کاربرد روش تحقیق کیفی در مطالعات فمینیستی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز

2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

3 3. دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.

چکیده

درعصر حاضر، حرکت و گذار پژوهش­های اجتماعی از روش­های کمی و سخت به روش­های کیفی و نرم انسان­گرایانه و تفسیری اهمیت رویکرد کیفی را در تحقیقات اجتماعی دو چندان کرده است. روش گروه­های متمرکز ازجمله روش­های کیفی می­باشد که ازطریق ارائه تفسیرهای مختلف و متعدد از واقعیت و ایجاد الگوهای مورد توافق حاصل می­شود. در مقاله­ی حاضر، محققین در صددند ضمن تشریح یکی از مهم­ترین روش­های پژوهش کیفی یعنی گروه­های متمرکز[1] و جنبه­هایی از اجراء این روش از جمله ضبط صدا، سطح دخالت مدیریت، تعداد گروه­ها، تعداد جلسات و نوع سوالات، کاربرد روش یاد شده را در رویکردهای فمنیستی برجسته نمایند. با این استدلال که، در این روش، تاکید بر تعامل گروهی و ساخت معانی از طریق تعامل افراد با گروه از یک طرف و از طرف دیگر، تمرکز بر ویژگی­هایی چون طبیعی بودن محیط، تاکید بر زمینه اجتماعی و غیر بهره­گیرانه بودن باعث شده که روش یاد شده همسویی بیشتری با اصول اخلاقی و سیاست­های فمینیست­ها داشته باشد. این امر در سال­های اخیر باعث استقبال بیشتر فمنیست­ها از روش گروه­های متمرکز شده است. چرا که از دیدگاه فمینیست­ها، این روش نقش برجسته­ای در به گوش رساندن صدای گروه­های زنان دارد. درنهایت، روش یاد شده مثل سایر روش­های تحقیق، دارای محدودیت­هایی می­باشد که توجه به آن­ها، برای بالا بردن کیفیت تحقیق کمک خواهد کرد. به همین خاطر، در مقاله­ی حاضر به این محدودیت­ها هم اشاره خواهد شد.



 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The use of qualitative research methods in feminist studies (With an emphasis on focus groups method)

نویسندگان [English]

  • Mohammad Abbaszadeh 1
  • Elnaz Esmaeilpoor Fallahi 2
  • Ali Boudaghi 3
چکیده [English]

At present era, the social sciences research transition from hard quantitative methods to soft qualitative methods and humanistic and interpretive approaches has reduplicated the importance of qualitative approach in social research. Focus groups are one of qualitative methods which are achieved through presentation of various and numerous interpretations of reality and creation of agreed patterns. This paper describes one of the most important methods of qualitative research, (focus groups) and aspects of its implementation including voice recording, level of management intervention, number of groups, number of sessions and type of questions, and also highlights the application of focus groups in feminist approaches. In this method, on the one hand emphasizing on group interactions and construction of meanings through interactions among individuals, and on the other hand focusing on characteristics like naturalness of environment, emphasis on social context and non-exploitativeness caused this method to be more aligned with ethical principles and policies of feminists. This has resulted in more reception from feminists in recent years, because from the feminist’s perspective this method has a prominent role in echoing the women groups’ voices. Finally, this method, like all other research methods, has its limitations and contemplation on them will help to enhance research quality. Therefore, in the present article these limitations will be referred to as well.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • qualitative method
  • Focus Groups
  • Feminist

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دوم، شماره هفتم، تابستان 1389

ص ص 126- 105

 

 

 

 

 

کاربرد روش تحقیق کیفی در مطالعات فمینیستی

(با تاکید بر روش گروه­های متمرکز)

دکتر محمد عباس­­زاده[1]

الناز اسمعیل­پورفلاحی[2]

علی بوداقی[3]

تاریخ دریافت مقاله:25/6/1391

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:31/3/1392

چکیده

درعصر حاضر، حرکت و گذار پژوهش­های اجتماعی از روش­های کمی و سخت به روش­های کیفی و نرم انسان­گرایانه و تفسیری اهمیت رویکرد کیفی را در تحقیقات اجتماعی دو چندان کرده است. روش گروه­های متمرکز ازجمله روش­های کیفی می­باشد که ازطریق ارائه تفسیرهای مختلف و متعدد از واقعیت و ایجاد الگوهای مورد توافق حاصل می­شود. در مقاله­ی حاضر، محققین در صددند ضمن تشریح یکی از مهم­ترین روش­های پژوهش کیفی یعنی گروه­های متمرکز[4] و جنبه­هایی از اجراء این روش از جمله ضبط صدا، سطح دخالت مدیریت، تعداد گروه­ها، تعداد جلسات و نوع سوالات، کاربرد روش یاد شده را در رویکردهای فمنیستی برجسته نمایند. با این استدلال که، در این روش، تاکید بر تعامل گروهی و ساخت معانی از طریق تعامل افراد با گروه از یک طرف و از طرف دیگر، تمرکز بر ویژگی­هایی چون طبیعی بودن محیط، تاکید بر زمینه اجتماعی و غیر بهره­گیرانه بودن باعث شده که روش یاد شده همسویی بیشتری با اصول اخلاقی و سیاست­های فمینیست­ها داشته باشد. این امر در سال­های اخیر باعث استقبال بیشتر فمنیست­ها از روش گروه­های متمرکز شده است. چرا که از دیدگاه فمینیست­ها، این روش نقش برجسته­ای در به گوش رساندن صدای گروه­های زنان دارد. درنهایت، روش یاد شده مثل سایر روش­های تحقیق، دارای محدودیت­هایی می­باشد که توجه به آن­ها، برای بالا بردن کیفیت تحقیق کمک خواهد کرد. به همین خاطر، در مقاله­ی حاضر به این محدودیت­ها هم اشاره خواهد شد.

واژگان کلیدی: روش کیفی، گروه­های متمرکز، فمینیست.

 

مقدمه

روش­های پژوهش کیفی محصول نگرشی جدید به تحقیق در فرآیند گذار از کمیت­گرایی پوزیتویسم به ذهنیت­گرایی پدیدرارشناسی و تاویل هستند. کوشش در جهت پرهیز از آمارگرایی صرف و تعریف تمام جنبه­های ذهنیت انسانی با اعداد و ارقام مشاهده­ی رفتار به صورت طبیعی آن، از جمله­ی نخستین اهداف پژوهش کیفی بود. بی تردید، حرکت روش­شناختی پژوهش از شیوه­های کمی به کیفی، معلول فرآیند گسترده­ی تغییرات در حوزه­های علوم انسانی و اجتماعی بوده است. در این راستا، پدیدارشناسی هوسرل در رواج وگسترش ذهنیت­گرایی و مخالفت با پوزیتیویسم برآگاهی و جهان پدیدارها و نیت­های کنشگران تاکید ورزیده، راه را برای پارادایم تفسیرگرایی که درحوزه­ی تحقیقات کیفی، ازجمله پایه­های مهم مباحث هستی­شناسانه به شمارمی­رود، هموار نمود. براساس اصول این پارادایم، برای درک برداشت­ها و نیت­های کنشگران باید به جهان آنان رسوخ کرد و از زاویه­ی دید آنان به نظاره­ی جهان و تفسیر آن نشست. مخالفت با کمیت­گرایی در مکاتب کنش متقابل نمادین و روش­شناسی مردم­نگارانه بر استفاده از روش درون­نگری همدلانه و ترجیح روش­های نرم به جای روش­های آماری و علمی سخت مورد تاکید مکتب آیوا و انجام آزمایش­های نقض­کننده­ی هارولد گارفینگل که یک سره برانجام آزمایش درمحیط و زمینه­ی طبیعی تحقیق تاکید می­ورزید، نشان دهنده­ی تاثیر زمینه­ها و چارچوب­های تئوریک بر طرح­های پژوهش کیفی در حوزه­ی روش­شناختی بوده است(عباس­زاده، 1389: 21-20). با توجه به پیش گفته­ها می­توان اذعان نمود که جامعه­شناسی و مردم­شناسی نقش اساسی در شکل­گیری، تثبیت و تقویت روش پژوهش کیفی دارد. چرا که دراین رشته­ها پژوهشگران با مطالعه­ی رفتار انسان دربافت طبیعی خود سر و کار دارند و تلاش می­کنند وجود پژوهشگر یا بافت پژوهشی بر رفتار طبیعی اثر نگذارد. هم­چنین در این روش­ها، تلاش می­شود داده­ها از نگر آزمودنی­ها با گروه­های تحت مشاهده جمع­آوری و بررسی شوند و  پدیده­ها را در بافت طبیعی خود بررسی می­نمایند(میرزایی، 1388: 70). منظور از تحقیق کیفی عبارت است از هر نوع تحقیقی که ساخت­هایی را به دست می­دهد که با شیوه­هایی غیر از روش­های آماری یا هرگونه کمی کردن، کسب شده­اند. شیوه مذکور ممکن است به تحقیق درباره زندگی افراد، شرح حال­ها، رفتارها و هم­چنین درباره کارکرد سازمانی جنبش­های اجتماعی یا روابط بین­الملل معطوف باشند اما خود تجزیه و تحلیل به شکل کیفی باشد. در واقع تحقیق کیفی گنگ و مغشوش است؛ زیرا می­تواند برای افراد گوناگون، معانی متفاوتی داشته باشد. برخی از محققان داده­ها را از طریق مشاهده یا مصاحبه گردآوری می­کنند. این فنون معمولاً باروش­های کیفی قرین­اند. بااین حال آن­ها بعداً داده­ها را به گونه­ای کدگذاری می­کنند که به آنان امکان تجزیه و تحلیل آماری را بدهند، آن­ها در اصل داده­های کیفی را کمی می­کنند
(استراس و دیگری، 1385: 17). به یک معنا، در این روش، پدیده­ها در بافت طبیعی بدون برهم زدن صحنه­ی پژوهش با هدف نظریه­سازی مطالعه می­شود و ماهیت موضوع، صراط پژوهش را تعیین می­نماید. در واقع، پژوهش کیفی بررسی کلی و عمیق یک پدیده از طریق گردآوری اطلاعات روایتی غنی با استفاده از یک روش پژوهش قابل انعطاف می­باشد. در این روش داده­های کیفی به دست می­آیند، داده­هایی که به شکل روایات (داده­های غیر عددی) گردآوری شده­اند. برای دست­یابی به داده­های کیفی روش­های گوناگونی مورد استفاده قرار می­گیرند. برخی از این روش­ها شامل مصاحبه، مشاهده، گروه متمرکز و ... می­باشند. محقق باید بر اساس سوال مورد پرسش، حساسیت موضوع، شرکت­کنندگان و منابع در دسترس، روش مناسب گردآوری اطلاعات را انتخاب نماید(خسروی و دیگری،1389: 20). هم­چنین، انواع روش­های کیفی در علوم اجتماعی عبارتند از:

مطالعه موردی[5]: بررسی یکه­نگارانه ازیک فرد، گروه یاجامعه خاص است. هدف اصلی این نوع مطالعه عبارت است از توصیف، اگرچه تلاش برای تبیین نیز در آن پذیرفتنی است(ببی، 1388: 585). به طور کلی، تحقیقات موردی زمانی برتری می­یابند که پرسش­هایی با ادوات استفهام، «چگونه» و «چرا» مطرح باشند و نیز پژوهشگر کنترلی بر رویدادها ندارد و آن­گاه که پدیده مورد توجه متعلق به زمان معاصر و در بستر زندگی واقعی قرار داشته باشد(ک. ین، 1376: 1).

