بررسی رابطه بین عملکرد خانواده و بحران هویت نوجوانان خمینی‌شهر

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی‌شهر

2 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد محمودآباد.

چکیده

   بسیاری از مشکلات دوران نوجوانی‏ ریشه در چگونگی گذر وی از بحران هویت دارد و چنان‏چه ابعاد گوناگون این دوران مهم زندگی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد و نوجوان با آگاهی کامل این دوران را سپری کند، مصونیت وی‏ در برابر آسیب‏های اجتماعی افزایش خواهد یافت و به سهولت‏ هویت موفق را احراز خواهد کرد، افراد نمونه در این پژوهش 350 نفر از نوجوانان منطقه یک شهرداری خمینی شهر می باشند، از نظر موضوع روش این تحقیق از نوع توصیفی-  همبستگی می­باشد، دراین روش پژوهشگر سعی دارد آن­­چه را که هست راحت و بدون هیچ­گونه دخالتی یا استنتاج ذهنی گزارش دهد و نتایج عینی از موقعیت بگیرد، ابزار مورد استفاده در این تحقیق آزمون عملکرد خانواده وتست هویت می­باشد که به­صورت تصادفی ساده دراختیار افراد جامعه مورد مطالعه قرار گرفته است.
نتایج تحقیق نشانگر آن است که بین هویت با کارکردهای خانواده، نوع روابط خانوادگی، توانایی حل مشکلات خانوادگی و میزان کنترل رفتار رابطه معناداری وجود دارد ولی بین آمیزش عاطفی با بحران هویت رابطه معناداری مشاهده نشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the relationship between family function and adolescent identity crisis of Khomeini shahr in 1388.

نویسندگان [English]

  • Mohammad Reza Iravani 1
  • Salimeh Yosefi Hamidi 2
چکیده [English]

In this study, 200 teenagers of South and north Shariati streets in Khomeini shahr. The method of the study is a descriptive - co relational and therefore the researcher try to report everything without any intervention or subjective inference and reach to objective results. Family function test and identity test tools used in this study and the students were randomly selected. The results showed that there is 95% significant relationship between identity and family function.

کلیدواژه‌ها [English]

  • family function
  • Identity Crisis
  • Teenagers

 

 

 

 

 

بررسی رابطه بین عملکرد خانواده و بحران هویت نوجوانانخمینی­شهر                 در سال 1388

دکترمحمدرضا ایروانی[1]

سلیمه یوسفی­حمیدی[2]

چکیده

   بسیاری از مشکلات دوران نوجوانی‏ ریشه در چگونگی گذر وی از بحران هویت دارد و چنان‏چه ابعاد گوناگون این دوران مهم زندگی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد و نوجوان با آگاهی کامل این دوران را سپری کند، مصونیت وی‏ در برابر آسیب‏های اجتماعی افزایش خواهد یافت و به سهولت‏ هویت موفق را احراز خواهد کرد، افراد نمونه در این پژوهش 350 نفر از نوجوانان منطقه یک شهرداری خمینی شهر می باشند، از نظر موضوع روش این تحقیق از نوع توصیفی-  همبستگی می­باشد، دراین روش پژوهشگر سعی دارد آن­­چه را که هست راحت و بدون هیچ­گونه دخالتی یا استنتاج ذهنی گزارش دهد و نتایج عینی از موقعیت بگیرد، ابزار مورد استفاده در این تحقیق آزمون عملکرد خانواده وتست هویت می­باشد که به­صورت تصادفی ساده دراختیار افراد جامعه مورد مطالعه قرار گرفته است.

نتایج تحقیق نشانگر آن است که بین هویت با کارکردهای خانواده، نوع روابط خانوادگی، توانایی حل مشکلات خانوادگی و میزان کنترل رفتار رابطه معناداری وجود دارد ولی بین آمیزش عاطفی با بحران هویت رابطه معناداری مشاهده نشد.

 واژگان کلیدی:عملکرد خانواده،کارکردهای خانواده، روابط خانوادگی،آمیزش عاطفی، بحران هویت

مقدمه

   هویت  حالتی است غیر قابل‏ توصیف. هویت صرفا یک احساس است، نوعی‏ احساس استقلال این­که یک من با یک مای‏ مبهم و حتی ناشناخته وجود دارد، احساس‏ هویت معمولا ریشه‏های واقعی دارد و بسیاری از این ریشه‏ها قابل کشف هستند ولی همیشه این‏ نکته باقی است که آن ریشه‏های واقعی و این‏ احساس هویت رابطه ضروری لزومی ندارد و همیشه همراه هم نیستند. نمونه این امر، احساس‏ هویت ملی است. این احساس را گروهی به‏ سرزمین، نژاد، خون، زبان، دین و امثال آن­ها باز می‏گردانند، ولی احساس هویت ملی گاه بدون‏ برخی از آن­ها ظاهر می‏شود. هم­چنین می‏توان‏ گفت که سرزمین یا زبان یا دین واحد می‏تواند خود، نشات گرفته از احساس هویت یکی بودن یا یک ملت واحد بودن باشد.

خانواده یک نهاد اجتماعی است و هیچ نهادی در تاریخ و فرهنگ و تمدن انسانی به اندازه آن قدمت ندارد. خانواده سنگ بنای جامعه بزرگ انسانی است و در روابط اجتماعی و رشد تعالی یکایک اعضای جامعه نقش بنیادین دارد. تلاش در جهت استحکام خانواده ارج نهادن به ارزش­های پایه­دار زندگی مشترک در خانواده و روابط درون این نهاد اجتماعی، زمینه را برای سلامت اخلاقی و سلامت عمومی مردم یک جامعه فراهم می­کند. خانواده هم­چون صدفی است که اگر پایه­های آن سنجیده و درست نباشد هرگز مرواریدی نخواهد پرورید. خانواده تنها در تامین و رفع نیازهای مادی و اقتصادی و تداوم نسل نیست بلکه حس مشارکت و تفاهم برای وسعت نگرش و امکان دستیابی به فرصت­های بیشتر است(رضایی، 1378).

