عوامل اجتماعی مؤثر بر شدت جرایم در بین زنان مجرم زندان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استاد جامعه شناسی دانشگاه تبریز.

2 کارشناسی ‌ارشد جامعه شناسی.

چکیده

اگرچه بر طبق رویکرد دورکیم، میزانی از انحرافات اجتماعی طبیعی است و علی رغم این که آسیب های اجتماعی و رفتارهای نابهنجار ممکن است ریشه ی روانی، بیولوژیک داشته باشد یا از اختلال شخصیت و ویژگی های فردی ناشی شود، اما انحراف اجتماعی به مثابه رفتاری نابهنجار پدیده ای کاملاً اجتماعی است و عوامل متعددی در شکل گیری آن دخیل اند. انحراف اجتماعی در مقطع کنونی جامعه ی ایران، امری ساختاری است و ناشی از نابسامانی های اجتماعی است و به همین دلیل نیز در آینده رو به افزایش خواهد گذاشت. با توجه به آمارهای ارائه شده در خصوص رشد آسیب های اجتماعی در ایران و اهمیت عمده نقش و جایگاه زنان و جرایم مربوط به زنان (کجروی های مربوط به زنان)، هدف این پژوهش یافتن عوامل اجتماعی مؤثر بر شدت جرایم زنان مجرم زندان شهر ارومیه می باشد. روش پژوهش پیمایشی بوده و جامعه آماری آن کلیه زنان موجود در بند نسوان زندان ارومیه  را شامل می شود که 108 نفر بوده و به دلیل کم بودن جامعه آماری، نمونه گیری صورت نگرفت و روش نمونه گیری به صورت تمام شماری بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار روایی آن از طریق اعتبار صوری و تکنیک تحلیل عاملی، و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ اندازه گیری شد و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار آماریspss  صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین میزان آنومی، میزان اعتقادات مذهبی، معاشرت با دوستان ناباب، مشکلات خانواگی و شدت جرم در میان زنان رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین عوامل مذکور، عامل معاشرت با دوستان ناباب و میزان اعتقادات مذهبی در مدل رگرسیون باقی ماندند که در مجموع  26% از واریانس شدت جرم زنان را تبیین می کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social Factors Affecting the Intensity of Crimes among the Women in Uromiah Prison (Women's Section.)

نویسندگان [English]

  • Hossein Banifatemeh 1
  • Zeinab Baghery Raoof 2
چکیده [English]

Although according to Durkheim, a certain rate of social deviances in any society is normal, and in spite of the fact that social harms and abnormal behavior may have psychological and biological origin, or they may result from personality disorders or personal characteristics, yet social deviance as an abnormal behavior is a completely social phenomenon and several factors can affect its formation. Social deviance in the present day society of Iran is a structural issue and a consequence of social disorder. Therefore, it will increase in the future. With regard to the statistics on the growth of social damages in Iran and the important role and position of women and the crimes (deviances) related to women, This research aims to find out the social factors affecting the intensity of the women's crimes in Uromiah Prison. The research type is survey. The research population includes all the 108 women prisoners in the women's section of Uromiah Prison. Because of the limited number of the population, sampling was not carried out. The research device is a researcher-made questionnaire, the validity of which was determined by face value and factor analysis, and the reliability was measured by Cronbach, s Alpha. Data analysis was carried out using Spss software. The results indicated that there is a signifant relationship between the rate of anomy, religious beliefs, association loith unfit peers and family problems, and crime intensity among the women. The result of multiple regression showed that among the above-mentioned factors, association with unfit peers and religious beliefs remained within the regression model and in sum made up 26% of the women's crime intensity variance.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Crime intensity
  • Social Factors
  • Women
  • Women's crimes
  • Uromiah Prison

عوامل اجتماعی مؤثر بر شدت جرایم در بین زنان مجرم زندان

شهر ارومیه (بند نسوان)

*دکتر حسین بنی‌فاطمه

 ** زینب باقری رئوف

 

چکیده

اگرچه بر طبق رویکرد دورکیم، میزانی از انحرافات اجتماعی طبیعی است و علی رغم این که آسیب های اجتماعی و رفتارهای نابهنجار ممکن است ریشه ی روانی، بیولوژیک داشته باشد یا از اختلال شخصیت و ویژگی های فردی ناشی شود، اما انحراف اجتماعی به مثابه رفتاری نابهنجار پدیده ای کاملاً اجتماعی است و عوامل متعددی در شکل گیری آن دخیل اند. انحراف اجتماعی در مقطع کنونی جامعه ی ایران، امری ساختاری است و ناشی از نابسامانی های اجتماعی است و به همین دلیل نیز در آینده رو به افزایش خواهد گذاشت. با توجه به آمارهای ارائه شده در خصوص رشد آسیب های اجتماعی در ایران و اهمیت عمده نقش و جایگاه زنان و جرایم مربوط به زنان (کجروی های مربوط به زنان)، هدف این پژوهش یافتن عوامل اجتماعی مؤثر بر شدت جرایم زنان مجرم زندان شهر ارومیه می باشد. روش پژوهش پیمایشی بوده و جامعه آماری آن کلیه زنان موجود در بند نسوان زندان ارومیه  را شامل می شود که 108 نفر بوده و به دلیل کم بودن جامعه آماری، نمونه گیری صورت نگرفت و روش نمونه گیری به صورت تمام شماری بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار روایی آن از طریق اعتبار صوری و تکنیک تحلیل عاملی، و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ اندازه گیری شد و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار آماریspss  صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین میزان آنومی، میزان اعتقادات مذهبی، معاشرت با دوستان ناباب، مشکلات خانواگی و شدت جرم در میان زنان رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین عوامل مذکور، عامل معاشرت با دوستان ناباب و میزان اعتقادات مذهبی در مدل رگرسیون باقی ماندند که در مجموع  26% از واریانس شدت جرم زنان را تبیین می کنند.

واژگان کلیدی: شدت جرم، عوامل اجتماعی، زنان، جرایم زنان، زندان ارومیه.

مقدمه

در قرن بیستم انحرافات شکل حادی به خود گرفته است  به گونه‌ای که طبق گزارش سازمان ملل در طی سال‌های 1980 تا 1986 سالیانه به طور متوسط 5 درصد بر میزان جرایم در سطح جهان افزوده شده، که بیش از میزان رشد جمعیت است(محققیان، 1387: 18). انحراف یاکجروی شیوه‌های رفتاری است که با هنجارها یا ارزش‌های اکثر اعضای یک گروه یا جامعه همنوا نیستند. در
دایره المعارف علوم اجتماعی، کجروی یا انحراف رفتاری است مغایر با معیارهای پذیرفته شده یا انتظار اجتماعی گروه یا جامعه‌ای خاص(ساروخانی، 1370: 192). انحرافات اجتماعی به هرگونه رفتاری می‌گویند که با انتظارات جامعه یا یکی از گروه‌های مشخص درون جامعه منطبق و سازگار نباشد؛ به عبارت دیگر انحرافات اجتماعی پیروی نکردن از هنجارهاست و هنگامی رخ می‌دهد که فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نمی کنند(کوئن، 1372: 213).

