بررسی بیگانگی اجتماعی در بین دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

2 - کارشناسی ‌ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

هدف ­از انجام این ­تحقیق بررسی بیگانگی اجتماعی دبیران دبیرستان‌های شهر تبریز بود. روش تحقیق، پیمایش بود. جامعه آماری دبیران زن و مرد دبیرستان‌های شهر تبریز درسال­ تحصیلی 91-1390 به ­تعداد 13247 بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 373  نفر برآوردگردید و نمونه‌ به شیوه طبقه‌ای متناسب با حجم نمونه انتخاب گردید. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد بیگانگی اجتماعی ملوین­سیمن و پرسشنامه محقق‌ ساخته، انجام گرفت. به­ منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های‌آماری t و r پیرسون استفاده شده است. نتایج نشان داده که ­بیگانگی اجتماعی برابر 62/46 با انحراف معیار 42/16 به ­دست آمده که در حد متوسط بوده است. با استفاده ازآزمون t نتایج  نشان ­داد که بیگانگی­ اجتماعی ­بر اساس جنست دبیران معنی‌دار نبود. ولی با وضعیت تاهل معنی‌دار بود و دبیران مجرد بیگانه‌تر از دبیران متاهل بودند. هم­چنین بیگانگی با مدرک تحصیلی و سابقه تدریس دبیران نیز معنی‌دار  به­دست آمد و دبیران با مدرک تحصیلی پایین بیگانه‌تر از دبیران با تحصیلات پایین بودند و دبیران با ­سابقه تدریس پایین بیگانگی­ ­اجتماعی بالایی داشتند. اما بیگانگی اجتماعی  بر اساس وضعیت شغلی معنی‌دار  به­دست نیامده است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the social alienation among secondary high school teachers in Tabriz.

نویسندگان [English]

  • Mahmood Elmi 1
  • Abolfazl Hashemzade 2
چکیده [English]

The purpose of this study is to examine the social alienation of high school teachers in Tabriz. Research method is survey and statistical population of male and female high school teachers were 13247 in 1390-91 educational year. The proportional stratified sample was selected and Sample size of 373 was assessed using Cochran's formula.
 Data collected using standard questionnaire of social alienation of Mlvynsymn and researcher-made questionnaire. In order to analyze data statistical methods of t and r Pearson are used. Results indicated that social alienation of 62/46 with the SD of 42/16 has been achieved in the medium. The results showed that social alienation based on marital status were significant the single teachers were more alienated. Also the relationship between alienation and academic certificate and teaching precedence was significant. But social alienation based on the job situation was not significant.

کلیدواژه‌ها [English]

  • social alienation
  • Anomaly
  • Social Isolation
  • teachers
  • Tabriz

 

 

                               

 

بررسی بیگانگی اجتماعی در بین دبیران دبیرستان‌های
متوسطه شهر تبریز

 

دکتر محمود علمی[1]

ابوالفضل هاشم‌زاده[2]

چکیده

هدف ­از انجام این ­تحقیق بررسی بیگانگی اجتماعی دبیران دبیرستان‌های شهر تبریز بود. روش تحقیق، پیمایش بود. جامعه آماری دبیران زن و مرد دبیرستان‌های شهر تبریز درسال­ تحصیلی 91-1390 به ­تعداد 13247 بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 373  نفر برآوردگردید و نمونه‌ به شیوه طبقه‌ای متناسب با حجم نمونه انتخاب گردید. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد بیگانگی اجتماعی ملوین­سیمن و پرسشنامه محقق‌ ساخته، انجام گرفت. به­ منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های‌آماری t و r پیرسون استفاده شده است. نتایج نشان داده که ­بیگانگی اجتماعی برابر 62/46 با انحراف معیار 42/16 به ­دست آمده که در حد متوسط بوده است. با استفاده ازآزمون t نتایج  نشان ­داد که بیگانگی­ اجتماعی ­بر اساس جنست دبیران معنی‌دار نبود. ولی با وضعیت تاهل معنی‌دار بود و دبیران مجرد بیگانه‌تر از دبیران متاهل بودند. هم­چنین بیگانگی با مدرک تحصیلی و سابقه تدریس دبیران نیز معنی‌دار  به­دست آمد و دبیران با مدرک تحصیلی پایین بیگانه‌تر از دبیران با تحصیلات پایین بودند و دبیران با ­سابقه تدریس پایین بیگانگی­ ­اجتماعی بالایی داشتند. اما بیگانگی اجتماعی  بر اساس وضعیت شغلی معنی‌دار  به­دست نیامده است. 

واژگان کلیدی:بیگانگی­اجتماعی، بی‌قدرتی، بی‌هنجاری، انزوای­اجتماعی، دبیران، تبریز.

مقدمه

امروزه ­کاربرد مفهوم بیگانگی­ درمباحث ­جامعه­شناسی به­ نحو بارزی متنوع ومتفاوت است و از مطالعه ­تضاد‌ها و کشمکش‌ها و بدبختی‌ها در زندگی ­شخصی ­تا تحلیل ناآرامی‌های­ دانشجویی و طغیان ­نسل­جوان، و نیز ­از دیکتاتوری­کارگری تا ظهور فاشیسم ونازیسم را در بر­می‌گیرد. جامعه­شناسان به ­طور عمده­ به ­تبیین و تشریح چگونگی مخدوش شدن روابط­اجتماعی، حالات و خصوصیت منفصلانه و پرخاشگرانه ­فرد در قبال­ جامعه و ساخت ­اجتماعی­ توجه می‌کنند. از این­رو، تأکید آنان بر بیگانگی و آنومی‌­اجتماعی است­که در آن احساسات فرد نسبت به واقعیت­های اجتماعی (جامعه، نهاد‌ها، امور اجتماعی و...) سنجیده می‌شود. مع‌الوصف بیگانگی­ از خود نیزمورد توجه­ جامعه­شناسانی چون مارکس، وبر، مانهایم و میلز قرارگرفته است. با این­ حال، درچند اصل و زمینه نظر جامعه­شناسان در باب بیگانگی مشترک است.

