بررسی نقش عوامل اجتماعی بر مشارکت شهروندان در امور شهری (مطالعه موردی شهرستان مراغه)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی و عضو هیأت علمی پژوهشکده امور اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی.

2 فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی، پزوهشگر و مدرس دانشگاه.

چکیده

هدف پژوهش حاضرتعیین میزان مشارکت شهروندان مراغه­ای در امور شهری و شناخت عوامل اجتماعی مؤثر برآن می­باشد لذا به همین منظور پس از طرح سؤال آغازین و ارائه اهداف پژوهش بر اساس چهارچوب نظری فرضیه­های تحقیق شکل گرفت و جهت آزمون روابط متغیرهای فرضیه­ها مطرح شده تعداد 383 نفر از افراد بالای 18 سال ساکن درشهر مراغه به صورت خوشه ای  چند محله­ای انتخاب شدند وبا استفاده از روش پیمایشی با ابزار پرسش­نامه و مصاحبه مورد بررسی قرار گرفتند و داده­های به دست آمده با استفاده از روش­های آماری مناسب (r پیرسون، r اسپرمن، آزمونt  و تحلیل واریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر رابطه­ای معنی­دار بین متغیرهای مستقل (آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، امنیت اجتماعی، میل به پیشرفت، سن، جنسیت، درآمد و شغل) با مشارکت می­باشند. هم­چنین مشارکت اجتماعی بر اساس مجموع عوامل مستقل با رگرسیون چندگانه تبیین شد. الگوی نهایی نشان داد که بیشتر از همه متغیر مستقل، میل به پیشرفت در مشارکت اجتماعی مؤثر است. بدین معنی که هرچه میزان میل به پیشرفت در فرد بیشتر باشد میزان مشارکت وی در امور شهری زیاد است. علاوه بر این در میان دیگر متغیرها، متغیرهای مستقل «آگاهی اجتماعی»، «انسجام اجتماعی»، «امنیت اجتماعی»  به ترتیب دارای تأثیر مثبت در مشارکت هستند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the role of social factors on citizen's participation in civil affairs (case study).

نویسندگان [English]

  • Kamran Sedaghat 1
  • Naser Ghahreman 2
چکیده [English]

The purpose of this study is to examine the role of social factors on Maragheh citizen's participation in civil affairs.The population of the study is 383 people of above 18 years old in Maragheh and were selected by multistage cluster sampling.The research method is survey and questionnaire and interview are the instruments.The data were analyzed using R Pearson, R spear-man, T test and AN OVA.The results show that there is a meaningful relationship between dependent variables( of civic consciousness, social coherence, social security, propensity to progress, age, gender, income and occupation)and social participation.Also, the propensity to progress is the most effective factor in social participation.It means that more propensity to progress causes to more participation of the citizens.

کلیدواژه‌ها [English]

  • civic consciousness
  • social confidence
  • Social Coherence
  • Social Security
  • social convenience
  • propensity to progress

 

 

 

 

بررسی نقش عوامل اجتماعی بر مشارکت شهروندان

 در امور شهری (مطالعه موردی شهرستان مراغه)

 

دکتر کامران صداقت[1]

ناصر قهرمان[2]

چکیده

هدف پژوهش حاضرتعیین میزان مشارکت شهروندان مراغه­ای در امور شهری و شناخت عوامل اجتماعی مؤثر برآن می­باشد لذا به همین منظور پس از طرح سؤال آغازین و ارائه اهداف پژوهش بر اساس چهارچوب نظری فرضیه­های تحقیق شکل گرفت و جهت آزمون روابط متغیرهای فرضیه­ها مطرح شده تعداد 383 نفر از افراد بالای 18 سال ساکن درشهر مراغه به صورت خوشه ای  چند محله­ای انتخاب شدند وبا استفاده از روش پیمایشی با ابزار پرسش­نامه و مصاحبه مورد بررسی قرار گرفتند و داده­های به دست آمده با استفاده از روش­های آماری مناسب (r پیرسون، r اسپرمن، آزمونt  و تحلیل واریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر رابطه­ای معنی­دار بین متغیرهای مستقل (آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، امنیت اجتماعی، میل به پیشرفت، سن، جنسیت، درآمد و شغل) با مشارکت می­باشند. هم­چنین مشارکت اجتماعی بر اساس مجموع عوامل مستقل با رگرسیون چندگانه تبیین شد. الگوی نهایی نشان داد که بیشتر از همه متغیر مستقل، میل به پیشرفت در مشارکت اجتماعی مؤثر است. بدین معنی که هرچه میزان میل به پیشرفت در فرد بیشتر باشد میزان مشارکت وی در امور شهری زیاد است. علاوه بر این در میان دیگر متغیرها، متغیرهای مستقل «آگاهی اجتماعی»، «انسجام اجتماعی»، «امنیت اجتماعی»  به ترتیب دارای تأثیر مثبت در مشارکت هستند.

واژگان کلیدی: مشارکت، آگاهی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، امنیت اجتماعی، رضایت اجتماعی، میل به پیشرفت.

 

مقدمه و بیان مسئله    

امروزه مشارکت از اساسی­ترین مفاهیم در رشد و توسعه در تمامی جنبه­های زندگی اجتماعی، سیاسی وفرهنگی به شمار می­آید چرا که برنامه­ریزی درحوزه­های مختلف بدون مشارکت مردم قابل اجرا نبوده و نتایجی که به همراه دارد. انتظارات برنامه­ریزان را برآورده نمی­سازد. مشارکت مقوله­ای است جمعی که در ابعاد و حوزه­های مختلف قابل بررسی است. مفهوم مشارکت اجتماعی یک نقطه مهمی درداخل رشته­هایی ازقبیل علوم سیاسی، علوم اجتماعی و روانشناسی اجتماعی را اشغال کرده است و به عنوان کانون بسیاری از مفهوم­سازی­ها و تئوری­ها در آمده است «مشارکت اجتماعی درون زمینه­ای اجتماعی اتفاق می­افتد جایی که مردم در فعالیت­های اجتماعی در بسیاری از شبکه­های اجتماعی رسمی و غیر رسمی وارد می­شوند شکل­های مشارکت اجتماعی به وسیله موضوعات رخ داده درون اجتماع یا محل و فرهنگ، هنجار، ارزش­ها و رسومات مربوط به آن تعیین می­شود(Cicognani  et al, 2008: p.98). مشارکت در همه زمینه­های زندگی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد و نقطۀ عطف در مفهوم مشارکت داوطلبانه و ارادی بودن آن درعرصه­های فوق می­باشد. انواع مشارکت بر اساس نیازها و تمایلات انسانی شکل می­گیرد و اصل اساسی در این مقوله می­تواند برابری انسانها باشد. امروزه مشارکت اجتماعی از عوامل اصلی وکلیدی شهروندی است. اما آن چه در مشارکت اهمیت بیشتر دارد هدف­مند بودن مشارکت در اشکال گوناگون می­باشد انسان­ها برای دست­یابی به اهداف و به ثمر رساندن برنامه­ها و ایده­ها نیازمند این هستندکه با برنامه­ای خاص و هدف­دار عمل نمایند، به دلیل پیچیده­تر شدن امور درجوامع امروزی تحقق هدف­ها به تنهایی یا به صورت فردی امری مشکل بوده و نیازمند همگرایی و مشارکت افراد با همدیگر است افراد با کمک یکدیگر، در قالب کارگروهی به راحتی می­توانند به اهداف خود دست پیدا کنند لذا برای این موضوع داشتن آگاهی از مزایای مشارکت می­تواند به تحقق این امر کمک کند مردم با علم به این که دست­یابی به اهداف در قالب کارگروهی سریع­تر میسر می­شود به سمت مشارکت بیشتر تمایل پیدا می­کنند. 

