تعیین رابطه بین ابعاد سبک زندگی و مدیریت بدن در میان دانشجویان دختردانشگاه آزاد اسلامی بوکان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

2 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

چکیده

درسده‌ی گذشته و به ویژه طی نیم قرن اخیر فرایند مدیریت بدن و انتخاب سبک زندگی دچار تحول اساسی شده است که در عصر حاضر کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی است که انسان متناسب با موقعیت‌های گوناگون با انتخاب نوع مصرف و به کارگیری زبان بدن روایتی معین از هویت شخصی خود بروز می‌دهد که از ورای همین روایت «خود» در معرض تماشا و ارزیابی قرار می‌گیرد. این پژوهش رابطه بین ابعاد سبک زندگی و مدیریت بدن را بررسی می‌نماید. در بخش نظری، با استفاده از آرای اندیشمندان مختلف در حوزه‌های مدیریت بدن و سبک زندگی چارچوبی مفهومی تنظیم شده است. برای بررسی مدیریت بدن، مؤلفه‌های اساسی آن (آرایش، بهداشت، کنترل وزن، دستکاری پزشکی) و برای بررسی سبک زندگی مؤلفه‌های اساسی آن (فعالیت‌های فراغت، مصرف فرهنگی، هنجارهای مصرف و اعتقادات دینی) را انتخاب و بررسی شده و بر این اساس نه فرضیه به آزمون گذاشته شدند. روش تحقیق از نوع همبستگی است و داده‌ها با استفاده از روش کمی (پیمایش) از طریق پرسشنامه گردآوری شده‌اند و به این منظور از بین 351 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان با استفاده از فرمول کوکران 184 نفر به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده‌اند. اعتبار محتوایی پرسشنامه، صوری است و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 82 درصد به دست آمده است. به منظور تشخیص همبستگی بین متغیرها از تحلیل‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. یافته‌های به دست آمده به شرح ذیل می‌باشند: با توجه به این­که آزمون معنی­داری متغیرها کمتر از 05/0 بوده (05/0>sig)، می‌توان نتیجه گرفت فرضیات مربوط به آن‌ها تأیید شده و بین این متغیرها با مدیریت بدن ارتباط معنی­داری وجود دارد. و متغیر اعتقادات دینی با قدرت تبیین (22- درصد) که دارای رابطه منفی با مدیریت بدن می‌باشد به ترتیب متغیرهای فعالیت‌های فراغتی (47 درصد) و هنجارهای مصرف (44 درصد) و مصرف فرهنگی (23 درصد) و میزان درآمد (21 درصد) از واریانس مدیریت بدن را تبیین می‌کنند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Determining the relationship between lifestyle and body management among female students of Islamic Azad University of Bukan

نویسندگان [English]

  • Mahmoud Elmi 1
  • Samad Sabbagh 1
  • Serweh Eftekhari 2
چکیده [English]

In the last century, especially during the last half one, process of body management and selection of life style has been changed. In the present era, regular monitoring of the body is one of the basic tools in which human being with using a type of consumption and body language in different occasions determine his own personal identity which behind this the concept of "self" is exposed to watching and evaluation.
This study examined the relationship between dimensions of body management and lifestyle. Intheoretical section, using the scholars' opinions in the areas of the body and lifestyle management, a conceptual framework has been set. In order toreview thebody management with its basic components (i.e. makeup, health, weight control, medical manipulation) and also, to review the basic components of lifestyle (leisure activities, cultural consumption and norms and religious beliefs) nine hypotheses weretested.
The research method is correlation and data using quantitative method were collected through a questionnaire. Using Cochran formula, among 351 female students of Islamic Azad University ofBukan 184 students wererandomly selected. The reliability of the questionnaire is 82%which isobtained by usingCronbach'salpha. In order to determine the correlation between variables, Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis were used. Because the significancy test of variables is less than 0/05 of the (0/05>sig), it can be concluded that the hypothesis was confirmed and there is correlation between these variables and body management. Religious variable (with explanatory power-22percent) has a negative relationship with the body management. Also, variables of leisure activities (47%), consumption norms (44%), cultural consumption (23 percent), and income (21 percent) can explain body management. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Body Management
  • life style
  • Identity
  • consumption
  • Self
  • Bukan

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دوم، شماره هفتم، تابستان 1389

ص ص 40 - 23

 

 

 

 

 

تعیین رابطه بین ابعاد سبک زندگی و مدیریت بدن در
میان دانشجویان دختردانشگاه آزاد اسلامی بوکان

دکتر محمود علمی[1]

دکتر صمد صباغ[2]

سروه افتخاری[3]

تاریخ دریافت مقاله:30/11/1391

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:1/4/1392

چکیده

درسده‌ی گذشته و به ویژه طی نیم قرن اخیر فرایند مدیریت بدن و انتخاب سبک زندگی دچار تحول اساسی شده است که در عصر حاضر کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی است که انسان متناسب با موقعیت‌های گوناگون با انتخاب نوع مصرف و به کارگیری زبان بدن روایتی معین از هویت شخصی خود بروز می‌دهد که از ورای همین روایت «خود» در معرض تماشا و ارزیابی قرار می‌گیرد. این پژوهش رابطه بین ابعاد سبک زندگی و مدیریت بدن را بررسی می‌نماید. در بخش نظری، با استفاده از آرای اندیشمندان مختلف در حوزه‌های مدیریت بدن و سبک زندگی چارچوبی مفهومی تنظیم شده است. برای بررسی مدیریت بدن، مؤلفه‌های اساسی آن (آرایش، بهداشت، کنترل وزن، دستکاری پزشکی) و برای بررسی سبک زندگی مؤلفه‌های اساسی آن (فعالیت‌های فراغت، مصرف فرهنگی، هنجارهای مصرف و اعتقادات دینی) را انتخاب و بررسی شده و بر این اساس نه فرضیه به آزمون گذاشته شدند. روش تحقیق از نوع همبستگی است و داده‌ها با استفاده از روش کمی (پیمایش) از طریق پرسشنامه گردآوری شده‌اند و به این منظور از بین 351 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان با استفاده از فرمول کوکران 184 نفر به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده‌اند. اعتبار محتوایی پرسشنامه، صوری است و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 82 درصد به دست آمده است. به منظور تشخیص همبستگی بین متغیرها از تحلیل‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. یافته‌های به دست آمده به شرح ذیل می‌باشند: با توجه به این­که آزمون معنی­داری متغیرها کمتر از 05/0 بوده (05/0>sig)، می‌توان نتیجه گرفت فرضیات مربوط به آن‌ها تأیید شده و بین این متغیرها با مدیریت بدن ارتباط معنی­داری وجود دارد. و متغیر اعتقادات دینی با قدرت تبیین (22- درصد) که دارای رابطه منفی با مدیریت بدن می‌باشد به ترتیب متغیرهای فعالیت‌های فراغتی (47 درصد) و هنجارهای مصرف (44 درصد) و مصرف فرهنگی (23 درصد) و میزان درآمد (21 درصد) از واریانس مدیریت بدن را تبیین می‌کنند.

واژگان کلیدی: مدیریت بدن، سبک زندگی، هویت، مصرف، خود، بوکان.

