بررسی نقش خانواده در بروز ناهنجاری‌های رفتاری دانش‌آموزان سال اول تا سوم متوسطه شهر مراغه در سال تحصیلی 89-88

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور مراغه.

2 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی.

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خانواده در بروزنا هنجاریهای رفتاری
دانش­آموزان سال اول تا سوم متوسطه شهرمراغه در سال  تحصیلی 89- 88 صورت گرفته است. جامعه آماری این  پژوهش کلیه دانش­آموزان دختر و پسر شهرستان مراغه که بالغ بر 6354 نفر می باشد که از این تعداد 340 نفر با  استفاده  ازفرمول کوکران و نمونه­گیری طبقه­ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است و برای جمع­آوری داده­ها از آزمون محقق­ساخته استفاده گردیده است و برای تحلیل داده­ها از تحلیل واریانس ضریب همبستگی پیرسون و هم­چنین از آزمون تی استفاده  شده است. متغییر وابسته یا ملاک در این  پژوهش ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان می باشد و هم­چنین متغییرهای مستقل یا  پیش­بین در این پژوهش عبارتند از: وضعیت اقتصادی خانواده، سطح تحصیلات والدین، بعد خانواده، میزان استواری خانواده،  اختلافات خانوادگی، میزان تنبیه والدین، وضع  اشتغال والدین، بر اساس نتایج  به دست آمده از این پژوهش بین میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان و متغییرهای وضعیت اقتصادی خانواده، تحصیلات والدین، میزان تنبیه والدین، اختلافات خانوادگی، میزان استواری خانواده رابطه معناداری وجود دارد و هم­چنین بین بعد خانواده و وضع اشتغال والدین با میزان ناهنجاری­های رفتاری  دانش-آموزان رابطه معناداری دیده نشده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The role of family in originating of anomie behavior on first to third grade of high school students in Maragheh (88-89).

نویسندگان [English]

  • Siroos Fakhrayi 1
  • Safar Ghasemzadeh 2
چکیده [English]

 The present study conducted to examine the role of family in originating of anomie behavior of first to third grade of high school student of Maragheh in 88-89 educational year.
The statistical society of this study is all the students (girls and boys) of Maragheh (6354) among which 340 students was selected as a sample of this study. The data was collected using contrived test of the researcher and the data were analyzed using ANOVA, Pearson correlation coefficient and T test. The dependent variable of this study is anomie behavior of students and the independent variables are:
Family’s economy, educational level of parents, family problems, family punishment, and occupation of parents. The results show that there is a meaningful relationship between anomie behavior of students and family's economy, educational level of parents, family punishment, family problems.

کلیدواژه‌ها [English]

  • student
  • Family's economy
  • Education of parents

 

 

 

 

 

بررسی نقش خانواده در بروز ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان

 سال اول تا سوم متوسطه شهر مراغه در سال تحصیلی 89-88

 

 

دکتر سیروس فخرایی[1]

صفر قاسم­زاده [2]

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خانواده در بروزنا هنجاریهای رفتاری
دانش­آموزان سال اول تا سوم متوسطه شهرمراغه در سال  تحصیلی 89- 88 صورت گرفته است. جامعه آماری این  پژوهش کلیه دانش­آموزان دختر و پسر شهرستان مراغه که بالغ بر 6354 نفر می باشد که از این تعداد 340 نفر با  استفاده  ازفرمول کوکران و نمونه­گیری طبقه­ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است و برای جمع­آوری داده­ها از آزمون محقق­ساخته استفاده گردیده است و برای تحلیل داده­ها از تحلیل واریانس ضریب همبستگی پیرسون و هم­چنین از آزمون تی استفاده  شده است. متغییر وابسته یا ملاک در این  پژوهش ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان می باشد و هم­چنین متغییرهای مستقل یا  پیش­بین در این پژوهش عبارتند از: وضعیت اقتصادی خانواده، سطح تحصیلات والدین، بعد خانواده، میزان استواری خانواده،  اختلافات خانوادگی، میزان تنبیه والدین، وضع  اشتغال والدین، بر اساس نتایج  به دست آمده از این پژوهش بین میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان و متغییرهای وضعیت اقتصادی خانواده، تحصیلات والدین، میزان تنبیه والدین، اختلافات خانوادگی، میزان استواری خانواده رابطه معناداری وجود دارد و هم­چنین بین بعد خانواده و وضع اشتغال والدین با میزان ناهنجاری­های رفتاری  دانش-آموزان رابطه معناداری دیده نشده است.

واژگان کلیدی: ناهنجاری­های رفتاری[3]، دانش­آموز، وضعیت اقتصادی خانواده، تحصیلات والدین.

 

مقدمه

با وجود اهمیتی که خانواده برای فرد دارد و نیازهای متعدد فرد در خانواده برآورده می­شود،گاهی خانواده به جای این که محل امن و آرامش و  ارضای نیازهای عاطفی و جایگاهی برای تحقق شخصیت مستقل افراد باشد؛  به جایگاهی برای جدال و دعوا تبدیل می­شود و به جای این که برای آنها آثار و  نتایج مطلوبی در بر داشته باشد آثار مخرب دارد تا آن جا که به جهنمی تبدیل می­شود که زن و مرد و به تبع آن فرزندان درآتش آن می­سوزند. در چنین حالتی خانواده با همه‌ی آثار مطلوبی که بر فرزندان دارد گاه برای آنان جایگاه نامناسب و نامطلوبی است. به راستی چرا چنین وضعی پیش می­آید؟ چرا بعضی از زن و شوهرها نمی­توانند باهم زندگی کنند؟ چرا بعضی از دانش­آموزان از زندگی در خانواده خویش ناخشنودند؟ اگر پای درد دل همسرانی که با هم اختلاف دارند بنشینید خواهید دید دلایلی که آنها برای اختلافات خویش ذکر می­کنند بی­شمارند: از ندادن نفقه  و یا عدم توجه به خواسته­های همسر، طرزرفتار، معتاد بودن، نوع لباس پوشیدن، فقر و عدم تفاهم اخلاقی و هزاران مورد دیگر(رجب­زاده،1387 :60). در صورتی که افراد خانواده به گونه­های مختلفی اجتماعی شوند در زندگی انتظارات متفاوت از یکدیگر خواهند داشت و این تفاوت موجب اختلاف آنها خواهد شد مثلا ً زنی که کار کردن در بیرون از منزل را یک ارزش می­داند و انتظار دارد همسرش در این زمینه با او همکاری داشته باشد اگر با مردی ازدواج کند که کار کردن در منزل را وظیفه اصلی زن بداند ازدواج وی با نارضایتی همراه خواهد بود. مردی که دوست دارد تا نیمه شب در بیرون از منزل با دوستان خویش باشد اگر با زنی ازدواج کند که انتظار دارد همسرش پس از فراغت کار به منزل بیاید زندگی مطلوبی         نخواهند داشت.

