نامیمون و مستلزم تعمق و چاره­ اندیشی است(شفیعی، 1383: 3). 

رفتارهای والدین و اعضای خانواده در نوع بروز واکنش‌های افراد نیز موثر است. اصولاً کلیه رفتارهای دوران نوجوانی، جوانی و بالاتر، چه اجتماعی باشد یا ضد‌ اجتماعی، در نتیجه تجارب گذشته به وجود می­آید و با توجه به این تجارب است که می‌توان این‌ حالات و رفتارها را توجیه کرد. نابهنجاری در افراد هر چند می‌تواند به عوامل بسیار، ازجمله مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... وابسته باشد، اما درگام نخست، این خانواده ومخصوصاً مادر است که کودک را به مسیرصحیح هدایت می­کندیا بستر گناه و جرم و انحراف را برای او مهیا می‌سازد. انسان به دلیل ویژگی اجتماعی بودن خود از بدو تولد تحت تأثیر افکار، عقاید و رفتار اطرافیان قرار می­گیرد و بعدها به تقلید از این رفتارها و گفتارها، الگوهایی را که به نحوی در ‌ارتباط با او هستند سرمشق رفتاری خود قرار می­دهد. خمیر مایه مولفه‌های اصلی شخصیت متعادل و پویا یا متزلزل و آسیب­پذیر افراد در کانون خانواده و در سایه تعامل مطلوب با والدین، به ویژه مادر، شکل می‌گیرد(نقل از سایت آفتاب). از آن­جا که افزیش آسیب‌ها و نابهنجاری‌های اجتماعی، ناامنی و ... را به همراه داشته و موجب سلب اطمینان مردم و بروز اختلافات در روابط فردی و اجتماعی می­شود و از طرفی با توجه به این­که زنان در تربیت و سلامت جامعه نقش بسزایی دارند و امروزه دامنه آسیب­ها و معضلات  اجتماعی بین زنان گسترش یافته، لذا ضروری است تا ابعاد و روند آسیب‌های  اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته و تدابیر و تصمیم­های موثر و عاجل جهت شناسایی، پیشگیری و مبارزه با این مسئله اتخاذ گردد(محمدی، 1383: 16). از دید پارسونز [1]، نهادها و سازمان‌های اجتماعی، عوامل اجرایی و ابزارهای جامعه­پذیری الگوهای رفتاری و درونی ساختن آن­ها هستند. درصورتی که نهادها و سازمان‌های کارگزار جامعه­پذیری نظیر خانواده، مدرسه و وسایل ارتباط‌جمعی کار‌آیی لازم را نداشته باشند، جامعه دچار بی‌سازمانی اجتماعی گردیده و پیامد آن شیوع رفتار انحرافی در جامعه است. وی معتقد است، افراد با درونی کردن الگوها در فرآیند جامعه­پذیری و ایفای نقش‌ها در چهار‌چوب نظام‌های فرهنگی روی پیوستاری قرار می‌گیرند که در یک طرف آن رضایت و اقناع درونی و برخورداری از حمایت و پذیرش اجتماعی برای افراد است و در طرف دیگر آن نابسامانی و بی‌هنجاری و رفتار انحرافی است که اجبار و اضطراب اجتماعی را به دنبال دارد. پارسونز کنش‌های اجتماعی را در یک پیوستار درجه‌بندی شده از ادغام کامل تا آنومی توصیف نموده و آنومی را حاصل گسیختگی کامل نظم هنجاری می‌داند(احمدی، 1384: 54). پارسونز روابط فرزند و والدین را به عنوان منبعی از طغیان دوره جوانی ذکر کرده و اظهار می‌دارد که جوانان به دلیل بعضی از گویه‌های پذیرفته ‌شده فرهنگ خانواده‌های طبقه متوسط مرتکب رفتار بزهکارانه می‌شوند. برای مثال داشتن اتومبیل یک ارزش پذیرفته شده در نزد خانواده‌های طبقه متوسط بوده و در زندگی جوانان با معنی است. بعضی از جوانان ممکن است که به شیوه‌های غیر‌قابل ‌‌قبول‌ مانند دزدی تلاش کنند تا اتومبیل به دست آورند و احتمالاً از اتومبیل به شیوه‌های غیر‌قابل ‌قبول مانند رانندگی خطرناک استفاده کنند. به اعتقاد پارسونز چنین مشکلی در میان جوانان طبقه متوسط در جامعه صنعتی نسبت به جوانان سایر طبقات اجتماعی شیوع بیشتری دارد. پارسونز علل رفتار انحرافی را در ساخت نظام اجتماعی جستجو کرده و بر نهادهای اجتماعی تاکید می‌کند(احمدی، 1384: 55).

طبق نظریه بر‌چسب‌زنی اساس و مبنای انحرافات اجتماعی تعریفی است که جامعه از برخی رفتارهای انسان دارد. بکر [2] اظهار می­دارد عمل تزریق هروئین به ‌طور ذاتی انحراف اجتماعی نیست زیرا اگر پرستاری در بیمارستان به دستور پزشک این عمل را انجام دهد عملی به‌ هنجار تعریف می‌شود. هنگامی این عمل رفتار انحرافی در نظر گرفته می­شود که به شیوه‌ای که از ‌نظر مردم مناسب و صحیح نیست صورت گیرد. بنابراین صفت انحراف اجتماعی که به کرداری داده می‌شود به چگونگی تعریف آن کردار در ذهن افراد بستگی دارد(همان: 101-100). این نظریه به سبب­شناسی انحراف اولیه نمی‌پردازد زیرا این انحراف را اولین بار فردی انجام داده که همنوا با هنجارهای اجتماعی است. بنابراین این رفتار به تنهایی و به خودی خود و بدون واکنش اجتماعی و برچسب زدن فرد را به ‌بزهکار و مجرم حرفه‌ای تبدیل نمی‌کند. نظریه برچسب زنی به علل انحراف دومین می‌پردازد؛ زیرا فرد پس از برچسب خوردن تغییر هویت داده و خصیصه‌های همان بر‌چسب را به خود می‌گیرد. برای مثال فردی که به علت دزدی زندانی شده پس از رهایی به علت برچسب دزد نه ‌تنها نمی‌تواند شغلی بیابد بلکه چون فردی منحرف تعریف می‌شود و به مانند یک مجرم و بزهکار با‌ وی رفتار می‌نمایند و مقبولیت اجتماعی خود را نیز به عنوان یک شهروند عادی از دست می­دهد در کنش متقابل اجتماعی با مردم به تدریج تغییر هویت داده و هویت یک مجرم را کسب می‌کند(همان: 103). ماتزا [3] در نظریه خنثی­سازی براین باور است که جوانان طبقه پایین نه از فرهنگ مسلط جامعه تبعیت می‌کنند و نه آن را مردود می‌شمارند. آنان بر این باورند که در عالم واقع پیشامدهایی برای آنان به وجود می‌آید که موجب پایین آمدن شئون­شان می‌شود. چنین باور و تفهم از عالم واقع سبب می‌گردد تا تقید اخلاقی به نظم قانونی را خنثی ساخته و یک نوع ساخت­های زبانی را بیاموزند که آن ساخت­ها آنان را قادر سازد که رفتار بزهکارانه را توجیه نمایند(همان: 79-78).