 

مقدمه

مدیریت ظاهر از طریق اعمال و کردارهایی مثل انتخاب نوع لباس، پوشش ظاهری، آرایش بدن، نوع سلایق ورزشی، رژیم‌های غذایی و ... بیان می‌شوند. از این رهگذر تمایزات رفتاری و نگرش افراد را می­توان از طریق تفسیر تفاوت الگوهای مدیریت ظاهرشان درک کرد. بدین ترتیب نوع مدیریت بدن افراد به عنوان وسیله‌ای برای تمایز بخشیدن میان هویت آنان، اهمیت و مرکزیت می‌یابد. بدین­سان هویت افراد در مدرنیته‌ی متأخر بیشتر در فرهنگ بصری یا دیداری و نمودارهای عینی هم­چون بدن آن‌ها نهفته است. از همین رو گیدنز بیان می‌دارد که مقوله‌ی بدن به عنوان یک پروژه‌ی بازتابی تبدیل شده است چرا که بدن مستقیم­ترین قرارگاهی است که می‌تواند حامل و نمایشگر تمایزهای سبک زندگی و اشکال هویتی باشد(گیدنز، 1387). سبک زندگی نشان دهنده‌ی ارزش‌ها، هنجارها، خواسته‌ها، تمایلات و ... فرد است. درحال حاضر افراد هویت خود را از طریق سبک‌های زندگی خود نشان می‌دهند، پس سبک زندگی به نوعی هویت­بخش است. سبک زندگی روش الگومند مصرف، درک وارزش­گذاری محصولات فرهنگی مادی است که بازی با معیارهای منزلت را در وضعیت‌های اجتماعی بی‌نام و نشان، ممکن می‌سازد (چاوشیان، 1381: 35). در عصر حاضر زندگی روزمره به موضوع انتخاب شخصی تبدیل شده است، بدین معنی که مردم می‌توانند کاری را انجام دهند که می‌خواهند و می‌توانند چیزی به شوند که خودشان می‌خواهند به شوند، رویه ای که حاکی از فردی شدن است، امروزه مردم به طور فزاینده‌ای بر مبنای علایق و منافع فردی دست به کنش می‌زنند(گیبیینز و دیگری، 1384: 110). طبقه و قشر اجتماعی از جمله مفاهیم حوزه‌ی جامعه­شناسی هستند که جایگاه گذشته‌ی خود را از دست داده و مفاهیم سبک زندگی و مصرف جایگزین آن‌ها شده‌اند. به گونه­ای که امروزه در تحلیل‌های اجتماعی تأکید اساسی بر سبک زندگی افراد است تا طبقه و جایگاه اجتماعی آنان. هرچند می‌توان مدیریت بدن و سبک زندگی را در میان اقشار مختلف و گروه‌های سنی متفاوت بررسی کرد اما توجه به جوانان به دلیل تأثیرگذاری زیاد آن‌ها بر یکدیگر بیشتر در خور توجه است.

 

بیان مسأله

جذابیت جسمانی از جمله موضوعاتی است که در دوران مدرن استاندارد‌های جدیدی پیدا کرده و از عوامل شکل دهنده‌ی روابط افراد محسوب می‌شود به طوری که مدیریت بدن در دوران مدرن اهمیت بیشتری پیدا کرده است و رفتار‌های گوناگون بهداشتی نظیر بدن­سازی، رژیم­های غذایی، تجهیزات ورزشی و آرایشی مختلف برای مراقبت از بدن پدیدار  شده است(فاضلی، 1382: 150ـ149). رابطه و پیوندی دیالکتیکی بین مدیریت بدن و سبک زندگی وجود دارد. تنوع و تکثر فرهنگی و اجتماعی جامعه‌ی ایرانی و هم­چنین ورود و گسترش مدرنیته و عناصر گوناگونی که با خود آورده است تغییر در حوزه‌های مختلف از جمله مدیریت بدن و سبک زندگی در میان اقشار مختلف و گروه‌های سنی متفاوت را در پی داشته است. شعار قدیمی «زشتی فروش ندارد» جای خود را به شعار «زیبایی اطراف، پیش شرط یک زندگی سرزنده» داده است که بر محور بدن خود را نشان می‌دهد. مسأله پژوهش حاضر تعییین رابطه بین ابعاد سبک زندگی و مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان است. در بررسی و تحلیل این موضوع، توجه به جوانان اهمیت بسیاری دارد، زیرا بیش از هر گروه سنی دیگر به سبک‌های زندگی و مدیریت از بدن اهمیت می‌دهند و جوانان بخصوص دختران  از جهت فکری و عملی با آن درگیرند.

 

اهمیت و ضرورت تحقیق 

پژوهشگران معتقدند که برخلاف گذشته که پایگاه اقتصادی واجتماعی، سرمایه اقتصادی، طبقه افراد و شغل آنان در شکل­بندی هویت افراد بسیار تأثیرگذار بود ، اما امروزه شکل­بندی هویت افراد را می‌توان بیشتر مبتنی بر خصوصیات فرهنگی که از جمله خود را در جنس، سن، تحصیلات، دیانت، نگرش سنتی و ... نمایش می‌دهد دانست. خصوصیات فرهنگی که از جمله خود را در شیوه‌های نظارت بر بدن، که می‌توان از آن به عنوان «رسانه‌ی هویت» افراد نیز یاد کرد نمایان می‌کند(آزاد ارمکی و دیگری ،1381). صور نوین هویت اجتماعی مبتنی بر مصرف با توجه به خصوصیاتی صورت­بندی می‌شود که اینک جزء عناصر بنیادین پدیده‌های مرتبط به سبک زندگی است. با بررسی و تحلیل مفهوم سبک زندگی می‌توان از نگرش‌ها، هنجارها و ارزش‌های پنهان که در ذهن، باور و کردارهای جوانان وجود دارد اطلاع یافت و از جهت­گیری‌ها  و الگوی موجود یا در حال شکل­گیری تفسیر و تصویر واقع­بینانه­تری ارائه داد. به تعبیری دیگر، از کیفیت خرده فرهنگ‌ها ، روش‌ها و سلیقه‌ها و رفتارهای جوانان اطلاعات با ارزش و کاربردی به دست آورد(حاجیانی، 1386: 11– 10).

روان­شناسان معتقدند که گسترش نامطلوب جراحی‌های زیبایی در یک جامعه متأثر از انگیزه‌های شناختی و عاطفی افراد آن است، به طوری که نیازهای عاطفی جوانان به ویژه نیاز به مورد توجه واقع شدن از سوی جامعه از انگیزه‌های اصلی کسب زیبایی تصنعی شده است. جامعه ایرانی به لحاط فرهنگی و اجتماعی بسیار متنوع و متکثر است. برای فهم پیچیدگی‌ها و شرایط کنونی حاکم بر زندگی جوانان توجه به سبک‌های زندگی و مدیریت بدن حائز اهمیت است. فهم چرایی علاقه مردم به سبک‌های زندگی مدرن و احیای بدن مستلزم انجام پژوهش‌های گسترده میدانی است.

 

بیان اهداف تحقیق

هدف اصلی 

 تعیین رابطه بین ابعاد سبک زندگی با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه  آزاد اسلامی بوکان.  

اهداف جزئی

1. تعیین تفاوت بین ابعاد سبک زندگی با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.

2. تعیین رابطه بین میزان فعالیت‌های فراغتی با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان. 

3. تعیین رابطه بین میزان مصرف فرهنگی با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.    

4. تعیین رابطه بین میزان هنجارهای مصرفی با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان. 

5. تعیین رابطه بین میزان اعتقادات دینی با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.

6. تعیین رابطه بین سن با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.

7. تعیین تفاوت بین وضعیت اشتغال با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.

8. تعیین تفاوت بین وضعیت تأهل با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.

9. تعیین تفاوت بین میزان درآمد با میزان مدیریت بدن در میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان.