از دیدگاه جامعه شناسی، انحرافات اجتماعی شامل طیف وسیعی از رفتارها می‌شود که تحت تاثیر عوامل گوناگونی واقع می‌گردند(ممتاز، 1381: 10). از آن جا که هرعملی بنا به علتی پدید می‌آید، انحرافات اجتماعی نیز بدون علت نمی‌باشد. برای تعیین علت‌های به وجود آورنده‌ی انحرافات اجتماعی باید کلیه‌ی عوامل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی و ... یک جامعه مورد مطالعه قرار گیرد؛ زیرا شناخت علت وقوع جرم، عامل مهمی برای پیشگیری از وقوع جرم است(محققیان، 1387: 23). نقش زنان در عرصه‌های گوناگون زندگی بشر غیرقابل انکار است. نقش آنان در این عرصه‌ها و اثرات ناشی از آن، از جمله مسائلی است که امروزه مورد توجه واقع شده و به صورت گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. از بررسی‌ها چنین برمی‌آید که هرچند میزان جرایم زنان نسبت به مردان بسیار پایین می‌باشد ولی روند رو به رشد جرایم زنان می‌تواند به عنوان یک زنگ خطر برای بحران‌های بعدی باشد. تحقیقات نشان می دهند که میزان جرایم زنان در جرم‌های شدید با بیش از 10 درصد و در جرایم مالی بیش از 13 درصد افزایش یافته است(ربیعی، 1384: 43). پژوهش حاضر به دنبال شناخت جرایم زنان زندانی شهر ارومیه و شناسایی عوامل و زمینه‌های اجتماعی مؤثر بر شدت جرایم آنها می‌باشد که امید می‌رود با این شناخت و برنامه‌ریزی‌های مناسب بتوان از روند روزافزون ارتکاب جرایم زنان جلوگیری نمود. لذا مساله اصلی پژوهش، شدت جرایم زنان و بررسی علل و عوامل اجتماعی مؤثر بر شدت جرایم زنان می‌باشد.

چارچوب نظری تحقیق

نظریه‌های بی‌سازمانی اجتماعی

معتقـدان به نظریه‌هـای بی‌سازمانی اجـتماعی بر این بـاورند که عواملی چـون کاهش کارآیی نهادهای اجتماعی نظیر خانواده و تضعیف تقیدهای خویشاوندی به عنوان نیروهای غیررسمی کنترل اجتماعی، کاهش انسجام سنتی اجتماعی که پیامد رشد سریع صنعتی شدن، شهرنشینی و مهاجرت فزآینده به سوی حوزه‌های شهری است. جرایمی نظیر قتل، سرقت، انحرافات جنسی و اعتیاد را افزایش می‌دهند(احمدی، 1384: 43). ازجمله دورکیم مفهوم آنومی را به شرایط اجتماعی بی‌هنجاری یا بی‌سازمانی اجتماعی مرتبط می‌داند. آنومی مرکز بحث نظریات اساسی دورکیم در تحلیل بی‌نظمی­های اجتماعی، هرج و مرج، رفتار ضد اجتماعی و رفتار انحرافی است. آنومی وضعیتی است که در جامعه، هنجار معینی وجود ندارد که فرد از آن پیروی کند و او به صورت بی‌ریشه عمل می‌کند و این حالت هنگامی است که انتظارات فرهنگی با واقعیات اجتماعی ناهماهنگ باشد. آنومی یا بی‌نظمی جامعه هنگامی اتفاق می‌افتد که استانداردها و قیود جامعه ضعیف شده باشد(شیخاوندی، 1373: 75).

اشاره دورکیم به متغیرهای دینی و تعلقات فرد به ارزش های مذهبی و به ویژه وابستگی فرد به اجتماعات دینی و همبستگی اجتماعی ناشی از اجتماعات دینی و تاثیر آنها در کاهش انحرافات اجتماعی از طریق ساز و کارهایی نظیر وحدت خانوادگی و تنظیمات والدین قابل تامل است(احمدی، 1384: 48-47).

مرتن انحراف ناشی را از فرهنگ و ساختار جامعه می داند. به نظر وی در جوامعی که هدف ها مورد توجه است و اهمیتی به راه ها و وسایل رسیدن به آن نمی دهند، باعث می شود که افراد از کارآمدترین وسایل، حتی غیرمشروع برای رسیدن به هدف های خود استفاده کنند. مرتن بر این باور است که انحراف و کج رفتـاری بـرای این پیش می آید که جـامعه دستیابی به برخی هدف ها را تشویق می کند ولی وسایل ضروری برای رسیدن به این هدف ها را در اختیار همه اعضای جامعه قرار نمی دهد(محققیان، 1387: 161).

پارسونز کجروی را پدیده‌ای نشات گرفته از فقدان سازماندهی و هم چنین فعالیتی قلمداد می‌کند که محصول نوعی همبستگی ناقص در میان اعضای جهان اجتماعی است. پدیده‌ای که در عین حال می‌تواند با نهادها و افرادی که در مسیر فقدان پیوستگی با دیگران قرار گرفته‌اند نیز همراه شود و در نهایت، یا به نوعی همنوایی جدید بدل گردد؛ یا به عنوان نوعی منبع فشار در درون نظام اجتماعی موجود، به حیات خود ادامه دهد، یا این که همراه با تعادل و انسجامی که بعدها به جامعه بر می‌گردد، از بین برود(سلیمی و دیگری، 1380: 437). پارک و برگس در چهارچوب رویکرد بوم شناختی به دنبال ارتباط بین محیط فیزیکی شهر و رفتارهای انحرافی برآمدند. آنان در تبیین انحرافات اجتماعی بر متغیرهایی که با پدیده شهرنشینی ارتباط داشت نظیر زبان، قومیت، مهاجرت، حوزه­های سکونتگاهی و تراکم جمعیت تمرکز کردند. به اعتقاد برگس، منطقه انتقالی شهر به دلیل عواملی نظیر تحرک بالای جمعیت، نرخ بالای مهاجرت و ویرانی خانه‌ها بالاترین میزان انحراف را دارد. پارک و برگس مدعی شده­اند عوامل فوق باعث تضعیف کارکرد نهادهای اجتماعی می شود. منطقه انتقالی که میزان­های بالایی از جرم و بزهکاری را تجربه می­کند بیشتر سکونتگاه مهاجران، قومیت­ها و فقر است. سکونت در «زاغه نشین‌های شهر» موجب پیدایش خرده فرهنگ بزهکارانه گردیده و به شیوع جرم و بزهکاری منتهی خواهد شد (احمدی، 1377: 58).