بر اساس نظریه ماتزا فرایند ارتکاب رفتار بزهکارانه توسط جوانان به شرح زیر است:

1. جوانان احساس می‌کنند که برای پای­بند بودن به قانون و مقررات ناتوان هستند؛ زیرا تعهدات‌شان به قانون به عنوان یک عامل بازدارنده در مقابل رفتارشان تلقی می‌شود.

2. فنون خنثی‌سازی جوانان را قادر می­سازد که مرتکب رفتار بزهکارانه شوند بدون این­که احساس گناه و تقصیر کنند.

 3. یکی از فنون‌ خنثی­سازی فهم فرد از خودش است به عنوان این­که او دارد به وسیله تقدیر و سرنوشت و جبر و به طور کلی عواملی که تحت کنترلش نیست اداره می‌شود.

4. حالتی از جبرگرایی و اعتقاد به تقدیر و سرنوشت موجب می‌گردد تا احساس نا امیدی در فرد بالا رود و آرامش خاطر او را خدشه‌دار نماید. در نتیجه فرد احساس می‌کند که حداقل به طور موقت با یک رفتار بزهکارانه مانند مصرف مواد مخدر، تخریب اموال عمومی و سرقت آرامش خاطر بیابد.

5. احساس ناامیدی جوانان را در حالتی از سرخوردگی و رانده شدن قرار می‌دهد و آنان را برای اعمال بزهکارانه آماده می‌سازد

6. جوانان با فنون خنثی‌سازی خود را متقاعد می‌سازند و به خود این طور القا می­کنند که اعمال بزهکارانه‌ای که مرتکب می‌شوند واقعاً رفتار بدی نیست و تلاش می‌کنند تا دیگران را متقاعد سازند که آن­چه را که انجام داده­اند واقعاً بد نبوده و اعمال­شان صحیح و قابل اعتماد است(همان:80).

ماتزا مهم­ترین انگیزه بزهکاران را درارتکاب رفتار بزهکارانه آگاهی کاذب می‌داند. درحالی که مواردی نیز وجود دارد که فرد با آگاهی صحیح مرتکب رفتار بزهکارانه می‌شود(همان:80).

طبق نظریه مهار‌ رکلس [4]، همنوایی فرد با گروه و جامعه امری طبیعی و بر اساس تمایل درونی او نیست و صرفاً از فشار و کنترل گروه سرچشمه می­گیرد. به دیگر سخن، او همرنگی فرد با گروه را به معنای (همنوایی) وی و رفتاری ناشی از درونی شدن هنجارها و ارزش­ها در او نمی‌داند؛ و مدعی است که این رفتار نوعی پاسخ به نفوذ گروه و همواره از نوع اجابت (متابعت) است؛ و هرگاه فشار گروه وجود نداشته باشد، یا کم باشد، فرد عصیان کرده و به کجروی روی خواهد ‌آورد. در این تبیین رکلس عمدتاً بر این نکته تاکید داردکه کجروی را عمدتاً مهارهای خارجی رفتار (یعنی فشارهای اجتماعی) کنترل می‌کند. برهمین اساس ضمن آن که یکی از علل وجود کجروی در جامعه را کافی نبودن قدرت کنترل کننده‌های خارجی برای مقابله با انگیزه‌ای ارتکاب رفتار کجروانه قلمداد می‌کند، خاطرنشان می‌کند که اگر جامعه‌ای از ویژگی­های زیر برخوردار باشد، قادر به مهار جرم و کجروی خواهد ‌بود: 1. این­که از یکپارچگی مناسبی بر‌خوردار باشد. 2. نقش­های اجتماعی و محدودیت­های اجتماعی رفتار را به ‌خوبی تعریف و تعیین کند.
3. نظام تربیت خانواده و فرایند سرپرستی و نظارت آن‌را تشویق نماید. 4. برای تقویت دستاوردهای مثبت افراد، پشتوانه‌هایی را تدارک ببیند. درعین حال به نظر رکلس، اگر کنترل‌های خارجی در جامعه ضعیف یا مفقود شود، کنترل کجروی ناگزیر به بازدارنده‌های درونی (موانع داخلی کجروی ) و عمدتاً وجدان فردی، منوط می‌گردد(سلیمی و دیگری، 1386: 394). در این خصوص دیدگاه او را می‌توان در زمره نخستین کوشش‌هایی محسوب داشت که به بیان چگونگی اثرگذاری خود پنداره بر‌گرایش‌های کجروانه پرداخته و برای‌مثال، یاد‌آور شده است که حتی جوانان رشد یافته در جرم‌زاترین مناطق قادر هستند که خود را از ارتکاب کجروی دور نگه ‌دارند و این توان در صورتی پدید می‌آید که آنان نوعی "قوت نفس" و برداشت مثبت و قوی از خود داشته ‌باشند(همان: 395-394). به نظر او، وجود این مهار درونی قوی را می‌توان از سنجه‌های زیر استنباط کرد: 1. توان تحمل شکست و ناکامی 2. انگیزش توسط اهداف دراز‌ مدت
3. مقاوت در برابر آشفتگی خاطر 4. توان توسل به ارضا کننده‌های جایگزین(همان: 395). طبق نظریه کنترل برای کاستن از تمایل به‌ رفتار بزهکارانه و مجرمانه باید همه افراد کنترل شوند. این نظریه هم­چنین رفتار انحرافی را عمومی و جهان شمول دانسته و آن را نتیجه کارکرد ضعیف ساز و کارکرد کنترل اجتماعی و کنترل شخصی و درونی می‌داند. بنابراین بزهکاری و جرم از یک سو محصول عوامل فردی کنترل نظیر خود پنداره منفی، ناکامی روان پریشی و اعتماد به نفس پایین است و ازسوی دیگر نظام‌های کنترل ناقص اجتماعی و فقدان تقید و تعهد نسبت به نهادهای بنیادین اجتماعی مانند خانواده و مدرسه به رفتار انحرافی منتهی می‌شود. در تبیین انحراف‌های اجتماعی، اندیشمندان نظریه کنترل بر عوامل کنترل شخصی و درونی و عوامل کنترل اجتماعی تاکید نموده‌اند. به طور کلی نبود کنترل‌های شخصی و اجتماعی موجب پیدایش بزهکاری و جرم می‌گردد. کنترل‌های اجتماعی از کنترل‌های رسمی نظیر قوانین و کنترل‌های غیر‌ رسمی هم­چون ضمانت‌های اجتماعی منتج می‌‌شوند. برخی از مقوله‌های کنترل برای تحلیل بزهکاری جوانان به شرح زیر است: 1. کنترل مستقیم که والدین آن را از طریق تنبیه و تشویق اعمال می‌کنند. 2. کنترل غیرمستقیم که به وسیله آن جوانان از رفتار بزهکارانه خودداری می‌کنند. زیرا این رفتار ممکن است موجب نگرانی و نا امیدی برای والدین یا دیگرانی باشد که با آن­ها روابط نزدیکی دارند. 3. کنترل درونی که به وسیله آن، آگاهی از احساس تقصیر گناه، شرم جوان را از درگیر شدن در رفتار بزهکارانه باز می‌دارد(احمدی، 1384: 86).