اول این­که: اهالی حوزه‌های جامعه­شناسی ­ریشه‌های­ بیگانگی و علل ­آن­ را نه­ در درون فرد بلکه در بیرون او و در واقعیت‌های ­اجتماعی، نهاد‌ها، ساختارها، روابط­ اجتماعی و کیفیت ­زندگی­ جستجو می‌کنند. دوم ­این­که: نقطه­ عزیمت­ آن­ها از جامعه و ساخت ­اجتماعی است.  سوم: احساسات ­افراد را در قبال جامعه می‌سنجند. چهارم: واحد تحلیل­ آن­ها جمع است نه فرد. پنجم:  بیگانگی را امری تحمیلی و مسئله‌ای ناخواسته به ­شمار می‌آورند که­ از سوی نظام اجتماعی بر فرد تحمیل­گردیده است.

در بیگانگی­ اجتماعی به ­رابطه بین فرد و جامعه­ توجه می‌شود و بریدگی از­ هنجار‌های فرهنگی و انفصال یا جدایی از دیگر مردمان مطمح نظر است. بیگانگی­ اجتماعی نوعی احساس­ انفصال­ جدایی و عدم­ پیوند ذهنی و عینی ­میان فرد و جامعه است(محسنی ‌تبریزی، 1373: 12).

در مورد پیامد‌های بیگانگی­ اجتماعی موارد متعددی ذکر شده است که بعضی از آن­ها عبارتنداز: عدم توفیق در امورآموزشی، عدم توفیق در امورشغلی،  افت تحصیلی، پایین­آمدن رضایت شغلی، خسارت جبران ناپذیر به سیستم آموزشی­کشور، کم­کاری درمحیط‌های­آموزشی ­کشور، کم­کاری در سیستم‌های ­آموزشی، بحران­ هویت و... می‌باشد. بر این اساس هدف اصلی ­تحقیق­ حاضر تعیین بیگانگی ­اجتماعی ­در بین­ دبیران متوسطه دبیرستان‌های شهر تبریز می‌باشد، علاوه‌ برآن اهداف جزئی عبارتند از:

1- تعیین تفاوت میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز براساس جنسیت.

2- تعیین تفاوت میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز براساس وضعیت تاهل.

3- تعیین تفاوت میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز براساس مدرک تحصیلی.

4- تعیین تفاوت میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز براساس محل سکونت.

5- تعیین رابطه میزان بیگانگی­اجتماعی و سابقه­تدریس دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز.

مبانی نظری

 

در نظریه‌های جامعه­شناختی، بیگانگی در سه رویکرد اجتماعی قابل بحث است:

دررویکرد ستیز، بیگانگی ­علل­ ساختاری­ دارد. یعنی ­بیگانگی ­در ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی­ منشا دارد. جورج لوکاچ  نیز مانند هگل معتقد است­که بیگانگی زمانی در جامعه  ­به ­­عنوان ­یک ­فرآیند اجتماعی ظاهر می­گردد که انسان به ابزار تبدیل شود(هورتون، 1964). فرد نیز از منظر دیگری به ­این ­مسئله می‌نگرد. او بیگانگی را حالتی­ می‌داند که درآن شخص خود را غریبه ­حس ­می‌کند و از خودبیگانه می‌شود در این حالت انسان خود را مرکز عالم و خالق ­اعمال ­خود نمی‌داند، بلکه ­او در دست­ اعمال و نتیجه‌ی­آن­ محکوم­است او ازآن­ها اطاعت ­­می‌کند. به ­نظر وی­ باید علت‌های­ بیگانگی ­را در نهادهای ­اجتماعی­ از جمله­ بوروکراسی ­سازمانی، مالکیت و غیره جستجو کرد(مارکوس،1964). اما زیمل فردگرایی  ­را  لازمه‌ی زندگی­ مدرن و از خود بیگانگی ­را پیامد حتمی­آن می‌داند(به نقل از شارون، 1382).

در رویکرد کارکردگرایی هم، بیگانگی ازساختارهای­ اجتماعی و فرهنگی­ ناشی می‌شود و آن را پدیده‌ای تحمیلی می‌داند که ثبات نظام ­اجتماعی را متزلزل­ می‌کند. دورکهایم و مرتون نیز علت‌های بیگانگی را درساختارهای اجتماعی- فرهنگی جستجو می‌کنند، اما هر یک از نقطه نظر خاص ­خود به­ این ­مسئله ­می‌نگرند. به ­این­ معنا که دورکیم به رابطه فرد و جامعه توجه می‌کند و مساله‌ی ­نابسامانی را مطرح­ می‌کندکه­ در زمان ­انتقال ­جوامع ­از ­انسجام­ اجتماعی- مکانیکی­ شتاب­گرفته و سبب تضعیف ارزش‌ها می‌شود(پاپنهایم، 1959). پیامدهای ­این امر می‌تواند به ­گسترش ­اخلاق فردی به­ جای اخلاق­ جمعی و در نهایت ­به ­بیگانگی ­ختم ­شود. محور بحث­ در این­ دیدگاه، ارزیابی­ کارکرد نهادها در جهت حفظ و گسترش تعادل و نظم اجتماعی است. بدین معنا که هرگونه بحرانی می‌تواند باعث بروز مشکلات جدی در تعادل نظام گردد(رانسی، 1988).