یکی دیگر از علل ناهنجاری بچه­ها و مشکلات بزرگ خانواده­ها تعداد فرزندان و نزاع میان آنهاست. وقتی تعداد بچه­ها از یک نفر تجاوز کرد نزاع و کشمکش شروع خواهد شد آن یکی دیگری را نیشگون می­گیرد، دیگری او را هل می­دهد، خواهر برادرش را مسخره می­کند برادر هم بلند حرف می­زند تا خواهرش نتواند درس حاضر کند. هر بچه­ای خوب می­داند چه کار کند تا برادر و خواهرش را ناراحت کند و سر و صدا راه  بیندازد. بچه­ها به حساب همدیگر می­رسند اما پدر و مادر در این میان زجر می­­کشند. مرجع شکایت بچه­ها پدر و مادرشان هستند بدتر از همه این که گاهی نزاع فرزندان به پدر و مادر سرایت می­کند مادر به پدر می­گوید عرضه نداری بچه ها را تربیت کنی اصلا ً از تو نمی­ترسند در اثر بی­عرضه­­گی تواست که خانه مثل میدان جنگ شده است پدر به مادر می­گوید تو اگر زن باهوش و دانا بودی فرزندان این طور بدجنس و شیطان نبودند در اثر ندانم کاری­ها و اشتباهات تو است که چنین فرزندانی تربیت شده­اند گاهی نزاع زن وشوهر به جاهای باریک حتی کتک­کاری و طلاق هم می­رسد.

اما در این میان والدین نقش مهمی دارند درست است که پدر و مادر غالباً موفق نمی­شوند که نزاع­ها و کشمکش­های بچه­ها را به کلی مرتفع سازند اما با عقل و تدبیر می­توانند آن را به حداقل تنزل دهند. یک پدر مادر آگاه و مسئول نمی­تواند تماشاگر صحنه­های زد وخورد فرزندان خود باشد و هیچ عکس­العملی از خود نشان ندهد، بلکه وظیفه دارد با عقل و تدبیر و صبر و حوصله عوامل اختلاف را برطرف سازد نه این که خودشان با جنگ و نزاع و درگیری محیط خانه را برای فرزندان به جهنمی تبدیل کنند که فرزندان در آتش آن بسوزند(نجفی­زاده،         1363: 30).

 

 

 

بیان مسئله

رفتار نابهنجار، رفتاری است که به میزان قابل توجهی از یک معیار فرهنگی یا هنجارگروهی دور شده باشد. هنگامی که واژه نابهنجار به معنای منفی یا کنایه­آمیز به کار می­رود منظور رفتاری است که ناسازگارانه بوده و شکست در پی دارد. چنین رفتاری معمولابرای خود فرد یا دیگران بسیار ناراحت­کننده است(کرباسی، 1374:39).

هنجارهای اجتماعی تعیین می­کند که انسان چه باید بگوید و از گفتن چه چیزهایی باید اجتناب ورزد باید چگونه بیندیشد و چگونه رفتار کند. چه اعمالی را انجام دهد و از انجام چه اعمالی باید اجتناب ورزد و به همین دلیل هرکس سعی می­کند رفتارهای خود را با هنجارهای اجتماعی سازگار نماید تا جامعه او را به عضویت خود بپذیرد(فرجاد، 1371: 22). زمینه بسیاری از کج­روی­های اجتماعی و ناهنجاری­ها در جامعه نهفته است و آن زمانی است که جامعه کارکرد لازم را از دست بدهد و نتواند پاسخگوی نیازهای افراد باشد و چنان­چه انسان در رسیدن به اهداف مورد نظر نتواند موفق شود و جامعه پتانسیل لازم جهت پاسخگویی به نیازها را نداشته باشد نظم اجتماعی دچار خدشه می­شود و نوعی آنومی و بی­هنجاری به وجود خواهد آمد(اسفندیاری، 1381: 1). بر اساس آموزه­های جامعه­شناختی زمانی که زمینه و بستر بروز ناهنجاری­ها آماده باشد ارتکاب به بزهکاری بیشتر خودش را نشان می­دهد. چون انسان در تعامل با جامعه و هم­چنین اجتماعی شدن و اجتماعی زیستن هویت پیدا می­کند و در ارتباط با دیگران نیازهایش را مرتفع می­نماید باید این ارتباطات را به او نشان داد و در کنار سایر دروس به او آموخت که چگونه رفتار کند و به عنوان کنشگر چه رفتار منطقی از خود بروز دهد. باید درس جامعه­­پذیر شدن و بهنجار کردن رفتار را به او آموخت تا بر اساس انتظاراتی که نظام­های اجتماعی و سایر افراد  از او دارند رفتار کند(شریعتی رودسری، 1380: 12).

خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته و جامعه بر آن بنا شده است چگونگی و کیفیت عملکرد خانواده در تحقق وظایف خویش شاخص مناسبی جهت ارزیابی سلامت جامعه می باشد هر چه خانواده دارای عملکرد خوب و سالم­تری باشد به همان نسبت ثبات و سلامت جامعه بیشتر تأمین شده است و برعکس هر چه خانواده از عملکرد  بدتر و آشفته­تری  برخوردار باشد به همان نسبت جامعه بیشتر تهدید شده است. زیرا اختلال در عملکرد خانواده نشانه اختلال در منظومه خانواده است که خانواده را به سمت فروپاشی سوق می­دهد. کودکان و نوجوانان قربـانیان اصـلی عملکرد نـامطلوب خـانواده ها می­باشند. دانشمندان می­گویند بیشترین افراد نابهنجار و مسأله­دار وابسته به خانواده­های آسیب­دیده هستند و فرزندانی که مربوط به خانواده­های پر کشمکش به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمرکز و آشفتگی  بیشتر در معرض رفتار ناسازگارانه  قرار دارند. داده­های آماری نشان می­دهد که اکثریت مناطق جهان از افزایش جرایم افراد ناسازگار رنج می­برند  افزایش نرخ ناسازگاری نوجوانان درکشورهای در حال گذار بسیار نگران­کننده است بررسی­ها نشان می­دهد که عملکرد بد و نامناسب خانواده مهم­ترین عامل در پیش­بینی ناسازگاری نوجوانان است. برای مثال طبق تحقیقاتی که در فرانسه به عمل آمده 80 درصد افراد ناهنجار ازخانواده­هایی هستند که به علت نفاق و ناسازگاری و عدم تفاهم در بین افراد خانواده و محیط خانوادگی آنها دائماًمتشنج است(دانش، 1369: 313).

 

 

هدف تحقیق           

هدف اصلی این تحقیق تعیین رابطه  برخی ویژگی­های اجتماعی و اقتصادی خانواده با میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان سال اول تا سوم متوسطه شهر مراغه درسال تحصیلی 89-88 می­باشد.

 

 

پیشینه تحقیق

سخاوت (1380) درتحقیق خود تحت عنوان (بررسی عوامل مؤثر بر ناهنجاری­های رفتاری دانش آموزان استان لرستان) در سه شهر خرم آباد، بروجرد و نورآباد انجام داد به این منظور از بین دانش­آموزان دختر و پسر رشته­های مختلف تحصیلی 975 نفر از طریق نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شدند. در این مطالعه رابطه ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان با برخی ویژگی­های فردی آنان نظیر وضعیت تحصیلی، جنسیت و برخی ویژگی­های خانواده دانش­آموزان و خود پنداره دانش­­آموزان میزان پیوستگی با والدین، تصویر از خود، آرمان شغلی، پنداشت از کفایت درآمد در مدرسه و بیرون از مدرسه، ریشه­های مشترکی دارند و نباید آنها را دو پدیده جدا از هم دانست. با توجه به معنی­دار بودن رابطه ناهنجاری­های رفتاری با متغیرهای مذکور یافته­ها حاکی از آن است که داشتن روابط مطلوب در محیط خانواده و مدرسه پنداشت از خود دانش­آموز، درآمد خانواده، شغل پدر، پنداشت از نظم مدرسه، توفیق در کار مدرسه و جنسیت به عنوان عوامل تاثیرگذار در ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان در مدرسه و برخی متغیرها مانند توفیق تحصیلی، جنسیت و پیوند با مادر در ناهنجاری­های رفتاری در بیرون از مدرسه اهمیت بیشتری دارند.

کهزادی (1384) در تحقیقی در قالب پایان نامه با عنوان (بررسی عوامل مؤثر در بروز رفتارهای نابهنجار در دانش­آموزان دوره متوسطه عمومی مدارس متوسطه دولتی شهر برازجان) به نتایج زیر دست یافت. میزان رفتارهای نابهنجار دانش­آموزان پسر از دختر بیشتر است. بین میزان رضایت پاسخگویان از وضعیت آموزشی و رفاهی مدرسه با میزان رفتارهای نابهنجارآنها رابطه معنی­دار و معکوسی وجود دارد. احتمال بروز نابهنجاری رفتاری در میان دانش­آموزانی که دوستان ناباب دارند نسبت به بقیه بیشتر است. رابطه مستقیم و معنی­داری بین میزان کنترل خانوادگی و میزان بروز رفتار نابهنجار در بین پاسخگویان وجود دارد. بین علقه خانوادگی پاسخگویان و ناهنجاری­های رفتاری رابطه معکوس و معنی­دار و هم­چنین بین نگرش و پنداشت دانش­آموزان از وضعیت زندگی و عملکرد تحصیل شدن با ناهنجاری رابطه معکوس و معنی­داری وجود دارد.

هرشی (1969) نظریه­پرداز کنترل اجتماعی تحقیقاتی درباره دانش­آموزان در بیرستان­های کالیفرنیا انجام داد و درباره نقش مدرسه و خانواده در بزهکاری آنان به

 

نتایج زیر دست یافت:

1-   دانش­آموزانی که تعلقات خاطر بالایی نسبت به مدرسه و خانواده دارند احتمال کمتری دارد که مرتکب رفتار بزهکارانه شوند.

2-   دانش­آموزانی که به هنجارهای رسمی مدرسه و خانواده اعتقاد ندارند گرایش بیشتری به رفتاربزهکارانه دارند.

3-  دانش­آموزانی که به عللی مدرسه را دوست ندارند و در برنامه­های رسمی و یا داوطلبانه مدرسه مشارکت فعال ندارند مستعد گرایش به رفتار بزهکارانه دارند. (شومیکر،1990: 174). تحقیقی  تحت عنوان (خشونت، پرخاشگری و خرابکاری) در سال (1944) بر روی 85 نفر از جوانان و نوجوانان سنین 18-12 ساله در ایالت کالیفرنیا انجام گرفت. محقق در راستای نظریه کنترل اجتماعی و خرده فرهنگ بزهکاری با استفاده از روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه به جمع­آوری اطلاعات می­پردازد و نتیجه می­گیرد اگر نوجوانان در خانواده­ها توسط والدین به خوبی جامعه­پذیر شده باشند،کمتر گرایش به خرابکاری دارند. محقق در پایان نتیجه می­گیرد که تقیدات و متعلقات نسبت به فعالیت­ها و هنجارهای رسمی، خانواده، مدرسه و نظایرآن می­تواند نقش مؤثری درکاهش رفتارهای خرابکارانه توسط جوانان و نوجوانان داشته باشد.