نظریه‌های تضاد

اساس و شالوده تمامی نظریه‌های تضاد اجتماعی در حوزه مطالعه جرم و کجروی اندیشه‌های مارکسیستی است که با تکیه بر نقش دولت در تولید جرم، رفتارهای کجروانه را، یا عکس العملی در برابر توزیع نابرابر ثروت و قدرت در جامعه می‌داند، یا نوعی کارکرد گونه‌های متفاوت تضاد موجود در درون جامعه(احمدی، 1377: 65). مارکس، انحراف را ناشی از توزیع نابرابر ثروت و قدرت در جامعه می‌داند. به نظر وی دو طبقه در جامعه در مقابل هم قرار دارند: کسانی که مالکیت ابزار تولید و روابط تولیدی را در اختیار دارند و گروه دیگر کسانی که فاقد آن می‌باشند. یا به عبارتی طبقه‌ی سرمایه‌دار و طبقه‌ی کارگر که استعمار طبقه‌ی کارگر ناشی از مناسبات تولیدی می‌باشد(سلیمی، 1380: 351).

مارکس انحرافات افراد را واکنشی در برابر محرومیت­هایی که نظام سرمایه داری برای آنان ایجاد کرده می‌داند. او اکثر مجرمان و بزهکاران را به عنوان لمپن پرولتاریا، طبقه خطرناک و فرومایه­ بی‌طبقه، طبقه‌بندی نموده است که آگاهی طبقاتی نداشته و آگاهی آنان از نوع فردی و کاذب است. مارکس و انگلس بر این باروند که شرایط نامناسب اقتصادی به ویژه فقر مادی از عوامل اساسی جرم و بزهکاری است. مالکیت خصوصی به فقیر شدن برخی از اعضای جامعه می‌انجامد، زیرا صاحبان ابزار تولید، افرادی را که مالک آن ابزار نیستند استثمار می‌کنند و در نتیجه این افراد به دلیل فقر، مرتکب جرم و بزهکاری می‌شوند؛ از نظر مارکس با حذف طبقه اجتماعی و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید از طریق انقلاب اجتماعی، تضاد حذف و در نتیجه جرم و بزهکاری از بین خواهد رفت(ممتاز، 1381: 134‌ـ130).

کنترل اجتماعی

هیرشی مهم ترین صاحب نظر رویکرد کنترل اجتماعی، علت همنوایی افراد با هنجارهای اجتماعی را پیوند اجتماعی آنها دانسته است. وی مدعی است که پیوند میان فرد و جامعه مهم ترین علت همنوایی و عامل اصلی کنترل رفتارهای فرد است
و ضعف این پیوند یا نبود آن موجب اصلی کجرفتاری است(محققیان، 1387: 198).

هیرشی معتقد است که احتمال بزهکاری هنگامی که تقیدات، تعلقات و تعهدات ضعیف شود، بیشتر است. منظور هیرشی از تعلق این است که فرد نسبت به افرادی که با آنان پیوندهای نزدیکی دارد دارای احساساتی است که این احساسات موجب می‌شود نسبت به آن چه درباره رفتارش می‌اندیشند مراقب باشد؛ بنابراین کنترل بزهکاری با تعلقات جوانان نسبت به والدین شان پیوند می‌خورد(احمدی، 1384: 91).

نی معتقد است خانواده از طریق چهار عامل باعث تقویت پیوند اجتماعی می‌گردد. نی معتقد است که خانواده دارای تاثیرات زیر است: 1) نظارت درونی
2) نظارت غیرمستقیم 3) نظارت مستقیم 4) ارضای نیازها. نی اضافه می‌کند که فروپاشی خانواده کم اهمیت‌تر از خوشحالی و خوشبختی خانواده است. یعنی خانواده‌ای که پر از تشنج و اختلاف باشد می‌تواند نقش مهمی در کجرفتاری نوجوان بازی کند اما نوجوانی که در خانواده طلاق گرفته ولی آرام زندگی کند وضعیت بهتری دارد(ممتاز، 1381: 123).

ساترلند و پیوند افتراقی

نظریه پیوند افتراقی ادوین ساترلند مشهورترین نظریه از مجموع نظریه های جامعه پذیری یا یادگیری در مباحث کجرفتاری اجتماعی است. این رویکرد را ساترلند برای نخستین بار در سال 1939 و در نخستین ویرایش های کتاب خود با نام اصول جرم شناسی مطرح ساخته است. نکته اصلی نظریه وی این است که افراد به این علت کج رفتار می‌شوند که تعداد ارتباط‌های انحرافی آنان بیش از ارتباط‌های غیرانحرافی‌شان است. این تفاوت تعامل افراد با کسانی که ایده‌های کج رفتارانه دارند نسبت به افرادی که از ایده‌های همنوایانه برخوردارند(یعنی ارتباط بیشتر آنان با کج رفتاران یا ایده‌های کج رفتاری) علت اصلی کج رفتاری آنهاست. ساترلند معتقد است که بسیاری از صور کجروی از یک فرد به فرد دیگر منتقل می‌شود؛ یعنی این که اگر فردی در محیط مجاور خود در معرض عوامل جرم‌زا قرار گیرد، شانس و احتمال قانون شکنی او افزایش می‌یابد. وی می‌گوید: برای آن که فردی تبهکار شود، ابتدا باید بیاموزد که چگونه باید تبهکاری کند و این آموزش از طریق کنش و واکنش با افراد و گروه‌ها ی دیگر به دست می‌آید. به نظر وی هر فردی، هم با گروه ها و افراد منحرف و هم غیر منحرف برخود می‌کند که افراد در برخوردهای شان بیشتر تحت تاثیر دوستان قرار می‌گیرند(محققیان، 1387: 185).

پیشینه تحقیق

نتایج تحقیق محمدنبی(1376) نشان داده است که نابسامانی خانواده، عدم نظارت وکنترل والدین، وجود اختلافات و مشاجره وکثرث اولاد، وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین تاثیر مهمی در بروز جرم و تعدد جرم و سن شروع جرم دارد. اعتقادات مذهبی بیشتر وفشار اقتصادی کمتر، مهیا بودن امکانات وفرصت های رسیدن به اهداف اجتماعی، نبودن جرم و جنایت در میان اعضای خانواده، می تواند گرایش افراد را به جرم کاهش دهد(به نقل از علیخواه،  1383: 79).