افزایش جمعیت و رشد شهرنشینی به عنوان پدیده­ای فراگیر در یک صد سال اخیر کشورهای مختلف اعم از پیشرفته و درحال توسعه را با چالشی نو درگیر ساخته است، و به دنبال آن در شهرها نیازها ومشکلات تازه­ای به وجود آمد و این امر برنامه­ریزان و مدیران را در جهت حل این معضلات به تکاپو انداخت. در راستای حل مشکلات شهروندان و مسایل شهری امروزه توجه ویژه­ای به امر مشارکت مردم می شود تا جایی که مشارکت را جزء عناصر توسعه محسوب می­نمایند «این مشارکت یکی از الزامات زندگی شهری است وهنگامی تحقق می­یابدکه شهرنشینان از حالت فردی که صرفاً در مکانی به نام شهر زندگی می­کنند درآیند و به شهروند بدل شوند»(علوی­تبار، 14:1379). مشارکت«فعالیت ذهنی، عاطفی ورفتاری اشخاص در موقعیت­های گروهی است که آنان را برمی­انگیزد تا برای دست­یابی به هدف­­های گروهی یکدیگر را کمک دهند و در مسئولیت انجام آن امر شریک شوند(شیخ، 1381: 79). مشارکت اجتماعی که عملی جمعی است می­تواند صورت ارادی به خود گرفته و در راستای هدفی شکل گیرد به عبارتی دیگر مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعالیت­های ارادی گفته می­شودکه از طریق آن اعضای جامعه در امور محله، شهر و روستا به طور مستقیم یا غیرمستقیم در شکل بخشیدن به زندگی اجتماعی مشارکت دارند. بنابراین یکی از زمینه­های مشارکت اجتماعی، مشارکت افراد در امور شهری است از دیر باز مردم در جستجوی ایجاد محلی امن وآرام برای زندگی خود بودند وبا افزایش جمعیت و روند توسعه شهرها این امر چشمگیرتر شده است هرچه از نظر ساختاری شهرها متنوع­تر می­شدند بر پیچیدگی مسائل و مشکلات نیز افزوده می­شد. همه این مسایل موجب شد تا دولت­مردان برای حل مسائل دست یاری به سوی مردم دراز کنند، به دلیل این که این مسائل و مشکلات با سرنوشت مردم در ارتباط بود لذا مشارکت انسان­ها در تعیین سرنوشت جامعه خویش و تصمیم­گیری در باره اموری که به سرنوشت آنها مربوط می­شد به انحاء مختلف صورت می­گرفت. تلاش مردم برای حل مشکلات امروزه مورد توجه بسیاری از سیاست­گذاران مسائل شهری وکشوری شده است به همین خاطر دولت­ها سعی درجلب مشارکت شهروندان هستند تا از این طریق هم روند روبه رشد برنامه­های خود را افزایش دهند و هم از طریق مشارکت مردم، هزینه­های مدیریتی را کاهش دهند. «کورت لوین دانشمند آلمانی معتقد است که مشارکت از ایستادگی مردم در برابر دگرگونی و نوسازی و نوآفرینی می­کاهد و بر سازگاری آن می­افزاید در فضای مشارکتی، تعارضات و ستیزه­ها جای خود را به همکاری و تعاون می­دهند»(سعیدی، 13:1382). با همه مزایایی که مشارکت مردم در امور مختلف به همراه دارد اما این امر در کشور ما به طور کامل به وقوع نه­پیوسته است و مردم در شهرهای مختلف رغبت کمی به مشارکت نشان می­دهند و شهرستان مراغه هم که جزء شهرهای استان آذربایجان­شرقی می­باشد در مقایسه با شهرهای دیگر استان از مشارکت پایینی برخوردار است طبق آمار و اطلاعات مردم شهرستان مراغه در زمینه مشارکتی اعم از مدرسه­سازی، مشارکت و همکاری مردم در انجام امور وخدمات بهزیستی، در ایجاد و اداره شرکت­های تعاونی به شکل­های مختلف، همکاری با کمیته امداد، مشارکت در امر راه­اندازی و اداره سازمان­های غیردولتی، مذهبی و فرهنگی مشارکت پایینی دارند(تقوی، 1385: 130-123).

موضوع مشارکت مردم درجامعه و برنامه­ریزی­های اجتماعی امروزه مورد توجه زیادی است لذا مشارکت یا عدم مشارکت مردم می­تواند برنامه­ریزی­های یک شهر یا منطقه را تحت تاثیر قرار داده، روند برنامه­ریزی را سرعت بخشیده یا کند نماید از این­رو بررسی موانع و مشکلات مشارکت مردم در یک منطقه یا شهر به روشن شدن آن کمک خواهد کرد. به عبارت بهتر «رویارویی و مشکلاتی که شهرهای مهم جهان با آن درگیر هستند همانند انفجارجمعیت، بدی وضعیت رفت ­وآمد خودرو­ها در خیابان­ها وجاده­ها، آلودگی­ هوا و محیط زیست، سیل مهاجران روستایی و ده­ها و صدها مسأله دیگر، تنها با بهره­گیری درست و بهینه از توان­ها و استعدادهای موجود در شهروندان شهرها در قالب برنامه­های مشارکتی قابل       دست­یابی است»(علوی­تبار،  90:1379). لذا آن چه اهمیت مشارکت اجتماعی را فزونی می­بخشد کارکردهای مثبت آن است. 