 

مبانی نظری

بر اساس نظریات صاحب­نظران و تحلیل­گران علوم اجتماعی و روان­شناسی باید گفت که به وجودآمدن یک فرد ناسازگار تابع علل و عوامل اجتماعی و روانی مختلفی می­باشد که مهم­ترین عاملی که به نظر می­رسد تأثیر بسزایی در گرایش دانش­آموزان به سوی انحراف دارد تأثیر خانواده می­باشد. خانواده کوچک­ترین و در عین حال مقدس­ترین سلول اجتماعی به شمار می­رود که بر اساس یک اتخاد معنوی خونی و اجتماعی استوار گردیده است. جامعه­شناسان معتقدند که خانواده بیش از محیط‌های دیگر وظیفه تربیت اخلاقی و معنوی طفل و به تعبیر دیگر نقش اجتماعی­کردن کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد. هرگونه روابطی که بین والدین برقرار باشد به مثابه الگویی است که کودک خودش را با آنان هماهنگ می‌کند و به واقع اگر تنش را مشاهده نماید قطعاً ستیزه‌گر می­شود و اگر صلح و صفا را مشاهده کند قطعاً انسانی صلح­طلب خواهد شد. در این فصل مباحث و چهارچوب نظری جامعه­شناسان در خصوص انحرافات و ناهنجاری­های رفتاری و هم­چنین تحقیقات عملی انجام شده در ارتباط با موضوع تحقیق آورده شده که هر کدام از این نظریه­پردازان به جنبه‌هایی از رفتار انحرافی و یا عوامل مؤثر در بروز آن توجه داشتند موضوع اصلی مورد توجه دورکیم و مرتن در ارتباط با کج­رفتاری ساخت جامعه و تاثیرآن بر افراد است نظریه­پردازان کنترل اجتماعی رفتار انحرافی را نتیجه کارکرد ضعیف سازکارهای کنترل اجتماعی و کنترل­‌های شخصی و درونی می­دانند. در نظریه‌های جامعه­شناختی اعتقاد بر این است که ریشه‌های انحراف در فیزیک و جسم افراد و نه در روان آنهاست بلکه در ساختارها و گروه­های است. انحراف به نوعی تحمیل شرایط از سوی جامعه بر افراد است. از صاحب­نظران این نظریه «کلووارد»[4] و «اوهلین»[5] می­باشد، این دو اعتقاد دارند بعضی ساخت­ها انحراف­آور هستند. براساس نظریه برچسب­زنی که ادوین لمرت، هوارد بکر و اریکسون از صاحب­نظران آن می­باشند معتقدند که بسیاری از انحرافات اجتماعی چیزی بیشتر از انگ‌هایی نیستند که دیگران اعم از خانواده، دوستان و قدرت­مندان به افراد زده‌اند. بر اساس نظریه خنثی­سازی که «ماتزا»[6] و «سایکس»[7] از صاحب­نظران آن می­باشند معتقدند افراد بعد از ارتکاب جرم سریع با توجیهات مختلف تلاش می­کنند کار خود را خنثی و توجیه نمایند.

نظریه فشار اجتماعی، بر این اعتقاد دارد که عواملی در جامعه برخی مردم را تحت فشار قرار می­دهند، و آنان را مجبور به کج­رفتاری می­کنند.

به نظرکوهن، شکاف بین اهداف و ابزار به واسطه ناکامی منزلتی موجب          کج­رفتاری می­شود.

به اعتقاد مارکس، اکثر مجرمان و بزهکاران از طبقات  پایین جامعه اند که به
علت نداشتن آگاهی طبقاتی به جای آن که در جهت براندازی نظام سرمایه­داری
 تلاش کنند، از راه ارتکاب جرم و بزهکاری از نظام سرمایه­داری استفاده می­کنند.

هگن[8] نیز انواع جرم و انحراف را در قالب یک هرم نشان می­دهد که در رأس آن انحراف شدید نظیر قتل و سرقت قرار می­گیرد و در قاعده آن انحرافاتی است که کمتر عنوان جرم پیدا می­کند در فاصله میان این دو جرایم میانی قرار دارند. هرشی[9] نیز مهم­ترین صاحب­نظر کنترل اجتماعی علت همنوایی افراد با هنجارهای اجتماعی پیوند اجتماعی آن دانسته است وی مدعی است که پیوند میان فرد و جامعه مهم­ترین علت همنوایی و عامل اصلی کنترل رفتارهای فرد است و ضعف این پیوند و یا نبود آن موجب اصلی کج­رفتاری افراد است. 

ادوین سازرلند[10] نیز معتقد است که رفتار انحرافی موروثی و ذاتی نیست و به همان شیوه‌ای یاد گرفته می­شود که هر رفتار دیگری آموخته می­شود. به اعتقاد نظریه­پردازان خرده فرهنگی، رفتار بزهکارانه به وسیله دار و دسته‌های بزهکار معمولاً در اجتماعات خرده فرهنگی طبقات پایین جامعه شکل گرفته و به اجرا در می­آید. نظریه­پردازان کنش متقابل اجتماعی (جرج هربرت مید)[11] و (چارلز هورتن کولی)[12] معتقدند که رفتار اجتماعی انسان اعم از رفتار بهنجار و نابهنجار در کنش متقابل اجتماعی بر اساس یک عمل دو جانبه و متقابل شکل می­گیرد هویت فرد به کنش‌های متقابل پایدار بین خود و دیگران وابسته است. و از طریق کنش متقابل با دیگران ایجاد و حفظ می­شود.