ربیع‌زاده و همکارانش در سال (1376) در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که فقر اقتصادی، بی‌سوادی یا کم سوادی، ناآگاهی اجتماعی، نابسامانی زندگی خانوادگی، از هم پاشیدگی کانون خانواده، سکونت در محلات پست و جرم خیز در تعامل با هم، زمینه انحراف و کجروی را فراهم می‌سازند(ربیعی، 1384: 47).

نتایج تحقیق پولادی و شلویری در سال (1387) نشان داد: مشکلات اقتصادی ‌ـ اجتماعی در ارتکاب جرم از سوی زنانی که علت دستگیری آنان حمل و قاچاق مواد مخدر بوده است، نقش بیشتری داشته تا زنانی که علت دستگیری آنان روابط نامشروع یا قتل بوده است. به عبارت دیگر بین مشکلات اقتصادی ‌ـ اجتماعی و انحراف و گرایش زنان به سوی مصرف، حمل و قاچاق مواد مخدر رابطه تنگاتنگی وجود دارد(شلویری و دیگری، 1381: 168-145).

در پژوهشی که ذوالفقارزاده در سال (1386) با عنوان عوامل اجتماعی مرتبط با بروز کجروی‌های زنان شهر تبریز انجام داده، به سنجش رابطه متغیرهای مستقل منطقه مسکونی، نظام پدرسالاری، کنترل اجتماعی و شیوه زندگی با میزان کجروی پرداخته است که دو مورد از مؤلفه های آن یعنی تعهد و پیوستگی با بروز کجروی رابطه معنادار دارند(ذوالفقارزاده، 1386: 4). داداش‌زاده فهیم نیز در تحقیق خود نتیجه گرفت که: نقش خانواده، شدت وابستگی مذهبی و اجتماعی، فقر اقتصادی و فرهنگی از عوامل مؤثر در بروز کجروی و علل جرم در زنان هستند(محمدی، 1383: 68). لافن و میشو[1] در شهر گرونوبل فرانسه درباره مسکن، محله، شهر و ناسازگاری نوجوانان همان شهر به مطالعه پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بزهکاری نوجوانان و ناسازگاری آنان تابع کلی است و اغلب آن را باید در محله‌هایی که از خانه‌های محقر و ناسالم تشکیل شده و کوی کارگر مشاهده نمود(به نقل از کی‌نیا، 227:1374).

برجیس[2] بزهکاری نوجوانان را در شهرک 12000 نفری بررسی کرد و دریافت که بزهکاری در یک ناحیه آن سه مرتبه بیشتر از ناحیه دیگر همان شهرک است؛ در ناحیه ای که سطح جنایی آن بالاست، محیط‌های خانوادگی از نظر اخلاقی در سطح پست‌تری قرار داشتند و از سوی دیگر سطح فرهنگی در آن جا خیلی پایین‌تر بوده است. ایشان معتقد است کثرت جرائم در یک ناحیه ناشی از طبع خاص افرادی که در آن جا به سر می‌برند نیست بلکه بعضی از شرایط خاص مسکن، موجبات ازدیاد جرایم را فراهم می‌سازد(کی‌نیا، 1374: 243).

تعریف جرم

جرم یک پدیده اجتماعی است و با خلقت بشر، تحت عناوین مختلف از
قبیل رفتار ناشایست، سرکشی، سرپیچی و رفتار ناپسند آغاز گردیده است (دانش، 1379: 77).

تعریف حقوقی جرم: طبق قانون، هر فعل یا ترک فعلی را که نظم، صلح و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد،
می دانند(همان: 78) .

جامعه‌شناسان معتقدند جرم یک پدیده‌ی دائم اجتماعی است که در هر زمان و مکان اتفاق می‌افتد. بعضی از جرایم با تحولات اجتماعی تغییر نمی‌یابند و نزد وجدان قاطبه مردم زشت و ناپسند بوده، احساسات اجتماعی را متاثر می‌سازند. از نظر دورکیم جرم پدیده طبیعی اجتماعی است و از نظام، فرهنگ و تمدن هر اجتماع ناشی می‌گردد. تا اجتماع و نظام آن باقی است جرم نیز دارای خصوصیت دائمی خواهد بود و هر عملی که وجدان جمعی را جریحه دار کند جرم محسوب می‌شود(همان: 80).

ساترلند جرم را چنین تعریف می کند: وقتی عملی جرم است که از طرف قانون گذار امر و نهی شده باشد و مقررات آن به وسیله مقامات صلاحیت دار تدوین و آنان، آن را برای اجتماع خود مورد اجرا بگذارند(خاکپور، 1374: 25).

 تعریف مفهومی شدت جرم

در این مقاله با الهام از متون انحرافات اجتماعی که شدت کجروی را بر اساس شدت واکنش جامعه در مقابل آن تعریف می کنند. شدت جرم بر اساس شدت واکنش قانون به آن، که همان مجازات است تعریف می‌شود(بخشنامه وزارت دادگستری به شماره 1076/021/111 و تاریخ 29/1/85).

شدت جرم از طریق سه شاخص نوع جرم، میزان محکومیت تعیین شده و سابقه محکومیت سنجیده شده به طوری که برای رتبه‌بندی نوع جرایم و تعیین شدت جرایم از قانون مجازات اسلامی، قضات، متخصصین، وکلای دادگاه و کارشناسان علوم حقوق جزا و جرم شناسی در این امر استفاده شد و جرم ها در 5 دسته مجازات‌های سالب حیات یعنی قصاص نفس، اعدام مانند: قتل عمد با رتبه خیلی شدید، جرایمی که مجازات حبس ابد دارند مانند قاچاق مواد مخدر، حمل مواد مخدر به مقدار زیاد  با رتبه شدید، جرایمی که مجازات‌های حبس‌ طویل‌المدت دارند یعنی حبس از 5 سال به بالا مانند معاونت در قتل، کلاهبرداری، تشکیل خانه فساد و جرایم امنیتی با رتبه متوسط، جرایمی که حبس تعزیری کم تر از 5 سال دارند مانند حمل مشروبات الکلی، سرقت و اخاذی با رتبه ضعیف و جرایمی که شلاق تعزیری تا 74 ضربه یا حبس کم تر از 1 سال دارند مانند رابطه نامشروع، دعوا و درگیری و استعمال مواد مخدر با رتبه خیلی ضعیف طبقه‌بندی شدند. میزان محکومیت نیز با توجه به نوع جرم به اعدام و قصاص (خیلی شدید)، حبس ابد (شدید)، مجازات بیش از 5 سال (متوسط)، مجازات کم تر از 5 سال (ضعیف) و مجازات کم تر از یک سال نیز (خیلی ضعیف) طبقه‌بندی شد، سابقه محکومیت نیز با پرسیدن این سئوال که چند بار سابقه محکومیت دارید، به گزینه‌های بی‌سابقه، یک بار، دو بار، سه بار، چهار بار و بیشتر دسته‌بندی شد، که در نهایت با استفاده از دستور comput در spss این سه سئوال جمع شدند که مجموع این سه سئوال شاخصی شد در مقیاس سطح فاصله ای برای تعیین شدت جرایم زنان زندانی. این متغیر با استفاده از معرفه‌های: نوع جرم‌، میزان مجازات تعیین شده (میزان حبس) یعنی تعداد سال های محکومیت (سال، ماه، روز) سابقه محکومیت‌، تعداد جرایم سنجیده شده است.