حال با توجه به آمار­های ذکر شده این سئوال در ذهن ایجاد می­شود که شهرستان مراغه با آن که از نظر وسعت وجمعیت دومین شهر استان بوده و        3/8 درصد جمعیت استان را در خود جای داده به چه دلایل اجتماعی درصد مشارکت عمومی آن پایین بوده (6/33) و در رتبه یازدهم استان قراردارد. جایی که امروزه توسعه شهرها نیازمند همگرایی و همراهی تمامی شهروندان بوده و در شهرهایی که ازبرنامه­های توسعه عقب مانده­اند، نیازبه مشارکت شهروندان شدیداً احساس می­شود تلاش مدیران شهری بایستی در جهت جلب مشارکت شهروندان برای حل بهتر و راحت­تر مسائل و مشکلات شهری باشد لذا برای ریشه­یابی عوامل اجتماعی مشارکت پایین شهروندان مراغه­ای، در مقاله حاضر به بررسی نقش عوامل اجتماعی بر مشارکت شهروندان در امور شهری پرداخته می­شود.

 

مبانی نظری

2-1: انسجام اجتماعی و ارتباط آن با مشارکت

مشارکت امری جمعی است که نیازمند انسجام و همبستگی بین افراد می­باشد با افزایش روندشهرنشینی آن­چه بیشتر ازهمه به چشم می­آید تنوع فرهنگ­های مختلفی است که شهر به خود می­بیند و مردم برای زندگی درکنار هم، نیاز به این دارند که به همدیگر نزدیک شده انسجام و همبستگی داشته باشند توسعه همبستگی اجتماعی کلید اصلی برای تداوم حیات درجوامع مدرن امروزی است ازدید دورکیم «خصلت ویژه همبستگی اجتماعی ماهیت گروهی آن جمعی است که همبستگی عامل تضمین­کننده وحدت آنهاست به همین دلیل تغییرصور همبستگی تابع انواع اجتماعی است همبستگی امراجتماعی واقعی است که شناخت آن جز از راه شناخت آثار اجتماعی­اش ممکن نیست»(دورکیم، 66:1381). دورکیم جوامع را براساس انسجام تقسیم­بندی می­کند جوامعی که سنتی­ترند دارای همبستگی و انسجام مکانیکی  می­باشند «نوعی انسجام وجود دارد که علت­اش را باید در همنوایی وجدان­های فردی با نوع مشترکی که چیزی جز روح نوعی جامعه نیست، جست در چنین شرایطی در واقع نه تنها اعضای گروه به دلیل همانندی خویش به صورت فردی به ­هم گراییده می­شوند بلکه به چیزی شرط موجودیت این نوع جمعی است یعنی به جامعه­ای که از اتحاد آنان پدید می­آید نیز بستگی دارد شهروندان یک جامعه نه تنها همدیگر را دوست دارند و در قیاس با بیگانگان در پی معاشرت با یکدیگر بر می­آیند بلکه میهن­شان را هم دوست دارند»(دورکیم، 97:1381). وجود انسجام و همگرایی موجب کنش جمعی می­شود و در مواردی انسجام می­تواند به واسطه کنش جمعی تقویت شود. به عبارتی مشارکت و کارهای گروهی با انسجام در تعاملی دوسویه قرار دارد جایی که انسجام و همبستگی بین فردی و گروهی بیشتر باشد احتمال وقوع کنش­های جمعی و گروهی افزایش می­یابد و در مقابل افراد در اثر پیوستن به کارهای گروهی و شرکت در امور مختلف به صورت دسته جمعی تعامل وکنش متقابل بیشتری انجام داده و این امر موجب عمیق­تر شدن روابط آنها شده و همبستگی­شان را افزایش می­دهد، البته می­توان تصور کرد که تمامی کنش­ها و انسجام افراد تابع اصول و هنجارهایی است که جامعه آنها را تعیین می­کند دورکیم «جامعه را به مثابه نظامی اساساً هنجاری می­دیدیعنی ساختارها، باورها و ارزش­هایی که انسان­ها را وادار می­کند تا به شیوه­های مشخصی عمل کنند تا هدف غایی جامعه به شکلی کم و بیش با ثبات تحقق پیدا کند»(همیلتون، 179:1380).

 

2-2: کنش اجتماعی پارسونز (مشارکت به مثابه کنش اجتماعی)

کنش اجتماعی رفتاری است که برای رسیدن به اهدافی با توسل به ابزارهای مناسب به طورآگاهانه در قالب یک سری الگوها و هنجارها شکل می­گیرد زمانی­ که این رفتار در تقابل با جامعه یا افراد جامعه باشد به کنش اجتماعی تبدیل می­شود به خاطرآگاهانه بودن آن را از رفتار جدا می­سازد، پارسونز می­نویسد «کنش اجتماعی در قالب هنجارها و ارزش­های اجتماعی سازمان می­یابد و هنجارهای اجتماعی کنش فرد را در جهت همنوایی نهایی با نظام ارزش­های اجتماعی سوق می­دهد»(توسلی، 189:1379). هنجارها همان­هایی هستند در ساختار یک نظام اجتماعی برای اکثریت ارزش­مندند. براساس دیدگاه پارسونز در وقوع یک کنش اجتماعی کسب رضایت، منفعت­طلبی، جمع­گرایی فاکتورهای مؤثری می­توانندباشند به دلیل این که مشارکت عملی آگاهانه، هدف­دار و همراه با رضایت­مندی است می­تواند کنش اجتماعی محسوب شود و رضایت­مندی از این کنش به تکرار آن کمک می­کند در نتیجه مشارکت که عملی داوطلبانه و ارادی است که در یک قالب اجتماعی شکل می­گیرد یعنی شخص مشارکت­کننده بر اساس یک هدف با توجه به هنجارها و ارزش­های موجود در جامعه به صورت عقلایی اقدام به مشارکت نموده و بدین وسیله برای خود یک رضایت درونی کسب می­کند. «البته فاکتورهایی هم در این امر دخیل بوده و مهم تلقی می­شوند مثل درآمد، پایگاه اجتماعی و شغل. و تعداد کمی از فاکتورهای معین در میان فاکتورهای اقتصادی و سیاسی رایج قویاً با خوشی و سعادت(احساس رضایت) رابطه دارند»(Bjornskov, 2008: p.44). البته ناگفته نماند که کنش تنها در سطح فردی و تمامی واقعیت اجتماعی را شامل می­شود و مشارکت که از آن به عنوان کنش یاد می­کنیم تنها به واسطه­ی کنش و تعامل بین افراد معنی و مفهوم نمی­یابد بلکه می­تواند در راستای تعامل بین گروه­ها و ملت­ها نیز تحقق یابد مشارکت به عنوان کنشی است که در موقعیت­های مختلف، انتظارات متقابلی از طرف عاملان به همراه دارد وکنشگران کنش خودشان را براساس ارزش­های مورد قبول و هنجارهای موجود جامعه تنظیم  می­کنند و این رفتار هنجارمند آنها پیامد مثبت و همراه با پاداش خواهد داشت.