  نیاز به احساس‏ هویت از شرایط هستی انسان سرچشمه می‏گیرد و منبع‏ شدیدترین کوشش‏ها و کشش‏هاست،چون شخص بدون‏ احساس «من» بودن نمی‏تواند از سلامت روانی برخوردار باشد. لذا برای به دست آوردن «من» از هیچ کاری فروگذار نیست. این نیاز در فراسوی میل شدید به موقعیت اجتماعی و انطباق نهفته است و گاهی شدیدتر از میل به ادامه­ی زندگی‏ جسمی است. مردم زندگی خود را به خطر می‏اندازند، از عشق خود صرف نظر می‏کنند، از آزادی خود چشم می‏پوشند، فکر و اندیشه­ی خود را فدا می‏کنند تا جزئی از گروهی شوند و در نتیجه احساس هویت کنند.  نیاز به پیوند، ریشه داشتن و اعتلا از لحاظ ابراز هویت آن‏چنان حیاتی‏ است که اگر انسان نتواند این نیاز را به طریقی تأمین کند، سلامت روحی هم نخواهد داشت (فروم، 1370: 86-85).

  روان‏شناسان از بحران هویت فرد و جامعه تعریف‏های‏ متفاوتی ارائه داده‏اند. برای مثال «عدم موفقیت نوجوان» در شکل دادن به هویت فردی خود، اعم از این‏که به علت‏ تجارب کودکی یا شرایط نامساعد فعلی باشد، بحرانی ایجاد می‏کند که بحران هویت یا سرگشتگی نام دارد»(شرفی، 1378: ‏ 18).

  یکی از مهم­ترین وظایفی که در خانواده نقش بسیار مهمی دارد توجه به فرزندان مخصوصاً جوانان می­باشد. اگر هویت شخصیتی نوجوان در طی زمان و بر اساس تجربیات حاصل از برخورد اجتماعی شکل بگیرد و بتوانند خود را بشناسند و از دیگران جدا سازند، تعادل روانی وی تضمین می­شود، ولی اگر سرخوردگی و عدم اعتماد جایگزین اعتماد گردد و نوجوان به ­جای تماس با مردم گوشه­گیر و منزوی شود و به جای تحرک به رکود گراید و به­ جای خودآگاهی و تشکیل هویت مثبت، دچار ابهام در نقش خود شود، هماهنگی و تعادل روانی وی به هم می­خورد و به بحران هویت دچار می­شود. تحول بلوغ تصویر ذهنی از بدن و هویت شخصی نوجوان را دگرگون می­کند. نوجوان با در نظر گرفتن تجربیات گذشته و برخورد با تحولات بلوغ می­خواهد­­ هویت خویش را از نو بازسازی کند. مخالفت و ستیز نوجوانان با والدین خود و عصیان آنان در برابر ارزش­ها و قدرت­ها و دخالت­های دیگران برای تثبیت هویت و جدا نمودن هویت خویش از سایرین است؛ این عملکرد خانواده­ها می­باشد که به جوانان شخصیت می­دهد. چرا که­ تعیین کننده سرنوشت واقعی هر نوجوانی خانواده او می­باشند(احمدی، 1379).

 

  بحران‏ هویت نیز به وضعیتی گفته می‏شود که فرد یا جامعه، هوشیاری و آگاهی لازم را نسبت به خود از دست بدهد و حالت مردد و ناپایدار به خود بگیرد(ربانی، 1381: 23).

     رابرت،کی،مرتون کوشیده‏ است تا بی‏هنجاری را به انحراف اجتماعی ربط دهد. او می‏گوید: فرد در نتیجه فراگرد اجتماعی شدن، هدف‏های مهم‏ فرهنگی و نیز راه‏های دست‏یابی به این هدف‏ها را که از نظر فرهنگی و نیز راه‏های دست‏یابی به این هدف‏ها را که از نظر فرهنگی مورد قبول باشند، فرا می‏گیرد. هرگاه راه‏های مقبول‏ دست‏یابی به این هدف‏ها برای فرد فراهم نباشد و او ناچار شود راه‏های دیگری در پیش گیرد، رفتاری ممکن است از مدها مانند هوس‏های اجتماعی بی‏ثبات و غیرمنطقی‏اند. مدگرایی نشان‏ دهنده  تزلزل و بحران هویت اجتماعی افراد جامعه است. در این وضعیت‏ جامعه دچار انحراف شده است و افراد سعی می‏کنند خود را به یک نوع مدل‏ و گرایش نسبت دهند تا بدین وسیله هوس‏های خود را ارضا کنند. فرد سر زند که به انحراف اجتماعی بینجامد(ثلاثی، 165).

اولین قدم پیش­گیری از بحران‏ها و آسیب‏های اجتماعی، جهت‏دهی و سامان‏دهی روش‏های تربیتی و امور اجتماعی‏ براساس ارزش‏ها و هنجارهای دینی است. دین زندگی را معنی‏دار و هدفدار می‏کند، به شکلی که انسان بدون این‏که‏ زندگی را به عنوان یک هدف اصلی بنگرد، در عین حال از زندگی لذت برده،آن را وسیله تقرب به سعادت قرار می‏دهد. دین انسان را از سردرگمی و رنج که همواره‏ گریبان­گیر انسان‏هاست، نجات می‏دهد(همیلتون،1377: 277).

پیشینه تحقیق

   تحقیقی تحت عنوان عملکرد خانواده و پذیرش اجتماعی انجام شده است که این تحقیق توسط عزت­اله قاسمی در سال 1379 انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داده است، والدین و نوجوانان درباره ضوابط نوجوانان والدین و عملکرد خانواده با رشد رفتاری و درونی خودشان مطابق بوده است و دریافتند که مطلوبیت پایین عملکرد خانواده مجموعاً با رشد رفتاری بالا و بلوغ روان­شناختی نوجوان همراه است(قاسمی و دیگران، 1376).

   تحقیقی دیگر توسط مریم محمدی در سال 80 تحت عنوان روابط والدین با فرزندان و ارتباط آن با هویت فرزندان­شان انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که روابط ناشایست والدین با یکدیگر و نداشتن عملکرد مناسب و مثبت از خانواده­ها باعث از خود بیگانگی و بحران هویت در نوجوان می­شود.       

شکل­گیری هویت در نوجوانان و جوانان

با فرا رسیدن دوران بلوغ زندگی آرام و بی­دغدغه دوران کودکی به پایان می­رسد. ابتدا نوجوان تصویر ذهنی خاص از بدن خویش را پیدا می­کند. این تصویر ذهنی با تصویری که فرد از خود درآینه می­بیند متفاوت است و شامل برداشت بدنی همراه با برداشت ذهنی است. هرگونه نقص بدنی برداشت ذهنی نوجوان را از بدن خویش مختل می­کند. پسرانی که در رشد بدنی آنان تأخیر بیفتد، تصور می­کنند که دارای نقص ژنتیکی هستند. چاقی مختصر و تغییر در یکی از اعضای بدن تاثیر فراوانی در شخصیت نوجوان می­گذارد. استولز در تحقیقات خود نشان داد که هشت درصد از پسران در اثر کوتاه بودن قد خود احساس حقارت می­کنند. سیزده درصد از دختران براثر بلند نبودن قد خود دچار احساس افسردگی می­شوند.

