حاشیه‌نشینی و بزهکاری، راهکارهای عملی مددکاران اجتماعی در خصوص توسعه محلی به منظور رفع مشکلات ناشی از حاشیه‌نشینی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران

2 عضو هیأت علمی گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال

چکیده

مقاله ­حاضر درباره مطالعه پدیده حاشیه­نشینی و بزهکاری و ارایه ­راهکارهای ­عملی مددکاری اجتماعی است. مطالعه­های موجود نشان می­دهدکه ­بین حاشیه­نشینی وجرایم و بزهکاری ­اجتماعی رابطه ­معنی­داری وجود دارد. در پایان مقاله­ راهکارهای عملی مددکاران اجتماعی در خصوص توسعه محلی،  به­ منظور رفع مشکلات ناشی از حاشیه­نشینی و در نتیجه کاهش جرایم و بزهکاری­های اجتماعی ارایه گردید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Marginalization and delinquency and social worker’s practical solutions about local development in order to resolve the problems of social marginalization.

نویسندگان [English]

  • Jafar Ebrahimi 1
  • Mir Farhad Sadigh Mohammadi 2
چکیده [English]

  This article is about the phenomenon of marginalization and delinquency, and it is also to provide practical social work solutions. Studies show that there is a relationship between social marginalization and crime and delinquency. Finally practical social workers solutions about local development presented in order to resolve the problems of social marginalization and thereby reducing crime and delinquency.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Marginalization
  • Delinquency
  • crime
  • social work

«جامعه­شناسی»

سال اول، شماره چهارم، پائیز 1388

ص ص 177- 163

 


                               

 

 

حاشیه­نشینی و بزهکاری، راهکارهای عملی مددکاران اجتماعی در خصوص توسعه محلی به منظور رفع مشکلات ناشی از حاشیه­نشینی

 

                                                        جعفر ابراهیمی[1]                      

میر فرهاد صدیق­محمدی[2]

 

چکیده

مقاله ­حاضر درباره مطالعه پدیده حاشیه­نشینی و بزهکاری و ارایه ­راهکارهای ­عملی مددکاری اجتماعی است. مطالعه­های موجود نشان می­دهدکه ­بین حاشیه­نشینی وجرایم و بزهکاری ­اجتماعی رابطه ­معنی­داری وجود دارد. در پایان مقاله­ راهکارهای عملی مددکاران اجتماعی در خصوص توسعه محلی،  به­ منظور رفع مشکلات ناشی از حاشیه­نشینی و در نتیجه کاهش جرایم و بزهکاری­های اجتماعی ارایه گردید.

واژگان کلیدی: حاشیه­نشینی، بزهکاری، جرایم، مددکاری اجتماعی.

مقدمه

حاشیه­نشینی و اسکان غیررسمی­گروه‌های کم درآمد شهری جلوه‌ای از فقر شهری و عملکرد فضا به­عنوان بستر بازتولید فقر است. حاشیه‌نشینی در اشکال متفاوت آن از آلونک‌ها و زاغه‌های­ درون شهر تا سکونتگاه‌های غیررسمی­ پیرامون ­آن و در مکان‌ها و زمان‌های ­متفاوت­ تنها براساس­ محرومیت شدید و مستمر از معیارهای متعارف و استاندارد کیفیت زندگی ­شهری، مسکن، زیرساخت­ها، خدمات، قابل تشخیص و تعریف ­است که‌­ بر مبنای ویژگی­های ساکنان آن، مبدأ مهاجرت ­آن‌ها، ساختار اشتغال و میزان ادغام آن‌ها در زندگی اقتصادی، اجتماعی شهر‌ها.

حاشیه­نشینی­ را می­توان ­با توجه به ­وضعیت افراد حاشیه­نشین و سبک ­زندگی­آنان تبیین­کرد. افراد حاشیه­نشین­کسانی هستندکه در محدوده ­اقتصاد شهر زندگی می­کنند و جذب نظام ­اجتماعی- اقتصادی شهر نشده­اند. علت­ جذب ­نشدن­ آن­ها یکی­ مشکل مسکن­ ناشی از درآمد پایین و دیگری تفاوت ­رفتار آنان با رفتارهای متعارف شهر و نیز با افرادی است ­که با  همان سطح ­درآمد در شهر زندگی می­کنند(زاهد زاهدانی، 1369: 7).

حاشیه‌نشینی از پیامدهای توسعه ناهم سو و بدریخت در نظام شهرنشینی است. بیش از50 درصد ازجمعیت جهان درشهرها سکونت دارند، فضا‌هایی منطقه‌ای­که ­بستری گسترده ازساختارهای خرد وکلان ارتباطی، تعارض­های ­اجتماعی وخشونت‌های سازمان­یافته ­را ترسیم­ می‌نماید. بسیاری ­از مسائل­ اجتماعی- اقتصادی و سیاسی­ در کشورهای ­درحال توسعه ناشی از رشد وگسترش بدریخت نظام­ها وفضاهای شهرنشینی بوده است.