 

2-3: نظریه انگیزه پیشرفت مک ­کله­لند و ارتباط آن با مشارکت

انگیزه­ی پیشرفت عاملی است که می­تواند در انجام کارها محرک انسان باشد مک کله­لند می­گوید «با این که انگیزۀ موفقیت نیازی روانی و پدیده­ای است که با شخصیت افراد سرو کار دارد ولی در حقیقت پدیده ای کاملاً روانی نیست»(روشه، 148:1377). این انگیزه پیشرفت که انسان را به پیش می­راند می­تواند در بسیاری از کارها از جمله مشارکت انسان را همراهی کرده و محرک او باشد پس می­توان گقت انگیزه پیشرفت «از لحاظ روان­شناسی دارای دو جنبه است یکی ازآنها فضیلتی است شخصی یعنی میل به پیشرفت و دیگری فضیلتی اجتماعی است که همان علاقه به سعادت دیگران. مک کله­لند معتقد است که برای احراز موفقیت­های اقتصادی به دو عنصر روانی نیاز است که یکی از آنها میل به اثبات برتری خود بر دیگران است و دیگری نیاز به بالا بردن سطح رفاه عمومی است مک کله­لند در خصوص شرایط اجتماعی مؤثر نیاز به موفقیت عواملی چون آموزش درخانواده، طبقه اجتماعی والدین، تحرک اجتماعی و ایدئولوژی اشاره کرد»(ازکیا، 113: 1380). در هر صورت «تز اساسی مک کله­لند این است که در هر جامعه­ای که روحیه احتیاج به موفقیت در آن معمولاً درسطح بالاتری باشد کارآفرینان پرنیروتری تولید خواهد کرد(لاور، 85:1373). با توجه به این که مشارکت در جوامع امروزی از ارکان توسعه و پیشرفت محسوب می­شود لذا آگاهی افراد از این موضوع و پیوستن به کارهای گروهی و شرکت درکارهایی که مسیر توسعه فردی و اجتماعی را هموار می­کند می­توان امیدوار بود که وجود این انگیزش در افراد آنها را به سمت مشارکت اجتماعی سوق دهد.

 

 

2-4: دانیل لرنر(تحرک روانی)

 لرنر درتحقیقی ضمن بررسی همدلی و یگانگی عاطفی افراد به این نتیجه    می­رسد که ورود عناصر نوسازی در یک جامعه سنتی می­تواند آمادگی روانی و تحرک ذهنی افراد آن جامعه را تحت تأثیر قرار دهد «یگانگی عاطفی عبارت از آن حالتی است که فرد توانایی آن را داشته باشد که خود را به جای دیگری قرار دهد طرف مقابل و نقش او را به سرعت درک نموده و به دنبال آن خود را با افراد متفاوت از یکدیگر و متفاوت از خود تطبیق دهد»(­روشه، 152:1377). لرنر با تحقیقی همدلی را با متغیرهایی هم­چون میزان سواد، برخورداری از وسایل ارتباط جمعی، شهرگرایی و مشارکت سیاسی قرار می­دهد»(ازکیا، 109:1380). پس        می­توان گفت درک متقابل انسان­ها از همدیگر و داشتن آگاهی به واسطۀ استفاده از وسایل ارتباط جمعی به همراه تحصیلات می­تواند در مشارکت انسان­ها نقش داشته باشد. لرنر در بررسی متغیرهای مطرح شده سهم بیشتر را به رسانه­های گروهی و وسایل ارتباط جمعی می­دهد که موجبات آمادگی ذهنی و روانی افراد جامعه شده و راه را برای تغییر از وضعیت سنتی به مدرن هموار می­کند در ضمن وسائل ارتباط جمعی در میان مردم یک حس تعلق اجتماعی را پدید می­آورند مردم با استفاده از وسائل ارتباط جمعی از وقایع مختلف جامعه و همنوعان خود، آگاهی  یافته و در برابر آنها احساس وظیفه کرده و برای رفع مشکلات دست به کار        می­شوند حتی بسیاری استفاده از رسانه­های جمعی را یکی از شاخص­های مشارکت اجتماعی می­دانند.

 

2-6: نظریاتی در باب اعتماد و ارتباط آن با مشارکت

 اعتماد یکی از شاخص­هایی است که در سنجش سرمایه اجتماعی به کار        می­رود و در پیوستن افراد به کارهای گروهی اعتماد بین شخصی و بین گروهی عاملی مؤثر به شمار می­آید پوتنام می­گوید «رابطه­ی نزدیکی بین اعتماد و مشارکت اجتماعی وجود دارد»2008: p.244) (Nummela et al,. تأکید عمده وی به نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم­های سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف است پوتنام «سرمایه اجتماعی را مجموعه­ای از مفاهیم مانند اعتماد، هنجارها و شبکه­ها می­داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد»(علاقه­بند، 1385). پوتنام سرمایه اجتماعی نهفته در هنجارها و شبکه­های مشارکت مدنی را پیش­شرط توسعه اقتصادی دانسته، می­گوید شبکه­های مشارکت مدنی هنجارهای مستحکم رابطه متقابل را تقویت کرده، و موجب تسهیل روابط شده، اعتماد متقابل افراد را افزایش می­دهد اعتماد مقوله­ای است که نبود آن در بین افراد عدم همکاری را در جامعه  به دنبال دارد یکی از پیش­شرط­های مشارکت وجود اعتماد بین گروهی است. «مشارکت در سازمان­های داوطلبانه به ترویج بیشتر هنجارهای عمومی ودر مقابل موجب تقویت اعتماد می­شود»(Jaechul Lee, 2008: p.106). و سازمان­­ها  و گروه­ها در انتخاب اعضای خود به این مسئله واقفند که هم اعتماد اعضا را جلب کنند و هم افراد مورد اعتماد را برای همکاری برگزینند لذا «سازمان­دهندگان با دقت نسبی اعضا را انتخاب می­کنند از این رو حسن شهرت در خصوص درستکاری و قابل اعتماد بودن سرمایه­ی با ارزش کسی است که قرار است عضو انجمن شود»(پوتنام، 287:1380).  پس می­توان نتیجه گرفت که هر قدر اعتماد درجامعه­ای بالاتر باشد گرایش افراد به کارهای جمعی و مشارکت بیشتر می­شود.