سومین، رویکرد تفهمی است که اندیشمند بارز آن ماکس وبر است. اصطلاح «مفهوم» نزد او بیانگر شکل ­عینی موقعیت‌های رفتاری و کنشی است. از دیدگاه این متفکر آلمانی‌­ تنها جهان ­که به ­مفهوم تغییر یابنده در برابر ما قرار گیرد، جهانی تغییرپذیر و دگرگون شده است(آشتیانی، 1383). «بیگانگی» در رویکرد روان­­شناختی نیز مورد توجه قرارگرفته است. بیگانگی ­اجتماعی ­به ­عنوان­ یک ­مساله ­در دهه‌ی 1950 با عصر ماشینی ­شدن ­شروع ­­شد(بلانی، 1964 و شپارد، 1969). امروز نیز با ورود تکنولوژی به سازمان‌ها، تغییر در ماهیت و وظیفه‌ی­ کاری، تجربه ­کاری ­مرتبط با تکنولوژی، تمرکز  بر انعطاف سازمان‌ها، توجه ­به عامل‌های فردی و شخصیتی و توجه به روابط انسانی این امر دوباره مورد توجه قرار گرفته است. از نظر رابطه‌ی­ کارمند و مدیر، بیگانگی از اخلاق­ کاری ضعیف، نارضایتی ­شغلی و یا نا امیدی مشکلی جدی­تر است.  فرد بیگانه از کار ممکن است به­طورکلی همکاران، رئیس، شغل و سازمان خود را در محیط کار رد کند. فانس (1986) در الگوی خود نشان داده که انزوای اجتماعی و از خود بیگانگی در سطح‌های بالاتر سازمان، می‌تواند بیشتر از سطح‌های پایین آن باشد، چون ادراک تحول در سطح‌های بالاتر بیشتر است.

سیمین در سال 1956 یکی از اساسی‌ترین مطالعه‌های خود را در روان‌شناسی اجتماعی برای روشن شدن مفهوم «بیگانگی» آغاز کرد و ابعاد چندگانه آن را مورد مطالعه قرار داد و پنج بعد را در بیگانگی مشخص­کرد: 1-  بی‌قدرتی 2-  بی‌هنجاری 3-  انزوای اجتماعی 4-  بی‌معنایی 5- احساس ازخود بیگانگی.

سیمن­ کوشیده ­است ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه مدرن را مسئول شرایطی بداندکه­ در آن انسان قادر به ­فراگیری نحوه و چگونگی­ کنترل عواقب و نتایج اعمال و رفتارهای خود نیست. از طرفی نحوه کنترل و مدیریت جامعه بر سیستم پاداش اجتماعی به­گونه‌ای است که فرد ارتباطی را بین رفتار خود و پاداش مأخوذه از جامعه نمی‌تواند برقرار کند و در چنین­ وضعیتی ­است­که ­احساس  ­بیگانگی بر فرد مستولی می‌گردد و او را به­ کششی ­ناسازگارانه و خشونت‌آمیز در مقابل جامعه سوق می‌دهد(محسنی‌تبریزی، 1373: 92).

در مطالعه‌ای از یک­ هزار مدیر و کارشناس با سن متوسط مشخص شد که درحدود 80% از آن­ها درآخر سن دارای حالت‌های ناامیدی­کامل بوده‌اند و 15% از آن­ها هرگز به­طور کامل از این حالت ناامیدی خارج  نشده‌اند(شولتز، 1974).

سیدروکین (2004) درمطالعه خود که­ در رابطه با بیگانگی و محیط‌های­ آموزشی انجام ­داد، مساله‌ی­ عدم­ مشارکت افراد در سازمان را در بروز بیگانگی از محیط آموزشی دخیل دانسته است.

در تحقیقی­که جای(2006) انجام داد. نتیجه­گرفت­که توان­مندسازی معلمان مدرسه، ارتباط‌های قوی در مدرسه و اشتغال درکار برای معلمان و انزوای اجتماعی آن­ها را کاهش می‌دهد.

این امر در تحقیق گلن (2007) در میان اعضای هیأت علمی نیز تأیید شده است. در تحقیقی­که ایلماز و سارپکایا (2009) نیز درباره‌ی علت بیگانگی ازکار معلمان انجام داد بی‌قدرتی معلمان ­را بیش ­از ابعاد دیگر بیگانگی مشاهده کرد، که علت آن را در ساختار اداری محیط آموزشی و نداشتن ارتباط صحیح با همکاران می‌داند.

رستمی‌هوارق (1380) به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بیگانگی از کار و رضایت شغلی کارگردانان و تهیه­کنندگان شبکه‌های اول و دوم سیمای جمهوری اسلامی‌ایران می‌پردازد. هدف ­اصلی این ­تحقیق بررسی­عوامل ­موثر بر بیگانگی­ ازکار بوده است. محقق با استفاده از این نظریه ملوین‌سیمن، میلتون کونور وسوانسون به ارائه فرضیه‌ها پرداخته است. این ­تحقیق نشان ­می‌دهد که ­هر چه ­تحصیلات ­فرد بیشتر باشد و سابقه­ کاری بیشتری داشته باشد، بیگانگی از کار کمتری دارد. هر چه رابطه ­دوستانه­ غیر رسمی‌ فرد بیشتر، میزان بیگانگی ازکار کمتر می‌باشد.

خواجه­نوری (1376) در بررسی عوامل­ اجتماعی- اقتصادی­ مؤثر بر بیگانگی زنان نشان داده ­که زنان نسبت به مردان بیگانه­ تر هستند.

 در تحقیقی­که شاکرین (1376) انجام داده، میزان از خود بیگانگی زنان و مردان را در سطح­ زیاد دانسته.  ولی تفاوت اساسی بین از خود بیگانگی زنان و مردان وجود ندارد و تفاوتی در میزان الیناسیون مجردها و متأهلان نیست. تفاوت­ معناداری در بیگانگی بین دانشجویان دو رشته­ ادبیات­ فارسی وعلوم­ اجتماعی وجود نداشته­ است.

فرضیه­های تحقیق

1- میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهرتبریز براساس جنسیت متفاوت است.

2- میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهرتبریز براساس وضعیت تاهل متفاوت است.

3- میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز براساس مدرک تحصیلی متفاوت است.

4- میزان بیگانگی ­اجتماعی دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر تبریز براساس محل سکونت متفاوت است.

5- بین میزان بیگانگی ­اجتماعی و سابقه تدریس دبیران دبیرستان‌های متوسطه شهر رابطه وجود دارد.

تعریف مفاهیم و متغیرها

متغیر بیگانگی اجتماعی

احساس تنفّر یا تنفّر ازخویشتن است­که فرد یا افرادی­ دریک چنین وضعیتی در رابطه با زندگی فردی دچار تنفّر و بی­هدفی می‌شوند. احساس­تنفّر از خویشتن ­حالتی است­که فرد یا افراد در رسیدن با پاداش‌ها با اوج کمال نایل شدن آن دسته از فعالیت­هایی که درآن­ درگیر هستند و مشارکت­ دارند، دچار احساس ­ناتوانی هستند(محسنی ‌تبریزی، 1373).

از نظر فروم، بیگانگی ­اجتماعی حالتی ­است که در­آن شخص خود را غریبه­ای حس می‌کند. دیگر خود را مرکز عالم به حساب نمی‌آورد و خالق اعمال خود نیست، بلکه اعمال و نتایج، بر وی حاکم هستند، از آن­ها اطلاعات می‌کند یا حتی­آن­ها را ستایش می‌نماید(فروم، 1360: 147).

سیمن میزان و درجه هر رفتاری را بر اساس پاداش­های مورد نظرآتی می‌بیند و چون مارکس معتقد است­که پاداش منحصراً در خود عمل نهفته نیست بلکه به­کار امری خارجی است. کارگر کار می‌کند بدون این­که به ­ارزش کارخود واقف باشد و از نتایج کار خود مطلع گردد(محسنی تبریزی،1373: 68).

مفهوم بیگانگی اجتماعی در تفکرات مارکس  به­ معنی احساس ازدست دادن کنترل بر زندگی ­اجتماعی است. به ­اعتقاد مارکس افراد در ارتباط با نیروی کارشان کنترل خود را بر فرآیند‌های­ تولیدات ­کارشان از دست می‌دهند. فرآیند بیگانگی اجتماعی به احساس پوچی، بی­قدرتی، اخلاق­زدایی، بیزاری ازخود، بی­ریشه­ای، بی‌اعتمادی و خشونت می‌انجامد. به ­علاوه، از خود بیگانگی با چنین ویژگی‌هایی­که دارد به انکار ارزش­های اساسی ­جامعه، هنجار‌های ­رفتار اجتماعی و استاندارد‌های ­تثبیت­ شده­ رفتار منتهی می‌شود(احمدی، 1384: 61).

تعریف عملیاتی: در این تحقیق برای سنجش بیگانگی ­اجتماعی ­دبیران، از پنج­ متغیر ملوین سیمن (1956 ) استفاده شده است.

متغیر احساس بی‌قدرتی

بی‌قدرتی ­یعنی این­که در فرد این ­احتمال ذهنی­ وجود دارد که او ­با امثال او از قدرت­ کافی برای مهار پیامد و رویدادهایی که دور و برش اتفاق ­می‌افتد برخوردار نیست. بی‌قدرتی امید ضعیف ­برای ­کنترل­ رویدادها، فقدان­ کنترل ­بر نظام ­سیاسی، اقتصادی، صنعتی­ تعریف ­شده است.

احساس بی‌قدرتی نوعی بیگانگی اجتماعی است که در آن فرد احساس می‌کند، قادر به ­تعیین یا نظارت بر نتایج مورد انتظار نبوده و توانایی ­تقویت یا تحکیم اهداف ­مورد نظر خود را که­ در پی­آن است ندارد. بی‌قدرتی را هگل، مارکس و وبر طی بحث‌هایی درباره دوری کارگران از تسلط واقعی برسرنوشت اقتصادی­شان، درماندگی­شان و بهره‌برداری از آن­ها برای مقاصدی جز مقاصد خودشان مطرح­ کرده­ بودند. وبر استدلال ­می‌کند که ­در جامعه صنعتی دانشمند، کارکنان ­مدنی و استاد دانشگاه ­نیز از تسلط ­برکار خود دور می‌شود(Seeman, 1956).

تعریف عملیاتی: احساس بی‌قدرتی با استفاده از نظریه سیمن با شاخص‌های عدم تأثیر بر رویدادهای ­جامعه، عدم­ توانایی ­در انجام امور، عدم داشتن ­اعتماد به نفس در انجام کارها، عدم تسلط بر زندگی، ناتوانی دربرابر مشکلات و اعتقاد برتقدیر اندازه‌گیری شد.

متغیر احساس بی‌هنجاری

حالتی ­از بیگانگی است­که­ طی­آن فرد با سطح بالایی از انتظار، این را برخود متصور می‌داندکه نزدیک شدن به ­اهداف  دلخواه، تنها درگروه اعمال و رفتارهایی است­که از نظر اجتماعی مقبول و پسندیده نیست. فرد احساس­می‌کند، برای ­رسیدن به ­هدف‌های ارزنده­ خود نیاز به­ وسایل ­نامشروع­ دارد، یا کنش‌هایی او را به حدش نزدیک­تر می‌سازدکه مورد تأیید جامعه نیست(Seeman,1956).

تصور بر این ­است­که­ از دست­ رفتن یا فقدان­ هنجارهای اجتماعی بر عدم امنیت شخصی، از دست ­رفتن ­ارزش‌های­ ذاتی­که احتمالاً به ­زندگی هدف یا جهت­ می‌بخشد منجر می‌شود. لئو اسرول سعی­کرده است­که این متغیر را با سنجش احساس تعلق به دیگران مجزا کند. مقیاس ­وی 5 گویه­ است که هر یک از این گویه‌ها یک جنبه­ از بی‌هنجاری را می‌سنجد.