 

چهارچوب نظری

نظریه­های کنترل بر این پیش فرض استوارند که برای کاستن از تمایل به رفتار نابهنجار، بزهکارانه و مجرمانه باید افراد کنترل شوند. آنها به این موضوع علاقمندند که چرا مردم با هنجارها همنوا می­شوند. پاسخی که آنها ارائه می­دهند این است که افراد به دلیل این که نیروهای کنترل­­کننده در زندگی آنها تضعیف شده یا غایب باشد، احتمال مجرم شدن آنها افزایش می­یابد. با توجه به توانایی نظریه­های پیوند اجتماعی و کنترل اجتماعی در تبیین ناهنجاری­های اجتماعی بیشترین مطالب به این نظریه­ها اختصاص یافته است. نظریه­های کنترل بیشتر بر جرایم جوانان تأکید می­کنند و اغلب پژوهش­گران این نظریه در مورد دو دسته از عوامل کنترل، یعنی کنترل­های شخصی و اجتماعی اتفاق­نظر دارند و معتقدند نبود این کنترل­ها موجب پیدایش بزهکاری و جرم می­شوند. نظریه­پردازان نظارت عقیده دارند که هرچه شخص به فعالیت­های مرسوم معتقدتر و ملزم­تر باشد و وابستگی بیشتری به دیگران داشته باشد احتمالاً کمتر از قوانین جامعه سرپیچی می­کنند. در نظریه­های آنان خانواده و سپس مدرسه، بیش از همه عوامل نظارت اهمیت دارد و معتقدند که در فرآیند اجتماعی کردن نوجوانان اهمیت خاصی دارد. با توجه به اهمیت خانواده در اجتماعی کردن نوجوانان، تعدادی از متغیرهای مهم مربوط به خانواده را به عنوان متغیر مستقل در نظرگرفته­ایم که عبارتند از: 1. وضعیت اقتصادی خانواده  2. بعد خانواده  3.  میزان استواری خانواده 4. میزان اختلافات خانوادگی  5. سطح تحصیلات والدین  6. شغل والدین 7. تنبیه در منزل است که به عنوان متغیر مستقل در این تحقیق بررسی شده­اند و رابطه آنها با ناهنجاری­های رفتارهای مورد مطالعه و بررسی قرارگرفته­اند.

  

 

 

شکل شماره (1): مدل تحلیلی تحقیق

فرضیه­ها                                                             

1-   بین وضعیت اقتصادی خانواده و میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه تفاوت وجود دارد.

2-   بین سطح تحصیلات والدین و میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه تفاوت وجود دارد.

3-   بین بعد خانواده­ها و میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه تفاوت وجود دارد.

4-   بین میزان تنبیه در منزل و میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه رابطه وجود دارد.

5-   بین میزان اختلافات خانوادگی و میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه رابطه وجود دارد.

6-   بین میزان استواری خانواده و ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه رابطه وجود دارد.

7-   بین وضع اشتغال والدین و میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه تفاوت وجود دارد.

 

روش­شناسی

 این تحقیق از نوع  پیمایش است و از نظر زمانی مقطعی بوده و از حیث وسعت خرد و  از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری  این تحقیق کلیه دانش­آموزان دختر و پسر پایه­ی اول تا سوم دبیرستان شهر مراغه که بالغ بر 6354 نفر می­باشد که از این تعداد 3456 نفر پسر و 2898 نفر دختر می­باشد. تعداد340 نفر دانش­آموز با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه آماری تعیین گردیده­اند که این تعداد به دو گروه دانش­آموز دارای رفتار بهنجار و دانش­آموز دارای رفتار نابهنجار تقسیم گردیده­اند. اعتبار ابزار اندازه­گیری با استفاده از اعتبار صوری سنجیده می­شود. سئوالات پرسش­نامه توسط  استاد راهنما و مشاور بررسی شده و در نهایت پس از پیش­آزمون جهت تکمیل در اختیار دانش­آموزان قرار داده شده است. برای سنجش پایایی سئوالات از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است که میزان آن بین 0 تا 1 است. پس از آزمون میانگین ضریب آلفای کرونباخ در بین گویه­ها        89 درصد بوده است.

در قسمت چهارچوب تئوریک از منابع و مآخذ گوناگون مانند کتاب­ها، مجلات، نشریات، پایان­نامه­ها به صورت کتابخانه­ای (اسنادی) استفاده شده است. جمع­آوری اطلاعات نیز با استفاده از ابزار پرسشنامه و توزیع آن در میان اعضای نمونه صورت گرفته است.تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS می­باشد که در دو قسمت توصیف داده­ها  و تحلیل داده­ها صورت گرفته است.

 متغیرهای مستقل (پیش­بین):

وضعیت اقتصادی خانواده، وضعیت اشتغال والدین، میزان استواری خانواده، سطح تحصیلات والدین، اختلافات خانوادگی، تنبیه والدین و  بعد خانواده می­باشد.

متغیر وابسته (ملاک):

 ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان می­باشد. این متغیر در سطح مقیاس         فاصله­ای مورد سنجش قرارگرفته است.    

 

 

 

بحث و تفسیر در مورد نتایج فرضیه‌های تحقیق

 

فرضیه یکم: بین وضعیت اقتصادی خانواده و میزان ناهنجاری رفتاری
دانش­آموزان تفاوت وجود دارد.

نتایج حاصل از تحلیل فرضیه یکم نشان می­دهد که بین وضعیت اقتصادی خانواده و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان تفاوت معنی­دار وجود دارد. F به دست آمده برابر 15/3 می­باشد که با اطمینان 95 /0 معنی­دار است. بنابراین فرض تحقیق تأیید می­گردد.

 

جدول شماره(1): خلاصه آزمون آنالیز واریانس در مورد فرضیه اول

 

منبع تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح

معنی­داری

نتیجه آزمون

بین­گروهی

درون­‌گروهی

کل

3/901

5/48263

8/49146

2

337

339

6/450

2/143

 

15/3

044/0

معنی­دار

 

 

فرضیه دوم: بین سطح تحصیلات والدین و میزان ناهنجاری دانش­آموزان تفاوت وجود دارد.