 

  4- فرضیه­های تحقیق  

1-  بین آگاهی اجتماعی و مشارکت مردم در امور شهری رابطه وجود دارد.

2-  بین انسجام اجتماعی و مشارکت مردم در امور شهری رابطه وجود دارد.

3-  بین اعتماد اجتماعی و مشارکت مردم در امور شهری رابطه وجود دارد.

4-  بین امنیت اجتماعی و مشارکت مردم در امور شهری رابطه وجود دارد.

5-  بین گرایش به پیشرفت و مشارکت مردم در امور شهری رابطه وجود دارد.

6- میزان مشارکت مردم شهروندان براساس وضعیت اشتغال آنان متفاوت است.

 7-  بین مشارکت مردم در امور شهری با درآمد رابطه دارد.

8-  مشارکت مردم در امور شهری بر اساس سطح سواد آنان متفاوت است.

9-  بین مشارکت مردم در امور شهری با سن رابطه دارد.

10- میزان مشارکت مردم در امور شهری براساس جنسیت متفاوت است. 

  

5- روش تحقیق

این تحقیق از نظر کنترل شرایط پژوهشی یک تحقیق پیمایشی[3] است که از نظر زمانی به صورت مقطعی[4] انجام می­شود و از نظر هدف کاربردی است در این تحقیق داده­ها با استفاده ازپرسش­نامه و مصاحبه جمع­آوری شده است که روایی آن صوریو پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ 82/0 به دست آمده است. در این تحقیق جامعه آماری، شهروندان بالای 18 سال شهر مراغه می­باشد، به دلیل این که مشارکت امری است که تاحدودی با آگاهی اجتماعی در ارتباط بوده برای این که افراد با یک آگاهی نسبی درباره مسائل و امور رسیده باشند از افراد بالای 18 سال به عنوان جامعه آماری استفاده شده است. شهروندان بالای 18 سال مراغه 107913 نفر می­باشد که طبق فرمول کوکران نمونه آماری 383 واحد برآورد شده است در این تحقیق از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای استفاده شده است، شهر مراغه دارای سه منطقه یا ناحیه شهرداری است که بر این اساس شهر به سه قسمت تقسیم شد و از هر منطقه بلوک­هایی به تصادف انتخاب شد و از خانوارهایی که به تصادف از بلوک­ها انتخاب شده بودند یک فرد 18 سال به بالا مورد پرسش قرارگرفت. برای تجزیه و تحلیل و آزمون رابطه بین متغیرهای، آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی، رضایت اجتماعی، میل به پیشرفت، سن و درآمد با مشارکت که سطح سنجش آنها فاصله­ای است از ضریب همبستگی r پیرسون استفاده کردیم و برای مقایسه میزان مشارکت زنان و مردان آزمون T را به کار بردیم و برای بررسی رابطه بین شغل و میزان مشارکت از آزمون تحلیل واریانس F استفاده شده است و برای پبش­بینی متغیر وابسته از روی متغیرهای مستقل از رگرسیون چندگانه استفاده شده است.

 

6- یافته­ها

همان گونه که درجدول شماره (1) مشاهده می­شود بین متغیرهای مستقل آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی، میل به پیشرفت، درآمد و سن با سطح معنی­داری کمتر از 05/0 متغیر وابسته مشارکت رابطه مستقیم و معنی­داری وجود دارد یعنی هرچه آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی، میل به پیشرفت، درآمد و سن افزایش یابد بر میزان مشارکت نیز افزوده می­شود.

 

جدول شماره (1): ضریب همبستگی پیرسون بین تعدادی از
متغیرهای مستقل با متغیر وابسته مشارکت

نام متغیر

ضریب همبستگی پیرسون

سطح معنی­داری

آگاهی اجتماعی

26/0

000/0  

انسجام اجتماعی

28/0

000/0

اعتماد اجتماعی

22/0

000/0

امنیت اجتماعی

26/0

000/0

میل به پیشرفت

3/0

000/0

درآمد

48/0

000/0

سن

36/0

000/0

از آن جائی که  متغیر تحصیلات در سطح رتبه­ای و مشارکت درمقیاس فاصله­ای سنجیده شده­اند بنابراین ازضریب همبستگی اسپرمن استفاده نمودیم که طبق اطلاعات جدول شماره (2) بین دو متغیر فوق همبستگی181/0= r باسطح معنی­داری 000/0= pوجود دارد به خاطر این که سطح معنی­داری کمتر از 05/0 است لذا همبستگی بین دو متغیر فوق معنی­دار است اما همبستگی بین دو متغیر در حد ضعیفی است.

     جدول شماره (2): ضریب همبستگی اسپرمن بین تحصیلات با مشارکت

نام متغیر

تحصیلات

 

مشارکت

ضریب همبستگی اسپرمن

سطح معنی­داری

 

181/0

000/0

 

 

 

از آن جائی که میزان مشارکت به صورت کمی و جنسیت به صورت اسمی دوحالته است بنابراین از آزمون T استفاده کردیم که طبق اطلاعات جدول شماره (3) میانگین سطح مشارکت مردان 53/15 و میانگین سطح مشارکت زنان 25/10 به دست آمده است که طبق معیار 25/5=t و 000/0=p نتیجه می­شود که اختلاف­ نمره­های مشارکت معنی­داراست زیرا سطح معنی­داری کمتر از 05/0 شده است طبق داده­های جدول ملاحظه می­شودکه میانگین مشارکت مردان از زنان بیشتر است.

 

 جدول شماره (3): نتایج آزمونT در مورد تفاوت میزان مشارکت زنان ومردان

جنس

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد

میانگین

t

df

p

 

مرد

240

5333/15

49/10

67718/.

22/5

381

000/0

مشارکت

زن

143

2587/10

55/7

63109/.

 

 

 

 

از آن جایی که نمره­های مشارکت به صورت کمی و شغل به صورت کیفی چندحالته سنجیده شده است بنابراین از آزمون F (تحلیل واریانس) استفاده کردیم.           