ویژگی کجروی‌های اجتماعی­ که به حاشیه‌نشینان نسبت­ داده­ می‌شود(به­خصوص درکشور ما) فراگیر است، فرهنگِ حاشیه­نشینان نسبت به­ فرهنگ شهرنشینان این است که، هر یک از این افراد، اغلب فرهنگ زادگاه خویش را به­ همراه دارند. اما به­تدریج جذبِ فرهنگِ شهری می­شوندکه در آن مأوا گرفته­اند(همان).

ساکنان سکونتگاه­های غیررسمی (حاشیه­نشینان) بیشتر افراد مهاجر روستایی و عشایر وکمتر شهری­ هستند، این افراد به دلیل ناهمگونی با محیط­ شهری پس ­زده می­شوند و به­ تدریج درکانون­هایی به ­هم پیوسته یا جدا از یکدیگر، در قسمت­هایی از حاشیه شهر، سکنی می­گزینند. این به حاشیه رانده شدن گویای وجود طبقه­ی مسلط (ساکنان­ شهری) و طبقه­ای فرودست (حاشیه­نشینان) است که­ جدا از تفاوت در موقعیت جغرافیایی- مکانی شهری، یکی جنبه متن، اصل، هدایت­­کننده اقتصاد و جریان­های پولی وتجاری و دیگری نقش حاشیه­ای و فرعی پیدا می­کند(ربانی و دیگری، 1381:
 86).

در روند توسعه شهرنشینی به ­ویژه بعد از انقلاب صنعتی و قرن نوزدهم با دگرگونی ساختار اجتماعی- اقتصادی سنتی، توزیع نابرابر منابع و تسهیلات در فضای منطقه‌ای توسعه یافته­است که با وضع مناسبات نوین اجتماعی، زمینه‌ساز شکل‌گیری ساختار از ریخت افتاده­ای از توسعه بوده‌ایم. در این ­ساخت به­ نقل از چارلزآبرامز: «محدوده‌های فاقد یا تقلیل یافته­­ای از تسهیلات وخدمات شهری به­ وجود آمد‌ندکه حاشیه‌نشینان بوده و در چرخه شهرنشینی دروازه‌ بانان اجتماعی نامیده‌ شدند.»(زاهدی، 1382: 35).

حاشیه‌نشینی در ایران

 در ایران حاشیه‌نشینی یا زیستِ­ حاشیه‌ای ­سابقه‌ی چند قرنی ­دارد. بسیاری ­از اقوام مهاجر به ­ویژه ترک ­­زبانان آسیای ­میانه، با اجازه یا بی‌اجازه‌ی ­سلطان ­از شرق­ به ­غرب می‌کوچیدند و در اطراف شهرهای محصور در برج و بارو چادر می‌زدند و اگر قدرت می‌یافتند طی دستبرد‌های ­زورمدارانه ­به­ شهر، بالاخره­ روزی آن ­را اشغال ­می­کردند (مشکور، 1375: 141).

حاشیه­نشینی در ایران مولود توسعه برون­زای کشور و محوریت یافتن شهر به­ عنوان کانون تحولات صنعتی، توسعه اقتصادی و نوسازی کشور است. این فرایند از دوران حکومت رضاشاه پهلوی­آغاز و روز به ­روز گسترده­تر می­شود. افزایش سطح رفاه جامعه شهری و تمرکز ارائه خدمات در شهر و به ­حاشیه رانده شدن روستائیان و عشایر سبب مهاجرت ­آنان به ­شهرها و روی ­آوردن به ­زندگی­ حاشیه­نشینی ­شده ­است(پیران،
1380: 31).

بخش دردناک و همیشه همراه شهرهای ایران، سایه معلول و دردسرآفرینی به نام زاغه­نشینی، کپرنشینی، آلونک­ها و حاشیه­نشین­ها بوده­اند که­ چون بختکی، از یک ­سو محصول فضولات پالایش نشده اقتصاد نامتوازن­ شهری و فرهنگ ­فقر از سوی­ دیگر خود صادرکننده فهرست ناهنجاری­ها و کژمداری­های رفتاری به دایه دوست  نداشتنی­شان، یعنی ­شهرها و شهری­ها هستند(روزنامه ایران، سال­یازدهم، شماره3199، مرداد 1384).