اقدام پژوهی[6]: اقدام پژوهی یا همان پژوهش در عمل، استفاده از تجربیات، به کارگیری آن­ها درجهت تغییر و اصلاح امور است. تحقیقی که برای حل یک مشکل خاص در سازمان اجرا می­شود و می­خواهد با درگیر کردن افراد سازمان در مطالعه مشکلات خود در متن سازمان، به حل مشکل موجود کمک نماید (زارعی و دیگری، 1383: 11).

مردم­نگاری: غالباً بامطالعات انسان­شناختی مرتبط است، معمولاً به مشاهدات طبیعت­گرایانه وشناخت­های کل­نگرانه فرهنگ­ها یا خرده فرهنگ­ها اطلاق می­شود(ببی، 1388: 585).

تفسیرگرایی[7]: هدف تفسیرگرایی این است که بداند چگونه آزمودنی مورد مطالعه زندگی خود را درک می­کند(همان: 582).

نظریه مبنایی[8]: نوعی نظریه­پردازی بر مبنای داده­های گردآوری شده از میدان تحقیق قلمداد می­شود. این روش با فرضیه ساختارمندی آغازنمی­شود وقصد آزمون نظریه­ای ندارد بلکه بعد ازجمع­آوری اطلاعات در تحلیل­های خود از نظریه استفاده می­کند. تفسیر و تحلیل عمیق داده­ها نقش مهمی را در آن ایفا می­کند و در صورت طی شدن تمامی مراحل می­توان به تبیین نظریه­ای منتهی شود(آریان، 1389: 88).

هرمنوتیک (علم تاویل): هدف هرمنوتیک آن­گونه که در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می­گیرد، شناخت فرایند شناخت است. درحالی که تفسیرگرا می­خواهد این نکته را کشف کند که آزمودنی چگونه تجربه خود را از زندگی تفسیر می­کند، محققی که از روش هرمنوتیک استفاده می­کند بیشتر علاقه­مند به فرایند اکتشافی تفسیرگرایانه است(ببی، 1388: 583).

و روش گروه­های متمرکز ازجمله روش­های کیفی می­باشد که درپژوهش حاضر، مطمح نظر محققین است. این روش، از طریق ارائه تفسیرهای مختلف و متعدد از واقعیت و ایجاد الگوهای مورد توافق حاصل می­شود. در روش یاد شده، دانش عینی نبوده و از تعامل بین پژوهشگر و موضوع پژوهش حاصل می­شود.

در مقاله حاضر، مشخصات گروه­های متمرکز و کاربرد آن در مطالعات فمینیستی[9] مورد بحث قرار گرفته است. ارتباط میان فمینیسم و متدولوژی زمانی شروع می­شود که فمینیسم خود را به عنون یک دانش معتبر معرفی کند. از دو دهه پیش بدین­سو فمینیسم درعین حال که هم­چنان به عنوان یک جنبش پرتحرک اجتماعی محسوب می­شود، آرام آرام به عرصه مطالعات دانشگاهی پا نهاده و بدین­سان از پشتوانه تئوریک نیز برخوردار شده است. اکنون نهضت زنان توانسته است با استفاده از زمینه­های متعدد علوم درحوزه­های دانشگاهی، موضوع جدیدی تحت عنوان مطالعات زنان را به سطح آکادمیک منتقل کند (محسنی و دیگری، 1378: 75) و به همین دلیل است که روش تحقیق فمینیستی به میان می­آید. باید گفت که هیچ روش تحقیقی به خودی خود فمینیستی یا ضد فمینیستی نیست؛ راه­های انجام تحقیق در چهارچوب نظری آن که بستر تعبیر نتایج است تحقیق را فمینیستی یا ضد فمینیستی می­کند با وجود این بسیاری از فمینیست­ها روش­های کمی گردآوری و تحلیل اطلاعات را مردود می­دانند(آبوت و دیگری، 1380: 277). شولمیت رین هرز5 بحث می­کند که بر اساس بررسی­های وی، روش زنان فمینیسم یک دیدگاه است نه یک روش. او معتقد است که تعدادی از موضوعات خصوصیات تحقیق زنان را بیان می­کند که شامل یک موضع­گیری مهم به سمت روش­شناسی ایجاد تغییر اجتماعی است و یک طرح برای ایجاد حضور مجدد تفاوت انسان و تلاش برای فهم روابط بین محقق و افرادی که مورد تحقیق قرار گرفته­اند، می­باشند(استربرگ، 1384: 35). بدین ترتیب می­توان گفت روش گروه­های متمرکز از جهات بسیاری می­تواند در تحقیقات فمینیستی کاربرد داشته باشد چرا که هدف اصلی آن به دست آوردن گرایشات، احساسات، عقاید، تجارب و روابط درشرایطی است که استفاده ازمتدهای دیگر همانند مشاهده، مصاحبه فرد به فرد و یا پرسشنامه پیمایشی امکان­پذیر نمی­باشد. این گرایشات، احساسات و عقاید ممکن است تا حدی از گروه یا زمینه اجتماعی[10] آن مستقل باشد؛ و داده­ها از طریق تعامل در گروه به دست می­آید(گیبس، 1387). روش بحث گروهی به خاطرداشتن ویژگی­هایی چون ناتورالیستی بودن، طبیعی بودن، توجه به زمینه­ی اجتماعی وحذف روابط قدرت استثماری محقق ازطریق مشارکت گروهی مورد علاقه­ی محققان فمنیستی بوده است(ویلکینسون[11]، 1999: 224). در تائید این مدعا، روس بر این عقیده است که امروزه محققان فمنیستی از روش بحث گروهی بیشتر استقبال می­کنند، چرا که تحقیقات فمنیستی با روش بحث گروهی به زنان کمک می­کنند تا از طریق اتحاد و خرد جمعی موقعیت­شان را تغییر دهند
(روس[12]، 2001: 22).

در رابطه با فمنیسم، انواع گوناگون نظریات فمینیستی را می­توان به سه نظریه تفاوت، نابرابری و ستمگری طبقه­بندی کرد. مضمون اصلی ادبیات مربوط به تفاوت­های جنسی در دوران معاصر این است که زندگی روحی درونی زنان با حیات روحی مردان تفاوت دارد. زنان ازجهت ارزش­ها ومنافع بنیاد­ی­شان، شیوه داوری­های ارزشی، ساخت انگیزه­های دستاوردی، خلاقیت ادبی، تفنن­های جنسی، احساس هویت و از نظر فراگردهای کلی آگاهی و ادراک خود درباره ساخت واقعیت اجتماعی، بینش و برداشتی متفاوت از مردان دارند. مضمون دوم این است که شکل کلی روابط زنان و تجربه­های زندگی­شان شکل متمایزی است. تبیین تفاوت­های میان زنان و مردان اساساً بر سه گونه­اند: زیست­شناختی، نهادی، اجتماعی- روان­شناختی. در مورد نظریه نابرابری جنسی چهار مضمون شاخص این نظریات می­باشند. نخست آن­که زنان و مردان نه ­تنها موقعیت­های متفاوتی در جامعه دارند بلکه در موقعیت­های نابرابری نیز قرار گرفته­اند. دوم آن­که این نابرابری از سازمان جامعه سرچشمه می­گیرد. سومین مضمون این است که هرچند افراد انسانی ممکن است از نظر استعداد و ویژگی­های­شان با یکدیگر تا اندازه­ای تفاوت داشته باشند، اما هیچ­گونه الگوی تفاوت طبیعی مهمی وجود ندارد که دو جنس را ازهم متمایز سازد. چهارم  این­که همه نظریه­های نابرابری فرض را بر این می­گیرند که هم مردان و هم زنان می­توانند در برابر ساختارها و موقعیت­های اجتماعی برابرانه­تر، واکنشی آسان و طبیعی از خود نشان دهند. عمده نظریات فمینیستی که بر نابرابری جنسی تاکید دارند و در صدد تبیین آن می­باشد، عبارتند از: فمینیسم لیبرالی و فمینیسم مارکسیستی. از دید نظریه­پردازان ستمگری جنسی، موقعیت زنان اساساً همان موقعیتی است که در چهار چوب آن، زنان مورد سوء استفاده، تحت نظارت، انقیاد و ستم مردان قرار می­گیرند. این الگو به عمیق­ترین و فراگیرترین اشکال در سازمان جامعه عجین شده و یک ساختار تسلط بنیادی تشکیل داده است که عمدتاً پدرسالار نامیده می­شود. نظریات عمده ستمگری جنسی عبارتند از: فمینیسم روانکاوانه، فمینیسم رادیکالی،  فمینیسم سوسیالیستی(ریتزر، 1386: 488- 469). با توجه به تعاریف فوق از انواع فمینیسم می­توان گفت روش گروه­های متمرکز توسط فمینیست­های معتقد به تفاوت­های جنسی می­تواند کاربرد داشته باشد و در مقاله حاضر مقصود از فمینیست، نظریات فمینیستی مبتنی بر تفاوت­های جنسی می­باشد. با عنایت به موارد فوق­الذکر سوالات مقاله­ی حاضر بر این محورها دور می­زنند که اولاً روش گروه­های متمرکز چه کاربردهایی در مطالعات فمنیستی دارد؟ ثانیاً، محدودیت­های این روش کدامند؟

