بررسی عوامل ‌اجتماعی مرتبط با میزان ‌جرائم زنان زندان‌ تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استاد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

2 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

چکیده

تحقیق­ حاضر با هدف تعیین عوامل ­اجتماعی مرتبط با میزان ­ارتکاب جرائم زنان زندانی زندان تبریز انجام شد. متغیرهای کنترل­ اجتماعی، فقر فرهنگی، سابقه­ی بزهکاری در دوران­ نوجوانی، سابقه­ جرایم­ قبلی، خشونت علیه ­زن درخانه و دوستان ناباب متغیرهای مستقل می‌باشند. متغیری­که به ­عنوان مسأله اصلی تحقیق در نظر گرفته شده بود نیز میزان ارتکاب جرائم زنان است. جامعه­آماری شامل 100 نفر از زنان زندانی زندان تبریز است که ­طبق فرمول کوکران 79 نفر از آن­ها به روش تصادفی ساده انتخاب شده‌اند.
روش ­تحقیق حاضر پیمایش از نوع هم­بستگی است و گردآوری داده‌ها به ­وسیله پرسشنامه محقق ­ساخته انجام شده ­است. در این بررسی از اعتبار محتوایی (صوری) جهت تعیین اعتبار پرسش­نامه و ضریب آلفای­ کرونباخ برای تعیین پایایی سؤالات استفاده شد که ­عمده‌ترین نتایج  به دست­آمده به ­شرح زیر می‌باشد:
میزان ارتکاب جرایم  زنان به­سابقه بزهکاری، سابقه جرایم قبلی وخشونت علیه آن­ها در خانه مرتبط است ولی رابطه­ای بین­کنترل­ اجتماعی، دوستان ناباب و فقر فرهنگی خانواده با میزان ارتکاب جرائم در بین زنان زندانی تبریز مشاهده نشد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social factors associated with crime rates of women in Tabriz prison.

نویسندگان [English]

  • Hussein Banifateme 1
  • Ramin Babainezhad 2
چکیده [English]

The present study was to determine the social factors related to the rate of crimes of women who were detained in Tabriz prison. Variables of social control, cultural poverty - precedence of delinquency in adolescence - precedence of previous offenses - violence against women at home and the unsuitable friends are the independent variables of the study. The variable was considered as the main research question is the extent of crime of women. The population consisted of 100 women prisoners of whom 79 were selected randomly according to Cochran's formula. The design of the present study was co relational survey and the researcher-made questionnaire was used for collecting data. The results showed that crime rate in women are related to precedence of delinquency, a precedence of previous offenses and violence against them at home. But there is no relationship between social control, unsuitable friends and cultural poverty and the crime rate of women in Tabriz prison.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rate of Crime
  • Social Control
  • Cultural Poverty
  • Criminal Precedence
  • A Precedence of Previous Offenses
  • Violence Against Women at Home
  • Unsuitable Friends

 

                                          

 

 

 

بررسی عوامل ­اجتماعی مرتبط با میزان ­جرائم زنان زندان­ تبریز

دکترحسین بنی فاطمه[1]

رامین بابایی­نژاد[2]

 

چکیده

تحقیق­ حاضر با هدف تعیین عوامل ­اجتماعی مرتبط با میزان ­ارتکاب جرائم زنان زندانی زندان تبریز انجام شد. متغیرهای کنترل­ اجتماعی، فقر فرهنگی، سابقه­ی بزهکاری در دوران­ نوجوانی، سابقه­ جرایم­ قبلی، خشونت علیه ­زن درخانه و دوستان ناباب متغیرهای مستقل می‌باشند. متغیری­که به ­عنوان مسأله اصلی تحقیق در نظر گرفته شده بود نیز میزان ارتکاب جرائم زنان است. جامعه­آماری شامل 100 نفر از زنان زندانی زندان تبریز است که ­طبق فرمول کوکران 79 نفر از آن­ها به روش تصادفی ساده انتخاب شده‌اند.

روش ­تحقیق حاضر پیمایش از نوع هم­بستگی است و گردآوری داده‌ها به ­وسیله پرسشنامه محقق ­ساخته انجام شده ­است. در این بررسی از اعتبار محتوایی (صوری) جهت تعیین اعتبار پرسش­نامه و ضریب آلفای­ کرونباخ برای تعیین پایایی سؤالات استفاده شد که ­عمده‌ترین نتایج  به دست­آمده به ­شرح زیر می‌باشد:

میزان ارتکاب جرایم  زنان به­سابقه بزهکاری، سابقه جرایم قبلی وخشونت علیه آن­ها در خانه مرتبط است ولی رابطه­ای بین­کنترل­ اجتماعی، دوستان ناباب و فقر فرهنگی خانواده با میزان ارتکاب جرائم در بین زنان زندانی تبریز مشاهده نشد.

واژگانکلیدی: میزان­ ارتکاب­ جرائم، کنترل­ اجتماعی، فقر فرهنگی، سابقه ­بزهکاری، سابقه ­جرائم قبلی، خشونت­ علیه زن در خانه، دوستان ناباب.

 مقدمه

جرم را هر فعل و یا ترک ­فعلی­که قانون برای­آن مجازات تعیین­کرده باشد تعریف کرده­اند. این تعریف به­خوبی نشان می­دهد که این­گونه رفتارها به ­عنوان یک معضل و مسأله اجتماعی می­بایست مورد توجه مسئولان جامعه و کارشناسان و محققان ­اجتماعی قرار گیرد. باید برای ­جامعه­ای­که­کمترین میزان ­جرم را داراست،  برنامه­ریزی کرد و مردم را برای تعاملات روان و شایسته که کمترین هزینه­ اجتماعی را داشته باشد، آموزش داد و مراقبت­کرد. برای داشتن جامعه­ای ­سالم شاید برخورد با مجرم، ساده­ترین راه حل باشد، ولی یقیناً مؤثرترین و کم هزینه­ترین راه حل نخواهد بود. اقدام درست و اصولی، توجه منشاءها و زمینه­های جرم ­خیز و مجرم ­پرور است و لذا به­ جای برخورد با معلول باید با علت­ها مبارزه­کرد. هر پدیده ­اجتماعی مبتنی بر علت­های متعدد است و تا آن­ها را نشناسیم و برای­ حذف بسترها و ریشه­های­ آن تلاش ­نکنیم، همواره مجرمان­ جدیدی به­­ وجود خواهندآمد و اداره­ی ­امور جامعه­ را با مشکلات و چالش­های ­جدّی­تری ­مواجه خواهندکرد.