رشد شتابان­ شهرنشینی وافزایش ­میزان ­مهاجرت ­روستائیان ­به ­شهرها مسئله سکونتگاه­های غیر رسمی و مسکن ­نامناسب را پدید آورده ­است. در اثر مهاجرت، ترکیب جمعیت شهرهای بزرگ به­کلی جنبه طبیعی ­خود را از دست می­دهد. مهاجرت­های روستائی و رشد سریع شهرنشینی و ظهور حلبی­آبادها مکان  دائمی فقرا بوده است. زیرا صاحب خانه­ای نیستند و درکپرها زندگی می­کنند. درارتباط با حیات ­اقتصادی، ساکنان­ حلبی­آبادها در شهرها کار می­کنند، خصوصاً در بخش ساختمان     ­سازی شاغل ­هستند یا به خرید و فروش سیگار و مواد مخدر اقدام می­نمایند. مطالعات معتدد انجام شده در شهرهای مختلف نشان می­دهد که اگر چه سابقه شهرنشینی درشهرهای ایران به سال­های 1300 بر می­گردد، ولی شدت و رواج آن در دهه­های 50-40 بوده است. سکونتگاه­های غیررسمی در ابتدا از تهران شروع شده است. پیدایش ­اولین اجتماعات آلونک ­نشین در تهران به ­سال 1311 بر می­گردد. اما رشد وگسترش آن از سال 1335 به ­این طرف است. افزایش قیمت نفت و تزریق یکباره آن به ­اقتصاد ایران ­سطح درآمد سرانه را به ­صورت چشمگیری افزایش داد. از سوی دیگر ثروتی­که ­از زمین­های تقسیم­ شده نصیب­ مالکان کرده بود آن­ها را وسوسه­کرد تا به­ سوی شهرها بیایند. درفرایند تقسیم ثروت­ ناشی ­از افزایش قیمت ­نفت ونیز نتایج ­این­ توزیع ­نامتوازن، روستاها هر روز سهم بیشتری از توسعه نیافتگی را به ­خود اختصاص می­دادند. با فروش زمین­ها و سرمایه­ای­ اندک به ­سمت شهرها هجوم می­آوردند. غافل از این­که با آن پول کم و مهارت ناداشته، فرصتی برای زیست شهری نخواهند داشت. بدین ترتیب، سهم آن­ها از شهرها، تنها اقامت در حاشیه­ آن­ها بود. پس از انقلاب این نیروی مهاجر با رشد جمعیتی 5 درصدی هم روبرو شد. چنان­که ­جمعیت ایران از 36 میلیون در سال 57 به 58 میلیون در سال 70 رسید. با این­حال برنامه­ اول و دوم ­اقتصادی هم­ توجه ­خاصی به­ موضوع اشتغال نکرد، در نتیجه نرخ بیکاری از 1/9 درصد در سال 57 به 9/14 درصد در سال 80 رسید و تعداد بیکاران به 3 میلیون نفر در سال 80 رسید. در میان وضعیت اجتماعی گروه بیکاران، حاشیه­نشینان و روستائیان و اثرات ­واکنش آن­ها بر معادلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در خور توجه ­است. این ­روند تا آن­جا پیش ­رفت که­ هم­ اکنون یک ­هشتم جمعیت شهری کشور به­ صورت سکونتگاه­های غیررسمی درکناره شهرهای بزرگ زندگی می­کنند. این رقم در 10 سال­ آینده 2 برابر خواهد شد(روزنامه ایران،  شماره3199، مرداد 1384).

 زمانی که روستاییانِ‌ بی‌زمین از انزوا می‌گریزند و به­ حاشیه ­شهرها روی می‌آورند، در واقع به ­نوعی انتخاب دست می­زنند. آنان فلاکتی را رها می­کنند و فلاکتی ­دیگر را برمی­گزینند. به ­نظر آن‌ها شهر افق ­امکانات و آزادی ­است، حرکت ­اینان­ تحت­ تاثیر دو عامل گریزاننده در موطن و جذب­کننده در شهرهای کلان می­باشد(شکویی، 1354). زمانی که ساختارکلان در توزیع سرمایه با ایجاد نابرابری برخی از فضاهای منطقه‌ای مثل روستاها و شهرهای­کوچک را محروم­ می‌نماید، به­ خلق پاره‌ای ­از نظام­های ­وابسته، حاشیه‌ای، عقب‌­مانده، سکونتگاه‌های­غیرقانونی ومهاجر Marginal-Illegal دامن ­می‌زند.

 ازآن­جا که­ غفلت برنامه ‌­در پرداختن به­ بخشی از جمعیت کشور، موجب منتفی شدن نیاز مردمان به­ سرپناه نمی‌شود. بنابراین­ حاشیه­نشینانِ حذف‌ یا فراموش شده، ‌نیاز به مسکن و سرپناه­ خود را در چارچوب‌های غیر رسمی تدارک  می‌بینندکه آسیب­های محیطی نیز از پیامد‌های آن خواهد بود(امکچی، 1370).

جمعیت شهری­کشورهای در حال توسعه­ در 20 سال ­آینده (2025) با رشد بسیار انبوه با 70 میلیون نفر در سال به 4/4 میلیارد نفر خواهد رسید. درگزارش  UN. Habitat آمده در30 سال آینده دو میلیارد ­­­­نفر در سکونتگاه‌های غیرقانونی، ناسالم و شلوغ اطراف شهرها خواهند بود. افریقا با بالاترین نرخ رشد 9/71%، اقیانوسیه 1/24%،‌ آسیای مرکزی و جنوبی 58%، شرق آسیا 31%، غرب آسیا 1/33%، آمریکای لاتین و حوزه کارائیب 9/31%، ‌آسیای جنوب شرقی 28%،  دارای جمعیت ساکن غیر رسمی و ناسالم از نظر بهداشت و خدمات شهری هستند. گام یازدهم در هدف­ هفتم برنامه­ جهانی توسعه هزاره سازمان ملل(MDP, UN)  به ­اسکان 100 میلیون نفر در سکونتگاه‌های دارای امکانات بهداشتی و خدمات شهری اذعان دارد(2005 اکتبر ،(UN. Habitat.