 هیرشی [5] بزهکاری را بی اهمیتی و بی اعتنایی به قید و بندهای اجتماعی مطرح کرده و این قیود را در چهار مفهوم کلی خلاصه می کند:

وابستگی:حساسیتی است که شخص نسبت به عقاید دیگران درباره خود نشان می‌دهد. وابستگی در حقیقت نوعی قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت معیار‌های اجتماعی می‌کند مانند وابستگی فرزندان به والدین، اقوام نزدیک و دوستان.

تعهد:میزان مخاطره‌ای است­که فرد درتخلف از رفتارهای قرارداد اجتماعی می‌کند. به این معنا فردی که خود را به قیود اجتماعی متعهد می‌داند، از قبول این مخاطرات پرهیز می‌کند؛ مانند تعهد به پیروی از دستورهای مذهبی یا حفظ شئون خانوادگی و ملی.

درگیر بودن:میزان مشغول بودن فرد به فعالیت­های گوناگون است که باعث می‌شود برای کار خلاف وقت نداشته باشد: مانند درگیر بودن در کار، ورزش و درس.

باورها: میزان اعتباری است که فرد برای معیارهای قراردادی اجتماعی قایل است و باعث می‌شود در حالی که می‌تواند طبق میل خود از آن­ها تخلف کند، پای‌بند به آن­ها باقی بماند: مانند باور به نیکوکاری، باور به حسن شهرت در بین خانواده و همسالان و باور به محرمات.

هیرشی معتقد است که افراد بزهکار قادر به ایجاد وابستگی معقول و منطقی با سایرین نیستند. از این رو روابط بین اعمال بزهکارانه و داشتن دوستان بزهکار رابطه­ای ظاهری است(نقل از سایت تبیان).

 طبق نظریه همنشینی افتراقی سادرلند [6] انواع الگوهای درستکاری و انحراف اجتماعی در جامعه وجود دارد، اما توزیع آن‌ها و احتمال بر‌خورد افراد با آن‌ها به نظارت اجتماعی بستگی دارد. برای مثال هنگامی که به علت مهاجرت و تحولات شهر‌نشینی، جابه‌جایی مکانی و اجتماعی و بیگانگی در جامعه شهری توسعه می‌یابد، احتمال بیشتری وجود داردکه فرد با الگوهای انحراف اجتماعی برخورد کند و آن­ها را بیاموزد و به کار برد. حال که این احتمال در اجتماع­های کوچک که در آن­ها نظارت اجتماعی شدید است کمتر وجود دارد. به اعتقاد سادرلند فرایند یادگیری که شامل ارتباط و تعامل است می‌تواند همه انواع  بزهکاری  و جرم را تبیین نماید(احمدی، 1384: 96-95).

مطابق نظریه پیوند افتراقی نزدیکان و همسالانی که بزهکار باشند، تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزهکارانه می‌گذارد وفرد را به­سوی بزهکاری سوق ­می­دهند. نظریه پیوندافتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در‌ نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه‌اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر می‌گیرد(www.tebyan.net). پیوستن به بزهکاران یا جدا شدن از غیر بزهکاران (پیوند افتراقی) به فراگیری مطالبی می‌انجامدکه موافق تخلف ازقوانین است. مکرر وقالبی بودن مطالب تشویقی درباره بزهکاری و قانون‌شکنی درقیاس با فرا گرفته‌های ضدبزهکاری منجر به پذیرش بزهکاری می‌شود. هم­چنین می‌توان گفت که روش‌های‌ خنثی‌سازی فرد و بی ‌اعتنا ساختن او نسبت به قوانین و اعتقاد‌های سنتی جوامع که با شنیدن مطالبی بر ضد قوانین و مشاهده مکرر بزهکاری همراه است و نیز تحت تأثیر توجیه بزهکاران درباره بزهکاری قرار گرفتن و پذیرفتن مطالبی چون «کارهایی که مردم بزه می‌دانند، به کسی آسیبی نمی‌رساند» و «نیروهای انتظامی به همه بدگمان‌اند» راه را برای بزهکاری کسانی که با این قبیل بزهکاران پیوند اجتماعی می‌یابند، یعنی فرزندان، اقوام و دوستان آن­ها یا کسانی که با آن­ها در یک ساختمان یا یک محله زندگی می‌کنند، یا بر اثر کسب و کار و تحصیل با آن­ها تماس پیدا می‌کنند، هموار می‌کند(همان).