 

 

 

به طوری که طبق جدول شماره (4) نمره­های مشارکت گروه­های شغلی مختلف به شرح زیراست:      

          جدول شماره (4): میانگین نمرات مشارکت شهروندان به تفکیک شغل

گروه­های شغلی

 نمره مشارکت

            بیکار

            38/9

کشاورز+کارگر+ راننده+ اصناف رده پایین

          69/12

کارمند+ نظامی+ معلم+ بازنشسته+ اصناف رده بالا

         75/18

پزشک+ مهندس+ استاد دانشگاه

          36/22

 

جدول شماره (5): آزمون تحلیل واریانس برای
 مقایسه نمرات مشارکت برحسب شغل

سطح معنی­داری

آماره

f

میانگین مجذورات

درجه آزادی

df

مجموع مجذورات

 

متغیر

000/0

921/18

283/1538

4

132/6153

بین گروه­ها

 

 

 

299/81

378

051/30731

درون گروه­ها

مشارکت

 

 

 

382

183/36884

کل

 

 

با توجه به نمرات مشارکت گروه­های شغلی طبق معیار 921/18=f و سطح معنی­داری 000/0=p می­توان نتیجه گرفت که تفاوت نمره­های مشارکت افراد براساس شغل آنها  معنی­دار است. به همین خاطر از آزمون LSD استفاده         می­کنیم                                              

بر اساس آزمون تقریبی LSD از نظرمشارکت بین افراد بیکار وگروه­های شغلی (کشاورز+ کارگر+ راننده+ اصناف رده پایین) و (کارمند+ نظامی+ معلم+ اصناف رده بالا+ بازنشسته) و (پزشک+ مهندس+ استاد دانشگاه) رابطه معنی­داری دیده می­شود و بین گروه­های شغلی (کشاورز+ کارگر+ راننده+ اصناف رده پایین) با بیکار و (کارمند+ نظامی+ معلم+ اصناف رده بالا+ بازنشسته) و (پزشک+ مهندس+ استاد دانشگاه) رابطه معنی­داراست اما رابطه گروه (کارمند+ نظامی+ معلم+ اصناف رده بالا+ بازنشسته) با گروه شغلی(پزشک+ مهندس+ استاد دانشگاه) رابطه­ای معنی­دار نیست.

آزمون رگرسیون چندگانه:  برای پیش­بینی متغیر وابسته از روی متغیرهای مستقل از آزمون رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شده است.

 

جدول شماره (6): رگرسیون چندگانه برای تبیین مشارکت  اجتماعی بر اساس  متغیرهای مستقل

برآورد اشتباه معیار

ضریب تبیین خالص

ضریب تبیین

ضریب همبستگی چندگانه

شکل

95224/8

170./

179/.

423/.d

 

 

d. پیش­بینی­کننده (Constant)، میل به پشرفت، انسجام اجتماعی،آگاهی اجتماعی، امنیت اجتماعی.

تحلیل:  ضریب همبستگی چندگانه برای تبیین میزان مشارکت افراد با ترکیب خطی متغیرهای میل به پیشرفت، انسجام اجتماعی، آگاهی و امنیت اجتماعی معادل 42/0 و ضریب تعیین چندگانه معادل  18/0 می­باشد. بدین معنا نسبتی از واریانس متغیر وابسته که توسط متغیرهای مستقل تبیین شده است به اندازه 18/0 است آزمون F معنی­داری رابطه به دست آمده را تأیید می­کند به بیان آماری نسبت بیانگرآن است که رگرسیون متغیر وابسته بر متغیرهای مستقل مورد نظر به لحاظ آماری معنی­دار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (7): رگرسیون  بتاهای استاندارد شده و نشده
متغیرهای  مستقل در رابطه با متغیر وابسته

سطح

معنی­دار

 

t

ضرایب

استاندارد شده

ضرایب

استاندارد نشده

 

 

 

 

 

بتا

اشتباه معیار

بتا

 

شکل

002/.

 

000

 

000

 

005/.

 

027/.

127/3-

 

171/4

 

760/3

 

808/2

 

219/2

 

 

205/.

 

181/.

 

146/.

 

115/.

425/2

 

026/.

 

027/.

 

030/.

 

024/.

584/7-

 

107/.

 

102/.

 

083/.

 

054/.

مقدار ثابت

میل به پیشرفت

آگاهی اجتماعی

انسجام اجتماعی

امنیت اجتماعی

4

 

تابع رگرسیون معمولی: میل به پیشرفت (107/0)+ آگاهی اجتماعی (102/0)+ انسجام اجتماعی (083/0)+ امنیت اجتماعی (054/0) =ý

بر اساس یافته­های این تابع اگر تأثیر متغیرهای میل به پیشرفت، آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی و امنیت اجتماعی را ثابت نگه داریم میانگین نمره مشارکت افراد 58/7- می­باشد به ازای یک واحد افزایش در متغیرهای مستقل، میل به پیشرفت، انسجام اجتماعی،آگاهی و امنیت اجتماعی به ترتیب 107/0، 102/0، 083/0، 054/0 واحد تغییر یا افزایش در متغیر وابسته قابل پیش­بینی است.

تابع رگرسیون استاندارد:   

میل به پیشرفت (205/0)+ انسجام اجتماعی (181/0)+ آگاهی اجتماعی (146/0)+ امنیت اجتماعی (115/0) = ýz

 تابع رگرسیون استاندارد بیانگرآن است که متغیر مستقل میل به پیشرفت سهم بیشتری در تبیین نمره مشارکت را دارد.

  

 

 

 

 

10-نتیجه­گیری

 مشارکت افراد درامور مختلف اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یکی از عوامل توسعه و بهبود اوضاع در عرصه­های گوناگون می­باشد شرکت داوطلبانه در امور مختلف به تسریع برنامه­ها وطرح­ها می­انجامد امروزه باروند توسعه شهرنشینی وافزایش مشکلات شهری،  برنامه­ریزی دقیق و جامع در راستای حل مشکلات شهری احساس می­شود و این برنامه­ریزی­ها جز با مشارکت آحاد مردم در امور مختلف ممکن نیست جایی که مدیران شهری درتلاش هستند تا شهرها را مکانی مناسب برای زندگی مردم بسازند لاجرم نیازمند همسویی و مشارکت مردم هستند در این تحقیق سعی شده تا میزان مشارکت شهروندان در امور شهری سنجیده شده و عوامل اجتماعی که در افزایش یا کاهش آن می­توانند تأثیر داشته باشند مورد بررسی قرار گیرد.

براساس دیدگاه لرنر تحرک روانی به مثابه سواد، برخورداری از وسایل ارتباط جمعی، شهرگرایی و مشارکت سیاسی میسر می­شود اگر تحرک روانی  به منزله بالا رفتن آگاهی تلقی شود. طبق نتایج تحقیق حاضرآگاهی اجتماعی بامشارکت رابطه­ای معنی­داری دارد و تئوری بالا به وسیله این تحقیق تأیید می­شود همان طوری که معنی­داری رابطه آگاهی با مشارکت درتحقیقات(معصومی، 1381)، هم ثابت شده است.