 پژوهش­هایی که سال‌های پیش در شهر‌هایی با جمعیت متفاوت انجام گرفته حاکی از این است که افزایش فزاینده‌ی جرم (منجر به احساس ترس، ناامنی، انزوا و کاهش همبستگی) با انباشت جمعیت رابطه‌ی مستقیم دارد(شیخاوندی، ‌1379: 298).

درکشور ایران پژوهش­هایی نیز از سال 1382 از طرف شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران - وزارت مسکن و راه تحت عنوان «شرح خدمات توان­مندسازی سکونتگاه­های غیررسمی» در برخی از شهرهای متروپل و متوسط اجرا شده است که نتایج برخی از این شهرها گزارش شده است. خود محقق هم اینک در یکی از این طرح­ها که در شهر پارس­آباد اجرا می­شود مشارکت علمی و اجرایی دارد که نتایج آن بعد از تایید سازمان مربوطه طی یک مقاله از طرف شرکت مهندسین مشاور آرمان پویش طرح گزارش خواهد شد.

مهم­ترین سؤال بعد از ارائه و دریافت این آمارهای شهرنشینی نزد پژوهشگران علم اجتماع این است که منبع اصلی این افزایش درصد عظیم جمعیت فضاهای شهری و اطراف‌ آن چیست؟ پیترگیزوسکی و توماس ­هومردیکسون در پژوهش ­شهرنشینی و خشونت بستر مهمی از این افزایش جمعیت را عامل مهاجرت روستائیان و مناطق فاقد امکانات رفاهی به شهرهای بزرگ ­دارای ­توزیع بهینه ­تسهیلات و خدمات ­شهری می‌دانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

منطقه

80-1965

90-1980

2005-1990

آفریقای جنوب صحرا

8/4

9/5

8/5

شرق آسیا

3/4

3/3

2/3

چین

3/2

5/13

1/12

آسیای جنوبی

9/3

4/3

0/4

خاورمیانه و شمال‌آفریقا

6/4

4/4

7/4

آمریکای لاتین

9/3

0/3

1/3

جدول شماره (1): نرخ شهرنشینی برحسب مناطق جهان در حال توسعه


 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (2): سهم مهاجرت در رشد شهرنشینی جهان در 95-1970[3]

مناطق جهان

حجم مهاجرت به شهرها (هزارنفر)

جمعیت‌شهرنشینی (هزار نفر)

درصد سهم مهاجرت در رشد شهرها

1995

1975

آفریقا- تانزانیا

417

8971

1602

96/84

آمریکایلاتین، برزیل

1934

115674

66793

35/59

آسیا، ایران

505

31066

15240

84/47

 

 دلایل اصلی مهاجرت در نقاط مختلف­ جهان در پیوستار مهاجرتی شهر-­ روستا متفاوت است. ­­­)جاذبه­ شهری یا دافعه ­روستاها) مثلاً بر عکس مناطق آسیای ­غربی و آمریکای ­لاتین در نواحی ­آسیای­ جنوبی و آفریقا دافعه ­روستاها بزرگ­ترین­ عامل مهاجرت بوده است. با ­وجود این تمایزها در آینده‌ (2015) سهم شهرنشینی و مهاجرت و سکونتگاه‌های غیررسمی هم­چنان روندی رو به رشد خواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (3): جمعیت شهرنشینان تا سال 2015[4]

مناطق‌جهان

1950 -%

1995 -%

2015

% متوسط رشد1950

متوسط رشد1995

%  متوسط رشد 2015

آفریقا

5/14

7/34

9/53

9/4

7/4

4/4

تانزانیا

8/3

4/24

3/36

1/6

1/7

9/5

آسیا

4/16

5/34

1/50

1/4

7/3

1/3

ایران

0/27

4/60

7/69

1/5

0/5

0/4

آمریکای‌مرکزی

7/39

3/68

3/82

8/4

2/3

7/0

پاناما

7/35

9/54

8/62

2/4

7/2

4/2

اروپا

2/56

0/75

2/82

7/1

7/5

7/0

بریتانیا

2/84

5/89

4/91

7/0

3/0

3/0

آمریکای شمالی

9/63

4/76

0/85

8/2

7/1

5/1

ایالات متحده

2/64

2/76

4/80

7/2

2/1

1/1

اقیانوسیه

4/64

9/70

8/78

9/2

6/1

6/1

زلاندنو

5/72

3/84

8/86

7/2

0/1

0/1

آمریکای‌جنوبی

2/43

0/78

0/90

6/4

8/2

8/1

آرژانتین

3/65

5/87

6/90

8/2

6/1

3/1

به گزارش سازمان بهزیستی کشور پیش­بینی می‌شود تا پایان دهه 1380، 15 میلیون از روستائیان­ کشور به­ شهرها مهاجرت نموده و این­ امر بیش از دهه‌های 60-50 به صورت یک مسأله­ اجتماعی در ایران خواهد بود(میری‌آشتیانی، 1382). مهاجرت و هجوم از مناطق­ روستایی­ به شهرها­ بیشتر از همه ­در کشور ایران ­بر اثر جاذبه ­شهری متروپل­ها و جهت اشتغال و کار و خشکسالی برخی از روستاها در این دهه بوده است، به خصوص در جنوب کشور مهاجرت روستائیان به شهرهای بزرگ اصفهان، زابل، کرمان، شیراز در این دهه شدت داشته است. گرچه بخش بزرگی از مهاجرت در شهر اصفهان در منطقه زنبیه از دوران جنگ تحمیلی امری پذیرفته شده بوده است(تلخیص نتایج تحقیقات طرح­های شرح خدمات توان­مندسازی سکونتگاه­های غیررسمی شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران در  بین سال­های 90-1382 در چند شهر مطالعه شده).