بیان مسئله

 انحراف، کژ­رفتاری، جرم وجنایت سابقه­ دیرینه­ای در زندگی بشری دارد و تاریخی به ­قدمت تاریخ بشری دارد و واقعیتی است غیر قابل احترازکه هیچ ­جامعه­ای از آن در امان نمی­باشد. آدمی ازگذشته دور مادام در فکر مقابله با جرائم و انحرافات بوده و در این ­زمینه دستاوردهایی نیز داشته ­است و ارتکاب هر جرم آثار و تبعات زیان­باری را برای مجرم و جامعه در برداشته و لطمات زیادی را هم بر شخص مجرم و هم براعضای جامعه وارد می­کند(پروین، 1386: 139). کشورما نیزکه جزءکشور­های در حال توسعه می­باشد زنان سعی­ دارند استعداد وتوانایی­های خود را در صحنه اجتماع به­ ظهور برسانند تا جایگاه واقعی خود را به ­دست آورند در مجموع این دگرگونی­ها در حوزه زندگی زنان منجر به­ دگرگونی­هایی در بسیاری از زمینه­ها ازجمله درمیزان و عوامل اجتماعی مؤثر و الگوی ارتکاب جرم زنان شده­است(شادی­طلب، 1381: 67).  با توجه­ به ­این­که­ زنان امروزه نیمی از جوامع انسانی را تشکیل ­می­دهند، شالوده و بنیان جوامع و خانواده و به سلامت تمامی افراد جامعه بالاخص زنان بستگی دارد. جرم یا انحراف از هنجارهای رسمی چنان چه افزایش یابد پایداری و استواری وسلامت جامعه را مورد تهدید جسمی قرار می­دهد و امنیت ملی و استحکام خانواده­ها را دچار تزلزل می­نماید. بنابراین در این تحقیق­که با عنوان «بررسی عوامل ­اجتماعی مرتبط با ارتکاب جرائم زنان زندان تبریز در سال 89» می­باشد سعی شده که عمده­ترین عوامل­اجتماعی مؤثر درارتکاب جرائم زنان زندانی بررسی شود.

اهمیت و ضرورت پژوهش

بررسی انحرافات اجتماعی وتغییر میزان آن در طول زمان دیر باز مورد علاقه جامعه­شناسان و جرم­شناسان و سایر محققین اجتماعی بوده است. انحرافات وکجروی­های زنان از جمله ­مسائلی است­که ­درتمام­ سطوح فرد و شخصیت فرد و میانه خانواده، مدرسه وکلا (عرصه­ی ­اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ...) دارای پیامدهای انکارناپذیری هستند. با توجه به ­آسیب­پذیری بیشتر زنان و نیز اهمیت آنان در تربیت نسل آینده در جامعه، ضرورت پرداختن به­ مسائل و مشکلات، مخصوصاً به ­بررسی­ روند تحولات­ میزان و ماهیت و عوامل اجتماعی مؤثر برجرم زنان روشن می­گردد(میری، 130:1387).  بنابراین با توجه به نقش کلیدی زن درخانواده و بالطبع درجامعه، توجه و بررسی عوامل تاثیرگذار درگرایش او به مسائل انحرافی و جرم ضروری می­باشد.

اهداف پژوهش

هدف­کلی: تعیین رابطه بین عوامل اجتماعی با ارتکاب جرم در بین زنان زندانی زندان تبریز.

اهداف اختصاصی

-   تعیین همبستگی بین­کنترل اجتماعی و ارتکاب جرائم زنان زندان تبریز

-   تعیین همبستگی بین فقر فرهنگی خانواده و ارتکاب جرائم زنان زندان تبریز

-   تعیین­همبستگی ­بین­سابقه­ی­ بزهکاری­ در نوجوانی زنان­ زندان ­تبریز و ارتکاب­              جرائم­ آن­ها

-   تعیین همبستگی بین تعامل با دوستان ناباب و ارتکاب جرائم زنان زندان تبریز

-   تعیین همبستگی بین خشونت علیه زنان زندان تبریز و ارتکاب جرائم آن­ها

-   تعیین همبستگی بین سابقه­ی جرائم قبلی زنان زندان تبریز و ارتکاب جرائم آن­ها

تعریف مفاهیم و متغیرها

ارتکاب جرم: دورکیم (1979 به ­نقل ­از ستوده، 1380) معتقد است­که هر عملی ­که درخور مجازات­ باشد، جرم ­است به­ بیان­ دیگر، هر فعل یا ترک ­فعلی­که ­نظم، صلح وآرامش اجتماعی را مختل ­سازد و قانون نیز برای­آن مجازاتی تعیین کرده باشد، «جرم» محسوب می­شود. به­نظر دورکیم «ماکاری را به­خاطر «جرم» بودن­ محکوم نمی­کنیم بلکه از آن ­جایی ­­که ­آن ­را محکوم ­می­کنیم جرم تلقی می­شود»(ستوده، 1380: 65).  میزان ارتکاب جرم در این پژوهش عبارت است از تعداد جرایمی که ­تا به ­حال هر زن زندانی ­انجام داده است به علاوه ­حکم مقرر شده برای­ زندانی که به ­صورت باز طراحی شد و سپس با رتبه­بندی هر یک از سؤال­ها به ­شش رتبه از کمترین تا بیشترین تعداد جرم و ازکمترین تا بیشترین حکم مقرره و سپس ­آن­ها را با هم جمع نموده و عدد به دست آمده را به میزان و درصد تبدیل و میزان ارتکاب جرائم را به ­دست آوردیم.

بزهکاری: هیرشی (1969) معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق می­افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شود یا به­کلی از بین برود.  فرد بزهکار، فردی است که از قیود اجتماعی آزاد است و در واقع به عقیده وی بزه ­وقتی اتفاق می­افتد که فرد نسبت به قید و بندهای ­اجتماعی­کم ­اعتنایا اصلاً بی­اعتنا ­باشد(هیرشی، 1969). میزان و شدت بزهکاری در زمان­کودکی و نوجوانی که ­از دفعات ­­انجام ­ارتکاب،  دفعات ­دستگیری، نحوه ارتکاب به­صورت فردی یا گروهی و نقش بزهکار در ارتکاب به­عنوان سرکرده یا اجرا کننده می­باشد که طی ­سؤال­هایی در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شد.

فقر فرهنگی خانواده:کلمن (1987) فقر فرهنگی ­خانواده را نداشتن ارتباط ­متقابل مستمر سایراعضا با خانواده و نیز منزلت ­اجتماعی و نیز فقر فرهنگی پایین­که ناشی از عدم احساس امنیت در کنش متقابل ­اجتماعی باشد(کلمن، 240:1377). در این پژوهش، فقر فرهنگی زنان بزهکار با توجه به­ نظریه فقر فرهنگی جیمزکلمن عبارت است از: ازهم­گسیختگی خانواده، کم توجهی خانواده، تبعیض بین فرزندان و ...          می­باشد که طی سؤال­هایی در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شد. هم­چنین ­در سؤال­های جداگانه به صورت ترتیبی علت عدم زندگی با خانواده - فوت والدین و طلاق نیز سنجیده شد.