بی‌هنجاری به مفهوم پریشانی و سرگشتگی آدمی است، در برابر قوانین، قواعد و هنجارهای ­اجتماعی، بدین معنی که هنجارهای اقتدارآمرانه و جنبه مطلوب خود را بر فرد از دست داده و مدیریت اخلاقی لازمه را بر وی نمی‌توانند اعمال کنند. پس فرد نمی‌تواند جهت رفتار خویش را تعیین کند. بی‌هنجاری وضعیت اجتماعی ویژه‌ای است که در آن هنجارها دچار پریشانی شوند و یا آن­که با یکدیگر ناهمساز باشند و فرد برای هماهنگ شدن با آن­ها دچار سردرگمی و سرگشتگی شود. نتیجتاً فرد آدمی در وضعیتی قرار می‌گیردکه به ­درون خویشتن پناه برد و بدبینانه همه‌ی پیوندهای اجتماعی را نفی کند(محسنی‌تبریزی، 1370: 24-23).

تعریف عملیاتی: احساس بی‌هنجاری با استفاده از نظریه ‌سیمن با شاخص‌های: عدم رسیدن به اهداف بر طبق هنجارها و ارزش‌های جامعه، عدم اهمیت پیروی از هنجارها و ارزش‌های جامعه، رسیدن به اهداف از راه غیرقانونی، رعایت قانون به خاطر ترس از مجازات اندازه‌گیری شد.

متغیر احساس انزوای اجتماعی

وضعیتی­که درآن انفصال تامه‌ای در رابطه ­با ارزش‌های ­مرسوم­ جامعه پیدا کرده است. فرد دارای باور یا اعتقاد نازل نسبت به مکانیسم ارزش‌گذاری و سیستم پاداش اجتماعی می‌باشد و با هرآن­ چه­که از نظر جامعه معتبر و ارزش­مند است خود را هم عقیده و همسو نمی‌بیند. به ­عبارتی جداماندگی یک فرد یاجمعی­ خاص ­ازنظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ...کاهش یا انحلال مبادله­ها بین آن­ها هم­چنین جداماندگی می‌تواند به علت عدم پذیرش فردی از جانب جامعه باشدکه دلیل­ آن می‌تواند زیر پا گذاشتن هنجارهای پذیرفته ­جامعه ازسوی فرد ­باشد یا علل ­سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و...  علل به­ وجود آورنده آن باشد(ساروخانی، 1373: 380).

تعریف عملیاتی: احساس انزوای اجتماعی با استفاده از نظریه ‌سیمن با شاخص‌های: عدم ­همکاری با دیگران در انجام امور، عدم احساس نشاط در زندگی، تنهایی را ترجیح دادن، دوری از دوستان، عدم ­احساس ­اهمیت از نظر دیگران و عدم­ مشارکت­ در فعالیت‌های جامعه اندازه‌گیری شد.

متغیر احساس بی‌معنایی

بی‌معنایی در افراد نوعی بیگانگی است که فرد یا افراد در این نوع از بیگانگی دچار نوعی ابهام و شک و دودلی شده و قادر نیستند که نتایج و پیامدهای رفتار خود را پیش بینی کنند. به­عبارتی تردید در این که در مورد معیارهای مطرح شده در سطح جامعه به چه چیزی اعتقاد داشته یا نداشته باشند. در احساس بی‌معنایی فرد در باور و عقیده خود دچار ابهام و تردید و شک ­است و نمی‌داند که ­به­ چه ­اعتقاد داشته باشد. در تصمیم‌گیری‌ها عقیده­ خود را با استانداردهای جامعه نمی‌تواند تطبیق دهد(محسنی تبریزی، 1370: 68).

تعریف عملیاتی: احساس بی‌معنایی با استفاده از نظریه ‌سیمن با شاخص‌های عدم اعتقاد به دیگران، عدم امید به­آینده، بی‌معنا بودن زندگی، احساس بی‌معنایی نسبت به دنیا و نامشخص بودن آینده شغلی اندازه‌گیری شد.

متغیر احساس تنفر از خود

احساس تنفر از خود نوعی از بیگانگی است­که فرد یا افرادی در یک چنین وضعیتی در رابطه با زندگی فردی خود دچار تنفر و بی‌هدفی می‌شوند. احساس تنفر از خویشتن حالتی است که فرد یا افراد در رسیدن به پاداش‌ها یا به کمال نایل شدن آن دسته از فعالیت‌های که درآن درگیر هستند و مشارکت دارند، دچار احساس ناتوانانی هستند. سیمن درجه هر رفتاری را براساس پاداش‌های مورد انتظار آتی می‌بیند و چون مارکس معتقد است ­که پاداش­ منحصراً در خود عمل نهفته نیست بلکه نسبت به کار امری خارجی است. کارگرکار می‌کند بدون این­که به­ارزش­کارخود واقف باشد و از نتایج کار خود مطلع گردد(محسنی‌تبریزی، 1370: 68).

تعریف عملیاتی: احساس تنفر از خود با شاخص‌های تنفر از خود و دیگران، عدم ارزش قائل شدن برای خود، عدم احساس ارزشمندی، عدم احساس لذت از زندگی و احساس عقب بودن از دیگران  اندازه‌گیری شد.

 

روش تحقیق

تحقیق حاضر از نظر هدف یک مطالعه کاربردی و از نظر زمان مطالعه مقطعی و از نظر گردآوری داده‌ها یک بررسی پیمایشی می‌باشد.