مهم­ترین اثر و بدترین پیامد ناگوار این ­مهاجرت ­عظیم به ­شهرها، شکل‌گیری و پیدایش بحران­ سکونتگاه­های غیررسمی در کشور ­است. مطالعات ­نشان ­می‌دهد که­ حدود 80 درصدسکونتگاه­های غیررسمی شهرها را مهاجران روستایی تشکیل می‌دهند
(همان­منبع، 150). مسلم است که انگیزه اصلی این حاشیه­نشینان از اقامت و مهاجرت دست­یابی به اشتغال و استفاده از فرصت‌های شغلی بهتر شهرها می‌باشد. در تحقیق نعمت­‌الله­ تقوی در مهاجرت­های روستا - شهری آمده که 55% از مهاجران روستایی علل مهاجرت را کار و دست­یابی به شغل بهتر ذکرکرده‌اند(میری­آشتیانی، 1382: 153). در تحقیقات اخیر مطالعه سکونتگاه­های غیررسمی شهر تبریز در مناطق سیلاب گوشخانه، احمدآباد، طالقانی و مارالان، خلیل­آباد و ... این موضوع تایید شده است(طرح شرح خدمات سکونتگاه­های غیررسمی شهر تبریز، 1388).

انسان حاشیه­نشین شخصیتی است­ که از حاصل برخورد با پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت و احیاناً متخاصم ظهور می­کند. چنین موجود دو رگه­ایی در زمان واحد نسبت به ­هر دو نظام­ فرهنگی احساس بستگی و تعلق خاطر دارد، ولی در ­عین حال خود را نسبت به ­هیچ­ کدام متعلق و متمایل نمی­داند(روزنامه ایران، 1367). پژوهشگران و متخصصان تعاریف نظری ­بسیاری را برای­ حاشیه‌نشینی ذکرکرده‌‌اند و برای آن معادل­های فارسی زاغه‌نشینی، کپرنشینی، ‌اسکان غیررسمی- غیرقانونی، کانون­های زیستی خودانگیخته، آلونک­نشینی،  زورآباد، حلبی‌آباد و حصیرآباد ذکر کرده‌اند(حاتمی­‌نژاد، 1382: 149).

حاشیه‌نشینی در تقابل کشورهای پیشرفته و توسعه یابنده و به علت بروز نابرابری و تبعیض­های اقتصادی- اجتماعی در اطراف­ شهرهای­ کلان ­شکل­ می‌گیرد»(سمینار    حاشیه‌نشینی، 1382، ج2، مقدمه). مناطق پیرامون شهرهای ­بزرگ که ­به­طورکلی محصول رشد ناهمگون شهری و انباشت تعارض‌آمیز و تنش­‌زای سرمایه و بیکاری روستایی و انهدام ارتباطات خانوادگی- سنتی می‌باشد(رئیس­دانا،1380: 20). شیوه‌ای خاصی از اسکان که ­دارای ویژگی‌هایی غیر از روش­های اسکان رسمی- قانونی و عرفی کشور در اطراف مراکز اصلی شهرنشینی می‌باشد(آقابخشی، 1382). سکونتگاه‌های غیررسمی نابسامان، به­ گسست کالبدی پاره­ای از نواحی مسکونی از پیکره کل شهر و در چارچوب کاهش میزان برخورداری از خدمات شهری-­ اجتماعی وکیفیت سکونت از یک سو و از سویی دیگر به حاشیه رانده شدن  و انزوای اجتماعی پاره­ای از گروه­ها در این گونه سکونتگاه­ها اطلاق می­شود.

فضاهای زندگی غیررسمی و نامتعارف شهری که بازتاب فضایی بیمارگونه از اقتصاد و مدیریت ضعیف برنامه­ریزی فضایی- منطقه­ای و معلول بی­عدالتی­های اجتماعی- اقتصادی در سطوح ملی استانی و محلی است(حاتمی­نژاد، 1382: 149).

خانوارها و افرادی که در محدوده اقتصادی- اجتماعی­ شهر ساکن هستند. ولی جذب اقتصاد و اجتماع شهری نشده‌اند و در حاشیه فعالیت‌های زندگی مردم شهرنشین قرار گرفته‌اند.