کنترل اجتماعی:کنترل اجتماعی به­ مکانیسم­هایی اطلاق ­می­شود که ­جامعه برای واداشتن اعضایش به ­سازگاری و جلوگیری از ناسازگاری به­کار می­برد در واقع،  به مجموع عوامل محسوس و نامحسوسی که یک جامعه درجهت حفظ معیارهای خود به کار می­برد و مجموع موانعی که به ­قصد جلوگیری افراد ازکجروی­ اجتماعی در راه آنان قرارمی­دهد، گفته­می­شود(ستوده، 1380: 137). در این پژوهش کنترل ­اجتماعی عبارت است ازکنترل غیررسمی توسط (خانواده، مدرسه، محل کار و ...) کنترل رسمی (قوانین جامعه و سازمان­ها) و کنترل ­اجتماعی مثبت و منفی (تشویق، قدردانی­ها، تنبیه، توبیخ، تهدید، جریمه و ...) می­باشدکه طی سؤال­هایی در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شد.

تعامل با دوستان: ساترلند در نظریه «انتقال­ فرهنگی­کجروی» خود بر این ­نکته مهم تأکید می­کندکه ­رفتار انحرافی­ همانند سایر رفتارهای­ اجتماعی، ازطریق ­معاشرت­ با دیگران، یعنی منحرفان و دوستان ناباب آموخته ­می­شود و همان­گونه ­که همنوایان از طریق همین ارتباط ­با افراد سازگار،  هنجارها و ارزش­های ­فرهنگ­ آن گروه و جامعه را­ پذیرفته، خود را با آن­ انطباق ­می­دهند، افراد درارتباط با دوستان ناباب و هنجارشکن،  به­ سمت وسوی ناهمنوایی سوق داده ­می­شوند(احمدی، 1385). دراین پژوهش دوستان ناباب عبارتند از: دوستان ­زن­ زندانی­که ­قبل از انجام عمل ­انحرافی و دستگیری با آن­ها رفت وآمد داشته است که طی سؤال­هایی در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شد.

خشونت علیهزنان: مجمع عمومی ­سازمان ملل(1993) خشونت علیه ­زنان را چنین تعریف­کرده است: هر عمل خشونت­آمیز نسبت به­ جنس مؤنث و هر فعلی که ­منجر به ضرر نسبت به ­زنان یا دردهای ­جسمانی، جنسی، روانی شود و هم­چنین تهدید به ­چنین افعالی، خشونت ­علیه ­زنان­ محسوب می­شود(www.unicef.org). در این پژوهش خشونت علیه­ زنان کتک خوردن، تحقیر شدن، رابطه جنسی اجبـاری، روسپیگری، بدرفتـاری جنسی­ هنگام کودکی و کتک خوردن و ... می­باشدکه طی سؤال­هایی در مقیاس­طیف لیکرت سنجیده شد.

جرایم قبلی زنان: جرایم قبلی به ­اعمال ­انحرافی که­ فرد زندانی قبل ­از آخرین دستگیری مرتکب­شده و به ­دست قانون افتاده­اند(گنجی، 1387). انحراف یا  انحراف­های قبلی­که زنان زندانی قبلاً مرتکب شده بودند و به­خاطر آن دستگیر و زندانی شده بودندکه طی سؤال­هایی در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شد.

 

 مبانی نظری

نظریه­های فمینیستی جرم

نظریه­ی ­فمینیسم اساساً بر مسائل انحرافی مرتبط با زنان مرتبط می­شود. از دیدگاه آنان زنان­ در حکم قربانیان­ هستند. به­ویژه ­در آن­چه­ که به ­تجاوز و خشونت ­جنسی ­ مطرح می­شود. این نوع جرائم در حکم بازتابی ازجامعه ­پدرسالار تلقی می­شود که تلاش می­کند زنان را در موقعیتی قرار دهدکه به ­سلطه مردان تداوم بخشند. این نظریه­ معتقد است­که زنان خلافکار نیستند و اگر میزان­های ­افزایش جرائم­ زنان در طول ­ سال­های اخیر افزایش نشان می­دهد، این ­افزایش در سطح معنی­داری نیست و نشانگر این­ واقعیت است­که تساوی جنسیتی ­هنوز یک واقعیت به ­شمار نمی­رود. همانند فرصت­های­ اشتغال،  فرصت­های­ جرم­زایی نیز به ­میزان ­کمتری دراختیار زنان است و به­ همین جهت نسبت ارتکاب­جرم­ در آن­ها بسیارکم است.  وقتی زنان مرتکب جرم می­شوند، جرم­آن­ها بیشتر از انواعی است­که بازتاب شرایط ­تحت ­سلطه ­بودن ­آن­ها در جامعه است. نسبت­ جرائمی مانند سرقت، صدورچک بی­محل و تخلف­های ­اداری در میان ­آنان به­ مراتب کمتر است. علت این مقدار جرم نیز افزایش فقر درمیان زنان است، چرا که ­نسبت زنانی­که­ امروزه در اغلب­کشورهای­ جهان زیر خط فقر قرار دارند، از مردان بیشتراست. اغلب زنان مجرم بیکارند، فاقد تحصیلات دبیرستانی­هستند و مادران تنهایی ­هستندکه ­با بچه­های خود زندگی می­کنند. اغلب جرائم عمده جهان نظیر کلاهبرداری، رشوه، اختلاس و به­طورکلی تقلب­های مالی توسط مردان صورت می­گیرد(Abbott, 1997).

نظریه مارکسیسم فمینیسم

از رویکردهایی است­که ­با پیروی­از سنت مارکسیسم  نابرابری ­جنسی و مردسالاری را با نظام­ طبقاتی­ در داخل طبقه­ مسلط سرمایه­داری معاصر پیوند می­زند، طبق این رویکرد نظام سرمایه­داری و پدرسالاری زنان را استثمارکرده­اند. به ­دلیل دستمزد پایین زنان  وکمبود منابع اقتصادی، جرائمی نظیر فحشا، دزدی از فروشگاه­ها تبدیل به ­وسیله­ای برای به ­دست آوردن پول یا تولیدات­ مصرفی مورد نیاز شده است. زنان به ­علت موقعیتی­که در یک جامعه­ طبقاتی­ مردسالاری دارند به ­ارتکاب جرایمی نظیر فحشا که­ ناشی از بی­قدرتی است، گرایش دارند(Lawson & Heaton, 1999).

نظر پیناتل[3] درباره علل جرائم زنان

پیناتل ­عقیده ­داردکه­ چون ­توانایی­ جسمی­ زنان­ کمتر از مردان ­است. بنابراین­ جنایتکاری زنان مخصوصاً در مراحل مختلف تغییرات فیزیولوژیک مثلا سن بلوغ، قاعدگی و رشد و نمو پایان فعالیت­ جنسی­ آنان اهمیت خاصی پیدا می­کند. این نقطه از طرف لمبروز[4] نیز تأیید شده است. او عقیده داردکه جرائم ­زنان از سنین بلوغ شروع می­شود و در زنان زمان یائسگی یعنی ­زمانی­که ­رفتارهای ­جنسی­ آنان ­کم­کم کاهش پیدا می­کند، به­ حداکثر می­رسد(مساواتی­آذر، 1374: 144 - 143).