   کولب تصویر ذهنی را به درک بدنی و فهم بدنی تقسیم نموده است. درک بدنی عبارت است از: «برداشتی که فرد از بدن خویش دارد، فهم بدنی مربوط به درونی نمودن احساساتی است که فرد در مورد شخصیت خود از داخل و خارج کسب         می­کند». به­عبارت دیگر درک بدن شامل برداشت فیزیکی از خود است. در صورتی که فهم بدنی برداشت فیزیکی همراه با قضاوت دیگران در مورد بدن خود است و در آن ارزیابی فرد و دیگران قرار دارد.

تصویر بدنی را به ­صورت دیگری نیز دسته­بندی کرده­اند:

اول، تصویر واقعی از بدن که تقریباً همانند درک بدنی است. در تصویر واقعی، فرد خود را همان­گونه که هست دریافت می­کند. دوم، تصویر ایده­آل از بدن است. دراین تصویر نوجوان خود را آن­گونه که مناسب­تر می­داند و دلخواه اوست می­پندارد. در تصویر ایده­آل آرزوها و خواسته­های پنهانی فرد نهفته است و هم­چنین بلند پروازی­ها و تمایلات سرکوفته در آن قرار دارد.   

سوم، تصویر خیالی است، این تصویر را نوجوان در عالم خیال برای خود ترسیم می­کند. تفاوت آن با تصویر ایده­آل این است که در تصویر ایده­آل فرد آن­چه را برای خود مناسب می­داند و اگر تلاش کند می­تواند به­ آن برسد، ایجاد می­کند. ولی در تصویر خیالی خود را در نقش­های خیالی می­یابد. نقش­های خیالی غالباً برای فرد غیر ممکن است و شاید مناسب­ترین هم نباشد.

  مطالعات پژوهش­های فمنیستی هم حاکی از آن دارد که کودکان توقعات و انتظارات خود را از سنین بسیار کم شروع به پرورش می­کنند و در این راستا تحت تأثیر شدید رفتار والدین خود و سایر نزدیکان قرار می­گیرند و خانواده به شیوه­های ظریف متعددی به معنایی که فرد از خودش و چشم اندازی که نسبت به زندگی پیدا می­کند شکل می­دهد و جامعه نیز به همین طریق این برداشت­ها را در طول زمان در آن­ها تقویت می­کند(مور، 1376: 32-31).

آموزش و بحران هویت

  امروزه نقش تعلیم و تربیت در اصلاح فرد جامعه چنان‏ بارز است که هیچ کشوری را در جهان نمی‏توان یافت که‏ بدون بهره‏مندی از آن توانسته باشد به مراحلی از رشد و توسعه، به ویژه در زمینه حل مشکلات اجتماعی خود دست‏ بیابد. توجه به تکوین هویت و چگونگی حفظ آن و برطرف‏ کردن عوامل ایجاد بحران هویت، به ویژه در نوجوانان‏ و جوانان امری است حیاتی که بایستی از طریق آموزش و به وسیله نهادهای تربیتی و در درجه  اول خانواده و آموزش‏ و پرورش اعمال شود(ربانی،ص 55).

   والدین ­بی­تفاوت در مورد کودک، دارای فرزندانی غمگین و گریزان از فعالیت­های اجتماعی خواهند داشت. در این مورد مثال­های فراوانی وجود دارد که با مشاهده عمیق در رفتار والدین نسبت به کودک می­توان آن­ها را نتیجه­گیری کرد(رمضان زاده ودیگران، 1379: 27).

کار نهادهای تربیتی، پرورش انسان با کفایت، متعادل و موزونی است که از هر افراط و تفریطی منزه، پاک و مبر است. انسان‏های متعادلی که‏ نه سنت‏گرای محض باشند و بیزار از نوآوری و نه تجددگرای سنت ستیز، نه سیاست گریز باشند و منزوی، و نه‏ سیاست‏زدگانی دین‏گریز، بلکه باید جوانان و نوجوانان را طوری آموزش دهند و تربیت کنندکه به خوبی و مهارت‏ بتوانند سنت ر در کنار تجدد، استدلال را در کنار نص، عقل‏ را در کنار نقل، فرد را در کنار جامعه، سیاست را در کنار فرهنگ، آزادگی را در کنار عبودیت و علم را در کنار دین، قرار دهند. زیور دانش را به حلیه تقوا آذین بخشند، دینداری‏ را کهنه‏پرستی ندانند و نوآوری و خلاقیت را مساوی‏ بی‏دینی نشمارند.آزادی را در مقابل دین قرار ندهند و دینداری را مخالف آزادی ندانند.آزادی را گوهری برای‏ صیقل اندیشه‏ها بدانند و آن را بی‏قید و شرط و لاابالی‏گری‏ ندانند. آزادی را توطئه ندانند و توطئه را آزادی نخوانند. نه‏ اهل تحجر و و جمود و خشکی باشند و نه اهل تأویل و التقاط و خود رأیی. نه از گذشته و اصالت‏هایش گسسته شوند و بیزاری جویند و نه به گذشته خویش، هرچند مقدس، اکتفا و بسنده کنند. نه متعصب و خشک و غیرمنعطف باشند، نه‏ گرفتار اباحه‏گری و بی‏تفاوتی شوند. نه تحمیل عقیده کنند و نه عقیده تحمیلی را پذیرا باشند. در پرورش متعادل وموزون، روش ایجابی و اثباتی، بر روش منع و سلب ترجیح دارد و در مواجه با فرهنگ‏های مهاجم، گوهرجان آینده‏سازان را از فرهنگ و تمدن خودی لبریز می‏کند(مظفر، 1379: 74).

عوامل‏ متعددی در شکل‏گیری هویت نوجوانان‏ دارای نقش و اهمیت هستند.از جمله‏ این عوامل می‏توان به خانواده، مذهب، مدرسه، محل‏زندگی، نهادهای‏ اجتماعی و مذهبی و رسانه‏های گروهی‏ اشاره کرد(احدی و دیگری، 1380).