اکثریت تعاریف بالا بار منفی از لحاظ مفاهیم و ساختارهای مرتبط­ را در خود نهفته دارد. این منفی­‌­نگری را شاید بتوان نقیصه‌ای در امر تعریف­ مفاهیم ­که­ نقطه­ آغاز هر پژوهشی ­است، دانست ­و بر تحلیل­ آتی­ محقق­ از مفهوم­ مورد پژوهش ­اثر سوء­ دارد (ساروخانی، 1383: 92).

نظریه­های حاشیه­نشینی

نظریه ساخت­یابی گیدنز

گیدنز معتقد است ساختار اجتماع انسانی از دو ویژگی و بعد برخوردار است:

الف) قواعد و قوانینی که در مناسبات اجتماعی و سلسله مراتب نظام اجتماع تعریف می‌گردد.

ب) منابع نظام که ­در امکانات و تسهیلات بیش­تر با جلوه ­اقتصادی نمود پیدا           می­کند(آقابخشی، 1382).

کنشگران از هر دو ویژگی ابعادی این ساختارها بهره می‌برند و در فرآیند کنش متقابل­ آن­ها با شکل‌گیری الگوهای ­متغیری از نهادها و سازمان­های انسانی به ­توزیع منابع ساختاری­ پرداخته و این ­روند در گستره‌ای­ زمانی- مکانی ­باز تولید، دگرگون و ساخت­یابی می‌گردد(کسل، 1383: 67).

نظریه کارکردگرایی ساختی مرتون

رابرت. سی. مرتون در روندی ساختاری به­ عنوان یکی از جلوه‌های کارکردی، انحرافات اجتماعی را ملاحظه ­نموده و در تقابل با روان­شناسان جنایی- قضایی قرار می‌گیرد که ­انحراف ­اجتماعی ­افراد را به ­کشش‌های ­غرایز و فردنگرانه ­ارتباط می‌دهند
(سخاوت، 1383: 50). در توزیع­ نقش و طرح­ سلسله ­مراتب ­قشربندی ­اجتماعی برخی ­از کنشگران از منابع­ ساختاری نظام کم ­بهره و یا بی‌بهره می‌شوند. مرتون معتقد است که در مطالعه رفتار انحرافی افراد بایستی دو گزینه اهداف جامعه یعنی پدیده‌های مطلوب مادی و معنوی مورد تأیید اجتماع و وسایل و ابزار تحقیق و ترسیم  به ­اهداف­ ساختار اجتماعی لحاظ­ گردد(ریتزر، 1380: 144).

در مطالعه رفتار کژکارکردی سکونتگاه­های غیررسمی دو مشخصه ساختی وجود دارد:

1-  طغیانگری

با عدم پذیرش­ اهداف و وسایل رسیدن به­ آن­ها از سوی فرد حاشیه­نشین جامعه روبرو هستیم. «و این امر وقتی حاصل می‌شود که فرد به ­دلیل ناکافی و قرارگرفتن در حاشیه فضای منطقه‌ای کلانشهر خود را از فشار معیارهای حاکم جامعه رهایی داده و سعی می‌کند نظم و مقررات طراحی شده پیشین را طرد کند و به راه­هایی نوین با نظمی جدید و خودساخته برای تحقق اهداف خود خواسته متوسل می‌شود»(احمدی، 1384).

2-  نوآوری

فرد هدف­های جامعه در کسب منابع و ثروت را پذیرفته و درونی­ کرده، بی ‌آن ­که هنجارهای اخلاقی- قانونی ساخت­ کلانی جامعه، وسایل را پذیرفته ­باشد یا به ­ابزار تحقق اهداف بر اثر توزیع نابرابر منابع و وسایل ساختاری دسترسی داشته باشد. مرتون می‌گوید: «فرد در جایگاه­ حاشیه‌ای ­به ­گروه­های­ چرخه‌ای ­جرم و بزهکاری­ پاسخ­ مثبت می‌دهد»(کوزر، 1382: 268).

 

 

نظریه تحلیل پول در نظام مبادلات اقتصادی جرج زیمل

زیمل معتقد است: «در یک نظام ساختی با بافت مدرن شهری و حاکمیت مناسبات اجتماعی مابعد سنتی- صنعتی جامعه‌ای Geselshaft نظام مبادلات اقتصادی کلاسیک بر مبنای ­اعتماد خویشاوندی جای­ خود را به ­اعتماد ساختی نظام‌مند بر مبنای پول قراردادی می­دهد. قواعد و مقررات ساخت­یافته توزیع ­پول در دراز مدت ­بستر فاصله زمانی- مکانی و ساختاری افراد جامعه از لحاظ بهره‌وری از منابع نظام می‌گردد»
(ریتزر، 1380: 157).

راهکارهای عملی مددکاران اجتماعی به­منظور رفع مشکلات ناشی از سکونتگاه­های غیر رسمی

علت­یابی ­هرجرم ­نیازمند بررسی جامعی از ابعاد مختلف زیست ­شناختی، روان­شناختی و جامعه ­شناختی است.

-     برخورد قاطعانه با قاچاقچیان و توزیع­کنندگان مواد مخدر.

-     ایجاد امنیت برای ساکنین محله از طریق افزایش نیروهای پلیس به گونه­ای که نظارت کامل نیروهای پلیس را حس کنند تا از دست زدن به کارهای خلاف اجتناب کنند.