 

 روش گروه­های متمرکز

توضیح های روش گروه­های متمرکز در تمام آثار اندیشمندانی چون (کالدر[13]، 1977، کوکس[14]، هایقن بوثمن[15]و بورتن[16]، 1976، فرن[17]، 1982، گولمن[18]، 1962، کروجر[19]، 1988، لهمان[20]، 1987، لایدژر[21]، 1986، مرتن[22]، 1956، مرگان، 1988، یوهاس[23]، 1986، زلر[24]، 1986) یافته شده است(یوهاس برس[25] و ویلککس[26]، 1991: 65). در واقع، این روش، یک نوع بحث گروهی است که به موضوع و مسئله­ی ویژه تمرکز دارد و در آن، بحث­ها توسط مدیر جلسه، مدیریت می­شود. هم­چنین روش یاد شده شامل 12- 8 مشارکت کننده است. لیدرمن (1989) فرضیه­های پنج­گانه­ی بنیادی را در رابطه با نتایج این روش ارائه داده که به شرح زیر است:  1. اعضا در این روش، منابع پر ارزش اطلاعات هستند.  2. قادرند تفکرات، احساسات و رفتارهای­شان را توصیف نمایند.  3. هم­چنین، مدیر جلسه می­تواند اطلاعات فراموش شده را یادآوری کند.  4. در این روش پویایی گروه­ها نقش اساسی در دسترسی به اطلاعات واقعی دارد.
5. مصاحبه کردن با یک گروه بهتر از مصاحبه کردن با فرد است(همان).

بااستفاده از روش گروه­های متمرکز می­توان اطلاعات غنی را طی پویایی گروه، درارتباط با موضوعی خاص به دست آورد. این روش توسط برخی محققین، بحث یا مصاحبه­ی گروهی نیز نامیده شده است. البته برخی محققین، گروه متمرکز را یک روش تحقیق کیفی می­دانند که از طریق آن، گروه کوچکی از شرکت­کنندگان برای صحبت در مورد عنوان یا موضوعی خاص جهت تولید اطلاعات گرد هم می­آیند. برخی محققین نیز، معتقدند که گروه متمرکز ابزاری اولیه برای طراحی یک پرسش­نامه می­باشد. استفاده از گروه متمرکز برای گردآوری اطلاعات، روش با ارزشی برای محققین کیفی می­باشد. گروه متمرکز یک جلسه­ی نیمه ساختاری است که به وسیله­ی رهبر گروه هدایت و درشرایطی غیررسمی به هدف گردآوری اطلاعات در مورد عنوانی خاص، برگزار می­شود(خسروی و دیگری، 1389: 20). در این راستا، هوقیز و دومنت بر این باورند که گروه­های متمرکز به طور خاص در انعکاس واقعیت­های اجتماعی یک گروه فرهنگی، از طریق، دسترسی مستقیم به زبان و مفاهیم همراه مشاهده­ی ساختاری تجربیات، سودمند است. هم­چنین، مورگان (1996)، مطرح می­کند که گروه­های متمرکز به مثابه­ی مشاهده­ی مشارکتی قوی است که توانایی مشاهده­ی پدیده­ها در زمینه و بافت آن را دارد و کارآمدتر از مصاحبه­ی فردی عمیق عمل می­کند(مک لافری[27]، 2004: 189).

مورگان[28] گروه­های متمرکز را شکلی از مصاحبه گروهی[29] معرفی می­کند که تاکید اصلی درگروه­ها متمرکز بر تعاملات پاسخ­دهندگان است در حالی که در مصاحبه گروهی تاکید اصلی بر پرسش و پاسخ­هاست(هس و دیگری، 2004: 337). تعدادی از نویسندگان تفاوت­های بین روش­های گروه­های متمرکز و گروه­های مصاحبه­گر قائل شده­اند که این سه تفاوت به شرح زیر می­باشد:

1. گروه­های تمرکزگرا عموماً بر موضوعاتی که مطالعه و تفحص عمیق را می­طلبد تاکید دارند. در حالی که مصاحبه­های گروهی دارای مدت معینی هستند.

2. مصاحبه گروهی از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه­تر است چرا که مصاحبه­گر می­تواند در یک زمان با چند نفر مصاحبه کنند به جای این­که با یک نفر به مصاحبه بپردازند.

3. محققان گروه تمرکز به روش­هایی علاقه­مندند که افراد به صورت گروهی با هم بحث کنند نه به صورت فردی. افراد در گروه نظرات دیگران را نیز می­شنوند و با آن­ها در تعامل هستند. به­ هر حال تفاوت بین گروه­های متمرکز و مصاحبه گروهی بدین جا ختم نمی­شود و معمولاً این دو واژه به جای هم به کار برده می­شوند(مورگان، 2009: 131).

به نظر گروگر[30] نیز گروه­های متمرکز روشی برای تبادل افکار و مذاکرات است که طبق یک برنامه­ریزی دقیق طراحی می­شود تا ادراکات و بینش مصاحبه­شوندگان را در یک محیطی به دور از تهدید و فشار بسنجد(زارع، 1390).

کاربردهای این روش گروه­های متمرکز نشان دهنده کیفیت این روش می­باشد مورگان کاربردهای این روش را به­شرح زیر بیان می­کند:

1. هدف اصلی از مصاحبه متمرکز این است که با افرادی که تجربه خاصی در مورد یک موضوع دارند دریک محیط نسبتاً سازمان­دهی نشده در مورد تجربیات­شان مصاحبه شود. در سال 1956 این بحث به وسیله مرتن[31] ارائه شده است. یکی از بهترین و مشهورترین مقاله­ها در این زمینه با محتوای علوم اجتماعی، در سال 1985 توسط مورگان و اسپانیش[32] با عنوان مطالعه آگاهی و دانش مردم در مورد مسائل بهداشت و سلامت ارائه شد. جالب­ترین بخش این روش مربوط به سوال­هایی می­شد که دانش مردم را درباره حملات قلبی و علت بروز آن­ها مورد بررسی قرار می­داد. بنابراین، بیشتر تاکیدها بر روی چگونگی مشارکت گروه­های متمرکز و علت بروز حملات قلبی بود که مورد بررسی قرار گرفت و سالیان متمادی این بحث مورد بررسی قرار گرفته است(هس و دیگری، 2004: 337).

گروه­های متمرکز برخلاف گروه­های دلفی، معمولاً ازکارشناسان آموزش­دیده تشکیل نمی­شود، گروه­های متمرکز بیشتر برای گردآوری اطلاعات از افراد غیرمتخصص طراحی می­شود(زارع، 1390). بیشتر تاکیدها در این حوزه­ها بر روی شناخت مردم می­باشد. به عنوان مثال، بررسی این­که مخاطبان چطور به برنامه­های تلویزیون، رادیو، فیلم­ها، روزنامه­ها و مقاله­ها واکنش نشان می­دهند. مطالعه مورلی[33] در سال 1970 درمورد یک برنامه خبر بریتانیایی ازمشهورترین مطالعات در این زمینه می­باشد. این تحقیقات برای افزایش توجه و پذیرش مخاطبان مورد استفاده قرار می­گیرد و تفاسیر مخاطبان در مورد متن­های رسانه­ای و فرهنگی مورد مطالعه قرار می­دهند(همان: 338).

2. این روش به محققان این اجازه را می­دهد که دانش خود را روش کارشان بسط و توسعه دهند. در یک مصاحبه عادی مصاحبه شونده اغلب نظر افراد را می­پرسد اما گروه­های متمرکز این فرصت را در اختیار افراد شرکت­کننده می­دهد که نظرات دیگر شرکت­کنندگان را نیز بشنوند. این می­تواند مورد پسندتر از سوال­ها و پاسخ­های قابل پیش­بینی باشد که به صورت یک مصاحبه عادی انجام می­شود. گروه­های متمرکز می­تواند در استنباط نظریات مختلف در مورد مسائل ویژه خیلی مفید و موثر باشد. هم­چنین، این روش برای دست­یابی به ادراکات شرکت­کنندکان در مورد موضوعی خاص در شرایط مجاز و غیر تهدید کننده طراحی می شود(خسروی و دیگری، 1389: 21).

3. از گروه­های متمرکز می­توان جهت به دست آوردن اطلاعات لازم برای تهیه پرسشنامه در یک تحقیق توصیفی استفاده کرد(عزمی، 1387: 71). شرکت­کنندگان گروه­های متمرکز قادر هستند مسائل مهم دیگری که در ارتباط با موضوع هستند پیش­بینی کنند. این هدف، هدف مصاحبه­های فردی[34] نیز می­باشند ولی چون مدیر در گروه­های متمرکز از کنترل زیاد چشم پوشی می­کند بهتر می­توان به این هدف دست یافت(هس ودیگری، 2004: 338).

4. در مصاحبه فردی، مصاحبه شوندگان به ندرت مورد بحث قرار می­گیرند؛ حال آن که در گروه­های متمرکز افراد معمولاً با دیگر افراد گروه به بحث وگفتگو می­پردازند وعقیده و نظر دیگران را نیز می­شنوند و ممکن است در نظرات خود تجدید نظر کنند و یا بر آن­ها اصرار ورزند و این به واقعیت نزدیک­تر است. بحث در گروه­های متمرکز به محقق این امکان را می­دهد تا مشاهده کند چگونه مردم اظهار نظر کرده، از نظر خود دفاع می­کنند و شاید دیدگاه­های خود را در کنش متقابل تغییر می­دهند(لیندسی به نقل از عزمی، 1387: 71).

5. گروه­های متمرکز فرصت مطالعه بیشتری در مورد احساسات اشخاص، پدیده­ها و ساختارهای حوزه معنایی در اختیار محققان قرار می­دهند. این یک عقیده کلی است که موقعیت­ها درتعامل و فرآیند تعاملی شکل می­گیرد. برای افرادی که گوشه­گیر و منزوی هستند پدیده­های اجتماعی در طول تبادل و بحث با سایر افراد اتفاق می­افتد. بنابراین، گروه­های متمرکز بر ساختارهای زندگی نیز تاثیر گذار خواهد بود(هس و دیگری، 2004: 338).