 

فرضیه های تحقیق

1-     بین  احساس آنومی در جامعه و شدت جرم در بین زنان رابطه وجود دارد.

2-     بین میزان اعتقادات مذهبی و شدت جرم زنان رابطه وجود دارد.

3-     بین میزان درآمد ماهیانه خانواده و شدت جرم زنان تفاوت وجود دارد.

4-     بین محل سکونت و شدت جرم زنان تفاوت وجود دارد.

5-     بین معاشرت با افراد ناباب و شدت جرم زنان رابطه وجود دارد.

6-     بین میزان مشکلات خانوادگی و شدت جرم زنان رابطه وجود دارد.

روش تحقیق

 روش تحقیق، پیمایشی می باشد.

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری، زنان مجرم زندان مرکزی ارومیه (بند نسوان) که در سال
89- 1388 در زندان به سر می‌برند، می‌باشد که تعداد آنها 136 نفر است. با توجه به این که جامعه آماری زیر 200 نفر است، بنابراین نمونه‌گیری انجام نگرفت و زنان مجرم بطور تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفتند.

اعتبار و پایایی ابزار اندازه‌گیری

اعتبار ابزار اندازه‌گیری برمبنای اعتبار صوری به این صورت که پرسشنامه اولیه توسط اساتید راهنما، مشاور و اساتید روش تحقیق و هم چنین صاحب نظران و وکلای دادگاه مورد ارزیابی قرار گرفت و سئوال های مبهم حذف و پرسشنامه نهایی طراحی گردید و هم چنین از تکنیک تحلیل عاملی برای سنجش روایی پرسشنامه استفاده شده و پایایی آن نیز با استفاده از تکنیک آلفای کرونباخ محاسبه شده است.

 

 

جدول شماره(1): پایایی گویه‌های مربوط به سازه‌ها

مقدار پایایی محاسبه شده

تعداد گویه

مؤلفه‌ها

634/0

6

احساس آنومی

773/0

5

اعتقادات مذهبی

674/0

5

معاشرت با افراد ناباب

812/0

6

مشکلات خانوادگی

913/0

3

شدت جرم

یافته‌ها

جدول شماره(2): توزیع پراکندگی میزان شدت جرم (متغیروابسته) و میزان
متغیرهای مستقل تحقیق در بین زنان زندانی

متغیرها

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

واریانس

حداقل

حداکثر

شدت جرم

108

32/60

23/14

72/202

25

90

احساس آنومی

108

58/46

12/19

95/365

33/3

67/96

اعتقادات مذهبی

108

73/63

57/23

59/555

8

100

معاشرت با افراد ناباب

108

14/47

11/24

26/581

0

96

مشکلات خانوادگی

108

19/40

56/22

07/509

67/6

90

 

همبستگی بین احساس آنومی، اعتقادات مذهبی، مشکلات خانوادگی و معاشرت با افراد ناباب با شدت جرم در بین زنان زندانی:

از آن جا که سطح سنجش متغیر وابسته (شدت جرم) و متغیرهای مستقل در سطح مقیاس فاصله‌ای بوده و هم چنین با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون پارامتریک ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد که طبق اطلاعات جدول شماره (3) ملاحظه می‌شود که بین احساس آنومی در جامعه، مشکلات خانوادگی و معاشرت با افراد ناباب با شدت جرم در بین آنان، همبستگی مستقیم معنی‌دار وجود دارد و با اعتقادات مذهبی همبستگی معکوس وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره(3): همبستگی بین احساس آنومی، اعتقادات مذهبی،
مشکلات خانوادگی، معاشرت با افراد ناباب و شدت جرم

متغیرها

شدت جرم

 

احساس  آنومی

ضریب همبستگی پیرسون                         223/0=r

سطح معنی‌داری                                       02/0=P

حجم نمونه                                              108 =n

 

اعتقادات مذهبی

ضریب همبستگی پیرسون                     377/0- = r

سطح معنی‌داری                                    000/0= P

حجم نمونه                                             108 = n

 

مشکلات خانوادگی

ضریب همبستگی پیرسون                        209/0= r

سطح معنی‌داری                                      03/0= P

حجم نمونه                                             108 = n

 

معاشرت با افراد ناباب

ضریب همبستگی پیرسون                       493/0 = r

سطح معنی‌داری                                    000/0= P

حجم نمونه                                             108 = n

 

تبیین شدت جرم زنان زندانی براساس متغیرهای مستقل- میزان اعتقادات مذهبی، احساس آنومی، مشکلات خانوادگی و معاشرت با افراد ناباب:

به منظور تبیین میزان شدت جرم در بین زنان زندانی شهر ارومیه بر اساس مجموع متغیرهای مستقل از رگرسیون چندگانه به روش گام ‌به ‌گام استفاده شد که در نهایت طبق اطلاعات جدول شماره (4) ملاحظه می‌شود که در مجموع دو متغیر مستقل مهم در شکل‌ رگرسیونی باقی ماندند که ضریب همبستگی چندگانه آنها با میزان شدت جرم برابر 52/0=R با ضریب تبیینی برابر 27/0= و ضریب تبیین خالص برابر 26/0= می‌باشند. مقدار به دست آمده از ‌این ضریب بیانگر آن است که حدود 26 درصد از واریانس شدت جرم زنان توسط متغیرهای مستقل موجود در شکل رگرسیونی تبیین می‌گردد.

هم چنین شکل رگرسیونی تبیین شده نیز بر اساس آزمون تحلیل واریانس انجام شده خطی است.