   حل موفقیت‏آمیز بحران هویت در برابر سردرگمی، به فراینده‏های کاوشگری‏ و تعمد بستگی دارد که بر رشد روان‏شناختی و روابط بین فردی نوجوان‏ تأثیر می‏گذارد. فرایندهای اجتماعی و روانی در متن روابط بین فردی رخ‏ می‏دهند. زیرا رابطه والدین  نوجوان از اهمیت خاصی برخوردار است و یکی‏ از پایدارترین میکرو اکولوژی­ها را برای‏ رشد هویت نوجوان فراهم می‏کند. اعضای خانواده که در این اکولوژی باهم‏ در تعامل هستند،  بر شکل‏گیری هویت ‏ نوجوان تأثیر می‏گذارند(گروتوانت و کوپر،  1986).

   نوجوانانی که هویت محکمی‏ به‏دست می‏آورند ،علاوه بر این‏که از حمایت‏های عاطفی محکم و آزادی‏ کافی در محیط خانواده برخوردارند، اجازه هم پیدا می‏کنند که فردیت خود را حفظ کنند و بروز دهند. وقتی کودکان‏ اجازه پیدا کنند نظرات خود را حتی اگر مخالف نظرات والدینشان باشد، به‏راحتی ابراز کنند و والدین غیر عقاید آنان‏ را به دیده  احترام بنگرند و در عین حال‏ نظم و کنترلی متعادل در خانواده برقرار سازند و بر موفقیت‏های تحصیلی‏ فرزندان خود تأکید ورزند و آنان را در این‏ راه تشویق کنند، طبعا رشد هویت‏ نوجوانان در چنین خانواده‏هایی نیز با موفقیت همراه خواهد شد. این‏که‏ نوجوان برای بررسی احتمالات متفاوت‏ دست‏یافتن به هویت، تاچه حدی آزادی‏ عمل دارد،  به‏شدت تحت تأثیر  روابط درون خانواده است(لطف‏آبادی‏،  1378).    

هویت­یابی و شخصیت

  رشد شخصیت و هویت­یابی انسان حاصل یک روند همیشگی و دائماً متحول در حیات فرد و در برگیرنده تلاش انسان برای کنار آمدن با مسائل مربوط به مراحل مختلف رشد اوست، مستقل از این­ که شخصیت را چگونه تعریف می­کنیم، درک این نکته بسیار مهم است که این­ها مقولاتی ایستا و ناب نیستند.  بلکه در حوزه فرهنگی که فرد درآن زندگی می­کند شکل گرفته و دائماً تحول می­یابند. از سوی دیگر باید در نظر داشت که هر نوع تلاش انسان برای پیمودن این روند در واقع به معنای ایجاد تغییر در توابع فرهنگی جامعه نیز هست. بنایر نظریات اریکسون (1978) انسان از بدو تولد تا رسیدن به سن پیری هشت مرحله مختلف رشد هویت را پشت سر می­گذارد و در هر مرحله ملزم به پاسخ­گویی به نیازها، جریان اصلی وبحران­های خاص هر دوره است تا در کنار آمدن با این­ها بتواند هر مرحله را با سلامت و بشاشیت پشت سر بگذارد و به مرحله بعدی برسد. چگونگی پاسخ دادن به مسائل هر دوره تعیین­کننده­ی آن است که انسان با مسائل دوره بعدی چه طور روبرو شود. بنابراین یکی از راه­های شناختن هر فردی،  بررسی این موضوع است که وی در هرکدام از مراحل رشد تاکنونش چگونه با مسائل و بحران­های آن دوره روبرو شده و چه­طور با آن­ها کنار آمده است؟ آیا قادر به­حل کامل مسائل هر دوره بوده است؟ هر فردی برای کنار آمدن با مسائل خاص هر دوره از رشد هویت فردی­اش تحت تاثیرات روابط متقابل «عوامل زیستی»، «عوامل روانی» و «توابع اجتماعی-  فرهنگی» جامعه­ای که در آن پرورش می­یابد هدایت می­شود. عوامل زیستی در برگیرنده­ی مجموع غرایز و انگیزه­های ارگانیسم انسان است که به­­طور اکتسابی به او می­­رسند در حالی که عوامل روانی و اجتماعی- فرهنگی تحت تاثیر مجموعه­ای از روابط کودک با محیط شکل گرفته و پرورش می­یابند. به این معنا هر انسانی روند هویت­یابی فردی خود را تحت تاثیر سه جهان زیستی، روانی و فرهنگی ساخته و می­پرورد. اریکسون (1978) در تحقیقات خود پیرامون چگونگی رشد هویت انسان در مراحل سنی مختلف از این هشت مرحله نام می­برد و برای هر کدام اصلی­ترین جریان رشد حاکم در هر مرحله را که باید به هر کدام جوابی در خور آن­ها داد، به این شرح ارائه می­دهد: در مرحله اول که از بدو تولد تا یک سالگی را شامل می­شود، کودک نیاز به کسب امنیت خاطر و اعتماد اولیه در برابر احساس ناامنی و عدم اعتماد را دارد.

در مرحله دوم که در برگیرنده­ی سنین یک الی سه سالگی است کودک را در جریانی قرار می­دهد که نیازمندی اصلی رشد سالم آن عبارت خواهد بود از کسب احساس تکیه دادن به خود در برابر احساس خجالت و تردید.

مرحله سوم شامل سنین سه تا پنج سالگی می­شود در این سنین کودک باید بتواند توانایی ابتکار فردی را در برابر گناه تجربه کند.              

مرحله چهارم در برگیرنده سنین شش تا یازده سالگی است اصلی­ترین جریانی که کودک باید بتواند در این مرحله با آن کنار بیایدکسب کارآئی در برابراحساس ناتوانی و حقارت است.

 در مرحله پنجم در سنین 12 تا 18 سالگی نوجوان رفته رفته نسبت به هویت خود آگاهی کسب می­کند و باید بتواند در مقابل بی­هویتی و سرگردانی به احساس هویت فردی دست بیابد.

مرحله ششم سنین 19 تا 35 سالگی می­باشد. این مرحله شروع دوره­ای است که جریان رشد روانی و مشارکت با دیگران در برابر احساس انزوا است.

مرحله هفتم: در برگیرنده سنین 35 سالگی الی 60 سالگی است که در این دوره بارآوری انسان آغاز می­شود و جریان اصلی رشد روانی این دوره رسیدن به احساس بارآوری در برابر  بی­حاصلی است.  

 در مرحله هشتم که از سن شصت سالگی به­ بعد شروع می­شود، انسان باید بتواند به احساس کمال در برابر احساس سرخوردگی و یاس ناشی از ناکامی دست بیابد. 