 

اجراء گروه­های متمرکز

حال که تاحدی با گروه­های متمرکز آشنا شدیم در این­جا به تعدادی از جنبه­های اجراء و اداره تحقیق گروه­های متمرکز اشاره و بحث خواهیم کرد:

ضبط کردن صدا و نسخه برداری[35]: همانند سایر روش­های کیفی جلسات مصاحبه در روش گروه­های متمرکز نیز باید ضبط شود. یک تحقیق خوب زمانی است که این مرحله به خوبی صورت گیرد. مورگان دلایلی که باعث می­شود از جلسات نسخه­برداری شود را به شرح زیر بیان می­کند:

1. یکی از دلایل اصلی ضبط کردن صداها که در یادداشت­برداری تاحدی مشکل ساز است، این است که برای محققان گروه­های متمرکز تنها این­که افراد چه ­چیزی می­گویند مهم نیست بلکه این­که چه کسی، چه چیزی می­گوید نیز مهم است. در حالی که این امکان در یادداشت­برداری نیست چون باید از افراد بخواهیم تا مکث کنند و ما بنویسیم و یا قسمتی از بحث را ننویسیم که این خود نیز امکان ندارد (همان: 339).

2. محققان می­خواهند بدانند نظرات در گروه توسط چه کسانی ابراز می­شود. آیا افراد خاصی نظرات را هدایت می­کنند یا بحث­ها را معین می­کنند. نظرات در گروه را یک نفر یا دو نفر اداره می­کنند یا بیشتر افراد گروه؟

3. از آن­جایی که معانی در طی جلسات مختلف ساخته می­شود یادداشت­برداری مشکل است ما باید جلسات را ضبط کنیم تا همه گفته­ها را داشته باشیم وگرنه بخش­هایی از بحث را نخواهیم داشت(همان).

4. همانند دیگر روش­های تحقیق کیفی محققان نه ­تنها به چیزی که افراد می­گویند بلکه به نحوه گفتن نظرات افراد نیز علاقه­مند هستند. در ضبط کردن صداها می­توان تفاوت­های زبانی را نیز در نظر داشت در حالی که در یادداشت­برداری ممکن است این تفاوت­ها از بین برود.

اگر شما از روش قدیمی برای ضبط صداها استفاده کنید خستگی­آور خواهد بود چرا که نحوه گفتن و افرادی که حرف می­زنند مشخص نخواهد بود. به این دلیل، بهتر است برای هر فرد یک میکروفن آماده کنید. برخی نیز استفاده از ضبط ویدیویی را پیشنهاد نموده­اند که البته حریم خصوصی افراد ممکن است به­خطر بیافتد(خسروی و دیگری، 1389: 26).

تعداد شرکت­کنندگان در گروه­های متمرکز بستگی به موضوع و خصوصیات پدیده­ی مورد بررسی دارد و با عنایت به این­که، روش یاد شده جزء روش کیفی است و غالباً نمونه­گیری نظری مطرح است. بنابراین، منطقی است که گردآوری داده­ها و نمونه­گیری و تعداد اعضای شرکت­کننده تا اشباع داده­ها ادامه یابد و اندازه­ی گروه­ها باید مناسب باشد. درمورد اندازه­ی گروه­ها نظرات مختلفی ارائه شده است. که در قالب جدول شماره­ی (1) قابل مشاهده است. جدول زیر، مربوط به چندین مطالعه با روش گروه­های متمرکز می­باشد، با توجه به این جدول تعداد گروه­ها بین 9 الی 52 متغیر است. به نظر مورگان تعداد گروه­ها بین 15-12 مناسب به نظر می­رسد.

جدول شماره (1): ترکیب گروه­ها در تحقیقات گروه­های متمرکز

نویسندگان

Morgan and Spanish

(1985)

Schlesinger et al. (1992)

Kitzinger

(1993,1994)

Livingston and Lunt

(1994)

Lupton

(1996)

Fenton et l.

(1998)

Sterling Media Research Institute

(1998)

تحقیق

اعتقادات در مورد سلامتی و نگرانی­های حملات قلبی

پاسخ زنان در مشاهده خشونت

پاسخ مخاطبان درباره پیام رسانه­ها درباره ایدز

پاسخ مخاطبان به برنامه­های بحث و گفتگو

پاسخ به بحث در مورد رژیم و سلامت

پاسخ مخاطبان به گزارش تحقیقات اجتماعی

پاسخ مردان در مشاهده خشونت

تعداد گروه­ها

9

14

52

12

12

14

15

اندازه گروه­ها (تعداد اعضا)

4 یا 5

9-5

مشخص نبود

اما بطور 3 به 9 یا 10 ظاهر شدند

8-4

5-3

6-4

8-3

میانگین اندازه گروه­ها

4/4

6/6

75/6

75/5

1/4

5

9/5

معیارهای طبقه­بندی

معین نشده بود ولی همه شرکت کنندگان باید50-35 ساله بودند، نداشتن تجربهحمله قلبی

تجربه خشونت، اسکاتشی/ انگلیسی، نژاد، طبقه

نه ولی از گروه­ها خاصی تشکیل شده بودند

معین نشده

جنسیت

جنسیت، تحصیلات، اشتغال

(بخش خصوصی/ عمومی)

طبقه، اسکاتلشی/ انگلیسی، نژاد، سن، تبعیض جنسی،

گروه­ها طبیعی؟

نه ولی همه شرکت­کنندگان دانشجویان یک دانشگاه بودند

برخی

بله

نه

بله

برخی

نه

  منبع: (هس و دیگری، 2004: 340).

زمان و منابع از عوامل مهم در تعیین تعداد گروه­هاست. کلدر[36] در سال 1977 پیشنهاد می­کند مدیران باید در مورد نکاتی که افراد را قادر می­سازد به نتیجه برسند، تحقیق کنند، بنابراین، درگروه­ها این آمادگی وجود خواهد داشت. برای مثال، در مطالعه مخاطبان برنامه­های بحث و گفتگو، لیوینق استون[37] و لانت[38] از این معیارها استفاده کردند: تعداد گروه­های متمرکز با تکرار تا زمانی که الگو و عمومیتی خاص و موادی تا حدی جدید به وجود آید، مشخص شد. هم­چنین از جمله عواملی که بر تعداد گروه­ها تاثیر می­گذارد عواملی مانند: سن، جنس و طبقه می­باشد که متاثر از نظریات است و محققان آن­ها را متاثر از نظریات مورد بررسی قرار می­دهند( هس و دیگری، 2004: 340).

نکته مهم دیگر، این است که تعداد زیاد گروه­ها موجب دشواری تجزیه و تحلیل خواهد شد. برای مثال لیسنقر[39] بیان می­کند درطی 14 جلسه 1400 صفحه نخسه­برداری شده است که به نظرمی­­رسد بیش ­از حد طبیعی است. همان طوری که اشاره شد، مسلماً انتخاب گروه­ها و اعضای آن اتفاقی نیست، تعداد شرکت­کنندگان بستگی به موضوع و خصوصیات پدیده مورد بررسی دارد(خسروی ودیگری، 1389: 24). درسال 1998 مورگان پیشنهاد می­کندکه اعضای گروه عموماً باید 10-6  نفر باشد. هم­چنین وی پیشنهاد می­کند گروه­ها کوچک­تر فرصت بیشتری را برای صحبت کردن بر روی موضوع فراهم می­کند، خصوصاً هنگامی که شرکت­کنندگان علاقه بسیاری به شرکت در بحث دارند. وی هم­چنین پیشنهاد می­کند که هنگامی که موضوع تحقیق پیچیده است گروه­ها کوچک­تر باشد تا بهتر بتوان به هدف اصلی دست یافت. هنگامی که گروه بزرگ­تر باشد شرکت­کنندگان در آن ضعیف خواهند بود و محققان اطلاعات بی­شمار و مختصری به دست خواهند آورد. افراد در گروه­های بزرگ­تر کمتر با موضوع درگیر می­شوند. در گروه­های بزرگتر بیشتر سکوت و خاموشی مطرح است(هس و دیگری، 2004: 341).

بسیاری از محققین معتقدند حفظ اندازه مناسب گروه با توجه به احتمال ریزش 20 درصدی شرکت­کنندگان مشکل است و برای کاهش احتمال برهم خوردن جلسات گروه به علت ریزش نمونه­ها بهتر است تعداد بیشتری از افراد دعوت شوند(خسروی و دیگری، 1389: 24).

سطح دخالت مدیریت[40]: سطح دخالت مدیر بستگی به هدف تحقیق دارد. مدیر نباید اجازه دهد بحث از کنترل خارج شود. در عین حال نباید جلسات بی­روح باشد. تحقیق نباید سازماندهی شده باشد به همین خاطر محققان بیشتر با استفاده از سوالات کوتاه و کلی جلسات گروه متمرکز را کنترل می­کنند(هس و دیگری، 2004: 342).

در بین مراحل مختلف گروه­های متمرکز شاید از همه مهم­تر شروع جلسه است؛ در آغاز باید مدیر جلسه افراد را تحریک به صحبت کردن کند به عبارتی ایجاد زمینه اشتیاق دربین افراد پاسخگو از اهمیت زیادی برخوردار است. می­توان در این راستا از عکس­های مختلفی که برای افراد جالب باشد و به موضوع مورد نظر محقق نزدیک است استفاده نمود(عزمی، 1387: 72). یک مدیر موفق شرکت­کنندگان را به تعامل با یکدیگر، بیان عقاید و آشکارسازی ساختار ذهنی تشویق می­نماید.

مدیر جلسه باید مراقب باشد تا همه افراد در جلسه شرکت کنند؛ وی باید از تفکر گروهی جلوگیری نماید، فرآیندی که زمانی اتفاق می­افتد که اعضای قوی­تر گروه، کنترل گروه را به دست گیرند و بر سایر اعضا تاثیر می­گذارند. عموماً یک رهبر گروه توانا می­تواند بر تمایل به تفکر گروهی غلبه نماید. گاهی نیز اختلاف نظر آن­چنان بالا می­گیرد که گروه را از مسیر صحیح خود خارج می­سازد، یک مدیر ماهر باید بداند چگونه این وضعیت را اصلاح کند(خسروی و دیگری، 1389: 21).