 

مبانی نظری تحقیق  

آنتونی گیدنز

به اعتقاد گیدنز حالات چهره و دیگر حرکات بدن، فراهم آورنده قرائن و نشانه‌هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن­هاست. به عبارت دیگر، برای این­که بتوانیم به طور مساوی با دیگران در تولید و باز تولید روابط اجتماعی شریک شویم، باید قادر باشیم نظارتی مداوم و موفقیت­آمیز بر چهره و بدن خویش اعمال کنیم(گیدنز، 1385: 95). گیدنز، معتقد است بدن همانند شخصیت­، مکانی برای تعامل، تخصیص و تخصیص مجدد می‌باشد. توجه به بدن، جستجویی برای هویت است. می‌توان با رجوع به آن، تعریف مشخصی را که مقید به قواعد و انتظارات اجتماعی نیست، جستجو نمود(خوزه لوپزو دیگری، 1385: 157). گیدنز پیدایش سبک‌های زندگی را محصول بازاندیشی در دنیای مدرن می‌داند که کاربرد آن در عصر پیشامدرن و فرهنگ‌های سنتی چندان رواج نداشت. زیرا داشتن سبک زندگی مستلزم آن است که افراد از میان انتخاب‌های مختلف دست به گزینش بزنند. سبک‌های زندگی رفتار‌های عادی روزمره هستند که در قالب عادات لباس پوشیدن، محیط‌های مورد پسند برای تعامل با دیگران، رژیم غذایی، کار و حرفه افراد و ... خود را نشان می‌دهند اما این رفتارهای عادی روزمره در معرض تغییر هستند. هر یک از تصمیمات ریز و درشتی که فرد روزانه اتخاذ می‌کند، این که چه بپوشد، چه بخورد، در محل کار چگونه رفتار کند، با چه کسی ملاقات کند، به چنین امور عادی‌ای کمک می‌کند(گیدنز، 1380: 12). بر این اساس از آرای گیدنز در زمینه مدیریت بدن و سبک زندگی می‌توان نتیجه گرفت، گیدنز بدن را در ارتباط با هویت و خود قرار می‌دهد که افراد از بدن‌های­شان برای شکل دادن به هویت شخصی­شان استفاده می‌کنند و بدن ابزاری است که به وسیله آن افراد با اوضاع، احوال و کنش‌های دیگر افراد برخورد می‌کنند و عرصه‌ای برای تولید روابط اجتماعی است. دردنیای متجدد کنونی، هویت و شکل‌گیری آن به امری بازاندیشانه تبدیل شده است و فرد آن را با توسل به سبک زندگی ویژه‌ی خود و در تعامل با اجتماع انجام می‌دهد. رژیم‌های غذایی و بدن­سازی، توجه به آراستگی و نظافت، خودآرایی و تزئین خویشتن، پوشاک و ... برخی مؤلفه‌های مدیریت بدن از نظر گیدنز هستند.

 

پیر بوردیو

وی مانند گیدنز علاقه‌ی اصلی خویش را تمایل به عبور از دوگرایی‌های ذهن­گرایی و عین­گرایی، ساختارگرایی و کنشگر محوری، سمبولیسم و ماتریالیسم و تحلیل‌های اجتماعی خرد و کلان عنوان می‌کند. تلاش وی آن است که در مطالعه‌ی حیات اجتماعی هم به ساختارها و هم به کنش‌های فردی و معانی ذهنی توجه نماید. وی معتقد است که ساختارها کنش را هدایت و مهار می‌کنند، اما از سوی کنشگران تولید باز تولید می‌شوند. برهمین مبنا، جهت­گیری نظری‌اش را ساختارگرایی تکوینی می‌نامند. بوردیو معتقد است انسان‌ها به لحاظ ساختاری همواره در فضایی اجتماعی قرار دارند که مجموعه‌ای از موقعیت‌های اجتماعی متمایز و هم زیست بوده که از یکدیگر مجزا هستند. فضای اجتماعی همه موقعیت‌ها را یک جا و در آن واحد گرد هم می‌آورد و با یک نگاه قابل مشاهده می‌کند که عاملان هرگز نمی‌توانند کلیت آن را درک کنند. این فضای گسترده خود به فضای خرد بی‌شماری تقسیم می‌شود که میدان‌های اجتماعی نام دارند(بوردیو، 1986: به نقل از ایراندوست، 1390: 35). میدان‌ها (ادبی، علمی، سیاسی، قضایی، دینی و ...). شرایط بازی، مفروضات و منافع خاص خود را دارند، نسبت به یکدیگر خودسالاری دارند یعنی در تنظیم قواعد خود آزادند و دور از تأثیرات دگرسالارانه­ی میدان‌های دیگر اجتماعی به کار خود ادامه می‌دهند(شویده و دیگری، 1385: به نقل از همان). بوردیو میدان را نوعی بازار رقابتی ـ سازمان یافته از افرادی می‌داند که در مجموعه‌ای از روابط اجتماعی قرار گرفته‌اند و از انواع مختلف سرمایه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین) بهره­مند بوده و برخلاف مارکس که صرفاً به سرمایه اقتصادی تأکید داشت و برای کسب پرستیژ، ثروت و قدرت رقابت دارند(سیدمن، 1388: به نقل از همان: 36). سرمایه فرهنگی به سه شکل وجود دارد: حالت تجسد یافته، مجموعه‌ای از تمایلات پایدار ذهنی و جسمی در فرد (با فرهنگ بودن، به نحوی بیان تسلط داشتن، ... )، حالت عینیت یافته، در قالب کالاهای فرهنگی (تابلوها، کتاب‌ها، ماشین‌ها، واژه­نامه‌ها، ابزارها و ... ) و حالت­های نهادینه شده (به صورت نمادین و القاب، مدارک تحصیلی، موفقیت در مسابقات ورودی و ...).  سرمایه اجتماعی از کلیه پیوندهای اجتماعی و اعتماد تشکیل می‌شود و مجموعه‌ای از منابع موجود یا بالقوه‌ای است که به مالکیت شبکه‌ی پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده‌ی افراد بستگی دارد، افرادی که یکدیگر را می‌شناسند و خود را مدیون یکدیگر می‌دانند. سرمایه اقتصادی شامل، ثروت، درآمد و هر سرمایه­ای است که از حوزه‌ی اقتصاد به دست می‌آید. سرمایه‌ی نمادین هم از شأن، شخصیت و افتخارات شخص به دست می‌آید(بوردیو، 1986: به نقل از همان). هرچند بوردیو معتقد است کنش دربیشتر موارد بدون تعهد آگاهانه انجام می‌گیرد، اما بدون قصد و نیت هم نمی‌تواند انجام پذیرد(جنکینز، 1385: به نقل از همان: 37). اقتضای کنش آن است که عاملین «کنشگران» آداب و رسوم خویش را به کار گیرند، بنابراین خلاقیت و اختیار دارند، اما از سوی آداب «عادات، قواعد و رسوم جمعی» محدود می‌شوند(پارکر، 1383: به نقل از همان: 37). بوردیو چنین بیان می­دارد: «اقتصاد نوین خواهان جهان اجتماعی جدیدی است که مردم در آن به همان سان که بر مبنای ظرفیت­شان در تولید ارزیابی می‌شوند، بر اساس توانایی­شان در مصرف هم ارزیابی می‌گردند»(بوردیو، 1984: به نقل از همان).  به نظر بوردیو مصرف از ارکان اساسی زندگی در دنیای اجتماعی مدرن است(به نقل از همان). او تحلیل‌های وبلن و زیمل را کامل‌تر کرده و در پی آن بود که نشان دهد گروه‌های فرادست و فرودست در جامعه درگیر مبارزه‌ای بی پایان برای تثبیت موقعیت و هویت اجتماعی خود هستند و در این راه مصرف و به ویژه مصرف فرهنگی «حوزه‌ی تولید فرهنگی» این کارکرد اجتماعی را دارد که تمایزات اجتماعی را مشروعیت بخشد(استوری، 1389: به نقل از همان: 38). با سرمایه‌ی فرهنگی افراد می‌خواهند فرهنگ مشروع جامعه را به دست آورند. گروه‌های فرادست ذائقه‌های فرهنگی گوناگونی دارند و سعی می‌کنند آن‌ها را مشروعیت بخشیده و به دیگران تحمیل کنند. طبقه‌ی مسلط از طریق ارزش­مند نشان دادن معیار فرهنگی و سبک زندگی خود سعی می‌کند موقعیت مسلط خود را حفظ کند. بوردیو نقش و تأثیر عادت­واره بر مصرف را اساسی می‌دانست و معتقد بود ذائقه‌های برآمده از عادت­واره طبقات دارای سرمایه فرهنگی اندک، بر کارکرد آن­چه مصرف می‌شود و ذائقه‌ی طبقات دارای سرمایه فرهنگی بالا بر کیفیت آن­چه مصرف می‌شود تأکید دارند. درباره‌ی شکل­گیری سبک زندگی نیز معتقد است، شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختار اجتماعی به ایجاد عادت­واره‌ی ویژه‌ای منتهی می‌گردد. عادت­واره مولد دو دسته نظام است، نظامی برای ایجاد اعمال قابل طبقه‌بندی و نظامی برای ادراکات و ذائقه‌ها. نتیجه نهایی تعامل این دو نظام شکل­گیری سبک زندگی است. به عبارتی دیگر عادت­واره به واسطه‌ی نظام ترجیحاتی که شکل می‌دهد موقعیت افراد در جایگاه‌های اجتماعی را مشخص می‌سازد و این نظام ترجیحات، سبک زندگی اجتماعی خاصی را شکل می‌دهد(دورتیه، 1381: به نقل از همان). بوردیو بدن را حامل هنجارهای اجتماعی می‌داند(خوزه لوپز و دیگری، 1385: 161). از نظر وی نظم اجتماعی، نظم جسم‌ها است و الزامات اجتماعی به صورت نمادین و فیزیکی بر جسم ها اثر می‌گذارند(شویده و دیگری، 1385: 71). از نظر بوردیو، سوژه‌های اجتماعی با داوری‌های خود دسته­بندی شده‌اند. بدین ترتیب خود را از دیگران متمایز می‌سازند و موضع آن‌ها در دسته­بندی‌های عینی آشکار می‌شود. به از این­رو، خوش ذوقی‌ها و بد ذوقی‌های هرکس به مسیر اجتماعی بستگی دارد. این سلایق هم چون مهری اجتماعی عمل می‌کنند که تعلق اجتماعی عامل را به گروهی آشکار می‌سازد. طبقه اجتماعی قریحه فرهنگی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهند و افراد در خلال این فرایند، مدعی «تمایز، برتری و مشروعیت» برای خود می‌شوند(فاضلی، 1382 : 47). بوردیو تولید سرمایه فیزیکی را در گرو توسعه و گسترش بدن می‌داند که به موجب آن بدن دارای ارزش اجتماعی می‌گردد. و در باب این موضوع باید به مؤلفه‌های زیر توجه کرد: اول «دارائی‌هایی که افراد دور خود جمع کرده‌اند، مانند خانه، ماشین، کتاب‌ها و لباس‌ها» و دوم «فعالیت‌هایی که فرد با آن‌ها خود را متمایز نشان می‌دهد، نظیر ورزش، تفریحات، لباس پوشیدن، رسیدگی به ظاهر و بدن خود و ...».    