   هویت‏ها و من‏ها، در داخل خانواده رشد و پرورش می‏یابند. براساس تحقیقات انجام‏شده، خانواده‏هایی که به رشد عقلانی و اخلاقی و تحول خود و هویت خود کمک‏ می‏کنند، خانواده‏هایی هستند که بر تحقیق و اکتشاف تأکید دارند، بافت‏ ایمنی که محدودکننده نباشد به وجود می‏آورند، فرصت‏هایی برای برقراری‏ ارتباط ایجاد می‏کنند و خود مختاری و استقلال را مجاز می‏دادند و تشویق‏ می‏کنند(گروتوانت و کوپر، 1985 )

بحران هویت

  برخی دیگر از اندیشمندان در توصیف بحران هویت آورده‏اند: «جدی‏ترین بحرانی که یک شخص با آن مواجه می‏شود، در خلال‏ شکل‏گیری هویت رخ می‏دهد. این بحران به آن جهت جدی است‏ که عدم‏موفقیت در رویارویی با آن، پیامدهای بسیار دارد. شخصی‏ که قاقد یک هویت متشکل است، در خلال زندگی بزرگ‏سالی‏ خود با مشکلات متعدد مواجه خواهد شد. اریکسون خاطر نشان‏ می‏سازد که برای هر فرد امکان دارد بحران هویت روی دهد و این بحران منحصر به دوره نوجوانی و جوانی نیست»(شرفی، 1381).

  

خانواده و بحران هویت  

  هنگام زندگی در غربت نوجوان ایرانی مجبور است کشاکش فرهنگی جدی­ای را از سر بگذراند. در برخورد با مسائلی که از زاده­های این کشاکش فرهنگی هستند، جایگاه و معنای خانواده دستخوش تغییراتی می­شود که برای یک دوره نسبتا طولانی برای پاسخ­گویی به مشکلات رشد روانی نوجوان را با مشکلات جدی روبرو می­کند. وقتی که خانواده ارزش بسیاری بر آن می­گذارد تا مدافع قاطع و بدون چون و چرای «فرهنگ ایرانی باشد» خود به خود در ابتدای این دوره، نوجوان این آتوریته را می­پذیرد و در سنگر خانواده و به عنوان یک گروه در مقابل فرهنگ جامعه بیرون ظاهر می­شود. در این دوره خانواده برای نوجوان محلی را می­یابد تا بتواند به محض لمس دشواری­های زندگی در این جامعه و به مجرد روبرو شدن با مسائل جاری زندگی دیگران، به خانواده پناه ببرد. در این حال خانواده برای نوجوان حکم «حمایت اجتماعی» را می­یابد(ساراسون، 1985) و به یک سپر دفاعی در برابر جامعه تبدیل می­شود. طبیعی است که حمایت عاطفی خانواده، برای نوجوان نوعی آرامش خاطر را به همراه می­آورد که بسیار هم ضروری و لازم است. چنان چه نوجوان خود را در خانواده به ­عنوان موجودی دوست داشتنی، مهم و با ارزش می­یابد و این حساس به وی نوعی «خاطر امن» می­بخشد. ولی ظهور خانواده­ به عنوان گروه مدافع فرهنگ خودی در برابر فرهنگ غیرخودی، مسائلی را برای جهت­گیری رفتار نوجوان به دنبال               می­آورد که به دو مورد آن­ها اشاره می­کنیم. 

اول این­ که با این ­کار مرز بین فشارهای روانی خاص زندگی در غربت به معنای استرس­هایی که زاده عوامل محدودکننده بیرونی هستند و فشارهای روانی عادی رشد که حاصل رو در رویی با سئوالات اساسی رشد در آن مرحله­اند، به سادگی مخدوش شده و با هر دوی آن­ها به عنوان فشارهایی بیرونی برخورد می­شود که در این حال مشکل اصلی نادیده گرفته می­شود و حل منطقی آن ناممکن می­گردد. برای مثال این نکته را می­توان در نظر گرفت که حل ناتمام و یا ناقص سئوالات رشد کودک تا رسیدن به مرحله نوجوانی، نظیر «کسب احساس تکیه به خود» در برابر احساس خجالت و تردید، که مربوط به دوره­ی دوم رشد روانی است،  بقای خود را در دوره­ی نوجوانی هم بروز می­دهد و این نکته هم برای مثال ارتباط­گیری با دیگران را تحت شعاع خود قرار داده و میل به انزوا را در نوجوان تشدید می­کند. در این حال امکان این که وجود این احساس انزواطلبی بیش از حد را به سردی عاطفی فرهنگ آلمانی نسبت بدهیم بسیار زیاد خواهد بودکه در این حال برای پس زدن این احساس راهی باقی نمی­ماند به غیر از پناه بردن بیشتر به خانواده و تشدید کردن تمایل به انزوا از محیط بیرون. درحالی که با تشخیص درست زمینه­های شکل گرفتن این احساس می­توان راهی برای ترمیم آن به وجود آورد. مساله دوم خود را در پی این نکته نمایان می­کند که گفته شد. در این دوره نوجوان نیاز به کسب استقلال عاطفی از خانواده دارد. ولی در این کشاکش فرهنگی که خانواده یک طرف آن است،  نوجوان در برخورد با محیط بیرون از خانواده از طرفی محیط بیرون را نفی می­کند و از سوی دیگر (به ­دنبال ضرورت مقایسه اجتماعی برای کسب هویت) نیاز دارد تا خود را به آن نزدیک کند. الگوهای همانندسازی که نوجوان در پذیرش نقش­های آینده­اش از آن­ها تبعیت           می­کند (مثل طرف­داری از افراد موفقی که نوجوان خود را با آن­ها مقایسه می­کند) متعلق به گروه مقایسه­ای در جامعه­ای هستند که نوجوان در آن زندگی می­کند. گرایش به نقش­پذیری اجتماعی از یک سوی و نفی فرهنگی از سوی دیگر خواه ناخواه نوجوان را در برابر خانواده و فرهنگی قرار می­دهد که خانواده مدافع آن است. در این حالت مشاهدات نشان می­دهند که برشی غیرمنطقی از خانواده پیش می­آید. چرا که خانواده با توابع فرهنگی که از آن دفاع می­کند، توان پاسخ­گویی به نیازهای جهت­گیری هویت نوجوان را هنگامی که وی خود را با گروه­های هم­سن خود در این جامعه مقایسه می­کند،  ندارد و فرهنگ ایرانی نیز ارزش و هویت در این جامعه ندارد.