-     کمک به اشتغال آن­­ها و آموزش فرهنگ شهرنشینی.

-     ایجادکارت­های اعتباری موقت برای ساکنین محله و استفاده از امکانات و تسهیلات ویژه با استفاده از این کارت­ها، که البته توزیع این کارت­ها منوط به شناسایی خانواده­های فقیر می­باشد.

-     سرشماری دقیق از مناطق حاشیه­نشینی و جلوگیری از افزایش آن.

-     استقرار مکان­های تفریحی­ اعم از سینما، تئاترخانه، مجتمع­های فرهنگی در مجاورت این منطقه.

-     کمک به بازگشت مهاجرین خارجی.

-     برخورد دلسوزانه با مسائل و مشکلات ­حاشیه و آگاهی یافتن از مشکلات آن­ها.

-     اعطای وام مصالح ساختمانی به سکونتگاه­های غیررسمی برای تعمیر ومرمت خانه­های­شان.

پیشنهادها

برای متعادل­سازی اختلاف بین­ سکونتگاه­ها، ضروری است­که از ریشه یعنی همان روابط اجتماعی، شروع کنیم. روابط یا قوانینی را که باعث انحصار، تمرکز و انباشت ثروت در دست عده­ای خاص می­شود، از میان برداریم و به­ جای آن­ها، روابط و قوانینی را قرار دهیم­ که انحصارشکن و توزیع­کننده­ی ­متعادل ثروت باشند. طبیعی است ­که برای انجام این کار، برنامه­ریزی بلند مدتی لازم است تا اولاً ضمن مطالعه­ی وضع موجود آن ­دسته ­از روابط و قوانینی را که ­ایجاد انحصار و تمرکز می­کنند، شناسایی­کرده و میزان قوت آن­ها را با توجه به ­سیستم روابط­ حاکم بر جامعه مشخص­ سازد. با معین ­شدن جایگاه و نقش هر یک از روابط اجتماعی در کل سیستم روابط­ اجتماعی که ­یک مطالعه­ی سیستمی دقیق در مورد قوانین و هنجارهای­ اجتماعی را می­طلبد، راه برای برنامه­ریزی در راستای هدف روابط تمرکزگرا هموار می­شود. برطبق برنامه­ریزی دقیقی­که با توجه به این شناخت صورت می­پذیرد، می­بایستی به گونه­ای  به ­تعویض روابط پرداخت که­ ثبات به­ خطر نیفتاده و شیرازه­های اجتماعی از هم نگسلد. مسلماً بحث در مورد چگونگی این برنامه­ریزی، خود موضوع مستقل و درخور توجهی است که در حد نگارنده­ی این سطور نبوده و برعهده­ی اهل فن است. هماهنگ با شکستن روابط تمرکزگرا می­بایستی مدیریت­های اجتماعی را از شکل تمرکزگرا خارج ساخته و به تفویض اختیارات به افراد بیشتری در گوشه و کنار کشور پرداخت. اگر این روند ادامه یابد، تا حدی که مردم بر اساس روابط غیر تمرکزگرا، تنظیم­کننده­ی امور خویش باشند. شکل نظام حکومتی و دولتی به نظامی مردمی تبدیل خواهد شد که هرگوشه از آن، توسط فرد یا افرادی از آحاد ملت اداره می­شود.

این­گونه شکل تنظمی دستگاه اجرایی کشور که امور مردم را تا حد لازم و ممکن به خود آن­ها سپرده است، مسلماً قادر به متمرکز ساختن امکانات نبوده و مجبور است که برای چرخش خویش، امکانات را در اختیار مجریان امور (همان مردم) قرار دهد. این­گونه توزیع امکانات، تمام افراد را قادر می­سازد که به اندزه­ی تلاش و استعداد خویش، امکان عرض اندام داشته و تمامی استعدادهای نهفته در انسان­ها و منابع طبیعی، بارور شوند.

در چینن نظامی، دیگر تفاوت­های آن چنانی در میان سکونتگاه­ها وجود نخواهد داشت و نه از کاخ ­نشانی خواهد ماند و نه از کوخ. سطح زندگی مردم به سمت هم میل می­کند و امکانات خانه­سازی به همان شکل و مقداری که در دست شهری است، در دست روستایی ­نیز خواهد بود و می­توان گفت که­ دیگر جایی برای ­ایجاد رشد        سکونتگاه­های غیررسمی باقی نخواهد ماند.

منابع

آقابخشی، ح. (1382). حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی، مجموعه مقالات. تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، جلد اول.

آقابخشی، ح. (1382). حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی، مجموعه مقالات. تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، جلد دوم.

احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت.

امکچی، ح. (1370). تحلیلی از ساز و کار برون­فکنی جمعیت در برنامه‌های مسکن.

پیران، پ. (1380). آلونک­نشینی در تهران. اطلاعات سیاسی، اقتصادی. شماره 8.

حاتمی­نژاد، ح. (1371). اسکان غیررسمی در جهان. ماهنامه­ی شهرداری­ها، سال پنجم، شماره­ 50.