شکربیگی (1385) دریافت بین تاثیر محیط مدرسه و تاثیر دوستان در ناهنجاری رفتاری دختران رابطه قوی وجود دارد و تاثیر دوستان در ناهنجاری رفتاری بیش ‌از رسانه است(www. Sociology of Iran.com) زمانی (1386) دریافت بیسوادی، نا‌آگاهی اجتماعی، زندگی خانوادگی نابسامان و از هم پاشیده، ازجمله عواملی هستند که هریک از آن­ها متأثر از عوامل دیگر و در تعامل با آن‌ها است. هیچ‌ یک از این عوامل به‌ تنهایی موجب بروز کجروی‌ و انگیزه عمل خلاف نمی‌گردد، اما در صورتی که مجموعه‌ای از عوامل مساعد وجود داشته باشد، هریک از عوامل مذکور می‌تواند نقش تعیین کنند‌‌ه‌ای در گرایش فرد به کجروی ایفا کند(.(www.socialworker.mihanblog.com محمدنبی (1376) دریافت نابسامانی خانواده، عدم نظارت و کنترل والدین، وجود اختلاف و مشاجره و کثرت اولاد و وضعیت اقتصادی، اجتماعی پایین تاثیر مهمی در بروز جرم و تعدد جرم و سن شروع جرم دارد(محمدی، 1383: 66). نازک­تبار، زاهدی، نایبی (1385) دریافتند که تفاوت معنی‌داری بین ابعاد دین­داری و میزان بزهکاری (سرقت) در بین دو گروه جوانان عادی (غیر بزهکار) و زندانی (بزهکار) در سطح اطمینان 95 درصد وجود دارد. یافته‌های نظری پژوهش نشان داد که گرچه می‌توان رابطه جداگانه و مستقیم هر یک از متغیرهای مستقل (ابعاد دین­داری) با متغیر وابسته (میزان بزهکاری) را بر اساس نظریه‌های دین­داری و پیوند اجتماعی تبیین کرد، اما نتایج حاصل از تحلیل چندمتغیری، بیانگر آن است که تنها، بعد پیامدی دین­داری تاثیر مستقیم بر بزهکاری داشته و بیشترین سهم را در تبیین ممانعت از بزهکاری جوانان به خود اختصاص داده است .(www.sid.ir)داداش‌زاده فهیم دریافت که: 1. هرچه عدم پذیرش والدین نسبت به فرزند زیادتر باشد و یا مراقبت وحمایت بی دلیل فزون­تر و یا رفتار والدین نسبت به فرزند با ناهماهنگی و عدم تداوم رفتاری همراه باشد و یا محیط خانوادگی با ناسازگاری قرین باشد گرایش‌های پرخاشگرانه کودک رو به افزایش نهاده احتمال کجرو شدن او فزونی می‌گیرد. 2. گذر از نوجوانی به بزرگسالی چنان­چه درمحیط نامناسبی صورت پذیرد احتمال کجرو شدن فرد فزونی می‌گیرد. 3. احتمال کجرو شدن برای افرادی که به گروه اجتماعی خود یا جامعه کمتر وابسته هستند و ارزش­های اجتماعی حاکم بر جامعه را کمتر می‌پذیرند بیشتر است(محمدی، 1383: 67). 4. هرچه کنترل اجتماعی ضعیف‌تر باشد احتمال کجروی فزونی می‌گیرد. 5. اکثر کجروان اجتماعی دارای خانواده­های پر ستیز یا گسسته بوده‌اند. 6. در خانواده‌هایی که سابقه کجروی وجود دارد احتمال کجروی از سوی سایر افراد فزون­تر است. 7. در گروه­هایی که علایق مذهبی ضعیف‌تری دارند احتمال کجروی فزون­تر است. 8. در مواقع بحرانی چون جنگ، بحران اقتصادی و تورم و حوادث طبیعی و اجتماعی احتمال کجروی افزایش می‌یابد. 9. اعتیاد و دست یازیدن به فروش مواد مخدر در بین کسانی که مشاغل کاذب دارند و یا حرفه ایشان به الگوهای گذران اوقات فراغت مربوط است شایع‌تر است(همان: 68).

 

مدل تحلیلی تحقیق

 

 

قتل

 

اعتیاد

 

جرم

 

عوامل اجتماعی

 

فرار از خانه

 

سرقت

 

تخریب  اموال  عمومی

 

رابطه  نا مشروع

 

نحوه کنترل خانواده

 

تقید مذهبی

 

نابهنجاری رفتاری دوستان

 

نابهنجاری رفتاری خانواده

شکل شماره (1): مدل نهایی تحقیق

سوال‌های تحقیق

  1. رابطه بین تقید مذهبی و جرم زنان چگونه است؟
  2. رابطه بین نحوه کنترل خانواده و جرم زنان چگونه است؟
  3. رابطه بین نابهنجاری رفتاری دوستان و جرم زنان چگونه است؟
  4. رابطه بین نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده و جرم زنان چگونه است؟

فرضیه­های تحقیق

1. میزان تقید مذهبی زنان زندان تبریز در گرایش به جرم آنان نقش دارد.

2. میزان نحوه کنترل خانواده زنان زندان تبریز در گرایش به جرم آنان نقش دارد.

3. میزان نابهنجاری رفتاری دوستان زنان زندان تبریز در گرایش به جرم آنان نقش دارد.

4. میزان نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده زنان زندان تبریز در گرایش به جرم آنان نقش دارد.