داده­های حاصل از تجزیه و تحلیل نشان می­دهد که بین تحصیلات والدین
دانش­آموزان با ناهنجاری رفتاری  تفاوت معنی­دار وجود دارد. F به دست
آمده برابر 09/4 می­باشد که با اطمینان 95/0 معنی­داراست. بنا بر این فرض تحقیق تأیید می­گردد.

 

جدول شماره (2): خلاصه آزمون آنالیز واریانس در مورد فرضیه دوم

 

منبع تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

بین­گروهی

درون­‌گروهی

کل

3/1165

6/47999

8/49164

2

337

339

6/582

4/142

 

09/4

018/0

معنی­دار

فرضیه سوم: بین بعد خانواده ومیزان ناهنجاری دانش­آموزان تفاوت وجود دارد.

داده­های جدول شماره (3) نشان می­دهد که ضریب همستگی به دست آمده برابر 05/0 می­باشد که از نظر آماری معنی­دار نیست. بنابراین فرض صفر تأیید       می­گردد و چنین استنباط می­شود که بین بعد خانواده و ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان رابطه معنی­دار به لحاظ آماری وجود ندارد.

 

 

 

جدول شماره (3): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون در مورد

 بعد خانواده و میزان ناهنجاری­های رفتاری

 

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

بعد خانواده

ناهنجاری رفتاری

05/0

387/0

معنی­دار نمی­باشد

 

فرضیه چهارم: بین میزان تنبیه در منزل و میزان ناهنجاری دانش­آموزان تفاوت وجود دارد.

داده­های جدول شماره (4) نشان می­دهد که بین میزان تنبیه دانش­آموزان
با میزان ناهنجاری­های رفتاری تفاوت معنی­دار وجود دارد. F به دست آمده برابر 07/7 می­باشد که با اطمینان 99/0 معنی­داراست. بنابر این فرض تحقیق تأیید می­گردد. هم­چنین داده جدول  مربوط به آزمون تعقیبی LSD نشان می­دهد که بین میانگین ناهنجاری دانش­آموزان با میزان تنبیه شدن آن­ها  تفاوت وجود دارد، یعنی
دانش­آموزان که تحت تنبیه بدنی قرار گرفته­اند بیشتر از دانش­آموزانی که مورد تنبیه قرار نگرفته­اند به ناهنجاری رفتاری گرایش دارند.

 

جدول شماره (4): خلاصه آزمون آنالیز واریانس در مورد فرضیه چهارم

 

منبع

تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح

معنی­داری

نتیجه آزمون

بین‌گروهی

درون­‌گروهی

کل

8/1981

47183

8/49164

2

337

339

9/990

140

 

07/7

001/0

معنی­دار

فرضیه پنجم: بین اختلافات خانوادگی و میزان ناهنجاری دانش­آموزان رابطه وجود دارد. داده­های جدول شماره (5) نشان می­دهد که ضریب همستگی به دست آمده برابر 34/0 می­باشد که از نظر آماری معنی­دار است. بنابراین فرض صفر تأیید نمی­گردد و فرض مقابل تأیید می­شود. و چنین استنباط می­شود که بین اختلافات خانوادگی و ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان همبستگی مثبت و معنی­دار وجود دارد. به عبارت دیگر درجه ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان با درجه و میزان اختلافات خانوادگی رابطه وجود دارد. ضریب تعیّن برای آزمون فوق برابر 12/0 می­باشد و نشان می­دهد که 12درصد از ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان تحت تاثیر اختلافات خانوادگی می­باشد و بقیه به سایر عوامل بستگی دارد.

 

 

      جدول شماره (5): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون در مورد

رابطه اختلافات خانوادگی و ناهنجاری رفتاری

 

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

اختلافات خانوادگی

ناهنجاری رفتاری

34/**

0001/0

معنی­دار

 

 

فرضیه ششم: بین استواری خانواده و میزان ناهنجاری دانش­آموزان رابطه
وجود دارد.

داده­های جدول شماره (6) نشان می­دهد که ضریب همستگی به دست آمده برابر 31/0- می­باشد که از نظر آماری معنی­دار است. بنابراین فرض تحقیق تأیید می­شود. وچنین استنباط می­شود که بین استواری خانواده  و ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان همبستگی معکوس و معنی­دار وجود دارد. به عبارت دیگر بین درجه ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان و میزان استواری خانواده رابطه منفی وجود دارد. می­توان گفت که ناهنجاری دانش­آموزان در خانواده­های با استواری کم و زیاد، متفاوت می­باشد. ضریب تعین برای آزمون فوق برابر 10/0 می­باشد و نشان می­دهد که حدود 10درصد از ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان تحت تاثیر استواری خانواده می­باشد و بقیه به سایر عوامل بستگی دارد.

 

 

جدول شماره (6): خلاصه آزمون ضریب همبستگی پیرسون
در مورد استواری خانواده و ناهنجاری رفتاری

 

متغیر اول

متغیر دوم

ضریب همبستگی

سطح معنی­داری

نتیجه آزمون

استواری خانواده

ناهنجاری رفتاری

31/0- **

0001/0

معنی­دار

 

فرضیه هفتم: بین وضع اشتغال والدین و میزان ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان تفاوت وجود دارد.

تفسیر: این فرضیه با توجه به این که هم به شغل مادر اشاره نموده وهم
شغل پدر، بنابراین ازدو بخش تشکیل شده است. برای بخش اول مربوط به وضعیت شغل مادر از آزمونt  استفاده شده است. که داده­های حاصل از تجزیه وتحلیل
نشان می­دهد که  t به دست آمده با درجه آزادی 388 برابر21/0 می­باشد که
از نظر آماری معنی­دار نمی­باشد. بنابراین فرض صفر تأیید می­گردد و چنین استنباط می­شود که بین ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان با وضعیت شغل مادر تفاوت
معنی­داری وجود ندارد.