توصیه شده است که در هر جلسه گروه متمرکز حداقل دو محقق با تجربه حضور داشته باشند. مصاحبه­گری که مسئول برگزاری گفتگو بر اساس پارامترهای از قبل تعیین شده می­باشد و رهبری بحث را برعهده دارد. این فرد نیاز به مهارت بالایی جهت تسهیل فرآیند گروه، گوش کردن و ژرفکاوی[41] و تشویق شرکت­کنندگان[42] به تعامل و توصیف درک­شان از عنوان مورد بحث و پویایی گروه دارد. علاوه بر این فرد باید از نظر گروه قابل پذیرش و مورد احترام باشد، البته در مورد استفاده از مصاحبه­گری که عضو همان جامعه می­باشد، باید دقت صورت گیرد؛ زیرا ممکن است موجب محرمانه ماندن اطلاعات گردد. فرد دوم نقش یادداشت­برداری[43] و نوشتن یادداشت­های جلسه را بر عهده دارد. این فرد باید یادداشت­ها را به درستی با ذکر نام یا شماره فردی که صحبت می­کند و با در نظر گرفتن ارتباطات غیرکلامی نظیر حالات صورت و حرکات دست؛ انجام دهد اگرچه ضبط صدای گروه و پیاده­­سازی کلمه به کلمه امکان دسترسی به امکانات را فراهم می­کند اما نقش این فرد در ثبت ارتباطات و تعاملات غیر تعاملی شرکت­کنندگان بسیار مهم است. لازم به ذکر است این فرد باید یک مشاهده­کننده مشارکتی باشد تا به افراد اجازه دهد به عمق آن­چه که در گروه به دنبال آن هستند، دست یابند حتی محل نشسن این فرد نیز باید جدا باشد(همان).

درروش گروه­های متمرکز هرکسی که موضوع بحث بااو مرتبط است می­تواند به عنوان یک شرکت­کننده، مناسب محسوب شود. برخی اوقات موضوعات خاصی نیازی به شرکت­کنندگان خاصی ندارد و هرکسی می­تواند با ثبت نام در جلسات شرکت کند؛ ولی این یک موقعیت غیرعادی است که محدودیتی نباشد وطبیعی است که یک­سری محدودیت­هایی داشته باشند. برای مثال برای بررسی دانش مردم درباره حملات قلبی مورگان و اسپانیش افرادی در رده­هاس سنی 50-35 ساله را به کار گرفتند و افرادی که تجربه حمله قلبی را داشتند را کنار گذاشتند و هم­چنین، کسانی که موضوع بحث برایشان سخت بود نیز کنار گذاشته شدند(هس و دیگری، 2004: 343).

همان­طور که قبلاً ذکرکردیم، طبقات گسترده مردم باید در قالب گروه­ها از هم جدا شوند. ملاک­های این جداسازی و گروه­بندی معمولاً سن، جنسیت، تحصیلات، شغل و هم­چنین داشتن یا نداشتن تجربیات خاص است. بنابراین، شرکت­کنندگان می­توانند به ­صورت تصادفی انتخاب شوند و یا از طریق نوعی از روش­ها انتخاب شوند. هدف این است که نوعی سیستم و سازمان­دهی ایجاد کنیم؛ برای مثال در بررسی برنامه خبری Nationwide، مورلی پی برد که گروهی از مدیرانی که برنامه را تفسیر می­کنند هدف سازندگان این برنامه را نشان می­دهد ولی هنگامی که حزب کارگران این برنامه را تفسیر می­کنند با هدف آن­ها مغایر بود. این نتیجه­گیری هنگامی حاصل می­شود که بر شرکت­کنندگان به صورت گروه­های سازمان­دهی شده متمرکز شویم. مشابه این در بررسی پاسخ (واکنش) زنان در مشاهده خشونت، اسلشن[44] شبیه این نتیجه­گیری کرده­اند. آن­ها چهارده گروه خود را در قالب چهار آیتم نشان داده­اند. موضوعی که در این­جا پیش می­آید این است که انتخاب افرادی که همدیگر را نمی­شناسند بهتر است یا انتخاب از گروه­های طبیعی[45]؟ مورگان(1998) معتقد است که استفاده ازگروه­های ازپیش تشکیل شده دارای مزایایی می­باشد، دوستان و همکاران راحت­تر ارتباط برقرار می­کنند، تعامل گروه بهتر برقرار می­شود، شرکت­کنندگان زمان کمتری را صرف توصیف خود می­نماید در نتیجه وقت بیشتری برای بحث درمورد عنوان مورد نظر وجود خواهد داشت(خسروی و دیگری، 1389: 23).

 با این حال، مورگان به معایب استفاده از این نوع گروه­ها نیز اشاره دارد یکی از مشکلات استفاده از گروه­های طبیعی (دوستان، همکاران و ...) را نمایشی بودن عملکردشان به خاطر این که افراد همدیگر را می­شناسند، می­باشد(هس و دیگری، 2004: 344).

اعضا گروه ممکن است از برخی ابعاد همگون و از برخی ابعاد دیگر ناهمگون باشند. این تصمیم بستگی زیادی به هدف تحقیق نیز دارد. وجود برخی جنبه­های تنوع در گروه، بحث را تقویت می­کند. اما یک گروه بسیار ناهمگون می­تواند برای اعضا تهدید کننده باشد و مانع از ارائه اطلاعات گردد. زمانی که کسب اطلاعات از گروه­های مختلف مورد نظر است؛ توصیه می­شود که گروه­های جداگانه از افراد نسبتاً همگون تشکیل گردند(خسروی و دیگری، 1389: 23).

پرسیدن سوالات: همانند دیگر روش­های تحقیق کیفی مصاحبه باید تاحدی غیرسازمان­دهی شده[46] باشد. تعدادی از محققان ترجیح می­دهند که تنها از یک یا دو سوال کلی برای گرفتن نتیجه بهتر استفاده کنند. برای مثال در بررسی دانش مردم در مورد حملات قلبی، مورگان و اسپانیش از شرکت­کنندگان خواستند فقط در مورد دو موضوع بحث کنند. موضوع اول در مورد این بود که چه کسی دچار حمله قلبی می­شود و چرا؟ شرکت­کنندگان در مورد کسانی که می­شناختند و از حمله قلبی آن­ها آگاه بودند صحبت کردند و موضوع دوم درباره دلایل وعواملی که مانع حملات قلبی می­شود بحث کردند. به­ هرحال تعدادی ازمحققان ترجیح می­دهند که جلسات زیاد سازمان­دهی نشوند. مثال دیگر درمورد فیلمThe Accused که عکس­العمل مخاطبان در رابطه با این فیلم ازطریق سوالات مطرح شده جمع­آوری شدکه این سوالات در 5 محور اصلی بود.

1. ابتدا فرصتی در اختیار شرکت­کنندگان گذاشته می­شود تا در مورد هدف فیلم، احساس رضایت از فیلم و در مورد واقعیت داستان فیلم بحث کنند.

2. سوالاتی در مورد بازیگران و واکنش­های آن­ها مطرح می­شود.

3. شرکت­کنندگان درباره عکس­العمل­شان نسبت به صحنه­ها صحبت کنند.

4. شرکت­کنندگان عکس­العمل­شان را نسبت به نتیجه فیلم بیان کنند.

5. در آخر شرکت­کنندگان در مورد ارزش­های فیلم بحث می­کنند.

دراین تحقیق سوالات­ویژه­ای مطرح شده­اند، سوالات­کلی بودند وبرای نشان دادن تفاوت­های عکس­العملی در بین گروه­های شرکت­کننده برای هرکدام از 4 برنامه نمایش داده شده، طراحی شده­اند. به هر حال، برای مدیران فرصتی ایجاد می­کند تا نسبت به نکات و نظرات ساخته شده در جلسات واکنش نشان دهند. در این تحقیق سوال­های اولیه برای نشان دادن عکس­العمل اولیه به ­صورت «باز پاسخ[47]» طراحی شده است. که این روش، روش عمومی سوال پرسیدن در گروه­های متمرکز می­باشد؛ که به محقق اجازه می­دهد سوالات تحقیق و ازطرف دیگر جهات تحقیق را کنترل کنند و هم­چنین امکان مقایسه جلسات را فراهم می­کند و نیزبه شرکت­کنندگان اجازه می­دهد که موضوعات را ویژه و با نظر خودشان ببینند(هس و دیگری، 2004: 343).

سبک و روش سوالات به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ مانند طبیعی بودن موضوع تحقیق (برای مثال محققان قبلاً در مورد آن به دانش­هایی دست یافته بودند که در این صورت سازماندهی زیادی نیاز نیست) و هم­چنین سطح­ علاقه­مندی یا دانش شرکت­کنندگان تحقیق (برای مثال علاقه پایین شرکت­­کنندگان به شرکت در تحقیق که در این صورت تحقیق نیازمند عملکرد سازمان یافته است)، که در هر یک از استراتژی متفاوتی برای پرسیدن سوال مورد استفاده قرار می­گیرد. محققان گروه­های متمرکز باید به طور عادی زمینه را برای حداقل بحث­هایی که از هدایت مصاحبه­گر خارج شده است را آماده کند، از آن جایی که شناخت و آگاهی جدیدی به وجود می­آورد(همان: 346).

تعداد جلسات لازم برای هر گروه: خصوصیات پدیده مورد بررسی تا حدی بر تعداد جلسات نیز تاثیر می­گذارد بیشتر نویسندگان حداقل برگزاری 3 تا 4 جلسه برای هر گروه را توصیه نموده­اند. تعداد جلسات به طور کلی بستگی به اشباع اطلاعات دارد. البته زمان، هزینه و در دسترس بودن شرکت­کنندگان می­تواند تعداد جلسات را محدود نماید(خسروی و دیگری، 1389: 24).

روش نشستن در گروه­های متمرکز نیز مهم است باید همه افراد به نحوی نشسته باشند که بتوانند همدیگر را ببینند. در عین حال مدیر جلسه نیز باید بر همه اشراف داشته باشد، یک حالت دایره­ای یا نیم دایره­ای به شکلی که خیلی از هم دور نباشند(عزمی، 1387: 72).