 

تعریف مفاهیم

جرم: جرم و نابهنجاری گاه در مفهوم کاملاً مترادف با کجروی، و به مفهوم تخلف از ارزش­ها و هنجار‌های حاکم بر روابط اجتماعی به کار می‌رود؛ و گاه در مفهوم کلی­تر، به معنای ابعاد، ویژگی‌ها و حتی رفتارهای غیرمتعارف و غیرمعمول. برای ‌نمونه، گاه حتی تلاش شده است تا "رفتار کجروانه" نوعی "نابهنجاری آماری" یادور افتادن ازیک وضعیت متعارف (هنجار) آماری محسوب گردد(سلیمی و دیگری، 1386: 118). جرم در این تحقیق از طریق معرف­های زیر سنجیده می‌شود: 1. قتل 2. اعتیاد 3. فرار از خانه 4. سرقت 5. تخریب اموال عمومی6. رابطه جنسی نامشروع.

تقید مذهبی: در زبان عربی، اصطلاحی که با کلمه religion بیشترین مطابقت را دارد دین است. از آن ­جا که کلمه religion از ریشه لاتینی  religareبه معنی متعهد و مقید ساختن گرفته شده است، در نتیجه معنی ضمنی این کلمه آن است که ما را به خداوند  مقید می‌سازد. برخی دستور نویسان عرب و مفسران قرآنی گفته‌اند که کلمه دین از دین، به معنی بدهی مشتق شده ‌است. بنابراین، دین به معنای باز پرداخت دین ما به خداوند در تمام مدت عمر است زیرا ما نه تنها برای بخشش‌های خاص بلکه مهم­تر ‌از‌ همه برای صرف موهبت حیات، به خداوند مدیون هستیم(نصر، 1385: 29). نحوه سنجش تقید مذهبی در این تحقیق به ‌این صورت است که پای­بندی خود فرد نسبت به واجبات نماز، روزه و به مستحبات حضور در مجالس دینی، زیارت اماکن متبرکه و نذر، سنجیده شود.

نحوه کنترل خانواده: در همه جوامع و حتی در جوامع غیر انسانی گروه­ها اعضا را برای اطاعت از هنجارها تحت فشار قرار می‌دهند. پذیرش از سوی گروهی که فرد بدان تعلق دارد از نیازهای انسانی است(سخاوت، 1383: 3). گروه­ها به طورکلی، از دو نوع­اند: گروه‌های نخستین و گروه‌های دومین. گروه‌های نخستین، کوچک و رویایی، صمیمی و غیررسمی هستند، مثل خانواده و جرگه دوستان. درحالی که گروه‌های دومین یا ثانوی، گروه‌های بزرگ­تر، غیر‌شخصی و رسمی هستند، نظیر اتحادیه‌های صنفی، انجمن‌های حرفه‌ای و شغلی. در داخل گروه‌های نخستین، کنترل از نوع غیر‌رسمی، خود‌ به‌ خودی و بدون برنامه است. اعضای این گروه‌ها، به اعمال هر عضو واکنش نشان می‌دهند. وقتی عضوی درصدد تخلف است با واکنش منفی گروه مواجه می‌شود و وقتی رفتار مقبولی دارد، مورد تایید گروه قرار می‌گیرد. به هرحال، این واکنش‌ها، اعضا را به طور غیر‌رسمی تحت فشار قرار داده، ملزم به رعایت هنجارهای معینی می‌سازند. معمولاً، برای مردم عادی، مقبولیت در نظر دیگران، مخصوصاً اعضای گروه نخستین، حایز اهمیت است(علاقه­بند، 1384: 113). خانواده یکی از گروه‌هایی است که رفتار فرد را تا حدودی معین می‌کند و به آن شکل می‌دهد. بنابراین اگر اعضای خانواده درست تربیت نیافته باشند ممکن است موجب گرایش او به کجروی شوند. البته زمانی که در مورد هنجارهای یک خانواده صحبت می‌کنیم باید به طبقه اجتماعی، گروه شغلی و سایر پاره‌ گروه­هایی که خانواده، جزئی از آن­ها را تشکیل می­دهد توجه کنیم(محمدی، 1383: 55). نحوه کنترل خانواده در این تحقیق به ‌این شکل سنجیده می‌شود که اگر فرد مجرد باشد کنترل خانواده پدری و اگر متاهل باشد کنترل همسر مد‌ نظر است. در نحوه کنترل خانواده بیشتر شاخص‌های زیر مد ‌نظر است: ساعات ورود و خروج، نظارت بر دوستان، نظارت بر رفت‌و‌آمدهای خانوادگی.

نابهنجاری رفتاری دوستان و اعضای خانواده: نابهنجاری به حالتی اطلاق می‌شود که از حد طبیعی و میانگین خارج باشد و به صورت غیرطبیعی جلوه کند. عموماً در روان­شناسی رفتارهایی که به صورت غیر طبیعی بوده یا ضریب هوشی که دارای عقب­ ماندگی باشد نابهنجار خوانده می‌شود(حسینی­نسب و دیگری، 1375: 354). رفتار نابهنجار رفتاری است که به میزان قابل توجهی از یک معیار فرهنگی یا هنجار گروهی دور شده باشد(کرباسی‌ و دیگری، 1386: 39). یکی از مفاهیم نزدیک به انحراف مفهوم نابهنجاری است. فرد نابهنجار کسی است که فاقد سازگاری با ساخت کلی یک نظام باشد که یا در کار‌آیی یک نظام مضر یا انتظار و توقع مردم نا‌همخوانی و یا از آن­چه که معمول متداول طبیعی شمرده می‌شود متمایز باشد. رفتار نابهنجار انحراف آسیب تلقی می‌شود که حاوی انحرافات گسترده‌ای از معیارهای اجتماعی باشد. از منظر جامعه­شناسی مشروعیت و بهنجار بودن یک رفتار ازنوع دیدگاه و انتظار یک جامعه با هر گروه اجتماعی ناشی می‌شود و در صورتی انحراف تلقی می‌شود که هنجار‌های مکرر و در حدی گسترده نادیده گرفته شود(محمدی، 1383: 22). نابهنجاری رفتاری دوستان و اعضای خانواده توسط معرف‌های زیر سنجیده می‌شود: 1. قتل 2. اعتیاد 3. فرار از خانه 4. سرقت 5. تخریب اموال عمومی 6. رابطه جنسی نامشروع 7. بگو و مگوهای لفظی یا درگیری­های بدنی 8. طلاق.