جامعه آماری، حجم نمونه و شیوه نمونه‌گیری

در این مطالعه ­جامعه­آماری­کلیه ­دبیران ­متوسطه دبیرستان­های شهر تبریز هستندکه تعداد آن­ها طبق­آخرین آمار سازمان آموزش و پرورش آذربایجان­شرقی برابر با 13247 نفر است­که به تفکیک زن 6216  نفر و مرد 7031  نفر است. دراین تحقیق برای برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که به شرح زیر می‌باشد:      

 

در این فرمول:                      

 

   N: جامعه آماری     

     n': حجم نمونه    

   96/ 1t = ضریب اطمینان 95%

05/0= d دقت احتمالی مطلوب

   5/0=  p نسبت صفت در جامعه. 

  p-1=q

 

حجم نمونه‌ی به­دست آمده، برابر 373 نفر می‌باشد. شیوه نمونه‌گیری، نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم نمونه بود.

 

 

ابزار گردآوری اطلاعات

ابزار اندازه­گیری دراین تحقیق  پرسشنامه استاندارد ملوین سیمن بودکه در 5 بعد: احساس بی‌قدرتی، احساس بی‌هنجاری، احساس انزوای اجتماعی، احساس  بی‌معنایی و میزان تنفر از خود،  در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شده است. 

تعیین اعتبار ابزار پژوهش

اعتبار شاخصی است دال بر این که تاچه حد سنجه (وسیله‌ اندازه‌گیری) دارای خطاهای  تغییرپذیری است. یک‌ اندازه‌گیری­ زمانی معتبر است که درآن چیزی که قصد ‌اندازه‌گیری آن را داشته‌ایم،‌ اندازه‌گیری شده باشد(ساروخانی، 1382: 146). در این پژوهش برای تامین اعتبار ابزار پژوهش از روش اعتبار صوری استفاده شده، بدین­گونه که پرسشنامه در اختیار اساتید و کارشناسان صاحب نظر (به­ویژه بازبینی اساتید راهنما و مشاور) قرار گرفت و اعتبار آن مورد تأیید قرار گرفت.

پایایی گویه‌ها

پایایی سؤال­های پرسشنامه براساس آلفای­ کرونباخ  تعیین ­شدکه درجدول(1) مقدار پایایی هر یک از گویه‌ها گزارش شده است.

                                 جدول (1): پایایی متغیرهای مورد مطالعه

متغیر

مقدارپایایی­محاسبه­شده

بیگانگی اجتماعی

872/0

احساس بی‌قدرتی

731/0

احساس بی‌‌هنجاری

751/0

احساس انزوای اجتماعی

745/0

احساس بی‌معنایی

811/0

احساس تنفر از خود

712/0

 

 

 

 

 

 

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار spss  نسخه 17 انجام گرفته است.

یافته‌های تحقیق

 

 توزیع پراکندگی میزان بیگانگی اجتماعی در بین دبیران مورد مطالعه

براساس اطلاعات نمودار(1) ملاحظه می‌شود که متوسط میزان بیگانگی اجتماعی در بین دبیران مورد مطالعه برابر 42/16± 62/46 محاسبه گردیده که حداقل میزان 10، حداکثر 100 و ضریب کجی 85/0=sk است که بیانگر مثبت بودن توزیع داده‌هاست. به ­طوری­که در 25%  از دبیران میزان بیگانگی اجتماعی کمتر از 36، 25% بین 45- 36، 25% بین 55- 45 و در 25% نیز بیش از 55 بوده است، که در مجموع می‌توان گفت میزان بیگانگی اجتماعی در بین دبیران در حد متوسط می‌باشد.

 

 

نمودار (1): توزیع پراکندگی میزان بیگانگی اجتماعی در بین دبیران مورد مطالعه

توزیع پراکندگی ابعاد میزان بیگانگی اجتماعی در بین دبیران مورد مطالعه

 

جدول (2): توزیع پراکندگی ابعاد میزان بیگانگی اجتماعی در بین دبیران مورد مطالعه

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

ضریب کجی

حداقل

حداکثر

انحراف چارکها

چارک اول

چارک دوم

چارک سوم

بی‌قدرتی

373

64/50

25/20

403/0

10

100

35

50

65

بی‌هنجاری

373

10/45

67/16

29/0

10

97

35

45

60

انزوای اجتماعی

373

56/46

60/15

446/0

10

100

35

45

55

بی‌معنایی

373

55/42

00/20

952/0

10

100

30

35

50

تنفر از خود

373

12/44

85/17

351/0

10

100

30

40

55

بیگانگی اجتماعی

373

62/46

42/16

854/0

10

100

36

45

55

مقایسه میزان بیگانگی اجتماعی براساس جنسیت دبیران مورد مطالعه

بر اساس ­اطلاعات­ جدول (3) ملاحظه می‌شودکه متوسط بیگانگی اجتماعی در دبیران مرد برابر 17/17± 10/47 و در دبیران زن برابر 56/15± 08/46 به­دست­ آمده است­که مقدار t برابر 60/0t= با سطح معنی‌داری 54/0=P می‌باشد. بنابراین می‌توان گفت میزان بیگانگی اجتماعی در دبیران مرد و زن یکسان می‌باشد.

جدول (3): مقایسه میانگین میزان بیگانی اجتماعی دبیران براساس جنسیت

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

مرد

198

10/47

17/17

602/0

371

548/0

زن

175

08/46

56/15

 

مقایسه میزان بیگانگی اجتماعی براساس وضعیت تأهل دبیران

بر اساس ­اطلاعات ­جدول (4) ملاحظه می‌شودکه متوسط بیگانگی اجتماعی در دبیران متأهل برابر 82/12± 08/42 و در دبیران مجرد برابر 46/20± 89/52  به­ دست آمده است ­که مقدار  tبرابر 79/1t= با سطح معنی‌داری 03/0= P می‌باشد. بنابراین می‌توان گفت ­میزان ­بیگانگی­ اجتماعی ­در دبیران ­متأهل و مجرد یکسان ­نمی‌باشد و بیگانگی ­اجتماعی  در دبیران مجرد بیشتر از متاهل می‌باشد.