مطابق با دیدگاه دورکیم (1381) جوامع دارای دو نوع انسجام هستند انسجام مکانیکی که براساس تشابه و همسانی افراد که در جوامع سنتی به وقوع می­پیوندد و دیگری ارگانیکی که براساس تقسیم کار بین افراد به وجود می­آید لذا شکل­گیری وجدان جمعی افراد به سمت همدیگر کشانده و موجب همکاری آنها می­شود از این جهت می­توان گفت که مشارکت با انسجام می­تواند در ارتباط باشد، همان طوری که در تحقیقات قبلی ثابت شده(Cicognani et al, 2008)، احساس جمعی با مشارکت رابطه معنی­داری دارد براساس نتایج تحقیق حاضر بین انسجام اجتماعی با مشارکت رابطه معنی­دار وجود دارد لذا می­توان گفت تئوری دورکیم با این فرضیه تأیید می­شود.

  به نظر پوتنام یکی از اندیشمندان حوزه سرمایه اجتماعی، اعتماد و مشارکت همدیگر را تقویت می­کند. از دید او وجود اعتماد موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع می شود براساس نتایج این تحقیق  اگرچه رابطه بین اعتماد و مشارکت معنی­دار شده است امّا با توجه به ضریب همبستگی 2/=r می­توان گفت ضریب همبستگی بین این دو ضعیف می­باشد هرچند رابطه اعتماد و مشارکت(معصومی،1381- Bjornskov, 2008)، معنی­دار شده است اما طبق نتایج این تحقیق همبستگی بین دو متغیر ضعیف بوده و تئوری پوتنام با این تحقیق رد می­شود همان طوری که این فرضیه بر اساس یافته­های(Jaechul Lee: 2008)، در کره جنوبی هم رد شده است. در سطح دیگر یافته­های این تحقیق نشان از رابطه معنی­داری بین امنیت اجتماعی و مشارکت را دارد افزایش امنیت اجتماعی در جامعه می­تواند روند مشارکت افراد در امور شهری را بهبود ببخشد بر اساس نظریات مطرح شده در ادبیات تحقیق، امنیت اجتماعی یک جامعه، یک شهر ویا یک محله براساس میزان رضایت­مندی وآرامش خاطر و میزان امیدواری فردی به آینده خود و جامعه قابل ارزیابی است و به خاطر این که در جوامع امروزی امنیت یکی از حقوق شهروندی محسوب می­شود و در سویی دیگر یکی از حقوق افراد مشارکت در مسائل مختلف جامعه مطرح می­باشد. با توجه به این ­که هم امنیت و هم مشارکت جزء حقوق شهروندان به حساب می­آید و بالا، یا پایین بودن هر یک از این­ها در متغیر دیگری تأثیرگذار است، لذا در این تحقیق تئوری ارتباط معنی­داری مشارکت و امنیت مورد تأیید قرار می­گیرد پس می­توان گفت طبق نظریات(توماس، 1382)، امنیت اجتماعی و انسانی می­تواند مشارکت را تقویت نماید.

براساس نظریات مک کله­لند اگر در جامعه­ای روحیه و میل به مؤفقیت بالا باشد تحقق توسعه و پیشرفت در آن جامعه راحت­تر است با توجه به این که بسیاری از جنبه­های توسعه در جهان امروز با مشارکت مردم میسر می­شود به همین خاطر داشتن میل و انگیزه­ای قوی برای مؤفقیت و پیشرفت می­تواند موجبات مشارکت افراد را فراهم آورد. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر  رابطه­ای معنی­دار بین متغیرهای میل به پیشرفت و مشارکت می­باشد با افزایش نمره میل به پیشرفت شهروندان مشارکت آنها نیز افزایش پیدا می­کند. با توجه به این که رابطه معنی­داری میل به پیشرفت با مشارکت ثابت شده، نتیجه این تحقیق هم تئوری مک کله­لند را تایید می­کند.

در این تحقیق متغیرهای فردی هم به عنوان متغیر مستقل در ارتباط با مشارکت مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج داده­ها در این تحقیق حاکی از آن است که بین سن و مشارکت رابطه­ای معنی­دار دیده می­شود با افزایش سن شهروندان میزان مشارکت آنها  افزایش می­یابد و این همسو با نتایج تحقیق(شفیعی، 1385)، در مورد مشارکت مردم در امور شهری است.

 از متغیرهای فردی وارد شده در تحقیق حاضر درآمد افراد است که نتایج به دست آمده بیانگر این است که رابطه­ای معنی­دار و مستقیم بین درآمد و مشارکت مردم وجود دارد به عبارتی با افزایش درآمد شهروندان نمره مشارکت آنها نیز افزایش پیدا می­کند.

براساس نتایج به دست آمده در این تحقیق میزان مشارکت افراد براساس جنسیت آنها متفاوت است و این تفاوت معنی­دار 000/0=p است. طبق نتایج مشاهده شده میانگین مشارکت مردان از زنان بیشتر است و مردان در مقایسه با زنان مشارکت بیشتری از خود نشان می­دهند تفاوت مشارکت مساوی 28/5 می­باشد و این در بسیاری از تحقیقات ثابت شده است، لذا تفاوت معنی­داری مشارکت افراد براساس جنسیت توسط تحقیقات(شفیعی، 1385و معصومی، 1381)،  هم ثابت شده است.

نتایج به دست آمده از این تحقیق بیانگر رابطه معنی­داری بین شغل و مشارکت می­باشند یعنی مشارکت افراد براساس شغل­های مختلف تفاوت معنی­داری دارد. در تحقیق حاضر مشاغل درگروه­بندی چهارگانه مشخص شده­اند گروه بیکار، گروه شغلی (کشاورز+ کارگر+ راننده+ اصناف رده پایین)، گروه شغلی (کارمند+ نظامی+ اصناف رده بالا+ معلم+ بازنشسته) و گروه شغلی (پزشک+ مهندس+ استاد دانشگاه). بر اساس نتایج به ­دست آمده از تحلیل واریانس، میانگین مشارکت گروه بیکار با گروه­های دیگر تفاوت معنی­داری 000/0=p دیده می­شود و میانگین مشارکت گروه شغلی (کشاورز+ کارگر+ راننده+ اصناف رده پایین) با میانگین بقیه گروه­ها تفاوت معنی­داری دارد، اما بین میانگین گروه (کارمند+ نظامی+ اصناف رده بالا+ معلم+ بازنشسته) باگروه شغلی (پزشک+ مهندس+ استاد دانشگاه) تفاوت معنی­داری مشاهده نشده است. دلیل این می­تواند فاصله بین رتبه­های شغلی باشد زیرا هر چه رتبه شغلی بالا باشد درآمد آن شغل نیز افزایش می­یابد و رابطه معنی­داری درآمد با مشارکت قبلاً به اثبات رسیده است. براساس تحقیق(شفیعی، 1385)، میزان مشارکت با شاغل بودن رابطه دارد ولی ارتباطی با نوع شغل ندارد.