 

جدول شماره(4): ضریب همبستگی چندگانه برای تبیین میزان شدت جرم در بین زنان زندانی

شکل

ضریب

 همبستگی چندگانه

ضریب

 تبیین

ضریب تبیین خالص

اشتباه معیار برآورد

مقدار F

سطح معنی‌داری

1

2

493/0

528/0

243/0

278/0

235/0

265/0

449/12

209/12

255/20

000/0

 

 

در مجموع طبق اطلاعات جدول شماره (5) و با توجه به ضرایب بتاهای استاندارد نشده ملاحظه می‌شود که با مقدار ثابت(α) برابر 03/57، میزان معاشرت با افراد ناباب با بتای 24/0=β و میزان اعتقادات مذهبی با بتای
 126/0- =β سهم معنی‌داری در تبیین میزان شدت جرم زنان دارند. در نهایت با حذف مقدار ثابت آلفا (α) از طریق استاندارد کردن مقادیر متغیرهای مستقل ملاحظه می‌شود که به‌ ترتیب میزان معاشرت با افراد ناباب با بتای 406/0=β تاثیر مثبت و اعتقادات مذهبی با بتای 208/0- =β تاثیر منفی را در پیش‌‌بینی شدت جرم زنان مورد مطالعه داشته است.

 

جدول شماره(5): ضرایب متغیرهای مستقل باقیمانده در شکل رگرسیونی به روش گام به گام

Sig

T

ضرایب استانداردشده

ضرایب خام

B

ترتیب ورود متغیرهای

مستقل در شکل

Beta

Std.Error

000/0

65/17

 

641/2

609/46

مقدار ثابت

000/0

827/5

493/0

05/0

291/0

معاشرت با افراد ناباب

000/0

86/10

 

252/5

039/57

مقدار ثابت

000/0

449/4

406/0

054/0

240/0

معاشرت با افراد ناباب

000/0

283/2-

208/0-

055/0

126/0-

اعتقادات مذهبی

نتیجه‌گیری

برای آزمون فرضیه رابطه احساس آنومی در جامعه و شدت جرم در زنان زندانی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج نشان داد که بین آنومی و شدت جرم همبستگی مستقیم معنی‌دار وجود دارد. از نظر دورکیم آنومی هنگامی اتفاق می‌افتد که استانداردها و قیود جامعه ضعیف شده باشد(شیخاوندی، 1373: 75). در تحقیق ذوالفقارزاده (1386) نیز عدم پیوستگی با جامعه و هنجارها موجب بروز جرم و کجـروی در جـامعه می‌شود که تحقیق حـاضر نیز همسـو با یافته‌های

 قبلی می‌باشد. بنابراین قابل کاربرد به جامعه آماری مورد مطالعه می‌‌باشد.

برای آزمون فرضیه رابطه بین اعتقادت مذهبی و شدت جرم در زنان زندانی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج نشان داد که بین اعتقادات مذهبی و شدت جرم همبستگی معکوس معنی‌دار وجود دارد. پای بندی به اصول اخلاقی و دین ‌باوری از جمله مهم ترین عواملی است که جامعه آحاد آن را در برابر تمایلات نفسانی، یاس و خوی تجاوز به حقوق دیگران که عامل بسیاری از حوادث و معضلات اجتماعی است حفظ می‌کند. اگر اعتقادات مذهبی و تقوا، در آحاد جامعه‌ای ریشه داشته باشد و رفتار و منش آنها را تحت‌الشعاع قرار دهد دیگر حتی نیازی به کنترل‌های بیرونی نیست ولی هرگاه این موضوع، به عنوان یک بازدارنده درونی وخود کنترلی تضعیف شود، نیاز به کنترل‌ها و مراقبت‌های بیرونی افزایش می‌یابد(محمدی، 1383: 62). طبق تحقیقی که گلوک‌ها انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که افرادی که درانجام مراسم مذهبی خود پایدار هستند، کمتر از دیگران به سوی انحراف گرایش دارند. گرازمیک و همکارانش از وجود دو مکانیسم تنبیهی شرم و سرافکندگی در شبکه کنش‌های متقابل دینی نام برده‌اند. بدین شکل که شرم متغیری مبنی بر درونی شدن ارزش‌های دینی است و سرافکندگی از سوی دیگر به کنشگر تحمیل می‌شود و هر دو تأثیری جدی در کنترل رفتار فرد دارند(سلیمی، 1380: 539). نتایج مطالعات مختلف نشان می‌دهد که دین و پای بندی به ارزش‌ها به عنوان یک قدرت بازدارنده در روی آوردن جوانان به انحرافات اجتماعی دارای کارکرد مثبت می‌باشد. دین از طریق پای بندی فرد به مجموعه‌ای از معیارهای هنجارین که با ضمانت‌های اجرایی همراه است، به نوعی به صورت مکانیسم کنترل بیرونی عمل می‌کند. دین، ارزش‌ها و هنجارهای خاص خود را بر پیروانش عرضه و نقش کنترلی خود را با تقویت آن ارزش‌ها و هنجارها به شکل مؤثری ایفا می‌کند(قجاوند، 1388: 35). از نظر هیرشی عدم باور و تعهد باعث کاهش انحراف و کجروی در جامعه می‌شود. بنابراین نتایج تحقیق مذکور قابل کاربرد در جامعه آماری مورد مطالعه می‌باشد.

برای آزمون فرضیه رابطه بین درآمد ماهیانه خانواده و شدت جرم در زنان از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد و نتایج تحقیق نشان داد که شدت جرم زنان زندانی براساس درآمد ماهیانه خانواده آنها متفاوت نیست. تحقیقات انجام یافته در این زمینه نشان داده است که عامل اقتصادی در وقوع جرایم تأثیر دارد و منظور از عوامل اقتصادی وضعیت مادی خانواده و میزان رضایت از این وضعیت است. توماس مور فقر را عامل مهم شورش‌ها و تخلف از قوانین و مقررات می‌داند. وی برای پیشگیری از انحراف، تعدیل ثروت را پیشنهاد می‌کند. ‌بنگر نیز با استفاده از مفاهیم و نظریه‌های مارکس کوشیده است نحوه همبستگی کجروی و جرم را با وضعیت اقتصادی نشان دهد که یافته حاضر همسو با تحقیقات قبلی نمی‌باشد، دلیل این که این فرضیه رد شده می تواند عدم پاسخگویی درست زنان در مورد درآمد ماهیانه خانواده شان باشد که در پاسخ به این سئوال محافظه کار بودند.