 

جدول (4): مقایسه میانگین میزان بیگانگی اجتماعی دبیران براساس وضعیت تأهل

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

متأهل

348

08/42

82/12

797/1

365

033/0

مجرد

19

89/52

46/20

مقایسه میزان بیگانگی اجتماعی براساس مدرک تحصیلی دبیران

براساس­اطلاعات جدول (5) ملاحظه می‌شودکه متوسط میزان بیگانگی اجتماعی در دبیران ­با مدرک­ دیپلم ­برابر 0±100، فوق‌دیپلم ­برابر66/12±22/52، لیسانس              91/15±97/45 و فوق ‌لیسانس برابر 24/17± 29/47 بوده است.­ که طبق­ آزمون تحلیل ‌واریانس یک­طرفه مقدار1/4=F با سطح معنی‌داری 006/0=P محاسبه­گردیدکه تفاوت میزان بیگانگی اجتماعی دبیران بر اساس مدرک تحصیلی آنان معنی‌دار می‌باشد. بیگانگی اجتماعی دردبیران با مدرک تحصیلی پایین بیشتر از دبیران با مدرک بالا می‌باشد.

 

جدول (5): میزان بیگانگی اجتماعی دبیران براساس مدرک تحصیلی آنان

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

حداقل

حداکثر

مقدار F

سطح معنی‌داری

دیپلم

1

100

0

100

100

163/4

006/0

فوق دیپلم

9

22/52

66/12

10

70

لیسانس

263

97/45

91/15

10

100

فوق لیسانس

100

29/47

24/17

10

100

کل

373

62/46

42/16

10

100

 

 

 

تفاوت بیگانگی اجتماعی براساس وضعیت شغلی دبیران

بر اساس اطلاعات جدول ملاحظه (6) می‌شود که متوسط بیگانگی اجتماعی در پاسخگویانی­که فقط به دبیری اشتغال داشتند برابر 47/14± 49/45 و در دبیران دو شغله یعنی­کسانی­که غیر ازشغل­ دبیری به­شغل دیگری نیز اشتغال داشتند برابر81/16± 79/46 به­دست آمده است که مطابق آزمون لون‌ تست مقدار 6/0F= با سطح معنی‌داری          4/0= Pآزمون برابری واریانس‌ها معنی‌دار به­دست نیامده است. بنابراین از t با واریانس برابر استفاده می‌کنیم که مقدار  tبرابر 54/0t= با سطح معنی‌داری 58/0=P می‌باشد. بنابراین میزان بیگانگی ­اجتماعی در دبیران تک ­شغله و دوشغله ­یکسان می‌باشد.

 

جدول (6): مقایسه میانگین میزان بیگانگی اجتماعی دبیران براساس وضعیت شغلی‌

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تک شغلی

57

49/45

47/14

549/0

369

584/0

شغل دوم

314

79/46

81/16

 

همبستگی بین بیگانگی اجتماعی و سابقه خدمت دبیران

براساس نمودار(2) و مطابق با آزمون ضریب همبستگی پیرسون ملاحظه می‌شود که بین بیگانگی اجتماعی و سابقه تدریس دبیران همبستگی معکوس معنی‌دار وجود دارد. به­طوری­که ضریب همبستگی برابر 16/0 - =  r با سطح معنی‌داری 002/0=P محاسبه شده است. ‌این ضریب بیانگر ‌این است که طولانی ‌شدن سابقه تدریس دبیران از میزان بیگانگی اجتماعی آن­ها کاسته می‌شود. 

 

نمودار (2): همبستگی بین بیگانگی اجتماعی و سابقه تدریس دبیران

بحث و نتیجه‌گیری

کار و اشتغال از­ جمله موارد مهم زندگی ­انسان محسوب­ می‌شود که در صورت انطباق آن با شرایط و علاقه‌ی وی، آثار مطلوبی برای فرد و جامعه درپی ­خواهد داشت. به عبارت ­دیگر با بهبودکیفت زندگی ­کاری، از میزان بیگانگی اجتماعی افراد کاسته شده و رضایت شغلی­ حاصل خواهد شد. بر همین اساس­ در پژوهش­ حاضر رابطه‌ی  بین کیفت زندگی­کاری و بیگانگی اجتماعی دبیران بررسی شده است.

بیگانگی اجتماعی یکی از موضوع­های مهم و اساسی در تحلیل‌های جامعه‌شناسی برای تبیین رفتار آدمی در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی تلقی می‌شود که بخش غیرقابل انکاری از زندگی افراد به­ طور عام و جوانان در ایران را دربر می­گیرد. اندیشمندان اجتماعی و رفتاری از ابعاد گوناگون به تبیین بیگانگی اجنماعی توجه داشته‌اند. در بین­ جامعه­شناسان رویکرد نظم اجتماعی با کلید واژه آنومی و رویکرد انتقاد اجتماعی با کلید واژه بیگانگی به بررسی آن پرداخته‌اند (آسودو، 2005). بررسی بیگانگی اجتماعی یکی از موضوع­های شایع درکشورهای مختلف برای نمونه آمریکا می باشد(ویکلاین و همکاران،2007).

نتایج تحلیل‌ها در رابطه با جنسیت و بیگانگی نشان داد که بیگانگی براساس جنسیت دبیران معنی‌دار نبود و بیگانگی­ اجتماعی در بین­ زنان و مردان یکسان بوده و تفاوتی با هم نداشتند. که با یافته خواجه­نوری (1376) غیرهمسو و با نتایج تحقیقات شاکرین (1376) در یک راستا می‌باشد.

در رابطه با وضعیت تأهل نیز نتایج به دست­آمده نشان دادکه بیگانگی اجتماعی در بین دبیران مجرد بیشتر از دبیران مجرد می‌باشد.