 

اروینگ گافمن

از مکاتب جامعه­شناسی که بدن را به عنوان موضوع مباحث خود قرار داده‌اند می‌توان از مکتب کنش متقابل نمادین و آثار جامعه­شناس کانادایی تبار، اروینگ گافمن یاد کرد. مهم­ترین اثر گافمن کتاب نمود خود در زندگی روزانه (1959) است. برداشت گافمن از خود با رهیافت نمایشی او شکل گرفته بود. او خود را درتملک کنشگر نمی‌انگارد. بلکه آن را محصولی ازکنش متقابل نمایشی میان کنشگر و حضار می‌داند. خود، «یک اثر نمایشی است که از ... صحنه نمایش بر می­خیزد» (ریتزر، 1384: به نقل از تنهایی و خرمی، 1388: 23). گافمن بر این باور بود که افراد در هنگام کنش متقابل می‌کوشند جنبه‌ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد. اما کنشگران می‌دانند که حضارشان ممکن است در اجرای نقش آن‌ها اختلال ایجاد کنند به همین دلیل نیاز به نظارت بر حضار احساس می‌شود، کنشگران امید دارند خودی را به حضار نشان دهند که دوست دارند دیده شوند تا حضار داوطلبانه به دلخواه آن‌ها عمل کنند. گافمن این فرایند را «مدیریت تأثیرگذاری» مطرح کرد(به نقل از همان: 292). گافمن با رویکرد نمایشی خود، نقش‌های اجتماعی وموقعیت‌های اجتماعی را تنها نمایش‌هایی می‌بیندکه در زندگی روزمره اجرا می‌شوند. به عقیده او «خود» افراد به وسیله نقش‌هایی که در این موقعیت‌ها اجرا می‌کنند، شکل می‌گیرد و معنا می‌یابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم خود تا اندازه زیادی به بدن اشاره دارد. از دید او عاملان بدنی یا جسمی نیز رأی جمع­کن‌هایی هستند که با توسل به همه روش‌های علامت­دهی اجتماعی، سعی دارند نظردیگران را به خود جلب کنند. این عاملان بدنی، « معرف‌های تجسد یافته منش و منزلت‌اند» که می‌توانند توسط دیگر کنشگران مورد تفسیر قرار گیرند(لوپز و دیگری، 1385: 155). به نظر او در هر کنش متقابل یک جلوی صحنه وجود دارد که با پشت صحنه اجرای تئاتری قرینه است. بازیگران صحنه تئاتر و نیز زندگی اجتماعی هر دو به حفظ ظاهر، لباس مناسب پوشیدن و وسایل صحنه آرایی علاقمندند. وانگهی در هر دو اجرا، یک نوع عقب صحنه وجود دارد که بازیگران می­توانند به آن­جا برگردند و خودشان را برای او آماده سازند. در عقب صحنه یا پشت صحنه به اصطلاح تئاتری، بازیگران می‌توانند نقش­های­شان را وا نهند و خودشان به شوند(ریتزر، 1374: 94-93). در این تحقیق پشت صحنه نمایش، باشگاه‌های بدن­سازی، مراکز زیبایی و درمانی و ... در نظر گرفته می‌شوند که در آن­جا دختران دانشجو خود را برای حضور در صحنه نمایش (عرصه اجتماعی) آماده می‌کنند و سعی می‌کنند خود را به بهترین و مقبول­ترین شکل برای ایفای نقش که فکر می‌کنند دیگران از آن­ها انتظار دارند مهیا کنند. و برخی از مؤلفه‌های مورد نظر گافمن  عبارتند از: قیافه، منش، آرایش ظاهر، لباس پوشیدن، نمایش‌های بدنی، هاله پوشی، باشگاه‌های بدن­سازی ، مراکز آرایشی و درمانی و ... . 

 

تورستاین وبلن  

تورستاین وبلن را به عنوان سنت­شکن و طراح نظریه‌های انگیزش اجتماعی می‌شناسند(کوزر، 1386: 355). وبلن در کتاب نظریه‌ی طبقه‌ی تن­­آسا، طبقه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن افراد تن­آسایی و رفاه خود را به نمایش می‌گذارند و مصرف را نه برای رفع نیاز بلکه برای کسب اعتبار اجتماعی و جلب توجه انجام می‌دهند(وبلن،1386: 76). هدف اصلی وبلن این بود که بررسی کند افراد چگونه به منزلت وجایگاه اجتماعی دست می‌یابند. وی در بررسی‌هایش «ثروت» را عامل اساسی تمایز بین افراد و رسیدن به جایگاه‌های برتر اجتماعی یافت که باید نمود بیرونی داشته باشند و به عبارتی دیگر، بیانگرانه باشد. یعنی فرد با آن خودش را به جهان پیرامون خود معرفی نماید و موقعیت اجتماعی خود را ابراز دارد. مثلاً داشتن خدمتکار درمنزل وسیله‌ای برای نشان دادن ثروت است(همان، 104– 103). نظریه‌ی وبلن را می‌توان به عبارتی دیگر چنین بیان کرد: برای مردمی که درجوامع نوین زندگی می‌کنند محرک اصلی در صرف هزینه‌ی بیش از حد نیاز جسمی، تمایل در جهت خودپذیری با شیوه و معیار آراستگی و تجمل متداولی است که برحسب کمیت وکیفیت کالاهای مصرف شده صورت می‌گیرد. معیار مصرفی که کوشش انسان را جهت می‌دهد، سطح معرف آرمانی‌ای است که دور ازدسترس‌هاست یا دست­یابی به آن تلاش بیشتری را ایجاب می‌کند. انگیزه اصلی در این زمینه، چشم و هم چشمی است. بدین معنی که هر طبقه نسبت به طبقه‌ی بالاتر از خود درسلسله مراتب اجتماعی، رشک و چشم و هم چشمی نشان می‌دهد و این محرکی است که فرد را وادار می‌کند تا از آن چه عادت رایج در وضعیتی معین است که خود را در آن سطح می‌دانند، فراتر روند. به عبارتی دیگر معیار تجمل در مصرف از راه به کار بستن معیار آن‌هایی که از لحاظ شهرت و اعتبار در سطح بالا هستند اعمال می‌شود و این جریان تا جایی ادامه می‌یابد که همه امور به سطح طرز تفکر و استانداردهای مصرف طبقه‌ی برتر و تن­آسا برسد. خلاصه این طبقه‌ی تن­آسا و برتر است که معین می‌کند جامعه کدام سبک زندگی را به مثابه‌ی سبک آراستگی و افتخارآمیز خواهد پذیرفت و نیز وظیفه‌ی آن است که با ارائه‌ی راه و روال مطلوب سبک زندگی اجتماعی خوب را در عالی­ترین و آرمانی­ترین شکل آن رواج دهد(همان، 139– 137). براساس نظرات وبلن، در این تحقیق، جراحی‌های زیبایی، مُد، آراستگی، لباس‌های برازنده و گران قیمت و ... به عنوان نوعی مصرف نمایشی در زندگی مد نظر قرار گرفته است.