با توجه به آن­چه گفته شد به تعریف مورگان از گروه­های متمرکز که بر ارتباط متقابل و تعامل در گروه تاکید دارد، می­رسیم؛ تعاملات اجتماعی و تاثیرات آن جلسات گروه متمرکز را از مصاحبه فردی متفاوت می­کند، با این حال کیزینقر[48] (1994) مشاهده کرد فقط تعداد کمی از تحقیقات گروه­های متمرکز منتشر شده است که به الگوی ارتباطات گروهی[49] در طرح تحقیق اشاره دارند. ویلکسون بیش از 200 مطالعه اصلی در باب گروه­های متمرکز را که بین سال­های 1946 و 1996 منتشر شده بودند را بررسی کرد. او نتیجه گرفت که داده­های گروه­ متمرکز معمولاً یک به یک از داده­های مصاحبه ارائه می­شود و به ندرت تعامل بین شرکت­کنندگان و گروه در گزارشات توجه می­شود چه رسد به تجزیه و تحلیل(هس و دیگری، 2004: 346).

 کیزینقر نشان می­دهد که بحث­ها درگروه­های متمرکز می­تواند آشکار ومعلوم باشند. نامبرده، پیشنهاد می­کند که مدیرمی­تواند نقش مهمی در آشکار کردن اختلاف­ نظرها داشته باشد. هم­چنین اختلاف نظرها می­تواند فرصتی برای شرکت­کنندگان باشد تا نظرات خود را اصلاح کنند و یا در مورد دلایل نظری که دارند بیشتر فکر کنند. وی بحث می­کند، توجه به الگوی تعاملات گروه متمرکز به محقق اجازه می­دهد تا معین کند چگونه شرکت­کنندگان گروه، مسائل را با این نظرکه درمقابل اصطلاحات آن­ها است؛ می­بینند. نکاتی ازسوالات و توافق وعدم توافق بین شرکت­کنندگان کمک می­کند تا نظرات خود را درمورد موضوع بوجود آورند. حل اختلاف نظرات هم­چنین به ابراز نظر شرکت­کنندگان درمورد موضوع و دفاع از نظرات خود دفاع خواهد کرد(همان).

 

کاربرد گروه­های متمرکز از سوی فمینیستها

جامعه­شناسی فمینیستی دانشی است برای زنان و نه فقط یا لزوماً درباره زنان، دانشی که با استیلای مردان که نابرابری زنان را در اجتماع نهادینه می­سازد به اعتراض و رویارویی بر می­خیزد. وجه مشخصه فمینیسم این است که فرودست بودن زنان را قابل چون و چرا و مخالفت می­داند. این مخالفت مستلزم بررسی انتقادی موقعیت کنونی و گذشته زنان و در چالش با ایدئولوژی­های مردسالارانه­ ای است که فرودستی زنان را طبیعی وهمگانی، وبنابراین، اجتناب­ناپذیر جلوه می­دهند. نگاه به جهان از چشم­انداز زنان که تاکنون از ورود به عرصه­ی تولید دانش محروم بوده­اند، ضروری است. این دیدگاه شناخت درست­تری از جهان عرضه خواهد کرد چون در پی توضیح چیزی برمی­آید که دانشی مردسالار از تشخیص وجود آن عاجز است(آبوت و دیگری، 1380: 31). نظریه نوعی جهان­بینی است که امکان تبیین جهان را برای ما فراهم می­سازد و به ما رهنمود می­دهد که چه چیزهایی را مهم و مربوط به موضوع بدانیم و رویدادها را چگونه تعبیر و تفسیر کنیم، با این حال گردآوری شواهد یعنی انجام تحقیق نیز برای درک جهان ضروری است. هاردینگ[50] (1987) به جای تلاش برای ایجاد روش فمینیستی در علوم اجتماعی استدلال کرده است که بهترین تحلیل­های فمینیستی دارای سه ویژگی هستند:

اول این­که، برای مقابله با این واقعیت که علم اجتماعی به طور سنتی به پرسش­هایی پرداخته است که در تجارب اجتماعی مربوط به مردان مسئله­ ساز بوده­اند، محققان فمینیست معتقدند که پژوهش­های آن­ها باید بر مبنای تجارب زنان به عنوان منبعی برای مسائل، فرضیه­ها و شواهد پژوهش باشد.

دوم، همان­گونه که پژوهش اجتماعی به مردان پرداخته است، تحقیقات فمینیستی باید برای زنان طراحی شوند که به آن­چه آن­ها با تجارب خود آن را مساله ساز می­دانند، بپردازند.

سوم، با آگاهی از این موضوع که پیش­ زمینه فرهنگی محقق بخشی از شواهدی است که بر نتایج پژوهش تاثیر دارد، محقق باید خود را مانند موضوع پژوهش در همان چهارچوب انتقادی قرار دهد. این ویژگی پژوهش خوب فمینیستی، از این موضع عینیت­گرا که تلاش می­کند محقق به عنوان تاثیر نامرئی و مستقل قدرت به نظر رسد، اجتناب می­نماید. در واقع امکان گنجاندن این عنصر ذهنی درتحلیل، عینیت پژوهش را افزایش می­دهد و عینیت­گرایی را که نوع شواهد را از همگان مخفی می­کند کاهش می­دهد (هاردینگ به نقل از بلیکی، 1389: 215).

به عبارت ساده­تر می­توان گفت فمینیست­ها این را که پژوهش فمینیستی می­تواند عینی باشد؛ یعنی پژوهشگر از نظر عاطفی درگیر نشود را مردود می­داند؛ زیرا پژوهشگر بخشی از موضوع پژوهش به شمار می­آید(آبوت و دیگری، 1380: 280). با توجه به این ویژگی­ها می­توان­گفت روش گروه­های­متمرکز روشی مناسب برای تحقیقات فمینیستی می­باشد. فمینیست­ها اغلب معتقدند که در تحقیقات جامعه­شناختی باید از روش­های کیفی بهره گرفت تا زنان و مردان مورد پژوهش امکان «شنیده شدن» را بیابند و امکان نگرش و درک معنا از جایگاه افراد در مورد پژوهش فراهم شود. استفاده از گروه­های متمرکز توسط محققان فمینیست در سال­های اخیر از رشد قابل توجهی برخوردار بود. ویلکسون[51] (1999-1998) بحث­هایی را در این مورد ارائه داد و این بحث­های ارائه شده مهم و قابل توجه هستند. سه بعد از این روش که با اصول اخلاقی و سیاست­های فمینیست­ها سازگار می­باشد، عبارتند از:

1. تحقیقات گروه­های متمرکز کمتر از سایر روش­ها غیرطبیعی­اند. به این خاطر که بر روی تعامل گروهی تاکیدمی­شود، که بخشی از زندگی اجتماعی است. طبیعی بودن باعث می­شود آسیبی به اطلاعات نرسد. بسیاری از محققان گروه­های متمرکز گرایش دارند شرکت­کنندگان را از گروه­های طبیعی انتخاب کنند از آن­جایی که مردم می­توانند درموقعیت­هایی که تاحدی طبیعی­اند بهتر بحث کنند سطح غیرطبیعی بودن روش را پایین می­آورد(هس و دیگری، 2004: 348)، قصد فمینیست­ها ایجاد راهبردهایی برای پژوهش است زنان در آن­ها حضور داشته باشند و با پژوهش ­شونده هم­چون اشیاء مورد استفاده پژوهشگر برخورد نشود(آبوت و دیگری، 1380: 279). با این وجود همه نویسندگان طبیعی بودن گروه­های متمرکز را خیلی زیاد قبول ندارند. حتی زمانی­که از گروه­های طبیعی استفاده می­شود، جمع کردن افراد برای بحث در مورد یک موضوع خاص (به عنوان مثال یک برنامه تلویزیونی) مسلماً طبیعی نخواهد بود؛ به این خاطر که زمینه اجتماعی تا حدی ساختگی خواهد بود. بدون تردید تکمیل پرسشنامه یا مورد مصاحبه طبیعی به نظر برسد به خاطر این­که این عوامل نسبتاً عادی هستند، درحالی که مورد سوال واقع شدن در گروه مسئله­ای غیرضروری است(هس و دیگری، 2004: 348).

2. وجه اصلی در روش فمینیستی استفاده از تجارب زنان در زمینه محلی به عنوان شاخص برای آزمون فرضیات است(هاردینگ به نقل از چچ و ساکورای، 2011: 5). محققان فمینیست اولویت را به روش­هایی که از زمینه اجتماعی استفاده می­کنند می­دهند، مطالعه موفق افراد همراه با زمینه اجتماعی آن­هاست. بیشترروش­ها فرد را موجودی جدا از زمینه اجتماعی می­بینندکه این روش مورد علاقه محققان فمینیست، که عقیده دارند که خود در ارتباط متفابل با اجتماع ساخته می­شود، نمی­باشد. چون فرد در گروه­های متمرکز بخش مهمی است وزمینه اجتماعی دراین روش تاثیرگذار است، فمینیست­ها به استفاده از این روش گرایش دارند(هس و دیگری، 2004: 348).

3. منطق موضع فمینیستی درباره پژوهش ایجاب می­کندکه کار به صورتی مشترک و غیرفردی انجام شود. یعنی پژوهشگر به زنان مورد بررسی کمک کند که خود درباره خود تحقیق کنند و پژوهشگر و پژوهش ­شونده با هم درباره موضوع تحقیق، شیوه اجراء آن و نحوه­ی به کارگیری یافته­ها تصمیم بگیرند (آبوت و دیگری، 1380: 279). محققان فمینیست به روش­های تحقیقی که بهره­گیرانه­اند و بین محققان زن و پاسخ­دهندگان زن رابطه قدرت ایجاد می­کنند، بدگمان­اند. مشاهدات ویلکسون خطر چنین اتفاقی را تا حد زیادی کاهش داد، چرا که شرکت­کنندگان گروه­های متمرکز می­توانند از طرف مدیریت در جلسات هدایت شوند و حتی آن­ها می­توانند اهداف جلسات را به شیوه­ای که مورد علاقه مدیریت است واژگون کنند. که در نتیجه نکته نظرات شرکت­کنندگان بهتر از مصاحبه سنتی آشکار خواهد شد(هس و دیگری، 2004: 348).