دیدگاه دورکیم در تبیین رفتار جرائم اجتماعی

 به ­نظر دورکیم جامعه ­آنومیک یا بی­سازمانی­ جامعه­ای ­است که مجموعه­ای از هنجارها و ارزش­های متضاد با یکدیگر در خود داشته و فاقد خطوط راهنمای روشن و پایداری برای­ مردم به ­منظور یادگیری و درونی­کردن هنجارهاست(احمدی، 1384: 43). به ­نظر دورکیم هرجامعه­ای براساس مجموعه­ای ازهنجارهای­مشترک و هنجارهای ­مسلط سازماندهی شده است. رفتارهایی که از چهارچوب این ارزش­ها و هنجارها منحرف شوند،  به ­عنوان رفتار انحرافی و آسیبی شناخته می­شوند.

نظریه آنومی مرتن

مرتن تأکید می­کند که این خود جامعه است که پس از درونی­کردن اهداف مورد تأیید فرهنگی و شیوه­های مقبول دسترسی به آن در افراد، نوعی نیاز فرهنگی را برای       دست­یابی به ­هر یک از آن در آنان­ ایجاد می­کند. آن­ هم در حالی­که ساختارهای­ اجتماعی موجود، ناگزیر راه دستیابی توأمان به ­هر دو را  بر برخی افراد می­بندد. به­ تعبیر ساده­تر، این­ جامعه ­است ­که ­آرزوهایی را بر می­انگیزاند، و در همان­ حال،  شیوه­های مقبول­ دست­یابی بدان را دست­ کم  برای برخی محدود می­سازد. در این ­میان، این افراد هم از لحظه­ای که با این­ شکاف­ میان اهداف و وسایل ­مواجه می­شوند، در وضعیت روانی­ خاصی­قرار می­دهد. در این وضعیت فرد:

1ـ خود را نیازمند به رسیدن به اهداف آن هم از طریق وسایل مشروع می­بینند.

2ـ به ­دلیل مشاهده­ی­ دسترسی ­داشتن برخی افراد به ­این مهم، آن اهداف را به­ هر شکل قابل­ دسترسی می­یابند، و در عین­ حال­ آن ­را یکی ازحقوق مشروع خویش می­پندارند.

3ـ دست­یابی به ­آن ایده­آل­ها را به شکلی توجیه­ناپذیر، برای خود غیرممکن می­بینند.

بدین ­شکل­ وی به­ این نکته توجه می­دهد که شکل­های متفاوت کجروی، ممکن است از نوعی تمایل به همنوایی نشأت بگیرد. بدین شکل که این افراد برحسب میزان درونی کردن یکی­ از دو عنصر اهداف و وسایل مشروع، ناچار خواهند شد تا یکی از آن دو را برگزینند، و دیگری یا حتی هر دو آن­ها را انکار کنند(سلیمی ودیگری،  1386: 207).

نظریه­ی کنترل اجتماعی

به ­موجب نظریه­ی­ کنترل ­اجتماعی «والتررکلس»[5] دو مکانیسم­ کنترلی درونی و بیرونی بر علیه­گرایش­های ­انحرافی ­فعال ­هستند. مردم ­ممکن­ است ­حداقل در یک زمانی به ­اقدامات انحرافی دست بزنند، اما این­کار را نمی­کنند. آن­ها محدود­کننده­های مختلفی دارند: کنترل­های ­درونی مانند: هشیاری، ارزش­ها، همبستگی، اخلاق و تمایل­ به ­انسان ­خوبی بودن. کنترل­های­ دیگری نیز وجود دارندکه ­بیرونی به ­حساب­ می­آیند مانند: پلیس، خانواده، دوستان و یا مقامات ­دینی. هیرشی معتقد بود که­ این ­محدودیت­های­ کنترلی ­به ­وجود آورنده­ی ­نظام­ خود کنترلی در فرد هستند.  نظامی­که از اقدام بر علیه هنجارهای­ اجتماعی جلوگیری ­می­کند. عنصرکلیدی در گسترش­ خودکنترلی اجتماعی شدن به ­ویژه در دوران­کودکی است و کودکانی­که ­فاقد این ­نظام خودکنترلی باشند، ممکن است شرایطی پیدا کنند که­ سبب ­ارتکاب ­آن­ها به ­جرم و یا دیگر رفتارهای­ انحرافی ­باشد(Zgourides, 2000: 71).

هیرشی انحراف را نتیجه­ی سستی پیوندهای فرد با جامعه می­دانست و بنابراین اعتقاد داشت که ازآن­جا که همنوایی برآیندی از پیوند فرد با جامعه و وجود کنترل ازسوی جامعه است عملاً  نتیجه­ی فقدان این شرایط ناهمنوایی با نظم حاکم  بر جامعه است. وی در ردیف نشانگرهای تعلق به­ جامعه ­چند عنصر پیوستگی، تعهد، مشارکت و اعتقاد اشاره می­کند. به ­تعبیر هیرشی این عناصر نقشی­کودکانه ایفا می­کنند، چرا که ­از یک­سو عامل همنوایی هستند و از سوی دیگر عامل انحراف(محسنی، 1386: 72).

نظریه لیبرال

مدافعان این دیدگاه معتقدندکه­ ازآن­جا که زنان در نیروی­کار ادغام ­شده و دارای موقعیت­ اجتماعی ­مشابه ­مردان ­هستند. در نظام­ عدالت­ هم نباید تبعیض بین زن و مرد گذاشته شود. فمنیسم افراطی ­معتقد است مشارکت و آزادی ­بیشتر زنان ­منجر به­کاهش نرخ­ جرم در آن­ها می­شود(مک­شین، ­نقل­ از ذوالفقارزاده، 1383). مدافعان این­ دیدگاه معتقدندکه ­از آن­جا که زنان در نیروی­کار ادغام شده ودارای موقعیت ­اجتماعی مشابه­ مردان هستند در نظام عدالت­ هم نباید تبعیض بین ­زن و مرد گذاشته­ شود. فمینیسم­ افراطی ­معتقد است مشارکت و آزادی­ بیشتر زنان ­منجر به­کاهش ­نرخ­ جرم در آن­ها می­شود(همان).

پیشینه تحقیق

در نتیجه پژوهشی­که از 800 کودک بزهکار به ­عمل­آمد، معلوم­ شدکه 65 درصد مادرانشان طلاق ­گرفته­ یا درحال ­جدایی ­بوده­اند. بررسی ­دیگری نشان ­می­دهدکه 88 درصد کودکان مجرم دارای پدر و مادری بوده­اند که از هم جدا زندگی­کرده و بین­ آن­ها اختلاف ­نظر و ستیز وجود­ داشته است(هومن، 1339: 106).