 

میشل فوکو

در نگاه فوکو بدن مستقیماً درگیر حوزه‌ی سیاسی است و روابط قدرت نوعی چسبیدگی بلافصل با آن دارند. روابط قدرت ضمن سرمایه­گذاری در بدن، مبادرت به نشانه­گذاری و تربیت آن می‌کند. و بدن را برای انجام وظایف وساطع کردن انواع نشانه‌ها، تحت فشار قرار می‌دهد. فوکو با چنین نگرشی زمینه‌های تاریخی سلطه روابط قدرت و انضباط بر بدن را در نهادهای مختلف (مانند زندان) ترسیم می‌کند و بدین ترتیب، ترفیع می‌دهد که چگونه از خلال بدن‌هاست که هنجارها و عرف اجتماعی تحقق پیدا می‌کند. بدن علاوه بر تأثیرپذیری از ساختارهای کلان اجتماعی، می‌تواند به وسیله‌ی راهبردهای خود، مستقیماً از سوی دارنده‌ی آن نیز متأثر گردد. راهبردهای خود نزد فوکو به روش‌های مختلف اطلاق می‌شود که از طریق آن‌ها، افراد روی بدن­های­شان کار می‌کنند تا به حس رضایت برسند. نکته قابل توجه در این است که تأثیرگذاری افراد بربدن­های­شان، خود نیز منبعث ازگفتمان‌های غالب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... می‌باشد. ذکر این نکته ضروری است که در آراء فوکو، «خود»های برساخته‌ اجتماع به صورت بدنی شده و متجسد هستند. به طورخلاصه، خود یا همان بود و سوبژکتیو از طریق روش‌هایی حاصل می‌شود که در آن‌ها بدن‌های خود را دسته­بندی و آن‌ها را مدیریت می‌کنیم. و فراتر از آن به انضباط کشانده و تنظیم می‌کنیم. در چنین وضعی وقتی که فرد جوان، قدرت اعمال مدیریت اندکی در دیگر موارد دارد، بدنش به عنوان محیط مهمی برای اعمال قدرت به ابزار لذت مبدل می‌گردد. به عنوان مثال تصویری که یک جوان از استعمال سیگار دارد، درکی که از خود، آن گاه که مُد مخصوص را می‌پوشد یا تصویرش در آینه، هنگامی که از باشگاه بدن­سازی بیرون می‌آید برایش لذت­بخش است. سوراخ کردن گوش و آویختن زیورآلات و خالکوبی نمونه‌های دیگری از این اعمال قدرت بر بدن‌هاست. در واقع، وقتی روش‌های دیگر اعمال مدیریت، نظیر درگیر شدن در کار دلخواه دیریاب می‌شود. لذت­جویی آنی از طریق اعمال مدیریت بر واسطه­ترین دارایی، یعنی بدن، فعالیتی جدی به شمار می‌رود(میشل فوکو، 1378). فوکو بر این باور است که ما عاملان کم و بیش آزاد درانتخاب نظریه‌ی انتخاب عقلانی یاهر نظریه‌ی دیگر از رویکردهای تفسیری نیستیم، بلکه بعکس، ایده‌های انتخاب و آزادی به خودی خود تابعیت ما را تضمین می‌کند(یان کرایب، 1384: 304). بر اساس نظریات فوکو، در این تحقیق نظارت زنان بر بدن­های­شان و باشگاه‌های بدن­سازی و بیمارستان و ... به منظور محافظت و نگهداری از بدن برای رسیدن به حس رضایت است.

 

فرضیه­های تحقیق

1. بین ابعاد سبک زندگی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان تفاوت وجود دارد.

2. بین میزان فعالیت های فراغتی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان رابطه وجود دارد.

3. بین میزان مصرف فرهنگی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختردانشگاه آزاد اسلامی بوکان رابطه وجود دارد.

4. بین میزان هنجارهای مصرف با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان رابطه وجود دارد.

5. بین میزان اعتقادات دینی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان رابطه وجود دارد.

6. بین سن با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان رابطه وجود دارد.

7. بین وضعیت اشتغال با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان تفاوت وجود دارد.

8. بین وضعیت تأهل با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان تفاوت وجود دارد.

9. بین میزان درآمد با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان تفاوت وجود دارد.

 

 

جامعه آماری و چگونگی نمونه­گیری

کل جامعه آماری ما شامل دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان بوکان می‌باشد که طبق آمار و گزارش رسمی دانشگاه، 351 نفر که در نیمسال دوم تحصیلی 91–1390 مشغول به تحصیل می‌باشند. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 184 نفر به دست آمد. در این فرمول حجم نمونهn= ، اندازه جامعه آماری N= ، 96/1=z مقدار متغیر نرمال واحد استاندارد که در سطح اطمینان 95 درصد و 5/0=p مقدار نسبت صفت موجود در جامعه است اگر در اختیار نباشد می­توان آن را 5/0 در نظر گرفت و 5/0=q درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند و 05/0=d مقدار اشتباه مجاز است.     
12n=z2pqd21+1Nz2pqd2-1=(1/96)20/5أ—0/5(0/05)21+1351(1/96)2أ—0/5أ—0/5(0/05)2-1=183/66">

 

روش­شناسی تحقیق

دراین پژوهش ازروش نمونه­گیری­تصادفی طبقه‌ای استفاده شده است. روش تحقیق ازنوع همبستگی است و از نظر هدف، یک بررسی کاربردی است. و از نظر وسعت، یک تحقیق پهنانگر است. و از نظر دامنه، یک مطالعه خرد است. از لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، از نوع تحقیقات اسنادی و پیمایشی است. برای اندازه­گیری متغیرهای این پژوهش از پرسشنامه کتبی با استفاده از طیف پنج درجه‌ای لیکرت اقدام شده است. و سؤالات بر اساس اهداف آن­ها به صورت پرسش مستقیم، دو گزینه‌ای و پنج گزینه‌ای (طیف لیکرت) و در سطح اندازه­گیری اسمی و رتبه­ای و فاصله‌ای طراحی شده است. و نمره طیف از خیلی زیاد (نمره 5) تا خیلی کم (نمره 1) در نظر گرفته شده است و نمرات این شاخص‌ها از طریق نمره درصدی بین صفر تا صد تعیین گردیده است. در این پژوهش، برای سنجش اعتبار سازه‌ها از اعتبار صوری استفاده شده است. برای بررسی قابلیت پایایی سؤال‌های پرسشنامه مربوط به هر یک از متغیرها و سازه‌ها از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است. آزمون تحلیل انجام گرفته برای گویه‌های مدیریت بدن (78/0) و گویه‌های سبک زندگی (74/0) است و این ضریب برای همه آیتم‌ها (825/0) است که نشان دهنده‌ی قابلیت اطمینان (پایایی) بالای پرسشنامه است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار Spss نسخه 17 انجام گرفته است و در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی است.