 

ابزار و روش

این تحقیق از نوع توصیفی غیرآزمایشی می­باشد. درعین حال تحقیق حاضر از نظر شرایط پژوهش یک بررسی علی- مقایسه­ای، هم­چنین از نظر هدف یک بررسی کاربردی و از نظر وسعت پهنانگر، از نظر دامنه یک مطالعه خرد و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است.

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان زندانی حاضر در شهر تبریز در سال 1388 که طبق آمار گزارش شده از سوی مسئولان زندان تبریز تعداد  آنان 100 نفر گزارش و هم­چنین زنان عادی شهر تبریز بود. به علت عدم همکاری مسئولان زندان و زندانیان در پاسخ به سوالات با صلاحدید استاد راهنما و مشاور نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شد به طوری که، 50 نفر از زنان زندانی انتخاب و متناسب با سن و طبقه اجتماعی آن ها، 50 نفر نیز از بین زنان عادی شهر تبریز  انتخاب و مورد مقایسه قرار گرفتند. به دلیل علی- مقایسه­ای بودن تحقیق می­بایست تعداد نفرات زنان شهری نیز متناسب با زنان زندانی انتخاب می­شد.

ابزار اندازه­گیری متغیرها پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس 5 گزینه­ای طیف لیکرت می­باشد. به گونه­ای که با استفاده از شاخص­های برگرفته شده از نظریه­های تحقیق؛ گویه­های هر متغیر طراحی و سنجیده شد.

اعتبار سوال­های مربوط به متغیرها از طریق روش تعیین اعتبار محتوایی و با گردآوری نظرات اساتید مجرب تعیین شده و در نهایت جهت تکمیل در اختیار زنان قرار داده شد و پایایی سوال­های پرسشنامه نیز بر اساس تکنیک آلفای کرونباخ بر روی 30 نفر از زنان مورد مطالعه به عنوان test)-pre) اجرا گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه تحقیق حاضر ازآلفای کرونباخ استفاده شدکه به برای تک­تک متغیرها بالای 7/0 به دست آمد.

در پژوهش حاضر برای بررسی و مقایسه میانگین گروه­ها پس از تست نرمال بودن از طریق اسمیرنف- کولموگروف؛ از آزمونt-test  مستقل استفاده شده است.

 

یافته­ها

فرضیه اول تحقیق: میزان تقید مذهبی زنان زندان تبریز در گرایش به نابهنجاری‌های رفتاری آنان نقش دارد.

 

جدول شماره (1): شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین متغیر تقید مذهبی بر اساس گروه

شاخص­های متغیر

تعداد

میانگین

درجات آزادی

نسبت t

سطح

معنی­داری

تقید مذهبی

زنان عادی

50

86/4

61/86

14/8

000/0

زنان زندانی

50

1/3

 

جدول شماره (1) بیانگر شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین متغیر تقید مذهبی در دو گروه زنان عادی و زندانی شهر تبریز است که نشان می‌دهد که تفاوت میانگین‌های دو گروه در سطح (000/0) معنادار است. بنابراین، فرضیه تحقیق تأیید می‌شود و چون میانگین نمره تقید مذهبی زنان زندانی پایین‌تر است، می‌توان نتیجه گرفت که میزان تقید مذهبی در گرایش به رفتارهای نابهنجارانه زنان زندانی نقش داشته است.

فرضیه دوم تحقیق: میزان نحوه کنترل خانواده زنان زندان تبریز در گرایش به نابهنجاری­های رفتاری آنان نقش دارد.

               جدول شماره (2): شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین متغیر کنترل خانواده بر اساس گروه

شاخص­های متغیر

تعداد

میانگین

درجات آزادی

نسبت t

سطح

معنی­داری

کنترل خانواده

زنان عادی

50

4

41/96

29/1

19/0

زنان زندانی

50

6/3

     

جدول شماره (2) بیانگر شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین متغیر کنترل خانواده در دو گروه زنان عادی و زندانی شهر تبریز است که نشان می‌دهد که تفاوت میانگین‌های دو گروه در سطح (19/0) معنادار نیست و کنترل خانواده در بین زنان عادی و زندانی تفاوت معنا‌داری ندارد؛ بنابراین، فرضیه تحقیق رد می‌شود و می‌توان نتیجه گرفت که میزان کنترل خانواده در گرایش به رفتارهای نابهنجارانه زنان زندانی زندان تبریز نقش نداشته است.

فرضیه سوم تحقیق: میزان نابهنجاری رفتاری دوستان زنان زندان تبریز در گرایش به نابهنجاری‌های رفتاری آنان نقش دارد.

 

جدول شماره (3): شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین متغیر نابهنجاری رفتاری دوستان بر اساس گروه

شاخص­های متغیر

تعداد

میانگین

درجات آزادی

نسبت t

سطح

معنی­داری

نابهنجاری رفتاری دوستان

زنان عادی

50

18/1

2/61

6/5

000/0

زنان زندانی

50

68/2

جدول شماره (3) بیانگر شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین متغیر نابهنجاری رفتاری دوستان در دو گروه زنان عادی و زندانی شهر تبریز است که نشان می‌دهد که تفاوت میانگین‌های دو گروه درسطح (000/0) معناداراست. بنابراین، فرضیه تحقیق تأیید می‌شود وچون میانگین نمره نابهنجاری رفتاری دوستان زنان زندانی بیشتر است، می‌توان نتیجه گرفت که میزان نابهنجاری رفتاری دوستان در رفتارهای نابهنجارانه زنان زندانی نقش داشته است.

فرضیه چهارم تحقیق: میزان نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده زنان زندان تبریز در گرایش به نابهنجاری­های رفتاری آنان نقش دارد.