ویلکسون معتقد نیست که روش گروه­های متمرکز یا هر روش دیگری می­­تواند به عنوان روشی ذاتاً فمینیستی دانست؛ او بحث می­کند که به خاطر این سه ویژگی و کاربرد آن برای نگرانی­های فمینیست­ها، روش گروه­های متمرکز به عنوان ابزار تحقیق فمینیست­­ها می­تواند باشد. انواع بحث­­هایی که درباره تناسب بین روش گروه­های­متمرکز و تحقیقات فمینیست­ها انجام شده است پیشنهاد می­کندکه این روش می­تواند نقش برجسته­ای در به گوش رساندن صدای گروه­های زنان به حاشیه کشاننده شده داشته باشند. مادریز[52] بحث می­کند که برای یک گروه، مانند زنان رنگین پوست متعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی پایین، گروه­های متمرکز فرصت نسبتا برابری را ایجاد می­کند که از طریق تجربه و آگاهی به ضعف­های خود پی­ببرند و خود را تقویت کنند(همان).

 

محدودیت­های گروه­های متمرکز

نقاط قوت روش گروه­های متمرکز پررنگ­تر از نقاط ضعف آن می­باشد با این حال هر روش تحقیقی محدودیت­هایی دارد که برای افزایش اعتبار تحقیق باید به آن­ها توجه کرد از جمله محدودیت­های روش گروه­های متمرکز عبارتند از:

1. محدودیت­های این روش بیشتر مربوط به اندازه و هدایت گروه می­باشد. مصاحبه­گر باید توانایی برگزاری و هدایت گروه را داشته باشد(خسروی و دیگری، 1389: 26). محققان نسبت به مصاحبه فردی کنترل کمتری را بر روند تحقیق خواهند داشت. همان­طورکه دیدیم همه نوشته­های گروه­های­متمرکز این را عنوان یک عیب نمی­بینند وبدون تردید محققان فمینیست معمولاً این را به عنوان یک مزیت می­دانند. هرچند افزایش کنترل سوالات مورد توجه محققان است که آن­ها در گروه­های متمرکز تا چه حدی می­توانند به برعهده گرفتن جریانات مذاکرات اجازه دهند. در این­جا تعادل ضعیف آشکاری در اندازه دخالت مدیران که تا چه حد باشد و متن چگونه تنظیم شود و سوالات باید تاثیرگذار باشند، وجود دارد؛ که در بحث­های قبلی به آن­ها اشاره شد. چیزی که واضح نیست؛ کنترل شرکت­کنندگان گروه­های متمرکز می­باشد به خصوص زمانی که مجموعه­ای از سوالات تحقیق به­ طور عاقلانه صریح پاسخ داده شده باشد
(هس و دیگری، 2004: 349).

2. در این روش، تحلیل داده­ها مشکل است. حجم وسیعی از اطلاعات بسیار سریع تولید می­شوند. توسعه استراتژی­ تحلیل، در هر دو جنبه افراد چه چیزی می­گویند و الگوی تعاملات، آسان نیست. هم­چنین، صداهای ضبط شده در گروه­های متمرکز گاهی اوقات غیرقابل شنیدن می­باشند که این در نسخه ­برداری تاثیر می­گذارد. به هر حال، مطالعاتی مانند مطالعات کزینقر (1994) و مورگان واسپانیش (1985) نشان می­دهد که بررسی تعاملات گروه می­تواند نشان بدهد که چطور این مساله در طی بحث و گفتگو اتفاق می­افتد(همان).

3. نسخه­برداری صداهای ضبط شده در گروه­های متمرکز از نسخه­برداری صداهای ضبط شده در مصاحبه فردی زمان بیشتری نیاز دارد. چرا که صداهای مختلفی وجود دارد و شما باید بدانید چه کسی صحبت می­کند.

4. در جلسات گروه متمرکز[53] احتمال سوگیری وجود دارد، زیرا تسهیل­گر[54] یا بعضی از شرکت­کنندگان ممکن است نظرات سایرین را هدایت کنند(خسروی و دیگری، 1389: 26). کیفیت اطلاعات جمع­آوری شده به مهارت مدیر بستگی دارد و این می­تواند یکی از معایب این روش باشد(استوچتون و دیگران، 2002: 2).

5. تاثیرات گروه[55] می­تواند به عنوان یکی از مشکلات روش گروه­های متمرکز باشد. که شامل کنار آمدن شرکت­­کنندگان کم حرف با دیگر شرکت­کنندگان و کسانی که در مقام بالایی قرار دارند است، که در این صورت مانند افراد آموزش دیده از آن­ها پیروی می­کنند. کیزینقر (1998) در ارتباط با این مشکل پیشنهاد می­کند که مدیران باید به شرکت­کنندگان تذکر دهند که نظر همه افراد مهم و قابل بررسی است. برای مثال او گفتن برخی چیزها مانند این یکی از نکته نظرات است کسی نظر دیگری دارد؟ را پیشنهاد می­کند(هس و دیگری، 2004: 349).

از آن­جایی که برخی افراد در گروه کمتر صحبت می­کنند، توصیه می­شود آن­ها را به بحث و شرکت فعال­تر در گروه تشویق شوند. همان­طور که بررسی­های اسچ[56] نشان می­دهد نظرات به وجود آمده گروه ممکن است که کاملاً از دیدگاه یک فرد ساخته شده باشد. گاهی ­اوقات گروهی که به یک نظریه مشترک دست ­یافته­اند اعضای گروه فکر می­کنند که فکر آن­ها درباره این موضوع غیرنقادانه بوده است و یافته­های­شان غیرمنطقی است. معلوم نیست گروه تا چه حد بر یافته­ها تاثیرگذار است اما چیزی که معلوم است این است که نمی­توان نسبت به این مساله بی­تفاوت بود.

5. گاهی برخی از افراد از اظهار نظر در گروه احساس ناراحتی می­نمایند و نمی­توانند اطلاعات خود را به خوبی بیان کنند(خسروی و دیگری، 1389: 26). مادریز در سال 2000 بیان می­کند که ممکن است شرایط گروه­های متمرکز مناسب نباشد؛ چراکه بین شرکت­کنندگان فضای راحتی ایجاد نشده و آن­ها راحت نیستند. وقتی این فضای ناراحت به وجود می­آید بهتر است روش مصاحبه فردی به کار برده شود. موقعیت­هایی که باعث به وجود آمدن چنین شرایطی می­شوند عبارتند از: زمانی که لازم باشد جزییات زندگی خصوصی افراد آشکار شود، زمانی که شرکت­کنندگان از وجود همدیگر راحت نباشند (برای مثال آوردن افراد با سلسله مراتب قدرتی متفاوت با هم) و زمانی­که بین شرکت­کنندگان اختلاف نظرات بسیار زیادی وجود داشته باشد(هس و دیگری، 2004 :350).

 

 

 

بحث و نتیجه­گیری

در مقاله حاضر سعی شده است کاربرد روش گروه­های متمرکز به عنوان یکی از روش­های تحقیق در تحقیقات فمینیستی معرفی شود. روش گروه­های متمرکز از جمله روش­های تحقیق کیفی در علوم اجتماعی می­باشد. همان طور که قبلاً هم اشاره شد روش یاد شده به دلیل طبیعی بودن، توجه به زمینه اجتماعی و غیربهره­گیرانه بودن و هم­چنین به دلیل تاکید برتعامل گروهی و ساخت معانی از طریق تعامل افراد با گروه کاربرد شایانی درتحقیقات فمینیستی دارد. فمینیست­ها اغلب معتقدندکه در تحقیقات جامعه­شناختی باید از روش­های کیفی خصوصاً از بحث گروهی بهره گرفت تا زنان و مردان مورد پژوهش امکان «شنیده شدن» را بیابند و امکان نگرش و درک معنا از جایگاه افراد در مورد پژوهش فراهم شود. چرا که تاکید اصلی در این روش بر «تعاملات پاسخگویان» بوده است که در طی جلسات پاسخگویان با هم تعامل دارند و این باعث می­شود معانی در یک محیط طبیعی ساخته شود. در تائید این مدعا، روس بر این عقیده است که امروزه محققان فمنیستی از روش بحث گروهی بیشتر استقبال می­کنند، چرا که تحقیقات فمنیستی با روش بحث گروهی به زنان کمک می­کنند تا از طریق اتحاد و خرد جمعی موقعیت­شان را تغییر دهند. هم­چنین، هس و لیوی (2004) خاطر نشان کردند که محققان فمینیست اولویت را به روش­هایی که از زمینه اجتماعی استفاده می­کنند می­دهند، از آن جا که فرد در گروه­های متمرکز بخش مهمی است و زمینه اجتماعی در این روش تاثیرگذار است، فمینیست­ها به استفاده از این روش گرایش دارند. معمولا در تحقیقاتی که هدف بررسی افراد با تجربه خاصی در مورد یک موضوع خاص باشد، کاربرد دارد. برای به دست آوردن اطلاعات باید دراجرای گروه­های متمرکز به چند جنبه مهم توجه نمود: اول این­که صداها درجلسات گروه­های متمرکز باید ضبط شود و بعداً از آن­ها نسخه­برداری کرد چرا که در این روش علاوه بر این­که پاسخگویان چه چیزی گفته­اند این­که چه­کسی، با چه لحنی وچگونه گفته است نیز مهم است. جنبه دیگری که باید توجه شود تعداد گروه­هاست که با توجه زمان و منابع و عواملی مانند: سن، جنسیت و طبقه که متاثر از نظریات است می­تواند متغیر باشد. ولی به نظر مورگان تعداد گروه­ها بهتر است بین 15-12 گروه باشد. تعداد اعضای هر گروه نیز 7-6 نفر پشنهاد شده است. تعداد جلسات برای هر گروه نیز 4-3 جلسه مناسب به نظر می­رسد. در طول جلسات گروه­های متمرکز بهتر است دو یا چند سوال کلی پرسیده شود و پاسخگویان در مورد این­ها با هم بحث کنند. موضوع دیگری که مطرح است انتخاب شرکت­کنندگان می­باشد که با توجه به ملاک­هایی ازجمله: سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، داشتن و یا نداشتن تجربه در مورد یک موضوع خاص و ... به گروه­های مختلف تقسیم می­شوند و در نهایت سطح دخالت مدیر که مهم­ترین جنبه در روش گروه­های متمرکز می­باشد. مدیر در گروه­های متمرکز باید چندین شرط را داشته باشد، برای مثال: اجازه دهد بحث روال عادی خود را در جلسه طی کند، بحث­های مهم را مطرح کنند، وقتی شرکت­کنندگان تمایلی به شرکت در بحث ندارند آن­ها را به شرکت در بحث تشویق کنند. مداخله یا عدم مداخله در بحث کار آسانی نیست و توام با ریسک می­باشد؛ بهترین روش برای کاهش خطاها و اشتباهات این است که در بحث شرکت و مداخله کنیم. هنگامی که شرکت­کنندگان کاملاً درگیر بحث شده­اند و می­خواهیم بحث جدیدی را شروع کنیم و یا هنگامی که موضوع مورد بحث نکته واضح و روشنی ندارد وبحث را به سمت موضوع بحث تغییردهیم، نکته­ی نهایی این که در پژوهش کیفی خصوصاً بحث گروهی مخاطب محقق انسان بوده و پیچیدگی و چندبعدی بودن انسان به این راحتی تن به ساده­سازی نمی­دهد. پس روش گروه­های متمرکز شمشیر دو لبه است که کارکرد مثبت آن گردآوری انبوهی از اطلاعات از طریق مشارکت دادن افراد در بحث و اتخاذ نظرات آن به منظور بررسی عمیق یک پدیده و کارکرد منفی آن زمان­بر بودن، مشکلات هدایت بحث، مشکلات اجماع نظر وتصمیم­گیری نهایی، احتمال سوگیری و هم­چنین احتمال تحلیل و تفسیرغلط، خلاصه خطای پوششی و محتوای ازسوی محقق و پاسخگو است. حسن کار دراین است که از طریق گروه­های متمرکز، می­توانیم شناخت دقیقی از موضوع مورد مطالعه داشته باشیم.