 

نتایج حاصل از فرضیه­های تحقیق

فرضیه اول: بین ابعاد سبک زندگی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی بوکان تفاوت وجود دارد. برای آزمون این فرضیه از تحلیل واریانس یک طرفه بهره گرفته شد.

 

جدول شماره (1): نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه آزمودنی­ها در سبک­های زندگی

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی­داری

مجذور اتا

بین گروهی

07/506

3

02/1689

24/11

001/0

156/0

درون گروهی

15/27343

182

23/150

 

 

 

کل

23/32410

185

 

 

 

 

 

نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان می‌دهد که تفاوت معناداری بین گروه­های تحقیق ازنظر سبک مدیریت بدن وجود دارد و فرض صفر ما مبنی بر عدم تفاوت گروه‌ها رد می‌شود. در جدول شماره (2) نتایج LSD  نشان می‌دهد سبک‌های زندگی مصرف فرهنگی نسبت به فعالیت فراغتی و هنجارهای مصرفی از لحاظ مدیریت بدن نمره پایین­تری کسب کرده‌اند و نسبت به سبک اعتقاد دینی نمره بالاتری کسب کرده­اند. هم­چنین سبک زندگی فعالیت فراغتی نسبت به هنجارهای مصرفی و اعتقادات دینی نمره بالاتری در مدیریت بدن کسب کرده­اند. از نتایج دیگر جدول این که سبک زندگی هنجار مصرفی نمره بالاتری در مدیریت بدن نسبت به سبک زندگی در بعد اعتقادات دینی کسب کرده­اند.

                جدول شماره (2): مقایسه چندگانه تفاوت میانگین­های مدیریت بدن در سبک­های زندگی

شاخص‌ها

خوشه­ها

تفاوت میانگین

معنی­داری

مصرف فرهنگی

فعالیت فراغتی

32/8-

008/0

هنجار مصرفی

40/4-

069/0

اعتقادات دینی

48/6

006/0

فعالیت فراغتی

هنجار مصرفی

91/3

209/0

اعتقادات دینی

80/14

001/0

هنجار مصرفی

اعتقادات دینی

88/10

001/0

 

 

فرضیه دوم: بین میزان فعالیت‌های فراغتی بامیزان مدیریت بدن دانشجویان دختردانشگاه آزاد بوکان رابطه وجود دارد. نتایج جدول شماره (3) نشان می‌دهد که ضریب همبستگی به دست آمده برابر 47/0 می‌باشد که از نظر آماری معنی­دار است و این دو متغیر دارای همبستگی مستقیم و مثبت می‌باشند و شدت رابطه همبستگی متوسط است.

جدول شماره (3): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای فعالیت­های فراغت و مدیریت بدن

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

فعالیت­های فراغتی

مدیریت بدن

467/0

000/0

معنی­دار

فرضیه سوم: بین میزان مصرف فرهنگی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد بوکان رابطه وجود دارد. نتایج جدول شماره (4) نشان می‌دهد ضریب همبستگی 23/0 باسطح معنی­داری 002/0 بیانگر این است که این دو متغیر دارای همبستگی مستقیم و مثبت می‌باشند و شدت رابطه همبستگی بین این دو متغیر، ضعیف می‌باشد.

جدول شماره (4): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای مصرف فرهنگی و مدیریت بدن

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

مصرف فرهنگی

مدیریت بدن

228/0

002/0

معنی­دار

 

فرضیه چهارم: بین میزان هنجارهای مصرف با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد بوکان رابطه وجود دارد. سطح معنی­داری 00/0=Sig است و ضریب همبستگی پیرسون (44/0) بیانگر این است که این دو متغیر دارای همبستگی مستقیم و مثبت می‌باشند و شدت رابطه همبستگی بین این دو متغیر، متوسط می‌باشد.

جدول شماره (5): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای هنجارهای مصرفی و مدیریت بدن

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

  هنجارهای مصرفی

مدیریت بدن

429/0

000/0

معنی­دار

 

فرضیه پنجم: بین میزان اعتقادات دینی با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد بوکان رابطه وجود دارد. نتایج جدول شماره (6) نشان می‌دهد با توجه به سطح معنی­داری 004/0=Sig است که این مقدار از 05/0 کمتر است از نظر آماری رابطه بین این دو متغیر معنی­دار است و مقدار و علامت ضریب همبستگی پیرسون (21/0-) بیانگر این است که این دو متغیر دارای همبستگی معکوس و منفی می‌باشند و شدت رابطه همبستگی بین این دو متغیر ضعیف می‌باشد.

   جدول شماره (6): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای اعتقادات دینی و مدیریت بدن

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

اعتقادات دینی

مدیریت بدن

210/0-

004/0

معنی­دار

 

فرضیه ششم: بین سن با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد رابطه وجود دارد. بر اساس اطلاعات جدول شماره (7) با توجه به این­که سطح معنی­داری 43/0 است از نظر آماری رابطه بین این دو متغیر معنی­دار نیست و مقدار و علامت ضریب همبستگی پیرسون (057/0-) بیانگر این است که این دو متغیر با هم همبستگی ضعیفی دارند. احتمال دارد نزدیکی سنین که تقریبأ تمام دانشجویان در فاصله سنی نزدیک به هم هستند سبب شده اختلاف سن نتواند تأثیر خود را نشان دهد.

           جدول شماره (7): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای سن و مدیریت بدن

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

سن

مدیریت بدن

057/0-

426/0

معنی­دار نمی­باشد.

 

فرضیه هفتم: بین وضعیت اشتغال با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تفاوت وجود دارد. این متغیر در مقیاس اسمی و به عنوان دو گروه شاغل و غیرشاغل در نظر گرفته شده است و با آزمون تی دو گروه مستقل مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات جدول شماره (8) نشان می‌دهد با توجه به حد پایین (41/0-) و حد بالا (05/0) و بزرگتر بودن سطح معنی­داری (40/0) از (05/0) تفاوت میزان مدیریت بدن بر حسب وضعیت اشتغال معنی­دار نیست و فرضیه پژوهش ثابت نشد.

جدول  شماره (8):آزمون تی بین دو متغیر وضعیت اشتغال و مدیریت بدن

وضعیت اشتغال

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین خطای استاندارد

تی

درجه آزادی

معنی­داری

حد پایین

حد  بالا

مدیریت بدن

شاغل

13

8149/2

33328/0

09244/0

577/1-

184

408/0

414/0-

052/0

غیرشاغل

173

9958/2

41709/0

03171/0

 

فرضیه هشتم: بین وضعیت تأهل با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر تفاوت وجود دارد. این متغیر در مقیاس اسمی و به عنوان دو گروه مجرد و متأهل در نظر گرفته شده است و با آزمون آماری تی دو گروه مستقل مورد ارزیابی قرار گرفته است. اطلاعات جدول شماره (9) نشان می‌دهد با توجه به حد پایین (287/0-) و حد بالا (099/0) و بزرگتر بودن سطح معنی­داری (76/0) از (05/0) تفاوت میزان مدیریت بدن بر حسب وضعیت تأهل معنی­دار نیست و فرضیه پژوهش ثابت نشد.

جدول شماره (9): آزمون تی بین دو متغیر وضعیت تأهل و مدیریت بدن

وضعیت تأهل

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین خطای استاندارد

تی

درجه آزادی

معنی داری

حد  پایین

حد بالا

مدیریت بدن

مجرد

166

9731/2

41836/0

03247/0

961/0-

184

769/0

287/0-

099/0

متأهل

20

0672/3

37090/0

08294/0

 

فرضیه نهم:بین میزان درآمد با میزان مدیریت بدن دانشجویان دختر تفاوت وجود دارد. متغیر درآمد در مقیاس ترتیبی در نظر گرفته شده است. بر اساس اطلاعات جدول شماره (10) ملاحظه می‌شود که طبق آزمون تحلیل واریانس یک طرفه مقدار 97/2=F با سطح معنی­داری 02/0=sig محاسبه شده است که نشانگر این است که تفاوت میزان مدیریت بدن برحسب میزان درآمد معنی­دار است. برای تعیین معنی­دار بودن تفاوت میانگین‌ها از روش LSD استفاده شده است. که بیشترین تفاوت میانگین را دانشجویانی که خود یا خانواده ایشان دارای درآمدی بین 750000 تا 1249000 تومان نسبت به سایر گروه‌های دیگر دارند. و کمترین تفاوت میانگین نیز به دانشجویانی تعلق دارد که دارای درآمدی بین 1250000 تا 1749000 تومان هستند.