بخش دوم مربوط به شغل پدر می­باشد که با آزمون  f تحلیل شد، و
داده­های حاصل از تحلیل نشان می­دهد که بین ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان
با مشاغل مختلف پدران تفاوت معنی­داری وجود ندارد. F به دست آمده
برابر 71/0 می­باشد که از نظر آماری معنی­دار نیست. از مجموع نتایج
آزمون­های فوق چنین استنباط می­گردد که بین شغل والدین و ناهنجاری­های
رفتاری فرزندان تفاوت معنی­داری وجود ندارد. بنابر این فرضیه فوق تأیید نگردید.

 

جدول شماره (7): خلاصه آزمون آنالیز واریانس در مورد

تفاوت شغل پدر و ناهنجاری رفتاری دانش­آموزان

 

منبع

تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح

معنی­داری

نتیجه

آزمون

بین‌گروهی

درون­‌گروهی

کل

4/446

6/70626

9/71072

3

336

339

8/148

2/210

 

71/0

548/0

معنی­دارنیست

نتیجه­گیری

در این پژوهش سعی کردیم که با توجه به دیدگاه نظریه­پردازان نظارت اجتماعی و پیوند اجتماعی نقش خانواده را در بروز ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان در یک نمونه آماری340 نفری بررسی کرده و نقش خانواده را در کاهش و یا افزایش ناهنجاری­های رفتاری مورد مطالعه قرار دهیم. بنابراین نتایج حاصل از تحلیل فرضیه­ها نشان می­دهد که بین وضعیت اقتصادی خانواده، سطح تحصیلات والدین، میزان تنبیه والدین، و اختلافات خانوادگی و میزان استواری خانواده­ها با میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان رابطه معناداری وجود دارد و فقط بین بعد خانواده و هم­چنین وضع اشتغال والدین با میزان ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان رابطه معناداری دیده نشده است، علت آن هم  به نظر می­رسد که بر اساس نظریه پیوند اجتماعی هرشی دانش­آموزانی که شغل والدین آنها مورد پسند نیست و یا بیکار هستند آنها برای دست­یابی به اهداف و کسب منزلت و حسن شهرت وقت و انرژی خود را صرف می­کنند و به فعالیت­های زندگی روزمره معتقدند و از کج­رفتاری پرهیز می­کنند تا موقعیت­هایی به دست آورند و مانند پدران­شان نباشند و هم­چنین در مورد رابطه بعد خانواده و میزان ناهنجاری­های رفتاری که این فرضیه بر مبنای نظریه یادگیری اجتماعی مطرح شده بود اما معنادارنبودن رابطه بین این دو متغیر این دلیل را به ذهن متبادر می­کندکه با افزایش تعداد فرزندان درخانواده فرصت زیادی برای انواع بازی­ها از بازی­های سنتی و ورزشی گرفته تا بازی­های کامپیوتری که اخیراً بسیار شایع شده بود مشارکت در این فعالیت­ها فرصت انجام و یادگیری بسیاری از رفتارهای نا بهنجار را از نوجوانان می­گیرد. 

نکته مهم دیگری که در این پژوهش مربوط به ناهنجاری­های رفتاری می­باشد که در مدارس بیشتر مشاهده می­شود این است که رفتارهای نابهنجاری هم­چون صحبت کردن با دوستان هنگام تدریس معلم،کمک به دوستان هنگام پرسش معلم و تقلب در امتحان برای گرفتن نمره بیشتر متأسفانه در میان دانش­آموزان چنان شایع شده که قباحت خود را ازدست داده و درحال تبدیل شدن به یک عادت زشت و ناپسند است. بعضی مواقع حتی دانش­آموزانی که از لحاظ درسی و اخلاقی مورد  قبول مسئولین  مدرسه هستند نیز مرتکب این گونه ناهنجاری­های رفتاری می­شوند. فشار آموزش و پرورش بر مدارس برای افزایش کاذب درصد قبولی در مدارس موجب می­شود که نظارت مسئولین مدرسه روی دانش­آموز کمتر شود و از طرفی به علت مشغله کاری والدین و عدم آگاهی آنها، فقر اقتصادی مشغول تأمین مایحتاج زندگی هستند و از رفتار ناشایست فرزندان خود اطلاعی ندارند و این امر باعث رواج این پدیده شوم در مدارس و جامعه شده است ودر خاتمه باید گفت والدین در خانواده به مثابه الگویی است که فرزندان خود را با آن هماهنگ می­کنند. اگر فرزندان در خانواده  صلح و صفا را مشاهده کنند قطعاً انسانی صلح­طلب خواهند بود و اگر جنگ و درگیری را مشاهده کنند انسان جنگجو و ناهنجار خواهند بود. بنابراین نقش خانواده در تربیت فرزندان اساسی بوده وقابل ستودنی است ونقش آن را هیچ ارگان یا سازمانی نمی­تواند به خوبی و به نحو احسن اجرا کند.

 

پیشنهادها

بر پایه نتایج به دست آمده از این پژوهش برای کاهش ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان و نقش خانواده در بروز آن راهکارهای زیر پیشنهاد می­شود.

1-  خانواده از آن­جا که نخستین واحد اجتماعی است که کودک در آن  پرورش می­یابد و اجتماعی می­شود والدین باید احساس مسئولیت نموده  و به نقش بزرگ خودشان در اجتماعی کردن فرزندان همّت بیشتری نموده و کودکان سالم تحویل جامعه دهند.

2-  مسئولین آموزش و پرورش و سازمان­ها با برنامه­ریزی اصولی و دقیق اقدام برگذاری کلاس­هایی جهت آموزش والدین کم­سواد  تحت عنوان کلاس­های آموزش خانواده و هم­چنین از طریق سی­دی­های آموزشی و از طریق رسانه­ها، مطبوعات، صدا و سیما - والدین را در تربیت فرزندان راهنمایی کنند.