در رابطه با مدرک تحصیلی و میزان بیگانگی اجتماعی در دبیران نتایج آزمون         F-Test نشان دادکه ­دبیران دارای­ مدرک تحصیلی پایین بیگانگی بیشتری داشته‌اند، که این یافته با نتایج تحقیق رستمی‌هوارق (1380) همسو می‌باشد. نتایج تحقیق وی نشان داد که هر چه تحصیلات فرد بیشتر باشد، میزان بیگانگی از کارکمتر می‌باشد.

در رابطه با سابقه تدریس و میزان بیگانگی اجتماعی در دبیران نتایج آزمون پیرسون نشان داد که دبیران دارای سابقه تدریس بالا بیگانگی کمتری داشته‌اند، که این یافته با نتایج تحقیق رستمی‌هوارق (1380) همسو می‌باشد. نتایج تحقیق وی نشان داد که هر چه سابقه­ کاری بیشتری داشته باشد بیگانگی ازکارکمتری دارد.

پیشنهادها

پدیده بیگانگی اجتماعی ریشه در بسیاری ازعوامل مختلف دارد. این تحقیق بنا به محدودیت­های مالی و زمانی، متغیرهای­ محدودی مانند جنسیت، سطح تحصیلات مورد توجه ­قرار داده است. پیشنهاد می‌گردد در تحقیقات آتی با متغیرهای متفاوت دیگری و بر اساس­ نظریه­های ­اندیشمندان ­دیگری­ انجام ­شود تا زوایای دیگری از این پدیده (بیگانگی اجتماعی) روشن­گردد. با توجه به ­یافته‌های پژوهش پیشنهادهای زیر می‌تواند مفید واقع گردد.

- تعادل بین انتظارهای­کارکنان و امکانات­ سازمان، به این معنی­که اصول و مقررات سازمان در افراد نهادینه شود تا آنان بتوانند سطح توقع­های خود را درسطح معقولی قرار داده تا رضایت از محیط کار فراهم گردد و  بیگانگی اجتماعی در سازمان کاهش یابد.

- نظام­پاداش‌ها و پرداخت‌های ­سازمان­ برمبنای­ تخصص، تحصیلات و شایسته سالاری باشد. هم­چنین استخدام دبیران بر اساس اصول و ضوابط باشد، تا زمینه‌های ریاکاری و خویشاوندگرایی در سازمان فراهم ­نگردد و کارکنان احساس ­بیگانگی نکنند.

 

منابع

احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت.

دولان، ش و رندال، اس، ش. (1381). مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی. ترجمه: م، طوسی و م، صائبی. تهران: مرکز انتشارات مدیریت دولتی.

رستمی‌هوارق. (1380). بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بیگانگی از کار و رضایت شغلی کارگردانان و تهیه­کنندگان شبکه‌های اول و دوم سیمای جمهوری اسلامی‌ایران.

ساروخانی، ب. (1382).  روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران: جلد دوم.

شارون، ج. (1386).  ده پرسش از دیدگاه جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نی.

علا، ع. (1371).  مدیریت بهره‌وری و شیوه بهبود آن. تهران: قلم.

فروم، ا. (1360). جامعه سالم. ترجمه: ا، تبریزی. انتشارات بهجت.

محبعلی. ‌(1373).  زندگیکاریبهتر،عاملیدرافزایشبهره­وری. فصلنامة مطالعات مدیریت، شماره‌ی 13 و 14.

محسنی تبریزی، ع. (1370).  بیگانگی. نامه علوم اجتماعی، جلد 2، شماره 2. انتشارات دانشگاه تهران.

محسنی تبریزی، ع. (1373).  بیگانگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. کلمه، شماره 13، ص 29-27.

مورهد و همکاران. (1374). رفتار سازمانی. ترجمه: س، م، الوانی و دیگری. تهران: انتشارات مروارید.

میرسپاسی، ن. (1386).  مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار. تهران:  انتشارات میر.

Johnsrud, P.K. (2003). Faculty members morale and their intention to leave. Journal of Organization Development and Change, Vol. 10, 9. P: 136.

Seeman, M. (1959). On the meaning of alienation. ASR, 24, 783-791.



1-  استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.      

E-Mail: drmahmoodelmi@gmail.com   

2-  کارشناسی ‌ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.  

E-Mail: majnon55@gmail.com

احمدی، ح. (1384). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت.

دولان، ش و رندال، اس، ش. (1381). مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی. ترجمه: م، طوسی و م، صائبی. تهران: مرکز انتشارات مدیریت دولتی.

رستمی‌هوارق. (1380). بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بیگانگی از کار و رضایت شغلی کارگردانان و تهیه­کنندگان شبکه‌های اول و دوم سیمای جمهوری اسلامی‌ایران.

ساروخانی، ب. (1382).  روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران: جلد دوم.

شارون، ج. (1386).  ده پرسش از دیدگاه جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نی.

علا، ع. (1371).  مدیریت بهره‌وری و شیوه بهبود آن. تهران: قلم.

فروم، ا. (1360). جامعه سالم. ترجمه: ا، تبریزی. انتشارات بهجت.

محبعلی. ‌(1373).  زندگیکاریبهتر،عاملیدرافزایشبهره­وری. فصلنامة مطالعات مدیریت، شماره‌ی 13 و 14.

محسنی تبریزی، ع. (1370).  بیگانگی. نامه علوم اجتماعی، جلد 2، شماره 2. انتشارات دانشگاه تهران.

محسنی تبریزی، ع. (1373).  بیگانگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. کلمه، شماره 13، ص 29-27.

مورهد و همکاران. (1374). رفتار سازمانی. ترجمه: س، م، الوانی و دیگری. تهران: انتشارات مروارید.

میرسپاسی، ن. (1386).  مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار. تهران:  انتشارات میر.

Johnsrud, P.K. (2003). Faculty members morale and their intention to leave. Journal of Organization Development and Change, Vol. 10, 9. P: 136.

Seeman, M. (1959). On the meaning of alienation. ASR, 24, 783-791.