برای آزمون فرضیه رابطه بین محل سکونت و شدت جرم نیز از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد و نتایج نشان داد که بین محل سکونت و شدت جرم زنان رابطه معنی‌دار وجود ندارد. تحقیقات پیشین به این نتیجه دست یافته‌اند که محیط یکی از عوامل تأثیرگذار در پیدایش رفتارهای شایسته و یا ناشایست است. اگر در منزل و خانه، کوچه، خیابان و مدرسه و محیط پیرامون زمینه و شرایط مساعدی برای بزهکاری وجود داشته باشد، فردی را که آمادگی انحراف در او وجود دارد، به سوی جرم و ارتکاب رفتار بزهکارانه سوق می‌دهد(به نقل از کی‌نیا، 1374). که نتایج تحقیق حاضر این امر را تأیید نکرده است. بنابراین نتایج تحقیق مذکور قابل کاربرد در جامعه آماری مورد مطالعه نمی‌باشد. دلیل این که این فرضیه رد شده می تواند موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی خود شهر ارومیه باشد. به طوری که این شهر به دلیل همجواری و نزدیکی به مرز، تفاوت چشمگیری از لحاظ جرم و کجروی با سایر شهرها دارد.

در رابطه با فرضیه رابطه بین میزان معاشرت با افراد ناباب و شدت جرم در زنان زندانی رابطه معنی‌داری به دست آمده است که در توضیح آن می توان گفت: با توجه به این که گروه همسالان و دوستان الگوهای مورد قبول یک فرد در شیوه گفتار، کردار، رفتار و منش هستند، فرد برای این که مقبول جمع دوستان و همسالان افتد و با آنان ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزیر از پذیرش هنجارها و ارزش‌های آنان است. در غیر این صورت، از آن جمع طرد می‌شود. از این رو، به شدت متأثر از آن گروه می‌گردد، تا حدی که اگر بنا باشد در رفتار فرد تغییری ایجاد شود یا باید هنجارها و ارزش‌های آن جمع را تغییر داد یا ارتباط فرد را با آن گروه قطع کرد. تأثیر گروه همسالان، همفکران، همکاران و دوستان در رشد شخصیت افراد کم تر از تأثیر خانواده نیست؛ چرا که فرد پس از خانواده، منحصراً زیر نفوذ گروه قرار می‌گیرد. ساترلند در نظریه «انتقال فرهنگی کجروی» خود بر این نکته مهم تأکید می‌کند که رفتار انحرافی همانند سایر رفتارهای اجتماعی، از طریق معاشرت با دیگران‌، یعنی منحرفان و دوستان ناباب آموخته می‌شود و همان گونه که همنوایان از طریق همین ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش‌های فرهنگی آن گروه و جامعه را پذیرفته، خود را با آن انطباق می‌دهند، افراد در ارتباط با دوستان ناباب و هنجارشکن، نیز به سمت و سوی ناهنموایی سوق داده می‌شوند. بنابراین نتایج تحقیق حاضر نیز این امر را تأیید کرده و بنابراین نتایج تحقیق مذکور قابل کاربرد در جامعه آماری مورد مطالعه می‌باشد.

بین میزان مشکلات خانوادگی و شدت جرم در زنان زندانی نیز رابطه معنی‌داری به دست آمده است. در این مورد نظریه ویلسون و هرنشتاین مطرح است که محیط خانواده و تجربه‌های نخستین فرد در مدرسه را از جمله مهم‌ترین علل اجتماعی مؤثر در رفتارهای کجروانه به حساب می‌آورند.

در تحقیقی با عنوان نگرشی بر بزهکاری نوجوانان پسر و دختر 18-15 ساله محبوس در یکی از زندان های شهر تهران که وابسته به کانون اصلاح و تربیت جوانان بوده است نشان داده شده که بی‌ثباتی و تزلزل خانوادگی عامل مهمی در بزهکاری نوجوانان است(فاروقیان،1353). مطالعه دیگری روی جوانان محبوس در یکی از زندان های شهر تهران انجام گرفته که نابسامانی های خانوادگی را به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر بزهکاری جوانان ذکر کرده است(هروی،1357). مطالعه دیگری نشان داد که اغلب جوانان 20-18 ساله کانون اصلاح ‌و تربیت زندان عادل‌آباد شیراز متعلق به خانواده‌های پرمشاجره بودند(جلیلی،1372). کلیه مطالعات نشان ‌دهنده نقش خانواده در جامعه‌پذیر شدن افراد است و بی‌ثباتی و از هم پاشیدگی خانواده زمینه‌ساز جرم و کجروی در بین افراد است. در مطالعات داداش‌زاده ‌فهیم (1383)، پولادی و شلویری (1378)، ربیع‌زاده و همکاران (1376) نیز مشکلات خانوادگی و نابسامانی های آن یکی از عوامل مؤثر در ارتکاب جرم و کجروی می‌باشد، که نتایج تحقیق حاضر نیز این امر را تأیید کرده است. بنابراین نتایج تحقیق مذکور قابل کاربرد در جامعه آماری مورد مطالعه می‌باشد.

پیشنهادها

    مهم ترین و مقدم ترین نهاد اجتماعی برای تربیت و آموزش و حمایت از اعضای خود و پیشگیری از وقوع جرم خانواده است، برای همین ایجاد روابط صمیمانه در خانواده کمکی است به افراد تا بتوانند مشکلات خود را صادقانه
با افراد خانواده در میان بگذارند و مجبور نباشند به محیط خارج از خانه
پناه ببرند.

اعتقادات مذهبی به عنوان اصلی ترین عامل خودکنترلی، افراد را از کجروی و رفتارهای نابهنجار و پرخطر دور نگه می دارد و طبیعتا هرچه فضای جامعه مذهبی‌تر باشد این خود کنترلی در بین شهروندان بیشتر می‌شود. تقویت اخلاقیات، بالا بردن آستانه تحمل مردم و پالایش احساسات و افکار منفی در نزد آنها نقش و تاثیر به سزایی دارد و در این بین یکی از اثرات مثبت مذهب و باورهای معنوی رسیدن به نکات فوق الذکر است. زیرا فرد متدین به سبب ایمان به خدا، ملزم کردن خود و رعایت اصول دینی و اخلاقی و باور به این که خداوند ناظر اعمال انسان هاست، بی شک بسیار آرام و متین و منطقی تر رفتار می کند و در برابر ناکامی‌ها و نا ملایمات، منطق و استدلال خودش را نمی بازد و تسلیم نمی شود و رفتارهای مجرمانه بسیار کم تر از او سر می زند. لذا مسئولان فرهنگی جامعه باید تمام تلاش خود را به کار گیرند تا فضای معنوی در کشور حاکم شود تا آمار جرم و جنایت نیز کاهش یابد.

توزیع عادلانه‌تر امکانات و احترام نهادن به شخصیت انسانی مجرمین که می‌تواند از میزان جرایم آنها بکاهد و در بروز استعدادهای آنها مؤثر افتد. به قول آلفرد مارشال هیچ اسراف و اتلاف در ثروت ملی بالاتر از این نیست که بگذاریم نابغه ای کوچک در یک خانواده فقیر و گمنام به دنیا آمده عمر خود را در انجام کارهای کم‌ اهمیت صرف کند.