 

جدول شماره (4): شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین متغیر نابهنجاری رفتاری اعضای خانوده بر اساس گروه

شاخص­های متغیر

تعداد

میانگین

درجات آزادی

نسبت t

سطح

معنی­داری

نابهنجاری رفتاری

 اعضای خانواده

زنان عادی

50

24/1

93/65

4/5

000/0

زنان زندانی

50

54/2

جدول شماره (4) بیانگر شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین متغیر نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده در دو گروه زنان عادی و زندانی شهر تبریز است که نشان می‌دهد که تفاوت میانگین‌های دو گروه در سطح (000/0) معنادار است. بنابراین، فرضیه تحقیق تأیید می‌شود و میانگین نمره نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده زنان زندانی بیشتر است. در واقع می‌توان نتیجه گرفت که نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده در رفتارهای نابهنجارانه زنان زندانی نقش داشته است.

 

بحث و نتیجه­گیری

در تحقیق حاضر به بررسی نقش عوامل اجتماعی در گرایش به نابهنجاری‌های رفتاری زنان زندانی شهر تبریز پرداخته شد. نتیجه تحقیق بیانگر وجود تفاوت بین تقید مذهبی زنان زندانی و عادی می‌باشد. در واقع پایین بودن تقید مذهبی در بین زنان زندانی یکی از عوامل تاثیرگذار در رفتار‌های نابهنجار آن‌ها می‌باشد. طبق نظر کنترل و مهار برخی از مقوله­هایی که برای تحلیل بزهکاری به کار می‌روند شامل کنترل مستقیم، کنترل غیرمستقیم، کنترل درونی می‌باشد. هیرشی نیز بزهکاری را بی ‌اهمیتی به قید و بندهای اجتماعی مطرح کرده و این قیود را در 4 مفهوم وابستگی، تعهد، درگیر بودن و باورها می‌داند
(www.tebyan.net). نتایج‌ تحقیق نازک­تبار، زاهدی و نایبی نشان می‌دهد که تنها بعد پیامدی دین­داری تاثیر مستقیم بر بزهکاری داشته وبیشترین سهم را درتبیین ممانعت از بزهکاری جوانان به خود اختصاص داده است( .(www.sid.irداداش­زاده فهیم نیز دریافت در گروه‌هایی که علایق مذهبی ضعیف­تری دارند احتمال کجروی بیشتر است. نتیجه دیگر این تحقیق نشان داد بین نحوه کنترل خانواده زنان زندانی و عادی تفاوت معناداری وجود ندارد. در واقع میزان کنترل خانواده در گرایش زنان زندانی تبریز به رفتار‌های نابهنجار نقشی نداشته‌ است(محمدی، 1383: 68). نتایج تحقیق  محمد نبی نشان می‌دهد که نابسامانی خانواده، عدم نظارت وکنترل والدین وجود اختلاف و مشاجره و کثرت اولاد و وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایین در بروز جرم، تعدد جرم و سن شروع جرم موثر است(همان: 66). هم­چنین داداش­زاده فهیم طی تحقیقی دریافت که هر‌چه کنترل اجتماعی ضعیف‌تر باشد احتمال کجروی فزونی می‌گیرد. در پژوهش حاضر با توجه به این که اکثر زنان زندانی و عادی کنترل خانواده‌شان در حد متوسط و متوسط به پایین می‌باشد. پس می‌توان گفت کنترل خانواده به تنهایی نمی‌تواند مانع گرایش فرد به نابهنجاری شود بلکه نحوه جامعه­پذیری فرد در کودکی، سطح تحصیلات و سطح رفاهی خانواده در این امر می‌توانند دخیل باشند(همان: 68). نتیجه دیگر پژوهش نیز نشان می‌دهد بین نابهنجاری رفتاری دوستان زنان زندانی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. در واقع بالا بودن نابهنجاری رفتاری دوستان زنان زندانی یکی از عوامل تاثیرگذار در رفتار‌های نابهنجار آن‌ها می‌باشد. ماتزا کجروی را نظیر هر گونه رفتار دیگر، آموختنی می­داند و معتقد است که از طریق کنش‌ و واکنش اجتماعی آموخته می‌شود(احمدی، 1384: 80). نظریه پیوند افتراقی براین باور است­که نزدیکان وهمسالانی که بزهکار باشند، تاثیر زیادی برتشکیل و تقویت نگرش بزهکارانه می‌گذارد و فرد را به سوی بزهکاری سوق می‌دهند(www.tebyan.net). نتایج تحقیق شکربیگی نشان داد که تاثیر دوستان در نابهنجاری رفتاری بیش از رسانه است. بین تاثیر محیط مدرسه وتاثیر دوستان درناهنجاری رفتاری­دختران رابطه­قوی وجودداردwww.Sociology of Iran.com)). نتیجه دیگر پژوهش نشان می‌دهد بین نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده زنان زندانی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. در واقع بالا بودن نابهنجاری رفتاری اعضای خانواده زنان زندانی یکی از عوامل تاثیرگذار در رفتار‌های نابهنجار آن­ها می‌باشد. مید معتقد است که در لحظه تولد کودک فاقد خود یا شخصیت بوده و بر اثر کنش‌های اجتماعی یا قرار گرفتن در فراگرد فعالیت‌ها و تجربه‌های اجتماعی بدان دست می‌یابد. پارسونز روابط فرزند و والدین را به عنوان منبعی از طغیان دوره جوانی ذکر کرده و اظهار می‌دارد که جوانان به دلیل بعضی از گویه‌های پذیرفته شده فرهنگ خانواده‌های طبقه متوسط مرتکب رفتار بزهکارانه می‌شوند(احمدی، 1384: 55).

 نتایج تحقیق  محمد نبی نشان داد که وجود خلاف در خانواده و محل سکونت خود از عوامل موثر در رفتار سایر افراد خانواده است. نتایج تحقیق داداش­زاده فهیم نشان داد که در خانواده­هایی که سابقه کجروی وجود دارد احتمال کجروی از سوی سایر افراد فزون­تر است.