دیدگاه‏ جامعه ‏شناختی           

  در میان دیدگاه‏های جامعه ‏شناختی، نظریه­ی کنش متقابل نمادین، بیش از دیگر دیدگاه‏ها مسئله هویت و شکل‏گیری آن را مورد مطالعه و تحلیل قرار داده است. براساس این دیدگاه، معناها به­طور کلی و هویت به طور خاص در جریان روابط متقابل با دیگران شکل می‏گیرد. جرج هربرت مید، نظریه‏پرداز برجسته این دیدگاه، نظریات بدیعی در زمینه­ی هویت ارایه می دهد. اگر بپذیریم که هویت پاسخی است  به پرسش من کیستم؟ به نظر مید مجموعه­ی ویژگی‏هایی که فرد برای خود برمی‏شمارد. در تعامل با دیگران و در سطح جامعه شکل می‏گیرد. با یادگیری زبان و در مراحل مختلف اجتماعی شدن، هویت فرد یا تصور او درباره خودش شکل می‏گیرد و ساخته می‏شود(ریتزر، 1377: 279).

 ریچارد جنکینز با الهام از مید، گافمن و بارث ، معتقد است برای درک و فهم هویت فردی و هویت اجتماعی، می‏توان از یک الگوی هویت‏شناسی واحد استفاده کرد. در این الگو، هویت دارای دو وجه  بیرونی  و  درونی  است که پیوسته با یکدیگر در تعامل‏اند. هویت فردی مبتنی بر تفاوت و تمایز میان افراد است و جایگاه فرد را در رده‏بندی‏ها نمایان می‏سازد و هویت اجتماعی نشان‏دهنده تشابهات است و به تعریفی که فرد براساس تعلق به یک گروه یا رده اجتماعی از خودش می‏کند، اطلاق می‏شود. با این حال هویت فردی به شدت از هویت یا هویت‏های اجتماعی فرد تأثیر می‏گیرد. به اعتقاد جنکینز تعاملی دوسویه میان هویت و زندگی اجتماعی جریان دارد. از سویی هویت، شرط لازم برای زندگی اجتماعی است و از سویی دیگر در جریان زندگی اجتماعی شکل می‏گیرد، تغییر می‏کند و بازسازی می‏شود(جنکینز، 1381: 15).
  آنتونی گیدنز بر نقش فرد در تشکیل هویت تاکید کرده و هویت را آگاهی فرد نسبت به خودش  می‏داند. برداشتی که گیدنز از هویت دارد به برداشت کان از هویت نزدیک است. در این برداشت از هویت هم ابعاد اجتماعی و هم ابعاد فردی لحاظ شده اما بر بعد فردی و نقشی که خود فرد در دنیای مدرن در شکل‏گیری و بازسازی هویت دارد و بر جنبه‏ پویا و متغیر هویت تاکید بیشتری شده است.

دیدگاه‏ فرهنگی

 گیدنز جنبه‏های روانشناختی و چالش‏های هویتی را در دوران جدید مورد توجه و تحلیل قرار داده است و بازاندیشی درهویت را که در پرتو معیارها و ارزش‏های جدیدی که دائماً هم در حال تغییر است صورت می گیرد ویژگی دوران جدید و نتیجه ی گسترش فناوری‏های اطلاعاتی، ‏ ارتباطاتی و جهانی شدن اقتصادی و فرهنگی می‏داند(گیدنز، 1378).

ابعاد هویت اجتماعی

هویت دینی

 هویت دینی که به رابطه‏ی انسان با دین و نسبتی که با آن پیدا می‏کند اطلاق می‏شود. سنگ بنای هویت دینی تعهد و پایبندی است(شرفی، 1374: 95).
هویت دینی نشان‏دهنده احساس تعلق و تعهد به دین و جامعه­ی دینی است. مهم‏ترین دستاوردهای هویت دینی پاسخ دادن به پرسش‏های بنیادی، جهت بخشیدن به زندگی، وحدت اعتقادی و معنا بخشیدن به جهان است(شرفی، 1374: 99).

هویت خانوادگی

هویت خانوادگی را می‏توان تعیین نسبت میان جوان و خانواده و میزان تعلق او به خانواده دانست. عوامل متعددی در ایجاد و تقویت هویت خانوادگی نقش دارند از جمله مقبولیت، تکریم منزلت، تبادل عاطفی، مشورت و تفاهم با اعضای خانواده به ویژه با والدین(شرفی، 1374: 63).

روش تحقیق

   در این پژوهش از روش اسنادی کتابخانه­ای و روش توصیفی همبستگی استفاده شده است، زیرا بنابر تعریف روش توصیفی روشی است که هدف تحقیق از انجام آن، توصیف عینی، واقعی ومنظم خصوصیات یک موقعیت است.

فرضیه­های تحقیق 

  1. به­نظر می رسد بین کارکردهای خانواده و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.
  2. به­نظر می رسد بین نوع روابط خانوادگی و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.
  3. به­نظر می رسد بین توانایی حل مشکلات خانوادگی و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.
  4. به­نظر می رسد بین میزان کنترل رفتار و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.  
  5. به­نظر می رسد بین میزان آمیزش عاطفی و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.

جامعه آماری

 جامعه انتخاب شده در این تحقیق عبارت است از نوجوانان ساکن درمنطقه یک شهرداری خمینی­شهر.

حجم نمونه

 حجم نمونه به تعداد 350 نفر از نوجوانان­ این دو خیابان به صورت نمونه­گیری تصادفی از طریق پرسشنامه و مصاحبه مورد تحقیق قرار گرفتند.

روش­های آماری

  متغیرهای مورد بررسی در دو سطح اسمی و ترتیبی اندازه­گیری گردیده­اند، روش تجربه و تحلیل داده­های این پژوهش در دوسطح توصیفی، فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و سایر آماره ها است .

 آزمون فرضیه­ها

جدول شماره (1): رابطه بین کارکردهای خانواده و بحران هویت

متغیر مورد بررسی

تعداد پاسخگویان

میانگین

انحراف استاندارد

انحراف استاندارد          و میانگین

کارکردهای خانواده و بحران هویت

350

2139/5

6528/0

71%

در جدول فوق مقدار آمار t و در جه­ی آزادی این آزمون (n1) و سطح معناداری و میانگین انحرافات و یک فاصله اطمینان 95% برای میانگین انحرافات آمده است.