3-  برنامه­ریزی برای افزایش اطلاعات والدین از خصوصیات دوران رشد و توجه به نیازهای مهم نوجوانان وجوانان در این دوره به کاهش فاصله بین والدین و دانش­آموزان کمک خواهدکرد و این امر به ویژه برای والدینی که سطح تحصیلات آنها پایین است بسیار ضروری است.

4-  به دلیل رایج بودن ناهنجاری­های رفتاری میان اکثریت دانش­آموزان لازم و ضروری است که مسئولین آموزش و پرورش به صورت مستقیم و غیر مستقیم به شیوه­های مختلف و حتی با استفاده از رسانه­های گروهی آثار سوءاجتماعی این رفتارها را به دانش­آموزان یادآور شوند. چرا که اکثریت دانش­آموزان ازآثاراین گونه رفتارهای نابهنجار خود اطلاعی ندارند و بیشتر از روی عادت یا تقلید از همسالان خود دست به این اعمال می زنند.

5-  خانواده و مدرسه دو نهادی اجتماعی هستند که تاثیر بسیار زیادی در شکل­گیری رفتار و هویت جوانان دارند و درواقع مکمل یکدیگرند پس هرچه قدر ارتباط میان این دو نهاد بیشتر و قوی­تر باشد می­تواند بسیاری از مسائل رفتاری دانش­آموزان را حل کند پس باید ترتیبی در مدارس اتخاذ کرد که ارتباط حضوری و دوستانه والدین با مدارس بیشتر گردد. هماهنگی و ارتباط صمیمانه و مداوم والدین می تواند در کاهش ناهنجاریهای رفتاری دانش آموزان مفید باشد.

6-  والدین و مسئولین مدارس باید نظارت بر رفتار دانش آموزان و کنترل رفتارهای نابهنجار آنها را جدی بگیرند. وجود دانش آموز نابهنجار در مدارس و عدم کنترل آنها موجب می شود ناهنجاری­های رفتاری همانند یک بیماری مسری به سایر شاگردان سرایت کند. در چنین شرایطی نه تنها نظم مدرسه به هم می­خورد بلکه کیفیت آموزش نیز کاهش یافته و به تبع آن افت تحصیلی افزایش می­یابد.

 

 

 

 

 

 

منابع

اسفندیاری، آ. (1381)، نقش­آموزش و پرورش در کاهش ناهنجاری­های   
          اجتماعی. نشریه همبستگی.

اسکندری، م. (1385)، مجموعه دروس علوم اجتماعی. انتشارات سنجش، جلد اول.

اسکندری، م. (1385)، مجموعه دروس علوم اجتماعی. انتشارات سنجش، جلد دوم.

دانش، ت. (1369)، مجرم کیست؟ جرم شناسی چیست؟. مؤسسه‌ی کیهان:
          تهران.

رجب­زاده، ا. (1387)، مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان. شرکت چاپ و نشر
          کتاب­های درسی ایران.

رجب­زاده، ا. (1387)، جامعه شناسی 1. سال دوم دبیرستان، شرکت چاپ و نشر
          کتاب­های درسی ایران.

سخاوت، ج. (1380)، بررسی مؤثر بر ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان استان لرستان. دانشگاه علامه طباطبایی.

سخاوت، ج. (1374)، جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی. مرکز چاپ و انتشارات
          دانشگاه پیام نور.

شریعتی رودسری، م. (1380)، شناخت و درمان اختلالات رفتاری کودکان و
          نوجوانان. تهران: عابد.

فرجاد، م ح. (1371)، آسیب­شناسی اجتماعی و جامعه­شناسی انحرافات.
          انتشارات بدر.

کرباسی، م. (1374)، بررسی مشکلات و راه حل­های رفتاری دانش­آموزان
          مدارس راهنمایی استان همدان. پایان­نامه دوره دکتری.

نجفی­زاده، م. (1363)، نشریه انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی
          ایران. شماره 64.

Shoemaker, D.j.  (1990), Theories of Delinquency,NewYork,
          OxfordUniversity.



1-     عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور مراغه.

2-     کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی.

[3] -Anomie Behavior

1- Cloward

2- Ohlin

3- Matza

4- Sikes

1- J.Hagan

2- Travis Hirschi

3- Edwin Satherland

4- George Herbert Mead

5- Charles Horton Cooley

اسفندیاری، آ. (1381)، نقش­آموزش و پرورش در کاهش ناهنجاری­های   
          اجتماعی. نشریه همبستگی.

اسکندری، م. (1385)، مجموعه دروس علوم اجتماعی. انتشارات سنجش، جلد اول.

اسکندری، م. (1385)، مجموعه دروس علوم اجتماعی. انتشارات سنجش، جلد دوم.

دانش، ت. (1369)، مجرم کیست؟ جرم شناسی چیست؟. مؤسسه‌ی کیهان:
          تهران.

رجب­زاده، ا. (1387)، مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان. شرکت چاپ و نشر
          کتاب­های درسی ایران.

رجب­زاده، ا. (1387)، جامعه شناسی 1. سال دوم دبیرستان، شرکت چاپ و نشر
          کتاب­های درسی ایران.

سخاوت، ج. (1380)، بررسی مؤثر بر ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان استان لرستان. دانشگاه علامه طباطبایی.

سخاوت، ج. (1374)، جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی. مرکز چاپ و انتشارات
          دانشگاه پیام نور.

شریعتی رودسری، م. (1380)، شناخت و درمان اختلالات رفتاری کودکان و
          نوجوانان. تهران: عابد.

فرجاد، م ح. (1371)، آسیب­شناسی اجتماعی و جامعه­شناسی انحرافات.
          انتشارات بدر.

کرباسی، م. (1374)، بررسی مشکلات و راه حل­های رفتاری دانش­آموزان
          مدارس راهنمایی استان همدان. پایان­نامه دوره دکتری.

نجفی­زاده، م. (1363)، نشریه انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی
          ایران. شماره 64.

Shoemaker, D.j.  (1990), Theories of Delinquency,NewYork,
          OxfordUniversity.