نتایج پیمایش جرم در بریتانیا درسال 1998 نشان­ می­دهندکه ­تفاوت­های جنسیتی چندان جدی گرفته نمی­شوند زیرا مردان دو برابر بیشتر از زنان در معرض جرائم خشونت­آمیز قرارگرفته­اند و زنان درگروه سنی 25 تا 44 سال بیش ازهمه در معرض خطر قرار دارند.

در تحقیقات ­اخیر صورت ­گرفته­ مبرهن­ است­که ­­تفاوت­های ­جنسیتی ­عامل ­مهم  «ترس­ از جرم»  به ­شمار می­آیند. پیمایش­جرم در بریتانیا در سال 2000 نشان داده است­که زنان در مورد برخی از جرائم درمقایسه با مردان ­نگرانی و ترس ­بیشتری­ دارند. در مورد تجاوز نسبت 29 به 27، حمله جسمی 27 به 9، اذیت و آزار 13 به 5  و ضرب و شتم 23 به 11 گزارش­شده است(اشنایدر و کیچن، 1387: 76).

توسلی (1376) در پژوهشی تحت­ عنوان «زندانیان و مساله ­مشارکت» انجام­ دادکه هدف این ­پژوهش ­پاسخگویی ­به­ این­ سؤال ­بود که ­چه ­کسانی ­بیشتر در زندان­ به ­سر می­برند، ویژگی­های ­شخصی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی­آنان ­چیست­ که ­روش­ کاربردی ­میدانی، اسنادی بود. برای­گردآوری ­برخی ­از اطلاعات­ از ابزار اندازه­گیری پرسشنامه به­ صورت مصاحبه حضوری استفاده شد. نتیجه به­ دست آمده از این پژوهش عبارت است از:

1)  نسبت جوانان در بین زندانیان خیلی بیشتر از میانسال­ها و سنین بالاست.

2)  بیش از 75 درصد مجرمان زندانی بین 20 تا 40 سالگی قرار داشتند.

پولادی و شلویزی (1380) در سشمشئ

تحقیقی­که ­در بررسی ­عوامل ارتکاب ­جرم در زندان زنان استان ­خوزستان دادند و نمونه­ مورد پژوهش را به 78 نفر از زنان زندانی موجود در زندان سپیدار اهواز انجام دادند. به­ منظور جمع­آوری­ توصیف و آمار استنباطی ­استفاده شده است. نتیجه ­پژوهش نشان­ می­دهدکه ­بین ­مشکلات ­اقتصادی، موادمخدر،  روابط­ نامشروع و قتل رابطه وجود داشت. نتیجه ­این پژوهش نشان­ می­دهد که مشکلات­ اقتصادی­- اجتماعی در ارتکاب­ جرم از سوی زنانی ­که ­علت ­دستگیری­آنان، حمل و قاچاق مواد مخدر بوده است، نقش­ بیشتری ­داشته تا زمانی که­ علت دستگیری آنان «روابط نامشروع» یا قتل بوده است.

کتوکی (1386) در پژوهشی تحت­ عنوان میزان ازخودبیگانگی ­زنان­ در اشکال ­نوع مناسبات خانوادگی در بین زنان ­شاغل و خانه­دار شهرگرگان،  به ­این نتیجه ­دست یافت که ­این­ مطالعه­ بر توصیف و مقایسه­ شدت ­بیگانگی در بین ­انواع متفاوت مناسبات خانوادگی و در میان زنان شاغل و غیرشاغل بنا شده، تا از طریق مقایسه گروه­های مختلف به تبیین و بررسی این پدیده بپردازد تا به ­بررسی میزان از خود بیگانگی در انواع متفاوت مناسبات خانوادگی از حیث اثرات متعامل اعمال ­قدرت (متقارن و نامتقارن) اثرات متعامل رابطه و گفت­ وگو (ارتباط همه­ جانبه، فاصله­ای ­چرخشی) و اثرات متعامل ابراز محبت (همه جانبه، مادر درکانون محبت و شکاف در ابراز محبت) بپردازد.

در مجموع بر اساس جمع‌بندی نظریه‌های بیان­شده، برای ­تعیین چگونگی ارتکاب جرم زنان و عوامل­مرتبط با آن سؤال­ها و فرضیه‌های زیر مطرح شده‌اند.

  فرضیه‌ها

-  بین میزان­کنترل ­اجتماعی و میزان­ ارتکاب ­جرائم زنان ­زندان­ تبریز همبستگی­ وجود دارد.

-  بین فقر فرهنگی ­خانواده و میزان­ ارتکاب­ جرائم­ زنان ­زندان ­تبریز همبستگی وجود دارد.

-  بین سابقه ­بزهکاری زنان­ زندانی و میزان ­ارتکاب ­جرائم آن­ها همبستگی وجود دارد.

-  بین تعامل با دوستان ناباب و میزان ­ارتکاب ­جرائم ­زنان­ زندان ­تبریز همبستگی وجود دارد.

- بین خشونت بر زنان­ زندان­ تبریز و میزان­ ارتکاب جرائم آن­ها همبستگی وجود دارد.

-  بین سابقه­ جرائم ­قبلی زنان ­زندان ­تبریز و میزان ­ارتکاب­ جرائم ­آن­ها همبستگی­ وجود دارد.

روش تحقیق، جامعة آماری و حجم نمونه

تحقیق­ حاضر از نظرکنترل­ شرایط ­پژوهش ­یک­ مطالعة ­پیمایشی (Survey) از نوع توصیفی- همبستگی و از نظر زمانی ­یک مطالعة مقطعی (Cross Sectional) می‌باشدکه­ گردآوری داده‌ها به ­روش­ مصاحبه و با پرسشنامه ­محقق ساخته­ انجام شده ­است. جامعة آماری ­بررسی حاضر شامل ­کلیة زنان ­زندان ­تبریز می‌باشندکه ­درسال 1389 تعدادآنان برابر100 نفر می‌باشدکه از بین­آن­ها طبق فرمول تعیین ­حجم نمونة کوکران با خطای 01/0 و دقت  برآورد 05/0=d  و حداکثر واریانس 25/0= pq حدود 79  نفر نمونه به ­طور تصادفی انتخاب شدند.

اعتبار[6]  و پایایی[7] سؤال­ها وگویه‌ها

جهت ­سنجش ­اعتبار پرسشنامه ­از نظر داوران (اعتبار محتوایی) استفاده­ شد. پایایی سؤال­ها نیز براساس­آزمون آلفای کرونباخ و پایداری درونی­گویه‌ها محاسبه گردید.

پایایی گویه­های ­مربوط ­به ­کنترل ­اجتماعی81/0، فقرفرهنگی 64/0، سابقه ­ بزهکاری
83 /0، تعامل با دوستان ­ناباب 8/0 و خشونت ­علیه ­زنان 83/0 به ­دست­آمده­ است. که همه­ی سازه‌های مورد بررسی ­از پایایی­ لازم­ برخوردارند، زیرا حداقل­ مقدار لازم­ برای ­پایایی ­سؤال­ها 6/0 است.