 

پیشنهادها  

- درونی کردن ارزش­ها و هنجارهای پذیرفته شده در ‌یک جامعه توسط خانواده، خانواده با اهتمام به اصول دینی و پای­بندی به احکام مذهبی می‌توانند با رشد باورهای مذهبی فرزندان خود، آنان را در برابر آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی واکسینه کنند.

- آموزش و پرورش بایستی از اولین مراحل تربیت، آمادگی بالقوه نوجوانان و جوانان را برای خدمات اجتماعی بکار بگیرد و مهارت­های لازم را برای قبول این مسئولیت­ها فراهم سازد.

- والدین باید تبیعض در بین فرزندان را از محیط خانوادگی دور کنند. احساس طرد ‌شدگی منجر به احساس بی‌ارزشی، یاس، نا امیدی، روی آوردن به نابهنجاری‌هایی مثل اعتیاد و حتی خود کشی می‌گردد.

- والدین نزدیک­ترین افراد به فرزندان خود بوده و چنان­چه آلودگی داشته باشند، فرزندان آن­ها بیش از هر کس در معرض خطر آلودگی قرار خواهند گرفت. بعد از والدین، بزهکاری سایر افراد خانواده ممکن است در وضع خانواده اثرات زیادی داشته باشد. از طرفی علاوه بر رابطه نسبی  بین افراد خانواده عده‌ای نیز ممکن است با خانواده رابطه سببی پیدا کرده و جزو اعضای خانواده شوند. بنابراین در صورت وجود اعمال خلاف در افراد خانواده مانند اعتیاد و یا فروش مواد مخدر با جدا سازی فرزندان از والدین و خانواده محیط زندگی مناسبی برای وی مهیا گردد.

 

 

پی­نوشت­ها

 Parsons [1]

Becker [2]

Matza [3]

 [4]Reckless

[5] Hirschi

[6] Saderland

[7] Validity

[8] Reliability

منابع

احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

حسینی­نسب، د. و دیگری. (1375). فرهنگ واژه­ها و تعریف‌ها و اطلاعات تعلیم و تربیت. تبریز: انتشارات احرار. چاپ اول، ص 619 و 602.

سخاوت، ج. (1383). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: دانشگاه پیام نور. چاپ یازدهم.

سلیمی، ع. و دیگری. (1386). مجموعه مطالعات کجروی و کنترل اجتماعی (جامعه­شناسی کجروی).قم: انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. چاپ سوم.

شفیعی، م. (1383). بررسی راهکارهای عملی کاهش ناهنجاری­های دانش­آموزان مقطع راهنمایی. طرح تحقیقاتی سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی ناحیه دو.

شکر بیگی، ع. (1385). بررسیرفتار نابهنجار دختران جوان. نقل از سایت:  .www.SociologyofIran.com

علاقه­بند ، ع. (1384). جامعه­شناسی آموزش و پرورش. تهران: انتشارات روان. چاپ سی و هفتم.

کرباسی، م. و دیگری. (1386). مسائل نوجوانان و جوانان. تهران: دانشگاه پیام نور. چاپ هشتم.

محمدی، ز. (1383). بررسی آسیب­های اجتماعی زنان در دهه (1380-1370). تهران: انتشارات شورای فرهنگی، اجتماعی زنان. چاپ اول.

نصر، ح. (1385). اسلام: مذهب، تاریخ و تمدن. ترجمه: گیلوری، ع. تهران: انتشارات دبیزش- روزبهان. جلد اول، ص 29.

جوادی، ح. (1387). بررسی عوامل موثر فردی، اجتماعی در احساس آنومی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز. پایان­نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

کریم­زاده، ب. (1388). آسیب­شناسی اجتماعی خانواده­های زندانیان (مطالعه موردی زندان تبریز). پایان­نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

زمانی، ف. (1386). زمینه‌های بزهکاری زنان. نقل از سایت: www.socialworker.mihanblog.com.

www.aftab.ir

www.sid.ir

www.tebyan.net

 



1. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

2. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

3. دانشجوی دکتری جامعه­شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان- ایران (نویسنده مسئول).

 

احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

حسینی­نسب، د. و دیگری. (1375). فرهنگ واژه­ها و تعریف‌ها و اطلاعات تعلیم و تربیت. تبریز: انتشارات احرار. چاپ اول، ص 619 و 602.

سخاوت، ج. (1383). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: دانشگاه پیام نور. چاپ یازدهم.

سلیمی، ع. و دیگری. (1386). مجموعه مطالعات کجروی و کنترل اجتماعی (جامعه­شناسی کجروی).قم: انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. چاپ سوم.

شفیعی، م. (1383). بررسی راهکارهای عملی کاهش ناهنجاری­های دانش­آموزان مقطع راهنمایی. طرح تحقیقاتی سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی ناحیه دو.

شکر بیگی، ع. (1385). بررسیرفتار نابهنجار دختران جوان. نقل از سایت:  .www.SociologyofIran.com

علاقه­بند ، ع. (1384). جامعه­شناسی آموزش و پرورش. تهران: انتشارات روان. چاپ سی و هفتم.

کرباسی، م. و دیگری. (1386). مسائل نوجوانان و جوانان. تهران: دانشگاه پیام نور. چاپ هشتم.

محمدی، ز. (1383). بررسی آسیب­های اجتماعی زنان در دهه (1380-1370). تهران: انتشارات شورای فرهنگی، اجتماعی زنان. چاپ اول.

نصر، ح. (1385). اسلام: مذهب، تاریخ و تمدن. ترجمه: گیلوری، ع. تهران: انتشارات دبیزش- روزبهان. جلد اول، ص 29.

جوادی، ح. (1387). بررسی عوامل موثر فردی، اجتماعی در احساس آنومی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز. پایان­نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

کریم­زاده، ب. (1388). آسیب­شناسی اجتماعی خانواده­های زندانیان (مطالعه موردی زندان تبریز). پایان­نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

زمانی، ف. (1386). زمینه‌های بزهکاری زنان. نقل از سایت: www.socialworker.mihanblog.com.