منابع

1-     احمدی، ح. 1384، جامعه شناسی انحرافات، تهران، سمت.

2-     احمدی، ح. 1377، نظریه های انحرافات اجتماعی، شیراز، زر.

3-     بخشنامه وزارت دادگستری، شماره 1076/021/111، تاریخ 29/1/85 .

4-     جلیلی، م. 1372، بررسی عوامل مؤثر بر بزهکاری نوجوانان شیراز، ‌پایان نامه کارشناسی ارشد گروه جامعه شناسی، دانشگاه شیراز.

5-     خاکپور، م. 1374، جرم شناسی زنان ناسازگار، تهران، مؤسسه مطبوعاتی عطایی.

6- دانش، ت. 1379، مجرم کیست؟ جرم شناسی چیست؟، تهران، کیهان.

7-     ذوالفقارزاده، م. 1386، بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با کجروی های زنان، پایان نامه کارشناسی ارشد گروه  پژوهش اجتماعی، دانشگاه تبریز.

8-     ربیعی، ن. 1384، بررسی وضعیت اجتماعی اقتصادی زنان مجرم و بزهکار در شهر تهران، مجله اصلاح و تربیت، سال 4، شماره 50.

9- ساروخانی، ب. 1370، درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان، جلد اول.

10- سلیمی، ع و دیگری. 1380، جامعه شناسی کجروی، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه.

11-  شیخاوندی، د. 1373، جامعه شناسی انحرافات، تهران، مرندیز.

12-  شلویری، گ و دیگری. 1381، بررسی علل و عوامل ارتکاب جرم زنان زندانی استان خوزستان، مجله انجمن جامعه شناسان ایران، مقالات اولین همایش آسیب های اجتماعی در ایران، تهران، آگاه، جلد سوم.

13- علیخواه، ف. 1383، سنجش مفاهیم اساسی علوم اجتماعی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جلدهای 1 و2.

14- کوئن، ب. 1372، مبانی جامعه شناسی، ترجمه: غلامعباس توسلی، تهران، سمت.

15-  کی نیا، م. 1374، مبانی جرم شناسی، تهران، دانشگاه تهران،  جلدهای 1 و 2 .

16-  فاروقیان، م. 1353، نگرشی بر بزهکاری نوجوانان، ‌پایان نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

17- قجاوند، ک. 1388، کلیات جامعه شناسی انحرافات اجتماعی، مجله اصلاح و تربیت، سال هشتم، شماره 93 .

18- محققیان، ز. 1387، جامعه شناسی انحرافات، تهران، خورشید پرتوی.

19- محمدنبی، م. 1376، بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر انحرافات زنان، پایان نامه کارشناسی ارشد گروه پژوهش اجتماعی، دانشگاه شهید بهشتی تهران.

20-محمدی، ز. 1383، بررسی آسیب‌های اجتماعی زنان در دهه 80– 1370، تهران، شورای فرهنگی‌اجتماعی زنان.

 21- ممتاز، ف. 1381، انحرافات اجتماعی (نظریه ها و دیدگاه ها)، تهران، شرکت سهامی انتشار.

22- هروی، م. 1357، بررسی تحلیلی از آمار مجرمین خردسال شهرتهران،
‌پایان نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

 

    

 



استاد جامعه شناسی دانشگاه تبریز.   *

کارشناسی ‌ارشد جامعه شناسی.     **

E-Mail: z_bagheri233@yahoo.com  

1-  Lafon and Mishoo

[2]- Berjis

1-     احمدی، ح. 1384، جامعه شناسی انحرافات، تهران، سمت.

2-     احمدی، ح. 1377، نظریه های انحرافات اجتماعی، شیراز، زر.

3-     بخشنامه وزارت دادگستری، شماره 1076/021/111، تاریخ 29/1/85 .

4-     جلیلی، م. 1372، بررسی عوامل مؤثر بر بزهکاری نوجوانان شیراز، ‌پایان نامه کارشناسی ارشد گروه جامعه شناسی، دانشگاه شیراز.

5-     خاکپور، م. 1374، جرم شناسی زنان ناسازگار، تهران، مؤسسه مطبوعاتی عطایی.

6- دانش، ت. 1379، مجرم کیست؟ جرم شناسی چیست؟، تهران، کیهان.

1-     ذوالفقارزاده، م. 1386، بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با کجروی های زنان، پایان نامه کارشناسی ارشد گروه  پژوهش اجتماعی، دانشگاه تبریز.

2-     ربیعی، ن. 1384، بررسی وضعیت اجتماعی اقتصادی زنان مجرم و بزهکار در شهر تهران، مجله اصلاح و تربیت، سال 4، شماره 50.

9- ساروخانی، ب. 1370، درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان، جلد اول.

10- سلیمی، ع و دیگری. 1380، جامعه شناسی کجروی، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه.

11-  شیخاوندی، د. 1373، جامعه شناسی انحرافات، تهران، مرندیز.

12-  شلویری، گ و دیگری. 1381، بررسی علل و عوامل ارتکاب جرم زنان زندانی استان خوزستان، مجله انجمن جامعه شناسان ایران، مقالات اولین همایش آسیب های اجتماعی در ایران، تهران، آگاه، جلد سوم.

13- علیخواه، ف. 1383، سنجش مفاهیم اساسی علوم اجتماعی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جلدهای 1 و2.

14- کوئن، ب. 1372، مبانی جامعه شناسی، ترجمه: غلامعباس توسلی، تهران، سمت.

15-  کی نیا، م. 1374، مبانی جرم شناسی، تهران، دانشگاه تهران،  جلدهای 1 و 2 .

16-  فاروقیان، م. 1353، نگرشی بر بزهکاری نوجوانان، ‌پایان نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

17- قجاوند، ک. 1388، کلیات جامعه شناسی انحرافات اجتماعی، مجله اصلاح و تربیت، سال هشتم، شماره 93 .

18- محققیان، ز. 1387، جامعه شناسی انحرافات، تهران، خورشید پرتوی.

19- محمدنبی، م. 1376، بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر انحرافات زنان، پایان نامه کارشناسی ارشد گروه پژوهش اجتماعی، دانشگاه شهید بهشتی تهران.

20-محمدی، ز. 1383، بررسی آسیب‌های اجتماعی زنان در دهه 80– 1370، تهران، شورای فرهنگی‌اجتماعی زنان.

 21- ممتاز، ف. 1381، انحرافات اجتماعی (نظریه ها و دیدگاه ها)، تهران، شرکت سهامی انتشار.

22- هروی، م. 1357، بررسی تحلیلی از آمار مجرمین خردسال شهرتهران،
‌پایان نامه کارشناسی ارشد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.