روش تجزیه و تحلیل­ داده‌ها

داده‌های ­گردآوری شده با نرم ‌افزارآماری Spss تجزیه و تحلیل ­شدند. برای ­تعیین ارتباط ­متغیرهای ­کنترل ­اجتماعی، خشونت ­علیه ­زنان، فقر فرهنگی، سابقه ­بزهکاری و تعامل با دوستان ناباب از همبستگی r پیرسون ­استفاده شده است.

اطلاعات توصیفی

میزان کنترل ­اجتماعی ­زندانیان حدوداً 65 درصد و متوسط به ­بالا می­باشد، میزان فقر فرهنگی ­خانواده زندانیان درحدود 43 درصد می­باشد،  میزان ­سابقه ­بزهکاری­ در دوره نوجوانی­ زندانیان ­حدوداً 44 درصد­ می­باشد، میزان­ تعامل با دوستان ناباب حدوداً 44 درصد می­باشد، میزان ­خشونت درخانه حدوداً 30 درصد می­باشد و میزان ارتکاب جرم ­حدوداً 45 درصد می­باشد.

آزمون فرضیه­ها

 

              متغیر  وابسته

متغیر مستقل

سطح معنی داری آزمون

مقدار rپیرسون

ضریب تعیین

کنترل اجتماعی

61/0

05/0

..........

فقر فرهنگی

64/0

05/0

..........

سابقه بزهکاری

003/0

33/0

11%

تعامل با دوستان ناباب

13/0

13/0

..........

خشونت علیه زنان

03/0

24/0

6%

سابقه جرایم قبلی

000/0

59/7F=

5 بارجرم وبالاتر=LSD

 

بحث و نتیجه­گیری

- در رابطه با فرضیه 1: بین میزان کنترل اجتماعی و میزان ارتکاب جرایم زندانیان رابطه وجود دارد.

 طبق آزمون پیرسون انجام گرفته بین دو متغیر میزان کنترل ­اجتماعی ومیزان ارتکاب جرایم زندانیان سطح معنی­داری آزمون 61/0p=  و بالای 05/0 و مقدار 05/0r= می­باشد. بنابراین ­فرض H0 تأیید و فرضیه ­تحقیق رد می­شود و بین میزان کنترل ­اجتماعی زندانیان و میزان  ارتکاب­ جرایم آن­ها رابطه ­چندانی وجود ندارد.

- در رابطه با فرضیه 2:  بین میزان فقر فرهنگی و میزان ارتکاب جرایم زندانیان رابطه وجود دارد.

طبق آزمون پیرسون انجام­گرفته بین دو متغیر میزان فقر فرهنگی و میزان ­ارتکاب­ جرایم زندانیان ­سطح­ معنی­داری ­آزمون 64/0p=  و بالای 05/0 و مقدار 05/0r=  می­باشد. بنابراین فرض H0 تأیید و فرضیه تحقیق رد می­شود. یعنی بین میزان فقر فرهنگی زندانیان ومیزان ­ارتکاب ­جرایم­ آن­ها­ رابطه­ معنی­داری­ وجودندارد. طبق­ نظریه­ فلاکس، گاتفریدسون و هیرشی در خانواده از هم پاشیده و زندگی در محیط­های آلوده و منحرف­کننده، عدم مراقبت ­دقیق­ والدین و بی­توجهی آنان به امر تعلیم و تربیت فرزندان­شان، اساس کجروی را درکودکی پایه­گذاری ­می­نماید و در نوجوانی با شدت­ و حدت ظاهر می­گردد. فلاکس (1971) بر این باور است که تغییر ساختار در خانواده و تبدیل آن از خانواده گسترده به خانواده هسته­ای و توصیه­های ­مختلف­ تربیتی­که از سوی نهادهای­ مختلف ­آموزشی و تربیتی به ­والدین در رابطه با فرزندان با شیوه­هایی­که والدین خود از طریق آن­ها پرورش یافته­اند، در تضاد است.  برای مثال به­ والدین توصیه می­شودکه باید ازحالت اقتدارگونه و سخت­گیری، تغییریافته و به­ سمت حمایت از جوانان تحول یابند. این روش تربیتی مورد قبول جوانان ­می­باشد و این در حالی است­ که والدین به ­سختی می­توانند در کوتاه مدت روش­های ­تربیتی­ گذشته­ خود را فراموش­ کنند و با ایجاد محیطی دموکراتیک که خواست جوانان است، زندگی خانوادگی مساعد، با نشاط و دلپذیر برای ­فرزندان­ خود فراهم سازند. مجموعه این­ تحولات شکاف نسل را برای­ جوانان به­ وجود می­آوردکه ­به ­نافرمانی، اعتراض و طغیان در مقابل والدین منتهی گردیده و آنان را در ارتکاب رفتار بزهکارانه آسیب­پذیر می­سازد. گسیختگی خانوادگی یکی از عوامل مهم در تولید رفتار بزهکارانه است. گسیختگی­ خانوادگی ­فرایند جامعه­پذیری ­فرزندان ­را با مشکل مواجه خواهدساخت. زیرا خانواده­های تک ­والدی قادر نیستند الگوی نقشی­ مناسبی برای فرزندان باشند. بی­ثباتی در نظام ­خانواده ­موجب ­رفتار ضعیف­ فرزندان با پدر و مادر خودگردیده و زمینه­ را برای  رفتار  بزهکارانه در فرزندان آماده می­سازد.

- رابطه با فرضیه3: دربین میزان سابقه بزهکاری در نوجوانی و میزان ارتکاب جرایم زندانیان رابطه وجود دارد.

طبق­ آزمون پیرسون انجام­گرفته بین دو متغیر میزان سابقه بزهکاری در نوجوانی و میزان ارتکاب ­جرایم زندانیان، سطح­ معنی­داری ­آزمون 003/0= pو زیر 05/0 و مقدار33/0=r  می­باشد. بنابراین ­فرض H1  تأیید و فرضیه­ تحقیق ­قبول ­می­شود و بین دو متغیر رابطه مستقیم و ضعیف معنی­داری­ وجود دارد و طبق­آزمون ­رگرسیون خطی انجام گرفته ضریب تعیین11/0=2 R­می­باشد، یعنی ­از روی ­میزان ­سابقه ­بزهکاری ­در نوجوانی ­زندانیان­ به­ میزان 11 درصد می­توان ­میزان ­ارتکاب ­جرایم­ آنان ­را­ پیش­بینی ­نمود. سابقه­ بزهکاری ­در­ نوجوانی ­یکی ­از عوامل مهمی است­که باعث می­شودکه مجرمین باردیگر به­کارهای انحرافی دست بزنند. زیرا این سنین­که یکی از حساس­ترین­ سال­های زندگی افراد می­باشد و می­توانند در جامعه با برقراری ­ارتباط با­ سایرین شخصیت­ خویش را­ بسازند.  لذا اگر در این دوران فرد به اعمال انحرافی و بزهکارانه دست زند و بتواند به­ خواسته­های خویش با این رفتار دست یابد، در آینده نیز به ­راحتی اعمال انحرافی و نابهنجار را مرتکب می­شود.