جدول  شماره (10): خلاصه آزمون آنالیز واریانس یک طرفه بین دو متغیر درآمد و مدیریت بدن

مدیریت بدن

مجموع نمرات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F آزمون

معنی­داری

درون گروه

955/1

4

489/0

978/2

021/0

بین گروه

696/29

181

164/0

 

 

مجموع

651/31

158

 

 

 

 

مدل رگرسیونی مدیریت بدن

در این مدل متغیرهای مستقل پژوهش اعم از مصرف فرهنگی، فعالیت‌های فراغتی، هنجارهای مصرفی، اعتقادات دینی، درآمد، سن، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال به شیوه مرحله به مرحله وارد معادله شده اند.

جدول شماره (11): متغیرهای وارد شده در معادله رگرسیون برای تبیین واریانس مدیریت بدن دانشجویان دختر

Sig (T)

T

Beta

Sig (F)

مقدار F

ضریب تعیین

ضریب همبستگی

متغیر

002/0

174/3

228/0

002/0

074/10

05/0

23/0

مصرف فرهنگی

000/0

166/7

467/0

000/0

353/51

218/0

467/0

فعالیت های فراغتی

000/0

631/6

439/0

000/0

967/43

193/0

44/0

هنجارهای مصرفی

004/0

913/2-

210/0-

004/0

486/8

044/0

210/0

اعتقادات دینی

003/0

969/2

214/0

003/0

815/8

064/0

214/0

درآمد

 

   با توجه به این که آزمون معنی­داری متغیرهای مصرف فرهنگی و فعالیت‌های فراغتی و هنجارهای مصرفی و اعتقادات دینی و میزان درآمد کمتر از 05/0 بوده (05/0>Sig) می‌توان نتیجه گرفت که فرضیات مربوط به آن‌ها تأیید شده و بین این متغیرها با مدیریت بدن ارتباط معنی­داری وجود دارد. نتایج جدول بالا نشان می‌دهد متغیرفعالیت‌های فراغتی نقش بسیار عمده‌ای درتعیین میزان اهمیت به مدیریت بدن افراد دارا بوده است. این متغیر با قدرت تبیین و تأثیر 47 درصدی و قابلیت پیش­بینی 22 درصدی  و هنجارهای مصرفی با قدرت تبیین 44 درصدی و قابلیت پیش بینی 19 درصدی و متغیر مصرف فرهنگی با قدرت تبیین 23 درصدی و قابلیت پیش بینی 5 درصدی از واریانس مدیریت بدن رتبه‌های اول و دوم و سوم تأثیرگذاری را دارا هستند. و ضریب بتای منفی  متغیر اعتقادات دینی 21- درصد بیانگر این است که به ازای یک واحد افزایش در مقیاس سنجش اعتقادات دینی فرد مقدار 21 درصد از مدیریت بدن وی کاسته می‌شود. و متغیر میزان درآمد با قدرت تأثیر و تبیین 21 درصدی و قابلیت پیش بینی 6 درصدی واریانس مدیریت بدن را نشان می‌دهد.

 

نتیجه­گیری

با توجه به این که آزمون معنی­داری متغیرهای فعالیت‌های فراغتی و هنجارهای مصرفی و اعتقادات دینی و میزان درآمد کمتر از 05/0 بوده (05/0>Sig) می‌توان نتیجه گرفت که فرضیات مربوط به آن‌ها تأیید شده و بین این متغیرها با مدیریت بدن ارتباط معنی­داری وجود دارد.                                                                                            

چنانچه مشاهده می‌شود فعالیت‌های فراغتی نقش بسیار عمده‌ای در تعیین میزان اهمیت به مدیریت بدن افراد دارا بوده است. این متغیر با قدرت تبیین و تأثیر 47 درصدی و قابلیت پیش­بینی 22 درصدی و هنجارهای مصرفی با قدرت تبیین 44 درصدی و قابلیت پیش بینی 19 درصدی از تغییرهای مدیریت بدن رتبه اول و دوم تأثیرگذاری را دارا هستند. سومین متغیری که در معادله رگرسیون تأثیر عمده­ای بر نحوه مدیریت بدن افراد نشان داده است، متغیر مصرف فرهنگی بوده است که قادر به تبیین و تأثیر 23 درصدی و قابلیت پیش­بینی 5 درصدی از تغییرهای متغیر ملاک بوده است. با توجه به این نتایج می‌توان نتیجه گرفت که اکثر دانشجویان بیکار و مجرد هستند و در سنین جوانی قرار دارند و طیف نوجوانی و جوانی مُدگرا بوده و به وضع خود توجه بیشتری نموده و کتاب‌ها و مجلات مختلف، عکس‌ها و پوسترهای ورزشکاران و هنرپیشه‌های سینما و تلویزیون، فیلم‌ها و کلیپ‌های صوتی و تصویری و شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت در بسیاری از موارد به آسانی در دسترس قرار دارند و اخلاق و فرهنگ آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و جوانان به راحتی مُد روز را اخذ نموده و خود را با توجه به هنرپیشه یا خواننده یا ورزشکار و یا شخصیت مورد قبول جامعه درست می‌کنند و از شیوه زندگی آن‌ها الگو برداری می‌کنند. به تعبیر گافمن افراد در هنگام کنش متقابل می‌کوشند جنبه‌ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد. و در تحقیق حاضر بین سبک زندگی اعتقادی دینی با مدیریت بدن رابطه و همبستگی منفی دیده شد. ضریب بتای منفی متغیر اعتقادات دینی (21/0-) بیانگر این است که به ازای یک واحد افزایش در مقیاس سنجش اعتقادات دینی فرد مقدار 21 درصد از مدیریت بدن وی کاسته می‌شود. با توجه به این که رسانه‌های جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت رواج بی­بند وباری اخلاقی، مقابله با هنجارهای اجتماعی جامعه سنتی، عدم پای­بندی مذهبی و نبودن حریم در روابط بین دختر و پسرها را ترویج می‌کنند ولی این دانشجویان هنوز به ارزش‌های خانوادگی و فرهنگ سنتی و باورهای اخلاقی و دینی خود پای­بند هستند و احتمال دارد این به خاطر اعتقاد دینی سنتی رضایت و قناعت به خواست و اراده خداوند در خلق و آفرینش و ترکیب اعضاء و غیره باشد که کمتر به دست در کار خدا بردن موافقت نشان می‌دهند. و رعایت اعتدال یعنی قدر کفاف آن اندازه از امکانات زندگی که انسان را از دیگران و درخواست از آن‌ها بی‌نیاز کند را در پیش بگیرند و از دستکاری صورت و اندام و مصرف بی‌رویه و استفاده نابجا و نامناسب از امکانات زندگی خودداری می‌کنند. پنجمین متغیر میزان درآمد با قدرت تأثیر و تبیین 21 درصدی و قابلیت پیش­بینی 5 درصدی از تغییرهای مدیریت بدن را نشان می‌دهد. و با توجه به این که سطح میزان درآمد خود یا خانواده دانشجویان دختر در سطح متوسط و متمایل به بالا بود می‌توان نتیجه گرفت که هر چه میزان درآمد بالا تر باشد دانشجویان بیشتر به رسیدگی از بدن خود می‌پردازند.

 

منابع

آزاد ارمکی، ت، و دیگری. (1381). بدن به مثابه رسانه هویت. مجله جامعه­شناسی ایران. دوره 4، شماره 6.

ابراهیمی، ق، و دیگری. (1389). سرمایه فرهنگی و مدیریت ظاهر و جوانان (مطالعه‌ی دختران و پسران شهر بابلسر). زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان). دوره 8، شماره 3، پاییز.