 

جدول آزمون t

متغیر مورد بررسی

مقدار آماری t

درجه آزادی

سطح معنا داری

کارکردهای خانواده و بحران هویت

284/18

349

000/0

با توجه به سطح معناداری 000/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض H0 رد می­شود به عبارت دیگر بین کارکردهای خانواده و بحران هویت  رابطه معناداری وجود دارد.

جدول( 2 ) رابطه بین نوع روابط خانوادگی و بحران هویت

متغیر مورد بررسی

تعداد پاسخگویان

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

نوع روابط خانوادگی و بحران هویت

350

2561/7

523/0

68%

در جدول (2) آمار توصیفی مقدار آماریt   و درجه آزادی این آزمون (n1) و سطح معناداری و میانگین انحرافات و یک فاصله اطمینان 95% برای میانگین انحرافات است.

جدول آزمون t

متغیر مورد بررسی

مقدار آماری t

درجه آزادی

سطح معنا داری

نوع روابط خانوادگی و بحران هویت

27/22

349

000/0

با توجه به سطح معنا داری 000/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض H0 رد می­شود و به عبارت دیگر بین نوع روابط خانوادگی و بحران هویت  رابطه معناداری وجود دارد.

جدول ( 3 )  رابطه بین توانایی حل مشکلات خانوادگی وبحران هویت

متغیر مورد بررسی

تعداد پاسخگویان

میانگین

انحراف استاندارد

انحراف استاندارد

و میانگین

توانایی حل مشکلات خانوادگی وبحران هویت

350

118/7

498/0

72%

در جدول (3) آمار توصیفی مقدار آماره ی t   و درجه آزادی این آزمون (n-1 ) و سطح معناداری و میانگین انحرافات و یک فاصله اطمینان 95% برای میانگین انحرافات آمده.

جدول آزمون t

متغیر مورد بررسی

مقدار آماری t

درجه آزادی

سطح معنا داری

توانایی حل مشکلات خانوادگی وبحران هویت

481/31

349

000/0

 

  با توجه به سطح معناداری 00/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5%  با اطمینان 95%  فرض H0 رد می­شود . به عبارت دیگر  بین میزان توانایی حل مشکلات خانوادگی و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.

جدول ( 4 ) رابطه بین میزان کنترل رفتار و بحران هویت

متغیر مورد بررسی

تعداد پاسخگویان

میانگین

انحراف استاندارد

انحراف استاندارد     

  و میانگین

میزان کنترل رفتار و بحران هویت

350

219/7

003/0

67/0

  در جدول 4 آمار توصیفی مقدار آماری t و درجه ی آزادی این آزمون (N1 ) و سطح معناداری و میانگین انحرافات و یک فاصله اطمینان 95% برای میانگین انحرافات است.

جدول آزمون t

متغیر مورد بررسی

مقدار آماری t

درجه آزادی

سطح معنا داری

میزان کنترل رفتار و بحران هویت

284/8

349

000/0

  با توجه به سطح معناداری 00/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض H0 رد می شود،  به عبارت دیگر بین میزان کنترل رفتار و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول (5)رابطه بین میزان آمیزش عاطفی و بحران هویت

متغیر مورد بررسی

تعداد پاسخگویان

میانگین

انحراف استاندارد

انحراف استاندارد

و میانگین

میزان آمیزش عاطفی و بحران هویت

350

461/6

067/1

56/0

در جدول 6 آمار توصیفی مقدار آماری t و درجه آزادی این آزمون (N1 ) و سطح معناداری و میانگین انحرافات و یک فاصله اطمینان 95% برای میانگین انحرافات آمده است.

جدول آزمون t

متغیر مورد بررسی

مقدار آماری t

درجه آزادی

سطح معنا داری

میزان آمیزش عاطفی و بحران هویت

136/11

349

163/0

با توجه به سطح معناداری 163/0 و مقایسه­آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95%  فرض H0 اثبات می­شود . به عبارت دیگر بین میزان آمیزش عاطفی و بحران هویت رابطه معناداری وجود ندارد.

  نتیجه­گیری

  فرضیه اول : از آن­جا که با توجه به سطح معناداری 000/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5%  با اطمینان 95%  فرض H0 رد می شود، لذا فرض صفر رد و فرض خلاف تائید می­گردد، به عبارت دیگر بین کارکردهای خانواده و بحران هویت  رابطه معناداری وجود دارد.

  فرضیه دوم: با توجه به سطح معناداری 000/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض  H0رد می شود، به عبارت دیگر بین نوع روابط خانوادگی و بحران هویت  رابطه معنا داری وجود دارد.

 فرضیه سوم: با توجه به سطح معناداری 00/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض H0 رد می­شود. به عبارت دیگر بین میزان توانایی حل مشکلات خانوادگی و بحران هویت رابطه معناداری وجوددارد.

 فرضیه چهارم: با توجه به سطح معناداری 00/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض H0 رد می­شود، به عبارت دیگر بین میزان کنترل رفتار و بحران هویت رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: با توجه به سطح معناداری 163/0 و مقایسه آن با مقدار خطای مجاز 5% با اطمینان 95% فرض  H0اثبات می­شود . به عبارت دیگر   بین میزان آمیزش عاطفی و بحران هویت رابطه معناداری وجود ندارد.

 

 منابع

احدی، حسن و دیگران. (1380). روان‏شناسی رشد، تهران: نشر پردیس.

احمدی، ا. (1379). روان­شناسی جوانان و نوجوانان. خمینی­شهر: نشر مشعل.

 بارکر، ف. (1375). خانواده درمانی پایه. مترجم: م، دهقانی. تهران: نشر رشد.

 بروس،کوئن، (1372). درآمدی به جامعه‏شناسی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: نشر فرهنگ معاصر.

جنکینز، ریچارد، (1381). هویت اجتماعی، ترجمه تورج یاراحمدی. نشر شیرازه.

ربانی،جعفر، (1381). هویت ملی. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

   رمضان زاده زیدی و دیگران. (1379). بررسی تأثیر آموزش خانواده در رشد اجتماعی، اخلاقی و تحصیلی فرزندان شاهد از دیدگاه همسران شاهد شهرستان ساری و قائمشهر. پایان نامه مقطع کارشناسی، دانشگاه پیام نور، ساری.

ریتزر، جورج. ( 1377). نظریه‏های جامعه شناسی دردنیای معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.

 ریحان­پور، ا، ع. (1382). بررسی و مقایسه رضایت از ازدواج در بین زوجینی که کمتر از دو سال و بیشتر از پنج سال است که در شهر اصفهان ازدواج کرده.