- در رابطه با فرضیه4: بین میزان تعامل با دوستان ناباب و میزان ارتکاب جرایم زندانیان رابطه وجود دارد.

   طبق­آزمون پیرسون انجام­گرفته بین دو متغیر میزان تعامل با دوستان ناباب و میزان ارتکاب­ جرایم­ سطح­ معنی­داری­ آزمون 13/0p=  و بالای 05/0 و مقدار 16/0 r= می­باشد. بنابراین فرض H0 تایید و فرضیه تحقیق رد می­شود. یعنی بین ­میزان تعامل با دوستان ناباب زندانیان و میزان ­ارتکاب جرایم ­آن­ها رابطه­ معنی­داری وجود ندارد. نتایج ­این ­فرضیه ­همسو با نظریه­ رابرتسون می­باشد. رابرتسون (1372) معتقد است خانواده از گروه همسالان به­عنوان دومین عامل­ جامعه­پذیری نام برده است. گروه همسالان از طریق اعطای پاداش یا انتقاد و تحریم در قبال ­همنوایی یا  ناهمنوایی ­اعضا با هنجارهای­ گروه ­تأثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت­ اجتماعی آنان اعمال­کند. در پژوهش ­میری (1387) 5/87 درصد سارقان و بزهکاران اظهارکرده­اند که­ دوستان  ناباب  ­نقش­ زیادی ­در سارق شدن افراد دارند و 53  درصد از همین افراد اظهار کرده­اندکه به ­خاطر جلب توجه دوستان­شان دست  به سرقت زده­اند. اما در این پژوهش به علت این­که تمام زندانیان زن می­باشند و به ­علت فرهنگ متعصب شهر تبریز احتمال این ­که از طریق­ خانواده­های­شان کنترل انجام می­گرفته لذا عوامل ­دیگر غیر از دوستان ناباب درگرایش آن­ها به ­اعمال انحرافی دخیل بوده است.

- در رابطه با فرضیه 5: بین میزان خشونت در خانه و میزان ارتکاب جرایم زندانیان رابطه وجود دارد.

   طبق­آزمون­ پیرسون انجام­ گرفته بین دو متغیر میزان­ خشونت در خانه و میزان ارتکاب جرایم ملاحظه ­می­گردد، سطح معنی­داری ­آزمون 03/0p= و زیر 05/0 ومقدار 24/0r= می­باشد. بنابراین فرض H1 تأیید و فرضیه ­تحقیق قبول ­می­شود و بین دو متغیر رابطه ­مستقیم و ضعیف ­معنی­داری وجود دارد و طبق­ آزمون رگرسیون خطی انجام گرفته، ضریب تعیین 06/0=2R می­باشد، یعنی ­از روی میزان­ خشونت در خانه زندانیان به­ میزان 6 درصد می­توان میزان ­ارتکاب جرایم آنان را پیش­بینی نمود. این­ فرضیه همسو با نظریه فمینیستی می­باشد و با نظرات ­لیزکلی (1988)، هانمر و ساندرز (1984) و رادفورد (1987) می­باشد.

 لیزکلی (1988) برای خشونت­ جنسی تعریف زیر را پیشنهادکرده است:

 «هر نوع عمل فیزیکی، بصری، کلامی یا جنسی­که زن یا دختر در زمان وقوع یا بعدترآن را به­صورت تهدید یا ارعاب یا حمله­یی احساس کند که اثرش ناراحتی یا تحقیر او باشد و یا توانایی برقراری تماس نزدیک و صمیمانه را از او سلب کند».

هانمروساندرز (1984) و رادفورد (1987) درتحقیق­های خود نشان داده­اند که هراس از مردان در هر دو عرصه­ خانگی و عمومی زنان را به ­شدت ­مقید می­کند. از این­ تحقیق­ها هم­چنین ­برمی­آید که­ میزان رفتارهای خشونت­آمیز مردان که زنان با آن مواجه می­شوند، قابل­ ملاحظه است اما بخش­ عمده آن پنهان می­ماند. به­نظر پژوهشگران  نامبرده­ علت این­ امر بی­میلی ­زنان ­در برملا کردن ­میزان خشونت مردان است و دلیلی ندارد فرض شود زنانی­که خشونت را به ­پلیس گزارش نداده­اند، ممکن است درباره آن با پژوهشگران حرفی بزنند. ولی دراین پژوهش احتمال این ­که افراد زندانی ­از خشونتی که علیه آن­ها شده بود،  به ­درستی ­گزارش ­داده ­باشند پائین ­است. زیرا علی­رغم  وجود رابطه این میزان خشونت بر علیه آن­ها و ارتکاب جرم آن­ها، تا حد30% خشونت علیه خویش را اعلام نموده­اند.

- در رابطه با فرضیه 6: میزان ارتکاب جرایم زنان زندانی مورد مطالعه بر اساس سابقه جرایم قبلی متفاوت است.

طبق­آزمون تحلیل ­واریانس ­انجام ­شده ملاحظه می­گردد که میزان ارتکاب جرایم­ زنان بر اساس سابقه ­جرایم­ آنان، طبق ­معیار 59/7 F= با سطح معنی­داری ­آزمون  000/0p= معنی­دار می­باشد و بنابراین فرض H1 تأیید می­گردد و فرضیه ­صفر رد می­شود. یعنی میزان ارتکاب ­جرایم زنان بر اساس سابقه جرایم قبلی افراد متفاوت است. و طبق­ آزمون تعقیبی LSD  تفاوت دو به­ دوی متغیرها نشان داد که زندانیان دارای 5 جرم و بیشتر از آن دارای میزان­ ارتکاب ­بیشتری ­نسبت به ­سایرین­ هستند. با توجه به­ پژوهش انجام گرفته، سابقه جرائم قبلی ­یکی ­از عوامل و علت­های اصلی مجرمین در انجام اعمال ­مجرمانه ­می­باشد. نتایج حاکی ­از آن است­که در بیشتر مجرمین زندانی، سابقه­ جرائم قبلی وجود داشته است. پس همین ­عامل­ می­تواند در تسریع و ترغیب بیشتر زنان به انجام رفتارهای انحرافی بوده باشد.

پیشنهادهای پژوهشی

پیشنهاد می­شود در کارهای بعدی موضوع ارتکاب جرم از ابعاد فرهنگی و اقتصادی نیز مورد مطالعه قرارگیرد. پیشنهاد می­شود به­ مقایسه ­عوامل ­اقتصادی ­مؤثر بر جرایم زنان و عوامل­ فرهنگی پرداخته شود و مشخص­گردد که نقش­ عوامل اقتصادی بیشتر است یا عوامل ­فرهنگی.