احمدی، ط. (1386). مدیریت بدن و هویت اجتماعی. پایان­نامه‌ی کارشناسی ارشد، دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رشت.

ایراندوست، ف. (1390). سنخ شناسی سبک‌های زندگی (مطالعه‌ی موردی جوانان شهر مهاباد). پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد، رشته‌ی جامعه شناسی، دانشگاه کردستان.

تنهایی، ح، و دیگری. (1388). بررسی رابطه‌ی جامعه­شناختی باورهای دینی و سبک زندگی بر اساس نظریه و روش گافمن. مطالعه‌ی موردی کرمانشاه، فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال سوم، شماره 6، بهار 89.

چاوشیان، ح. (1381). سبک زندگی و هویت اجتماعی، مصرف و انتخاب‌های ذوقی به عنوان تمایز و تشابه اجتماعی در دوره‌ی مدرنیته‌ی اخیر. پایان‌نامه‌ی دکتری جامعه­شناسی، دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

حاجیانی، ا. (1386). سبک زندگی و مطالعات راهبردی، کتاب و الگوهای سبک زندگی ایرانیان. تهران: پژوهشکده‌ی تحقیقات استراتژیک، چاپ اول.

ذکایی، م، س. (1386). فرهنگ مطالعات  جوانان. تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.  

رحمت­آبادی، ا، و دیگری. (1384). سبک زندگی و هویت اجتماعی جوانان. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال پنجم، شماره 20.

رضایی، ا، و دیگران. (1389). مدیریت بدن و ارتباط آن با عوامل اجتماعی در بین دختران دانشگاه مازندران. شماره 47، بهار.

ریتزر، ج. (1374). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: علمی.

شویده، ک، و دیگری. (1385). واژگان بوردیو. ترجمه: مرتضی کتبی. تهران: نشر نی. 

علوی­زاده، ا. (1387). بررسی چگونگی و نحوه گذران اوقات فراغت بانوان شهر کاشمر. تهران: فصلنامه جمعیت. شماره 64-63، بهار و تابستان.                                        

فاتحی، ا، و دیگری. (1387). مدیریت بدن و رابطه‌ی آن با پذیرش اجتماعی بدن. مجله پژوهش علوم انسانی دانشگاه اصفهان. سال یازدهم، شماره 41. 

فاضلی، م. (1382). مصرف و سبک زندگی. تهران: نشر صبح صادق، چاپ اول.

فوکو، م. (1378). مراقبت و تنبیه تولد زندان. ترجمه: نیکو سرخوش و دیگری. تهران: نی.

کاظمی، ع. (1387). مقاله‌ی سه پارادایم در مطالعه‌ی مصرف فرهنگی. از کتاب مطالعات فرهنگی، مصرف فرهنگی و زندگی روزمره در ایران. تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.                                 

کرایب، ی. (1384). فلسفه علوم اجتماعی، بنیان‌های فلسفی تفکر اجتماعی. ترجمه: شهناز مسمی­پرست و دیگران. تهران: آگاه.

کوزر، ل. (1386). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

گیبیینز، ج، و دیگری. (1384). سیاست پست­ مدرنیته. ترجمه: منصور انصاری. تهران: گام نو.

گیدنز، آن. (1380). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: نشر مرکز. چاپ دوم.

گیدنز، آ. (1385). درآمدی بر جامعه­شناسی. ترجمه: فیروزمند، ل. تهران: انتشارات فردوس.

گیدنز، آ. (1387). جامعه­شناسی. ترجمه: منوچهر صبوری. تهران: نی. چاپ بیست و دوم.

لوپز، خ، و دیگری. (1385). ساخت نظریه اجتماعی. ترجمه: حسن قاضیان. تهران: نشر نی.

وبلن، ت. (1386). نظریه طبقه مرفه. فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.

 

 



1. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

E- Mail: drmahmoodelmi@gmail.com

2. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. گروه علوم اجتماعی، تبریز- ایران.

 

3. کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

E- Mail: serwah.eftekhari@yahoo.com

آزاد ارمکی، ت، و دیگری. (1381). بدن به مثابه رسانه هویت. مجله جامعه­شناسی ایران. دوره 4، شماره 6.

ابراهیمی، ق، و دیگری. (1389). سرمایه فرهنگی و مدیریت ظاهر و جوانان (مطالعه‌ی دختران و پسران شهر بابلسر). زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان). دوره 8، شماره 3، پاییز.

احمدی، ط. (1386). مدیریت بدن و هویت اجتماعی. پایان­نامه‌ی کارشناسی ارشد، دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رشت.

ایراندوست، ف. (1390). سنخ شناسی سبک‌های زندگی (مطالعه‌ی موردی جوانان شهر مهاباد). پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد، رشته‌ی جامعه شناسی، دانشگاه کردستان.

تنهایی، ح، و دیگری. (1388). بررسی رابطه‌ی جامعه­شناختی باورهای دینی و سبک زندگی بر اساس نظریه و روش گافمن. مطالعه‌ی موردی کرمانشاه، فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال سوم، شماره 6، بهار 89.

چاوشیان، ح. (1381). سبک زندگی و هویت اجتماعی، مصرف و انتخاب‌های ذوقی به عنوان تمایز و تشابه اجتماعی در دوره‌ی مدرنیته‌ی اخیر. پایان‌نامه‌ی دکتری جامعه­شناسی، دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

حاجیانی، ا. (1386). سبک زندگی و مطالعات راهبردی، کتاب و الگوهای سبک زندگی ایرانیان. تهران: پژوهشکده‌ی تحقیقات استراتژیک، چاپ اول.

ذکایی، م، س. (1386). فرهنگ مطالعات  جوانان. تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.  

رحمت­آبادی، ا، و دیگری. (1384). سبک زندگی و هویت اجتماعی جوانان. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال پنجم، شماره 20.

رضایی، ا، و دیگران. (1389). مدیریت بدن و ارتباط آن با عوامل اجتماعی در بین دختران دانشگاه مازندران. شماره 47، بهار.

ریتزر، ج. (1374). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: علمی.

شویده، ک، و دیگری. (1385). واژگان بوردیو. ترجمه: مرتضی کتبی. تهران: نشر نی. 

علوی­زاده، ا. (1387). بررسی چگونگی و نحوه گذران اوقات فراغت بانوان شهر کاشمر. تهران: فصلنامه جمعیت. شماره 64-63، بهار و تابستان.                                        

فاتحی، ا، و دیگری. (1387). مدیریت بدن و رابطه‌ی آن با پذیرش اجتماعی بدن. مجله پژوهش علوم انسانی دانشگاه اصفهان. سال یازدهم، شماره 41. 

فاضلی، م. (1382). مصرف و سبک زندگی. تهران: نشر صبح صادق، چاپ اول.

فوکو، م. (1378). مراقبت و تنبیه تولد زندان. ترجمه: نیکو سرخوش و دیگری. تهران: نی.

کاظمی، ع. (1387). مقاله‌ی سه پارادایم در مطالعه‌ی مصرف فرهنگی. از کتاب مطالعات فرهنگی، مصرف فرهنگی و زندگی روزمره در ایران. تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.                                 

کرایب، ی. (1384). فلسفه علوم اجتماعی، بنیان‌های فلسفی تفکر اجتماعی. ترجمه: شهناز مسمی­پرست و دیگران. تهران: آگاه.

کوزر، ل. (1386). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

گیبیینز، ج، و دیگری. (1384). سیاست پست­ مدرنیته. ترجمه: منصور انصاری. تهران: گام نو.

گیدنز، آن. (1380). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: نشر مرکز. چاپ دوم.

گیدنز، آ. (1385). درآمدی بر جامعه­شناسی. ترجمه: فیروزمند، ل. تهران: انتشارات فردوس.

گیدنز، آ. (1387). جامعه­شناسی. ترجمه: منوچهر صبوری. تهران: نی. چاپ بیست و دوم.

لوپز، خ، و دیگری. (1385). ساخت نظریه اجتماعی. ترجمه: حسن قاضیان. تهران: نشر نی.

وبلن، ت. (1386). نظریه طبقه مرفه. فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.