 

منابع

آبوت. پ، و دیگری. (1380). جامعه­شناسی زنان. ترجمه: منیژه نجم­عراقی. تهران: نشر نی.

آریان، ع. (1389). معرفی روش­های کیفی، نظریه مبنایی. ماهنامه علوم اجتماعی. شماره 25.

استراس، آ، و دیگری. (1385). اصول روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی. ترجمه: بیوک محمدی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

 استربرگ، ک، ج. (1384). روش تحقیق کیفی در علوم اجتماعی. ترجمه: علی شماعی­احمدپور. یزد: انتشارات دانشگاه یزد.

آنیتا، گ. (1387). روش­شناسی گروه­های متمرکز. ترجمه: آمنه صدیقیان. به نقل از سایت:

  .http://www.aramesh111.blogfa.com/8705.aspx

ببی، ا. (1388). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی. جلد دوم. ترجمه: رضا فاضل. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی.

بلیکی، ن. (1389). استراتژی­های پژوهش اجتماعی. مترجم: هاشم آقا بیگ­پوری. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

خسروی، ش و دیگری. (1389). گروه متمرکز: روشی در گردآوری اطلاعات. نشریه دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران. دوره 23، شماره 68، ص 30-19.

ریتزر، ج. (1386). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: علمی.

زارع، میرک­آباد، ع. (1390). روش گروه­های متمرکز. به نقل از:  http://www.ayandehpajoohi.com

زارعی، ا، و دیگری. (1383). راهنمایی نظری و عملی اقدام پژوهی به زبان ساده. قم: نسیم کوثر.

ک، ر. (1376). تحقیق موردی. ترجمه: علی پارسائیان و دیگری. تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی.

عباس­زاده، م. (1389). تاملی بر اعتبار و پایایی در تحقیقات کیفی، جامعه­شناسی کاربردی. سال بیست و سوم، شماره­ی پیاپی 45، شماره­ی 1، صص 19-43.

عزمی، آ. (1387). خلاصه کاربرد روش تحقیق در مطالعات روستایی (با تاکید بر مفهوم گروه­های کانونی). مسکن و انقلاب، مشارکت و پژوهش روستایی.

محسنی، م، و دیگری. (1378). وضعیت تحقیقات اجتماعی- فرهنگی در ایران. تهران: رسانش.

میرزایی، خ. (1388). پژوهش، پژوهشگری و پژوهشنامه نویسی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

 Chege,Fatuma. RihoSakurai. (2011). Feminist Research and Boy’s Schocling: Gender Equality and Construction of African. An IIEP evidence_ based policy forum 3-4 october: Paris.

 Gibbs, Anita. (1997). Focus Groups. Departmant of Sociology. university of Surrey, Guildford Gu27xh: England.

 Hess- biber, Sharilne and Leavy, Patncal. (2004). Focus Groups. Approache to Qualitative Research, Oxford university Press.

McLafferty, Isabella. (2004). Focus group interviews as a data collecting strategy. METHODOLOGICAL ISSUES IN NURSING RESEARCH.

Morgan, David. (2009). Focus Groups. Annual Review of Sociology, vol.22, pp. 129-152.

Peggy, Yuhabyers, Wilcox, James R. (1996).   The Journal of Business Communication. 28:l:Winter.   

Stockton, Lisa. Barbvan Maris. Braz King. (2002). Using Focus Groups. The Health Cmmunication Unit at The Centere for Health Promotion Version 200.

Rose, Damaris. (2001). Revisiting Feminist Research Methodologis: a Working Paper. Submitted to Status of Women Canada, Research Division, pp1-45.

Wilkinson, Sue. (1999). Focus groups: A Feminist Method, psychology of women quarterly. 23, printed in the united stated of America, pp 221-224.

Yuhas Byers, peggy,. Wilcox, James R. (1991). Focus Groups: A Qualitative Opportunity for Researchers The Journal of Business Communication. 28:l. pp 64-77.

 

 

 



  1. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.                                         E-mail: m.abbaszadeh1@yahoo.com
  2. دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.                  elnaz.fallahi@ymail.comE-mail:
  3. دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تبریز.                a20_boodaghi@yahoo.comE-mail:

  4.  Focus Groups

 

 

[5]. Case study

[6]. Action research

[7]. Interpretivism

[8]. Grounded theory

1. Feminist

2. Contextualization

1. Wilkinson

2. Rose

1. Calder

2. Cox

3. Higgenbotham

4. Burton

5. Fern

6. Goldman

7. Krueger

8. Lehman

9. Lydecker

10. Merton

11. Yuhas

12. Zeller

13. Yuhas Byers

14. Wilcox

1. McLafferty  

2. Morgan

3. Group Interview

4. Krueger

5. Merton

6. Spanish

1. Morly

2. Individual Interview

1. Tape Recording and Transcription

1. Calder

2. Living Ston

3. Lunt

4. Lesingeretal

5. Moderator Involvement

1. Probing

2. participants

3. Note Taker

1. Schleslon

2. Natural Groups

3. Unstructured

1. Open- End

1. Kitzinger

2. Group Interaction

1. Harding

2. Wilkinson

1. Madriz

1.  Focus Groups Sessions

2.  Facilitator

3.  Group Effects

4.  Asch

آبوت. پ، و دیگری. (1380). جامعه­شناسی زنان. ترجمه: منیژه نجم­عراقی. تهران: نشر نی.

آریان، ع. (1389). معرفی روش­های کیفی، نظریه مبنایی. ماهنامه علوم اجتماعی. شماره 25.

استراس، آ، و دیگری. (1385). اصول روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی. ترجمه: بیوک محمدی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

 استربرگ، ک، ج. (1384). روش تحقیق کیفی در علوم اجتماعی. ترجمه: علی شماعی­احمدپور. یزد: انتشارات دانشگاه یزد.

آنیتا، گ. (1387). روش­شناسی گروه­های متمرکز. ترجمه: آمنه صدیقیان. به نقل از سایت:

ببی، ا. (1388). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی. جلد دوم. ترجمه: رضا فاضل. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی.

بلیکی، ن. (1389). استراتژی­های پژوهش اجتماعی. مترجم: هاشم آقا بیگ­پوری. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

خسروی، ش و دیگری. (1389). گروه متمرکز: روشی در گردآوری اطلاعات. نشریه دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران. دوره 23، شماره 68، ص 30-19.

ریتزر، ج. (1386). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: علمی.

زارع، میرک­آباد، ع. (1390). روش گروه­های متمرکز. به نقل از:  http://www.ayandehpajoohi.com

زارعی، ا، و دیگری. (1383). راهنمایی نظری و عملی اقدام پژوهی به زبان ساده. قم: نسیم کوثر.

ک، ر. (1376). تحقیق موردی. ترجمه: علی پارسائیان و دیگری. تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی.

عباس­زاده، م. (1389). تاملی بر اعتبار و پایایی در تحقیقات کیفی، جامعه­شناسی کاربردی. سال بیست و سوم، شماره­ی پیاپی 45، شماره­ی 1، صص 19-43.

عزمی، آ. (1387). خلاصه کاربرد روش تحقیق در مطالعات روستایی (با تاکید بر مفهوم گروه­های کانونی). مسکن و انقلاب، مشارکت و پژوهش روستایی.

محسنی، م، و دیگری. (1378). وضعیت تحقیقات اجتماعی- فرهنگی در ایران. تهران: رسانش.

میرزایی، خ. (1388). پژوهش، پژوهشگری و پژوهشنامه نویسی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

 Chege,Fatuma. RihoSakurai. (2011). Feminist Research and Boy’s Schocling: Gender Equality and Construction of African. An IIEP evidence_ based policy forum 3-4 october: Paris.

 Gibbs, Anita. (1997). Focus Groups. Departmant of Sociology. university of Surrey, Guildford Gu27xh: England.

 Hess- biber, Sharilne and Leavy, Patncal. (2004). Focus Groups. Approache to Qualitative Research, Oxford university Press.

McLafferty, Isabella. (2004). Focus group interviews as a data collecting strategy. METHODOLOGICAL ISSUES IN NURSING RESEARCH.

Morgan, David. (2009). Focus Groups. Annual Review of Sociology, vol.22, pp. 129-152.

Peggy, Yuhabyers, Wilcox, James R. (1996).   The Journal of Business Communication. 28:l:Winter.   

Stockton, Lisa. Barbvan Maris. Braz King. (2002). Using Focus Groups. The Health Cmmunication Unit at The Centere for Health Promotion Version 200.

Rose, Damaris. (2001). Revisiting Feminist Research Methodologis: a Working Paper. Submitted to Status of Women Canada, Research Division, pp1-45.

Wilkinson, Sue. (1999). Focus groups: A Feminist Method, psychology of women quarterly. 23, printed in the united stated of America, pp 221-224.

Yuhas Byers, peggy,. Wilcox, James R. (1991). Focus Groups: A Qualitative Opportunity for Researchers The Journal of Business Communication. 28:l. pp 64-77.