 

منابع

 احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت، چاپ اول.

احمدی، ح. (1385). بررسی­ عوامل­ موثر بر تمایل ­حاشیه­نشینان ­بر رفتار بزهکارانه (مطالعه­ی ­موردی­ حاشیه­نشینان شهر شیراز). مجری طرح: دانشگاه شیراز، مرکز جمعیت­شناسی.

 اشنایدر، ر، و دیگری (1387). برنامه­ریزی ­شهری برای ­پیشگیری ­از جرم. مترجم: ف، سجودی. تهران: نیروی انتظامی، سازمان تحقیقات و مطالعات ـ پژوهشکده امنیتی انتظامی.

پروین، س. (1386). پیشگیری از جرم با تاکید بر پیشگیری اجتماعی از جرم. فصلنامه مطالعات اجتماعی، سال سوم، شماره­های هشتم و نهم.

پیناتل، ژ. (1954). جرم­شناسی. مترجم: ر، علوی. تهران: انتشارات امیرکبیر.

توسلی، غ. (1376).  زندانیان و مساله­ مشارکت. فصلنامه ­علوم اجتماعی،  شماره­های 9 و10. 

 داوری، م و دیگری. (1386). جامعه­شناسی کجروی. قم: انتشارات زیتون.

 ذوالفقارزاده، م. (1386). بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با بروزکجروی­های زنان. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تبریز.

ستوده، ه. (1380). آسیب­شناسی اجتماعی جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات آوای نور، چاپ هشتم.

 شادی­طلب، ژ. (1381). توسعه و چالش­های زنان در ایران. تهران: نشر قطره.

 شلویزی، گ و دیگری. (1380). بررسی علل و انگیزه­های بزهکاری زنان. ماهنامه اصلاح و تربیت. تهران: سال هفتم، 78 .

 کتوکی، م. (1386). میزان ازخودبیگانگی زنان در اشکال نوعی مناسبات خانوادگی در بین زنان شاغل و خانه دار شهر گرگان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعیشهرستان گرگان.

 کلمن، ج. (1377). بنیادهای نظریه­­اجتماعی. ترجمه: م، صبوری. تهران:  نشر نی.

گنجی، و. (1387). بررسی عوامل ­فرهنگی ـ اجتماعی­ موثر  بر میزان               ­رعایت ­قانون در  بین­ حاشیه­نشینان تبریز. پایان­نامه کارشناسی ارشد ، واحد علوم و تحقیقات تهران.

 محسنی، م. (1386). جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی.  تهران: نشر طهوری.

 مساواتی­آذر، م. (1374). آسیب­شناسی­اجتماعی ایران. تهران: انتشارات نوبل.

 میری، ح. (1387). مطالعه انحرافات ­وکجروی­های اجتماعی. فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی. شماره شش، سال چهارم، شماره پانزدهم، پاییز.

 هومن، ا. زندان و زندانی­ها. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول.

 فصلنامه مطالعات و امنیت اجتماعی ـ شماره یک، سال سوم، شماره­های هشتم و نهم پیاپی، 1339.

Abbott, P.et al. (1997). "An Introduction to Sociology". London: Routledge.

 Lawson, T .and T, Heaton (1999). "Crimeand eviabce". London: Macemillan Press, Ltd.

 Zgourdies, G. et al. (2000). "Sociology". New York: IDG Books.



1-  استاد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

2-  کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. 

 

[3]- Pinatel

[4]- Lomboorz

 

[5]- W. Reckless

[6]- Validity

2- Reliability

 

 

 

 احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت، چاپ اول.

احمدی، ح. (1385). بررسی­ عوامل­ موثر بر تمایل ­حاشیه­نشینان ­بر رفتار بزهکارانه (مطالعه­ی ­موردی­ حاشیه­نشینان شهر شیراز). مجری طرح: دانشگاه شیراز، مرکز جمعیت­شناسی.

 اشنایدر، ر، و دیگری (1387). برنامه­ریزی ­شهری برای ­پیشگیری ­از جرم. مترجم: ف، سجودی. تهران: نیروی انتظامی، سازمان تحقیقات و مطالعات ـ پژوهشکده امنیتی انتظامی.

پروین، س. (1386). پیشگیری از جرم با تاکید بر پیشگیری اجتماعی از جرم. فصلنامه مطالعات اجتماعی، سال سوم، شماره­های هشتم و نهم.

پیناتل، ژ. (1954). جرم­شناسی. مترجم: ر، علوی. تهران: انتشارات امیرکبیر.

توسلی، غ. (1376).  زندانیان و مساله­ مشارکت. فصلنامه ­علوم اجتماعی،  شماره­های 9 و10. 

 داوری، م و دیگری. (1386). جامعه­شناسی کجروی. قم: انتشارات زیتون.

 ذوالفقارزاده، م. (1386). بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با بروزکجروی­های زنان. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تبریز.

ستوده، ه. (1380). آسیب­شناسی اجتماعی جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات آوای نور، چاپ هشتم.

 شادی­طلب، ژ. (1381). توسعه و چالش­های زنان در ایران. تهران: نشر قطره.

 شلویزی، گ و دیگری. (1380). بررسی علل و انگیزه­های بزهکاری زنان. ماهنامه اصلاح و تربیت. تهران: سال هفتم، 78 .

 کتوکی، م. (1386). میزان ازخودبیگانگی زنان در اشکال نوعی مناسبات خانوادگی در بین زنان شاغل و خانه دار شهر گرگان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعیشهرستان گرگان.

 کلمن، ج. (1377). بنیادهای نظریه­­اجتماعی. ترجمه: م، صبوری. تهران:  نشر نی.

گنجی، و. (1387). بررسی عوامل ­فرهنگی ـ اجتماعی­ موثر  بر میزان               ­رعایت ­قانون در  بین­ حاشیه­نشینان تبریز. پایان­نامه کارشناسی ارشد ، واحد علوم و تحقیقات تهران.

 محسنی، م. (1386). جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی.  تهران: نشر طهوری.

 مساواتی­آذر، م. (1374). آسیب­شناسی­اجتماعی ایران. تهران: انتشارات نوبل.

 میری، ح. (1387). مطالعه انحرافات ­وکجروی­های اجتماعی. فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی. شماره شش، سال چهارم، شماره پانزدهم، پاییز.

 هومن، ا. زندان و زندانی­ها. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول.

 فصلنامه مطالعات و امنیت اجتماعی ـ شماره یک، سال سوم، شماره­های هشتم و نهم پیاپی، 1339.

Abbott, P.et al. (1997). "An Introduction to Sociology". London: Routledge.

 Lawson, T .and T, Heaton (1999). "Crimeand eviabce". London: Macemillan Press, Ltd.

 Zgourdies, G. et al. (2000). "Sociology". New York: IDG Books.