براساس تحلیل رگرسیون درمیان متغیرهای مستقل، متغیر میل به پیشرفت بیشترین تأثیر را بر مشارکت نشان می­دهد یعنی  پیش­بینی مشارکت از روی میل به پیشرفت از همه متغیرها بیشتر است. بعد از آن متغیرهای آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، و امنیت اجتماعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر مشارکت دارند.

 

منابع

ازکیا، م. (1382)، جامعه­شناسی توسعه. تهران: مؤسسه نشرکلمه.

پوتنام، ر. (1380)، دموکراسی و سنت­های مدنی. ترجمه: م ت، دلفروز. تهران:  روزنامه سلام.

تقوی، ن ا. (1385)، بررسی عوامل و زمینه­های مشارکت مردم در توسعه
          منطقه
. تبریز: سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان آذربایجان­شرقی.

توسلی، غ. (1379)، نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات سمت.

توماس، ک. (1382)، حکومت جهانی، توسعه و امنیت انسانی. ترجمه: م،
            بحرانی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

دورکیم، ا. (1381)، درباره تقسیم کار اجتماعی. ترجمه: ب، پرهام. تهران:
            نشرمرکز.

روشه، گ. (1377)، تغییرات اجتماعی. ترجمه: م، وثوقی. تهران: نشر نی.

سعیدی، م ر. (1382)، درآمدی بر مشارکت مردمی و سازمان­های غیردولتی. تهران: سمت.

شفیعی، ش. (1385)، عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان
          اردبیل
. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، رودهن: دانشگاه آزاد واحد
           رودهن.

شیخ، ا. (1381)، شورا و مشارکت. تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه.

علاقه­بند، م. (1384)، درآمدی بر سرمایه­ی اجتماعی. مجله اینترنتی فصل نو
           49، 19-29.

علوی­تبار، ع. (1379)، مشارکت و اداره امو شهرها. جلد اول، تهران: سازمان
            شهرداری­ها.

لاور، ر ا. (1373)، دیدگاه­هایی درباره دگرگونی اجتماعی. ترجمه: سید
            ک، امامی. تهران: مرکز نشردانشگاهی.

معصومی، ف. (1381)، عوامل اجتماعی و مؤثر بر مشارکت مردم در شورای اسلامی شهر داراب. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، شیراز: دانشگاه شیراز.

همیلتون، پ. (1380)، شناخت و ساختار اجتماعی. ترجمه: ح، شمس­آوری.تهران:  نشرمرکز.

Bjornskov, C. 2008. Social capital and Happiness in the United States. Applied Research Quality Life , 3, 43-62.

Cicognani, E., Pirini, C., Keyes, C., Joshanloo, M., Rostami,
R., & Nosratabadi, M. 2008. Social Participation ,Sense of Community and Social Being :A study on American. Italian and Iranian University Student .Soc Indic.Res,(98),97-112

  Jeachul, L. 2008. Unravelling the dynamics and trends of  social capital:Case study of south korea. Asian Journal of Psychology , 11, 105-115.

  Nummela, O., Sulander, T., Rahkonen, O., Karisto, A., &
  Uutela. 2008. Social participation,trust and self-rated
  health:A study among ageing people in
 urban,semiurban and rural setting
. Health&place , 14,
 243-253.



  • 1- دکتری جامعه­شناسی و عضو هیأت علمی پژوهشکده امور اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی.
  • 2- فوق­لیسانس جامعه­شناسی، پزوهشگر و مدرس دانشگاه.

                                                                                                                                                                                                  ·                                     n.gahramon@yahoo.com     E-mail:

  •  
  •    
 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       1- Survey

                                                                                                                                                                                                                                                                                                           ·                       2- Cross Sectional 

ازکیا، م. (1382)، جامعه­شناسی توسعه. تهران: مؤسسه نشرکلمه.

پوتنام، ر. (1380)، دموکراسی و سنت­های مدنی. ترجمه: م ت، دلفروز. تهران:  روزنامه سلام.

تقوی، ن ا. (1385)، بررسی عوامل و زمینه­های مشارکت مردم در توسعه
          منطقه
. تبریز: سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان آذربایجان­شرقی.

توسلی، غ. (1379)، نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات سمت.

توماس، ک. (1382)، حکومت جهانی، توسعه و امنیت انسانی. ترجمه: م،
            بحرانی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

دورکیم، ا. (1381)، درباره تقسیم کار اجتماعی. ترجمه: ب، پرهام. تهران:
            نشرمرکز.

روشه، گ. (1377)، تغییرات اجتماعی. ترجمه: م، وثوقی. تهران: نشر نی.

سعیدی، م ر. (1382)، درآمدی بر مشارکت مردمی و سازمان­های غیردولتی. تهران: سمت.

شفیعی، ش. (1385)، عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان
          اردبیل
. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، رودهن: دانشگاه آزاد واحد
           رودهن.

شیخ، ا. (1381)، شورا و مشارکت. تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه.

علاقه­بند، م. (1384)، درآمدی بر سرمایه­ی اجتماعی. مجله اینترنتی فصل نو
           49، 19-29.

علوی­تبار، ع. (1379)، مشارکت و اداره امو شهرها. جلد اول، تهران: سازمان
            شهرداری­ها.

لاور، ر ا. (1373)، دیدگاه­هایی درباره دگرگونی اجتماعی. ترجمه: سید
            ک، امامی. تهران: مرکز نشردانشگاهی.

معصومی، ف. (1381)، عوامل اجتماعی و مؤثر بر مشارکت مردم در شورای اسلامی شهر داراب. پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، شیراز: دانشگاه شیراز.

همیلتون، پ. (1380)، شناخت و ساختار اجتماعی. ترجمه: ح، شمس­آوری.تهران:  نشرمرکز.

Bjornskov, C. 2008. Social capital and Happiness in the United States. Applied Research Quality Life , 3, 43-62.

Cicognani, E., Pirini, C., Keyes, C., Joshanloo, M., Rostami,
R., & Nosratabadi, M. 2008. Social Participation ,Sense of Community and Social Being :A study on American. Italian and Iranian University Student .Soc Indic.Res,(98),97-112

  Jeachul, L. 2008. Unravelling the dynamics and trends of  social capital:Case study of south korea. Asian Journal of Psychology , 11, 105-115.

  Nummela, O., Sulander, T., Rahkonen, O., Karisto, A., &
  Uutela. 2008. Social participation,trust and self-rated
  health:A study among ageing people in
 urban,semiurban and rural setting
. Health&place , 14,
 243-253.