رئیس­دانا، ف. (1380). بررسی‌هایی در آسیب‌شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی.

ریتزر، ج. (1380). نظریه جامعه‌شناسی دردوران معاصر.‌ ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات عملی، چاپ پنجم.

زاهدی، م. (1382). توسعه و نابرابری. تهران: انتشارات مازیار.

زاهدزاهدانی، س. (1369). حاشیه­نشینی. انتشارات دانشگاه شیراز.

زنجانی، ح. (1371). جمعیت و توسعه. ­مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران.

ساروخانی، ‌ب. (1383). روش­های­ تحقیق درعلوم­اجتماعی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، جلد اول، چاپ چهارم

ساروخانی، ‌ب. (1382). روش­های­تحقیق درعلوم اجتماعی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی، جلد دوم، چاپ چهارم.

سخاوت، ج. (1383). جامعه‌شناسی انحراف اجتماعی. تهران: دانشگاه پیام نور، چاپ یازدهم.

شکوئی،‌ ح. (1354). حاشیه‌نشینان شهر تبریز. دانشگاه آذرآبادگان، نشریه پژوهشی، شماره‌ 4.

شکوئی، ح. (1373). دیدگاه­های نو در جغرافیای شهری. جلد اول، سمت.

شیخاوندی، د. (1379). جامعه­شناسی انحرافات و آسیب­شناسی اجتماعی شهری. تهران: نشر آگاه.

کسل، ف. (1383). چکیده آثار آنتونی گیدنز. تهران: نشر ققنوس.

کوزر، ل. (1382). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی. ‌ترجمه: م،  ثلاثی. تهران: نشر علمی، چاپ دهم.

گیدنز،‌ آ. (1383). جامعه‌شناسی. ترجمه م، صبوری، تهران: نشر نی، چاپ پنجم.

گیدنز ، آ. (1376). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری، چاپ سوم.

مشکور، م. ( 1375). نظری به تاریخ آذربایجان. انتشارات کهکشان وتهران.

میری­آشتیانی، ا. (1382). مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی اجتماعی ایران. تهران: نشر فرهنگ گفتمان.

 

 

 



1- عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال.

E-mail: ebrahimi_aukh@yahoo.com

2- عضو هیأت علمی گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال.

 

1- Source: Gizewsky –Thomas, 1995

1- Source: ibid, 1996

 

آقابخشی، ح. (1382). حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی، مجموعه مقالات. تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، جلد اول.

آقابخشی، ح. (1382). حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی، مجموعه مقالات. تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، جلد دوم.

احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت.

امکچی، ح. (1370). تحلیلی از ساز و کار برون­فکنی جمعیت در برنامه‌های مسکن.

پیران، پ. (1380). آلونک­نشینی در تهران. اطلاعات سیاسی، اقتصادی. شماره 8.

حاتمی­نژاد، ح. (1371). اسکان غیررسمی در جهان. ماهنامه­ی شهرداری­ها، سال پنجم، شماره­ 50.

رئیس­دانا، ف. (1380). بررسی‌هایی در آسیب‌شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی.

ریتزر، ج. (1380). نظریه جامعه‌شناسی دردوران معاصر.‌ ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات عملی، چاپ پنجم.

زاهدی، م. (1382). توسعه و نابرابری. تهران: انتشارات مازیار.

زاهدزاهدانی، س. (1369). حاشیه­نشینی. انتشارات دانشگاه شیراز.

زنجانی، ح. (1371). جمعیت و توسعه. ­مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران.

ساروخانی، ‌ب. (1383). روش­های­ تحقیق درعلوم­اجتماعی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، جلد اول، چاپ چهارم

ساروخانی، ‌ب. (1382). روش­های­تحقیق درعلوم اجتماعی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی، جلد دوم، چاپ چهارم.

سخاوت، ج. (1383). جامعه‌شناسی انحراف اجتماعی. تهران: دانشگاه پیام نور، چاپ یازدهم.

شکوئی،‌ ح. (1354). حاشیه‌نشینان شهر تبریز. دانشگاه آذرآبادگان، نشریه پژوهشی، شماره‌ 4.

شکوئی، ح. (1373). دیدگاه­های نو در جغرافیای شهری. جلد اول، سمت.

شیخاوندی، د. (1379). جامعه­شناسی انحرافات و آسیب­شناسی اجتماعی شهری. تهران: نشر آگاه.

کسل، ف. (1383). چکیده آثار آنتونی گیدنز. تهران: نشر ققنوس.

کوزر، ل. (1382). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی. ‌ترجمه: م،  ثلاثی. تهران: نشر علمی، چاپ دهم.

گیدنز،‌ آ. (1383). جامعه‌شناسی. ترجمه م، صبوری، تهران: نشر نی، چاپ پنجم.

گیدنز ، آ. (1376). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری، چاپ سوم.

مشکور، م. ( 1375). نظری به تاریخ آذربایجان. انتشارات کهکشان وتهران.

میری­آشتیانی، ا. (1382). مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی اجتماعی ایران. تهران: نشر فرهنگ گفتمان.