ساروخانی،باقر. (1380)، فرهنگ واژگان علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان.

شرفی، محمدرضا. (1378). خانواده متعادل. تهران: نشر سازمان انجمن اولیا ومربیان.

شرفی، محمدرضا. (1381). جوان و بحران هویت، چاپ سوم، انتشارات سروش.

شرفی،محمدرضا. (1381). پرسش‏های امروز جوانان. سازمان پژوهش و برنامه‏ریزی آموزشی. دفتر انتشارات‏ کمک‏آموزشی، وزارت آموزش و پرورش.

شفیعی، ک. (1379). بررسی هویت شخصی و رابطه با آن فرهنگ خانواده­های ساکن در شهر اصفهان.

صافی، ا. (1374). خانواده متعادل. تهران:  نشر انجمن اولیاء و مربیان.

طالبی، ف. (1375). بررسی میزان رابطه بین ساخت خانواده و رشد اجتماعی دختران17ساله شهرستان خمینی­شهر.

فروم،اریک، (1370). جامعه سالم، ترجمه: اکبر تبریزی، تهران: انتشارات بهجت.

 قائمی، ع. (1376). خانواده و مسائل همسران. تهران: نشر امیری.

گولد، جولیوس و کولب، ویلیام. (1376).  فرهنگ عمومی اجتماعی،ترجمه: گروهی. تهران: انتشارات مازیار.

گیدنز، آنتونی. (1377). تجدد و تشخص. ترجمه: ناصر موفقیان. نشر نی.

لطف‏آبادی، حسین. (1378).  روان‏شناسی‏ رشد کاربردی و نوجوانی و جوانی. جلد اول،  سازمان ملی جوانان.

لطف‏آبادی، حسین. (1379). روان‏شناسی‏ رشد. تهران: انتشارات سمت.

مظفر،حسین. (1379).  فرهنگ و تربیت در آموزش و پرورش، تهران: انتشارات‏ مدرسه.

  مور، استفن. (1376 ). دیباچه­ای بر جامعه­شناسی.  ترجمه: مرتضی ثاقب فر. تهران: انتشارات ققنوس.

نادری، ع. (1379). روش­های تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی. تهران: نشر بدر.

همیلتون،پیتر، (1377)، جامعه‏شناسی دین، ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: انتشارات‏ تبیان.

 

Grotevant, HD, Cooper & Catherin, R, (1985), Patterns of interaction in Family relationships and the development of identity explorotion in adolescence.child development. Vol 59.special issua.415-428.

 



1-  استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی­شهر

 iravani@iaukhsh.ac.ir E- Mail:

2-  مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد محمودآباد.

 

احدی، حسن و دیگران. (1380). روان‏شناسی رشد، تهران: نشر پردیس.

احمدی، ا. (1379). روان­شناسی جوانان و نوجوانان. خمینی­شهر: نشر مشعل.

 بارکر، ف. (1375). خانواده درمانی پایه. مترجم: م، دهقانی. تهران: نشر رشد.

 بروس،کوئن، (1372). درآمدی به جامعه‏شناسی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: نشر فرهنگ معاصر.

جنکینز، ریچارد، (1381). هویت اجتماعی، ترجمه تورج یاراحمدی. نشر شیرازه.

ربانی،جعفر، (1381). هویت ملی. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

   رمضان زاده زیدی و دیگران. (1379). بررسی تأثیر آموزش خانواده در رشد اجتماعی، اخلاقی و تحصیلی فرزندان شاهد از دیدگاه همسران شاهد شهرستان ساری و قائمشهر. پایان نامه مقطع کارشناسی، دانشگاه پیام نور، ساری.

ریتزر، جورج. ( 1377). نظریه‏های جامعه شناسی دردنیای معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.

 ریحان­پور، ا، ع. (1382). بررسی و مقایسه رضایت از ازدواج در بین زوجینی که کمتر از دو سال و بیشتر از پنج سال است که در شهر اصفهان ازدواج کرده.

ساروخانی،باقر. (1380)، فرهنگ واژگان علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان.

شرفی، محمدرضا. (1378). خانواده متعادل. تهران: نشر سازمان انجمن اولیا ومربیان.

شرفی، محمدرضا. (1381). جوان و بحران هویت، چاپ سوم، انتشارات سروش.

شرفی،محمدرضا. (1381). پرسش‏های امروز جوانان. سازمان پژوهش و برنامه‏ریزی آموزشی. دفتر انتشارات‏ کمک‏آموزشی، وزارت آموزش و پرورش.

شفیعی، ک. (1379). بررسی هویت شخصی و رابطه با آن فرهنگ خانواده­های ساکن در شهر اصفهان.

صافی، ا. (1374). خانواده متعادل. تهران:  نشر انجمن اولیاء و مربیان.

طالبی، ف. (1375). بررسی میزان رابطه بین ساخت خانواده و رشد اجتماعی دختران17ساله شهرستان خمینی­شهر.

فروم،اریک، (1370). جامعه سالم، ترجمه: اکبر تبریزی، تهران: انتشارات بهجت.

 قائمی، ع. (1376). خانواده و مسائل همسران. تهران: نشر امیری.

گولد، جولیوس و کولب، ویلیام. (1376).  فرهنگ عمومی اجتماعی،ترجمه: گروهی. تهران: انتشارات مازیار.

گیدنز، آنتونی. (1377). تجدد و تشخص. ترجمه: ناصر موفقیان. نشر نی.

لطف‏آبادی، حسین. (1378).  روان‏شناسی‏ رشد کاربردی و نوجوانی و جوانی. جلد اول،  سازمان ملی جوانان.

لطف‏آبادی، حسین. (1379). روان‏شناسی‏ رشد. تهران: انتشارات سمت.

مظفر،حسین. (1379).  فرهنگ و تربیت در آموزش و پرورش، تهران: انتشارات‏ مدرسه.

  مور، استفن. (1376 ). دیباچه­ای بر جامعه­شناسی.  ترجمه: مرتضی ثاقب فر. تهران: انتشارات ققنوس.

نادری، ع. (1379). روش­های تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی. تهران: نشر بدر.

همیلتون،پیتر، (1377)، جامعه‏شناسی دین، ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: انتشارات‏ تبیان.

 

Grotevant, HD, Cooper & Catherin, R, (1985), Patterns of interaction in Family relationships and the development of identity explorotion in adolescence.child development. Vol 59.special issua.415-428.